
Sign up to save your podcasts
Or


گلهای تازه ۶۶ – آواز ابوعطا
گلهای شجریان (۵۶)
خواننده: محمدرضا شجریان
تار: جلیل شهناز
کمانچه: حبیبالله بدیعی
تنبک: جهانگیر ملک
گوینده: آذر پژوهش
غزل آواز: حافظ
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهانسوزی نه خامی بیغمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریۀ حافظ چه سنجد پیش استغنای دوست
کاندرین طوفان نماید هفت دریا شبنمی
گلهای تازه ۶۵ - آواز ابوعطا
گلهای شجریان (۵۵)
خواننده: محمدرضا شجریان
تار: جلیل شهناز
کمانچه: کامران داروغه
تنبک: امیرناصر افتتاح
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: رهی معیری
یاد ایّامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار
پای آن سرو روان اشکِ روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شِکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بیعشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
درد بیعشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی
چون غبار از شُکر سر بر آستانی داشتم
بلبل طبعم کنون باشد ز تنهایی خموش
نغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم
بلبل طبعم کنون باشد ز تنهایی خموش
نغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم
نرگس مست
اجرای خصوصی در آواز اصفهان - ۲۸ مرداد ۱۳۶۰
آواز: محمدرضا #شجریان
سهتار: احمد #عبادی
نی: محمد #موسوی
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
بپرس حال من آخر چو بگذری روزی
که چون همی گذرد روزگار مسکینم
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
که بی وجود عزیزت جهان نمی بینم
چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به
شب فراق منه شمع پیش بالینم
ضرورت است که عهد وفا به سر برمت
و اگر جفا به سر آید هزار چندینم
بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان
به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم
*****
من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
روا بود ز نکویان تحمل خواری
به هر سلاح که خون مرا بخواهی ریخت
حلال کردمت الا به تیغ بیزاری
اگر به صید روی وحشی از تو نگریزد
که در کمند تو راحت بود گرفتاری
به انتظار عیادت که دوست می آید
خوش است بر دل رنجور عشق بیماری
تو میروی و مرا جان و دل به جانب توست
ولی چه سود که جانب نگه نمی داری
گرت چو من غم عشقی زمانه پیش آرد
دگر غم همه عالم به هیچ نشماری
حکایت من و مجنون به یکدگر ماند
نیافتیم و بمردیم در طلب کاری
*****
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست
کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم
گر چه درد آلود فقرم شرم باد از همتم
گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم
*****
خوشا دردی!که درمانش تو باشی
خوشا راهی! که پایانش تو باشی
خوشا چشمی!که رخسار تو بیند
خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی
خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی!
همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی
*****
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل میخواستی از عاشقان
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
*****
خبر از عشق ندارد که ندارد یاری
دل نخوانند که صیدش نکند دلداری
جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر بر نکنم دیده به هر دیداری
غم عشق آمد و غم های دگر جمله ببرد
سوزنی باید که از پای در آرد خاری
می حرام است ولیکن تو بدین نرگس مست
نگذاری که ز پیشت برود هشیاری
خبرت هست که خلقی ز غمت بی خبرند
حال افتاده نداند که نیفتد باری
میروی خرم و خندان ونگه می نکنی
که نگه میکند از هر طرفی غمخواری
سرو آزاد به بالای تو می ماند راست
لیکنش با تو میسر نشود رفتاری
سعدیا دوست نبینی و به وصلش نرسی
مگر آن وقت که خود را ننهی مقداری
*****
شنیدم رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
درون ها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
غم هجران
اجرای خصوصی در همایون
واشنگتن، ۱۰ شهریور ۱۳۶۹
آواز: محمدرضا شجریان
سنتور: شهریار صالح
تنبک: مرتضی اعیان
این اجرا در ادامهی اجرایی خصوصی است که سال ۱۳۹۲ منتشر کرده بودیم و اطلاعات این اثر در ابتدای آن اجرا توسط جناب صالح ذکر شده است.
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دلِ بیمارْ شد از دست؛ رفیقان مددی!
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید؛ خدا را! که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب، راه خرابات کجاست؟
تا در آن آب و هوا نَشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل! ور نه
کار صعب است، مبادا که خطایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوش گوش کجاست
تا به قول و غزلش ساز و نوایی بکنیم
گلهای تازه ۶۰ – تمنای دوست – آواز بیات اصفهان
گلهای شجریان (۵۴)
خواننده: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
ویولن: حبیبالله بدیعی
سنتور: منصور صارمی
تنبک: جهانگیر ملک
گوینده: آذر پژوهش
غزل آواز: سعدی
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
دیوانۀ عشقت را جایی نظر افتاده است
کانجا نتواند رفت اندیشۀ دانایی
امّید تو بیرون بُرد از دل همه امّیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم در باخته در پایی
دیوانۀ عشقت را جایی نظر افتاده است
کانجا نتواند رفت اندیشۀ دانایی
من دست نخواهم بُرد الا به سرِ زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنّایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنّایی
زاهد ظاهرپرست
اجرای خصوصی در مخالف سهگاه، دیماه ۱۳۶۱
خواننده: علیرضا افتخاری
سنتور: رضا شفیعیان
ویولن: جهانبخش پازوکی
نی: محمد موسوی
سپاس از احسان عزیز بابت اسال این اجرا. گویا قبلا در کانال تلگرام استاد شفیعیان هم این اثر منتشر شده بود.
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست
در حقِ ما هر چه گوید جایِ هیچ اکراه نیست
بر درِ میخانه رفتن کارِ یکرنگان بود
خودفروشان را به کویِ می فروشان راه نیست
بندهٔ پیرِ خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست
این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است
کاین همه زخمِ نهان هست و مجالِ آه نیست
امان از این دل که داد
فغان از این دل که داد
به دست شیرین عنان فرهاد
ای داد از این، فریاد از این، دل من
کین دل شده سربار مشکل من
ریزد ز بس از دیده قطره قطره
افتاده روی دجله منزل من
گلهای تازه ۵۸ – داغ شقایق – آواز بیات ترک
گلهای شجریان (۵۳)
خواننده: محمدرضا شجریان
تار: فرهنگ شریف
تنبک: جهانگیر ملک
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: حافظ
ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
همراز عشق و همنفس جام بادهایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند
تا کار خود ز ابروی جانان گشادهایم
پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم
چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم
گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح سادهایم
گلهای تازه ۵۴ – شب زندهدار – آواز دشتی
گلهای شجریان (۵۲)
خواننده: محمدرضا شجریان
ویولن: حبیبالله بدیعی
تار: فرهنگ شریف
تنبک: جهانگیر ملک
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: شهریار
تا کِی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از این همه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پردههای ساز
جانسوز بود شرحِ سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دلِ ناسازگار خود
دیشب چه ساز داشت سرِ سازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغِ ستاره مُرد
چشمی نماند شاهدِ شب زندهداریم
شرمم کُشد که بیتو نفس میکشم هنوز
تا زندهام بس است همین شرمساریم
طرهی طرار – اجرای خصوصی جلیل شهناز و علیاصغر شاهزیدی
اجرای خصوصی در سهگاه
تار: جلیل شهناز
آواز : علیاصغر شاهزیدی
عکس از بابک موسیوند
تا بدان طرهی طرار گرفتار شدیم
داخل حلقه نشینان شب تار شدیم
لعل و زلفش سر دلجویی ما هیچ نداشت
وه که بیبهره هم از مهره هم از مار شدیم
مرد را دوستان صاحب دل
زيور دين، و زينت دنيا است
نعمت دهر اگر چه بسيار است
نعمتى بهتر از رفيق كجاست؟
امشب که غم عشق تمامست تمام
جام و می لعل با قوامست قوام
خون غم و اندیشه حلالست حلال
خواب و هوس خواب حرامست حرام
اینقدر بد عهد و پیمانی مکن
با سبکروحان گران جانی مکن
غمزه را گو خون مشتاقان مریز
خانه آن توست ویرانی مکن
تو دوری از برم دل در برم نیست
هوای دیگری اندر سرم نیست
به جان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست
آرام آرام جانم سرو روانم من بی تو نمانم
بیا ای نازنین، بیا ای مه جبین دردت به جانم
گر کنی با دیگران جور و جفا
با عبیدالله زاکانی مکن
گلهای تازه ۵۳ - در باغ سعدی - دستگاه چهارگاه
خوانندگان: محمدرضا #شجریان و #عهدیه
پیانو و آهنگساز: جواد #معروفی
گوینده: فخری #نیکزاد
غزل آواز و تصنیف: #سعدی
سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد
غلغل ز گل و لاله به یکبار برآمد
مرغان چمن نعرهزنان دیدم و گویان
زین غنچه که از طَرفِ چمنزار برآمد
آب از گل رخسارۀ او عکس پذیرفت
و آتش به سر غنچۀ گلنار برآمد
کام دلم آن بود که جان بر تو فشانم
آن کام میسّر شد و این کار برآمد
سعدی چمن آن روز به تاراج خزان داد
کز باغِ دلش بوی گلِ یار برآمد برآمد برآمد
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی کز این جهان به جهانِ دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاوّل نظر به دیدن او دیدهور شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق در مِسَم افتاد و زر شدم
نسخهی اندروید اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نمایید
https://khosousi.com/android
نسخهی ios اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نمایید
https://khosousi.com/apple-ios
برای دانلود این اجرا و اجراهای دیگر به سایت یا کانال تلگرام خصوصی مراجعه نمایید
https://khosousi.com
https://instagram.com/Khosousii
http://telegram.me/Khosousi
https://facebook.com/Khosousi
From the publisher's feed

850 Listeners

7,891 Listeners

27 Listeners

4,226 Listeners

57 Listeners