
Sign up to save your podcasts
Or


صورتی صاف، گونههایی برجسته، چشمانی گربهای و مژههایی کارتونی. این چهره برای کاربران اینستاگرام بسیار آشناست: زنانی که در تلاشاند با دستکاریِ صورتشان خود را به یک ایدئال نزدیک کنند. البته این چهرهها به یک نژاد یا جغرافیا تعلق ندارند. لبهایشان به آفریقاییها میزند؛ چشم و ابروشان به جنوبِ آسیاییها شباهت دارد و مدل بینیشان قفقازی است. چهرههایی کپیشده که ماحصل پیچیدهای است از اندکی جراحی، مقدار زیادی تزریق ژل و صدالبته فیلترهای تصویر اینستاگرام. واقعاً قرار است همۀ زنان جهان شبیه کیم کارداشیان شوند؟
مهماننوازی و تکریمِ غریبهها از اصلیترین پایههای فرهنگهای بشری بوده است. در بسیاری از آیینها آب و غذادادن به غریبه و فراهمکردن جایی برای استراحت او نوعی وظیفۀ مقدس به شمار میرفت. از سوی دیگر، غریبهها هم در بسیاری مواقع قدیسان یا حتی خدایانی در لباس مبدل به شمار میرفتند. زندگی شهری جدید اگرچه این وظیفه را از دوشمان برداشت، اما همچنان ما را نزدیک غریبهها نگاه میداشت، تا اینکه پاندمی شروع شد و از غریبهها، جز نامها یا تصاویری روی صفحۀ گوشی، چیزی باقی نماند.
پنجهزار دلار درآمدی نیست که روزانه نصیب هر کسی شود. اما کودکانِ اینفلوئنسر و اینستاگرامی «هر کسی» نیستند. والدین آنها میتوانند عکسی از فرزند خود بیندازند و، بابت تبلیغات تجاری، از شرکتهای بزرگ و سرمایهدار پول هنگفتی بگیرند. البته هر چه این عکسها خودمانیتر و غیرتجملاتی باشند، تأثیر بیشتری بر مخاطبان میگذارند. به همین دلیل، اصلاً وسایل زیادی برای صحنهپردازی لازم نیست: پسزمینهای رنگی، چند لباس معمولی، شاید یک عکاس و نهایتاً کودکی که مؤثرترین استراتژی برای فروش است.
از دور تماشاکردنِ کارتنخوابها آنها را نیمهزامبیهایی معتاد و بیمصرف نشان میدهد؛ و در بهترین حالت، رنجدیدگانی که مستحق ترحماند. اما پژوهشگری که در میان آنها زندگی کرده است میگوید تمرکز بر رنج و بدبختیِ بیخانمانها تصویر کاملی از زندگی آنها به ما نمیدهد. ساکنانِ کنار خیابان خلاقیتهایی به خرج میدهند تا احساس کنند واقعاً در خانۀ خودشاناند: انتخاب نقطۀ مشخصی برای خواب، منظمکردن خنزرپنزرهای اطرافشان، و تنظیم برنامهای معین برای کارهای روزانه مثل تکدیگری و حتی نشئگی.
پسانداز کن و کمتر خرج بتراش تا بتوانی با پولهایت سرمایهگذاری کنی و، بهوقتش، زندگیات را بسازی. این توصیههای خودیاری لابد به گوش شما هم خورده است، نقلقولهایی از زاکربرگ یا وارن بافت، که راهورسم «خودساختهشدن» را یاد میدهند. مرشدان خودیاری، همگی میخواهند «خود» ما را تغییر دهند و تغییری چشمگیر در زندگی افراد به وجود بیاورند. اما جامعهشناسان نظری دیگری دارند.
درست است که هندوستان پیش از آنکه به سلطۀ بریتانیا درآید مسیر عقبماندگی از دیگر نقاط جهان را در پیش گرفته بود، اما بسیاری از استدلالهایی که در دفاع از دوران راجِ بریتانیا ارائه میشود نیز بر پایۀ سوءبرداشتهایی جدی از گذشتۀ هند، امپریالیسم و خودِ تاریخ است.
اگر در یک سازمان بوروکراتیک بزرگ کار کرده باشید، با خصومت مدیران سازمانی با نوآوری به خوبی آشنایید. کسانی که سالهای سال در منصب مدیریت نشستهاند، معمولاً فکر میکنند در همۀ مسائل مربوط به سازمانشان بیشتر از بقیه اطلاعات دارند و هر کس که با آنها مخالفت یا از عملکردشان انتقاد میکند، به اندازۀ کافی تجربه ندارد. این رویه، در عمل، ادارهها را تبدیل میکند به مکانهایی راکد، ناکارآمد و فاسد. آدام گرنت، روانشناس سازمانی مشهور، در این زمینه پیشنهاداتی دارد.
پیتر تیل از اسرارآمیزترین چهرههای سیلیکونولی است. هر چه زاکربرگ و ایلان ماسک، مهندسانی ابرثروتمند هستند که در دیگر موضوعات سادهلوح به نظر میآیند، پیتر تیل در سخنرانیهایش به کارل اشمیت، لئو اشتراوس و رنه ژیرار ارجاع میدهد و با استفاده از عهد عتیق دربارۀ آیندۀ جهان فلسفهپردازی میکند. مکس چفین، نویسندۀ کتاب جدیدی دربارۀ تیل میگوید: او مسئول ایجاد ایدئولوژیای است معرف سیلیکونولی شده است: اینکه پیشرفت تکنولوژیک باید بیوقفه پیگیری شود؛ بدون درنظرگرفتن هزینهها و خطرات بالقوۀ آن برای جامعه.
پژوهشهای جدید در حوزۀ نابرابری سلامت نشان میدهند که پزشکان و کارکنان بخش درمان با بعضی از افراد و گروههای اجتماعی مثل زنان، رنگینپوستها، افراد تراجنسیتی و چاقها رفتار متفاوتی در پیش میگیرند و همین باعث میشود که آنها نتوانند خدمات بهداشتی و پزشکی لازم را دریافت کنند و در نتیجه سالانه هزاران نفر از آنها جان خود را از دست میدهند. جسیکا نوردل در کتاب جدیدش از سوگیریهای تبعیضآمیز ناآگاهانه و ساختاری در حوزۀ پزشکی میگوید.
چند ماه پیش، موضوع صحبت همه این بود که آیا بین روسیه و اوکراین جنگی درمیگیرد؟ آیا ولادیمیر پوتین بلوف میزند یا جدی است؟ شب بیستوچهارم فوریه، این پرسشها پاسخی روشن یافت؛ روسیه اوکراین را بمباران کرد و نیروهای زرهیاش از مرز اوکراین گذشتند. سپس موضوع بحث تغییر کرد: چرا روسیه با اکراین وارد جنگ شد و آیا این جنگ ناگزیر بود؟ کیث گِسِن، روزنامهنگار سرشناس آمریکایی، میگوید برای پاسخ به این سوال باید بحث را از چند هفته و چند ماه اخیر و حتی از دوران ولادیمیر پوتین هم عقبتر ببریم.
From the publisher's feed