من یکساله که ازدواج کردم و بچه همندارم
الان به یکسری مشکلاتی خوردم که قبلا نبود
همسر من شدیدا مردم گریز هست و با کسی که جدید بشناسه تمایلی به مراوده و رفت و امد نداره
با دوستای خودش که همه متاهل هستن فوق العاده راحت و خوش برخورده ولی در مقابله دوستانه من کاملا جبهه میگیره و نمیاد توی جمع
اما از من میخواد که من برم
شدیدا ادم خود بزرگ پنداریه
جوری که علنی میگه همه باید از من اطاعت امر کنن
میگه اون کاری که منمیکنم و تصمیمی که من میگیرم درست و بهترینه و باید اجرا شه
حتی اسم کوچیکمن رو توی خونه در حریم دو نفره صدا نمیکنه
از من توقع داره همه جا به بهترین شکل از کسانی که خودش دوست داره پذیرایی کنم و در مقابل برای خواسته های من جبهه میگیره
شاید مسخره باشه ولی همه فیلم مختارنامه رو دیدن و شوهرمن شدیدا توی اون شخصیت غرق شده و مداوم صحبت از سیاسته اون میکنه و کارای خودشم با همون سیاست انجام میده
پیش هیچکسبا من حرف نمیزنه میگه بهم میگن زن ذلیل و من صلابتم زیر سوال میره
توی اون دوسال نامزدی هم به این شکل نبود