
Sign up to save your podcasts
Or


گلهای رنگارنگ ۵۱۹ – دستگاه ماهور
گلهای شجریان (۳۴)
خوانندگان: محمدرضا شجریان و سیما بینا
سهتار: احمد عبادی
آهنگساز: مهدی خالدی
تنظیم: جواد معروفی
گوینده: آذر پژوهش
غزل آواز: فروغی بسطامی
شعر تصنیف: پژمان بختیاری
دوش در آئینۀ مه نقش سیمای تو دیدم
ماه را روشن تر از هر شب ز رویای تو دیدم
پرتو مه نغمۀ جو رقص گلِ موسیقی شب
هرچه را دیدم نشاط آور ز سودای تو دیدم
ای سراپا لطف و رعنایی
اندر آن دنیای زیبایی
به هرجا دیده بستم
سرو بالای تو دیدم
روی زیبای تو دیدم
محو چشمان تو بودم
مست رویای تو بودم
واندر آن دنیای مستی
خویش را افتاده همچون سایه در پای تو دیدم
آمدم سرمست عشق و آرزو در كوی ات اما
جای خالی بود ای گل آنچه بر جای تو دیدم
همه شب راه دلم برخم گیسوی تو بود
آه از این راه كه باریك تر از موی تو بود
رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت
كه ره قافلۀ دیر و حرم سوی تو بود
زان شكستم به هم آیینۀ خود بینی را
كه نگاهم همه در آینۀ روی تو بود
پیر پیمانه كشان شاهد من بود مدام
كه همه مستیم از نرگس جادوی تو بود
هیچ كس آب ز سرچشمه مقصود نخورد
مگر آن تشنه كه جایش به لب جوی تو بود
بهانه ها
خواننده : حسین رضا اسدی
آهنگساز: جواد شاهی
شاعر: ایمان زندی
تار و عود: جوادشاهی
سنتور : علی میرکی
کمانچه و قیچک آلتو: مهرداد ناصحی
صدابرداری، میکس و مستر: حمیدعسکری
بازیگر: پادینا مجاهد نیا
طراح لوگو: حسین ابراهیمی گلباغی
کارگردان: میلاد روح افزا.
من و این غروب غمگین، چه بهانهها ست در من
پرم از سکوت اما چه ترانه ها ست در من
به شراره های سرد منو این غروب سوگند
که ز سوز آتش عشق زبانه هاست در من
منم آن درخت پیری که نشسته با زمستان
تو برم نشین بهارا، که جوانه هاست در من
.
مانده ام تنها درین شب های سرد
با دلی لبریز از اندوه و درد
شاخه های همزبانی خشک خشک
برگهای مهربانی زرد زرد
گاه گاهی نیز عاشق می شوم
تا مبادا دل شود ار سینه طرد
برای دانلود این اجرا و اجراهای دیگر به سایت یا کانال تلگرام خصوصی سربزنید
https://khosousi.com
https://instagram.com/Khosousii
http://telegram.me/Khosousi
https://facebook.com/Khosousi
گلهای رنگارنگ ۴۷۲ – آواز بیات اصفهان
گلهای شجریان (۳۳)
خوانندگان: محمدرضا شجریان و مرضیه
ویولن و آهنگساز: همایون خرم
گوینده: فیروزه امیرمعز
غزل آواز: سعدی
شعر تصنیف: معینی کرمانشاهی
خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بی نصیبان طاقتم ده طاقتم ده
قبله گاه ما غریبان طاقتم ده طاقتم ده
ساغرم شکسته ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
در میان طوفان بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکسته ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامی ها ای بلای نافرجامی ها
نبرده لب بر جامی می کشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
حکایت از چه کنم شکایت از که کنم
که خود به دست خود آتش بر دل خون شدۀ نگران زده ام
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
تو تشنه کامم کشتی در سراب ناکامی ها ای بلای نا فرجامی ها
نبرده لب بر جامی می کشم به دوش از حسرت بار مستی و بدنامی ها
بر موج غم نشسته منم در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد یک باره مهر غم زده شد بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی
******************************
حسن تو دایم بدین قرار نماند
مست تو پیوسته در خمار نماند
ای گل خندان نوشکفته نگه دار
خاطر بلبل که نو بهار نماند
هم بدهد دور روزگار مرادت
ور ندهد جور روزگار نماند
سعدی شوریده بی قرار چرایی
در پی چیزی که بر قرار نماند
دروازهی هستی – اجرای خصوصی محمدرضا لطفی، محمد موسوی و ناصر فرهنگفر در شور
منزل اصغر نارونی
پاییز ۱۳۶۳
از آرشیو آرش فرهنگفر
آن چنان بار کدورت به دلم جمع شد است
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون،
لنگ لنگان در دروازهی هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون!
مسیح کاشانی
یک شاخه گل ۴۵۷ – دستگاه سهگاه
گلهای شجریان (۳۲)
خوانندگان: الهه، اکبر گلپایگانی و محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
نی: محمد موسوی
سنتور: رضا ورزنده
آهنگساز: مهدی مفتاح
گوینده: فیروزه امیرمعز
غزل آواز: عماد فقیه و حافظ
شعر تصنیف: سیمین بهبهانی
اشعار متن برنامه از نظیری نیشابوری و فخرالدین خالد
به دیگری رو نکنم که دیده ام روی تو را
هوای مینو نبود هوایی کوی تو را
نسیم صحرای توام که آمدم به کوی تو
بهارِ سیمای توام نموده ره به سوی تو
من ره تو می پویم ، جز تو را نمی جویم
به سایبانی زنسترن ها
نشسته ام بی شکیب و تنها
فکنده سر چون بنفشه دارم
که بی تو در این بنفشه زارم
آشنا شد به مهر تو این دل مهربان من
روز و شب جز حدیث تو نگذرد بر زبان من
من ره تو می پویم ، جز تو را نمی جویم
هر جا در این صحرا بینم نقشی از رویت
گیسوی سنبل ها دارد بویی از مویت
سوسن ها می گویند از ناز چشمت رازی
جادو شد نرگس ها از نرگس جادویت
ای که پنهان نظری با ما داری
آشکار از چه زما پروا داری
خوی خوش روی چو گل زیبا داری
حسن خوبان همه را تنها داری
خواهم اندر بر من چون جان باشی
در کنارم چو گل خندان باشی
همه عمرم به سر این سودا شد
که در این خانه شبی مهمان باشی
*******************
درد این خستۀ هجران به دوا نزدیک است
وان کدورت که تو دیدی به صفا نزدیک است
می دهد بخت مرا مژده که از حضرت دوست
نامه ای می رسد و پیک صبا نزدیک است
وآنکه سجادۀ تقوا فکند بر سر آب
گر نه اخلاص تو ورزد به ریا نزدیک است
از در اهل ریا روی بگردان ای دل
هر که دور است از این در به خدا نزدیک است
گر وجودم شود از عشق تو فانی غم نیست
که فنا در غم عشقت به بقا نزدیک است
*******************
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو نالۀ شبگیر کنم؟
دل دیوانه از آن شد که پذیرد درمان
مگرش هم زسر زلف تو زنجیر کنم
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در دو صد نامه محال است که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خویش
کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم؟
دور شو از برم ای زاهد و افسانه مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
نیست امید خلاص از سر زلفش حافظ
چون که تقدیر چنین رفت چه تدبیر کنم؟
خاک ره یار – اجرای خصوصی حسین علیزاده، حسین عمومی و محمد قویحلم در بیات زند
اجرای سال ۱۳۶۶ در استراسبورگ فرانسه
این اجرا به تازگی از آرشیو جناب ژان دورینگ به دستمان رسیده است. گویا اجرایی است تمرینی برای کنسرتی در استراسبورگ.
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
شب به بالین من خسته بهغیر از غم دوست
ز آشنایان کهن ، یار و پرستاری نیست
یارب این شهر چه شهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشند و خریداری نیست
فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر
کاندر این شهر، طبیب دل بیماری نیست
خداوندا مو بیزارم از این دل
شو و روزان در آزارم از این دل
ز بس نالیدم از نالیدنم تنگ
ز مو بستان که بیزارم از این دل
خدایا داد از این دل داد از این دل
نگشتم یک زمان من شاد از این دل
چو فردا داد خواهان داد خواهند
بر آرم من دو صد فریاد از این دل
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
حسن رخسار تو – اجرای خصوصی علی آقا شهناز به همراه آوازی در افشاری
تارنوازی علی آقا شهناز (برادر بزرگتر جلیل شهناز) در آواز افشاری به همراه آوازی که متاسفانه نام خواننده را نمیدانیم. با بررسیهایی که انجام دادیم به این سه نام دست پیدا کردیم که ممکن است یکی از این سه نفر باشد: سید جعفر قاضی عسگر، میرزا علی قاری و ملا حسین موسیقی .
نکته جالب دیگر این برنامه اشعار خوانده شده است که در جایی این دو شعر را به صورت کامل پیدا نکردیم و به خاطر کیفیت ضبط متوجه بعضی از ابیات خوانده شده هم نشدیم.
متاسفانه عکسی از علی آقا شهناز پیدا نکردیم.
نه مرا غیر تو در دو جهان یاری هست
نه جز از اندیشهی وصل تو مرا کاری هست
حسن رخسار تو شد راهنمای دل ما
ورنه ما را چه خبر بود که دلداری هست
مست حسن رخ زیبای خود و بی خبری
که به هر گوشه به عشق تو گرفتاری هست
حالت بلبل شوریده کسی میداند
کز گل روی تو بر پای دلش خاری هست
کسی آگه نشد از مقصد منظور قمر
گرچه در هر طرفش قصه و گفتاری هست
ای اسیر دام عشقت مرد و زن
ای سراب چشم مستت شیخ و شاب
چشم لطف از حال زار ما مپوش
روی خوب از مادر … متاب
ای جوانی رفتی ز دستم در خون نشستم
جوانی کجایی چرا رفتی که من از تو طرفی نبستم
غم پیری نبود دیری که درهم شکستم
نه هوشیار و نه مستم ندانی که چخ هستم
جوانی چو رفتی تو زدستم
ندیدم سود از جوانی در زندگانی
چه حاصل از زندگانی دور از جوانی
چه شبها چه تبها آمد به جانم از ناتوانی
یک شاخه گل ۴۵۰ – آوز بیات اصفهان
گلهای شجریان (۳۱)
خواننده: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
ویولن: حبیبالله بدیعی
سنتور: منصور صارمی
تنبک: جهانگیر ملک
آهنگساز: حسینعلی ملاح
گوینده: روشنک
غزل آواز: حافظ
مثنوی: پژمان بختیاری
اشعار متن برنامه از عراقی و رفیق اصفهانی
بالا بلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصۀ زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
بامن چه کرد دیدۀ معشوقه باز من؟
مست است یار و یاد حریفان نمی کند
ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من
بر خود چو شمع خنده زنان گریه می کنم
تا با تو سنگدل چه کند سوز و ساز من
آرزوی روی ماهی می کشم
حسرت چشم سیاهی می کشم
آتشم بر خرمن هستی مزن
کز دل پر سوز آهی می کشم
گر پناهی بایدم بردن به خلق
دست سوی بی پناهی می کشم
یک شاخه گل ۴۴۷ – دستگاه نوا
گلهای شجریان (۳۰)
خواننده: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
ویولن: پرویز یاحقی
تنبک: امیرناصر افتتاح
گوینده: فیروزه امیرمعز
غزل آواز: سعدی
اشعار متن برنامه از نظامی گنجه ای، فروغی بسطامی و سیف فرغانی
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران در ره سودای تو خاک قدمند
شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند
گاه گاهی بگذر در صف دلسوختگان
تا ثناییت بگویند و دعایی بدمند
هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست
تا نگویی که اسیران کمند تو کمند
زین امیران ملاحت که تو بینی بر خلق
به شکایت نتوان رفت که ایشان حکمند
بندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریز
چه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمند
جور دشمن چه كند گر نكشد طالب دوست؟
گنج و مارو گل و خار و غم و شادی به همند
غم دل با تو نگویم كه تو در راحت نفس
نشناسی كه جگر سوختگان در المند
تو سبکبار قوی حال کجا دریابی
که ضعیفان غمت بارکشان ستمند
سعدیا عاشق صادق زبلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند
قافلهی عمر – اجرای خصوصی ایرج و فرهنگ شریف در سهگاه
آرشیو، پالایش صوت و مسترینگ: مجتبی نیازی
این قافلهی عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمیدهی مجالی
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
https://Khosousi.com/?p=21202
From the publisher's feed

850 Listeners

7,891 Listeners

27 Listeners

4,226 Listeners

57 Listeners