
Sign up to save your podcasts
Or


امیلیانو زاپاتا، جوانی مکزیکی، عضوی از گروه فرستادگان مردم، به اتفاق دیگر اعضا، نزد رئیس جمهور «پورفیریو دیاز» می روند تا ضمن شکایت به رئیس جمهور، اطلاعات مربوط به فساد و بی عدالتی موجود را در اختیار وی بگذارند، اما دیاز با بیتوجهی شکایت آنان را رد میکند. درنتیجه این اتفاق، زاپاتا ناگزیر همراه با برادرش «اوفمیو»، شورشی بزرگ را آغاز میکند. در اثر تلاشهای او سرانجام رئیس جمهور دیاز سرنگون میشود و «مادرو» جای او را میگیرد؛ اما زاپاتا با تاسف و تأثر درمییابد که هیچ چیز تغییر نکرده است. فساد و بی عدالتی در رژیم جدیدی که جایگزین رژیم قبلی شدهاست، به هیچ وجه کمتر از آن رژیم نیست. برادر خود او، اوفمیو، برای خویش بساط یک دیکتاتور کوچک را تدارک دیده و درصدد است تا هرآنچه میخواهد، بدون کوچکترین توجهی به قانون، به دست بیاورد. در نتیجه زاپاتا تصمیم می گیرد که...
.
کارگردان
میکائیل شهرستانی
تهیهکننده رادیویی
عذرا وکیلی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
محمود آیت
تدوین کتاب گویا
راحله قاسمی جو
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
بازیگران اداره کل نمایش , خسرو فرخزادی , بیوک میرزایی , میکائیل شهرستانی
باغ وحش شیشه ای، حکایت مشکلات و سرخوردگیهای خانواده وینگفیلد در جامعه شهری- صنعتی آمریکاست.
مادر (آماندا) و دو فرزندش، تام و لورا، در شهر سنت لوئیس زندگی می کنند. پدر خانواده سالها قبل، با رویای سفر به سرزمینهای ناشناخته، از خانه خارج شده و غیر از قاب عکسی روی دیوار، چیزی از او برجا نمانده است.
تام در یک کارخانه کفشسازی کار می کند و حقوق بخورونمیری میگیرد و البته از کارش راضی نیست. او اعتقاد دارد: انسان به طور غریزی یک عاشق است، یک شکارچی، یک جنگجو و هیچکدام از این غرایز در کارخانه ها ارضا نمیشوند.
تام برای رهایی از سرخوردگیهای خود به سینما و سرگرمیهای دیگر پناه میبرد و البته در فکر راهی است که پدر سالها قبل رفته است، اما لورا نقص جسمانی یعنی لنگی مختصری در راه رفتن دارد و به همین خاطر دچار انزوا و سرخوردگی است. او هیچ دوستی ندارد، منزوی و خجالتی است؛ تنها دلخوشی او کلکسیونی است که از حیوانات شیشه ای دارد.
آماندا نیز بدون مشکل نیست. او نیز سرخورده از غیبت همسر، زندگی خود را وقف فرزندانش کرده و اکنون نیز گرفتار مشکلات آنهاست. مکانیزم دفاعی او نیز سیر در خاطرات گذشته و ایام جوانی باشکوه خود است.
آماندا از تام میخواهد که برای بهبود وضعیت لورا، یکی از همکاران مجرد خود را برای شام دعوت کند تا از این طریق بتواند همدمی (و شاید هم همسری) برای دخترش دستوپا کند ...
*اینجا بدون من فیلمیست به کارگردانی بهرام توکلی که در سال ۱۳۸۹ تولید و در تابستان ۱۳۹۰ اکران شد. فیلمنامه این فیلم اقتباسی از نمایشنامه باغ وحش شیشهای اثر تنسی ویلیامز است.
فاطمه معتمدآریا برای بازی در این نمایش برنده جایزه بهترین بازیگر زن در سی و پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مونترال کانادا شد.
*این نمایشنامه را حمید سمندریان ، امیرمحمد جوادی و مرجان بختمینو به فارسی ترجمه کردهاند.
.
کارگردان: حمید سمندریان
تهیهکننده رادیویی
محمود مختاری
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
جمال احمدی پور
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
بازیگران
افسانه ماهیان , آشا محرابی , حامد بهداد , محمد داودی
خایمه سبایوس»، به همراه پسرش، در حال ترکِ زادگاهش، برای توضیح علتِ جلای وطن، داستان خاندان سبایوس را روایت کرد. او به پسرش (رودولفو) چگونگی اوج گرفتن خانوادهی سبایوس و تبدیل شدن آنها به یکی از خانوادههای طبقهی اشراف را توضیح داد و گفت که پدرش چطور پس از ازدواج با یکی از زنان طبقه پایین به نام «آدلینا»، زندگی جدیدی را بعد از مرگ «پیپ» و «گرمینا» آغاز کرد. او توضیح داد که عمه آسانسیون و شوهرش «خورخه بالکارسل»، آدلینا را مجبور به ترک خانه سبایوسها کردند. بعد از به دنیا آمدن خایمه در خانهی پدر آدلینا، عمه آسانسیون بچه را از مادرش جدا کرد و به خانهی سبایوسها آورد تا خودش او را بزرگ کند. پدر خایمه هیچ وقت تلاشی برای برگرداندن آدلینا نکرد و مهار زندگیاش را به دست بالکارسل سپرد. بالکارسل با وصل کردن خودش به سیاست و رباخواری و اجاره املاک، موفق شد زندگی اشرافی خود را احیا کند و ادارهی امور خانوادهی سبایوس را در اختیار بگیرد. خایمه بزرگ شد و تحت تعلیمات مذهبی آسانسیون، تصمیم گرفت که کشیش شود؛ اما با مخالفت عمه و عمو بالکارسل مواجه شد. برخورد سرد و آمرانه عمو و عمه، خایمه را به طرف پدرش سوق داد؛ پدری که تا آن زمان با او بیگانه بود.
.
کارگردان
جواد پیشگر
ترجمه / اقتباس شنیداری
سعید اسدی
تهیهکننده رادیویی
شهریار کرمی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
محمد رضا محتشمی
بازیگران
علی عمرانی , رضا عمرانی , احمد آقالو , محمد عمرانی , جواد پیشگر ، مهرداد مهماندوست , سینا نیکوکار , بهروز مسروری , فریبا متخصص , مهین فردنوا , مینو جبارزاده , فریدون محرابی , احمد گنجی , عبدالعلی کمالی , مظفر مقدم , حبیب بختیاری , ژاله علو , احمد شمس آصف , عباس وفایی , صفا آقاجانی , علی تاجمیر , صدیقه کیانفر , مجید همزه , اسماعیل بختیاری , محمد رضاعلی ,
سایر عوامل
نوازنده گیتار: شایان مسروری
ادواردو پلار پزشک مجرّد انگلیسیتبار است. او در کودکی، به همراه مادرش، پاراگوئه را ترک کرد و برای فرار از آشفتگیهای سیاسی به بوینوس آیرس رفت. پدر انگلیسی وی در پاراگوئه بهعنوان یک شورشی سیاسی باقی ماند و بهجز یک نامه، آنها دیگر خبری از او ندارند. هنگامی که پلار به کورینتس رفت، با دو ساکن انگلیسی دیگر در آنجا آشنا شد. یک معلم انگلیسی پیر و عبوس (هامفریس) و کنسول افتخاری انگلیس (چارلز فورتنام) که یک الکلیِ طلاقگرفته و ترحمبرانگیز است که از موقعیت خود سوءاستفاده میکند. آشنای دیگر پلار، جولیو ساوودرا، نویسندهای فراموششده است. در این شهرِ آرژانتین، گروهی از انقلابیون پاراگوئه، «چارلز فورتنام» را بهاشتباه میربایند. دکتر ادواردو پلار، پزشکی محلی، به عنوان مذاکرهکننده بین شورشیان و مقامات عمل میکند. این شخصیتها، ناجوانمردانه، نمایشی پوچ از شکست، امید، عشق و خیانت را در برابر هرجومرج سیاسی بازی میکنند. «کنسول افتخاری» هم یک رمان خیرهکنندهی پر از تعلیق است و هم یک مطالعهی روانشناختی و جامعهشناختی دربارهی فساد شخصی و سیاسی.
.
کارگردان
مجید همزه
ترجمه / اقتباس شنیداری
محمد یعقوبی
تهیهکننده رادیویی
فرهنگ جولایی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
امیر میریان
تدوین کتاب گویا
موناخسروی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
جواد پیشگر , علی عمرانی , محمد عمرانی , رضا عمرانی , میکائیل شهرستانی , همایون ایران پوی , شهین نجف زاده , مظفر مقدم , بهرام ابراهیمی , ژاله علو , علی اصغر دریایی , سینا نیکوکار , فریبا طاهری , عبدالعلی کمالی , حمید یزدانی , عباس وفایی , مهین فردنوا
دختر جوان و زیبایی به نام «ایو هرینگتون» که عاشق بازی بانوی هنرپیشه ای به نام «مارگو چنینگ» است، هر شب به سالن اجرای تئاتر می رود تا نمایش او را تماشا کند. ایو برای اینکه پول کمتری بابت بلیت بدهد، در سانس فوق العاده و به حالت ایستاده نمایش را می بیند. حضور همیشگی او در سالن، باعث جلب توجه هنرپیشه تئاتر می شود و می خواهد این دختر جوانِ شیفته تئاتر را ملاقات کند. ایو در پشت صحنه نمایش، داستان غمانگیز زندگی خود را برای عوامل تئاتر تعریف می کند. «بیل»، نامزد مارگو، برای کمک به او پیشنهاد می کند ایو همراه آنها باشد و در کارهای پشت صحنه تئاتر و امور شخصی زندگی مارگو، به او کمک کند. این نزدیکی و حوادثی که رخ می دهد، به تدریج باعث می شود که ایو شخصیت واقعی خود را نشان دهد. مدتی بعد بازیگر ذخیره نقش مارگو باردار می شود و ایو هرینگتون که در این مدت، همه حرکات و رفتار و حتی دیالوگهای مارگو را تمرین کرده، به بازیگر ذخیره او تبدیل می شود. این قدم بزرگی برای شروع کار هنرپیشگی اوست و ایو این راه را با فریب دادنِ همه عوامل نمایش پیش می برد تا جایی که ...
.
کارگردان
مهین فردنوا
ترجمه / اقتباس شنیداری
مهناز یارمحمدی
تهیهکننده رادیویی
فریبرز گلبن
سردبیر رادیویی
مرضیه رشیدبیگی
افكتور
محمدرضا قبادی فر
صدابردار
محمود آیت
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
فریبا متخصص , آشا محرابی , احمد آقالو , مهین فردنوا , ایوب آقاخانی , زهره مجابی , رضا عمرانی , فریبا طاهری , علی اصغر دریایی , مهدی نمینی مقدم , احمد گنجی , نازنین مهیمنی , سیما خوش چشم , شهرزاد عبدحق
رمان «زنان گمشدگان» که اثری بی زمان است، نماد هراس آور و خوفناک موقعیت سیاسی کشورهای آمریکای لاتین در زمان حکومت استبداد است. این رمان تلاش زنان روستایی یونانی را به تصویر می کشد که در دوران اشغال یونان به دست نیروهای آلمانی، به مقابله با سروان فاشیستی که اداره امور روستای آنها به نام «لانگا» را به عهده دارد، برمی خیزند. در جریان این رمان، آب رودخانه لانگا، جسدی را به دهکده می آورد که قابل شناسایی نیست و توسط نیروهای ارتشی به سرعت دفن می شود. در این میان پیرزنی به نام «سوفیا» ادعا می کند که جسد متعلق به شوهر گمشده ی اوست و باید به او تحویل داده شود تا با مراسمی شایسته به خاک سپارد. ارتش با او مخالفت می کند و برای همین سوفیا خودسرانه با کمک زنهای دهکده جسد را نبش قبر می کنند . سروان «گئورگاکیس» به پدر گابریل پناه می برد تا مردم را آرام کند، اما پدر گابریل پس از آرام کردن مردم، به آنها پیشنهاد می دهد که برای مستأصل کردن بیشتر ارتش ، همگی ادعا کنند که صاحب آن جسد هستند. یک قاضی از طرف دولت به لانگا فرستاده می شود تا مسئله را حل کند، اما...
.
راوی
مریم نشیبا
کارگردان
علی عمرانی
ترجمه / اقتباس شنیداری
ایوب آقاخانی
تهیهکننده رادیویی
عذرا وکیلی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
امیر میریان
تدوین کتاب گویا
راحله قاسمی جو
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
میکائیل شهرستانی , ایوب آقاخانی , مهین نثری , امیر جوشقانی , رحمان باقریان , شهیندخت نجف زاده , پیام حسینیان , ناهید مسلمی , سعیده فرضی , آشا محرابی , علی تاجمیر
جیک گیتس، کارآگاه خصوصی لس آنجلسی، متخصص در امور افشای خیانتهای زناشویی، به استخدام خانم مولوری در میآید تا پرده از راز خیانت شوهرش بردارد. آقای مولوری، سرمهندس شرکت آب و برق لس آنجلس، درگیر پروژهای درباره ی سدسازی و آبرسانی در زمان قحطی است. گیتس او را تعقیب میکند و به زودی چند عکس رسواکننده که از او گرفته شده و نشانه خیانتش بود، به طور اتفاقی در یکی دو روزنامهی محلی چاپ میشود؛ اما خیلی زود خانم مولوری واقعی به این عمل کارآگاه اعتراض میکند و مشخص میشود همگی قربانی ماجرای رازآلودی شدهاند که هدف اصلی آن بیآبرو کردن آقای مولوری بوده است. جیک گیتس تصمیم میگیرد زن مرموزی که او را ابتدای ماجرا استخدام کرده بود، پیدا کند؛ اما با کشته شدن آقای مولوری داستان شکل دیگری به خود میگیرد و....
.
کارگردان
رضا عمرانی
ترجمه / اقتباس شنیداری
مجید نظری نسب
تهیهکننده رادیویی
محمد مهاجر
سردبیر رادیویی
مرضیه رشیدبیگی
افكتور
محمدرضا قبادی فر
صدابردار
محمود آیت
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
رضا عمرانی , امیر جوشقانی , نازنین مهیمنی , شمسی صادقی , مهرداد عشقیان , عباس وفایی , مهین نثری , نگین خواجه نصیر , محمد رضاعلی , احمد گنجی , مهدی نمینی مقدم , علی تاجمیر , هنگامه محمودی , بیوک میرزایی , شهین نجف زاده , مهدی طهماسبی , رضا خندان
همشهری کین داستان زندگی مردیست به نام چارلز فاستر کین. مرد ثروتمندی که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی است و از قدرت و نفوذ زیادی در ایالات متحده برخوردار است. آقای کین مرد قدرتمندی است و در پشت پرده ی سیاست روز حضور دارد.او این قدرت را نه به سبب انتخاب دمکراتیک مردم، بلکه با ابزار رسانه ای عظیمی که دارد بدست آورده و افکار عمومی را بوسیله ی روزنامه هایش تحت کنترل دارد اما تراژدی از زمانی آغاز می شود که آقای کین به سبب غرور و خودخواهی عظیمی که دارد شکست می خورد. شکست اول او زمانی است که رقیب انتخاباتی او داستان رابطه ی خصوصی او را با زنی به نام سوزان که یک خواننده ی بی استعداد اوپراست برای روزنامه ها فاش میکند و آقای کین در انتخابات فرمانداری شکست می خورد. شکست دوم هم زمانی برایش رخ می دهد که سوزان، در حالی که از خودخواهی های آقای کین و زندگی سرد و خاموش در قصر بزرگ زنادو خسته شده، آقای کین را ترک میکند. چیزی که این نمایش را به اثری خاص تبدیل میکند این است که قهرمان و ضد قهرمان هردو یک نفر و شخص آقای کین هستند و داستان شاید بیانگر روندی است که یک شخص باهوش و موفق را به یک دیکتاتور و در نهایت به یک شکست خورده تبدیل می کند. *تهیهکننده فیلم مستند زندگی "کین" از گزارشگر تامسون میخواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند. "فاستر کین" شخصیتی بسیار جنجالی بود و در بین آمریکاییها میلیونها طرفدار و مخالف داشت. او در جوانی ثروت عظیمی را به ارث برده بود، اما از بین آن همه ثروت و معادن برجامانده، تنها یک روزنامه ورشکسته را انتخاب کرد. در اداره روزنامه نیز شیوهای جدید و جنجالی در پیش گرفت و درنهایت ثروت فراوان و قدرت عظیم خود را به باد داد. پس از شکستهای پیدرپی در زندگی شخصی و کاری، سرانجام خود را به خلوت و تنهایی زانادو ( قصری که زمانی آن را برای همسرش ساخته بود) تبعید کرد و در آنجا پس از سالها عزلت در سال ۱۹۴۱ از دنیا رفت. تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه میکند و داستان کین در رشتهای از فلشبکها شکل میگیرد. ابتدا او به همسر دوم کین، سوزان الکساندر، مراجعه میکند؛ اما او حال مساعدی ندارد و حاضر به گفتوگو نمی شود.... گفتنی است در انتهای این کتاب گویا، علی جعفری فوتمی، نقدی از این فیلم ارائه میدهد.
.
کارگردان
اکبر زنجان پور
ترجمه / اقتباس شنیداری
پیمان مجیدی
تهیهکننده رادیویی
ماهداد توکلی
سردبیر رادیویی
مرضیه رشیدبیگی
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
احمد آقالو , صدیقه کیانفر , شمسی صادقی
روپرت فوستر به جنایات بسیاری علیه اوپوزیسیون دست زده است. او دستگیر و زندانی می شود. همسرش، کیت، در انتظار او میماند. او برای تنها نبودن افراد گوناگونی را به خانهی اشرافی بزرگش راه میدهد؛ صدر اعظم هم گاهگاهی به خانه او میآید و با او درددل میکند. «هری لنکستر» یک فیلمساز است و قصد دارد تا با حمایت کیت، فیلمی از شرایط اجتماعی بسازد. او مورگن، دختر آوارهای را به خانه کیت میآورد و به او قول میدهد که در فیلمش بازی کند. فوستر تحتالحفظ آزاد میشود. افراد خانه را میبیند و با مورگن هم آشنا می شود و سادگی دختر، او را تحت تأثیر قرار میدهد. ازسویی صدراعظم به او میگوید که یا باید خودکشی کند تا به عنوان مقصر جنایات جنگی معرفی شود، یا این که محاکمه شود. او ابتدا مرگ را میپذیرد، اما نفوذ مورگن، نظرش را عوض میکند....
.
کارگردان
محمد یعقوبی
ترجمه / اقتباس شنیداری
افسون فروتن
تهیهکننده رادیویی
ماهداد توکلی
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
علی حاجی نوروزی
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
رحمان باقریان , ریما رامین فر , علی گوهری , هومن برق نورد , نیما رئیسی , احمد مهران فر , پیام حسینیان , مهتاج نجومی
هام درواقع در برزخ خویشتن گرفتار شده و بارها تأکید میکند بیرون از اینجا مرگ است؛ مرگی که همه کائنات را در کام خود فروبرده و کلاو میان این دو دنیا در رفتوآمد است. هام و کلاو، به مرگ آگاهی کامل دارند و میدانند که قادر به تغییر سرنوشت و آینده خویش نیستند؛ از اینرو به راهحلهای مختلفی میاندیشند تا گذشت زمان و مرگ را فراموش کنند، مانند: رجوع به خاطرات، گفتوگوهای بیهدف و پوچ. آنها آخرین حضور خود را در زندگی نمایش میدهند. انتظار برای بهدست آوردن آرامش و رهایی از درد از سوی هام، نه فقط از بار پوچی این نمایش کم نمیکند، بلکه آن را قوت میبخشد؛ چراکه در پایان درمییابد که مسکنهایش تمام شده و این تباهی انتظارش را نمایان میسازد. نیرویی نامرئی همانند یک طناب، شخصیتها را به هم پیوند داده است. آنها تمایل به ترک یکدیگر دارند، اما تواناییاش را ندارند. کلاو بارها بیان میکند که میخواهم تنهایت بگذارم، اما چنین کاری نمیکند؛ آنها وابسته و محتاج یکدیگرند. زندگیشان یک کلیشه تکراری است؛ مثل روزمرهگی یا به عبارتی روزمرگی که بر زندگی انسان معاصر سایه افکنده است. هام و کلاو همزیستی پیدا کردهاند و اگر بخواهیم کمی سیاسی به این ماجرا نگاه کنیم، کلمهی «استعمار» کاملاً مناسب است؛ چراکه کلاو زیر سلطهی هام است و به این سلطه آگاه است. هام نماد جامعه سرمایهداری است که امید را رها کرده و میخواهد در این برهه از زمان، منافع خود را تأمین کند.
.
کارگردان
پری صابری
ترجمه / اقتباس شنیداری
رویا اسدی
تهیهکننده رادیویی
مهتاب امینی
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
جمال احمدی پور
تدوین کتاب گویا
مهرنوش محتشمی
دبیر سرویس
سارا عشقی نیا
بازیگران
محمد حاتمی , سهیلا رضوی , غلامرضا طباطبایی , جمشید لایق
نوازنده : کارنا کیمیایی
From the publisher's feed
بعضی داستانها برای خوانده شدن نوشته نشدهان؛ برای شنیده شدن ساخته شدهان.
در «پرده نمایش»، سراغ معروفترین و ماندگارترین رمانهای جهان ادبیات میریم و اونها رو از روی کاغذ…
از عشق و جنایت و تراژدی گرفته تا ماجراجویی، ترس، فلسفه و زندگی آدمهایی که ادبیات جهان رو تغییر دادن.
اینجا هر رمان فقط یک روایت نیست؛ یک صحنه است، یک جهان است، و شما تماشاگرِ آن با گوشهایتان هستید.
هملت — مکبث — شاه لیر — اتللو (ویلیام شکسپیر)
جنگ و صلح — آنا کارنینا (لئو تولستوی)
جنایت و مکافات — برادران کارامازوف — ابله (فئودور داستایفسکی)
دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی)
ناتور دشت (جی. دی. سلینجر)
گتسبی بزرگ (اف. اسکات فیتزجرالد)
خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر)
خوشههای خشم — موشها و آدمها (جان اشتاینبک)
پیرمرد و دریا — وداع با اسلحه (ارنست همینگوی)
صد سال تنهایی — عشق سالهای وبا (گابریل گارسیا مارکز)
الف (خورخه لوئیس بورخس)
بیگانه — طاعون (آلبر کامو)
تهوع (ژان پل سارتر)
مرشد و مارگاریتا (میخائیل بولگاکف)
لولیتا (ولادیمیر ناباکوف)
سبکی تحملناپذیر هستی (میلان کوندرا)
پدران و پسران (ایوان تورگنیف)
ژرمینال (امیل زولا)
ماجراهای هاکلبری فین (مارک تواین)
قلب تاریکی — لرد جیم (جوزف کنراد)
مسخ — محاکمه — قصر (فرانتس کافکا)
اولیس — چهره مرد هنرمند در جوانی (جیمز جویس)
خانم دالووی — به سوی فانوس دریایی (ویرجینیا وولف)
داستان گنجی (موراساکی شیکیبو)
رابینسون کروزوئه (دانیل دفو)
سفرهای گالیور (جاناتان سوئیفت)
کاندید (ولتر)
رنجهای ورتر جوان — فاوست (یوهان ولفگانگ گوته)
غرور و تعصب — اما — عقل و احساس (جین آستن)
فرانکنشتاین (مری شلی)
سرخ و سیاه (استاندال)
بابا گوریو — توهمات گمشده (اونوره دو بالزاک)
بینوایان — گوژپشت نوتردام (ویکتور هوگو)
کنت مونتکریستو — سه تفنگدار (الکساندر دوما)
الیور توئیست — دیوید کاپرفیلد — آرزوهای بزرگ — داستان دو شهر (چارلز دیکنز)
بلندیهای بادگیر (امیلی برونته)
جین ایر (شارلوت برونته)
مادام بوواری (گوستاو فلوبر)
میدلمارچ (جورج الیوت)