با سلام خانم دکتر عزیز و دوست داشتنی
میخواستم در مورد مشکل خواهرم بگم که خیلی به راهنمایی شما احتیاج داره خواهرم دقیق نمیدونم ولی فکر میکنم چهل و هشت سالشه دو،سه سالی از همسرش بزرگتره یه پسر دانشجو بیست ساله و دختر یازده ساله داره
ابجیم و همسرش با عشق ازدواج کردن و با کلی سختی تونستن باهم زندگی خوب و ابرومندی بسازن
مشکل از تقریبا نه سال پیشه که وقتی خواهرزاده ام دوساله بود فهمید همسرش یه نفر رو صیغه کرده و وقتی اقاش متوجه شد خواهرم فهمید اقاش ابراز پشیمانی کرد و خواهرم بخشید و نذاشت هیچکس حتی خانواده ما بفهمن تو این چند سال ولی اون خانم خیلی مزاحم ابجیم میشد ولی اصلا به روی خودش نمی اورد و سفت و سخت مراقب زندگیش بود ولی دیگه اون زن تازگی میاد پیش درو همسایه داد و هوار راه میندازه که به شوهرت بگو تکیلف منو روشن کنه درصورتی که اقاش میگه من هیچ ارتباطی دیگه با این خانم ندارم غلط میکنه میاد و...
حالا خواهرم احساس میکنم داره افسردگی میگیره اخه شوهرشم اصلا ادمی نیست که بخواد کمبود ها رو جبران کنه همیشه سر کاره و اصلا به زن و بچه نمیرسه و محبت نمیکنه حالا به نظر شما خواهرم چکار کنه برای زندگیش هنوز هم همسرش رو بعد این مشکلات خیلی دوست داره ولی از همه طرف داره بهش فشار میاد و نمیدونه راه درست کار درست چیه؟؟؟؟خواهش میکنم شما راهی جلوی پای ما بذارین ممنونم💐💐
خانم دکتر خواهش میکنم خواهرم رو راهنمایی کنید اوضاع روحیش خیلی خرابه