
Sign up to save your podcasts
Or


چون شمع سربلندی عشاق مفت نیست
یعنی به قدر سوختن است آبروی ما
غزل کامل:
چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
در سجده خاک شد سر تسلیم خوی ما
بیهوده همچو موج زبان برنمیکشیم
لبریز خامشیست چوگوهر سبوی ما
ای وهم عقده بر دل آزاد ما مبند
بیتخم رسته است چو میناکدوی ما
حیرت سجود معبد راز محبتیم
غیر ازگداز نیست چو شبنم وضوی ما
حرفیکه دارد آینه مرهون حیرت است
سیلیخور زبان نشودگفتگوی ما
چون شمع سربلندی عشاق مفت نیست
یعنی به قدر سوختن است آبروی ما
مشهور عالمیم به نقصان اعتبار
اظهار عیب چون گل چشم است بوی ما
گمگشتگان وادی حیرت نگاهیایم
درگرد رنگباخته کن جستجوی ما
از بس که خو گرفتهٔ وضع ملامتیم
جزرنگ نیست گر شکند کس به روی ما
نتوان کشید هرزه تریهای عاریت
بیدل زبحرنظم بس است آب جوی ما
بقلم:میوند بهزاد
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
زندگینامه میرزا محمد علی صائب تبریزی بزرگترین غزل سرای سده یازدهم هجری و نامدار ترین شاعر زمان صفویه
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
سرشکم دود آهم شعلهام داغ دلم بیدل
چو شمع از حاصل هستی سراپایم همین دارد
غزل کامل:
قدح، می بر کف است و شمع، گل در آستین دارد
در این محفل عرق میپرورد هر کس جبین دارد
به ذوق سربلندیها تلاش خاکساری کن
نهال این چمن گر ریشه دارد در زمین دارد
به جمعیت فریب این چمن خوردم ندانستم
که در هر غنچه توفان پریشانی کمین دارد
نفس تا در جگر باقیست از آفت نیام ایمن
که چون نی استخوانم چشم بد در آستین دارد
ندیدم فارغ از وحشت اگر خواری وگر عزت
ز در تا بام این ویرانه یکسر حکم زین دارد
گره در طبع نی هرچند افزون ناله رعناتر
کمند ما رسایی در خور سامان چین دارد
لب او را همین خط نیست منشور مسیحایی
چنین صد معجز آن سحرآفرین در آستین دارد
ندیدم از خجالت خویش را تا چشم واکردم
درین دریا حبابم طرفه وضعی شرمگین دارد
سزاوار خطایی هم نیام از ننگ بیقدری
به حالم نسبت نفرین، غرور آفرین دارد
رهایی نیست ما را از فلک بیخاک گردیدن
به هرجا دانهای هست آسیا زیر نگین دارد
به دوش سجده از خود میروم تا آستان او
به رنگ سایه جهد عاجزان پا از جبین دارد
سرشکم دود آهم شعلهام داغ دلم بیدل
چو شمع از حاصل هستی سراپایم همین دارد
حضرت ابوالمعانی بیدل رح
نویسنده: جاوید فرهاد
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
زندگینامه بیگم سید نسب مشهور به مخفی بدخشی
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
در این قسمت کوتاه از چگونگی لسان الغیب نامیده شدن حضرت حافظ شیرازی رح آگاه می شویم
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکدهها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت
فیه ما فیه
حضرت مولانا جلال الدین محمد رومی بلخی رح
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.com
عقل همچون پروانه است و معشوق همچون شمع
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
شاعر: عطار نیشابوری رح
بقلم: علی منهاج
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
راضیم من شاکرم من ای حریف
این طرف رسوا و پیش حق شریف
مثنوی مکمل
جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی میکردش
گفت با امر حقم اشراک نیست
گر بریزد خونم امرش باک نیست
راضیم من شاکرم من ای حریف
این طرف رسوا و پیش حق شریف
پیش خلقان خوار و زار و ریشخند
پیش حق محبوب و مطلوب و پسند
از سخن میگویم این ورنه خدا
از سیهرویان کند فردا ترا
عزت آن اوست و آن بندگانش
ز آدم و ابلیس بر میخوان نشانش
شرح حق پایان ندارد همچو حق
هین دهان بربند و برگردان ورق
شاعر: حضرت مولانا جلال الدین محمد رومی بلخی
بقلم: علی منهاج
بکوشش: فهیم هنرور
RumiBalkhi.Com
From the publisher's feed

7,891 Listeners