
Sign up to save your podcasts
Or


حذف زنان از حوزه عمومی؛ چون و چراهای بازداشت خیابانی زنان توسط طالبان
در روزها و هفتههای اخیر شاهد موجی از افزایش بازداشت دختران و زنان در خیابانهای کابل و برخی دیگر از شهرهای کشور به دست طالبان بودیم. جنگجویان و محتسبان طالبان، زنان را به بهانههای مختلفی مثل نداشتن محرم و رعایت نکردن حجاب طالبانی بازداشت میکنند. گمانهها این است که طالبان با راهاندازی پروسه بازداشت زنان، در صدد تحقیر و حذف آنان از حوزه عمومی است. این گروه به رغم خواستههای ملی و بینالمللی، مکاتب و دانشگاهها را به روی دختران نگشود هیچ، که حالا تصمیم گرفته تا شهرها و حوزههای عمومی را از حضور زنان کاملاً پاکسازی کنند. در این پادکست، مهمانان برنامه درباره چون و چراهای بازداشت زنان توسط طالبان صحبت کردهاند. سخنرانان این پادکست، خانم کوهستانی، یکی از زنان معترض در افغانستان و خانم منیژه رامزی، استاد پیشین دانشگاه کابل هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
سفر نافرجام؛ این جا همه چیز بوی مرگ میدهد، حتا رویاهای قدریه نیکزاد
من در کشوری زندهگی میکنم که اگر نام مکتب، مرکز آموزشی، مسجد، بازار و حتا وسایل حمل و نقل را در گوگل جستوجو کنیم، جزییات انفجار میآید. با وجود این همه سیاهی و تباهی و بوی باروت که در مشام داشتیم، دولت نیز به دست گروه طالبان سقوط کرد. با سقوط دولت، آزادی، حق تحصیل و کار، آرزوها و حالا حق پوشش و بیرون رفتن نیز از من گرفته شده است. من به پرندهای میمانم که بالهایم را بریدند و در قفس تنگ و تاریک به جرم دختر بودن اسیرم کردند.
با اعمال محدودیتهای روزافزون گروه طالبان علیه زنان، رنگهای رنگین کمان قلبم یکی یکی از بین رفتند و امروز هیچ رنگی را جز سیاهی نمیبینم. من منتظر باران آزادی و پررنگ شدن دوباره رنگین کمان در آسمان آبی افغانستان هستم.
ناامنی در کشورهای منطقه؛ آیا حادثه خونین کرمان تاوان حمایت ایران از طالبان است؟
در زمان جنگ طالبان علیه نظام جمهوری در افغانستان، دو کشور همسایه با فراهم کردن عقبه استراتژیک برای این گروه، نقش فعالی در حمایت و عسکرگیری طالبان از مدرسههای فعال در آن سوی مرزها داشتند. با سقوط جمهوریت در افغانستان و حاکم شدن طالبان، ورق برگشت و پاکستان و ایران در دام هیولایی افتادند که سالها در پرورش و تجهیز شبه آن در افغانستان دست از پا نمیشناختند. با حاکم شدن طالبان در افغانستان، به عنوان یک نیروی بنیادگرا و مروج ترور و وحشت، اعتماد به نفس سایر گروههای همکیش و فعال در کشورهای همسایه نیز بیشتر شد و به تحرکاتشان افزودند. از جمله تیتیپی در پاکستان فعالتر شد و جیشالعدل در ایران. داعش نیز از میان جنگجویان ناراضی طالبان و سایر گروهها نیرو جذب کرد و خیز تازه برداشت. درحالی که سال ۲۰۲۳ خونینترین سال برای پاکستان بود، ایران نیز در جریان چند روز اخیر شاهد دو انفجار مرگبار در چهارمین سالگرد قتل قاسم سلیمانی در شهر کرمان بود. هرچند مسئولیت حادثه را داعش برعهده گرفت و طالبان نیز آن را محکوم کردند -هرچند آن را تروریستی نخواندند-، اما نمیتوان از این نکته به سادگی گذشت که وقتی یک گروه افراطی که سنت انتحار و ترور را یدک میکشد و سنیمذهب نیز هست، در کشوری به حاکمیت میرسد، تا چی اندازه میتواند برای حاکمیتی که بر بنیاد فقه شیعی شکل گرفته، خطرساز باشد. قراین نشان میدهد که اگر وضع بدین منوال پیش برود، دیری نخواهد پایید که جمهوری اسلامی با توجه به نفوذ تندروایان سنی در نواحی شرقی این کشور، با چالشی مواجه خواهد شد که اولویتهای دیگرش را فراموش خواهد کرد. در این پادکست شما دیدگاههای مهمانان برنامه را درباره روابط ایران با طالبان و عواقب آن خواهید شنید. صاحبنظران این پادکست دکتر سردارمحمد رحیمی، پژوهشگر ژئوپولیتیک و آقای مهرداد فرهنمد، تحلیلگر مسایل خاورمیانه هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست فرا میخواند.
هراس از آینده تاریک؛ «میترسم بیسواد بمانم»
مدینه ۱۷ ساله، دانشآموز صنف هشت مکتب است که پس از حاکمیت طالبان از فراگیری درس و آموزش باز مانده است. او نیز همانند هزاران دختر دانشآموز بهجای نشستن روی چوکی مکتب و صنفهای درسی در چهاردیواری خانه روزهای سختی را میگذراند. میگوید: «قرار بود صنف ده شوم، سه سال تعلیمیام حیف شد. اما چه کسی بهای روزهای ازدسترفته تعلیمیمان را میپردازد؟ هر سال که میگذرد سن ما نیز بیشتر میشود و ما هنوز در جایی گیر کردیم که سه سال قبل بودیم. نه راه پیشرفت داریم و نه راه نجات از میان این همه بدبختی که هر روز اضافهتر میشود.» گاهی از میان منجلابی که گیر کرده است آرزو میکند که صنف ده و یا هم دوازده مکتب بود تا فرصتهای تحصیلی برونمرزی برایش فراهم میشد، اما همه راهها به رویش بسته شده است.
فراز و فرودهای دیپلماسی هند در قبال افغانستان
هند یکی از کشورهای تاثیرگذار در مسایل منطقه است و مشترکات تاریخی زیاد با کشورهای منطقه دارد. در ۲۰ سال جمهوریت در افغانستان، هند سهم و نفوذ گسترده در بازسازی و مسایل سیاسی افغانستان داشت. امری که گفته میشد باعث نگرانی پاکستان است. از آنجایی که پاکستان به لحاظ جغرافیایی بین افغانستان و هند قرار دارد، و از این لحاظ که هند یک نزاع تاریخی با پاکستان دارد، موقفگیریها و روابط هند با کابل نیز شدیدا تحت تاثیر همین مساله است. یا حداقل اینگونه برداشت میشود. اما واقعیتها نشان میدهد که همیشه فکتور پاکستان و نزدیکی یا دوری حاکمان کابل به اسلامآباد، روی موقفگیری های دهلی تاثیر چندانی ندارد. با حاکم شدن طالبان در افغانستان، دهلی سفارتش را در کابل بست و برداشت ها نیز این بود که هند، طالبان را به مثابه نیروی نیابتی اسلامآباد میبیند و احتمال دارد که از نزدیک شدن به این گروه ابا ورزد. اما گذر زمان ثابت کرد که هند نمیخواهد به کلی افغانستان را فراموش کند و با طالبان رابطه برقرار نکند. بسته شدن سفارت افغانستان در دهلی یکی از مواردی است که اراده هند به نزدیک شدن با طالبان را نشان میدهد. در هر دورهای دیلماسی هند در قبال افغانستان این فراز و فرودها را در خود دیده است. این فراز و فرودها را در این پادکست به بحث گرفتهایم. سخنرانان این برنامه آقای فردین هاشمی، استاد دانشگاه و مصطفی مدثر، کارشناس روابط بینالملل هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
روزگار سیاه ورزش زنان؛ «ما هم میتوانستیم، اگر میگذاشتند.»
زحل با حسرت به طرف تعمیر جمنازیوم نگاه میکند: «هرچند در آن زمان هم وقت برای تمرین دختران کمتر بود، اما با آن هم همان زمان محدود، برای ما یک فرصت نامحدود برای تقویت و پرورش هرچه بهتر خود در رشته ورزشیمان بود. تا بتوانیم با یافتن مهارت کافی، خود را آماده رقابت در مسابقههای بزرگ درون کشوری و برون کشوری کنیم.» در این حال زحل اشاره به مردانی میکند که بهجز من و خودش در دو سرک منتهی به جمنازیوم، لباس مخصوص ورزشی پوشیده و بیخیال همهچیز در حال دَوشند. آن گاه با حسادتی که در واژههایش جریان دارد، میگوید: «ما هم میتوانستیم، اگر میگذاشتند.» ترک ناگهانی و یکباره ورزش برای زحل و دیگر دخترانی که بهطور حرفهای ورزش میکردند، ضربه سنگینی بر روح و جان آنها وارد کرده و آنها را به زمین زد، و پس از آن بسیار به سختی دوباره خود را بلند کرده و سر پای شدند.
نشستهای بینالمللی درباره وضعیت زنان در افغانستان و تأثیرات آنها
از آغازین روزهای به قدرت رسیدن طالبان در کشور تا امروز، مساله زن و آزادی از جمله موارد مهم در برخورد و مواجهه با طالبان بوده است. هم در سطح بینالمللی، وقتی کشوری یا مقامی در قبال طالبان موقف گرفته از زن و آزادی گفته و هم در سطح داخلی، زنانیکه دست به مبازرههای خیابانی و مبارزات زیرزمینی زده، مانیفیست مبارزاتیشان مساله زنان، حق کار، تحصیل و آزادی آنان بوده است. اما پس از بیشتر از دو سال از حاکمیت طالبان در افغانستان، این گروه گوش شنوا برای چنین خواستههایی نداشته و به خواستههای کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان نیز در این راستا وقعی نگذاشتهاند. زنان نیز در داخل و خارج از کشور از پا ننشستهاند و بر مطالبات بر حقشان به رغم سرکوب شدید از سوی طالبان، بیشتر تاکید کردهاند. در این اواخر، مجامع بینالمللی نیز به مساله زنان در افغانستان توجه نشان داده، و در نشست اخیری که با محوریت موضوع زنان در حاکمیت طالبان در دوحه برگزار شد، شرکتکنندگان نشست، به حق تحصیل دختران تاکید کردند و از مبارزات زنان در داخل و خارج کشور حمایت کردند. با اینهمه، مهمترین سوالی که باید پرسیده شود، این است که تاثیرات چنین نشستها و مبارزههایی بر سرنوشت زنان در داخل کشور چیست؟ زنان معترض در تبعید و زنان معترض در داخل تا چی اندازه هماهنگ عمل کردهاند؟ موانعی که زنان در بیرون از کشور در راه مبارزه با آنها مواجه هستند، کدامهاست؟ این سوالات را مهمانان ما در این برنامه پاسخ دادهاند. سخنرانان این برنامه خانم منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش، نگاره میرداد، معاون سفارت افغانستان در پولند و نیلوفر نعیمی، فعال حقوق زنان هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
همگرایی مخالفان سیاسی طالبان و موانع آن
در نشستهای اخیری که با اشتراک چهرهها و جبهات سیاسی مخالف طالبان در روسیه، تاجیکستان و اتریش برگزار شد، نشانههایی از همگرایی میان مخالفان از دستههای مخالف دیده میشد. اما پس از بیشتر از دو سال از حاکمیت طالبان، آنگونه که توقع مردم افغانستان است، چهرههای مخالف نتوانستهاند زیر یک چتر واحد سیاسی درباره راهکارهای مبارزه با طالبان به توافق برسند. دلیل این امر چیست؟ موانع بر سر راه همگرایی کدامها است؟ این پرسشها در سخنرانیهای مهمانان این پادکست پاسخ داده شده است. سخنرانان این پادکست محمد محق، پژوهشگر مطالعات اسلامی و عارف رحمانی، فعال سیاسی هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
۱۶ روز نارنجی با زنان؛ بستهشدن دانشگاه و افتادن در حلقه خشونت
من مادر شدهام و وقتی به جرم زن بودن به روزگار نکبت گذشتهام و حال ناامیدم و آینده مجهولم که بر هیچ و پوچ بودنش با این شرایط مطمئنم، میبینم، بارها آرزو میکنم که آنچه در بطنم در حال رشد است (دختر) نباشد. برای من حتا اجازه آوردن کتابهایم را هم ندادند. مادرم به شوهرم گفت که تا میتواند مرا از قلم و کتاب دور نگه دارد، چون سبب سر به هوایی من میشوند. منی که هیچ دوست و پناهی جز دانشگاه و کتاب نداشتم، امروز کیلومترها دور از دانشگاه و کتابهایم، در خانهای زندهگی میکنم که خبری از کتاب نیست و در این خانه هیچ دغدغهای جز خورد و خواب وجود ندارد. اینها با کلماتی چون رویاداشتن، آینده و علم بیگانهاند، خیلی بیگانه. همینطور که من اولین قربانی این خشونتها در این خاک زنستیز نیستم، آخرین هم نخواهم بود. این روایت صدها همنسل بیچاره و بیپناه من است که آرمانها و رویاهایمان را دزدیدند و ما در این گوشه تاریخ و در این کشور پیشتاز در بدبختی و نابودی علم و دانش، از قربانیان حلقه خشونت علیه زنان هستیم.
حالی که بغض بیوطنی و از دست رفتن دستاوردهایش در گلوی او گیر کرده است، با آهی از حسرت میگوید: «زندهگی قبل از سقوط کابل خیلی خوب بود. وضعیت مالیام خوب بود. در کشور خودم بودم. کار میکردم. چه کم یا زیاد، درآمد داشتم. از پس مصرفهای زندهگی برمیآمدم. رویاهایم را دنبال میکردم. موسیقی میآموختم و ترانه میسراییدم، اما اکنون همه را از دست دادهام.» این مسرت برایش پایدار نماند. زندهگی او همانند میلیونها زن و دختر افغان پس از حاکم شدن گروه زنستیز طالبان دگرگون شد. تمام دستاوردها، زحمتها و آرزوهایش فروپاشید. در کنار آن، حقوق انسانی از او و همجنسانش نیز سلب شد.
From the publisher's feed