احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

By شهروز کبیریSociety & CultureArtsHistory
Download on the App Store

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر episodes

  • احمد شاملو | ماهی

    ▨ نام شعر: ماهی

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    من فکر می‌کنم

    هرگز نبوده قلبِ من

    اینگونه

    گرم و سُرخ:


    احساس می‌کنم

    در بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زای

    چندین هزار چشمه‌ی خورشید

    در دلم

    می‌جوشد از یقین؛

    احساس می‌کنم

    در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زارِ یأس

    چندین هزار جنگلِ شاداب

    ناگهان

    می‌روید از زمین.

    □

    آه ای یقینِ گم‌شده، ای ماهیِ گریز

    در برکه‌های آینه لغزیده تو

    3 min
  • احمد شاملو | شکاف

    ▨ نام شعر: شکاف

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    در اعدام خسرو گلسرخی

    ـــــــــــــــــ

    زاده شدن

    بر نیزه‌ی تاریک

    همچون میلادِ گشاده‌ی زخمی.


    سِفْرِ یگانه‌ی فرصت را

                 سراسر

    در سلسله پیمودن.

    بر شعله‌ی خویش

               سوختن

    تا جرقّه‌ی واپسین،

    بر شعله‌ی حُرمتی

    که در خاکِ راهش

               یافته‌اند

    بردگان

        این‌چنین.


    اینچنین سُرخ و لوند

    بر خاربوته‌ی خون

              شکفتن

    وینچنین گردن‌فراز

    بر تازیانه‌زارِ تحقیر

               گذشتن

    و راه را تا غایتِ نفرت

                 بریدن. ــ


    آه، از که سخن می‌گویم؟

    ما بی‌چرازندگانیم

    آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۵۴

    از دفتر شعر دشنه در دیس

    2 min
  • احمد شاملو | از عموهایت | نسخه‌ی سوم با صدای پسر شاملو

    ▨ نام شعر: از عموهایت (نسخه‌ی سوم) 

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: سیروس شاملو (پسر شاعر)

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ــــــــــــــــ

    تقدیم نامه‌ی شاعر: برای سیاوش کوچک

    (توضیح: این شعر در رثای مرتضی کیوان سروده شده)

    ــــــــــــــــ

    نه به‌خاطر آفتاب نه به‌خاطر حماسه

    به‌خاطر سایه‌ی بام کوچک‌اش

    به‌خاطر ترانه‌یی

    کوچک‌تر از دست‌های تو

    نه به‌خاطر جنگل‌ها نه به‌خاطر دریا

    به‌خاطر یک برگ

    به‌خاطر یک قطره

    روشن‌تر از چشم‌های تو

    نه به‌خاطر دیوارها ــ به‌خاطر یک چپر

    نه به‌خاطر همه انسان‌ها ــ به‌خاطر نوزاد دشمن‌اش شاید

    نه به‌خاطر دنیا ــ به‌خاطر خانه‌ی تو

    به‌خاطر یقین کوچک‌ات

    که انسان دنیایی است

    به‌خاطر آرزوی یک لحظه‌ی من که پیش تو باشم

    به‌خاطر دست‌های کوچک‌ات در دست‌های بزرگ من

    و لب‌های بزرگ من

    بر گونه‌های بی‌گناه تو

    به‌خاطر پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله‌می‌کنی

    به‌خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای

    به‌خاطر یک لبخند

    هنگامی که مرا در کنار خود ببینی

    به‌خاطر یک سرود

    به‌خاطر یک قصه در سردترین شب‌ها تاریک‌ترین شب‌ها

    به‌خاطر عروسک‌های تو، نه به‌خاطر انسان‌های بزرگ

    به‌خاطر سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطر شاه‌راه‌های دوردست

    به‌خاطر ناودان، هنگامی که می‌بارد

    به‌خاطر کندوها و زنبورهای کوچک

    به‌خاطر جار سپید ابر در آسمان بزرگ آرام

    به‌خاطر تو

    به‌خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک برخاک‌افتادند

    به‌یادآر

    عموهای‌ات را می‌گویم

    از مرتضا سخن‌می‌گویم.

    ▨ 

    احمد شاملو

    ۱۳۳۴

    ــــــــــــ

    مرتضی کیوان در پی پناه دادن به سه تن از نظامیان فراری حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و به جرم خیانت، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد

    4 min
  • احمد شاملو | ترانه‌ی تاریک | با صدای آیدا

    ▨ نام شعر: ترانه ی تاریک

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    بر زمینه‌ی سُربی‌ صبح

    سوار

       خاموش ایستاده است


    و یالِ بلندِ اسبش در باد

                   پریشان می‌شود.


    □ 


    خدایا خدایا

    سواران نباید ایستاده باشند

    هنگامی که

    حادثه اخطار می‌شود.


    □


    کنارِ پرچینِ سوخته

    دختر

       خاموش ایستاده است

    و دامنِ نازکش در باد

                 تکان می‌خورد.


    خدایا خدایا

    دختران نباید خاموش بمانند

    هنگامی که مردان

    نومید و خسته

             پیر می‌شوند.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۵۲

    از دفتر ابراهیم در آتش

    2 min
  • احمد شاملو | همه‌ی زندگی من

    ▨ قطعه: همه‌ ی زندگی من

    ▨ صدای: احمد شاملو

    ─────♬ ─────

    این مصاحبه در واقع برشی از مستند «این بامداد خسته» است. فیلمی از جناب آقای فرشاد فداییان.


    5 min
  • احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

    ▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــــــــــ

    قناعت‌وار

         تکیده بود

    باریک و بلند

    چون پیامی دشوار

               که در لغتی

     

    با چشمانی

    از سوآل و

          عسل

    و رُخساری برتافته

    از حقیقت و

           باد.


    مردی با گردشِ آب

    مردی مختصر

            که خلاصه‌ی خود بود.


    خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند.


    □


    پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کند

    تسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود.


    آزمونِ ایمان‌های کهن را

    بر قفلِ معجرهای عتیق

                  دندان فرسوده بود.


    بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها

                 پوزار کشیده بود

    رهگذری نامنتظر

    که هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت.


    □


    جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانند

    که روز را پیشباز می‌رفتی،

    هرچند

        سپیده

           تو را

    از آن پیش‌تر دمید

    که خروسان

           بانگِ سحر کنند.


    □


    مرغی در بال‌هایش شکفت

    زنی در پستان‌هایش

    باغی در درختش.


    ما در عتابِ تو می‌شکوفیم

    در شتابت

    ما در کتابِ تو می‌شکوفیم

    در دفاع از لبخندِ تو

               که یقین است و باور است.


    دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند.

    ▨ 

    احمد شاملو

    تهران ۱۳۴۸

    از

    3 min
  • احمد شاملو | وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)

    ▨ نام شعر: وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــــــــــ

    « وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.

    در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.

    دست از گمان بدار!

    با مرگِ نحس پنجه میفکن!

    بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…»


    وارطان سخن نگفت،

    سرافراز

    دندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت


    □


    « وارطان ! سخن بگو!

    مرغ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع را

    در آشیان به بیضه نشسته ست!»

    وارطان سخن نگفت،

    چو خورشید

    از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت...


    □


    وارطان سخن نگفت

    وارطان ستاره بود:

    یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت...


    وارطان سخن نگفت

    وارطان بنفشه بود

    گل داد و

    مژده داد: «زمستان شکست!»

    و

    رفت…


    ▨ 

    احمد شاملو

    زندان قصر ۱۳۳۳

    از دفتر شعر هوای تازه

    2 min
  • احمد شاملو | مرثیه | در خاموشی فروغ فرخ‌زاد

    ▨ نام شعر: مرثیه

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــــــــــ

    در خاموشیِ فروغ فرخ‌زاد

    ـــــــــــــــــــــــــ

    به جُستجوی تو

    بر درگاهِ کوه می‌گریم،

    در آستانه‌ی دریا و علف.


    به جُستجوی تو

    در معبرِ بادها می‌گریم

    در چارراهِ فصول،

    در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی

    که آسمانِ ابرآلوده را

                قابی کهنه می‌گیرد.



    به انتظارِ تصویرِ تو

    این دفترِ خالی

             تا چند

    تا چند

        ورق خواهد خورد؟


    □


    جریانِ باد را پذیرفتن

    و عشق را

    که خواهرِ مرگ است. ــ


    و جاودانگی

           رازش را

               با تو در میان نهاد.


    پس به هیأتِ گنجی درآمدی:

    بایسته و آزانگیز

              گنجی از آن‌دست

    که تملکِ خاک را و دیاران را

                     از اینسان

                          دلپذیر کرده است!


    □


    نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد

    ــ متبرک باد نامِ تو! ــ


    و ما همچنان

    دوره می‌کنیم

    شب را و روز را

    هنوز را…

    ▨ 

    احمد شاملو

    بیست‌ونهم بهمن ماه ۱۳۴۵

    از دفتر شعر مرثیه‌های خاک

    3 min
  • احمد شاملو | در آستانه

    ▨ نام شعر: در آستانه

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    در ابتدا صدای محمود دولت‌آبادی را می‌شنوید.

    ـــــــــــــــــ

    باید اِستاد و فرود آمد

    بر آستانِ دری که کوبه ندارد،

    چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و

    اگر بی‌گاه

    به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید.


    کوتاه است در،

    پس آن به که فروتن باشی.

    آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود

    آنجا

    تا آراستگی را

    پیش از درآمدن

    در خود نظری کنی

    هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست نه انبوهی‌ِ مهمانان،

    که آنجا

    تو را

    کسی به انتظار نیست.

    که آنجا

    جنبش شاید،

    اما جُنبنده‌یی در کار نیست:

    نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسانِ کافورینه به کف

    نه عفریتانِ آتشین‌گاوسر به مشت

    نه شیطانِ بُهتان‌خورده با کلاهِ بوقیِ منگوله‌دارش

    نه ملغمه‌ی بی‌قانونِ مطلق‌های مُتنافی. ــ

    تنها تو

    آنجا موجودیتِ مطلقی،

    موجودیتِ محض،

    چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابت

    حضورِ قاطعِ اعجاز است.

    گذارت از آستانه‌ی ناگزیر

    فروچکیدن قطره‌ قطرانی‌ است در نامتناهی‌ ظلمات:

    «ــ دریغا

    ای‌کاش ای‌کاش

    قضاوتی قضاوتی قضاوتی

    درکار درکار درکار

    می‌بود!» ــ

    شاید اگرت توانِ شنفتن بود

    پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان‌های بی‌خورشیدــ

    چون هُرَّستِ آوارِ دریغ

    می‌شنیدی:

    «ــ کاشکی کاشکی

    داوری داوری داوری

    درکار درکار درکار درکار…»

    اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شومِ قاضیان.

    ذاتش درایت و انصاف

    هیأتش زما

    11 min
  • احمد شاملو | به معجزه باور کن | شعری منتشر نشده از شاملو

    ▨ نام شعر: به معجزه باور کن

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    سه تابوتِ فریب

    سی کرور قاریِ موهوم، در رواقِ ملال!


    تاریخِ تاریک

    از فراسوی فراموشی

    با دهانِ غبار استمدادِ معجزه می‌کند

    که باکره‌ئی در مراسم هفت‌اش

    عنینی هزار ساله به دنیا آورده است!


    با نگاهِ ای شگفت

    به چه می‌نگری؟

    به چه می‌نگری از بامِ حیرت

    با نگاهِ رنج‌ات؟

    طومارِ بی‌انتهای مردگان را شماره مکن!

    کنار ضریحِ آستانه‌ی قدسی

    دی تکبیرگویان از پگاه

    پیره‌کرکسی قناری می‌خوانَد!


    گزارش رسمیِ روزنامه‌ی صبح است این:

    به معجزه باور کن!

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۲

    این خوانش در سال ۱۳۷۳ و در استکهلم سوئد انجام شده است.

    لازم به ذکر است که این شعر هرگز اجازه چاپ نگرفت و در هیچ کتابی چاپ نشد

    3 min

About احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

From the publisher's feed

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال…

More shows like احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,900 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,067 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

مدرسه زندگی فارسی by Iman Fani

مدرسه زندگی فارسی

525 Listeners

رادیو راه با مجتبی شکوری by رادیو راه

رادیو راه با مجتبی شکوری

5,855 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,159 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

155 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

144 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,995 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

412 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

137 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

191 Listeners

پادکست باضیا - Ba Ziya Podcast by Ali Ziya

پادکست باضیا - Ba Ziya Podcast

112 Listeners

شعر با صدای شاعر by Schahrouz Kabiri

شعر با صدای شاعر

3 Listeners