
Sign up to save your podcasts
Or


جهانگیرشاه، پادشاه مستبد مغول، عاشق دختری زیبا و با وقار به نام مهری میشه. مهری و جهانگیر، بعد از 19 سال و طی یک دیدار دوباره، باهم ازدواج میکنن. مهری با عنوان نورمحل، ملکه هندوستان و امیر حرمسرا، کم کم تبدیل به حامی زن ها و مردهای بی پناه در هند میشه. افرادی که ورود یک زن به کارهای ممکلت داری واسشون ناخوشایند بود، سعی میکنن جهانگیر رو بر علیه نورمحل تحریک میکنن. به همین خاطر نورمحل خوب میدونست که باید قدرت رو در دست بگیره.
***
گوینده گلناز تزری
تهیه و تدوین ترانه تزری
***
در این پادکست، داستان کتابهای رمانی رو به طور خلاصه واستون تعریف میکنم. لطفا پادکست کتاب داستانی رو از اپلیکشن کستباکس گوش بدید، تا ما بتونیم آمار دقیقتری از تعداد شنوندگانمون داشته باشیم. در این اپیزود، قراره قسمت دوم و پایانی کتاب عروس ایران رو تعریف کنم. نویسنده این کتاب هارولد لمب، و مترجمش آقای علی جواهرکلامه. عنوان اصلی این کتاب "نورمحل" ه که با عنوان "عروس ایران" در ایران به چاپ رسیده. تقریبا خیلی اطلاعات زیادی راجع به نورمحل در اسناد و مدارک تاریخی وجود نداره. به این دلیل که که اون یک زن بوده. اما با گذشت زمان، به تدریج حکایتی درباره یک زن ایرانی که مدتها هند رو اداره کرده، گرد آوردی شده و این جریان غیرقابل اجتنابه. علاوه بر این، کلیه مورخین متفق القول هستن که مهری در عصر خودش، ملکه زیبایی بوده. نقاشان تصاویرش رو طوری کشیدن که همه این حرف ها رو اثبات می کنه. حیف که مجسمه سازی در دیانت اسلام حرامه، چون اگه ممکن بود مجسمه ای از "مهری" بسازن، دست کمی از مجسمه وینوس نداشت. این زن زیبا، عادل و باتدبیر و درایت، از کنج حرمسرا بیرون اومده و دوباره به گوشه انزوا بازگشته. از اونجایی که به نظر میرسه نورمحل در سال های آخر عمر، کمتر کسی رو میدیده، طبعا هیچ مورخی، تاریخ زندگیش رو با نظر خود اون ننوشته. مورخان دوره ی شاه جهان نسبت به نورمحل نظر مساعدی داشتند و نویسندگان اخیر هم از اون پیروی کردن. البته زنی که اداره امور کشور رو از دست یک امپراتور مغول درآورده، نمیتونه از مردهای چاپلوس مغول، انتظار نظر مساعد داشته باشه. اما در عین حال، عملیات درخشان نورمحل و زیبایی بی نظیرش انکارپذیره و در کارهایی که نورمحل انجام داده، هیچ خطایی نیست؛ جز اینکه اون یک زن بوده.
جهانگیر با ادب و فروتنی میپرسه: ممکنه شما رو بشناسم؟
دختر میگه: اسم من مهری ه. من ایرانی هستم.
دختر ایرانی با وقار و متانت بی نظیری صحبتی میکرد و اعتنایی به وضعیت امپراتور نداشت. مثل اینکه با یکی از همشهری هاش صحبت میکنه.
جهانگیر به چشمان درخشان، مژگان بلند، گردن صراحی مانند و زلفان مشکی مهری نگاه میکنه.
مهری مانند پرنده زیبا اما وحشی بود و از حرکات و رفتارش معلوم بود که رام شدنی نیست.
جهانگیر نمیدونست چی به سرش اومده. فقط میدونست که به دام پرنده وحشی گرفتار شده.
********
قسمت اول از دوگانه کتاب عروس ایران
نویسنده این کتاب هارولد لمب، و مترجمش آقای علی جواهرکلامه. عنوان اصلی این کتاب "نورمحل" ه که با عنوان "عروس ایران" در ایران به چاپ رسیده. تقریبا خیلی اطلاعات زیادی راجع به نورمحل در اسناد و مدارک تاریخی وجود نداره. به این دلیل که که اون یک زن بوده. اما با گذشت زمان، به تدریج حکایتی درباره یک زن ایرانی که مدتها هند رو اداره کرده، گرد آوردی شده و این جریان غیرقابل اجتنابه. علاوه بر این، کلیه مورخین متفق القول هستن که مهری در عصر خودش، ملکه زیبایی بوده. نقاشان تصاویرش رو طوری کشیدن که همه این حرف ها رو اثبات می کنه. حیف که مجسمه سازی در دیانت اسلام حرامه، چون اگه ممکن بود مجسمه ای از "مهری" بسازن، دست کمی از مجسمه وینوس نداشت. این زن زیبا، عادل و باتدبیر و درایت، از کنج حرمسرا بیرون اومده و دوباره به گوشه انزوا بازگشته. از اونجایی که به نظر میرسه نورمحل در سال های آخر عمر، کمتر کسی رو میدیده، طبعا هیچ مورخی، تاریخ زندگیش رو با نظر خود اون ننوشته. مورخان دوره ی شاه جهان نسبت به نورمحل نظر مساعدی داشتند و نویسندگان اخیر هم از اون پیروی کردن. البته زنی که اداره امور کشور رو از دست یک امپراتور مغول درآورده، نمیتونه از مردهای چاپلوس مغول، انتظار نظر مساعد داشته باشه. اما در عین حال، عملیات درخشان نورمحل و زیبایی بی نظیرش انکارپذیره و در کارهایی که نورمحل انجام داده، هیچ خطایی نیست؛ جز اینکه اون یک زن بوده.
ژیزلِ دل شکسته، با مرد صاحب منصبی به نام ژول دسمار ازدواج میکنه که خوشبختی واقعی رو واسش به ارمغان میاره. در این بین، عاشقی به نام اوگوست دومینکور متوجه میشه که ژیزل رازی داره و پنهانی با مردی به نام فراگوس که رییس گروه اوباش شهر پاریسه و محکوم به اعلام شاقه ست، درارتباطه. بعد از چندبار سوقصد به جون اوگوست، اون تصمیمی میگیره که موضوع رو به پلیس اطلاع بده. پلیس که به دنبال فراگوسه، بعد چند روز به اوگوست اطلاع میده که فراگوس در خونه ش مرده پیدا شده.
***
دومین و آخرین قسمت از دوگانه خلاصه کتاب زن بیگناه
اُنوره دو بالزاک نویسنده نامدار فرانسوی رو، پیشوای مکتب واقعگرایی اجتماعی میدونن. بالزاک عنوان "کمدی انسانی" رو برای مجموعه آثارش که حدود ۹۰ رمان دنبالهدار و داستان کوتاهه انتخاب کرده. رئالیسم عریان و بدبینی بالزاک به سرشت انسانی که در آثارش هویداست، اون رو زمینه ساز ایجاد جنبش ناتورالیسم در ادبیات فرانسه کرده. مترجم این کتاب آقای عنایت الله شکیباپوره. عنوان اصلی این کتاب "فراگوس، رئیسِ گروه دورانت" ه که باعنوان "زن بیگناه" در ایران به چاپ رسیده.
در یکی از شبها، جوان خوش قد و قامت و زیبایی که یونیفرم افسران پیاده نظام رو بر تن داره، با قدم های آروم مثل کسی که به دنبال چیزیه، از کنار دیوار کوچه های منطقه سولی میگذره. در چند قدمی اون، زن جوان و زیبایی که از سر و وضع و لباسهاش معلوم بود نباید از ساکنین این محل باشه، با احتیاط تمام راه میره. افسر جوان، مثل عاشقی بود که از راه دور معشوقش رو دنبال میکنه. و زن هم مثل کسی بود که راه رو بلده و مقصدش رو می شناسه. تا اینکه زن به خونه ی مفلوکی میرسه و وارد خونه میشه. افسر جوان با خودش میگه: این زن، حتما رازی برای پنهان کردن داره.
*
اولین قسمت از دوگانه خلاصه کتاب زن بیگناه
اُنوره دو بالزاک نویسنده نامدار فرانسوی رو، پیشوای مکتب واقعگرایی اجتماعی میدونن. بالزاک عنوان "کمدی انسانی" رو برای مجموعه آثارش که حدود ۹۰ رمان دنبالهدار و داستان کوتاهه انتخاب کرده. رئالیسم عریان و بدبینی بالزاک به سرشت انسانی که در آثارش هویداست، اون رو زمینه ساز ایجاد جنبش ناتورالیسم در ادبیات فرانسه کرده. مترجم این کتاب آقای عنایت الله شکیباپوره. عنوان اصلی این کتاب "فراگوس، رئیسِ گروه دورانت" ه که باعنوان "زن بی گناه" در ایران به چاپ رسیده.
...هانس شنیر یک دلقک موفق بوده که معشوقهش، ماری، اون رو به دلایل مسائل مذهبی ترک کرده و وارد رابطه با مردی کاتولیک به نام هریبرت تسوپنفر شده که دارای نفوذ مذهبی و سیاسی قابل توجهیه. هانس در آخرین اجراش زمین میخوره و شغلش و درآمدش رو از دست میده. از طرف دیگه دچار افسردگی شده و مرضهای همیشگیش، یعنی مالیخولیا و سردرد تشدید پیدا کرده. هانس به زادگاهش بن باز برمیگرده تا بتونه از طریق اطرافیانش پولی برای امرار معاش به دست بیاره.
*
دومین و آخرین قسمت از دوگانه خلاصه کتاب عقاید یک دلقک
کتاب عقاید یک دلقک، برنده جایزهی نوبل ادبیات 1972 و گئورگ بوخنر 1967، با نگاه و زبونی تلخ, مسائل سیاسی و مذهبی کشور آلمان رو به باد انتقاد میگیره.
هانس شنیر 27ساله، یک دلقکه. این عنوان رسمی یه شغل کمدیه. وقتی هانس وارد شهر بن میشه، در جیبش یه سکه بیشتر نیست، درحالی که در طول ۵ سال گذشته، خیلی بیشتر از توانایی خرج کردنش، درآمد داشته. هانس در آخرین اجراش زمین خورده و زانوش ورم کرده. از زمانی که ماری به قصد ازدواج با تسوپنفر کاتولیک ترکش کرده بود، اون مثل یه انسان تارک دنیا زندگی میکنه.
*
اولین قسمت از دوگانه خلاصه کتاب عقاید یک دلقک
کتاب عقاید یک دلقک، برنده جایزهی نوبل ادبیات 1972 و گئورگ بوخنر 1967، با نگاه و زبونی تلخ, مسائل سیاسی و مذهبی کشور آلمان رو به باد انتقاد میگیره
کتاب داستان خیاط...
تیلی دانیج پس از بیست سال آموزش در زمینه خیاطی و طراحی لباس، به زادگاهش برمیگرده، تا به مادر مریضیش رسیدگی کنه. تیلی تصور میکنه که نفرین شدست و به بقیه آسیب میرسونه .اگرچه اون در چشم مردم شهر یک قاتله، اما با لباس های زیبا و باشکوهی که خلق می کنه، عقل و هوش رو از سر زنان شهر می بره. در این بین، پسری به نام تدی که اون رو دوست داره، تصمیم میگیره به تیلی ثابت کنه که نفرینی در کار نیست.
*
دومین و آخرین قسمت از دوگانه ی خلاصه کتاب
کتاب داستان خیاط یکی از بهترین رمان های برگزیده ی استرالیایی و روایتی از عشق و انتقامه
یک شب زمستونی، اتوبوس توقف میکنه و زن جوان شیک پوشی از میون مه به آرومی بیرون میاد. زن یک چرخ خیاطی که روی اون کلمه سینگر با رنگ طلایی نوشته شده بود، در دست داره. اون با دیدن شهر، تمام خاطرات بچگیش و بوی خونی که کف کتابخونه ریخته بود رو به یاد میاره. گروهبان به سمت مسافر میاد و میگه: تیلی دانیج؟ اوه خدای من. کسی میدونه که تو برگشتی؟ تیلی میگه: نه. ولی همه به زودی و به وقتش میفهمن.
*
اولین قسمت از دوگانه ی خلاصه کتاب داستان خیاط
کتاب داستان خیاط یکی از بهترین رمان های برگزیده ی استرالیایی و روایتی از عشق و انتقامه
کتاب پرندگان خارزاز...
مگی کلری 9 ساله همراه با خانواده 8 نفره ی خودش از زندلانو به استرالیا مهاجرت میکنه تا در املاک عمه ش ساکن بشن. در اونجا مگی عاشق کشیش کاتولیک خوش قیافه و محبوبی به نام رالف دوبریکاسار میشه. اما کشیش که در مسیر کاردینالیه، بین عشقش به مگی و جاه طلبیش گیر میکنه.
*
دومین و آخرین قسمت از دوگانه ی خلاصه کتاب پرندگان خارزار
کتاب پرندگان خارزار نوشته کالین مک کالو نویسنده استرالیاییه که یکی از پرفروش ترین و پر خواننده ترین کتاب های این نویسنده و یکی از مشهورترین داستان های عاشقانه ادبیات معاصره.
کتاب پرندگان خارزار.- - قسمت اول..
وقتی خانواده کلری به استرالیا میرسن، یک کشیش به نام رالف دوبریکاسار پیششون میاد و خودش رو معرفی میکنه. کشیش نگاهی به خانواده کلری و پسرها میندازه. پشت سر همه اونها، دختر بچه ای با دهان باز، بهت زده، طوری که انگار مجذوب جذابیت کشیش شده، اون رو تماشا میکرد. کشیش بدون توجه به ردایی که داره، دختر رو بلند میکنه و با لبخند ازش می پرسه: خوب تو کی هستی؟ مگی میگه: میگن، اما مگی صدام میکنن.
*
اولین قسمت از دوگانه ی خلاصه کتاب پرندگان خارزار
کتاب پرندگان خارزار نوشته کالین مک کالو نویسنده استرالیاییه که یکی از پرفروش ترین و پر خواننده ترین کتاب های این نویسنده و یکی از مشهورترین داستان های عاشقانه ادبیات معاصره.
From the publisher's feed

7,900 Listeners

424 Listeners

208 Listeners

1,064 Listeners

374 Listeners

246 Listeners

1,163 Listeners

313 Listeners

344 Listeners

486 Listeners

541 Listeners

49 Listeners

148 Listeners

195 Listeners

70 Listeners