دكتر كامران افشار نادری برای من یک نام نیست ، یک روشِ فکری منحصر به فرد است ، معتقدم که زیباترین عضوِ هر انسان مغزِ اوست ،آنچه به ما توان تفکر و خیالپردازی میدهد ، آنچه به ما امکانِ خلق می دهد و انسان را تا هیئتی خداگونه بالا میبرد و کامران افشارنادری به این دلیل یکی از کاریزماتیک ترین افرادیست که از نزدیک میشناسم . هم صحبتی با دکتر کامران افشار نادری برای من که مدت هاست این کار را میکنم تجربه ای جدید بود ، ذهن زیبا و شگفت انگیزش مرا مجذوب میکند ، در کلامش “ خِرَد “جاری میشود و حالتی متفاوت از تمامی مصاحبت های دیگر پدید می آورد . تمامی صحبت ما که از روشنی روز تا تاریکی شب به درازا کشید حولِ کلمه (حکمت ) بود و حقیقت است که بگویم دلم میخواست تا ابد روبرویش بنشینم و شناور در راز گل سرخ و مسحورِ سحرِ کلماتش بمانم.
این نوشته شاید بیشتر از آنکه یک گزارش ژورنالیستی باشد شبیه شور و اشتیاق مریدی به مرشدش باشد اما بگذارید من همچنان یک نویسنده یا مستند ساز آماتور بمانم و تنها از حس و حالم برایتان بگویم نه آنچه طبق عرف و عادت و کلیشه دیده اید .
حضورش ، حضورِ استاد است .
برایم از کیفیتِ آماتور بودن گفت
از تفاوت دانستن و انجام دادن
از آداب هنرمند و شکل برخورد او با مسائل
از حکمت و ماهیت و مشخصه انسان حکیم گفت
کلامش چونشرابیست که نوشیدنش تشنگی افزون میکند .. ومن در تمام مدت مصاحبه ، معلق در بی زمانی و حیران از درکِ خردِ پنهان در میان کلماتش ، گوش میکنم .
راستش تا قبل از دیدن راش های فیلم برای ادیت ، فکر میکردم از ابتدا تا پایان مصاحبه حتی یک کلمه هم حرف نزده باشم ، چنانکه از پس هر سوال ، پاسخی بدیع و بداهه میشنیدم .
چنین فهمِ متوازن و کشفِ معنای عمیقی از مسایل را چنان فروتنانه بیان میکرد که انگار ساده ترین قصه جهان است .
دکتر کامران افشار نادری برای من یک آرشیتکت موفق یک ادیب خوش قریحه یک موزیسین بااستعداد ویک آرتیستِ متفاوت بوده ولی حالا برایم چیزی فراتر از اینهاست ، اویک ( استاد ) به تمام معناست . .