
Sign up to save your podcasts
Or


گلهای شجریان (۲۱)
یک شاخه گل ۴۰۷ – دستگاه سهگاه
آواز: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
ویولن: پرویز یاحقی
آهنگساز: مهدی خالدی
گوینده: فیروزه امیرمعز
غزل آواز: فروغی بسطامی
خوش آنکه حلقه های سر زلف وا کنی
دیوانگان سلسله ات را رها کنی
کار جنون ما به تماشا کشیده است
جانا تو هم بیا که تماشای ما کنی
کردی سیاه زلف دو تا را که در غمت
مویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی
تو عهد کرده ای که نشانی به خون مرا
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کنی
گلهای شجریان (۲۰)
یک شاخه گل ۴۰۲ – آواز دشتی
آواز: محمدرضا شجریان
سنتور: منصور صارمی
ویولن: همایون خرم
آهنگساز: جواد معروفی
گوینده: روشنک
غزل آواز: حافظ
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطۀ دوری دلبر بگداخت
جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت
سوزِ دل بین که زبس آتشِ اشکم دلِ شمع
دوش بر من زسرِ مهر چو پروانه بسوخت
خرقۀ زهدِ مرا آبِ خرابات ببرد
خانۀ عقلِ مرا آتشِ میخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مَردُم چشم
خرقه از سر به در آورد و به شکرانه بسوخت
گلهای شجریان (۱۹)
برگ سبز ۳۰۶ – دستگاه سهگاه
آواز: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
ویولن: اسدالله ملک
تنبک: جهانگیر ملک
گوینده: روشنک
غزل آواز: سعدی
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار ازان به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
دل درد مند ما را که اسیر تست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق تست سعدی کم خویش گیرو رستی
گلهای شجریان (۱۸)
برگ سبز ۲۹۲ – دستگاه همایون
آواز: محمدرضا شجریان
سنتور: منصور صارمی
نی: محمد موسوی
گوینده: روشنک
غزل آواز: سیف فرغانی
دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
جان طاقت هجر تو از این بیش ندارد
دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
جان طاقت هجر تو از این بیش ندارد ، ندارد
از عاقبت عشق تو من ، اندیشه نکردم
دیوانه دلِ عاقبت اندیش ندارد ندارد
خود عاشق صاحبنظر از برت چه بیند
چون آیینه روی تو در پیش ندارد
از دایره عشق دلا پای برون نه
کان محتشم اکنون سرِ درویش ندارد
از مرهم وصل تو نصیبش چه بود هیچ
آن را که زعشق تو دلِ ریش ندارد
از مرهم وصل تو نصیبش چه بود هیچ
آن زلف که زعشق تو دلِ ریش ندارد
گلهای ایرج – برگ سبز شمارهی ۲۴۴
در دستگاه سهگاه
ایرج و عبدالوهاب شهیدی
نی: حسن کسایی و حسن ناهید
سنتور: رضا ورزنده
ویلون: پرویز یاحقی
گوینده: رضا معینی
پالایش: سینا مهدویان
شعر آواز: مجمر زوارهای و حافظ
بیرون نرود مهر تو گر خون رود از دل
مهر تو نه خون است كه بیرون رود از دل
افسانه شد از بیخبری در همه شهر
گفت آنكه غم عشق به افسون رود از دل
گردون به من آن كس كه هجر تو كه مشكل
در وصف مرا كینه گردون رود از دل
به جان پیر خرابات و حق صحبت او
كه نیست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناهكاران است
بیار، بیار، بیار باده كه مستظهرم به همت او
چراغِ صاعقه آن سَحاب روشن باد
كه زد به خرمنِ ما آتشِ مُحبّت او
مكن به چشم حقارت نگاه در منِ مست
كه نیست معصیت و زهد بیمَشیت او
نمیكند دلِ من میل زهد و توبه ولی
به نام خواجه بكوشیم و فرِّ دولت او
مدام خِرقة حافظ به باده در گروست
مگر ز خاكِ خرابات بود فطرت او
غبار خاطره
اجرا در دستگاه ماهور
کمانچه: بهنوش بهنامنیا
تنبک: پویان گرامی
ضبط: مازیار مرتاضیه
عکاس: جواد رزاقیزاده
دل مجنون، اجرای تالار المپیا پاریس
بیات زند و افشاری
اجرای ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۰
آواز: محمدرضا شجریان
سهتار: داریوش پیرنیاکان
نی: جمشید عندلیبی
تنبک: جمشید محبی
مدیر برنامه: سرور کسمایی
این اجرا ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۰ در تالار تئاتر المپیا پاریس انجام شده است. مدیر برنامه این اجرا، سرور کسمایی، به تازگی این فایل را در دسترس عموم قرار دادهاست. کیفیت بالایی ندارد و تفاوت چندانی با اجرای منتشر شده رسمی ندارد!
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=18210
اهل محبت – اجرای خانقاهی محمدرضا لطفی – ماهور
متاسفانه نسخهی کامل این اجرا به دست ما نرسیده است، اگر در اختیار دارید لطفاً برای ما هم ارسال بفرمایید.
ما همه اهل محبت سر و سالار همیم
از صفای قدم عشق مددکار همیم
همه یک روح مجسم شده در ابدانیم
همه جان هم و روح و دل و دلدار همیم
یک گروهیم که بی ما و تو ماییم همه
همه همتای هم و عشق هم و یار همیم
غیر ما راه ندارد به سرا پرده ی ما
همه در بند همیم و همه غمخوار همیم
هر یکی خواهد گردد به فدای دگری
همه پروانه وشمع و گل وگلزار همیم
هست بی چون وچرا محفل ماخلوت انس
همه سرمست هم وبی خود وهشیار همیم
لشکرنفس گریزان شده از ماست که ما
همه سرباز همیم و همه سردار همیم
درد ما را به طبیب و به دوا حاجات نیست
همه درمان همیم و همه بیمار همیم
هریکی را تو بخوانی همه گویند “بلی”
همه هم نام هم و همدم و همکار همیم
جای ما خانه ی عشقست وپر از شور و نوا
زانکه آوای هم و نای هم و تار همیم
|جواد نوربخش|
اشارات نظر – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی
در تصنیف پایانی، لطفی با خواندن شعر شجریان را همراهی میکند.
سپاس فراوان از بهنود عزیز برای طراحی کاور
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار، نه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچهی عقل
هرکجا نامهی عشق است، نشان من و توست
بنشین به یادم شبی
ترکن از این می لبی
که یاد یاران خوش است
یاد آور این خسته را
این مرغ پر بسته را
یاد بهاران خوش است
مرغی که زد نالهها
در قفس هر نفس
عمری زد از خون دل
نقش گل بر قفس
یاد باد
داد داد عارف با داغ دل زاد
ای بلبلان
چون در این چمن
رفت ز گل اثر
زین پاییز یاد آرید
چون بر دمد
آن بهار خوش
در کنار گل
از ما نیز یاد آرید
داد داد عارف با داغ دل زاد
عارف اگر از عشق گل
جان خسته بر باد داد
بر بلبلان درس عاشقی
خوش در این چمن یاد داد
گر بایدت دوباره گل ای یار
پروا مکن چون به جان از سر
از خود آزاد
داد داد عارف با داغ دل زاد
گلهای شجریان (۱۶)
برگ سبز ۲۸۷ – دستگاه ماهور
آواز: محمدرضا شجریان
سهتار: احمد عبادی
تنبک: جهانگیر ملک
نی: محمد موسوی
گوینده: روشنک
غزل آواز: عماد خراسانی
امشب ندانم ای بت زیبا چه می کنی
ما بی تو خون خوریم تو بی ما چه می کنی
گوئی که همچو مائی و بی ما بسر بری
برگو ، برگو که عاشقی و شکیبا چه می کنی
یک آسمان ستاره شبم زیب دامن است
ای ماه من بگو که تو شبها چه می کنی
خون ریختن ، بناحق و با غیر ساختن
امروز می توانی ، فردا چه می کنی
گل را برای صحبت خار آفریدند
دیوانه بلبل این همه غوغا چه می کنی
گیرم جفا کنی و نهانی خطا کنی
با این دو مستِ نرگس گویا چه می کنی
گیرم که آه و ناله نهان می کنی عماد
با اشکهای دیده ى رسوا چه می کنی
From the publisher's feed

850 Listeners

7,891 Listeners

27 Listeners

4,226 Listeners

57 Listeners