
Sign up to save your podcasts
Or


نشست تخصصی متدهای آموزش موسیقی کلاسیک ایرانی با گرایش تار
فرهنگسرای ارسباران
۱۳۹۳
با حضور و صحبتهای هوشنگ ظریف، حسین علیزاده، داریوش
طلایی، کیوان ساکت، رامین جزایری و مهران مهرنیا
عالم پنهان – اجرای خصوصی محمد موسوی، منوچهر امیرحشمتی و محمود ملکی
ابوعطا
باد صبا میآید – شهرام ناظری و جلال ذوالفنون
بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
بیایید بیایید که دلدار رسیدهست
بیارید به یک بار همه جان و جهان را
به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیدهست
بر آن زشت بخندید که او ناز نماید
بر آن یار بگریید که از یار بریدهست
همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد
که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیدهست
چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت
مگر نامه اعمال ز آفاق پریدهست
بکوبید دهلها و دگر هیچ مگویید
چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیدهست
************
سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوستتر از جان ماست
دلشدهٔ پایبند گردن جان در کمند
زهرهٔ گفتار نه کاین چه سبب وان چراست
گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست
************
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من
کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امید دوا بازآمد
چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد
************
وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستانها
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمانها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
************
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنيمت شمر اي دوست دم عيسي صبح
تا دل مرده مگر زنده کني کاين دم ازوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سويداي بني آدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقيست
به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونينم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادي بر عارف چه تفاوت دارد
ساقيا باده بده شادي آن کاين غم ازوست
پادشاهي و گدايي بر ما يکسانست
که برين در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعديا گر بکند سيل فنا خانه دل
دل قوي دار که بنياد بقا محکم ازوست
************
عشاق – اجرای خصوصی پرویز یاحقی، جلیل شهناز و جهانگیر ملک
عشاق و بوسلیک و بیات اصفهان
از آرشیو استاد امیرحشمتی و آقای اشراقی
کنسرت فیلادلفیا - محمدرضا لطفی و محمد قویحلم
اجرای دشتی در سال ۱۹۹۲ میلادی
چه شورها ، به یاد اکبرخان نوروزی - جلیل شهناز و امیرناصر افتتاح
آثار انتخاب شدهی این آلبوم همگی از اجراهای دههی ۵۰ جلیل شهناز و به همراهی امیرناصر افتتاح میباشد.
در زمانی که میتوان گفت استاد از نظر جسمانی و آمادگی نوازندگی در بهترین دوران و اوج کار خود بودهاند و این آثار ملاک خوبی برای سنجش واقعی کیفیت نوازندگی این استاد بزرگ میباشد...
قطعه دشتی این آلبوم قبلا در برنامه گلچین هفته به همرا ه صدا و روایت استاد کسایی و به یاد مرحوم نوروزی پخش شده و شنیدن کامل این دشتی بینظیر خالی از لطف نیست.
اصفهان، دشتی، کردبیات، بیات ترک و افشاری
سپاس از بهنود عزیز بابت همه چیز
مهر جانان - اجرای خصوصی احمد عبادی، حسن کسایی و تقی سعیدی
اجرای ۵ آذر ۱۳۶۶ در بیات اصفهان
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زندهام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست
نماز شام قیامت به هوش بازآید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنهها که بخیزد میان اهل نشست
برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست
خوش است نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست
*************
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
که پیش چشم بیمارت بمیرم
قدح پر کن که من در دولت عشق
جوان بخت جهانم گر چه پیرم
چنان پر شد فضای سینه از دوست
که فکر خویش گم شد از ضمیرم
چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی
به سیب بوستان و شهد و شیرم
قراری بستهام با می فروشان
که روز غم به جز ساغر نگیرم
مبادا جز حساب مطرب و می
اگر نقشی کشد کلک دبیرم
در این غوغا که کس کس را نپرسد
من از پیر مغان منت پذیرم
خوشا آن دم کز استغنای مستی
فراغت باشد از شاه و وزیرم
من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
ز بام عرش میآید صفیرم
چو حافظ گنج او در سینه دارم
اگر چه مدعی بیند حقیرم
شراب عشق - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، مجید درخشانی و جمشید محبی
بیات ترک و افشاری
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم
تابو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم
از جرعه ی تو خاک زمین دُر و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست
با خاک آستانه این در به سر بریم
*******
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو
سوخته دل – اجرای خصوصی پرویز یاحقی، جلیل شهناز و جهانگیر ملک
شوشتری و منصوری
از آرشیو استاد امیرحشمتی و آقای اشراقی
From the publisher's feed

850 Listeners

7,896 Listeners

27 Listeners

4,225 Listeners

55 Listeners