
Sign up to save your podcasts
Or


در جوامعی که قدرت مرکز بر بنیاد ملیگرایی استبدادی و گرایشهای فاشیسممحور استوارند، ملیتهایی که بیرون از دایرهی ملیت حاکم قرار میگیرند، به حاشیه رانده شده و در معرض ستم، بیعدالتی، فقر، تبعیض و فرودستی ساختاری قرار میگیرند.
در این میان، زنان از نخستین گروههاییاند که هدف ستمهای چندلایه واقع میشوند. تجربهی زنبودن، تجربهی تبعیض و فرودستی را نمیتوان در قالبی واحد و یکدست تعریف کرد؛ زیرا این تجربه در تقاطع جنسیت با قومیت، طبقه، زبان و جغرافیا شکل میگیرد. نظریهی تقاطع ستم (اینترسکشنالیتی) که از سوی کیمبرلی کرنشاو طرح شد، دقیقاً در همین نقطه معنا و کارکرد مییابد؛ جایی که ستمهای جنسیتی و ملی/قومیتی در هم تنیده میشوند و کیفیتی مضاعف و پیچیدهای از تجارب را بیان میسازند.
در برنامهی این هفته، به بررسی پیوند ستم ملی و ستم جنسیتی در زندگی زنان کورد و زنان ملیتهای تحت ستم در افغانستان میپردازیم و میکوشیم این تجربههای درهمتنیده را از منظر رویکرد تقاطعی تحلیل کنیم.
در تحلیل روایت این هفته پادکست، به چند محور اساسی پرداخته شده است: نخست، پیامدهای روانی فراکشوریبودن نظام آپارتاید جنسیتی؛ دوم، بررسی نقش آگاهی از منظر دانش فمینیستی در فهم و مقاومت در برابر این نظام؛ سوم، سیاست دوگانه سازمانهای حقوق بشری، بهویژه سازمان ملل در بهرسمیتشناسی آپارتاید «نژادی» بهعنوان جنایت ساختاری علیه گروههای انسانی بر اساس «نژاد»، در برابر امتناع از بهرسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی بهعنوان جنایتی ساختاری علیه زنان و اقلیتهای جنسیتی؛ و در نهایت، درونسازی سازوکارهای نظارت و کنترل ساختاری در ذهن و رفتار افراد جامعه.
این محورها را در گفتوگو با مهمان برنامه، مرسل سیاس مورد بررسی و نقد قرار دادهایم.
برنامه این هفته را به شکلی از خشونت جنسیتی اختصاص دادهایم که در جامعه حتی به عنوان خشونت پذیرفته هم نمیشود، در حالیکه ممکن است قربانیاش را به دست خودکشی بسپارد! خشونت عاطفی شکلی از خشونتی جنسیتی است که به منظور بهرهکشی جنسی، سکس دیجتالی و آنلاین، یا هم بهرهکشی مالی و... از صمیمیت و نزدیکی عاطفی با زن وارد رابطه میشود، و زمانیکه از به دست آوردن زن به عنوان قربانی مطمئن میشود، میخواهد به نام عشق، قربانی، بدون اعتراض آماده هرنوع سوءاستفاده باشد.
قربانی در صورت که بخواهد مقاومت کند، با دستکاری روانی شبیه سرزنش دائمی، القای شرم، ایجاد احساس گناه، مظلومنمایی، نادیدهگرفتن صدا و خواست زن، سلب اعتماد به نفس، و تحقیر از سوی خشونتگرش مواجه میشود. بناءً، خشونت عاطفی به عنوان شکلی از خشونت مدرن مردسالاری، حذف زن از طریق شکستن تدریجی روان و اختیار اوست؛ خشونتی بیصدا و نامرئی، که زنان را وادار میکند سلطه را طبیعی پنداشته، کنترل و سوءاستفاده جنسی و عاطفی را عشق تصور کرده، همچنان تبعیض و خشونت را تقدیرشان بپندارند. این خشونت نه فقط در مجازی توسط مردان روشنفکر و شبه روشنفکر که در خانه، زبان، فرهنگ، قانون و روایتهای «نجاتبخش» همچنان بازتولید میشود.
جزئیات بیشتر بحث را با ذکیه شفائی، جامعه شناس و مددکار اجتماعی دنبال کنید.
در چهار سال گذشته زنان معترض در افغانستان تنها نیروی سیاسی مستقل و غیر وابسته به جریانهای قدرتطلب و جریان اصلی بودهاند، که با دستان خالی در برابر سلطه طالبان ایستادگی کردهاند.
نیروهای که بدون حمایت حزبی، قومی، امنیتی یا مالی، مقاومت سیاسی شان را بهگونه مستمر با روشهای مختلف زنده نگه داشتهاند.
ولی هزینه مقاومت برای آنان چندلایهتر، وسیعتر و پیچیدهتر از سایر زنانی است که به شکل مستقیم دست به اعتراض نمیزنند؛ زیرا زنانی که به شکل مستقیم به خیابان آمدهاند، در کنار تمام ستمها و محرومیتهای عمومی که همه زنان افغانستان تجربه میکنند، با خشونت چندگانه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و جنسی نیز مواجهاند.
این زنان در داخل کشور با سرکوب سازمانیافته، تعقیب، تهدید، بازداشتهای مخفی، ناپدیدسازی، حبس خانگی، محرومیت از کار، خدمات صحی، آموزش، تحصیل، آزادی گشتوگذار و حتی خطر تجاوز و قتل حکومتی روبهرو هستند. این خشونت، ساختاری و سیستماتیک است و برای خاموشسازی کامل صدای زنان طراحی شده است.
ولی از سوی دیگر، در کشورهای همسایه نیز این زنان وضعیت بهتری ندارند. آنان به عنوان «انسان درجهدو»، «غیرقانونی» یا «ممنوع از گشت و گذار آزادانه» تلقی شده و از رفتن به مکتب، دانشگاه، کار، خدمات صحی و حتی گشتوگذار آزادانه محروماند و عملاً برای بار دوم زندان خانگی را تجربه میکنند؛ این بار نه بر اساس جنسیت بلکه بر اساس هویت ملی که خود هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتهاند!
در این برنامه، با تکیه بر روایت یکی از زنان معترض، به بررسی و تحلیل وضعیت پیچیده، مبارزه زنان معترض افغانستان با مزدا مهرگان، شاعر و فعال اجتماعی پرداختهایم؛ مبارزهای که نه تنها برای آزادی زنان، بلکه برای حفظ مفهوم انسانیت، کرامت و مقاومت زنانه در افغانستان امروز حیاتی شناخته میشود.
تفاوت اساسی میان ازدواج اجباری زنان در جوامع مختلف وجود دارد. در کشورهایی که حکومتهای مطلقا اسلامی وجود ندارد، ازدواج اجباری عمدتا نتیجهی ساختارهای عرفی و شوونیسم مردسالار حاکم بر جامعه است، اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، ازدواج اجباری شکل ملی، سیستماتیک و حکومتی پیدا کرده و از دل فاشیسم جنسیتی رژیم زنستیز سرچشمه میگیرد. از آنجایی که این تمایز مهم میان ازدواج اجباریِ عرفی و ازدواج اجباریِ حکومتی-ساختاری در تحلیلهای فمینیستی هنوز بهدرستی مورد شناسایی و تحلیل قرار نگرفته است، در این برنامه سعی کردیم جای این خلا را تا حدی پُر کرده و این واقعیت به حاشیهمانده را به عنوان یکی از ابعاد مهم زندگی فعلی زنان افغانستان و تاریخ ستم بر زنان در جوامع ایدئولوژیک مطرح نماییم.
پادکست بررسی این بحث مهم با داکتر هلن فرمان، نویسنده و فعال اجتماعی را میتوانید از لینک زیر بشنوید.
در پادکست این هفته با ناجیه حنیفی، کارشناس مطالعات جنسیت، مکاتب زیرزمینی به عنوان یکی از ابزارهای مقاومت زنانه تحت نظام آپارتاید جنسیتی طالبان را در ابعاد گوناگونی چون نقش انجوها در ادغام مبارزات تودهیی در نظام حاکم مردسالار، ناکارآمدی سرکوبها در ساقط ساختن عاملیت زنانه، بررسی علت حساسیت طالبان با مضامین ساینسی و اجتماعی، مقاومت فرانسلی زنان در برابر آپارتاید جنسیتی طالبان و روایت گفتمان استعماری در مورد فرهنگیکردن مسئلهی آموزش زنان و مردسالاری تحت عنوان «فرهنگ مردم افغانستان» به بحث گرفتهایم.
برای دریافت نسخه کامل برنامه روی لینک زیر کلیک کنید.
در این سری پادکستها روایات زنان از تجارب شان از بیعدالتی، تبعیض، تحقیر، آزار جنسی، تجاوز، ستم جنسیتی و نظام آپارتاید جنسیتی را با کمک کارشناسان مطالعات جنسیت و حوزهی زنان، مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم داد.
هدف محوری «تریبون راوی»، نه تنها ایجاد بستر مناسب برای به رسمیت شناختن ستم جنسیتی بر زنان است که بر مستندسازی وضعیت دشوار زنان تحت حاکمیت نظام آپارتاید جنسیتی در افغانستان همچنان تلاش میورزد.
این در حالی است که طالبان بعد از پاکسازی زنان از جامعه دست به ممنوعیت صدای آنان زده و دسترسی زنان را به فضای مجازی نیز محدود کردهاند؛ راوی زن، منحیث رسانهای در جهت دفاع از حقوق زنان و عدالت جنسیتی با توجه به وضعیت جاری، انعکاس صادقانهی وضعیت ناهنجار زندگی زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان را رسالت خود دانسته و مصمم بر راهاندازی سلسله برنامههای جدید و متنوع از جمله پادکست "تریبون راوی" است.
From the publisher's feed
در این برنامه روایات زنان از تجارب شان از بیعدالتی، تبعیض، تحقیر، آزار جنسی، تجاوز، ستم جنسیتی و نظام آپارتاید جنسیتی را با کمک کارشناسان مطالعات جنسیت و حوزهی زنان، مورد بررسی و تحلیل قرار…