
Sign up to save your podcasts
Or


نقش ضمیر – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی در ابوعطا
سپاس فراوان از جناب حسین همتیار برای ارسال این اجرای شنیده نشده
به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
برو ای طبیبم از سر که دوا نمیپذیرم
همه عمر با حریفان بنشستمی و خوبان
تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم
مده ای حکیم پندم که به کار در نبندم
که ز خویشتن گزیر است و ز دوست ناگزیرم
برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم
نه نشاط دوستانم نه فراغ بوستانم
بروید ای رفیقان به سفر که من اسیرم
تو به خواب خوش بیاسای و به عیش و کامرانی
که نه من غنودهام دوش و نه مردم از نفیرم
تو در آب اگر ببینی حرکات خویشتن را
به زبان خود بگویی که به حسن بینظیرم
اگرم چو عود سوزی تن من فدای جانت
که خوش است عیش مردم به روایح عبیرم
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشم است به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشق است ندانم که چه درمان سازم
ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم
روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم
تا به کرم خرده نگیری که من
غایبم از ذوق حضور ای صنم
این همه دلبندی و خوبی تو را
موضع ناز است و غرور ای صنم
روی تو بر پشت زمین خلق را
موجب فتنهست و فتور ای صنم
سعدی از این چشمه حیوان که خورد
سیر نگردد به مرور ای صنم
آیینهی اوهام – اجرای خصوصی در نوا
آواز: محمدرضا شجریان
سهتار: پرویز مشکاتیان
نی: محمد موسوی
این آلبوم غیررسمی از اجراهای خصوصی منتشرنشدۀ زندهیادان محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، شامل ساز و آوازی مفصل است در دستگاه نوا، بر روی غزل حافظ با مطلع «عکس روی تو چو در آینۀ جام افتاد/ عارف از خندۀ می در طمع خام افتاد». مرحوم مشکاتیان در این محفل سهتار نواخته و نیِ محمد موسوی با ساز او همنواز شده است. در خاتمۀ این اجرا، که سعی شده ضبط آن تا حدی پالایش صوتی شود، قطعات و تصانیفی ضربی نیز میشنویم.
عکس روی تو چو در آینهی جام افتاد
عارف از خندهی مِی در طمعِ خام افتاد
حُسنِ روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
اینهمه نقش در آیینهی اوهام افتاد
اینهمه عکس مِی و نقش مخالف که نمود
یک فروغِ رخ ساقیست که در جام افتاد
غیرت عشق زبانِ همه خاصان ببرید
کز کجا سِرّ غمش در دهن عام افتاد
هر دمش با منِ دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین، که چه شایستهی اِنعام افتاد
زیر شمشیرِ غمش رقصکنان باید رفت
کان که شد کشتهی او نیک سرانجام افتاد
در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه! کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رُخ ساقی و لب جام افتاد
من زِ مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد اَزَل حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود، چون پرگار؟
هرکه در دایرهی گردش ایّام افتاد
صوفیان جمله حریفاند و نظرباز؛ ولی
زین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو برو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی ديدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
ميرود از فراق تو خون دل از دو ديدهام
دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو
یارا تو کجا و ما کجاییم
تو یار کهای و ما توراییم
چون من شدهام به کوی تو مست
وی را نتوان گرفت و در دست
ماییم و نوای بینوایی
بسم لله اگر حریف مایی
ما را همه شب نمیبرد خواب
ای خفته روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند
وز حله به کوفه میرود آب
روزگار - اجرای خصوصی محمد بطلانی، جلیلشهناز و حسن کسایی در سهگاه
سال ۱۳۶۹ اصفهان
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
بپرس حال من آخر چو بگذری روزی
که چون همیگذرد روزگار مسکینم
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
که بی وجود شریفت جهان نمیبینم
چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به
شب فراق منه شمع پیش بالینم
ضرورت است که عهد وفا به سر برمت
و گر جفا به سر آید هزار چندینم
بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان
به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم
چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم
چو لاله لال بکردی زبان تحسینم
هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی
چه حاجت است بگوید شکر که شیرینم
کوی خرابات – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در ماهور
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم
که تیر ما به جز از ناله ای و آهی نیست
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست
غلام نرگس جماش آن سهی سروم
که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر
بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست
عقاب جور گشوده است بال در همه شهر
کمان گوشه نشینی و تیر آهی نیست
چنین که از همه سو دام راه می بینم
به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست
خزینه دل حافظ به زلف و خال مده
که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست
چرا ز کوی خرابات روی برتابم
که از این بهم به جهان رسم و راهی نیست
گلهای رنگارنگ ۵۴۴ب - آواز ابوعطا
گلهای شجریان (۳۶)
خوانندگان: محمدرضا شجریان، عبدالوهاب شهیدی و الهه
سهتار: احمد عبادی
تار: جلیل شهناز
ویولن: همایون خرم
تنبک: امیرناصر افتتاح
آهنگساز: جواد معروفی
گوینده: روشنک
غزل آواز: نظامی و پژمان بختیاری
شعر تصنیف: معینی کرمانشاهی
بهار من اكنون كه گشته خزان
گرفته چو عمرم غبار زمان
چرا ننویسم حكایت خود
كنون كه بخواندم كتاب جهان
چرا كه ننالم كه محرم و یاری
از آن همه یاران نمانده مرا
چرا كه نسوزم كه شمع مرادی
ز لاله عذاران نمانده مرا
تهی شده جامم ز باده چرا
زمانه مرادم نداده چرا
چو بزمی گیرد ز شمعی گرمی
چه شوری در دل گذارد
ز بس نیرنگ و ریا برخیزد
جدایی آرد به جای وفا
در این بازار فسون و ریا
دریغا گم شد بهای صفا
مرا كز غم جام لبریزم
چرا نكنم رو به سوی خدا
كه جز او نداند دوای مرا
كه او می بیند رضای مرا
چرا كه ننالم كه محرم و یاری
از آن همه یاران نمانده مرا
چرا كه نسوزم كه شمع مرادی
ز لاله عذاران نمانده مرا
تهی شده جامم ز باده چرا
زمانه مرادم نداده چرا
*********
مرا پرسی كه چونی چونم ای دوست
جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست
نگفتی گر بیفتی گیرمت دست
از این افتاده تر كه اكنونم ای دوست
شنیدم عاشقان را می نوازی
مگر من زان میان بیرونم ای دوست
*********
دوستان فصل بهار است صفا باید کرد
دامن عقل در این هفته رها باید کرد
سخن از باده کند زمزمه باد صبا
گوش بر زمزمه باد صبا باید کرد
عقل را با سر آشفته دلان سازش نیست
راستی پیروی از عقل چرا باید کرد
نوبهار است و جوانید و نشاطی دارید
همه دانید که چه گویم چه ها باید کرد
وحشی آسا به دل سبزه مکان باید جست
خویش را از ادب خشک جدا باید کرد
تا شود کام دلی حاصل ازین چند صبا
آنچه از دست برآید به خدا باید کرد
"باد مهرگان"
تصنیف سه گاه
با صدای محسن کرامتی و سپیده قضات
تنظیم : محمد باقر زینالی
شعر: نوراله همایون
ز پیدای هستی فرو بست چشم
ز دل خون ببارید بسیار چشم
"یکی" در جهان بود و "بسیار" بود
که " آزادگی " را خریدار بود
فلک در غمش جامه بر تن درید
زمین و زمان روی در هم کشید
زبان را نه یارای گفتار بود
خموشی گزیدن سزاوار بود
گلهای شجریان – گلهای رنگارنگ ۵۴۱ب
خوانندگان: محمدرضا شجریان، جمال وفایی و الهه
تار: جلیل شهناز
ویولن: حبیبالله بدیعی
تار: فرهنگ شریف
نی: محمد موسوی
تنبک: امیرناصر افتتاح و جهانگیر ملک
آهنگساز: جواد معروفی
گوینده: روشنک
غزل آواز: پژمان بختیاریوفرخی یزدی
شعر تصنیف: سیمین بهبهانی
مانده بی مجنون لیلی این زمانه
گشته از چشمش اشك خونین روانه
مانده در گوشه ای ساز عاشقان بی ترانه
كس نسازد دگر نغمه ای چنان عاشقانه
این زمان به خدا در میان شما نشان ز مجنون نبیند
آن صفای درون شور و حال جنون ز قصه بیرون نبیند
مرغ نغمه سرا پر كشیده چرا ز آشیانه
نغمه ای نزند در سكوت سحر به بام خانه
هر دلی فرشته خو بود حلقه ای زمان از او بود بیگانه
گر ز عاشقی رود سخن پاسخ آیدت كه دم مزن دیوانه
ای دل از بتان حوصله كن تا اسیر و شیدا نشوی
در زمانه همرنگ كسان جلوه كن كه رسوا نشوی
قصۀ عاشقی بیش ازین مگو
بعد از این كی زند كس از این سبو پیمانه
ای دل از بتان حوصله كن تا اسیر و شیدا نشوی
در زمانه هم رنگ كسان جلوه كن كه رسوا نشوی
قصۀعاشقی بیش ازین مگو
بعد از این كی زند كس از این سبو پیمانه
مانده در گوشه ای ساز عاشقان بی ترانه
كس نسازد دگر نغمه ای چنان عاشقانه
خفته در چشم تو نازی است كه من می دانم
نگهت دفتر رازی است كه من می دانم
قصه ای را كه به من طُرّۀ كوتاه تو گفت
رشتۀ عمر درازی است كه من می دانم
بی نیازانه به ما می گذرد دوست ولی
سینه اش بهر نیازی است كه من می دانم
گرچه در پای تو خاموش فتاده است ای شمع
سایه را سوز و گدازی است كه من می دانم
گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
لیك دیوانه تر از من دل شیدای من است
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون
نیش آن خار كه از دست تو در پای من است
رخت بر بست ز دل شادی و هنگام وداع
با غمت گفت كه یا جای تو یا جای من است
دل تماشایی تو دیده تماشایی دل
من به فكر دل و خلقی به تماشای من است
آن كه در راه طلب خسته نگردد هرگز
پای پر آبلۀ بادیه پیمای من است
مرحمت یار - اجرای خصوصی نورالدین رضوی سروستانی و محمدرضا لطفی در آواز افشاری
سال ۱۳۵۲
آواز: نورالدین رضوی سروستانی
تار: محمدرضا لطفی
از آرشیو ژان دورینگ
اگر از دیده تحقیق به عالم نگری
عشق و معشوقه و عاشق، دل و دلدار یکیست
تا که در میکده من پای نهادم دیدم
اهل آنجا همه مست می و هشیار یکیست
ما همه چون نی و تو خود همه دم نایی ما
چون حقیقت نگری این همه گفتار یکیست
با همه خلق جهان صلحم و اندر بر من
جور اغیار و سر مرحمت یار یکیست
خیال تو – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان در ابوعطا
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا امید وصال تو زنده میدارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک
اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک
تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
عنان مپیچ که گر میزنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک
به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک
**********
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
**********
ته دوری از برم دل در برم نی
هوای دیگری اندر سرم نی
بجان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نی
**********
دلی دیرم که بهبودش نمیبو
نصیحت میکرم سودش نمیبو
ببادش میدهم نش میبرد باد
در آتش مینهم دودش نمیبو
**********
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
زپود محنت و تار محبت
**********
دلی دیرم چو مرغ پا شکسته
چو کشتی بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر تار بنواز
صدا چون میدهد تار گسسته
**********
مو که افسرده حالم چون ننالم
شکسته پر و بالم چون ننالم
همه گویند فلانی ناله کم کن
تو آیی در خیالم چون ننالم
دفتر حسن – اجرای خصوصی جلیل شهناز در آواز اصفهان و دشتی
قطعهی دشتی در تاریخ ۷ تیر سال ۱۳۴۰ در ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر اجرا شده است.
من عاشق جانبازم از عشق نپرهیزم
من مست سراندازم از عربده نگریزم
گویند رفیقانم از عشق نپرهیزی ؟
در عشق بپرهیزم پس با چه برآمیزم؟
پروانه دمسازم میسوزم و میسازم
در پی خودی و مستی می افتم و می خیزم
گر سر طلبی من سر در پای تو اندازم
ور زر طلبی من زراندر قدمت ریزم
گر دفتر حسنت را در حشر فرو خواند
اند عرصات آن روز شوری دگر انگیزم
From the publisher's feed

850 Listeners

7,891 Listeners

27 Listeners

4,226 Listeners

57 Listeners