Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about داستانهای مقاومت:How many episodes does داستانهای مقاومت have?The podcast currently has 1,034 episodes available.
December 09, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید علی اکبر لطیفعلیاکبر برادر بزرگتر من بود. خیلی باهوش و اهل هنر بود.کاملاً خودکفا بود. از طریق نقاشی، خطاطی، عکاسی و... درآمد داشت،...علیاکبر برای نمایشگاه مجاهدین در مدارس، دانشگاهها وکارخانهها، نقاشی میکشید. بعد از فوت پدر طالقانی هم طرحی از پدر کشید که پوستر شد ومیفروختند.یک بار هم تابلویی از برادر مسعود در امجدیه کشید که دستشان را به سمت جمعیت بالا گرفتهاند،...یکی از همبندان علیاکبر در خاطرهای نوشته است:در گوهردشت در سلولهای تنبیهی بودیم. علی اکبر، تصویر دیواری را کشیده بود که وسطش خراب شده و منظره یک سلسله کوه و دو پرنده بالای کوهها پرواز میکردند، نقاشی را به دیوار نصب کرده بودیم.بعد از چند روز شکنجهگر مسؤل بند شبانه وارد سلول شد.به بچهها گفت: «شما فکر میکنید ما هیچی نمیفهمیم و نمیدانیم چه غرضی از کارهایتان دارید؟این دیوار که در تصویر کشیده شده همان حزبالله و پاسدارها هستند که توسط شما خراب و سوراخ شده و آن دشت و سرزمین سرسبز و خرم هم جامعه بیطبقه توحیدی است که شما به آن معتقدید!آن دو پرنده که در آسمان در حال پروازند هم مسعود و مریم هستند.»...more20minPlay
December 09, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید شاهرخ نامداریتابستان داغی بود، دخترکی با یک دسته گل بابونه جلوی در زندان سپاه ایستاده بود، با چهرهای معصوم در انتظار دیدن پدر،...«پس بابا کی میآید.»با صدای باز شدن در آهنی زندان، برق خوشحالی در چشمان دخترک درخشید.اما...خانواده نامداری کیه؟!تو بچه شاهرخ نامداری هستی؟!... بیا اینها مال بابات بود، خیالت راحت دیگر پدرت را نمیبینی ما آن را کشتیم...طنین کوچک در کنار مادرش همین کلمات را تکرار میکرد:دیگر پدرت را نمیبینی...... ما آن را کشتیم.شاهرخ در کانونهای خودجوش انتظامات، شرکت فعال داشت و بهعنوان یکی از نمایندگان کانونی که تحت عنوان کانون دیپلمههای بیکار تشکیل شده بود فعالیت میکرد. همزمان با برگزاری نشست یا تجمعات اعتراضی، شروع به تحصن در فرمانداری شهر کردند و رژیم برای سرکوب آنها پاسدارانی از دزفول به مسجد سلیمان منتقل کرد.راستی که چه زیبا بر عهدش پایدار ماند و تا به آخر ایستاد. ایستاد و رسم ایستادگی را ثبت کرد. شاهرخ نامداری از شهدای قتلعام سال ۶۷گرامی و راه سرخش پر رهرو باد....more15minPlay
December 09, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید وحیده پیرایشسال ۵۵در تظاهراتی که توسط دانشجوها برگزار شد، مجاهد دلیر وحیده پیرایش به همراه عدهیی دیگر از همکلاسیهایش دستگیر شد. ممکن بود که زندان برای بعضیها پایان همه چیز باشه ولی برای وحیده بیباک تازه شروع بود.وحیده مبارز و پرشور پس از بیرون آمدن از زندان، بسیار فعالتر از قبل و با دیدگاهی وسیعتر وارد صحنه مبارزه شد.روزهای ملتهب قیام مردمی علیه دیکتاتوری شاه از راه میرسید و این پرستوی بیقرار دیگر آرامی نداشت.اوایل سال۶۰وحیده پرشور و دلیر به عضویت سازمان مجاهدین در اومد. با اسم مستعار «منیر» در نهاد محلات قسمت جنوب کار میکرد و بعد هم در شرق تهران مسئول انجمن «خواهران رسالت» شد.به واقع وحیده بیباک در سازماندهی تظاهرات ۵مهر و طنین شعار «مرگ بر خمینی» در خیابانهای تهران نقش جدی و تعیینکننده داشت.وقتی وحیده برای همیشه پرکشید، ۲۶سال داشت، نیمهشب ۷آذر۶۰...more15minPlay
December 09, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید ناصر چزانیمجاهد قهرمان ناصر چزانی با عزمی راسخ،ارادهای کوه وار و نگاهی عمیق، نبضش جز برای یک هدف نمیزد، بهخاطر کلمه آزادی.مجاهد قهرمان ناصر چزانی در تظاهرات سال ۵۷شرکت داشت. بعد از پیروزی قیام ضدسلطنتی از طریق برادر بزرگترش جذب سازمان مجاهدین شد و بعد از آن در بخش دانشآموزی هواداران مجاهدین بهصورت حرفهیی کار میکرد.سال ۵۹که بیشتر با سازمان آشنا شد، وارد صحنه و فعالیتها شد و خیلی زود به ماهیت ارتجاعی خمینی پی برد. او میگفت: «گول حرفهای خمینی رو نباید خورد. همهٔ این حرفهاش دجالگریست و بس.»او پس از سی خرداد ۶۰و حمله و هجوم پاسدارها وارد زندگی مخفی شد.مجاهد قهرمان ناصر چزانی این یل خستگیناپذیر که پاسداران شب در هراس از او بودند اواخر شهریور، حوالی میدان حر نزدیک کمیتهٔ باغشاه، همزمان با حمله به خوابگاه کمیته دستگیر شد. در حالی که پژواک قدمهای محکم او بهسمت اوین بر وجود پاسداران شب رعشه میانداخت، او با نیشخندی بر لب تمام ابهت پوشالی شان را به سخره میگرفت.مجاهد قهرمان و بیباک ناصر چزانی، بهدلیل فعالیت هایش، برای رژیم فرد شناخته شدهای بود. با اینکه میدانست بهزودی اعدام خواهد شد با روحیهای سرشار تا لحظه آخر قوی و مستحکم بر عقایدش پا بر جا موند.روزی که او را برای اعدام میبردند تنها نبود. یکی از همرزمانش که بهشدت شکنجه شده بود و قادر به راه رفتن نبود او را همراهی میکرد. ناصر با محبتی برادرانه همرزمش رو بر دوش گرفت و دو یل،دو قهرمان، دو شیر دلاور دوشادوش هم به محل تیر باران و اعدام رفتند.... و در آستانه فتح زندگی زمین زیر پای آنها به خود لرزید.روز ۱۳مهر سال۶۰ناصر رو به همراه ۶۰میلیشیای دیگر تیر باران کردند.یاد مجاهد قهرمان ناصر چزانی گرامی و راه سرخش پر رهرو باد...more12minPlay
December 09, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید پرویز نیک طالعانپرویز متولد ۵اردیبهشت ۱۳۳۹در تهران بود. او دیپلم داشت و در تاریخ ۱۹آذر ۱۳۶۲در زندان اوین تیرباران شد.اینجا برایم خیلی زحمت کشیدن!۴۸ساعت از من مراقبت کردن تا جانم را نجات بدهند، ببینید آنقدر از من پذیرایی کردند که گوش راستم دیگر نمیشنود!حکم مرا دادهاند و منتظرم به سراغم بیایند اما من عزم و اراده مجاهد خلق را نشان خواهم داد، برایم لباس نو و تمیز بیاورید...من به آرزوی دیرین خود رسیدهام....یادتان باشد هرگز برایم گریه نکنید، همه شاد باشید و دور هم جمع شوید، من همیشه در جمع شما خواهم بود و خدمت خانواده و تمامی عزیزان و سروران.امیدوارم حال همگی خوب و سلامت و صابر و مؤید باشید. و با توکل به پروردگار و بهرهگیری از مکتب پویای اسلام و ائمه زندگی پربار و سازندهیی داشته باشید و در فراغ من یعقوب وار صبر داشته باشید (ان الله مع صابرین) با امید موفقیت و بهروزی همه مؤمنان امیدوارم مرا حلال کنید و بر خدا توکل کنید....more15minPlay
December 08, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد شهید احمد شوکتیاگر امتحان میدادم، میتوانستم مقام قهرمانی بهدست بیاورم. ولی برای من قهرمانی در راه تحقق آرمانهای خدایی و خلقی کمالی مطلوبتر است و راه مبارزه را برگزیدم و علایق فردی را کنار گذاشتم.از دیدن محرومین و مردم تحت ستم دلم به درد میآید و دلم میخواهد برای آنها هر کاری که از دستم برآید انجام دهم. با اینکه میدانم راه صحیح حل تضادهای طبقاتی در اینگونه روشها نیست، ولی دلم طاقت نمیآوُرُدبچهها من را به قسمت پذیرش انجمن صدا میزدند. وقتی میدیدم که پیرمردی روستایی با چهرهیی سوخته و لبخندی بر لب آنجاست با محبت زیاد از من گله میکرد که چرا دیگر به دیدنشان نمیروم، نمیدانستم چه بگویم. در دل میگفتم: بالاخره روزی دمار از روزگار این پلیدان در خواهیم آورد و همگی شما را آزاد خواهیم کرد.احمد در زندان همیشه در فکر کشتن مزدوران پلید خمینی بود. همواره افسوس میخورد که چرا قبل از اینکه مزدورانی را به درک واصل کنه دستگیر شده. میگفت:«اگر قرار شد من را از زندان بابل به چالوس منتقل کنند، در بین راه با پریدن روی سر راننده، ماشین را به همراه مزدوران به دره پرتاب خواهم کرد.»...more10minPlay
December 08, 2019رسم مقاومت - خاطرات زندان خواهر مجاهد پوران نائبی - قسمت ۳عشق حقيقی ترين احساس بشری ست آنقدر حقيقی كه ۱۲۰ هزار نفر به طناب های دار بوسه زدند. و به جوخه هاي اعدام سلام كردند. آنقدر حقيقی، كه انسان های بسياری با جسم های نحيفشان سخترين شكنجه های غير انسانی را تجربه كردند و تاب آوردند. عشق بود كه مقاومت آفريد، و عشق بودكه رسم تسليم ناپذيری انسان را در تاريخ ثبت و جاري كرد. عشق به خاك خود، عشق به همنوع خود و عشق به آزادی.پوران نائبی مجاهدی كه در ميان عاشق ترين انسانهای عصر ما زيست، دوشادوش آنها در نبردی سهمگين شركت داشت، و خود چهره مقاوم زندانی در چنگال هيولای آدمخواری ست كه مرزهای جنايت ورذالت را درنورديده. او در ۱۹ خرداد ۱۳۶۰ در حالیکه قصد شركت كردن در یک تظاهرات مسالمت آمیز را داشت، در میدان فردوسی، پس از آنكه مورد ضرب و شتم وحشیانه چماقداران با چاقو و پنچه بکس و سنگ و چماق قرار گرفت، دستگير شد. او و مجاهد شهید زهره قائمی، در حاليكه از ناحيه سرو صورت زخمي شده بودند توسط اوباش چماقدار ولباس شخصی ابتدا به كميته فردوسی و بعد كميته عشرت آباد و سپس به همراه ۷۰ نفر ديگر از بازداشت شدگان به اصطبل جهانبانی منتقل شدند، و دژخيمان پس از سه هفته آنها را به زندان قزلحصار منتقل كردند .اين دستگيری شروع پهنه ديگری از مقاومت در برابر دشمن بود. مقاومتی كه با گنج عظيمی از چهره هاي حماسين فرزندانش، تا ابد به خود خواهد باليد . فرزندان ايستادگی كه تاريخ فردا با نام آنها آغاز خواهد شد....more22minPlay
December 07, 2019رسم مقاومت - خاطرات زندان خواهر مجاهد پوران نائبی - قسمت ۲خاطرات زندان خواهر مجاهد پوران نائبی عشق حقيقي ترين احساس بشري ست آنقدر حقيقي كه 120 هزار نفر به طناب هاي دار بوسه زدند. و به جوخه هاي اعدام سلام كردند. آنقدر حقيقي، كه انسان هاي بسياري با جسم هاي نحيفشان سخترين شكنجه هاي غير انساني را تجربه كردند و تاب آوردند. عشق بود كه مقاومت آفريد، و عشق بودكه رسم تسليم ناپذيري انسان را در تاريخ ثبت و جاري كرد. عشق به خاك خود، عشق به همنوع خود و عشق به آزادي.پوران نائبي مجاهدي كه در ميان عاشق ترين انسانهاي عصر ما زيست، دوشادوش آنها در نبردي سهمگين شركت داشت، و خود چهره مقاوم زنداني در چنگال هيولاي آدمخواري ست كه مرزهاي جنايت ورذالت را درنورديده. او در 19 خرداد 1360 در حالیکه قصد شركت كردن در یک تظاهرات مسالمت آمیز را داشت، در میدان فردوسی، پس از آنكه مورد ضرب و شتم وحشیانه چماقداران با چاقو و پنچه بکس و سنگ و چماق قرار گرفت، دستگير شد. او و مجاهد شهید زهره قائمي، در حاليكه از ناحيه سرو صورت زخمي شده بودند توسط اوباش چماقدار ولباس شخصي ابتدا به كميته فردوسي و بعد كميته عشرت آباد و سپس به همراه 70 نفر ديگر از بازداشت شدگان به اصطبل جهانباني منتقل شدند، و دژخيمان پس از سه هفته آنها را به زندان قزلحصار منتقل كردند .اين دستگيري شروع پهنه ديگري از مقاومت در برابر دشمن بود. مقاومتي كه با گنج عظيمي از چهره هاي حماسين فرزندانش، تا ابد به خود خواهد باليد . فرزندان ايستادگي كه تاريخ فردا با نام آنها آغاز خواهد شد....more19minPlay
December 07, 2019رسم مقاومت-خاطرات زندان خواهر مجاهد پوران نائبی - قسمت ۱خاطرات زندان خواهر مجاهد پوران نائبی عشق حقيقي ترين احساس بشري ست آنقدر حقيقي كه 120 هزار نفر به طناب هاي دار بوسه زدند. و به جوخه هاي اعدام سلام كردند. آنقدر حقيقي، كه انسان هاي بسياري با جسم هاي نحيفشان سخترين شكنجه هاي غير انساني را تجربه كردند و تاب آوردند. عشق بود كه مقاومت آفريد، و عشق بودكه رسم تسليم ناپذيري انسان را در تاريخ ثبت و جاري كرد. عشق به خاك خود، عشق به همنوع خود و عشق به آزادي.پوران نائبي مجاهدي كه در ميان عاشق ترين انسانهاي عصر ما زيست، دوشادوش آنها در نبردي سهمگين شركت داشت، و خود چهره مقاوم زنداني در چنگال هيولاي آدمخواري ست كه مرزهاي جنايت ورذالت را درنورديده. او در 19 خرداد 1360 در حالیکه قصد شركت كردن در یک تظاهرات مسالمت آمیز را داشت، در میدان فردوسی، پس از آنكه مورد ضرب و شتم وحشیانه چماقداران با چاقو و پنچه بکس و سنگ و چماق قرار گرفت، دستگير شد. او و مجاهد شهید زهره قائمي، در حاليكه از ناحيه سرو صورت زخمي شده بودند توسط اوباش چماقدار ولباس شخصي ابتدا به كميته فردوسي و بعد كميته عشرت آباد و سپس به همراه 70 نفر ديگر از بازداشت شدگان به اصطبل جهانباني منتقل شدند، و دژخيمان پس از سه هفته آنها را به زندان قزلحصار منتقل كردند .اين دستگيري شروع پهنه ديگري از مقاومت در برابر دشمن بود. مقاومتي كه با گنج عظيمي از چهره هاي حماسين فرزندانش، تا ابد به خود خواهد باليد . فرزندان ايستادگي كه تاريخ فردا با نام آنها آغاز خواهد شد....more18minPlay
December 06, 2019داستانهای مقاومت - کاشفان فروتن - بیاد مجاهد قهرمان الهه عروجیمجاهد قهرمان الهه عروجي در يك خانواده ای ثروتمند و مرفه متولد شد. خاطره ای از خواهر مجاهد ژاله مهرام نیا: زیباترین صحنه ای که از الهه نازنينم یادم هست مربوطه به يك روز قبل از تظاهرات مسالمت آميز 30 خرداد60 بود. او دختران دانشجوی دانشگاه ملي و هوادار مجاهدین را در خوابگاه جمع كرد. و نشستي با ما گذاشت، قبل از گفتن تيم بندي نفرات براي روز تظاهرات، ابتدا از شرایط حساس آن زمان و اهمیت برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز سی خرداد 60 گفت و برایمان توضیح داد. وی در صحبتهایش درباره محبوبیت مجاهدین و علت ترس و وحشت خمینی و پاسدارانش از مجاهدین خلق گفت... بعد رو به همه ما گفت :« امشب مثل شب عاشورا، و زمان تصمیم گیری براي شماست. امام حسین در آن روز چراغها را خاموش کرد و گفت فردا همه شما در نبرد عاشورا شهید میشوید. هر کس میخواهد برود، و هر کس میماند با این اشراف بماند. حالا اين خودتان هستيد كه بايد انتخاب کنید» .......more20minPlay
FAQs about داستانهای مقاومت:How many episodes does داستانهای مقاومت have?The podcast currently has 1,034 episodes available.