یه دختر ۲۴ ساله که دو روزه دیگه عقدشه و همسرش ۳۶ سالشه، دیشب با این مسئله مواجه شده که مادرشوهرش بهش گفته که ما رسم داریم دختر رو قبل عقد بیریم آزمایش
و این موضوع به شدت به دختر برخورده و کلی گریه کرده و حس جسارت بهش دست داده طوری که از شدت ناراحتیش مادرشوهرش گفته این کار باعث افتخار دختره و تودهنیه واسه سایرین و توباید از خدات باشه ما اینو ازت خواستیم باعث سربلندیت میشه
دختر هم گفته مگه اساس بر اعتماد نیست
گذشته ادما به خودشون مربوطه
اینکار باعث میشه عزت نفس من بره زیر سوال
و نهایتا به اصرار عروس رفتن پیش دکتر با داماد دوتایی
و دکتر به داماد گفته که سالمی
سوال اینه که از طرفی دختر میگه مادرشوهرشم از چشمم افتاده و از طرف دیگه داماد هم پشت عروس درنیومده که به مادرش بگه این کار لازم نیست و از عروس خواسته با رسم و رسومخانوادش به خاطر ارامشخودش راه بیاد
و این عروس خیلی دختر سالم و پاکیه و بابت خیلی مسائل دیگه از جمله نحوه ی برگزاری مراسم عروسی حتی با اینگه اصلا مطابق خواسته هاش نیست راه اومده!