
Sign up to save your podcasts
Or


گوتلیب فیشته، وارث خودخواندۀ کانت، میگفت «نبوغ» امری الهی است، درحالیکه «جنون» ماهیتی حیوانی دارد. شوپنهاور تردید داشت که موضوع به همین سادگی باشد، بلکه اساساً ممکن است ماجرا کاملاً برعکس باشد، اینکه نبوغ و جنون نه دو سوی مقابل، بلکه دو امر بههمپیوسته باشند.شوپنهاور برای ارضای کنجکاوی خود دست به کاری خارقالعاده زد. او دانشگاه را ترک کرد و، برای آنکه با چشم خودش ببیند، به دیدار ساکنان تیمارستان رفت، دیداری که به رویهای مداوم بدل شد.
اعداد جذاباند. چه از این بهتر که پدیدهای پیچیده را در قالب چند عدد و رقم ساده و قابلفهم برای همه توضیح بدهیم؟ مهم نیست پیشبینی انتخابات باشد، اندازهگیری تورم، تاثیرگذاری واکسیناسیون، یا سنجش هوش؛ همه را میتوان در چند رقم خلاصه کرد. اما کاش همهچیز به همین سادگی بود. وقتی بخواهیم دنیا و پیچیدگیهایش را در قالب اعداد جای دهیم، باید بخش زیادی از جزئیات را دور بریزیم، جزئیاتی که گاهی اصل داستاناند. و ماجرا تازه از اینجا آغاز میشود.
حدود ۹۰ درصد انسانها مرتب کافئین استفاده میکنند اما کمتر کسی اصلاً کافئین را مخدر به حساب میآورد، چه رسد به اینکه مصرف روزانۀ آن را اعتیاد بداند. کافئین موجب افزایش تحرک، کارآمدی و سرعت میشود. ولی به اندازهای وابستهاش شدهایم که هشیاریمان در گرو آن است.
برای خیلی از ما، این فرایند آشنایی است: اسمی را در گوگل جستوجو میکنیم. نامهای مشابه و نتایج پرت را کنار میگذاریم. بالاخره با آزمون و خطا چیزی دستمان را میگیرد. مثلاً میفهمیم طرف در اینستاگرام صفحهای دارد. بازش میکنیم. اول پستهایش را میبینیم و میخوانیم، بعد میبینیم چه کسانی را دنبال میکند، بعد چک میکنیم چه پستهایی را لایک کرده است و چه کسانی پستهایش را لایک کردهاند، و این فرایند را ادامه میدهیم تا به سرحد جنون برسیم. میل به تعقیب دیگران در اینترنت از کجا میآید؟
حدود ۹۰ درصد انسانها مرتب کافئین استفاده میکنند اما کمتر کسی اصلاً کافئین را مخدر به حساب میآورد، چه رسد به اینکه مصرف روزانۀ آن را اعتیاد بداند. کافئین موجب افزایش تحرک، کارآمدی و سرعت میشود. ولی به اندازهای وابستهاش شدهایم که هشیاریمان در گرو آن است.
برای خیلی از ما، این فرایند آشنایی است: اسمی را در گوگل جستوجو میکنیم. نامهای مشابه و نتایج پرت را کنار میگذاریم. بالاخره با آزمون و خطا چیزی دستمان را میگیرد. مثلاً میفهمیم طرف در اینستاگرام صفحهای دارد. بازش میکنیم. اول پستهایش را میبینیم و میخوانیم، بعد میبینیم چه کسانی را دنبال میکند، بعد چک میکنیم چه پستهایی را لایک کرده است و چه کسانی پستهایش را لایک کردهاند، و این فرایند را ادامه میدهیم تا به سرحد جنون برسیم. میل به تعقیب دیگران در اینترنت از کجا میآید؟
قرنطینه که شروع شد، خیلیها نفس راحتی کشیدند. برای مدتی از دستِ رفتوآمدهای فلاکتبارِ اول صبح، و نشستن پشت میزهای کسالتبار اداره خبری نبود. کار در خانه راحت به نظر میرسید و خبری از همکارها و رئیسهای ناخوشایند هم نبود. اما حالا، بعد از یک سال و نیم، آنچه برایمان باقی مانده است خستگیای است بیپایان، خستگیای که انگار سالها استراحت هم نمیتواند آن را از تنمان در کند. چرا اینقدر خستهایم؟ بیونگچول هان جوابی برای این سؤال دارد.
هیجانانگیزترین لحظات فیلمهای هالیوودی صحنههایی است که در آن قهرمان فیلم ناگهان در برابر نظم همیشگی میایستد، خودش را به خطر میاندازد و میجنگد تا بهاصطلاح «دنیا را به جای بهتری تبدیل کند». اما در زندگی بیشتر ما آدمهای معمولی، هیچوقت چنین لحظههایی رخ نمیدهد. ما فقط خسته و کسل میشویم، بدون آنکه کار قهرمانانهای انجام داده باشیم. اما کتابی جدید میگوید برای بهترکردن دنیا، به قهرمانانی متفاوت از فیلمها نیاز داریم. به آدمهایی که کار همیشگیشان را خستگیناپذیر و متعهدانه ادامه میدهند.
انسانِ عادی مگر از زندگی چه میخواهد؟ همسری مهربان، شغلی باثبات و مفید، و جامعهای بسامان. دانیل گلمن میگوید راز دستیابی به نیازهای اساسی بشر تسلط بر هیجانات است: اگر احساساتت را کنترل کنی و رفتارت درست باشد، صاحبکارت تو را اخراج نمیکند و هیچگاه با همسرت پرخاش نخواهی کرد. گلمن در کتاب پرفروش خود، که ۲۵ سال پیش منتشر شد و تاکنون پنجمیلیون نسخه از آن به فروش رفته و به ۴۰ زبان ترجمه شده، مفهوم «هوش هیجانی» را جا انداخت و آن را راز خوشبختی دانست. اما آیا واقعاً هوش هیجانی میتواند مشکلات ما را حل کند؟
آدمها با پیرشدن خسیس میشوند یا دستودلباز؟ پژوهشها میگویند همهچیز به این بستگی دارد که آنها دربارۀ سنشان چه احساسی داشته باشند. برخی پنجاهشصتسالهها بیشتر اوقات زیر لب غر میزنند که «پیر شدیم رفت»؛ بااینحال شبانهروز فکر حفظ پولهایشان هستند. اما یکسری هم هستند که میفهمند قرار است سیچهل سال دیگر در این دنیا زندگی کنند؛ گویا یک بار دیگر احساس جوانی میکنند و به این فکر میافتند که چگونه از باقیماندۀ عمرشان لذت بیشتری ببرند. این تغییر رویکرد باعث میشود وقتی به هشتادسالگی میرسند، مثل بیستوپنجسالهها ولخرجی کنند.
From the publisher's feed