
Sign up to save your podcasts
Or


«دستآورد خارقالعاده مخترع بزرگ: ادیسون بدون دود و گاز و با الکتریسیته، نور تولید میکند!»
منبع: کتاب امپراطوریهای روشنایی – جیل جونز
حامی: دیجیپی | دانلود اپ
طراح پوستر و تیزر: علی عزیزی
در اواسط قرن نوزدهم، انسانها داشتند با پدیدهای جدید آشنا میشدند. پدیدهای اسرار امیز و قدرتمند به نام الکتریسیته. در دهههای گذشته الکتریسیته بیشتر یک ابزار جذاب برای شعبدهبازی و انجام کلکهای مختلف بود. ولی با افزایش دانش انسان نسبت به این پدیده و اختراع باتری و جنراتورها، الکتریسیته داشت به وسیلهای کاربردی تبدیل میشد. ابزاری که میتوانست زندگی انسانها را متحول کند.
یک انقلاب صنعتی جدید!
اما در میان تمامی بازیکنان و ایدهپردازان این صنعت، توماس ادیسون رویایی متفاوت در ذهن داشت. استفاده از الکتریسیته برای ایجاد روشنایی، تولید گرما و انرژی! ادیسون یک مخترع تمام وقت بود که در آزمایشگاه خود در منلو پارک هر ۱۰ روز اختراع جدیدی را به نام خود ثبت میکرد. ولی بزرگترین چالش برای این مهندس ایجاد وسیلهای بود تا انرژی الکتریسساخیته را به روشنایی قابل استفاده در منازل تبدیل کند.
ابزار ادیسون برای دستیابی به این هدف لامپی رشتهای بود که خود او اختراع کرده بود. ادیسون میخواست لامپ خود را به عضوی جدایی ناپذیر از آینده انسان تبدیل کند. اما قبل از انجام این کار او باید سیستمی را جهت انتقال برق و روشن کردن منازل. وخیابانها طراحی میکرد.
در قسمت اول از مجموعه ACDC، ما داستان الکتریسیته و مخترع جوانی رو تعریف میکنیم که با دانش خود،تسلط به رسانهها و مهارتش برای جذب سرمایه، قرار بود انقلابی جدید در جهان برپا کند. داستان یک ارائه شگفت انگیز، مجموعهای از اختراعات خارقالعاده و صنعتی که قرار بود جهان را تغییر بدهد.
این قسمت از پادکست رو میتونید در تلگرام، ساندکلاد و دیگر اپلیکیشنهای پادکست گوش کنید!
سهگانه نیروهای بنیادی (یک – دو – سه)
دنبالهدار هالی
پیتزاهای ۴۰۰ میلیون دلاری، شبکهای غیرمتمرکز و یک انقلاب اقتصادی
منبع: کتاب انقلاب بلاکچین
حامی: بیتمیت
در سال ۲۰۱۰، نیک لازلو جزو معدود انسانهایی بود که حتی از وجود بیت کوین خبر داشت. او تراکنش های این رمزارز را در شبکه بلاکچین ذخیره میکرد و از سیستم جایزه میگرفت. هرچند که این سکه ها تقریبا بی ارزش بودند، چراکه با آنها هیچکاری نمیشد انجام داد.
ولی آقای لازلو میخواست این ماجرا را تغییر بدهد. او به یکی از فرومهای کریپتوکارنسی در اینترنت رفت و پیامی را منتشر کرد.
“آیا کسی حاضر است در ازای دریافت بیتکوین برای من پیتزا بخرد؟”
لازلو امیدی به نتیجه نداشت. بیت کوین یک واحد پولی مجازی بود که وجود خارجی نداشت و عملا بی ارزش بود. برای همین احتمال اینکه کسی حاضر باشد از این واحد پولی برای یک جابهجایی مالی استفاده کند تقریبا صفر بود. ولی تنها چند دقیقه بعد فردی ناشناس آدرس خانه او را گرفته و مدتی بعد دو عدد پیتزا برای او ارسال کرد. لازلو که از انجام اولین تراکنش رسمی بیت کوین خوشحال ذوق داشت، حدود ۱۰ هزار بیت کوین برای فرد ناشناس ارسال کرد. لازلو توانسته بود با خرج کردن یک رمزارز بیارزش دو عدد پیتزای خوشمزه دریافت کند و به این موضوع افتخار میکرد!
هرچند که امروز مبلغ “ناچیزی” که نیک لازلو برای پیتزاهایش پرداخت کرد بیش از چهارصد میلیون دلار ارزش دارد!
اما داستان کریپتو کارنسی و رمزارزها محدود به بیت کوین نیست. داستانی که از بیش از چهاردهه پیش و هکرهایی شروع میشود که میخواستند دنیای اقتصاد را برای همیشه تغییر بدهند.
در این قسمت از استرینگ کست ما داستان رمزارزها رو تعریف کردیم، به زیرساخت فنی اونها پرداختیم و کمی درباره آینده اونها صحبت کردیم!
آنلاین
نبرد یونیکورنها
اختلافنظر بزرگان فیزیک، درهمتنیدگی اسرارآمیز و یک گربه بدبخت
منبع: کتاب Something Deeply Hidden
حامی: بیتمیت
همه چیز بیش از ۱۰۰ سال پیش شروع شد. زمانی که ماکس پلنک مامور شد تا لامپی را با بازدهی بالا تولید کند. هنگام انجام این ماموریت، پلانک فهمید نور نه به شکل یک موج پیوسته و بیپایان، بلکه در قالب بستههای مشخص و محدود منتقل میشود. بستههای ریز که از حدی مشخص کوچکتر نمیشدند و «کوانتا» نام گرفتند. موضوعی که به پایه مکانیک کوانتوم تبدیل شد!
فیزیک کوانتوم دانشی برای شناخت ابعاد خیلی کوچک جهان و ذراتی است که ما و دنیایی که در آن زندگی میکنیم را تشکیل میدهند. دنیایی که در آن ذرهها دیگر ذره نیستند و به موج تبدیل میشند. موجهایی که احتمال حضور و فعالیت هر ذره را به ما نشون میدهند.
اما در عین حال، همین ذراتی که ذره نیستند و موج هستند رووقتی از نزدیک مشاهده و اندازهگیری میشوند خاصیت موجی خود را از دست داده؛ و دوباره ذره میشند!
اما چگونه؟
چطور یک ذره میتواند هم ذره باشه هم موج؟ و چطور اندازهگیری ما چیزیست که باعث میشود از یکی به دیگری تغییر پیدا کنه؟ و از اون مهمتر اینکه اصلا موج چیست؟ آیا در ابعاد خیلی زیر جهان ما هرگونه ماهیت فیزیکی خود را از دست داده و به ابری از احتمالات پیچیده تبدیل میشود؟ ابری که حتی درکش برای ذهن ما غیرممکن است؟
اینها سوالهایی هستند که پیدا کردن جوابشون میتواند سخت و حتی غیرممکن باشد. هرچند که یک توضیح ساده ممکن است بتواند پاسخی منطقی برای آنها داشته باشد.
پاسخی ساده به نام دنیاهای چندگانه یا جهانهای موازی!
در این قسمت از پادکست ما درباره درهمتنیدگی ذرات میگیم، سوپرپوزیشن کوانتومی رو بررسی میکنیم و توضیح میدیم که چطور جهان ما از بینهایت جهان های موازی تشکیل شده است.
خودکشی کوانتومی
گمانه حفاظت زمانی
مورچه های مرگبار، دشمنان قدیمی و جنگی جهانی به وسعت کل زمین
منبع: کتاب ماجراجویی در میان مورچهای
حامی: بیتمیت
در صد سال گذشته، جنگی جهانی به وسعت کل زمین درجریان بوده است. جنگی میان یکی از مرگبارترین مورچههای جهان و هرچیزی که در مسیر او قرار داشته باشد.
مورچههای آرژانتینی ابعاد کوچکی دارند. آنها بدون نیش هستند، گازشان مرگبار نیست و هیچ وسیلهای برای دفاع از خود ندارند. این مورچه ها در دلتای پارانا و در یکی از سخت ترین شرایط آبوهوایی جهان زندگی میکردند و با دوگونه از خطرناکترین مورچههای جهان همسایه بودند. اتفاقاتی که بقای آنها را تقریبا غیر ممکن میکرد!
اما با این وجود این گونه، امروزه به یکی از مرگبارترین مورچههای جهان تبدیل شده است.
مورچههای آرژانتینی به شکل بیوقفه خود را تکثیر میکنند. ملکههای آنها از مورچههای دیگر بیشتر است و علاوه بر این، مورچههای آرژانتینی هرچیزی که بوی آنها را ندهد را میکشند. به همین خاطر هیچ چیزی در جهان نتوانسته جلوی گسترش آنها را بگیرد. در قرن گذشته این مورچهها به شکل گسترده در کل جهان پخش شدهاند و اولین گونه از سوپرکلونی را در جهان تشکیل دادهاند. به شکلی که امروزه اثرات آنها را در هر قارهای بجز قطب میتوان مشاهده کرد.
هرچند که این موضوع شاید خیلی زود تغییر کند. چرا که یکی از دشمنان قدیمی مورچههای آرژانتینی برای انتقام از آنها برگشته و میخواهد کل نسل این گونه از مورچهها را منقرض کند!
در این قسمت از پادکست ما به دنیای شگفتانگیز مورچهها سفر کردیم. درباره شکلگیری کلونیها و سوپرکلونیها حرف زدیم و داستان یکی از مرگبارترین و طولانیترین جنگها در تاریخ جهان رو تعریف کردیم!
در جستجوی زنبور
عشق حشرهای
یک خبرنگار کنجکاو، افشای حقایق ترانوس و فروپاشی امپراطوری الیزابت هولمز |
حامی: یونید (اینستاگرام) |
سامانه هوشمند درخواست کالا و خدمات |
منبع: کتاب Bad Blood – جان کریرو |
طراح پوستر و تیزر: علی عزیزی |
قسمت اول
قسمت دوم
در دو قسمت قبلی خونبازی ما داستان ایده جنجالی هولمز و تاسیس ترانوس را شنیدیم. داستان اینکه چگونه ترانوس معروف شد و چگونه تاثیر گذارترین افراد سیلیکون به الیزابت اعتماد کردند و سرمایه میلیون دلاری در اختیار او قرار دادند.
اکنون و در حالی که الیزابت مشغول کار بر روی قرارداد بزرگ ترانوس با داروخانههای زنجیرای والگرینز بود؛ کارمندان این شرکت و مسئولین آزمایشگاه روز به روز بیشتر به کار ترانوس مشکوک میشدند! دستگاههای این شرکت درست کار نمیکردند و مسئولین نتایج غلط را مخفی میکردند. با این وجود الیزابت و سانی با ایجاد ترس و تهدید به اخراج آنها را کنترل میکردند.
اما دو نفر از کارمندان آزمایشگاه حاضر به پذیرش این ماجرا نبودند. الیزابت چنگ و تایلر شولتز دو فردی بودند که تصمیم گرفتند اعتراض خود را به مخفیکاریهای شرکت نشان بدهند. ولی ترانوس حاضر بود هرکاری کند تا از افشای حقیقت جلوگیری کند. از تعقیب ۲۴ ساعته تا نامههای تهدید آمیز و حتی شکایت از اریکا و تایلر. هرچند که الیزابت و تایلر تنها افرادی نبودند که میخواستند اسرار ترانوس را افشا کنند.
در سومین قسمت از مجموعه خونبازی ما داستان جان کریرو رو میشنویم. خبرنگاری که گفتههای الیزابت هولمز را باور نمیکرد و تصمیم گرفت درباره این شرکت بیشتر تحقیق کند. تحقیقاتی که در نهایت منجر به افشای حقیقت شد. آخرین تلاشهای الیزابت هولمز و سانی بالوانی برای مراقبت از دروغهای ترانوس، اختلاف در داخل کمپ شرکت و در نهایت دادگاهی برای رسیدگی به جرائم این شرکت.
آخرین قسمت از مجموعه خونبازی را از طریق اپهای پادکست، ساندکلاد و تلگرام بشنوید!
نبرد یونیکورنها
شر درون
شرکتی ۱۰ میلیارد دلاری، ۲۵۰ آزمایش با یک قطره خون و دروغ بزرگ ترانوس |
حامی: یونید (اینستاگرام) |
سامانه هوشمند درخواست کالا و خدمات |
منبع: کتاب Bad Blood – جان کریرو |
طراح پوستر و تیزر: علی عزیزی |
قسمت اول مجموعه
با آغاز همکاری شرکت ترانوس و داروخانههای والگرینز، ارزش این شرکت به شکل تصاعدی افزایش پیدا کرد. به شکلی که تا سال ۲۰۱۴ ترانوس بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارزش داشت. عددی که الیزابت را به جوانترین زن میلیاردر خودساخته در آمریکا تبدیل میکرد. الیزابت اکنون یکی از معروف ترین چهرههای سیلیکون ولی بود. هر شبکهای دنبال مصاحبه اختصاصی با دختر کارآفرین بود. تصویر او روی هر مجلههای تایمز (times)، فایننشال تایمز (financial times)و حتی فوربر (forbes)دیده میشد و همه افراد تاثیر گذار کشور میخواستند با او دیده شوند. ترانوس حتی دنبال این بود تا یک قرارداد ۱۱ میلیون دلاری با آژانس تبلیغاتی اپل استخدام و یک کمپین بزرگ برای معرفی شرکت به مردم آماده کند.
هرچند که با وجود همه این شهرت و توجه، ادعای الیزابت هولمز و شرکتش چیزی بجز یک دروغ توخالی نبود. ترانوس ادعا میکرد میتواند ۲۵۰ آزمایش مختلف را با یک قطره خون انجام بدهد ولی این تنها از پس ۱۲ آزمایش برمیآمد. ۱۲ آزمایش که دقتش بالا نبود و با تکرار آزمایش کم و زیاد میشد. ادیسون، دستگاه معروف ترانوس گاهی حتی نمیتوانست نمونه خون را از غیر خون تشخیص بدهد و تقریبا غیر قابل استفاده بود.
ولی با وجود یک هیئت مدیره قوی، ساختاری رازدار و ترسناک و کلی پول، کسی در ترانوس جرات اعتراض و افشای حقیقت را نداشت. الیزابت هولمز با همراهی سانی بالوانی، شرکت را مثل یک کارتل مواد مخدر کنترل میکردند و ایجاد ترس و استرس کارمندان خود را کنترل میکردند.
ادامه داستان الیزابت هولمز را در قسمت دوم مجموعه «خونبازی» بشنوید!
نبرد یونیکورنها
شر درون
داستان الیزابت هولمز، جوانترین زن میلیاردر جهان و بزرگترین کلاهبردار علمی تاریخ |
حامی: یونید |
سامانه هوشمند درخواست کالا و خدمات |
منبع: کتاب Bad Blood – جان کریرو |
طراح پوستر و تیزر: علی عزیزی |
او در ۱۹ سالگی کسب و کار خودش را تاسیس کرده بود. دختری جوان که قرار بود صنعت پزشکی را متحول کند. فردی که سیلیکون ولی از او به عنوان استیو جابز دوم یاد میکرد. نابغهای که تصویرش روی جلد هر مجلهای دیده میشد و در مدت زمان کوتاهی به جوانترین زن میلیارد در جهان تبدیل شد.
الیزابت هولمز یک ایده داشت. یک دستگاه که سلامت شما را تنها با یک قطره خون میسنجید! سرمایهگذاران سیلیکون ولی میلیونها دلار روی ایده او سرمایهگذاری کردند و کارمندان ارشد شرکتهایی همچون اپل برای پیوستن به شرکت او صف میکشیدند. یکی از این افراد آوی توانیان، معماری اصلی سیستم عامل کامپیوترهای اپل بود. فردی که در زمان استیو جابز دست راست او در شرکت به شمار میرفت. ایده الیزابت قرار بود دنیا را تغییر بدهد و انقلابی در صنعت درمان و سلامت ایجاد کند و آوی میخواست در این داستان همراه او باشد.
ولی تنها چند ماه بعد از پیوستن به ترانوس (شرکت الیزابت) آوی متوجه مشکلاتی در ایده، تیم و حتی مدیریت الیزابت شد. الیزابت هولمز ایدهپردازی مستبد، کارآفرینی مصمم و جنگجویی بیرحم بود. دختری که حاضر بود برای موفقیت و قدرت دست به هر کاری بزند. اما یک مشکل کوچک وجود داشت. داستان الیزابت، ایده انقلابی او و کسب و کار شگفتی سازش چیزی بجز یک دروغی توخالی نبود. بزرگترین کلاهبرداری علمی در تاریخ معاصر …
در قسمت اول از مجموعه «خونبازی» ما درباره جوانی الیزابت صحبت کردیم. اینکه چطور ایده ترانوس به ذهنش رسید و چطور افراد باتجربه سیلیکون ولی را به سرمایهگذاری روی این ایده ترغیب کرد. همچنین میبینیم که او چطور مخالفین و افرادی که سعی داشتند جلوی موفقیت او را بگیرند را از صفحه بازی حذف میکرد!
نبرد یونیکورنها
شر درون
درخت هایی که حرف میزنند، قارچهایی که تجارت میکنند و جنگل هایی که هوشیار هستند. |
منبع: کتاب زندگی مخفیانه درختان – پیتر وهلبن |
اپیزود From Tree to Shining Tree از پادکست Radiolab |
حامی: همکاشت
باهم صدهزار درخت بکاریم
دکتر سیمارد از کودکی علاقه شدیدی به جنگل و درختان داشت. درختهایی که او کودکی خود را در میان آنها گذرانده بود. اما نگه شگفتانگیز برای او، طبقه زیرین بافت این مناطق بود. جایی که انبوهی از ریشههای درهم تنیده و بافتهای گیاهی، مواد غذایی لازم برای بقای این اورگانیسمهای کهن را فراهم میکردند.
اما کار این ریشههای درهم تنیده تنها تامین مواد معدنی و غذا برای گیاهان نبود. این ریشهها نقش شگفت انگیز دیگری را هم در جنگل ایفا میکردند و آن، برقراری ارتباط میان درختان و با یکدیگر بود. ریشههای گیاهان یک خط ارتباطی برای گفتگو با هم بودند!
خانم سیمارد در تحقیقاتش متوجه قارچی شد که برای تامین شکر و کربن ناچار است با درختان حرف بزند. قارچی که مثل یک تاجر جنگلی عمل میکرد و ریشههایش شبکهای ارتباطی میان اعضای جنگل ایجاد میکرد که بقای جنگل بعد از مدتی بدون آن غیر ممکن میشد. و درختان از این قارچ به عنوان اینترنت جنگلی برای ارسال پیام به یکدیگر استفاده میکنند. پیامهایی که شامل اعلام جنگ با انگلهای مهاجم، تقسیم غذا برای درختان محروم و حتی وام کربن به گیاهانی بود که بخاطر کمبود نور به آن احتیاج داشتند.
در قسمت جنگل خودآگاه ما به زندگی شگفت انگیز و مخفیانه درختان پرداختیم و درباره جنگلهایی حرف زدیم که درست مثل مغز ما هوشیار هستند، فکر میکنند و تصمیم میگیرند.
همکاشت پروژهای است از استرینگ کست برای کاشت صدهزار نهال در ایران به مدت دو سال. در سالهای اخیر ایران و جهان با بحرانهای اقلیمی زیادی مواجه بودند و بافت طبیعی کشور در حال نابودی است. به همین خاطر ما با همکاری سازمان مردم نهاد دایره آبی و همچنین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قصد داریم تا در مدت دو سال و با کمک شما، صدهزار نهال در کشور بکاریم.
برای اطلاعات بیشتر و همچنین حمایت از هرتعداد نهال که دوست دارید میتونید به وبسایت همکاشت سر بزنید.
متامورفوسیس
عشق حشرهای
گردهمایی مسافرین زمان، سیاه چاله های فضایی و سازمانی برای جلوگیری از سفر در بعد چهارم |
منبع: کتاب پاسخهای کوتاه به پرسشهای بزرگ |
حامی: کارنامه |
دستیار مطمئن شما در خرید و فروش خودرو |
استیون هاوکینگ یک سوال بزرگ در سرش داشت. آیا منطق جهان اجازه سفر در زمان را به انسانها میدهد یا نه؟
نظریه نسبیت انیشتین ادعا میکرد که اگر کسی بتواند از سرعت نور جلو بزند زمان مسیر معکوس را برایش طی میکند. امری که شاید گفتن آن از انجامش سختتر باشد. علاوه بر این مشاهدات هاوکینگ روی سیاه چاله و کرم چاله ها نشان میداد که این پدیدههای فضایی یک مسیر دوطرفه هستند که دو نقطه از فضازمان را به یکدیگر متصل میکردند و اگر کسی میتوانست از آن ها عبور کند، دنیایی جدید در آنسوی در انتظار وی بود.
هرچند که انجام چنین کارهایی آنقدر ساده نبود. سیاه چاله ها پدیدههایی خطرناک بشمار میرفتند. همچنین انرژی لازم برای باز نگه داشتن آنها فرای هرچیزی بود که انسان تا آن لحظه دیده و کشف کرده بود. اما آیا امکان داشت که کسی سریعتر از نور حرکت کند؟ آیا هاوکینگ میتوانست روشی برای باز نگه داشتن سیاه چالهها، کرمچالهها و دیگر سوراخهای فضایی پیدا کند؟
جواب این سوالها در یک آزمایش ساده نهفته شده بود. در یک مهمانی که هاوکینگ قرار بود برگزار کند
در قسمت گمانه حفاظت زمانی ما نگاهی داشتیم به تاریخچه سفر در زمان و به شکل مختصر و مفید دانش کوانتوم، نظریه نسبیت عام و خاص و همچنین تئوریهای اخترشناسی را بررسی کردیم تا یکبار برای همیشه پاسخ سوال «آیا سفر در زمان ممکن است؟» دست پیدا کنیم. همچنین در این مسیر ما منطق و فلسفه سفر در زمان را بررسی کردیم تا ببینیم آیا چنین اتفاقی در چارچوب منطقی جهانی که در آن زندگی میکنیم امکان پذیر است یا نه؟
دانشمند و سیاهچالهاش
پارادوکس اطلاعات سیاهچاله
ادامه داستان جین گودال ، یک همهگیری مرگبار، جنگی داخلی و پایان امپراطوری شامپانزه ها |
منبع: کتاب زندگی من با شامپانزهها |
حامی: کارنامه |
دستیار مطمئن شما در خرید و فروش خودرو |
قسمت اول
سالها از سفر شگفت انگیز جین گودال به گامبی میگذشت. او اکنون ازدواج کرده بود و یک کودک داشت. ولی او اکنون در میان یک دوراهی قرار گرفته بود.
یک همه گیری مرگبار در گامبی شیوع پیدا کرده بود و داشت جان شامپانزه هایی که جین یک عمر آنها را میشناخت را میگرفت. جین میبایست بین خانواده خود و این موجودات یکی را انتخاب میکرد. آیا او قرار بود گذشتهاش را کامل فراموش کند یا خانوادهاش را یکبار دیگر برای نجات جان شامپانزهها ترک کند؟
با موفقیت پژوهش لیکی، جین بودجه کافی برای اینکه چند سال دیگر در گامبی بماند را از موسسه نشنال جئوگرافی دریافت کرده بود. علاوه بر این، این سازمان یک عکاس و فیلمبردار را نیز برای ثبت اتفاقات امپراطوری شامپانزهها به گامبی فرستاده بود. فیلمبرداری که جین گودال خیلی زود عاشق وی شد و در نهایت با او ازدواج کرد.
ماندن در گامبی به جین گودال یک درس دیگر نیز داده بود. زندگی شامپانزه ها آنقدر که او فکر میکرد پاک و زیبا نبود. درست مثل انسانها؛ شامپانزهها با یکدیگر میجنگیدند، انتقام و حتی خیانت میکردند. او حتی در این سالها شاهد یک جنگ داخلی بین دو گروه از این موجودات بود که به مرگ تعداد زیادی از آنها ختم شد.
اما حتی با همه این اوضاع، جین هنوز علاقه ویژهای به این موجودات شگفت انگیز داشت. علاقهای که از هر مدرکی، هر دارایی و هر فرد دیگری بیشتر بود. او نمیتوانست در سختترین شرایط دوستان قدیمی خود را تنها بگذارد و میبایست برای کمک به آنها و نجات جان شامپانزهها به گامبی سفر میکرد!
در دومین و آخرین قسمت از امپراطوری شامپانزه ها، ادامه داستان جین، شامپانزههای گامبی و پایان امپراطوری را بشنوید!
در جستجوی زنبور
فقط دو درجه مانده
From the publisher's feed

10,058 Listeners

7,900 Listeners

208 Listeners

1,066 Listeners

372 Listeners

246 Listeners

250 Listeners

1,162 Listeners

313 Listeners

343 Listeners

2,997 Listeners

49 Listeners

407 Listeners

148 Listeners

518 Listeners