
Sign up to save your podcasts
Or


فقط رنگ چشم یا شکل دماغمان نیست که از پدر و مادرمان به ما میرسد، در واقع، عقاید، رفتارها و نوع مواجهۀ آنها با ما تأثیری بسیار عمیق بر شخصیت ما میگذارد. تأثیری که خودش را در دوستیها و عاشقیهایمان و در تربیت کودکانمان نشان میدهد. روانشناسان مدتهاست که دربارۀ تجربۀ کودک از والدینش تحقیق میکنند. آنها میگویند سبکِ دلبستگی ما به آنها میتواند پیشبینی کند که خودمان چگونه والدینی خواهیم شد. اما آیا اگر پدر و مادری بیتوجه یا بیعاطفه داشتیم، لزوماً خودمان هم چنین خواهیم شد؟
گرانترین دورههای آموزشی جهان، دورههای مدیریت کسبوکارند. مدرنترین و مجهزترین ساختمان هر دانشگاه به آنها اختصاص مییابد و فارغالتحصیلانشان قرار است مدیران بلندپایهای شوند که حقوقهای محیرالعقول میگیرند و جهان را تغییر میدهند. اما همۀ آدمهایی که با این دانشکدهها سر و کار دارند، مطمئن نیستند که این تغییر قرار است دنیا را به نابودی بکشاند یا آن را جای بهتری کند. مارتین پارکر، بعد از بیستسال تدریس در این دانشکدهها، آموزههای این رشته را بخشی از مشکل جهان امروز میداند.
در ستایش بطالت، یکی از رسالههای مشهور برتراند راسل است که در اوج رکود بزرگ نوشته شد. در آن دوران، کسبوکارهای فراوانی از میان رفته بود و هر روز بر تعداد بیکاران افزوده میشد. اما مشکل فقط فقر نبود، آدمی که کار نداشت، گویی مهمترین عنصر معنابخشی به زندگیاش را از دست میداد. راسل میگفت تا وقتی چنین باشد، معنای فراغت را درک نخواهیم کرد. حالا که جهان دوباره در آستانۀ بحران اقتصادی بزرگی قرار گرفته، ایدههای راسل دوباره موضوعیت پیدا کردهاند.
تصورِ اینکه ابتکار به خرج بدهی، و زندگیِ منحصربهفرد خودت را داشته باشی، واقعاً وسوسهانگیز است. آدمها به خلاقیت غبطه میخورند. چه عالی میشود که آن فرد خلاق تو باشی و آدمها، بهجای استیو جابز و مارک زاکربرگ، جملات انگیزشی تو را دستبهدست کنند. اما اگر در یک مسیری فقط استثناها پیروز شوند، نکند آن راه بیراهه باشد. جولیان چانگ با الهام از فلسفۀ چینی میگوید خلاقیت اصلاً به معنای نوآوری نیست؛ کافی است بتوانید با ورزیدنِ مهارتهایتان از دل شرایط سخت و متعارض سربلند بیرون بیایید.
زندگی موفق یعنی زندگی قهرمانها. میخواهی در شغلت برنده باشی؟ اهدافت را مشخص کن، بکوش، رنج بکش، فداکاری کن، برنده شو، و پیروزمندانه بازگرد. پایانبندیِ جذابی است. اما پس از پایان چه؟ هیچکس آنجایی که قهرمانها کنار میکشند را روایت نمیکند. کنارکشیدن یعنی بازنشستهشدن. آرتور بروکس میگوید احساس سردرگمیِ بازنشستهها دقیقاً به همین خاطر است: بازنشستگی هیچجایی در داستان قهرمانشدن ندارد، غافل از اینکه غول مرحلۀ آخر در همین ایام بهسراغ آدمها میآید.
غالباً میانسالی را دورهای حسرتبار و غمافزا تصویر کردهاند. دورانی که در آن شور و هیجان دوران جوانی دیگر تمام شده، آرزوهایمان از دست رفته و حس میکنیم زندگی با شیبی ملایم رو به افول میرود. اما بسیاری از افراد در این سالها شوقِ معنویِ تازهای در وجود خود احساس میکنند. میلی درونی که معنای زندگی در جهان را برایشان عوض میکند و آنها را به تجارب روحی تازهای میکشاند. تجاربی که گویا به همان اندازۀ ماجراجوییهای دوران جوانی عمیق و خوشایند است.
آنها که همدم کوهها و دشتهایند، گاهی هنگام قدم زدن در طبیعت، ناگهان سرشار از آن احساسِ ازدسترفتۀ دنیای امروز میشوند: سکوت ژرف جهان. سکوتی قدرتمندتر از هیاهوهای شبکههای اجتماعی و ماندگارتر از همۀ سلفیهایی که لحظه لحظۀ زندگیمان را ثبت میکنند. دعوتی به درنگ دربارۀ خودمان و دنیایمان. ارلینک کاگه، نویسندۀ نروژی، معتقد است امروز، بیش از همیشه، به چنین سکوتی نیاز داریم، زیرا فناوری دیگر هیچ جای خالیای در زندگیمان باقی نگذاشته است.
کودکان از طریق بازیکردن است که تعامل با آدمها و دنیای بیرون را میآموزند. تحقیقات زیادی نیز تأثیر بازیکردن بچهها با مادرانشان را بررسی کردهاند، اما تأثیر بازیهای پرسروصدای پدران با بچههای خردسال کمتر مورد توجه بوده است. نتایج یک تحقیق جدید در دانشگاه کمبریج نشان میدهد بازیهای پدران با کودکان زیر سه سالشان، نهتنها با نوع بازی مادرها متفاوت است، که آثار متفاوتی هم روی آیندۀ این بچهها میگذارد.
معمولاً پدر و مادرها وقتی میبینند بچهشان غرق خواندن یک رمان شده، یا با دوستانش مشغول بازی است، خوشحال میشوند، اما بهمحض اینکه بینند فرزندشان مشغول بازی رایانهای شده، احساس خطر میکنند. خیلیها فرض میگیرند که بازیهای رایانهای جز ضعیفشدن چشم، اتلاف وقت و اعصابخردی و بداخلاقی چیزی به بار نمیآورد. اما اگر این پیشفرضهای منفی را کنار بگذاریم، خواهیم دید که این بازیها برای بچههای امروزی فایدههای بسیاری دارد. از تعامل و دوستیابی بگیرید، تا آموختن کار گروهی و هنر حل مسئله.
این روزها وقتی برای استخدام در شرکتی درخواست بدهید، احتمالاً همان ابتدا نامتان را در گوگل جستوجو میکنند. کارفرماها اینستاگرام، توییتر و شبکههای اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نگاه میکنند و سابقۀ کاری و نحوۀ تعاملات با دیگران را ارزیابی میکنند. اما چند شرکت فناوری به چیزی بسیار فراتر از این اندیشیدهاند: نرمافزارهای جستوجوگرِ قدرتمندی که بتواند تمام زندگیتان را برای کارفرما عیان کند. آیا ممکن است روزی برسد که دیگر خودمان نتوانیم برای دیگران توضیح دهیم که چطور آدمهایی هستیم؟
From the publisher's feed