
Sign up to save your podcasts
Or


کبوتربازی معمولاً با خریدن یک جفت کبوتر ارزان شروع میشود، اما خیلی زود کار به جایی میرسد که جایی برای هیچ چیز دیگری نمیماند. اما مگر چه چیزی در پروازدادنِ دستهای کبوتر و نگاهکردن به آنها وجود دارد که اینچنین آدمها را شیفتۀ خود میکند؟ دیکنز جایی گفته است کبوتربازان، که عمدتاً از اقشار فرودست و حاشیهنشین جامعهاند، وقتی به کبوترهایشان نگاه میکنند، خودشان را میبینند که دارند پرواز میکنند و از شرایط بد زندگیشان دور میشوند. آیا کبوتربازی نوعی از امیدواری نیست؟
در هر نوع مدگراییای دو گرایش متضاد وجود دارد: فردگرایی و جمعگرایی. از سویی مطابق مد عمل میکنیم تا خودمان را از دیگران متمایز کنیم و از سوی دیگر، با پیروی از مد خودمان را شبیهِ دیگران میکنیم. رواج عجیب و غریب جراحی پلاستیک در کرۀ جنوبی بیشتر متأثر از گرایش جمعگرایانۀ مد است. باید جراحی پلاستیک کنید، چون همه میکنند. با این منطق، صنعتِ زیبایی در کرۀ جنوبی به مرزهای جنونآوری رسیده است.
اگر بچه دارید، حتماً چنین موقعیتهایی را تجربه کردهاید: با کلی شوق و ذوق، برنامۀ سفر میچینید، یا برای جشن تولد بچهتان وقت میگذارید، اما آن روز بچهتان از دندۀ چپ بلند میشود. آنقدر نق میزند و گریه میکند که هزار بار آرزو میکنید کاش نیامده بودید سفر، یا آنقدر توی جشن تولد بداخلاقی میکند که کلافه میشوید. اما چرا هیچکس از این بخشهای فرزندپروری حرف نمیزند؟ از وقتهایی که بچهها از الگوهای شیک و اینستاگرامیِ تربیت بیرون میزنند؟
فروید عزاداری را فرایندی میداند که منجر به انفکاک سوگواران از کسی میشود که از دنیا رفته است. از نظر او، سوگ نوعی خاتمه است. اما پائولین باس، جامعهشناسی که چهل سال است دربارۀ سوگ کار میکند، معتقد است این مفهومپردازی از سوگ گمراهکننده است، چون در موارد بسیاری سوگ هیچگاه به خاتمه نمیرسد و سالهای سال باقی میماند. کتاب جدید او، افسانۀ خاتمه، تلاشی برای توضیحدادن این نظریه در شرایط امروزی جهان است.
در زمانهای که جایگاه فرهنگی رمان متزلزل شده و همزمان صورتهای دیگرِ سرگرمی، مهیبتر از همیشه، قد علم کردهاند، جایزۀ بوکر نقش مهمی در حیات ادبی پیدا کرده است. بوکر نیرویی انرژیبخش و مهم در صنعت نشر شده است که انبوه خوانندگان را با کتابهایی آشنا میکند که بهخودیِخود بعید است بتوانند در بازار خودی نشان دهند. گبی وود، مدیر جایزۀ بوکر، میگوید این روزها بردنِ این جایزه به نوعی «تاجگذاری» تبدیل شده است که زندگی برنده را کاملاً دگرگون میکند.
چه میشود که زنی با سه بچۀ کوچک، تصمیم میگیرد از شوهری که دوستش دارد جدا شود؟ هر زندگی داستانی بیرونی دارد که دیگران میتوانند ببینند. خانوادهای معمولی بدون مشکلاتی لاینحل. اما درون آدمها چه؟ اگر آنجا چیزها سر جای خودشان نباشند چه میشود؟ آنر جونز، در این جستار از این درون حرف میزند. از وضعیتی نادیدنی که به نقطهای میرسد که تصمیم میگیرد همه چیز را خراب کند و دوباره بسازد.
استیون پینکر روانشناسی است که بهخاطر کتابهای پرفروش خوشبینانه دربارۀ وضعیت جهان و پیشرفت انسان به شهرت رسیده است. پینکر میگوید اوضاع از همیشه بهتر است. خشونت در طول تاریخ بشر کاهش یافته و وضع بشر بهلحاظ سلامتی، ثروت و آزادی بهنحو چشمگیری بهبود پیدا کرده است. منتقدان پینکر میگویند چنین موضعی او را به برجستهترین مدافع وضع موجود در جهان بدل کرده و تجویزش برای جهانیان میتواند خیرهسرانه به نظر برسد: دقیقاً به همان روالی که تابهحال بدان مشغول بودیم ادامه دهیم، فقط کمی بهترش کنیم. پینکر چطور به یکی از جنجالیترین اندیشمندان جهان بدل شد؟
آلبرت هِرشمن در سال ۱۹۵۲، برای مأموریتی از طرف بانک جهانی به کلمبیا رفت تا، در اجرای سیاستهای توسعه، به این کشور کمک کند. کتاب راهبرد توسعۀ اقتصادی، شرح این تجربه بود. این کتاب فوراً به یکی از مهمترین آثار در حوزۀ اقتصاد توسعه تبدیل شد و هرشمن را بهعنوان پیشگام این رشته به شهرت رساند.میکله آلاچویچ، استاد تاریخ اقتصاد، که بهتازگی کتاب زندگینامۀ فکری آلبرت اُ. هرشمن را منتشر کرده است، از نقش بیبدیل هرشمن در پیشرفت اقتصاد توسعه میگوید و این که اندیشههای او چه فایدهای برای امروزمان دارد.
آنتوان چخوف در جایی میگوید تحقیرشدن بدترین بلایی است که زندگی میتواند بر سر انسان بیاورد. هیچچیز، هیچچیز، هیچچیزِ دیگر در دنیا به اندازۀ تحقیرشدنِ آشکار نمیتواند روح انسان را ویران کند. هر درد و رنج دیگری را میشود تحمل کرد یا از سر گذراند، ولی تحقیرشدن را نمیشود. خاطرۀ تحقیرشدن همیشه در ذهن، قلب، رگها و شریانها باقی میماند. ویویان گورنیک نویسندۀ تحسینشدۀ آمریکایی در این یادداشت با گشتوگذاری بین ادبیات و تجربیات شخصیاش دربارۀ تحقیر میگوید.
شرکت غولآسای «امنیت جهانی» G4S سومین کارفرمای بزرگ بخش خصوصی در دنیاست. سهبرابر ارتش بریتانیا نیرو دارد و هر جا پای امنیت، خشونت و خونریزی در میان باشد، ردپایش را میشود دید. از جنگهای قبیلهای در سرتاسر آفریقا، تا عراق و افغانستان جنگزده. از مینروبی و خنثیسازی مهمات عملنکرده، تا تأمین امنیت المپیک لندن، مدیریت زندانهای فوقامنیتی خصوصی، محافظت از زاغههای تسلیحات هستهای و نقل و انتقال بینالمللی طلا، جواهر و اسلحه. یک روزنامهنگار با به خطر انداختن جان خود، سفری به دنیای درونی این شرکت کرده است.
From the publisher's feed