Tarjomaan

Tarjomaan

By TarjomaanSociety & Culture
Download on the App Store

Tarjomaan episodes

  • چطور افسرده باشیم: یک جزوۀ آموزشی شخصی

    دیوید فاستر والاس یک‌بار در توصیف حال آدم افسرده‌ای که به خودکشی فکر می‌کند، نوشت: «شبیه کسی که از یک ساختمانِ در حال سوختن پایین می‌پرد، گاهی حتی یک لحظۀ دیگر هم نمی‌شود درد را تاب آورد». افسردگی درد دارد. دردی جانکاه و خردکننده. با اینکه در سال‌های اخیر دانش عمومی دربارۀ این بیماری رو به گسترش بیشتر شده، اما هنوز خیلی مانده است تا بدانیم چطور باید با آن مبارزه کنیم، تا آن روز، بهترین توصیه این است: تاب بیاورید. زنده بمانید.

    44 min
  • چرا وقتی درد داریم دلمان می‌خواهد فحش بدهیم؟

    دارید تند تند توی خانه راه می‌روید که ناگهان انگشت کوچک پایتان می‌خورد به پایۀ مبل؛ می‌خواهید از ماشین پیاده شوید که ناغافل دستتان لای در می‌ماند. زندگی روزمره از این نوع دردها فراوان دارد، پس حتماً می‌دانید که در آن لحظۀ انفجار درد، اولین کاری که آدم می‌کند، فحش‌دادن به زمین و زمان است. ولی آیا واقعاً فحش‌دادن کمک می‌کند که آرام بگیریم؟ بیشتر روان‌شناسان معتقدند برعکس، ناسزا گفتن وضع را بدتر هم می‌کند، اما تحقیقات جدید چیزهای دیگری نشان می‌دهد.

    23 min
  • وقتی همه غریبه می‌شوند و هیچ‌کس حرف دلت را نمی‌فهمد

    چند سال پیش، دانشمندان گفتند تنهایی «جذام قرن بیست‌ویکم» است و از «همه‌گیری جهانی احساس تنهایی» خبر دادند. اما هیچ کشوری برای این «جذام همه‌گیر» شهرها را تعطیل نکرد و در بیمارستان‌ها هم آشوبی به پا نشد. آدم‌های تنها همیشه از این ناراحت بوده‌اند که هیچ‌کس مشکلشان را جدی نمی‌گیرد. برای آن‌ها همه در حکم غریبه‌هایی هستند که درکشان نمی‌کنند و حرفشان را نمی‌فهمند. اما شاید این روزها، آدم‌های تنها سختی کمتری را تحمل می‌کنند. لابد پیشِ خود، می‌گویند «بالأخره بقیه فهمیدن تنهایی یعنی چی». جیل لپور تاریخچه‌ای بر تنهایی نوشته است.

    29 min
  • سندرم حقه‌باز: شما هم نگرانید یک‌روز دستتان رو شود؟

    شکسپیر یک‌بار نوشت: «تمام دنیا صحنۀ نمایش است و هرکس در عمر خود نقش‌های بسیاری بازی می‌کند». بله، اغلبمان بازیگرهایی حرفه‌ای هستیم. دیگران هم خیال می‌کنند خیلی می‌دانیم و از پسِ کارها به‌خوبی برمی‌آییم. این توقعات گرچه تاحدی اسم‌ورسمی برایمان درست کرده، اما نوعی اضطراب هم در دلمان انداخته: این دلشوره که مبادا یک‌روز لو برویم و این عذاب وجدان که نکند واقعاً شیّاد باشیم. کلنسی مارتین می‌گوید اسم این احساس «سندرم حقه‌باز» است، و شاید یک‌جاهایی مفید باشد.

    31 min
  • هیچ‌کس به خاطر شایستگی‌هایش میلیاردر نمی‌شود

    توماس پیکتی چیزی برای تبدیل‌شدن به یک اقتصاددانِ موفق جریان اصلی کم نداشت. تحصیلاتی درخشان و استادی در دانشکدۀ اقتصاد ام‌آی‌تی در جوانی. اما پس از دو سال تدریس در آن دانشگاه، به این نتیجه رسید که در برج عاج نشسته است و آنچه به دانشجویانش می‌گوید، ربط چندانی به واقعیت ندارد. پس تدریس را رها کرد و به پاریس برگشت تا این‌بار «واقعیت» را مطالعه کند، و آنچه در این جستجو پیدا کرد دریایی از نابرابری بود.

    33 min
  • چرا اغلب احساس می‌کنیم در حال «از دست دادن» فرصت‌ها هستیم؟

    دایره‌های قرمز رنگی که رویشان اعدادی نوشته شده و کنار برنامک‌های مختلف گوشی همراهمان ظاهر شده‌اند؛ فرشته‌های عذابی که یک دم از روی شانه‌مان پر نمی‌زنند. آنقدر وسواس انگشت‌زدن روی آن‌ها گرفتارمان کرده که حتی در خواب‌هایمان می‌بینیمشان. چرا اعلان‌های شبکه‌های اجتماعی یا زنگ یک پیامک یا تماس جدید این‌قدر برایمان مهم شده؟ نگرانی برای ازدست‌دادن خبرها در روزگار شبکه‌های اجتماعی چنان بالا گرفته است که حالا نامی برای خودش دارد: فومو یا «ترس ازدست‌دادن».

    27 min
  • چه‌ انسان‌هایی که می‌توانیم باشیم

    آبراهام مزلو را معمولاً با نظریۀ «هرم نیازها» می‌شناسیم. هرمی که در قاعده‌اش نیازهای زیستی مانند خواب و خوراک قرار دارد و در رأسش «خودشکوفایی». اما مزلو در اواخر عمرش، به نظریۀ دیگری می‌اندیشید که شاید امروز بیش از هر وقت دیگری به آن نیاز داریم. او در این «نظریۀ زِد» از فراانگیزش‌هایی حرف می‌زد که انسانیت را برایمان معنا می‌کنند: عدالت، نیکی، زیبایی، عشق و کمال. او معتقد بود بدون این افق‌های تعالی بخش، نمی‌توانیم به جامعه‌ای انسانی دست پیدا کنیم.

    17 min
  • چطور قهوه به جزء جدایی‌ناپذیر صبح‌های کاری تبدیل شد؟

    یک فنجان قهوه شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ شروع صبحی تازه. دیداری خوشایند با دوستان قدیمی در کافۀ محبوب. بیداری شبانه برای امتحانی سخت یا تمام‌کردن کاری عقب‌مانده. اگر بی‌خواب‌شدن‌های گاه‌به‌گاه را در نظر نگیریم، قهوه نوشیدنیِ خوشی‌ها و خاطرات خوب ماست و چه کسی در این زمانه، به چنین خوشی‌های کوچکی نیاز ندارد؟ بااین‌حال، آگوستین سجویک این سؤال را از جای دیگری می‌پرسد: چه شد که در دنیایی گیر افتادیم که بدون قهوه نمی‌شود با آن کنار آمد؟

    24 min
  • دنیای مردانۀ مردانۀ مردانه

    یکی از گله‌های رایج مردان از زنان این است که هیچ‌وقت گوشی‌شان را جواب نمی‌دهند. زن‌ها گوشی‌شان را ته کیفشان می‌اندازند و اگر با آن‌ها کاری داشته باشی، صد بار هم که زنگ بزنی، متوجه نمی‌شوند. اما بیایید از مسیر دیگری هم به این مسئله نگاه کنیم: لباس‌های زنانه جیب ندارند، و گوشی‌های جدید بزرگ‌تر از آنند که زنان بتوانند آن‌ها را در دست نگه دارند. در واقع، آن‌ها «مجبورند» گوشی‌شان را در کیفشان بگذارند. کتابی جدید با چنین مثال‌های ساده‌ای نشان می‌دهد چطور زنان در جامعه نادیده‌ گرفته می‌شوند.

    16 min
  • منِ عزیز: نامه‌های یک رمان‌نویس به خودِ آینده‌اش

    اگر اهل خاطره‌نوشتن باشید، حتماً می‌دانید که عمومی‌ترین احساسی که هنگام خواندن نوشته‌های گذشته به آدم دست می‌دهد این است: «خدایا! چقدر احمق بودم!» اما اگر دربارۀ خود آینده‌مان نوشته باشیم، داستان جالب‌تر هم می‌شود. خود گذشته‌مان را می‌بینیم که برای آیندۀ خیالی‌اش رؤیا می‌بافد و بعد یادمان می‌آید که زندگی چقدر فراز و نشیب داشته است. چطور به چیزهایی که می‌خواسته‌ایم نرسیده‌ایم و چیزهایی که امروز داریم را نمی‌خواستیم. یک رمان‌نویس از رسم آیینی زندگی‌اش برای نوشتن نامه‌های مهروموم‌شده به خودش حرف می‌زند.

    14 min

About Tarjomaan

From the publisher's feed

نسخه‌های صوتی وب‌سایت ترجمان علوم انسانی