Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
December 18, 2024در پیرامون تاریخ بیهقی- قطعۀ یکممی دانیم که تاریخ بیهقی بسیار بزرگتر از این کتابی است که به ما رسیده است. گفته می شود که اصل آن، به نام جامع الاتواریخ یا تاریخ آل سبکتگین، سی مجلد بوده است. آنچه به دست ما رسیده است، و من در این پادکست خوانده ام، از اواسط مجلد پنجم آغاز می شود و تا اواسط یا اواخر مجلد دهم را در بر می گیرد. بخشهایی از کتاب که زندگی پیشینیان مسعود غزنوی و اواخر عمر او و جانشینان او را شامل می شده، به دست ما نرسیده است. بخشهایی از کتاب که زندگی پدران مسعود غزنوی و اواخر عمر او و جانشینان او را شامل می شده، به دست ما نرسیده است. استاد سعید نفیسی در این کتاب بخشهایی از کتاب اصلی را که در کتابهای دیگر نقل شده، جمع آوری کرده است. در این قطعه توصیفی کامل از کتاب اصلی داده می شود و بعد قسمتی از تاریخ بیهق، نوشتۀ امام ابوالحسن بیهقی، در احوال ابوالفضل بیهقی مورخ آورده شده است. ...more20minPlay
December 15, 2024داراب نامه- قطعۀ چهلمداراب در خواب مادرش را می بیند که آتشی از سوی مغرب به سوی او می آید و اردشیر می آید و تاج را بر سر او می نهد. می فهمد که ایران در خطر است. حکومت ملکوت را به مهراسب می سپارد و با سه هزار کشتی پر از جواهر و عجایب دریا و خشکی و صد هزار مرد یک چشم به سوی خطرش به راه می افتد. در آنجا، مهطنطسیه، خواهر طمروسیه را به زنی می گیرد و با او و فرزندش و مادر طمروسیه به سوی ایران به راه می افتد. حکومت خطرش را به هرنقالیس می سپارد.وقتی که به نزدیکی عمان می رسد، به خود غره می شود که بجز من که می تواند سی هزار کشتی به ایران بیاورد. طوفانی بر می خیزد و همۀ کشتی ها را غرق می کند. داراب و فرزندش به همراه زن و مادر او و دایۀ بچه به خشکی می افتند. به رباطی می روند و رباط دار به او پیشنهادمی دهد در ازای تمیز کردن رباط به او مزد بدهد....more20minPlay
December 11, 2024فارس نامه- قطعۀ بیست و سوم- پایان کتابکتاب فارس نامه با ذکر اقوامی که در فارس و سرزمینهای اطراف بودند ادامه می یابد و در نهایت با ذکر خلاصه ای از خراج سرزمینهای فارس به پایان می رسد.در ذکر اقوام دو نکته چشم گیر است. نخست بالا آمدن و فرو رفتن اقوام مختلف است که به کرات اتفاق می افتد. دوم نوع فعالیت اقتصادی اقوام است. زمین داشتن به معنای اصالت و ثروت بود. وقتی قومی سرکوب می شود و از سرزمینش آواره می شود "به شبانی و گوسپند داری" می افتد و احتمالا بخشی از درآمدش را هم از راهزنی کسب می کند.در انتها فهرست انواع مالهایی که از فارس و سرزمینهای اطراف کسب می شد آورده شده است. میزان درآمد به ثبات و آرامش بستگی داشته است. متن به نظر تخصصی می رسد و نشان از آگاهی نویسنده به جزئیات امور مالی دولت دارد. ...more25minPlay
December 08, 2024داراب نامه- قطعۀ سی و نهمداراب و هرنقالیس به نزد هیکل می روند تا از او بپرسند که طمروسیه را که کشت. لکناد هم با آنها می رود. هیکل به آنها می گوید که طمروسیه را لکناد و زنکلیسا کشته اند. داراب لکناد را در بند می کند. داراب زنکلیسا را فرا می خواند. او می فهمد و سوار بر کشتی قصد فرار می کند. باد کشتی او را در همان ساحل نگاه می دارد. زنکلیسا پیاده می شود و در مرغزاری می رود. داراب لکناد را رها می کند و او به دنبال دخترش به مرغزار می رود. هر دو به دست ماری کشته می شوند.داراب امارت خطرش را و سرپرستی فرزندش را به هرنقالیس می دهد و به جزیرۀ ملکوت می رود تا به ایران برود. در ملکوت مهراسب را می یابد....more21minPlay
December 04, 2024فارس نامه- قطعۀ بیست و دومدر این قطعه برخی از قلعه های منطقۀ فارس و حوالی آن شرح داده می شود. مهمترین ویژگی قلعه ها این بوده است که مردمان آن را از حملۀ دیگران در امان می داشته است. آنها را در کوهستانها با معابر دشوار بنا می کرده اند. برخی از این قلعه ها به دلیل داشتن زمین و آب کافی می توانسته اند غذای مردمان را برای مدتهای طولانی تامین کنند. همچنین شورشیان از این قلعه ها برای پناه گرفتن استفاده می کردند. در ادامه شرحی از راههای مسافرت از شیراز به حوالی اصفهان، یزد، کرمان، خوزستان، و سواحل خلیج فارس در غرب و جنوب شرح داده می شود. در کانال تلگرامی زیر، نقشه ای که این راهها را نشان می دهد، را گذاشته ام.https://t.me/kateebehha...more19minPlay
December 01, 2024داراب نامه- قطعۀ سی و هشتمطمروسیه سوار به کشتی به خطرش برمی گردد. در راه لکناد و زنکلیسا با کشتی او روبرو می شوند و چون می فهمند که او طمروسیه است، بر او حمله می برند. مردان او را می کشند. زنکلیسا با لگد طمروسیه را که زمان وضع حملش رسیده است می کشد.داراب در حال برگشت از شکار به بقایای کشتی طمروسیه بر می خورد و او را مرده می یابد در حالی که پسری از او متولد شده است. آنها را به جزیرۀ خطرش می برند و ماتم می دارند. نام پسر را هم داراب می گذارند. بعد به نزد هیکل می روند تا از او از بودنی ها بپرسند.نگارنده سرگذشت هیکل را می گوید. سرزمینی بود در پشت کوه قاف که موجوداتش همه سنگ بودند ولی به قدرت یزدان سخن می گفتند و زاد و ولد می کردند.در زمان جمشید، سطبقالیس به آن سرزمین رفت و بر یکی از این صورتهای سنگی عشق آورد و او را با خود به آنجا آورد. صورت به اذن خدا مردم را از احوال خبر می دهد....more19minPlay
November 28, 2024فارس نامه- قطعۀ بیست و یکمدر این قطعه رودهای مهم فارس و سرزمینهای اطراف فارس، دریاهای آن حوالی و بعد مرغزارها و برخی از قلعه ها شرح داده می شود. ...more20minPlay
November 24, 2024داراب نامه- قطعۀ سی و هفتمداستان به عقب برمی گردد، به زمانی که عبقرهود عنطوشیه، مادر طمروسیه، را در دریا انداخت. خدای عز و جل جانوری را می فرستد تا عنطوشیه را بگیرد و به سلامت به هیکل ببرد. مادر عنطوشیه خوابی می بیند و با پسرش هرنقالیس در میان می گذارد. با هم به هیکل می روند و عنطوشیه را زنده می یابند و به سلامت به کوشک می آورند.روزی تعداد زیادی کشتی بر روی دریا پدید می آیند که به سوی جزیرۀ خطرش می آیند. داراب به جزیرۀ خرگوشان رفته است برای شکار جانوری که مثل آدمی است اما سم دارد و شاخی بر سر و گوشهایی مانند گوشهای خر و گوشتش مزۀ گوشت مرغ می دهد! طمروسیه کشتی ها را می بیند. معلوم می شود که لکناد است به همراه زنکلیسا. آشفته می شود که مبادا داراب هوس کند و به سراغ زنکلیسا برود و او را که هشت ماهه حامله است رها کند. سوار بر کشتی می شود و به سراغ داراب می رود. داراب به او اطمینان می دهد که "ما خویشتن بدو نیالاییم که بدان جهان افریدون با ما خصم گردد، که نیاکان ما پاکان بوده اند ما هم بر طریق ایشان رویم." طمروسیه را با بیست مرد به سوی خطرش روانه می کند....more21minPlay
November 22, 2024فارس نامه- قطعۀ بیستمشهرهای دیگری از فارس تشریح می شود. در این توضیحات، گاهی اشاره هایی به برخی ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی و روشهای انجام کارها می شود. مثلاً نحوۀ تهیۀ نوعی پارچۀ خاص در کازرون شرح داده می شود که کیفیت و رنگ آن به واسطۀ املاح نهری که در کنار کازرون است منحصر به فرد بود. گفته می شود که تجارت جامه هایی که از این پارچه ها بافته می شد خیلی پر رونق بود تا اینکه "خیانت در میان آمد و مردم مصلح نماندند" و در توضیح این امر اشاره می کند به امیری که "بد سیرتی و ظلم او پوشیده نبود."همچنین بسیار ذکر می کند که ناحیه ای آبادان بود و خراب شد و یا خراب بود و بعد آبادان شد. آمد و شد امیران و شاهان در این خرابی و آبادانی نقش بزرگی داشته است....more22minPlay
November 17, 2024داراب نامه- قطعۀ سی و ششمداراب آماده می شود برای اعلان عمومی پادشاهی اش. تخت را می آرایند و درباریان می آیند و می ایستند و داراب با گرزی گران و طمروسیه پوشیده در چادر بر تخت می نشینند. پیری حکیم از داراب می پرسد که تو کیستی. داراب خود را معرفی می کند. طمروسیه هم چادر بر می دارد و خود را معرفی می کند. درباریان شاد می شوند و بر داراب به شاهی سلام می کنند. هرنقالیس با سپاهیان وارد شهر می شوند و هرنقالیس مادرش مطرعوشیه را در آغوش می گیرد. هرنقالیس به گواهی بزرگان و خویشاوندان و مادر مِهین، طمروسیه را به زنی به داراب می دهد.جشن و سرور برپا می شود و مردم آن شب تا صبح شادی می کنند. فردا عبقرهود را به سزای اعمالش بر دار می کنند. ...more24minPlay