
Sign up to save your podcasts
Or


کتاب سفر ژاکوب...
در طول عمر به دنبال کشف ناشناخته ها هستیم اما چه تضمینی است که تا زنده ایم جوابها را نیز بیابیم.
*
سومین و آخرین قسمت از سه گانه ی خوانش کتاب سفر ژاکوب (ویژه نوروز)
سفر ژاکوب نوشته نوح بن شیا شاعر، فیلسوف و معلم کاناداییه و داستان های بی انتهای ژاکوب در همه دنیا نقل میشه. گفتگوهایی که در این کتاب در قالب یک داستان کوتاه مطرح میشه، انسان رو بر امواج افکاری نغز به سفری پر معنا به عمق وجودش می بره و اون رو به تفکر وا می داره و در اونجاست که آدمی ممکنه التیامی نیز بر زخم هاش پیدا کنه.
کتاب سفر ژاکوب...
فرشته ای بر تو نازل میکنم تا از تو محافظت کند و به سوی بهشتی که برایت آماده ساخته ام راهنمایت باشد.
*
دومین قسمت از سه گانه ی خوانش کتاب سفر ژاکوب (ویژه نوروز)
سفر ژاکوب نوشته نوح بن شیا شاعر، فیلسوف و معلم کاناداییه و داستان های بی انتهای ژاکوب در همه دنیا نقل میشه. گفتگوهایی که در این کتاب در قالب یک داستان کوتاه مطرح میشه، انسان رو بر امواج افکاری نغز به سفری پر معنا به عمق وجودش می بره و اون رو به تفکر وا می داره و در اونجاست که آدمی ممکنه التیامی نیز بر زخم هاش پیدا کنه.
کتاب سفر ژاکوب...
در زندگی فقط کار و عشق مفهوم دارد. اگر خوش شانس باشیم، عاشق کارمان خواهیم بود و اگر عاقل باشیم، سعی میکنیم به کار عشق بورزیم.
*
اولین قسمت از سه گانه ی خوانش کتاب سفر ژاکوب (ویژه نوروز)
سفر ژاکوب نوشته نوح بن شیا شاعر، فیلسوف و معلم کاناداییه و داستان های بی انتهای ژاکوب در همه دنیا نقل میشه. گفتگوهایی که در این کتاب در قالب یک داستان کوتاه مطرح میشه، انسان رو بر امواج افکاری نغز به سفری پر معنا به عمق وجودش می بره و اون رو به تفکر وا می داره و در اونجاست که آدمی ممکنه التیامی نیز بر زخم هاش پیدا کنه.
کتاب کاش حقیقت داشت - قسمت دوم و پایانی
آرتور، که بعد از یک روز کاری شلوغ، به خونه برگشته، در پستوی حموم خونه ش، در کمال تعجب با زن جوان زیبایی روبرو میشه. زن جوان از اینکه آرتور، میتونست اون رو ببینه یا صداش رو بشنوه، هیجان زده میشه و بهش میگه که روحی به اسم لارنه، که شش ماهه بر اثر تصادف، در کما فرو رفته و جسمش در بیمارستان بستریه. از اونجایی که آرتور تنها کسیه که میتونه زن رو ببینه، تصمیم میگیره که بهش کمک کنه تا به جسمش برگرده. اما درهمین حین، بیمارستان میخواد که دستگاه های تغذیه رو از جسمش جدا کنه. درنتیجه آرتور برای جلوگیری از مرگ لارن، تصمیم میگیره اون رو از بیمارستان خارج کنه.
*
کتاب کاش حقیقت داشت - قسمت دوم و پایانی
مارک لِوی نویسنده فرانسوی، همواره آثارش از لحظه چاپ، در بین پرفروشهای بازار نشر بوده و ویژگی بارز آثارش، اینه که در اونها، مرز بین واقعیت و خیال، مرز نامشخصیه.
آرتور، که بعد از یک روز کاری شلوغ، به خونه برگشته، در پستوی حموم خونه ش، در کمال تعجب با زن جوان زیبایی روبرو میشه. زن جوان از اینکه آرتور میتونست اون رو ببینه یا صداش رو بشنوه، هیجان زده میشه و بهش میگه که می خواد داستانی رو واسش تعریف کنه که اگرچه باورکردنی نیست، اما حقیقت داره و پذیرشش خیلی سخته. اما اگه به حرفاش تا آخر گوش کنه و بهش اعتماد کنه، ممکنه بتونه بپذیره. برای زن خیلی اهمیت داره که آرتور حرفاش رو باور کنه. چون خواه ناخواه، تنها کسی در دنیاست که میتونه رازش رو بهش بگه ....
***
اولین قسمت از دوگانه ی خلاصه کتاب کاش حقیقت داشت
مارک لوی، نویسنده فرانسه، همواره آثارش از لحظه چاپ، در بین پرفروشهای بازار نشر بوده و ویژگی بارز آثارش، اینه که در اونها، مرز بین واقعیت و خیال، مرز نامشخصیه.
کتاب خرمگس - قسمت دوم (پایانی)
آرتور 19 ساله و یک کاتولیک متعصب، عضو سازمان ایتالیای جوانه که هدف اون بیرون روندن ارتش اتریش از کشوره. آرتور شاگرد و مرید کشیشی به نام مونتانلیه. در همین حال، اون دلباخته دختری به نام جما نیز هست. آرتور با فریب خوردن توسط یک کشیش جاسوس، باعث دستگیری یکی از اعضای سازمان به نام بولا میشه. پس از این اتفاقات و آشکار شدن رابطه ی پدر و فرزندیش با کشیش مونتانلی، از کشور فرار میکنه، طوری که همه فکر میکنن اون مرده. 13 سال بعد، هجو نویسی با لقب خرمگس، با ظاهری عجیب و گذشته ای نامعلوم، در جهت کمک به اهداف سازمان، وارد حزب میشه. اون بی رحمترین ضدمذهبی دورانه ...
*
چهره خرمگس درخشانترین چهره یک مبارز واقعی در سراسر ادبیات جهانه که بیش از نیم قرن، قلوب انسانهارو مشتعل ساخته است.
اولین اپیزود از دوگانه خلاصه کتاب خرمگس
شبی اعضای حزب طرفداران جمهوری ایتالیا در جهت پیدا کردن راه کاری برای عبور از سانسورهای نشریات، دورهم جمع شده بودن. تنها زن جمع، نوشتن هجو رو برای گذر از این مشکل، پیشنهاد میده. دکتر ریکادو میگه: بهتره از خرمگس دعوت کنن، او ﺗﯿﺰﻫﻮﺷﺘﺮﯾﻦ و شوخ طبع ترین کسیه ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮن دﯾﺪه. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ زﺑون ﺗﻨﺪش، اون رو ﺧﺮﻣﮕﺲ ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ. در کل ﻣﺨﻠﻮق عجیبیه. هیچ کس از گذشته اون خبر نداره. او ﺑﯿﺮﺣﻤﺘﺮﯾﻦ ﻓﺮد ﺿﺪﻣﺬﻫﺒﯽ، و ﺑﯿﻘﺮارﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮده، چون ﻫﻤﻮاره ﮐﻮچ ﻣﯽکنه...
خاطرات یک گیشا - قسمت دوم
شیوشان بعد از اینکه به اجبار به اکیا برده میشه تا به عنوان گیشا، آموزش ببینه، به دلیل مشکلاتی که گیشای ارشد اکیا، هاتسومومو که اون رو رقیب سختی درمقابل خودش میدید، واسش ایجاد میکنه، تبدیل به خدمتکار میشه. شیو غم زده از سرنوشتش، گریه کنان به کنار رودخونه میره. اونجا مرد صاحب منصبی به نام رییس رو میبینه. توجه و مهربونی رییس به شیو باعث میشه که با تمام وجود دلش بخواد گیشا بشه تا دوباره رییس رو ببینه. بعد از چند وقت، گیشای برتری به نام مامه ها برای انتقام از هاتسومومو تصمیم میگیره شیو رو با عنوان خواهر کوچکترش تعلیم بده و در این راستا شیو رو با مردهایی مثل رییس، دوست نزدیکش نوبو، دکتر و نقاش شهر آشنا میکنه....
*
کتاب خاطرات یک گیشا به مدت دو سال در لیست پرفروشهای نیویورک تایمز بوده و در لیست ١٠٠١ کتابی که قبل از مرگ میبایست خواند، حضور داره.
کتاب خاطرات یک گیشا، اپیزود اول
شیوشان بر روی سنگی کنار رودخونه میشینه و با گریه به خودش میگه : درسته که نمیخواسته گیشا بشه اما مطمئنآ خدمتکار هم نمیخواست باشه. اگرچه هیچکس متوجه دختری مثل اون نمیشد، اما ناگهان مردی با لحن مهربون، اون رو مخاطب قرار میده، گویی زنی جوان و در موقعیتی بالاست. صدای مرد مثل درختی که از جایگاهش در این دنیا مطمئنه، آرامش بخش و استوار بود...
*
این کتاب به مدت دو سال در لیست پرفروشهای نیویورک تایمز بوده و در لیست ١٠٠١ کتابی که قبل از مرگ میبایست خواند، حضور داره.
کتاب وقتی رفتم - قسمت دوم
لوک ریچاردسون پس از به خاک سپردن ناتالی، همسر محبوبش که شانزده سال با او زندگی مشترک داشته، به خانه شان در حومه ی میشیگان برمی گردد تا به تنهایی مسئولیت نگه داری از سه فرزندش را برعهده بگیرد، اما چیزی غافلگیرکننده روی کف خانه انتظارش را می کشد: یک پاکت نامه ی آبی رنگ با دست خط خرچنگ قورباغه ی ناتالی و نام لوک بر پشت آن....
ناتالی نامه را یک سال پیش و در اولین روز شیمی درمانی اش نوشته و این اولین نامه از یک سری نامه است که پس از مرگش یکی یکی به دست لوک می رسند. لوک مطمئن است که نگارنده ی نامه ها همسرش است، اما چه کسی آنها را می فرستد؟ هر نامه ای که به دست لوک می رسد پرده از رازهایی برمی دارد که سبب می شود هر آنچه او درباره ی همسر و خانواده اش می داند زیر سوال برود. اما رازها همچنان او را رهنمون می کنند به آینده ای که عشق در آن ادامه دارد و برای رسیدن به آن هرگز دیر نیست
From the publisher's feed

7,892 Listeners

423 Listeners

205 Listeners

1,070 Listeners

372 Listeners

246 Listeners

1,157 Listeners

314 Listeners

345 Listeners

488 Listeners

539 Listeners

47 Listeners

149 Listeners

193 Listeners

62 Listeners