Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
August 04, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و دومطمروسیه و مهراسب از جزیرۀ شاپور بازرگان فرار می کنند و به جزیره ای دیگر می روند. شاپور به همراه فرستادگان حاکم آن جزیره فرا می رسند. مهراسب به فرستادگان می گوید که شاپور طمروسیه را که دختر شاه فصطلیقوس است دزیده و او را زندانی کرده است. آنها هم شاپور را دست و پای بسته به طمروسیه می دهند و او هم شاپور را در دریا می اندازد.طمروسیه و شاپور سوار بر عمدی می شوند و در دریا روان می شوند. به جزیره ای می رسند که بنایی عظیم در آن است و شهری در وسط آن ساخته شده و بازار و خانه ها در آن است ولی اثری از آدمیان در آن نیست. وارد کوشکی می شوند.شب فرا می رسد. از بیرون شهر خروشی در می آید. از بام کوشک نگاه می کنند. می بینند که صدها هزار "بوزنه و حمدونه و شیر کپّی" (انواع بوزینه و میمون) از کوه سرازیر شده اند و به سوی شهر می آیند. آنها در جزیرۀ سرصنوط هستند که کیخسرو در آن بناها را ساخته است و الان در تسخیر بوزینگان است....more24minPlay
July 31, 2024فارس نامه- قطعۀ پنجمداستان ضحاک روایت می شود که "سخت ظالم و بد سیرت بود."نویسنده می گوید که بر دو دوش او دو "سعله بود" و توضیح می دهد که سعله گوشت اضافه است که آدم می تواند آن را حرکت دهد. ضحاک آن را برای ترساندن مردم مار وانمود می کرد ولی این داستان "اصلی نداشت". بعدها این سعله ها به درد آمدند و بر روی آنها مرهم می گذاشتند، که مردم می گفتند مغز جوانانی است که ضحاک می کشد. داستان قیام "کابی" آهنگر را هم روایت می کند.جزئیاتی از دوران حکومت فریدون و منوچهر و افراسیاب ترک و زَو و گرشاسب که پادشاهان پیشدادی بوده اند، ذکر می شود. در این داستانها، روایتهایی از ابداع علوم و فنون و باغها و قواعد حکمرانی و کندن نهرها و مانند اینها توسط این شاهان ذکر می شود. شاید به نوعی تاریخ پیشرفت علمی و اجتماعی قومی در این این شاهان افسانه ای خلاصه شده است. داستان آغاز حکومت کیانیان را هم در این قطعه خوانده ام.در این قطعه از پیامبران بنی اسرائیل یاد می شود و گفته می شود که موسی در دوران حکومت منوچهر ظهور کرد....more19minPlay
July 24, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و یکمنویسنده داستان را با دنبال کردن طمروسیه پی می گیرد. طمروسیه که گمان می برد داراب کشته شده است، سوار بر کشتی شاپور بازرگان می شود تا به جزیرۀ پدرش برود. پس از روزها، کشتی به جزیره ای می رسد به نام نگار. بازرگان به طمروسیه می گوید شیفته او است و می خواهد عمرش را در کنار او سپری کند. طمروسیه او را نمی پذیرد. هفت سال اینگونه سپری می شود. روزی بازرگان برای خرید هیزم به شهر می رود و از مهراسب پارسی که جزایر دریا را به دنبال داراب و طمروسیه می گردد و با هیزم کشی روزگار می گذراند، هیزم می خرد. مهراسب هیزم را به خانۀ بازرگان می آورد و طمروسیه را می بیند. این دو با طرح نقشه ای مکارانه از چنگ بازرگان می گریزند و سوار بر کشتی به سوی جزیرۀ پدر طمروسیه به راه می افتند. ...more29minPlay
July 18, 2024فارس نامه- قطعۀ چهارمدر این قطعه جزئیات بیشتری از دوران پادشاهی گیومرث، هوشنگ، طهمورث، و جمشید روایت می شود. این بلخی می گوید که محل زندگی گیومرث اصطخر (شهری در فارس) بوده که خود او بنا کرده است و به روایتی به دباوند بوده است. او هزار سال عمر می کند و همۀ عمرش به "راست کردن احوال جهان و ترتیب جهانیان" مشغول بوده است.هوشنگ هم در اصطخر بود و در میان آدمیان داوری را بنا نهاد و عدل گسترد. آهن از سنگ به در آورد و ابزار ساخت. به مردم دامداری آموخت. تاج بر سر نهاد و آیین پادشاهی بنیاد نهاد و دزدان و مفسدان را به بیابانها راند.طهمورث خط پارسی نهاد و بارها بر چهارپایان نهادن و از پشم چهارپایان جامه و فرش ساختن آموخت.جمشید از آهن و پولاد ابزار ساخت و ابریشم و قز و کتان رشتن و رنگ کردن آموخت و از آن تجملها ساخت. مردم را به چهار طبقه تقسیم کرد: عالمان، جنگجویان، پیشه وران و دیگر اتباع.از همین چند صفحه می توان اطلاعات ذیقیمتی در مورد زندگی مردمان، که احتمالاً اقوام مهاجر ایرانی و ساکن در منطقۀ فارس بوده اند بدست آورد که از زندگی اولیه شبانی به تدریج به زندگی پیچیدۀ اجتماعی حرکت کرده اند....more27minPlay
July 11, 2024داراب نامه- قطعۀ بیستمداراب به ساحل دریا می رسد و طمروسیه و مهراسب را نمی یابد، غمگین می شود. در کشتی ای که به ساحل بسته شده به خواب می رود. ماهیگیری طناب کشتی را باز می کند و او را به سوی دریا می راند. صبح داراب چشم باز می کند و خود را هزار فرسخ دور از آن جزیره در کنار جزیره ای به نام جزیرۀ عروس می بیند. پیری به او می گوید که طناب کشتی او به "ماهی وال" که "از سر تا دم او صد فرسنگ است" گیر کرده است و این ماهی هر روز صبح به آن جزیره می رود و شب به جزیرۀ عروس باز می گردد. داراب چهار بار با این ماهی رفته و باز گشته، و درمانده شده است و آرزوی مرگ می کند. پیر به او می گوید چاره آسان است: از کشتی پیاده شو!داراب در آن جزیره که سالی فقط چهل روز آفتاب می گیرد و جزیرۀ آفتاب پرستان هم نامیده می شود، بر سر کوهی می رود و از نذوراتی که مردم برای آفتاب گذاشته اند تغذیه می کند.پادشاه جزیره خوابی می بیند که تعبیر آن این است که دشمنان به او حمله می کنند و مردی که بر سر کوه است به او کمک می کند و او پادشاهی را به آن مرد می دهد و به او دسته گلی هم می دهد. وزیرش خواب را تعبیر می کند و می گوید معنای دسته گل دادن این است که دخترت را به او می دهی.به این ترتیب داراب، که گفته می شود الان سی ساله است، پادشاه جزیرۀ عروس می شود و دختر شاه را هم به زنی می گیرد. ...more21minPlay
July 04, 2024فارس نامه- قطعۀ سومدر این قطعه فهرست شاهان اشکانی و ساسانی ذکر می شود. فهرست شاهان اشکانی با آنچه در منابع امروزی از اشکانیان وجود دارد سازگار نیست و از نظر زمانی هم ناسازگاری وجود دارد. مثلاً می دانیم که اشکانیان از حوالی 247 پیش از میلاد قدرت گرفتند و تا زمان تولد مسیح در حدود 20 شاه سلطنت کردند. در این کتاب تولد مسیح در زمان سومین شاه اشکانی ذکر می شود. اطلاعات بسیار کمی از اشکانیان در این کتاب آمده است. بعداً هم که به شرح دوران پادشاهان ایرانی می پردازد، در مورد اشکانیان فقط می گوید "این اشغانیان و اردوانیان را آثاری نبوده است کی از آن باز توان گفت."بر خلاف اشکانیان، فهرست شاهان ساسانی در این کتاب به آنچه امروزه از شاهان ساسانی می دانیم بسیار نزدیک است و تقریباً تمامی آنها را شامل می شود. ...more25minPlay
June 27, 2024داراب نامه- قطعۀ نوزدهمداراب و طمروسیه به جزیره ای افتاده اند از آنِ طنبلوس، برادر آن امیران که داراب کشته بود. طنبلوس به داراب می رسد و از او می پرسد تو کیستی؟ داراب گمان می برد که او را دشنام می دهد. او را می گیرد و در دریا می اندازد. یاران طنبلوس در می رسند و با داراب جنگ می کنند. شب می شود و مردی به نام مهراسب پارسی به داراب و طمروسیه پناه می دهد. شاهوی زنگی، پسر طنبلوس، با کمک گرفتن از یک اختربین از محل داراب آگاه می شود و جاسوسی را برای خبر گرفتن می فرستد. داراب جاسوس را می کشد. همان اختربین به داراب و مهراسب می گوید که اختر او بلند است و پادشاه خواهد شد. داراب و مهراسب می خواهند از جزیره فرار کنند. در راه مردمان او را می شناسند و با او به جنگ بر می خیزند.از آن سو، طمروسیه در کنار دریا منتظر داراب است. بازرگانی با دیدن او عاشق او می شود و به او می گوید که داراب را در شهر کشته اند و می گوید که می تواند او را به جزیرۀ پدرش ببرد. طمروسیه که از داراب ناامید شده سوار بر کشتی بازرگان می شود....more28minPlay
June 20, 2024فارس نامه- قطعۀ دومنویسنده از قول اصحاب تواریخ، از جمله طبری، می گوید که شاهان فُرس (که معنی آن را "پارسایان" می داند) چهار طبقه بوده اند: پیشدادیان، کیانیان، اشغانیان، و ساسانیان. پیش از اشکانیان هم برای مدت کوتاهی اسکندر و جانشینان او حکومت کرده اند. روایت او به آنچه در تاریخ طبری آمده است نزدیک است.در این قطعه اسامی شاهان پیشدادی و کیانی ذکر می شود که به دارا ختم می شود. داستان داراب نامه در مورد پدر این دارا است که مادرش، همای، که در اینجا اسم او خمانی آورده شده، برای مدتی طولانی شاه ایران بوده است.نویسنده کیومرث را شاه اول می داند و می گوید پارسیان او را معادل آدم می دانند. هوشنگ که طبق روایات فارسی شاه اول است، در اینجا نوۀ سیامک و سیامک نوۀ کیومرث معرفی می شود. همچنین ضحاک را شوهر خواهر جمشید و از اعراب می داند که نسبش به "تاز" نوۀ سیامک می رسد. برخی از این شاهان را به پیامبران ادیان ابراهیمی هم مرتبط می داند....more23minPlay
June 15, 2024داراب نامه- قطعۀ هجدهمداراب و طمروسیه در جزیرۀ آدم خواران در بند هستند . به فرمان شاه زنگیان، خواریق، داراب را به لب دریا می برند. او مست خواب است. شب هنگام، زن خواریق در نهان از کاخ به نزد داراب می رود و چون نمی تواند او را هوشیار کند همانجا در کنار او می خوابد. داراب بیدار می شود و گمان می برد که دیوی در کنارش خفته است. او را در دریا می اندازد و ماهی ای او را فرو می برد. خواریق با کمک "چاهی از طلسم جمشید" می فهمد که چه اتفاقی افتاده است. فرمان می دهد که داراب و طمروسیه را در "چاه فراموشان" بیفکنند. به حکم خدای و با کمک یک گاو دریایی از این چاه بیرون می آیند و در چشمۀ عافیت تن می شوند و سالم می شوند و با کمک زاهدی سوار بر قایقی فرار می کنند. در دریا پیری یهودی و دو پسرش آنها را نجات می دهند ولی چون طوفان می شود قصد جان آنها را می کنند. داراب آنها را به دریا می اندازد. به جزیره ای می رسند که طمروسیه می گوید از آن طنبلوس، برادر قنطرش است و می گوید پیش از آنکه او در رسد باید از آن جزیره فرار کنند. ...more24minPlay
June 12, 2024فارس نامه- قطعۀ یکمفارس نامه کتابی است به زبان فارسی که توسط ابن بلخی (نام او در همه جا به همین صورت ذکر شده) در زمان سلطنت محمد بن ملکشاه سلجوقی، هفتمین پادشاه سلجوقیان (سلطنت: 498 تا 511 هجری، 1105 تا 1118 میلادی) نوشته شده است. پدربزگ او در زمان برکیارق به عنوان مستوفی (مامور مالیات) به فارس فرستاده می شود و ابن بلخی با او به فارس می رود و به واسطۀ شغل پدربزرگش با فارس و مردمش و شرایط آب و هوا و تولیداتش آشنا می شود.محمد بن ملکشاه از او می خواهد تا کتابی بنویسد و شرایط فارس را برای او شرح دهد. متن کتاب فارسی است، کمی پیچیده تر از متن های فارسی قرون پیشتر مانند تاریخ بیهقی و تاریخ سیستان است. ولی آنچه بسیار متفاوت است استفاده از انواع القاب و عناوین برای پادشاهان است. پنج خط عنوان و لقب در پس و پیش اسم محمد بن ملکشاه می آورد. چیزی که در کتب پیشین دیده نمی شد، (بجز در انتهای تاریخ سیستان در بخشی که بعداً در روزگار سلجوقیان به آن کتاب افزوده شد.)نویسنده در کرامات فارس متوسل به حدیث نبوی می شود، امری که در تاریخ بخارا و تاریخ سیستان هم دیده می شود. در مورد کرامات فارسیان هم سخن سرایی می کند و برتری آنها را با ذکر آیاتی از قرآن اثبات می کند....more25minPlay