
Sign up to save your podcasts
Or


چند کتاب جدید که دربارۀ پلاستیکها و اثرات آن بر زندگی ما و محیط زیستمان نوشته شدهاند، پیام تقریباً واحدی دارند: تسلیم شوید. دنیای ما به اشغال پلاستیکها درآمده است و اینطور که به نظر میرسد، فعلاً راهی برای رهایی از شر آنها نداریم. الیزابت کولبرت، روزنامهنگار برجستۀ محیط زیست و برندۀ جایزۀ پولیتزر، در این نوشته با مرور این کتابها میگوید آنچه لازم است، بازبینیای عمیق و جدی در نحوۀ زندگی کردن ماست. بحران آلودگی پلاستیکی شاید هیچ راهحلی بدون پرداختن به این مسئله نداشته باشد.
۲۵سال پیش، جوانان ایسلندی از نظر سوءمصرف مواد مخدر، الکل و استعمال دخانیات ناسالمترین جوانان اروپا بودند. اما این کشور توانسته است طی برنامهای طولانیمدت به شکلی اعجابآور مصرف الکل و مواد را میان جوانان کاهش دهد و استعمال دخانیات را به کمترین حد میان کشورهای اروپایی برساند. کلید این موفقیت تغییر دستهای از نگرشها و مواجهۀ رو در رو با مسئله بوده است: اگر جوانان به هروئین معتاد میشوند، چرا به ورزش و هنر نشوند؟
روی دیوار یک تولیدی کوچک در یکی از دورافتادهترین مناطق چین با حروف قرمز بزرگ شعاری نوشته شده است که معنیاش میشود: «با تاوباو، با روزهای تلخ خداحافظی کنید. تجارت الکترونیک، مسیری است بهسوی خوشبختی». «تاوباو» یک فروشگاه آنلاین اینترنتی مثل آمازون است که سالها پیش توسط شرکت علیبابا، بزرگترین پلتفرم تجارت الکترونیک در چین و یکی از بزرگترین غولهای فناوری دنیا، راهاندازی شد. یک تحلیلگر اقتصادی از نقش تاوباو در فقرزدایی، بازسازی مناطق روستایی و شکوفاییِ تجارت الکترونیکِ روستایی در چین گزارش میدهد.
فرانک فوردی، جامعهشناس پرکار انگلیسی، در کتاب جدیدش، به تاریخ صدسالۀ جنگهای فرهنگی پرداخته است. او معتقد است عامل پیشران جنگهای فرهنگی یک ایدئولوژی بینام است. و این همان موضوعی است که در پی کاوش آن است: خاستگاه تاریخی و اهداف اصلی این ایدئولوژی بینام. فوردی مینویسد: «خیلی زود فهمیدم خاستگاه این ایدئولوژی در اواخر قرن نوزدهم و در مکانی است که اصلاً انتظار نمیرود: مهدکودک. اولین کشمکش در جنگ فرهنگی بر سر این پرسش شکل گرفت که بچهها را چطور باید پرورش و آموزش داد».
سوگ هزار چهره دارد؛ فوت پدر و مادری که هرگز فرصت نکردهایم بگوییم دوستشان داریم، از دست رفتن دوستانی که خاطراتشان رهایمان نمیکند و، از همه غمانگیزتر، مرگ فرزندی که داغش تا ابد بر دل میماند. برخی روانشناسان معتقدند سوگ مراحلی دارد که از انکارْ آغاز و به پذیرش ختم میشود. اما برای کسانی که عزای عزیزی را تجربه کردهاند سوگ هربار به شکلی ظاهر میگردد و گویی هرگز پایان نمییابد. جوزف اپستاین، در جستار پیشرو، با ذکر نمونههایی از زندگی شخصیاش، ما را با استمرار سوگ در حالات مختلف آن آشنا میکند.
پل ماسگریو، استاد علوم سیاسی دانشگاه ماساچوست، معتقد است پدیدۀ «نشت آزمایشگاهی» فقط مختص علوم آزمایشگاهی نیست و همانطور که یک ویروس کوچک میتواند از آزمایشگاهی دورافتاده به بیرون نشت کند و خطرآفرین بشود، در رشتههایی مثل علوم سیاسی نیز ایدهها میتوانند از دنیای پر از ظرافت سمینارهای علمی خارج شده و آن بیرون شکل عوض کنند و حتی بدل به تهدید شوند. با توجه به اهمیت موضوعاتی که در چنین رشتههایی بررسی میشود، درزکردن ایدهای اشتباه به عرصۀ عمومی چه عواقبی برای دنیا در پی خواهد داشت؟
مردمشناسی بریتانیایی برای انجام پروژهای پژوهشی به شمالگان، در کانادا، نقلمکان میکند. او زبان بومیان آنجا را میآموزد و پای حرفهایشان مینشیند. در گفتوگوهایشان متوجه میشود که بومیان نگران خودکشیهای مشکوک نوجوانانِ آن مناطق هستند. او درمییابد از دهۀ ۱۹۸۰ به اینسو نرخ خودکشی پسران در مناطق شمالی چندبرابر شده و، در طول دو دهۀ پس از آن، مدام بر تعدادشان افزوده شده است. این مردمشناس، طی ۱۰ سال اقامت در میان اقوام شمالگان، پی به حقیقتی هولناک دربارۀ این خودکشیها میبرد که نه تنها برای دولت کانادا که برای همۀ ما زنگ خطری جدی است.
کمتر کتابی در تاریخ فرهنگ بشری، به اندازۀ کلیله و دمنه در سرتاسر جهان پخش شده است. فرانکلین اجرتون میگوید فقط کتاب مقدس در این زمینه از کلیله و دمنه پیشی میگیرد. ترجمۀ جدیدی از این کتاب به انگلیسی بهانهای است برای سیر و سیاحتی دوباره در داستانهای تودرتوی این کتاب. داستانهایی که در آنها ماجراهایی که میان حیوانات مختلف رخ میدهد، میدانی برای بروز فضایل، مصالح، اخلاق و قدرت ایجاد میکند و گاهی چنان عملگرایانه میشود که پهلو به پهلوی ماکیاوللی میزند.
در نوجوانی، چند ساعت بعد از دوست شدن با کسی، فکر میکنیم «تا روز قیامت» دوستش خواهیم داشت و چند لحظه بعد از نفرت از کسی، گمان میکنیم «تا روز قیامت» از او متنفر خواهیم بود. اما این دوره که گذشت سرد و تلخ میشویم و همهچیز برایمان گذرا و موقت و نسبی جلوه میکند. یا شاید قلبمان میمیرد. چگونه باید با حسرت دورۀ از دست رفتۀ نوجوانی کنار آمد؟ چه کنیم که قلبمان نمیرد؟ حالا که احساس ابدیت، خواهناخواه، میگذرد چطور به شکلی درست و خلاقانه برای پایانش سوگواری کنیم؟
انقلاب صنعتی که شد خانوادههای صنعتی-بورژوا پدید آمدند و زنانی که در فعالیتهای سنگین کارخانهها جایی نداشتند، اصطلاحاً به «زنان خانهدار» تبدیل شدند. قرن نوزدهم و انقلاب صنعتی برای ما «وصلت عاشقانه» را به ارمغان آورد تا حفاظی باشد دربرابر سوءاستفاده از زنانی که از نظر اقتصادی وابسته بودند. وقتی زنان در قرن بیستم به استقلال اقتصادی دست یافتند، کمکم به «وصلت خودبیانگرانه» روی آوردیم که در آن «عشقِ بیحساب» دیگر لازم نبود از منافع زنانی که بهلحاظ اقتصادی وابستهاند محافظت کند و درعوض بیشتر بر فردیت، استقلال و تحقق آرزوها تاکید شد. در قرن بیستویکم، به لطف دورکاری و تجارت الکترونیک، شکاف شدید میان «خانه» و «کار» که پیشتر موجب ظهور چنین نقشهایی شده بود دوباره در حال محوشدن است. حالا برخی زوجهای جوان، با استفاده از این فرصت، پیشگامِ الگوی جدیدی از زندگی مشترک شدهاند، الگویی که ریشهاش نه به دوران مدرن که به عصر پیشامدرن و خانوادههای تولیدکننده-کشاورز بازمیگردد.
From the publisher's feed