
Sign up to save your podcasts
Or


کودکی در لباس عروس؛ از ظلم پدر تا خزیدن به خانه شوهر
یک هفته از زندهگی مشترکش با آن مرد میگذرد و جو خفقان خانه خسر او را افسرده و دلنگران کرده است؛ زیرا شوهرش مردی ظالم و بیپرواست که جز همخوابی با آن کودک، با معنای واقعی ازدواج بیگانه است. در حالی که حنای دستش هنوز رنگ نباخته، انگار فریبا زندهگی خوش نوجوانی و جوانی را باخته است. با نقشهایی که روی دستانش ترسیم کرده است و هر روز کمرنگتر میشود، آرزوهایش نیز در حال نابود شدن است. قرار است این آرزوها بهزودی محو شود؛ زیرا او با مردی ازدواج کرده است که هرگز به او اجازه نمیدهد تا به خواست خودش زندهگی کند و به دنبال آرزوهایش قدم بردارد.
اخراج پناهجویان افغان از پاکستان: قصه تلخ مهاجرت و بیوطنی
براساس گزارشها، از تاریخ ۱۷ سپتامبر به اینسو، بیش از ۱۴۸ هزار پناهجوی افغان به صورت داوطلبانه به کشور برگشتهاند و یا هم توسط پولیس پاکستان اخراج شدهاند. دولت پاکستان اعلان کرده که باید ۱.۷ میلیون پناهجوی افغان که به صورت غیرقانونی در این کشور اقامت دارند، پاکستان را ترک کنند. در این روزها روزانه هزاران پناهجوی افغان از طریق گذرگاههای مرزی طورخم و اسپیسبولدک به افغانستان بازگردانده میشوند. در میان این پناهجویان، زنان، اطفال، افراد مسن و کسانی که جانشان در حاکمیت طالبان در خطر است، شامل هستند. حکومت موقت پاکستان بدون در نظرداشت حسن همجواری و بدون توجه به خواست نهادهای بینالمللی، هر روز بیشتر از روز قبل به اخراج پناهجویان شدت میبخشد. نهادهای بینالمللی از آنجایی که حکومت طالبان در رسیدگی به بازگشتکنندگان ناتوان است و فصل زمستان نیز از راه میرسد، از وقوع یک بحران انسانی دیگر هشدار داده است. چهرههای بینالمللی نیز از حکومت پاکستان خواسته تا طرح اخراج پناهجویان را بازبینی کند، اما آنچه را تا فعلا شاهد بودهایم، شدت بخشیدن این پروسه از سوی حکومت پاکستان بوده است نه بازنگری این طرح. در این پادکست شما نظرات سخنرانان برنامه را درباره این موضوعات خواهید شنید. سخنرانان این پادکست آقای افراسیاب ختک، فعال سیاسی در پاکستان، زمان سلطانی، پژوهشگر حوزه جنوب آسیا در سازمان عفو بینالملل و حسیبا عفت، عضو پیشین شورای ولایتی پروان هستند. برعلاوه، نظرات تعدادی از مخاطبان روزنامه ۸صبح در رابطه به اخراج پناهجویان افغان از پاکستان نیز در این پادکست شامل است. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
مردن در زیر درخت توت؛ قتلی که خودکشی خوانده شد
جسد مرده آیطلا را از زیر درخت توت پیدا کرده بودند. جای گلوله زیر گلویش بود و هر دو دستانش پر از خون بود. دامن سادهاش به رنگ خون گل زده بود. فردایش پولیسها آمدند و قضیه را بهنام «خودکشی» بسته کردند. برادر آیطلا میان مردم شان و منزلت داشت و زوردار آدم بود. دیگر کسی پشت قضیه نگشت. مادر آیطلا آن روز سکوت کرده بود. میگفتند که شوک دیده است. همه باور کردند که آیطلا دختر تیزهوش، خوشاندام و خوشلباس منطقه خودکشی کرده است. ملای مسجد هم جنازهاش را نخوانده بود. بعد از آن اتفاق، مادر آیطلا غم از دست دادن دختر را با حرف و حدیث مردم بغچهپیچ کرد و از منطقه کوچید.
روز ملی زبان اوزبیکی و راهاندازی بخش اوزبیکی در روزنامه ۸صبح
۲۹ میزان روز ملی زبان اوزبیکی است. به همین مناسبت، روزنامه ۸صبح بخش اوزبیکی خویش را فعال کرد. مخاطبان ما میتوانند پس از این تمام مطالب را برعلاوه فارسی، پشتو و انگلیسی، به اوزبیکی نیز بخوانند. برنامه این هفته اکساسپیس ۸صبح نیز اختصاص داده شده بود به تجلیل از روز ملی زبان اوزبیکی و راهاندازی بخش اوزبیکی در ۸صبح. در این برنامه فعالان و چهرههای فرهنگی افغانستان درباره اهمیت زبان اوزبیکی و تنوع فرهنگی در کشور سخنرانی کردند. از شما دعوت میکنیم نسخه ویرایششده این برنامه را بشنوید. لازم به ذکر است که سخنرانان برنامه به دو زبان اوزبیکی و فارسی سخنرانی کردهاند.
خاطرات کاج؛ ضجههای مادران در سوگ فرزندانشان
من در منطقهای زندهگی میکنم که بیشترین قربانیهای کاج را در خود جا داده است. مراسم سوگواری حاکم بر منطقه و صدای دعاخوانی، روضهخوانی، ختم قرآن با صدای ضجههای مادران بیانگر این است که خانوادههای قربانیان کاج بار دیگر در سوگ یکسالهگی از دست دادن عزیزانشان نشستهاند. از پنجره خانه سرم را بیرون میکشم چشمم به خانه یکی از دوستانم که در حادثه کاج زخمی شده بود میافتد و عاطفه زخمی را میپاید. بیشتر از همه میخواهم حال او را بدانم، هرچه میبینم نیست. شاید گورستان رفته باشد و به یاد سالگرد زهرا و یا هم نازنین گل آب برده است و میخواهد از آنان شکایت کند که چرا او را نیز با خود نبرده و تنها رها کردهاند. عاطفه پس از حادثه کاج و بسته ماندن دانشگاهها بهروی زنان، سلامتی روانیاش را از دست داده است و همواره با خود در گوشهای میگرید.
گفتوگوی روایتها (۱)؛ چیستی روایت و رابطه آن با شکلگیری جریانهای سیاسی
در افغانستان از هر مسأله و پدیدهای، خوانشهای مختلف و روایتهای گوناگون و گاهی متضاد وجود دارد. به همین دلیل، یک چهره تاریخی را عدهای قهرمان میخوانند و عده دیگر ضدقهرمان. این خوانشها و روایتها تنها به چهرهها و رویدادهای تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه به مفاهیم نظری و گفتمانهای فکری و مسایل روزمره اجتماعی نیز تسری مییابد. باری، خوانش متفاوت از یک مساله یا یک پدیده و از زوایای مختلف به یک قضیه نگاه کردن، از ویژهگیهای یک انسان و درکل یک جامعه است؛ اما در افغانستان آنچه مساله را پیچیدهتر و چالشزا میسازد، تنشهای گفتاری در فضاهای مختلف بر سر این خوانشها و بنمایه قومی و ایدیولوژیک روایتها است. در کنار این، عدم موجودیت یک فضای سالم گفتوگو برای صاحبان فکر و نخبهگان جامعه و نبود فرهنگ گفتوگوی معطوف به ایجاد یا پیدا کردن راهحل باعث شده که روایتها، وسیلهای برای ایجاد تنش و نفاق بین گروههای مختلف قومی در کشور شود. برعلاوه، گفتوگوها را نیز از سطح نخبهگان به سطح عوام بکشاند و در نتیجه یک فضای ملتهب و مسموم شکل گیرد و منجر به امتناع گفتوگو شود. روزنامه ۸صبح نظر به مسوولیت خویش و ضرورتی که برای ایجاد چنین فضایی احساس میشود، سلسلهبرنامههایی را تحت عنوان «گفتوگوی روایتها» برگزار میکند. در این برنامهها نخبهگان جامعه را که قایل به گفتوگو میان روایتها هستند و گفتوگو را راهحلی برای بیرونرفت میدانند و همچنان از طرز فکر یا روایت خاص نمایندهگی میکند، دعوت میکنیم تا باهم گفتوگو کنند. در اولین برنامه خود روایت را معرفی کردهایم. این پادکست خلاصه برنامه است و سخنرانان در آن آقای داوود عرفان، دانشآموخته علوم سیاسی و عمر شریفی، استاد دانشگاه امریکایی افغانستان هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند. لازم به ذکر است که برای بهبود کارهای ما، پیشنهادات و انتقاداتتان را از ما دریغ نورزید.
روابط افغانستان و پاکستان: گذشته سیاه، آینده تاریک
روابط افغانستان و پاکستان تاریخچهای از تنشها و سوءظنها است. از زمان تأسیس کشور مستقل پاکستان در سال 1947 تاکنون، مناسبات دوجانبه افغانستان با پاکستان همواره دستخوش فراز و نشیب عمدتاً ناشی از اختلاف مرزی به جامانده از دورۀ هند بریتانیایی بوده است. در این پادکست شما درباره تاریخچه این روابط و عوامل تنش بین دو کشور همسایه خواهید شنید. سخنرانان برنامه دکتر ملک ستیز، پژوهشگر روابط بینالملل و افراسیاب ختگ، فعال سیاسی در پاکستان هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
آزاد شدم، اما به قیمت جان و جوانی
واپسین سوزن از تاروپودِ خستهی پوستم گذر کرد و هنوز پس از دو ساعت، دردش ترکم نکردهاست. آری عزیزم! یازده سالگی، پانزده سالگی، هفده سالگی گذشتند. من، آزمونهای زندگی را پشتسر گذاشتم و تابوها را شکستم. حالا کار میکنم و درس میخوانم، مانعی جز دردهای تنانه نیست. در پایان، آنان دانستند که بنا نیست دختر به بهانهی راه، دانشوری و دانایی، خانوادهاش را بدنام کند. آنها فهمیدند که یک دختر هم میتواند... اما دیر. مردم میگویند هنوز در جوشوخروشام و نمیدانند که همین زندگی در نوجوانی مرا پیر و شکسته ساخت. دختران خانوادهی ما رها شدند- چقدر زیباست که جملهای را با «رها شدند» به پایان ببری - آنها میخوانند، مینویسند، میآموزند و میآموزانند. آنها آزاد شدند. من آزاد شدم، اما بهنرخِ جان و جوانی....
گفتوگوی روایتها (۲)؛ چپگرایی در افغانستان
هواداران اندیشه چپ در افغانستان ۱۴ سال قدرت سیاسی را در این کشور در دست داشتند. بررسی نقطههای قوت و ضعف این گروه و عوامل شکست آن در افغانستان موضوع این پادکست است. در این برنامه روی عوامل و زمینههای ورود تفکر چپ در کشور، استراتژیها و پالیسیهای هواداران این اندیشه در افغانستان، عوامل سقوط و آموزهها و عبرتهای این تجربه برای امروز بحث شده است. سخنرانان این برنامه آقای امانالله شفایی، نویسنده و پژوهشگر علوم سیاسی و نویسنده کتاب چپگرایی در افغانستان و آقای عتیق اروند، نویسنده کتاب یا سوسیالیسم یا توحش هستند. روزنامه ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
یک زن؛ حکایت رنج و رهایی
راستی، چه کسی گفته که زن وقتی دختر است، روشنی خانه پدر است؛ وقتی همسر میشود، ایمان شوهرش را کامل میسازد و وقتی مادر است، بهشت زیر قدمهایش است؟ چه کسی این جرئت را میکند که به زنها و به شریفهها این جملات کتابی را بخواند؛ جملاتی که فقط به درد پرساختن کاغذهای سفید میخورند. من دیدم زنی را که وقتی کودک بوده و در نوجوانی مانند مالی برای هزینه عروسی برادرش به بدل داده میشود. من دیدم زنی را که وقتی همسر بوده، آرامش نیافته، بلکه به وسیلهای برای تخلیه روانی و شهوانی مرد تبدیل میشود. من دیدم زنی را که مقابلم ایستاده و بهشت زیر قدمهایش نیست؛ اما با دستان خالی و با سرسختی، برای بهشتی ساختن دنیایش با هزار مانع میجنگد.
From the publisher's feed