
Sign up to save your podcasts
Or


کریستوفر لش منتقدی است که پس از گذشت حدود دو دهه از مرگش همچنان در میان متفکران هر دو جناحِ چپ و راست پرطرفدار است. نقدهای او، از فرهنگ مصرف انبوه گرفته تا شایستهسالاری و فردگرایی، به جنبههای مختلف اجتماع و سیاست در قرن بیستم پرداختهاند اما برخی از نظریاتش همچنان موضوعیت دارند و ایدۀ پادکستها و کتابهای مختلف قرار میگیرند. کریستوفر لش چه میگفت و چرا نظریاتش هنوز جذابیت خود را در بحثهای مفسران جناحهای مخالف از دست ندادهاند؟
آیا در روزگاری که دانشآموزان و دانشجویان بیشتر وقتشان را صرف شبکههای اجتماعی و دیدن میمها و گیفها و ویدئوها میکنند، درسدادن و دانشگاه رفتن هنوز معنایی دارد؟ استادان علوم انسانی به کتابخواندن عادت دارند و از دانشجویانشان هم همین را میخواهند. اما شواهد فراوانی نشان میدهد کتاب دارد در زندگی نسل جدید به چیزی بیگانه و پوچ تبدیل میشود. در چنین شرایطی استاد باید چکار کند؟ رابرت زارتسکی، استاد ادبیات اگزیستانسیالیستی، در این باره نوشته است.
شرکتهای چندملیتی همیشه متهم بودهاند که برای افزایش سود شخصیشان در حال بلعیدن کرۀ زمین و نابودکردن آیندۀ انسانها بودهاند. اما چند سالی است که اوضاع حداقل در ظاهر تغییر کرده است. شرکتهای نفتی را میبینید که از انرژیهای سبز حمایت میکنند یا ابرثروتمندانی را پیدا میکنید که دم از عدالت و نابرابری میزنند. معنی این حرفها چیست و آیا چنین ژستهایی واقعاً به نفع مبارزات ترقیخواهانۀ فعالان سیاسی برای گسترش عدالت و انصاف است؟
سال گذشته که مرگومیر ناشی از کرونا رو به وخامت گذاشت، دنیای بسیاری از حیوانات که میان ما در شهرهای کوچک و بزرگ زندگی میکنند بهکلی دگرگون شد. مراکز شهرها خالی شد، زبالههای شهری دیگر مملو از تهماندۀ غذا نبود؛ تردد ماشینها در جادهها کاهش یافت و سر و کلۀ حیواناتی که مدتها ندیده بودیم، از گوشه و کنار پیدا شد. آیا کرونا میتوانست رابطۀ نابودشدۀ میان ما و حیوانات را دوباره ترمیم کند؟
در اینترنت همهچیز سریع و گذراست. در شبکههای اجتماعی خیلی وقتها عکس یا نوشتهای را یک بار میبینید و دیگر هیچوقت نمیتوانید دوباره پیدایش کنید. پیامها ارسال، ویرایش و پاک میشوند. اکانتها ساخته و فعال و غیرفعال میشوند. در این هیاهو، اگر بخواهید اطلاعاتی را برای خودتان نگه دارید، احتمالاً اولین راهی که به ذهنتان میرسد این است که از آن اسکرینشات بگیرید. اما دقیقاً همین قابلیتِ ثبت و ضبط و افشای لایههای خصوصی است که اسکرینشاتها را ترسناک و آشوببرانگیز میکند.
استادان نویسندگی و ویرایش مدام تکرار میکنند که جمله باید کوتاه باشد؛ همۀ زوائد و حواشی را حذف کنید؛ هر واژهای باید به دلیلِ مشخصی بیاید؛ عبارات طولانی را بشکنید و ساده کنید. اما اگر همۀ نویسندگان تاریخ این شکل از کوتاه و سرراستنویسی را در پیش گرفته بودند که برای توییتزدن و قضاوتکردن و دستوردادن عالی است، ما از زیباییهای مسحورکننده بیشماری محروم شده بودیم، از آن جملات پرتجمل زیبا که باید در دلشان غرق شوید و از ابهام و صبوری و ریزبینیشان لذت ببرید.
نیکلاس کار، تحلیلگر سرشناس فناوری،میگوید تحولات جدیدی که از اواسط دهۀ هفتاد در عرصۀ رسانه صورت گرفت موجب وضعیتی شده است که او آن را «سردرگمی و آشوب رسانهای» مینامد؛ چند شرکت بزرگ، که دستشان باز است تا قواعدی به میل خود معین کنند، کنترل ارتباطات عمومی و خصوصی را در دست دارند و شبکههای اجتماعی، بهجای آگاهیبخشی، باعث ترویج دودستگی، افراط و، در اکثر موارد، نادانی شدهاند. البته، نیکلاس کار از دستۀ «فناوری هراسان» نیست. از نظر او آنچه امروزه با آن مواجهیم چالشی اجتماعی است، نه فناورانه. کار معتقد است تاریخ سالهای نخست رسانههای جمعی، درعینحال که مشخص میکند چطور به این ورطه افتادیم، راه خروجی را نیز به ما نشان میدهد.
باور عمومی این است که بازیهای ویدئویی اعتیادآورند. پدر و مادرها وقتی بچههایشان را میبینند که تا نیمهشب، مثل مسخشدهها، به مانتیورهایشان خیره شدهاند، تردیدی در معتادبودن فرزندانشان ندارند. اما ماجرا از نگاه متخصصان پیچیدهتر است. آیا بهراحتی میشود آدمهایی را که ساعتهای متمادی از شبانهروز بازی میکنند، معتاد نامید؟ کمبودن تحقیقات در این زمینه تصمیمگیری نهایی را سخت کرده است، اما شواهد روزافزونی نشان میدهد که مشغولیت وسواسی به بازی، دستِکمی از دیگر انواع اعتیاد ندارد.
چای، تنباکو، الکل، تریاک. بخشهای بزرگی از تاریخ بشر در قرنهای گذشته را این چهار ماده رقم زدهاند که کارکرد اصلی آنها تغییر وضعیت ذهنی ماست. در واقع انسانها برای دسترسی به موادی که باعث میشوند به دروغ احساس سرزندگی، آرامش و رهایی کنند، جنگ به راه انداختهاند، یکدیگر را کشتهاند و خرابی به بار آوردهاند. لوییس دارتنل با روایت آنچه در دو جنگ تریاک بین چین و بریتانیا رخ داد، از دوران جدید تسلط افیون بر دنیای انسانها میگوید.
چند کتاب جدید که دربارۀ پلاستیکها و اثرات آن بر زندگی ما و محیط زیستمان نوشته شدهاند، پیام تقریباً واحدی دارند: تسلیم شوید. دنیای ما به اشغال پلاستیکها درآمده است و اینطور که به نظر میرسد، فعلاً راهی برای رهایی از شر آنها نداریم. الیزابت کولبرت، روزنامهنگار برجستۀ محیط زیست و برندۀ جایزۀ پولیتزر، در این نوشته با مرور این کتابها میگوید آنچه لازم است، بازبینیای عمیق و جدی در نحوۀ زندگی کردن ماست. بحران آلودگی پلاستیکی شاید هیچ راهحلی بدون پرداختن به این مسئله نداشته باشد.
From the publisher's feed