هزارداستانHazardastan

هزارداستانHazardastan

By Mehran mantashiArtsBooks
Download on the App Store

هزارداستانHazardastan episodes

  • 419 سینوهه 1/4 جلداول

    سینوهه: پزشک فرعون (جلد 1) در واقع بخشی از خاطرات سینوهه میباشد که با روایت تلخ و شیرین آمیخته شده است این که کتاب به نویسندگی میکا والتاری میباشد که ذبیح الله منصوری آن را نیز ترجمه کرده است . این کتاب درواقع به نثر خود سینوهه طبیب میباشد که نویسندگان از آن اقتباس گرفتند و به نگارش درآوردند .

    «سینوهه، طبیب مخصوص فرعون» به لحاظ غنای تاریخی و جغرافیایی و نیز جنبه‌های روانشناختی و زیبایی کلام در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته چندانکه به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده است. داستان سینوهه مربوط به چند تن از فراعنه دودمان هجدهم مصر باستان، بالاخص آمن‌هوتب چهارم می‌باشد و سیر حوادث و جنگ‌های آن زمان نیک به تصویر کشیده شده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 hr 5 min
  • 418 هفت داستان کوتاه✍️بزرگان نویسندگی
    1. داستان 7،✍️جوجو مویز -( سرقت مسلحانه )
    2. داستان8،✍️اریک امانوئل اشمیت -( یک روز قشنگ بارانی - قسمت اول )
    3. داستان9،✍️یاسوناری کاواباتا -( سکه های نقره ای پنجاه سنی)
    4. داستان10,✍️تنسی ویلیامز( شن )
    5. داستان11،✍️لنگستون هیوز( خانه به دوش )
    6. داستان12،✍️میلان کوندرا(بازی اتو استاپ - قسمت اول)
    7. داستان13،✍️لودمیلا پتروسفسکایا( پالتوی سیاه - قسمت اول )


    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 54 min
  • 417 شش داستان کوتاه✍️بزرگان نویسندگی
    داستان 1،✍️ لئو تولستوی -( خدا حقیقت را مى بیند اما صبر میکند)(داستان 2 ،✍️کاترین منسفیلد -(مگسداستان 3 ،✍️آنتوان چخوف -( یک دست و دو هندوانه )داستان 4 ،✍️کنراد ایکن -( جنون آنی)داستان 5 ،✍️فرانتس کافکا -( گزارشی برای فرهنگستان)داستان 6 ،✍️ها جین -( خرابکار)--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 42 min
  • 416 عقاید یک دلقک3/3✍️هاینریش بل

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 2 min
  • 415 عقاید یک دلقک2/3✍️هاینریش بل

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 2 min
  • 414 عقاید یک دلقک1/3✍️هاینریش بل

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 2 min
  • 413 در باب حکمت زندگی4/4✍🏼آرتور شوپنهاور
    فصل سوم کتاب در باب حکمت زندگی درباره‌ی آنچه از آن ماست، صحبت می‌کند. شوپنهاور به نقل از «اپیکور» فیلسوف یونانی، نیازهای انسان را به سه دسته تقسیم می‌کند. نیازهای طبیعی و لازم، نیازهای طبیعی و غیرلازم و نیازهای غیرطبیعی و غیر لازم و در ادامه در تعیین مرز آرزوهای عاقلانه به انسان چنین می‌گوید: «آدمی به نعمت‌هایی که هرگز به فکر داشتن آنها نیفتاده است، اصلا نیازی احساس نمی‌کند. بلکه بدون آن‌ها هم کاملا راضی است، در حالی‌که کسی که صد بار بیش‌تر از دیگری دارد به علت کمبود آنچه توقع آن را دارد احساس ناخرسندی می‌کند».  در فصل چهارم شوپنهاور درباره‌ی آنچه می‌نماییم و جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران صحبت می‌کند. او در این فصل توضیح می‌دهد که با وجود این‌که تفکر دیگران تاثیری در سعادت واقعی ما ندارد، چرا همه‌ی انسان‌ها بدون استثنا به نظر دیگران در مورد خود اهمیت مفرط می‌دهند.  در فصل پنجم کتاب، شوپنهاور اندرزها و اصول راهنمای عمل به قواعد خردمندانه را در 4 دسته‌ی‌ «نظرات و اندرزهای عمومی»، «نظرات و اندرزها در خصوص رابطه ما با خویشتن»، «رابطه ما با دیگران» و «رابطه ما با زندگی و سرنوشت» به تفصیل توضیح می‌دهد.  فصل آخر کتاب درباره‌ی تفاوت‌های آدمی در سنین گوناگون صحبت می‌کند. شوپنهاور در این فصل توضیح می‌دهد که تنها زمان حال است که در اختیار بشر است و انسان تنها در زمان تولد است که آینده‌ای طولانی در پیش‌روی خود می‌بیند. در پایان عمر هم، گذشته‌ای طولانی در پشت سر او قرار دارد. نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد که انسان در هر مقطع زمانی از عمرش متوجه تغییرات شناخته‌شده‌‌ای می‌شود. شوپنهاور در فصل انتهایی کتاب، خصوصیت و دگرگونی انسان را از کودکی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عقیده‌ی شوپنهاور، عقل کودکان هنوز به جنبه‌های هولناک عینی جهان پی نبرده‌ است و از نظر کودکان، جهان و موجوداتش دارای ظاهر و درون زیبایی هستند. اما زمانی‌که انسان جوان است همه‌چیز در نظرش تمام نشدنی و جاودانه است. او، همیشه فکر می‌کند به اندازه کافی وقت دارد به همین دلیل وقتش را هدر می‌دهد. اما هرچه سالمندتر می‌شود بیش‌تر محتاج زمان می‌شود و احساس می‌کند لحظه‌ای را نباید در زندگی از دست بدهد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 22 min
  • 412 در باب حکمت زندگی3/4✍🏼آرتور شوپنهاور
    فصل سوم کتاب در باب حکمت زندگی درباره‌ی آنچه از آن ماست، صحبت می‌کند. شوپنهاور به نقل از «اپیکور» فیلسوف یونانی، نیازهای انسان را به سه دسته تقسیم می‌کند. نیازهای طبیعی و لازم، نیازهای طبیعی و غیرلازم و نیازهای غیرطبیعی و غیر لازم و در ادامه در تعیین مرز آرزوهای عاقلانه به انسان چنین می‌گوید: «آدمی به نعمت‌هایی که هرگز به فکر داشتن آنها نیفتاده است، اصلا نیازی احساس نمی‌کند. بلکه بدون آن‌ها هم کاملا راضی است، در حالی‌که کسی که صد بار بیش‌تر از دیگری دارد به علت کمبود آنچه توقع آن را دارد احساس ناخرسندی می‌کند».  در فصل چهارم شوپنهاور درباره‌ی آنچه می‌نماییم و جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران صحبت می‌کند. او در این فصل توضیح می‌دهد که با وجود این‌که تفکر دیگران تاثیری در سعادت واقعی ما ندارد، چرا همه‌ی انسان‌ها بدون استثنا به نظر دیگران در مورد خود اهمیت مفرط می‌دهند.  در فصل پنجم کتاب، شوپنهاور اندرزها و اصول راهنمای عمل به قواعد خردمندانه را در 4 دسته‌ی‌ «نظرات و اندرزهای عمومی»، «نظرات و اندرزها در خصوص رابطه ما با خویشتن»، «رابطه ما با دیگران» و «رابطه ما با زندگی و سرنوشت» به تفصیل توضیح می‌دهد.  فصل آخر کتاب درباره‌ی تفاوت‌های آدمی در سنین گوناگون صحبت می‌کند. شوپنهاور در این فصل توضیح می‌دهد که تنها زمان حال است که در اختیار بشر است و انسان تنها در زمان تولد است که آینده‌ای طولانی در پیش‌روی خود می‌بیند. در پایان عمر هم، گذشته‌ای طولانی در پشت سر او قرار دارد. نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد که انسان در هر مقطع زمانی از عمرش متوجه تغییرات شناخته‌شده‌‌ای می‌شود. شوپنهاور در فصل انتهایی کتاب، خصوصیت و دگرگونی انسان را از کودکی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عقیده‌ی شوپنهاور، عقل کودکان هنوز به جنبه‌های هولناک عینی جهان پی نبرده‌ است و از نظر کودکان، جهان و موجوداتش دارای ظاهر و درون زیبایی هستند. اما زمانی‌که انسان جوان است همه‌چیز در نظرش تمام نشدنی و جاودانه است. او، همیشه فکر می‌کند به اندازه کافی وقت دارد به همین دلیل وقتش را هدر می‌دهد. اما هرچه سالمندتر می‌شود بیش‌تر محتاج زمان می‌شود و احساس می‌کند لحظه‌ای را نباید در زندگی از دست بدهد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 8 min
  • 411 در باب حکمت زندگی2/4✍🏼آرتور شوپنهاور
    شاید شما هم از جمله افرادی هستید که فکر می‌کنید خواندن کتاب‌های فلسفی سخت یا غیر‌قابل درک است. اگر جزو این افراد هستید، به شما پیشنهاد می‌کنیم راحت و بدون ترس کتاب در باب حکمت زندگی را بخوانید.  در باب حکمت زندگی کتابی فلسفی نوشته‌یآرتور شوپنهاور است که موضوعات مختلفی مثل قدرت اراده‌ی فردی، استقلال، تمایل به کارهای غیر‌منطقی، مذهب، اخلاقیات، زنان، زندگی و ارتباط ما با خودمان و دیگران را بررسی می‌کند. در کتاب، شیوه‌های مختلف برای دستیابی به بالاترین میزان لذت و موفقیت بررسی می‌شود. وجه تمایز کتاب در باب حکمت زندگی نسبت به سایر آثار فلسفی، نثر روان آن است. شوپنهاور در این کتاب از مثال‌های عینی و ساده استفاده می‌کند. همچنین، شوخ‌طبعی که در لحن کتاب گنجاده شده است، خواندن آن را  لذت‌بخش می‌کند.  مروری بر فصل‌های کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور از فیلسوفان بزرگی مثل «گوته»، «کانت» و «ارسطو» تاثیر گرفته است. او در کتاب در باب حکمت زندگی برخلاف فلسفه‌ی سیاه خود، یعنی پیروزی شر بر خیر، از فلسفه‌ای می‌گوید که سعادت انسان را رقم می‌زند. شوپنهاور کتاب درباب حکمت زندگی را در 6 فصل به نگارش درآورده است. فصل اول با عنوان «تقسیم بندی موضوع» سه موهبت زندگی انسان را از نظر ارسطو بیان می‌کند. شوپنهاور در این فصل درباره‌ی سعادت انسان چنین می‌گوید: «بنابراین واضح است که سعادت ما چقدر به آنچه هستیم، یعنی به فردیت مان وابسته است، حال آن‌که غالبا فقط سرنوشت را، يعني آنچه را که داریم یا می نماییم به حساب می‌آوریم. ممکن است سرنوشت ما بهتر شود، اما کسی که غنای درونی دارد، ازسرنوشت انتظار چندانی ندارد. برعکس، ابله، ابله می ماند، کورذهن تا آخر عمرکورذهن می‌ماند، حتی اگر در بهشت و در میان حوریان باشد». در واقع او در این فصل از استقلال فردی در هر موقعیتی می‌گوید، این‌که شرایط بیرون هرچقدر بد یا خوب باشد این انسان است که با طرز تفکر خود تعیین‌کننده شرایط درونی خودش است.  فصل دوم، سوم و چهارم کتاب از سه ویژگی اصلی که باعث فانی شدن سرنوشت انسان می‌شود صحبت می‌کند.  فصل دوم کتاب با عنوان «درباره آنچه هستیم» بیان می‌کند که شخصیت انسان را از معنای واژه‌هایی مثل زیبایی، سلامت، قدرت، هوش، اخلاق و تحصیلات می فهمیم. او از سوال همیشگی بشر صحبت می‌کند، سوال مهمی که می‌توان از آن به عنوان خودشناسی و درک هستی یاد کرد. این‌که هویت واقعی و شخصیت انسان چیست. به عقیده‌ی شوپنهاور هر نوع لذت چه روحی چه جسمی وابسته به افکار خود فرد است و فرقی نمی‌کند که در زندگی با چه چیزی رو‌به‌رو می‌شویم چون در نهایت سعادت و خوشبختی، در گرو ارزش ذاتی ماست، شوپنهاور در ادامه از اهمیت شادی و نقش آن در سعادت می‌گوید: «پس بهتر است هرگاه شادی دق‌الباب می‌کند، به جای اینکه مکرر شک کنیم، که آیا ورودش جایز است یا نه، همه درها را به سویش بگشاییم، زیرا شادی هیچگاه بی موقع نمی‌آید. شک ما در این مورد به این دلیل است که می‌خواهیم بدانیم که آیا از هر نظر موجبی برای خشنودی داریم یا نه، مبادا که شادی، افکار جدی و نگرانی‌های مهم ما را مختل کند. اما معلوم نیست که با این افکار و نگرانی‌ها چه چیز را می‌توان بهتر کرد: درحالی که شادی سودی بلافاصله دارد. فقط شادی سکه نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می‌کند و این امر برای موجوداتی چون ما که هستی‌مان لحظه بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگترین موهبت است».

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 5 min
  • 410 در باب حکمت زندگی1/4✍🏼آرتور شوپنهاور
    شاید شما هم از جمله افرادی هستید که فکر می‌کنید خواندن کتاب‌های فلسفی سخت یا غیر‌قابل درک است. اگر جزو این افراد هستید، به شما پیشنهاد می‌کنیم راحت و بدون ترس کتاب در باب حکمت زندگی را بخوانید.  در باب حکمت زندگی کتابی فلسفی نوشته‌یآرتور شوپنهاور است که موضوعات مختلفی مثل قدرت اراده‌ی فردی، استقلال، تمایل به کارهای غیر‌منطقی، مذهب، اخلاقیات، زنان، زندگی و ارتباط ما با خودمان و دیگران را بررسی می‌کند. در کتاب، شیوه‌های مختلف برای دستیابی به بالاترین میزان لذت و موفقیت بررسی می‌شود. وجه تمایز کتاب در باب حکمت زندگی نسبت به سایر آثار فلسفی، نثر روان آن است. شوپنهاور در این کتاب از مثال‌های عینی و ساده استفاده می‌کند. همچنین، شوخ‌طبعی که در لحن کتاب گنجاده شده است، خواندن آن را  لذت‌بخش می‌کند.  مروری بر فصل‌های کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور از فیلسوفان بزرگی مثل «گوته»، «کانت» و «ارسطو» تاثیر گرفته است. او در کتاب در باب حکمت زندگی برخلاف فلسفه‌ی سیاه خود، یعنی پیروزی شر بر خیر، از فلسفه‌ای می‌گوید که سعادت انسان را رقم می‌زند. شوپنهاور کتاب درباب حکمت زندگی را در 6 فصل به نگارش درآورده است. فصل اول با عنوان «تقسیم بندی موضوع» سه موهبت زندگی انسان را از نظر ارسطو بیان می‌کند. شوپنهاور در این فصل درباره‌ی سعادت انسان چنین می‌گوید: «بنابراین واضح است که سعادت ما چقدر به آنچه هستیم، یعنی به فردیت مان وابسته است، حال آن‌که غالبا فقط سرنوشت را، يعني آنچه را که داریم یا می نماییم به حساب می‌آوریم. ممکن است سرنوشت ما بهتر شود، اما کسی که غنای درونی دارد، ازسرنوشت انتظار چندانی ندارد. برعکس، ابله، ابله می ماند، کورذهن تا آخر عمرکورذهن می‌ماند، حتی اگر در بهشت و در میان حوریان باشد». در واقع او در این فصل از استقلال فردی در هر موقعیتی می‌گوید، این‌که شرایط بیرون هرچقدر بد یا خوب باشد این انسان است که با طرز تفکر خود تعیین‌کننده شرایط درونی خودش است.  فصل دوم، سوم و چهارم کتاب از سه ویژگی اصلی که باعث فانی شدن سرنوشت انسان می‌شود صحبت می‌کند.  فصل دوم کتاب با عنوان «درباره آنچه هستیم» بیان می‌کند که شخصیت انسان را از معنای واژه‌هایی مثل زیبایی، سلامت، قدرت، هوش، اخلاق و تحصیلات می فهمیم. او از سوال همیشگی بشر صحبت می‌کند، سوال مهمی که می‌توان از آن به عنوان خودشناسی و درک هستی یاد کرد. این‌که هویت واقعی و شخصیت انسان چیست. به عقیده‌ی شوپنهاور هر نوع لذت چه روحی چه جسمی وابسته به افکار خود فرد است و فرقی نمی‌کند که در زندگی با چه چیزی رو‌به‌رو می‌شویم چون در نهایت سعادت و خوشبختی، در گرو ارزش ذاتی ماست، شوپنهاور در ادامه از اهمیت شادی و نقش آن در سعادت می‌گوید: «پس بهتر است هرگاه شادی دق‌الباب می‌کند، به جای اینکه مکرر شک کنیم، که آیا ورودش جایز است یا نه، همه درها را به سویش بگشاییم، زیرا شادی هیچگاه بی موقع نمی‌آید. شک ما در این مورد به این دلیل است که می‌خواهیم بدانیم که آیا از هر نظر موجبی برای خشنودی داریم یا نه، مبادا که شادی، افکار جدی و نگرانی‌های مهم ما را مختل کند. اما معلوم نیست که با این افکار و نگرانی‌ها چه چیز را می‌توان بهتر کرد: درحالی که شادی سودی بلافاصله دارد. فقط شادی سکه نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می‌کند و این امر برای موجوداتی چون ما که هستی‌مان لحظه بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگترین موهبت است».

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 1 min

About هزارداستانHazardastan

From the publisher's feed

https://castbox.fm/va/6282778

https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

More shows like هزارداستانHazardastan

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,895 Listeners

داستان شب by DASTANESHAB

داستان شب

424 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners

Majoon | پادکست تاریخی معجون by Masoud Fahimi

Majoon | پادکست تاریخی معجون

246 Listeners

رادیو راه با مجتبی شکوری by رادیو راه

رادیو راه با مجتبی شکوری

5,855 Listeners

پادکست رادیو ماجرا by lastsecond

پادکست رادیو ماجرا

473 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

153 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

421 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

491 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,995 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

45 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

411 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

517 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

193 Listeners