
Sign up to save your podcasts
Or


همینگوی طبیعت بکر آفریقا را عاشقانه دوست دارد و در تمامی لحظات این سفر از آن به نیکی و زیبایی یاد میکند. هرچند در مدت چندروزی که سفر خودش را به همراه گروهش آغاز کرده نتوانسته شکار کند، اما همچنان مصمم تلاش میکند تا بز کوهی بزرگی را شکار کند. او درطول سفر با شخصی به نام «کاندینسکی» برخورد میکند که بهعلت خرابی کامیونش شبی را در کمپ آنها میگذراند و در گفتوگویی که میان آنها آغاز میشود، همینگوی بخشی از نظرات خودش را دربارهی طبیعت، مردم آفریقا و همینطور پیرامون ادبیات و هنر بیان میکند. کاندینسکی از اینکه با چنین نویسندهی بزرگی در چنین مکانی آشنا شده، احساس شعف و شادمانی میکند. اما از طرفی همینگوی همچنان دوست دارد شکار موردنظر خودش را ببیند و به طرفش شلیک کند... این اثر نمایشی برگرفته از کتاب «تپههای سبز آفریقا»، نوشتهی ارنست همینگوی، در سال ۱۹۳۵ است. در کتاب تپههای سبز آفریقا با یک اثر غیرداستانی از همینگوی روبهرو میشویم. او به ماهیگیری، گاوبازی و شکار علاقهی فراوانی داشت و این علاقه را در آفریقا، به مدت یک ماه بهطور جدّی دنبال کرد. تپههای سبز آفریقا نتیجهی این یک ماه است. برخی این کتاب را شکار ادبی میدانند، چرا که برای همینگوی فرصتی به ارمغان میآورد تا اثری مطلقاً واقعی بنویسد. او درواقع با این کار میخواست ببیند که آیا نوشتن اثری بدین صورت و بدون داشتن عناصر تخیل، میتواند با یک اثر تخیلی رقابت کند و برای خواننده جذاب باشد.
.
کارگردان
جواد پیشگر
تدوین کتاب گویا
سید علی میرطالبی پور
تهیهکننده رادیویی
مهتاب امینی
سردبیر رادیویی
مهدی شرفی
افكتور
محمدرضا قبادی فر
صدابردار
امیر میریان
بازیگران
اسماعیل بختیاری , شهین علیزاده , علی تاجمیر , بهرام سروری نژاد , علی زرینی , میرطاهر مظلومی , عباس وفایی , عباس توفیقی , مهدی نمینی مقدم , رحمان باقریان
«پروفسور فیلیپ فیلیپوویچ براوژنسکی» برای انجام آزمایش خود، سگ مجروحی را از خیابان پیدا می کند و اسم سگ را «شاریک» می گذارد. پروفسور با همکاری دستیارش، دکتر برومنتال، با انجام عمل جراحی سخت و نادری، سگ را تبدیل به انسان می کند. برای این کار، غده هیپوفیز یک انسان مرده را در جمجمه سگ میگذارند. جسم سگ رفتهرفته به شکل انسان درمیآید و بهتدریج، سگ توانایی سخن گفتن را نیز پیدا می کند؛ اما نکته ای که درنظر گرفته نشد، این بود که غده هیپوفیز متعلق به یک مجرم سابقه دار بوده و حالا موجب بروز رفتارهای زننده ای از سوی سگ شده است که سبب ناراحتی پروفسور می شود. سگ حتی برای خود اسم عجیبی نیز انتخاب میکند: «پلیگراف پلیگرافوویچ شاریکوف». در ساختمان محل زندگی و کار پروفسور، یک کمونیست دوآتشه نیز زندگی می کند که برای دکتر مزاحمت هایی ایجاد می کند و ...
کارگردان
صدرالدین شجره
ترجمه / اقتباس شنیداری
محمد یعقوبی
تهیهکننده رادیویی
محمد مهاجر
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
علی حاجی نوروزی
بازیگران
ثریا قاسمی , میکاییل شهرستانی , مهین نثری , مظفر مقدم , راضیه مومیوند , نورالدین شجره , فریبا متخصص , صدیقه کیانفر , عبدالعلی کمالی , رویا فلاحی , محمد پورحسن , علی میلانی , محمد آقامحمدی , عباس وفایی , عباس توفیقی , صمد پل سنگی , احمد آقالو
پدر آگوستینا که سرهنگ بازنشسته است و در جنگ رشادتها کرده، ۴۰ سال پیش نامش در گروه ارتشیها برای بازنشستگی ثبت شده است. او در کنار همسرش در شرایط بسیار بدی در فقر زندگی می کنند. سرهنگ خروس جنگی پسرش آگوستینا را در خانه نگه داشته است و از آن مراقبت می کند. اگر چه خود غذای کافی برای سیر کردن شکم شان ندارند، غذای خروس را تهیه می کنند. آنها شروع به فروختن لوازم شخصی شان می کنند؛ چیزهایی مانند حلقهی ازدواج، ساعت و ... اکنون ۱۵ سال است که سرهنگ هر جمعه به پست میرود، کیسه نامه ها را بررسی می کند اما هنوز نامه ای برای بازنشستگی اش نرسیده و او هربار دست خالی به خانه بر میگردد. همسرش تمایل دارد خروس را که نشان از مرگ پسر دارد، بفروشند تا به نوایی برسند؛ اما سرهنگ و هم قطاران پسرش راضی نیستند و روی خروس شرط بندی کرده اند. سرهنگ تصمیم میگیرد نزد وکیلش برود و جریان پرونده بازنشستگیاش را لغو کند. او، خود، نامهای به وزارت جنگ مینویسد و شرایطش را شرح میدهد، اما باز هم خبری نمیشود. حالا خروس و مسابقه خروسهای جنگی تنها راه و انتقامی است که میشود از مرگ پسر گرفت. * «کسی به سرهنگ نامه نمینویسد» عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت؛ در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آنهاست.
.
کارگردان: میکائیل شهرستانی
ترجمه / اقتباس شنیداری
امین قنبری
تهیهکننده رادیویی
عذرا وکیلی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
علی حاجی نوروزی
بازیگران
مهین نثری , راضیه مومیوند , نگین خواجه نصیر , احمد ایرانی خواه , علی میلانی , مسعود زنوزی راد , احمد گنجی , عباس وفایی , توران مهرزاد , هرمز سیرتی , محمد رضاعلی , شمسی صادقی , مهدی طهماسبی , ناهید مسلمی , علی زرینی , اکبر زنجان پور , مصطفی عبداللهی , بهروز مسروری
او از آمریکا و تمدنش تنها به «گری کوپر» دل بسته است؛ همان چهرهای که مظهر جسارت و راستی بود. تابستان است و کاروبار مربیهای جوان اسکی کساد است. بچههای کلبهی «بگ مورنگ» که در ارتفاعات سوئیس قرار دارد، همه مردان جوان و آسوپاسی هستند که درواقع «بگ» صاحب کلبه ی کوهستانی، خرج همه ی آنها را میدهد. در این کلبه وقایع مختلفی روی میدهد؛ ازجمله بحثها و جدالهای سیاسی و ایدئولوژی در بین جوانها (که درواقع همه بینتیجه است). در این بین بگ، طالع «لنی» را از روی فنجان قهوهاش به او میگوید: به او هشدار میدهد که از عقرب و عاشق شدن بپرهیزد و هرگز در ماداگاسکار هوایی نشود، چون برایش خطر دارد. لنی ۵۰ فرانک از بگ قرض می گیرد تا خود را به ژنو برساند، ظاهراً برایش کاری پیدا شده است. در ژنو، حین کار، لنی با عربی الجزایری به نام «آنژ» آشنا میشود که به ظاهر به منظور کار غیرقانونی نیاز به ماشین دختر جوانی به نام «جس دوناهیو» دارد که دارای نمره ی ۳۰۳۰ است که نشانه ی مصونیت سیاسی است. جس دختر کنسول آمریکا در سوئیس است و لنی باید با او باب آشنایی را باز کند. جس نیز از نظر مالی در مضیقه است؛ چراکه پدرش عملاً سر کار نمی رود و به دلیل اعتیاد به الکل در مرکز بازپروری است و او مجبور است از دوستانش پول قرض کند. جس برای مرخص کردن پدرش به مرکز بازپروری میرود و در راه بازگشتن به منزل از وضع نابسامان مالیات به پدرش میگوید. آلن، پدر جس را به اسم بازنشستگی پیش از وقت از خدمت منفصل می کند، اما آلن به جس میگوید که کار دیگری به او پیشنهاد شده است. جس، لنی را برای دومین بار کنار دریاچه ای ملاقات می کند. در بین صحبتها جس متوجه میشود که لنی یک آمریکایی آس و پاس است و از او دعوت می کند که به منزل آنها برود. لنی با یک چمدان بسیار سبک به همراه جس به منزل آنها می رود. صبح جس متوجه می شود که لنی منزل را ترک کرده است. جس، لنی را در جاده با یک چمدان بسیار سنگین پیدا می کند و کمابیش حدس می زند که لنی در کار قاچاق است و تنها دلیل نزدیکی و دوستیاش با جس، به دلیل مصونیت سیاسی اوست. اما لنی اظهار میکند خودش ناچار است این کار را انجام دهد، اما حاضر نیست دختری مثل جس را وارد این ماجرا کند. جس با پدرش در رستورانی ملاقات می کند و با هم درباره مسائل روز و کار جدیدی که به آلن پیشنهاد شده و ظاهراً مشکوک است، گفتوگو می کنند. لنی تصمیم میگیرد که کار و پول و جس را به کلی رها کند و دوباره به ارتفاعات برگردد، چون احساس خطر میکند؛ احساس خطری که ناشی از حس علاقه و عشق نسبت به جس است و او ابدا نمیخواهد دچار چنین تعلق خاطری شود، اما او هنگام اسکی در ارتفاعات ناگهان تصمیمش عوض میشود و به ژنو برمی گردد... *** «خداحافظ گَری کوپر» رمانی فلسفی-سیاسی از نویسنده فرانسوی «رومن گاری» است. رمان دربارهی فلسفه زندگی جوانی ۲۱ ساله به نام «لنی» است که از زادگاه خود (آمریکا) به کوههای سوییس پناه میبرد. لنی پسری است که از پایبندی گریخته است. شعار او آزادی از هرگونه تعلقی است. او اسکیبازی است که به ارتفاعات میرود تا از قید تعلقات و مسائل پوچ روزمره جدا شود؛ اما در یکی از سفرهایش به شهر، عاشق دختری میشود و تمام اصول زندگیش زیر و رو میگردد.
.
کارگردان: اکبر زنجانپور
تدوین: فاطمه منشیپور
ترجمه / اقتباس شنیداری
گلچهره دامغانی
تهیهکننده رادیویی
فرهنگ جولایی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
پیروز صدرایی
بازیگران:
هادی کمالی مقدم , مهرداد عشقیان , شهین علیزاده , احمد ایرانی خواه , هرمز سیرتی , نوشین حسن زاده , مهرداد مهمان دوست , محمد آقامحمدی , کرامت رود ساز , مهدی طهماسبی , عبدالعلی کمالی , احمد گنجی , ناهید مسلمی , ایوب آقاخانی , گلچهره دامغانی , پیام دهکردی , مینو جبارزاده , محمد حسین مجدزاده , محمد رضاعلی , بهرام سروری نژاد , امیر بختیاری , امیر زنده دلان , علی تاجمیر , احمد آقالو , مصطفی عبداللهی , امیر فرحان نیا
گوردون کامستاک، نویسنده و شاعر ناکام، در یک کتابفروشی قدیمی کار میکند و در فقر کامل روزگار می گذراند. رابطه او با رزماری دختری که به او دلبسته است چندان خوب نیست و گوردون تلاش می کند تا این رابطه را بهتر کند. از سوی دیگر راولستون دوست گوردون که یک سوسیالیست است سعی دارد گوردون را به حزب سوسیالیسم دعوت کند، اما گوردون عقاید دیگری دارد. او با پول دشمن است و فکر می کند همه مشکلات و مسائل جهان به خاطر پول است. رزماری به گوردون پیشنهاد میدهد برای یک پیکنیک به خارج از شهر بروند. گوردون به سختی از جولیا (خواهرش) پولی قرض میکند و سپس با رزماری به پیک نیک میروند. پس از بحث و جدل درباره پول، گوردون از رزماری خواستگاری میکند، درحالیکه میداند قدرت مالی برای ازدواج ندارد. پس از مدتی یک مجله آمریکایی شعرهای گوردون را به قیمت گزافی میخرد و گوردون که دشمن پول است خود را صاحب پول هنگفتی میبیند. همه نزدیکانش، رفتارشان را با او تغییر میدهند و این مسئله موجب میشود تا وی تمام دستمزد سرودن اشعارش را به آتش بکشد. پلیس او را دستگیر می کند، اما با ضمانت راولستون آزاد میشود. رزماری با شنیدن ماجرا، گوردون را ترک میکند و او سرشکسته در میان جمع به جنگ با پول ادامه میدهد
.
کارگردان: مجید حمزه
ترجمه از آرش پارساخو
تهیهکننده رادیویی
ماهداد توکلی
سردبیر رادیویی
نادر برهانی مرند
افكتور
فرشاد آذرنیا
صدابردار
علی حاجی نوروزی
بازیگران
امیر جوشقانی , رامین پورایمان , مینو جبارزاده , آشا محرابی , رحمان باقریان , علی تاج میر , رضا عمرانی , صفا آقاجانی , عباس وفایی , مینا شجاع , محمد رضاعلی , ناهید مسلمی , مهرداد عشقیان , شهین نجف زاده , مهدی نمینی مقدم , فریبا متخصص , عبدالعلی کمالی , سینا نیکوکار , هرمز سیرتی , احمد گنجی , حبیب بختیاری , مهرداد مهماندوست , ماندانا اصلانی , امیر فرحان نیا
یکی از مهمترین کتابهای تاریخ ادبیات
دانشجویی به نام «رادیون رومانویچ راسکُلنیکُف» بهعلت بدهکاری و نیاز شدید مالی، همچنین برای بهدست آوردن پول، پیرزن رباخواری به نام آلیونا ایوانونا و خواهرش لیزاوتا ایوانونا را که بهطور غیرمنتظره هنگام حادثه سر میرسد، با تبر به قتل میرساند. پس از قتل، او خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته میبیند و آنها را پنهان میکند. پس از این ماجرا راسکلنیکف مجبور میشود که بهدفعات در دفتر پلیس حاضر شود و هربار از خود رفتارهایی مشکوک نشان میدهد که پلیس را باوجودِ نداشتن شواهد به وی، مظنون میکند. پس از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه، راسکلنیکف با این تصور که همه به او مظنون هستند، کارش به جنون میکشد. این رفتارهای غیرمعمول باعث میشود تا افراد زیادی از جنایت وی مطلع شوند، ازجمله سونیا.
.
کارگردان:
میکائیل شهرستانی
تهیهکننده رادیویی:
محمد مهاجر
سردبیر رادیویی:
نادر برهانی مرند
افكتور:
فرشاد آذرنیا
صدابردار:
پیروز صدرایی
بازیگران:
مینا شجاع , میکائیل شهرستانی , حبیب بختیاری , مهدی نمینی مقدم , راضیه مومیوند , احمد شمس آصف , پیام حسینیان , شمسی صادقی , محمد پورحسن , رحمان باقریان , نوشین حسن زاده , نازنین مهیمنی , ایوب آقاخانی , صدرالدین شجره , ژاله علو , اکبر زنجان پور , آشا محرابی , ثریا قاسمی , هرمز سیرتی , ماندانا اصلانی , سید مهرداد ضیایی , علی میلانی , مهین نثری , زنده یاد احمد آقالو , مجید همزه , امیر فرحان نیا
From the publisher's feed
بعضی داستانها برای خوانده شدن نوشته نشدهان؛ برای شنیده شدن ساخته شدهان.
در «پرده نمایش»، سراغ معروفترین و ماندگارترین رمانهای جهان ادبیات میریم و اونها رو از روی کاغذ…
از عشق و جنایت و تراژدی گرفته تا ماجراجویی، ترس، فلسفه و زندگی آدمهایی که ادبیات جهان رو تغییر دادن.
اینجا هر رمان فقط یک روایت نیست؛ یک صحنه است، یک جهان است، و شما تماشاگرِ آن با گوشهایتان هستید.
هملت — مکبث — شاه لیر — اتللو (ویلیام شکسپیر)
جنگ و صلح — آنا کارنینا (لئو تولستوی)
جنایت و مکافات — برادران کارامازوف — ابله (فئودور داستایفسکی)
دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی)
ناتور دشت (جی. دی. سلینجر)
گتسبی بزرگ (اف. اسکات فیتزجرالد)
خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر)
خوشههای خشم — موشها و آدمها (جان اشتاینبک)
پیرمرد و دریا — وداع با اسلحه (ارنست همینگوی)
صد سال تنهایی — عشق سالهای وبا (گابریل گارسیا مارکز)
الف (خورخه لوئیس بورخس)
بیگانه — طاعون (آلبر کامو)
تهوع (ژان پل سارتر)
مرشد و مارگاریتا (میخائیل بولگاکف)
لولیتا (ولادیمیر ناباکوف)
سبکی تحملناپذیر هستی (میلان کوندرا)
پدران و پسران (ایوان تورگنیف)
ژرمینال (امیل زولا)
ماجراهای هاکلبری فین (مارک تواین)
قلب تاریکی — لرد جیم (جوزف کنراد)
مسخ — محاکمه — قصر (فرانتس کافکا)
اولیس — چهره مرد هنرمند در جوانی (جیمز جویس)
خانم دالووی — به سوی فانوس دریایی (ویرجینیا وولف)
داستان گنجی (موراساکی شیکیبو)
رابینسون کروزوئه (دانیل دفو)
سفرهای گالیور (جاناتان سوئیفت)
کاندید (ولتر)
رنجهای ورتر جوان — فاوست (یوهان ولفگانگ گوته)
غرور و تعصب — اما — عقل و احساس (جین آستن)
فرانکنشتاین (مری شلی)
سرخ و سیاه (استاندال)
بابا گوریو — توهمات گمشده (اونوره دو بالزاک)
بینوایان — گوژپشت نوتردام (ویکتور هوگو)
کنت مونتکریستو — سه تفنگدار (الکساندر دوما)
الیور توئیست — دیوید کاپرفیلد — آرزوهای بزرگ — داستان دو شهر (چارلز دیکنز)
بلندیهای بادگیر (امیلی برونته)
جین ایر (شارلوت برونته)
مادام بوواری (گوستاو فلوبر)
میدلمارچ (جورج الیوت)