شیرین تکلیف خویشتن را با خودش روشن نکرده گاهی خسرو را پس می زند و گاهی پیش می کشد: اگر خسرو از سر نیاز مرا می خواهد باید به پای خویشتن بیاید و مرا به کاخ فرابخواند. بعد باز می گوید تا کی خود را به نادانی بزنم؟
نباید پیرانه سر، خِرَد را از خود دور کنم و باید واقع بین باشم. گناه اندوه رنجی که مرا فرا گرفته است از جانب دلم بر من روا داشته شده و گناه خسرو نیست.