▨ شعر: مرگ شاعر
▨ شاعر:رضا براهنی
▨ با صدای: رضا براهنی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
___________
*در ابتدا تکهای از دادگاه خسرو گلسرخی را میشنوید
*بخشی از شعر دکلمه نشده اما در اینجا متن کامل آمده است
ــــــــــــــــــــــــ
شما خسرو گلسرخی را کشتهاید
گرچه مطبوعات فقط افتخارات شما را به رخ میکشد
گرچه آقای ژرژ پمپیدو هم شاعر است
و گرچه شهبانوی استخانی ایران هم به عضویت افتخاری آکادمی خرگوشان پیر فرانسه انتخاب شده
ولی ما میدانیم که شما شاعری بنام خسرو گلسرخی را کشتید
آخر ما هم بین آجانها، گروهبانها و ماموران سازمان امنیت جاسوسانی داریم
- شما خسرو گلسرخی را کشتهاید-
این به افتخارات شما در مطبوعات مربوط نیست
به نفت، به پول
به موکب همایونی که بر دوش جلادان سازمان امنیت حرکت میکند
به طرح ابریشم کلاغی جدیدی که کارگران گرسنه بلوچ برای پوشاندن استخوانهای موزون شهبانو بافتهاند
هیچچیز به هیچچیز مربوط نیست
و تازه، خبر تیرباران همهجا هست
بیآنکه واقعا خبر تیرباران در جایی درج شده باشد
و همین علامت آن است که شما خسرو گلسرخی را کشتهاید
(شاید یکی از افراد یکی از گروهانهای ارتش که سه ماه ریش گذاشت تا ده دقیقه در برابر شاه در فرودگاه مهرآباد نقش عالم روحانیت ایران را بازی کند، به ما خبر داده. یا یک رئیس کلانتری که دربدر بدنبال چریک است به زنش گفته، زن او به زن من گفته، زن من هم رفته در میدان مجسمه، جیغ زده به همه گفته. شاید. شاید. شاید آقای دکتر عضدی شخصا به خود من گفته!)
شما خسرو گلسرخی را کشتهاید
چون چهار روز بعد بنیاد مولوی باز کردهاید
و چهار ماه قبل کنگرۀ شعر به راه انداختهاید
و شاه ایران هم در شمار نویسندگان برجسته ایران درآمده
(این را دکتر پرویز خانلری للۀ ........ شاه و شهبانو نوشته، نه من)
شما خسرو گلسرخی را کشتهاید
حتی پیش از آنکه بکشید، کشتهاید
شما دو هزار و پانصد سال پیش ازین
خسرو گلسرخی را کشتهاید.