هزارداستانHazardastan

هزارداستانHazardastan

By Mehran mantashiArtsBooks
Download on the App Store

هزارداستانHazardastan episodes

  • 439 پارک ژوراسیک✍️مایکل کرایتون
    جان مایکل کرایتون (به انگلیسی: Michael Crichton) (زاده ۲۳ اکتبر ۱۹۴۲ - درگذشته ۴ نوامبر ۲۰۰۸) نویسنده، تهیه‌کننده، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، پزشک و تهیه‌کننده تلویزیونی بود که بیشتر به دلیل داستان‌های علمی تخیلی و تکنو تریلرش شناخته می‌شود. کتاب‌هایش تا به حال در حدود ۱۵۰ میلیون نسخه در سر تاسر جهان فروخته شده‌اند. کتاب‌های او دارای درون مایههای اکشن هستند و اکثراً نشان‌دهنده آیندهٔ تیره و تار یکی از فناوریهای نوین می‌باشند. تعداد زیادی از رمان‌های او دارای زمینه‌های غنی علمی و تحقیقاتی می‌باشند.  کرایتون در شهر شیکاگو واقع در ایالت ایلینوی متولد شد. پدرش جان هندرسون کرایتون و مادرش زولا میلر کرایتون نام داشت. او در روسیلین لانگ آیلند نیویورک بزرگ شد. او دو خواهر به نام‌های کیمبرلی و کاترین و یک برادر کوچکتر به نام داگلاس دارد.  او دوره لیسانس خود را در کالج هاروارد واقع در کمبریج ماساچوست گذراند و در سال ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیل شد. کرایتون هم چنین انجمن Phi Beta Kappa Society را براه انداخت. او برای شرکت در سخنرانی هنری راسل شاو مدرس برجستهٔ انسان‌شناسی به دانشگاه کمبریج لندن رفت (۱۹۶۵-۱۹۶۴).  در سال ۱۹۶۹ از دانشکدهٔ پزشکی هاروارد مدرک MD دریافت کرد. در سال ۱۹۶۹ بورسیه انیستیتو جوناس سالک واقع در لاهویا، کالیفرنیا را برای مطالعات پزشکی دریافت کرد در دانشکده پزشکی او با نام‌های مستعار جان لانگ و جفری هادسون رمان می‌نوشت. رمان یک مورد احتیاج که تحت نام مستعار جفری هادسون نوشته شده بود توانست در آن سال ۱۹۶۹ برندهٔ جایزه ادگار شود. او همچنین رمان معامله را با همکاری برادر کوچکترش تحت نام مستعار مایکل داگلاس نوشت. پشت جلد این کتاب یک عکس از مایکل و برادرش در سال‌های کودکی که توسط مادرشان گرفته شده بود چاپ شد.  هر دو نام مستعارش اشاره به قدش دارند. بر طبق گفته‌های خودش او در حدود ۲ متر و ۶ سانتی‌متر قد دارد. لانگ یک نام خانوادگی در آلمان است که معنیش «بلند قد» است و سر جفری هادسون یک انسان کوتوله در دادگاه Queen Consort Henrietta Maria انگلستان در قرن هفدهم بود.  اساتید او در دانشکدهٔ ادبیات هاروارد مقاله‌ها و داستان‌های او را بی‌ارزش خطاب می‌کردند. تا آنجا که کرایتون از این رفتار خسته شد و یک بار یکی از مقاله‌های جرج اورول را به جای مقالهٔ خودش به استادش داد و استاد احمقش به مقالهٔ جرج اورول هم نمرهٔ B- داد. کرایتون بعدها در این باره اذعان داشت:      "دانشکدهٔ ادبیات جایی نیست که از آنجا نویسنده بیرون بیاید آنجا کارخانه تولید استاد ادبیات است"   کرایتون تاکنون ۵ بار ازدواج کرده و ۴ بار طلاق گرفته‌است. او با سوزانا چیلد و جووان رادام در طی سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ با کتی جونز طی سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ و آن ماری مارتین (جدا شده در سال ۲۰۰۵) ازدواج کرد. کرایتون با همسر پنجم خود شری الکساندر تا آخر عمر زندگی کرد.  وی در روز سه شنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۸ بر اثر بیماری سرطان در لوس آنجلس در گذشت.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 49 min
  • 438 در رويای بابل✍️ریچارد براتیگان

    در روياي بابل - اثر ریچارد براتیگان - راوي استاد بهروز رضوي

    جوانی ناموفق و جویای کار، خود را کارآگاه خصوصی می نامد؛ و در حالی که مقروض و آواره است به ناگاه از افراد مرموزی پیشنهادی دریافت می کند تا در ازای پول هنگفتی، جنازه ی یک زن را از سردخانه ی شهر بدزدد. او پیشنهاد را می پذیرد و...  داستان رویای بابل درباره یک کارآگاه خصوصی فقیر و ناموفق است که پس از مدت‌ها دوباره یک مشتری پیدا کرده است. این کارآگاه، در رویاهای خود، در شهر بابل قدیم به همراه دختری به نام نعنا-دیرت، ماجراهای بسیاری را پشت سر می گذارد و از بخت بد، در تمام نقاط مهم زندگی اش به این رویا فرو رفته و سر رشته ی امور را از دست می دهد.  در این کتاب یک روز از زندگی این کارآگاه را دنبال می کنیم؛ کارآگاهی که در حین حل معما یک دفعه به رویاهای خود فرو می رود و داستان سرایی می کند.  ---------------------------------------------------- ریچارد گَری براتیگان (به انگلیسی: Richard GaryBrautigan) (زادهٔ۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ -درگذشتهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده‌است. رمان صید قزل‌آلا در آمریکا اولین و شناخته‌شده‌ترین اثر اوست. او عضو جنبش بیت بود.   ریچارد براتیگان در ۴۹ سالگی با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد.  ریچارد در ۲۹ ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشینگتن به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دست‌رس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته‌است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشته‌است. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او می‌گوید: «او شب‌ها را به نوشتن می‌گذراند و تمام روز را می‌خوابید. اطرافیان خیلی اذیتش می‌کردند و سر به سرش می‌گذاشتند. آن‌ها هیچ‌وقت نفهمیدند که نوشته‌های او چه‌قدر برایش مهم هستند.. در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت می‌شدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میک‌کلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب می‌شود. در تابستان ۱۹۶۱ به هم‌راه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانه‌های پر از قزل‌آلای آن‌جا را تجربه کرد و رمان صید قزل‌آلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق به‌سر می‌برد و حتی در تأمین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد. قبل از صید قزل‌آلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخه‌های آن‌ها می‌پرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگ‌سور هر چند دومین رمان او محسوب می‌شود اما اولین رمان منتشر شده‌ای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت.  پس از موفقیت صید قزل‌آلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی می‌توانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نام لطفاً این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به هم‌راه هر شعر بسته‌ای بذر، بسته‌های باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعه‌دارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش می‌شود.[۲] سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ .  براتیگان به سفارش جان لنون و پل مک‌کارتنی، دوستان‌اش در گروه بیتلز، چند شعر و بخش‌هایی از رمان‌هایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که هم‌زمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 45 min
  • 437 هفت داستان کوتاه✍️توبیاس ولف

    ایجاد موقعیت های چالش برانگیز، از ویژگی های آثار ولف است.او عاشق خلق موقعیت های انسانی است بی آنکه در مقام قضاوت قرار بگیرد...فقط موقعیت ها را خلق می کند...ولف امروز از معتبرترین نویسندگان معاصر آمریکاست. -------------------------------------------- توبیاس وولف سال ۱۹۴۵ در آلاباما به دنیا آمد. اما در واشینگتن بزرگ شد. او مدتی در پالو آلتو، کالیفرنیا در کالیفرنیا به تدریس برنامه‌های داستان‌نویسی و ادبیات پرداخت.  وولف به خاطر مجموعه‌های داستان کوتاه شهرت زیادی دارد. او در کنار ریموند کارور، ریچارد فورد، آن بیتی و دیگر نویسندگان مینی‌مالیست از پیشتازان داستان کوتاه امروز آمریکاست.  او سه بار برنده جایزه اُ- هنری شده و به خاطر مجموعه داستان‌های کوتاه، رمان‌ها و خاطراتش مورد تقدیر قرار گرفته‌است.  وولف در مجامع ادبی، همان‌قدر که به عنوان یک نویسنده مورد احترام است، به عنوان یک استاد ادبیات هم مورد تقدیر و تکریم است. او پس از بنا نهادن انجمن ادبی در دانشگاه استانفورد در خلق آثار ادبی در آن انجمن همت گمارد.  او به مدت هفده سال سرپرستی خلق آثار ادبی در دانشگاه سیراکوز را به عهده گرفت. سال ۱۹۹۷ وولف باز به استانفورد بازگشت.  وولف چند سال از دوره جوانی خود را به عنوان سرباز در جنگ ویتنام گذارند.  گفتگو با وولف در ایران  مجله ادبی هنری نافه در ویژه‌نامه نوروزی سال ۱۳۹۰ خود گفتگویی با توبیاس وولف منتشر کرد که نویسنده آمریکایی در آن از شرکتش در جنگ ویتنام ابراز پشیمانی کرده بود.  او گفته بود «انتقادهای زیادی علیه تصمیم کشور من برای جنگ در ویتنام بود. اما کشور من واقعاً بی‌شعور بود. کشورم ادعا می‌کرد برای مردم دارد می‌جنگد ولی چه بدبختی‌هایی که ما برای آن مردم نبردیم. حتی ما می‌گفتیم برای خود ویتنامی‌ها این کار را می‌کنیم.»  وولف همچنین گفته بود «من فکر می‌کنم ما خیلی اشتباه کردیم که به ویتنام رفتیم. فکر می‌کنم روشی که ما جنگیدیم اشتباه بود. بدبختی‌های زیادی به بار آورد. شما می‌دانید که بیش از یک میلیون نفر در یک کشور کوچک کشته شد و مایه آبروریزی بود.»  مشهورترین اثر وولف زندگی این پسر (۱۹۸۹) است که داستان دوران کودکی نویسنده در نورث وست است. وولف در این کتاب به بازگویی جدایی پدر و مادرش و شرح حال خانوادهٔ جدیدش می‌پردازد.  این داستان دربرگیرنده خانه‌به‌دوشی‌های او به همراه مادرش در غرب و شمال غرب، بحث و جدال‌های او با ناپدری بددهنش، نزاع‌های گاه‌وبیگاهش با پدر واقعی خود است.  ”زندگی این پسر” جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز را در بخش زندگی‌نامه‌نویسی از آن خود کرد. همچنین بر اساس این کتاب فیلم موفقی در سال ۱۹۹۳ با هنرمندی رابرت دنیرو و لئوناردو دی‌کاپریو ساخته شد.  دومین اثر مهم وولف در ارتش فرعون(۱۹۹۴) نام دارد که بر خاطرات و تجربیات نویسنده در جنگ ویتنام استوار است.  رمان دیگر وولف دزد سربازخانه(۱۹۸۴) داستان طنزی دربارهٔ سه چترباز است که از یک انبار مهمات در شمال کارولینا زیر آتش دشمن نگهبانی می‌کنند. آندره دیوباس منتقد آمریکایی دربارهٔ این کتاب گفته‌است «اگر کلمات می‌توانستند روی کاغذ صدا بدهند، شما صدای فریاد مرا می‌شنیدید که همین حالا به شما توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانید.»  این رمان سال ۱۹۸۵ جایزه قلم فاکنر را برای وولف به ارمغان آورد.


    AllAudiobooksConversationRelatedFrom شعر و نواRecently uploadedWatched

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 39 min
  • 436 دوست باز يافته✍️فرد اولمن
    کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، «هانس شوارتز» نوجوان آلمانی با «کُنراد» که از خانواده های اشرافی و بزرگ آلمان است، دوست صمیمی می شود. جنگ آغاز می شود و هانس درمی یابد کنراد او را از چشم خانواده اش پنهان می کند؛ تا اینکه...  دوستی هانس و کنراد در گیرودار روی کار آمدن حزب نازی و قدرت گرفتن هیتلر در سال ۱۹۳۲ شکل می‌گیرد. این وقایع سیاسی بر دوستی هانس و کنراد اثر می‌گذارد و زندگی هر دو آنها را دگرگون می‌کند.  داستان اصلى «دوست بازیافته» شاید به نظر بسیار ساده و معمولی بیاید؛ روایت دوستىِ پسرکى یهودى با یک اشرافزاده نازى؛ روایتى که شاید میلیون‌ها بار در ماجراهاى مرتبط با جنگ جهانى به تصویر کشیده شده، ولى به راستى آن چیست که این اثر را از دیگر روایات مرتبط متمایز مى کند؟ در این‌باره توجهتان را به بخش‌هایى از مقدمه ى جذابِ کتاب، نوشته ى آرتور کوستلر، جلب مى کنم: «چند سال پیش، هنگامى که براى نخستین بار دوست بازیافته را مى‌خواندم، در نامه اى به فرد اولمن نوشتم که کتاب او را یک شاهکار کوچک مى دانم، و این عنوانى است که شاید به توضیح مختصرى نیاز داشته باشد. کتاب را از آن نظر شاهکار کوچک خوانده بودم که حجم اندکى داشت و این احساس را به دست مى داد که باوجود موضوعش، که یکى از دردناک ترین فاجعه هاى تاریخ بشر است، با لحنى آرام و سرشار از دل‌تنگى نوشته شده است. حال شنیدن نسخه ی صوتی آن کمتر از خوانش مکتوب این کتاب نیست.  عنوان کتاب مرجع Reunion  راوی: بهروز رضوی  ژانر: رمان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 42 min
  • 435 میشائیل کلهاس✍🏼هانریش فون کلایست

    «میشائیل کلهاس» داستان بلندی است که هاینریش فون کلایست براساس یک روایت تاریخی کهن نوشته است. داستان شرح ظلم هایی است که به اسب فروشی به نام میشائیل کلهاس می شود. او مجدانه در جست وجوی عدالت برمی آید، اما هربار ظلمی سهمگین تر از پیش گریبانش را می گیرد و درمی یابد که دستگاه قضا به کلی فاسد است. این داستان، که اولین بار در ۱۸۱۰ منتشر شد، بلندترین داستان این مجموعه به شمار می آید. این داستان از جمله شاهکارهای ادبیات آلمانی زبان است و بسیاری از ادیبان بزرگ، از جمله کافکا و هسه و داکترو، لب به ستایشش گشوده اند.
    داستان دیگر این مجموعه «گنده پیر لوکارنو»، درباره ی پیرزنی مفلوک است و داستان «زلزله در شیلی» به شرح دلدادگی دو عاشق می پردازد. داستان آخر هم، با عنوان «مارکوئیز فون ا…»، قصه ی بیوه زنی رنج دیده است؛ زنی که نمی داند چه وقت و به دست چه کسی باردار شده است.

    دربار‌ی نویسنده: «برنت هنریش ویلهلم فون کلایست» زاده‌ی ۱۸ اکتبر ۱۷۷۷ و درگذشته ۲۱ نوامبر ۱۸۱۱میلادی، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس و رمان‌نویس اهل آلمان بود. او در خانواده‌ای نظامی-پروسی، در شهر فرانکفورت بر ساحل رود اُدِر به دنیا آمد. وی در سال ۱۷۸۸، پس از مرگ پدرش، به برلین رفت و آنجا در یک دبیرستان فرانسوی به تحصیل ادامه داد. شانزده ساله بود که به استخدام هنگ شهر پُتسدام درآمد و بر ضد جمهوری نوپای فرانسه به‌پا خاست. در ۱۷۹۹ از خدمت ارتش که در چشمش منفور بود، استعفا داد و در شهر زادگاه خود به تحصیل در رشته‌ی فلسفه، فیزیک و ریاضیات مشغول شد. او سال ۱۸۰۳ به شهر وایمار رفت و در آن کانون ادبی روزگار خود، با ویلند و گوته آشنا شد. در آن دوران به شهرهای لایپزیک، درسدن، لیون و پاریس نیز سفر کرد و دچار بحران روحی شد؛ چنان‌که دست‌نوشته‌ی نخستین نمایش‌نامه‌اش را سوزاند و حتی به وسوسه‌ی خودکشی دچار شد. سال بعد بهبود یافت و به برلین بازگشت. یک سال بعد، به استخدام دیوان‌داری شهر کونیکس‌برگ درآمد و خیلی زود از این شغل نیز احساس بیزاری کرد. سپس در سفری به برلین، هنگامی که کشور پروس در اشغال ارتش فرانسه بود، به اتهام جاسوسی دستگیر شد و چند ماهی را در زندان فرانسوی‌ها گذراند.  در سال‌های ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۰ به فعالیت‌های مطبوعاتی پرداخت: ابتدا با همکاری آدام مولر، مجله‌ی ادبی فوبوس را بنیاد گذاشت که داستان‌های بلند خودش را نیز در آن منتشر می‌کرد. سپس مجله‌ای سیاسی در اتریش به راه انداخت تا با اشغال‌گری ارتش فرانسه مبارزه کند و در راه اتحاد ملی در خان‌نشین‌های آلمانی تبلیغ کند. زمانی کوتاه هم در سال ۱۸۱۰ با یک روزنامه در برلین همکاری کرد. کلایست در این زمان بیمار بود و ناامید در شناساندن آثارش؛ در پیش‌برد مجله‌های ادبی‌اش نیز احساس ناکامی می‌کرد. گذشته از این‌ها به دلیل بدبینی خانواده‌اش به فعالیت‌های ادبی‌ او، زیر فشار بود. سرانجام در ۲۱ نوامبر ۱۸۱۱میلادی، همراه معشوقه‌اش، هنریته فوگل، به ضرب گلوله خودکشی کرد. «میشائیل کُلهاس» اسب‌فروش شرافتمندی است که زندگی آرامی با خانواده اش دارد؛ اما این آرامش دیری نمی‌پاید و ظلم بزرگی به او می‌شود. او که مردی عدالت‌خواه است درصدد گرفتن حق خود برمی‌‌آید، اما در این راه به فساد دستگاه قضا پی‌می‌برد.  «میشائیل کُلهاس» در یک سفر تجاری، می‌خواهد از قلعه‌ای پرهیبت در امیرنشین «زاکسن» بگذرد و به «درسدن» برود. نگهبان از او مجوز عبور می‌خواهد که او ندارد و تاکنون هم با این موقعیت روبه‌رو است. سرانجام قرار می‌شود که اسب‌هایش را در قلعه گرو بگذارد و به شهر برود و مجوز را بگیرد. وقتی کلهاس به قلعه بازمی‌گردد، مهتر را کتک‌خورده و رانده‌شده و اسب‌هایش را نزار و بیمار می‌یابد، بی‌آنکه کسی پاسخ قانع‌کننده‌ای به او بدهد... این‌گونه گذر «میشائیل کلهاس» برای رسیدن به عدالت و گرفتن تاوان، به قانون و دادگاه می‌افتد و زندگی‌اش به‌کلی دگرگون می‌شود. این شخصیت که درابتدای داستان فردی درستکار توصیف شده بود، حالا برای رسیدن به عدالت، دست به هر جنایتی می‌زند و در مسیر جست‌وجوی عدالت، خود به آدمی ظالم تبدیل می‌شود؛ چراکه عدالت در چارچوب قانون برای او میسر نمی‌شود و قانون از او حمایتی نمی‌کند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 47 min
  • 434 داستانهای کوتاه✍️یوکو اوگاوا
    یوکو اوگاوا  (زاده ۳۰ مارچ ۱۹۶۲) نویسنده ژاپنی  از سال ۱۹۸۸ تاکنون اوگاوا بیش از چهل نوشته داستانی و غیر داستانی به رشته تحریر درآورده است. او در سال ۲۰۰۶ کتاب "مقدمه‌ای بر ریاضیدانان زیباً را به همراه ماساهیکو فوجیوارا که یک ریاضیدان است نوشت که دیالوگی دربارهٔ زیبایی بی حد و حصر اعداد است. کنزابورو اوئه دربارهٔ اوگاوا می‌گوید:"یوکو اوگاوا توانایی بیان کردن لطیف‌ترین ویژگی‌های ذهنی انسان را در قالب ادبیات دارد و این کار را در عین تاثیرگذاری انجام می‌دهد." لطافت کارهای اوگاوا بخشی به دلیل این است که کاراکترهای داستان‌های او در بیشتر اوقات به نظر می‌آید که نمی‌دانند کارهایی را که می‌کنند چرا انجام می‌دهند. او کارهایش را با انباشتن اطلاعات جزیی انجام می‌دهد، تکنیکی که شاید در کارهای کوتاهش موفقیت‌آمیزتر بوده‌است. سرعت پایین در گسترش داستان در کارهای بلند نیازمند یک امداد غیبی است که داستان را اتمام برساند. خواننده با توصیف حادی از آنچه قهرمان‌های داستان‌ها که عموماً زن هم هستند، می‌بینند و حس می‌کنند و بعضی اوقات خودآگاهی تعدیل شده آن‌ها که بازتاب کننده فرهنگ ژاپن و خصوصاً زن‌ها است، مواجه می‌شود.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 34 min
  • 433 گریزپا✍️آلیس مونرو

    آلیس مونرو در کتاب گریزپا، داستان های کوتاه جذابی درباره ی زندگی های مختلف شخصیت های گوناگونی خلق کرده و با ظرافت و احساسی مثال زدنی به ماجرا ی این شخصیت ها زندگی بخشیده است. در یکی از داستان ها، زنی جوان علیرغم این که فکر می کند می خواهد همسرش را ترک کند، اما به دلایلی نمی تواند این کار را انجام دهد. در داستانی دیگر، دختری روستایی به خاطر شغل جدیدش در یک هتل با دنیایی متفاوت و پر از تجارب و احساسات گوناگون و بعضاً اسرارآمیز رو به رو می شود. در یکی دیگر از داستان های این مجموعه، زنی جوان که توانایی فهمیدن اتفاقات آینده را دارد، باعث به وجود آمدن مجموعه ای از اتفاقاتی می شود که همسر آینده و دوستش را درگیر یافتن معنای واقعیِ داشتن این توانایی می سازد.

    کتاب گریزپا

    ویژگی های کتاب گریزپا

    آلیس مونرو برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2013برنده ی جایزه ی جایزه ی گیلر سال 2004برنده ی جایزه راجرز رایترز تراست برای داستان سال 2004برنده ی جایزه ی کامن ولث سال 2005فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.این کتاب با عنوان زیر درخت سیب توسط انتشارات چلچه نیز به چاپ رسیده است--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 42 min
  • 432 نیلوفر و مرداب✍🏼تیچ نات هان

    نیلوفر و مرداب

    معرفی کتاب نیلوفر و مرداب

    کتاب نیلوفر و مرداب نوشته تیچ نات هان است که با ترجمه علی امیرآبادی منتشر شده است. این کتاب هدفش ایجاد شادی و آزادی جمعی در وجود انسان‌ها است.

    درباره کتاب نیلوفر و مرداب

    نویسنده کتاب نیلوفر و مرداب، تیچ نات هان، راهب بودایی و مبارز صلح‌طلب ویتنامی است. در توصیف او همین بس که مارتین لوتر کینگ، رهبر جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکا، چنان تحت تأثیر افکارش قرار گرفت که او را شایسته دریافت جایزه صلح نوبل سال ۱۹۶۷ دانست. آموزه‌های او در این کتاب به‌طور همزمان سویه‌هایی فردی، اجتماعی و سیاسی دارد و درعین‌حال قابل تعمیم به تمام انسان‌ها، فارغ از تنوع تیپ شخصیتی، سن، محیط، ژنتیک، ارزش‌های عقیدتی و اخلاقی‌شان است.

    ما همه می‌خواهیم شاد باشیم و کتاب‌ها و معلم‌های بسیاری در دنیا هستند که می‌کوشند به مردم کمک کنند تا شادتر باشند. بااین‌همه، ما همچنان در حال رنج‌کشیدنیم. این کتاب کمک می‌کند تا همه شادی را پیدا کنند.

    خواندن کتاب نیلوفر و مرداب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    این کتاب را به تمام کسانی که به دنبال آزادی و شادی هستند پیشنهاد می‌کنیم

    بخشی از کتاب نیلوفر و مرداب

    رنج و شادی از هم جدا نیستند.

    هنگامی که رنج می‌کشیم ناخودآگاه تمایل داریم که فکر کنیم در آن لحظه فقط رنج وجود دارد و شادی متعلق به زمان و مکان دیگری است. افراد بیشتر اوقات می‌پرسند: «چرا باید رنج بکشم؟» همان‌قدر که تصور «سمت چپ» بدون «سمت راست» اشتباه است، تصور زندگی خالی از هرگونه رنج نیز اشتباه است. و همچنین تصور زندگی بدون هرگونه شادی. کاملاً بی‌معناست اگر «سمت چپ» به «سمت راست» بگوید: «تو باید از اینجا بروی! دیگر تو را نمی‌خواهم!» چون اگر «سمت راست» نباشد، «سمت چپ» هم در کار نخواهد بود. [به تعبیری، راست و چپ در کنار هم معنا می‌یابند و به همین ترتیب،] هرجا که رنج نباشد شادی هم وجود ندارد، و برعکس.

    اگر‌ یاد بگیریم حضور رنج و شادی را در کنار هم ببینیم و ماهرانه از آنها بهره ببریم، آنگاه بیش از پیش در مسیر لذت از زندگی گام برمی‌داریم. هر روز، در این مسیر، کمی جلوتر می‌رویم و به‌تدریج درک می‌کنیم که رنج و شادی از هم جدا نیستند.

    اگر به اندازهٔ کافی لباس گرم نپوشیده باشید، هوای سرد می‌تواند آزاردهنده باشد. اما هنگامی که بیش از حد گرم شده باشید یا هنگامی که با لباس کافی قدم می‌زنید، احساس فرح‌بخش هوای سرد می‌تواند سرچشمـهٔ لذت و سرزندگی باشد. رنج یک منبع خارجی و عینی ایجاد درد و فشار روحی نیست. ممکن است چیزهایی مانند موسیقی با صدای بلند یا چراغ‌های پُرنور که باعث رنج شما می‌شود موجب لذت دیگران باشد. [و در مقابل،] چیزهایی هستند که موجب لذت شما می‌شوند اما دیگران را به ستوه می‌آورند. بارانی که برنامهٔ شما را برای گردش خراب می‌کند برای آن کشاورزی که مزرعه‌اش خشک شده، نعمت و مزیت است.

    شاد‌بودن همین الان، همین امروز، هم ممکن است اما شادی نمی‌تواند بدون رنج باشد. برخی افراد فکر می‌کنند که برای شاد‌بودن باید از تمام رنج‌ها دوری کنند و به همین دلیل دائماً هوشیار و نگرانند که مبادا با رنجی مواجه شوند. آنها با این نگرانی، آزادی و خودانگیختگی و لذتشان را از بین می‌برند. این شیوهٔ درستی نیست. اگر بتوانید دردهایتان را شناسایی کنید و بپذیرید و از مواجه‌شدن با آنها فرار نکنید، درمی‌یابید که هرجا درد باشد، به‌طور هم‌زمان، لذت هم هست.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 40 min
  • 431 ریشه‌ها✍️الکس هیلی
    در سال ۱۷۵۰ میلادی در دهکده ی ژوفوزه، نزدیک ساحل کشور گامبیا، اُمُوره کینته و همسرش، بینِتا، صاحب پسری به نام «کُنتا» می شوند. کنتا در بزرگسالی، روزی در جنگل اسیر دلالان برده می شود. او می گریزد، اما...  کنتا، برده ی سیاه، در اولین اقدامش به فرار، ناکام می ماند. چندی بعد دوباره می گریزد، اما به دست دلالان دیگر بَرده می افتد و به ارباب دیگری فروخته می شود. یک پایش را قطع می کنند تا دیگر نگریزد، اما بخت یار او می شود و ...   کتاب مرجع Roots: The Saga of an American Family - ۱۹۷۶  راوی: بهروز رضوی  ژانر: رمان  کاری از گروه ایران صدا و گروه کتاب خوان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 34 min
  • 430 مسابقه پيروزي✍️ژرژ کنشون

    مسابقه پيروزي- اثر ژرژ کنشون - راوي استاد بهروز رضوي

    داستان، روایت زندگی دو برادر در طول جنگ‌های داخلی اسپانیا و دوران حکومت فاشیستی «ژنرال فرانکو» است.  «خوان» که در جنگ‌های داخلی اسپانیا مخالف نیروهای فرانکو بود، به خانه برادرش «سرهنگ لوئیز» در مادرید پناهنده شد. برادرش و خدمتکار قدیمی‌شان، «ترینیتی» موافق این کار نبودند، اما خوان با سماجت همان‌جا ماند. حتی زمانی که لوئیز تهدید کرد که او را تسلیم می‌کند، گفت: پای خودت هم گیر است و می‌گویم مدت‌هاست به من پناه داده‌ای. از سوی دیگر، زنی به نام «ماریا» که گه‌گاهی در این خانه کار می‌کرده است، به نزد لوئیز آمده و می‌پرسد: آیا صلاح است شوهرش «رافائل» که از زمره مخالفان است، خود را تسلیم کند؟ لوئیز توصیه می‌کند که این کار را بکند. اما هر قدر نزد «سروان هرناندز» که مسئول محاکمات بود، رفت و اصرار کرد رافائل را آزاد کنند، ثمری نداشت. در نهایت پذیرفت که رافائل محاکمه شود. در محاکمه او به بیست و پنج سال حبس محکوم شد. ماریا نزد لوئیز آمد و ناراحتی‌اش را نشان داد. ترینیتی که برای فراری دادن خوان به ماریا و اطلاعات او نیاز داشت، هر قدر سعی کرد که خود را در این ماجرا بی‌گناه نشان دهد، ماریا نپذیرفت و به او کمک نکرد. از سوی دیگر نامزد لوئیز اصرار داشت هرچه زودتر خانه را نقاشی کنند تا او از شهرستان به مادرید بیاید، ولی لوئیز به‌سبب حضور خوان نمی‌توانست این کار را بکند؛ لذا کارش با نامزدش به مجادله کشید. درضمن گروهی از افسران طرفدار «ژنرال دلانپیا» با حمایت از نامه انتقادآمیز او در نقد سیاست‌های «ژنرال فرانکو» آن را امضا کردند. ولی لوئیز با آنکه چندتن از دوستان نزدیکش امضا کرده بودند، از امضای نامه خودداری کرد. به زودی یکی از آن افسران بازداشت شد و ظاهرا برای ژنرال هم مشکلاتی به وجود آورد. یک شب که خوان خسته و تنها بود، از آپارتمان برادرش بیرون آمد و به دوستش «کلوریو» تلفن کرد که او را همراهی کند. کلوریو که صاحب یک روزنامه بود، آمد؛ ولی مدام از خوان می‌خواست به خانه بروند. شب که خوان به خانه برادرش برگشت، لوئیز که تصور می‌کرد او را دستگیر کرده‌اند، خوشحال شد و تصمیم گرفت خودش او را تا لب مرز برساند؛ لذا اتومبیلی از «ژنرال برنگل» درخواست کرد و به بهانه مأموریت با خوان از خانه خارج شدند. قرار شد خوان خود را راننده لوئیز جابزند....  * ژرژ کنشون (۱۹۲۵-۱۹۹۰) در خانواده‌ای بزرگ شد که پدر و مادرش معلم بودند. او فلسفه خوانده و سال‌ها در مجلس ملی در مستعمرات فرانسه کار کرده است. جایی که از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۸ رئیس آن بود. آن هنگام که وی شروع به نوشتن کرد، درحال سفرهای گسترده‌ای به‌ویژه در آفریقا بود. او روزنامه‌نگار و رمان‌نویس بود و فعالیت خود را به عنوان فیلم‌نامه‌نویس در سال ۱۹۶۷ شروع کرد. رمان «مسابقه پیروزی» به ‌سبک واقع‌گرایانه پرداخته شده و با سیاق عبارت‌پردازی و تصویرسازی‌های کنشون سخت باورپذیر شده است. اساساً ژرژ کنشون نویسنده‌ای است که براساس شرایط اجتماعی بحرانی و تنش‌آلود، حوادث خشونت‌بار و مسائل سیاسی و نژادی رمان‌های محکمی می‌نویسد. نگاه تیز و قلم گویای او نتیجه‌ی همین پیشینه‌ی فکری و عملی است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 37 min

About هزارداستانHazardastan

From the publisher's feed

https://castbox.fm/va/6282778

https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

More shows like هزارداستانHazardastan

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,895 Listeners

داستان شب by DASTANESHAB

داستان شب

424 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners

Majoon | پادکست تاریخی معجون by Masoud Fahimi

Majoon | پادکست تاریخی معجون

246 Listeners

رادیو راه با مجتبی شکوری by رادیو راه

رادیو راه با مجتبی شکوری

5,855 Listeners

پادکست رادیو ماجرا by lastsecond

پادکست رادیو ماجرا

473 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

153 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

421 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

491 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,995 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

45 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

411 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

517 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

193 Listeners