Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
September 04, 2024فارس نامه- قطعۀ نهمداستان حکمروایی شاپور اول و دیگر پادشاهان ساسانی تا زمان شاپور ذوالاکتاف گفته می شود. از امیری از اعراب یاد می شود که در حوالی تکریت قدرت گرفته بود و شاپور برای فتح قلعۀ او لشکر کشید. همچنین از ظهور مانی یاد می شود که "اول کسی کی زندقه نهاد او بود و فتنه در عالم پیدا گشت."مانی به چین رفت و مدتی در آنجا بود. بهرام بن هرمز بن شاپور "از آنجا کی عصبیت او بود در کیش، حیلتها تمام کرد تا مانی زندیق را بدست آورد." بهرام مجلس مناظره بین مانی و علمای کیش زردشت بر پا کرد و وقتی "مانی مقهور شد" از او خواست توبه کند. مانی سر باز زد. بهرام فرمان قتل او و هر کس از پیروان او که توبه نکرد را صادر کرد. "بهرام بفرمود تا پوست او بیرون کردند و به کاه بیاگندند. و اول کسی کی پوست او پر کاه کردند مانی زندیق بود."...more16minPlay
August 28, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و پنجممهراسب که زن آبی را از دست می دهد، عَمَدی می سازد و از جزیره می گریزد. پس از حوادث بسیار به جزیرۀ ملکوت می رسد با ساکنان یک چشم، هر یک به بلندی بیست گز، سرخ موی و زرد روی با بینیهای کلان و زن و مرد همه برهنه با "میزری بر میان بسته"! شاه جزیره مرده است و او را با توصیۀ حکیم سیطاروش که "شاگرد افلاطون حکیم بود" و می توانست از "اختر بلند" رازها را ببیند، به شاهی می نشانند. مهراسب زن شاه قبلی، که خواهر زنکلیسا زن داراب است، را به زنی می گیرد. وقتی که سیطاروش به خواستۀ مهراسب آینده را از مهراسب می پرسد، مشکلات آغاز می شود. مهراسب و سیطاروش تا دم مرگ می روند و به حیله ای نجات می یابند. زن و دختر شاه قبلی کشته می شوند. خبر به لکناد و داراب می رسد. با سپاهی به جزیرۀ ملکوت می آیند و مهراسب را می گیرند. "از آنجا که بدبختی مهراسب بود" نام خود را به داراب نگفت! او را در صندوقی در بسته به دریا انداختند و برایش آب و غذایی گذاشتند تا به تدریج بمیرد. داراب هم از آن جزیره خوشش آمد و ساکن آنجا شد....more35minPlay
August 25, 2024فارس نامه- قطعۀ هشتماز پادشاهان کیانیان، خُمانی (هُمای) دختر بهمن بود که نویسنده می گوید در مدت پادشاهی "طریق عدل سپرد" و "لشکری گران به روم فرستاد و رومیان را قهر کرد و دیگر ملوک اطراف منقاد او شدند". بحثی هم در متون قدیمی وجود دارد در مورد اینکه آیا او شوهر کرد یا نه. در برخی متون گفته می شود که با پدرش بهمن ازدواج کرد و دارا حاصل این ازدواج بود. ازدواج خانوادگی در ایران باستان در مقاطعی وجود داشته است. بعد از خمانی، دارا، و بعد پسر او که اسم او هم دارا بود، پادشاه ایران شد که از اسکندر شکست خورد و کشته شد. به ظالم بودن دارا و وزیرش اشاره می شود.گفته می شود که اسکندر، که از او به ذوالقرنین یاد می شود که نامی است در قرآن، تمام مناطق شرق تا چین را گرفت. وقتی که مرد، جانشینان او نتوانستند ایران را حفظ کنند. اشک، که او را پسر دارا می دانند، سران "ملوک طوایف" یعنی طوایفی که بعداً اشکانیان نام گرفتند، را به اتحاد بر علیه جانشنان اسکندر می خواند، با این وعده که هر طایفه ای در امور خود مستقل باشد. اینان پیروز می شوند و سلسلۀ "اشکانیان و اردوانیان" را تاسیس می کنند. گفته می شود که از این قوم آثار زیادی که قابل گفتن باشد باقی نمانده است. در نهایت، داستان تاسیس سلسلۀ ساسانیان گفته می شود. اردشیر که خود را به ساسان پسر بهمن منسوب می کرد، از پارس خروج کرد و مردم به واسطۀ ظلم ملوک طوایف به او پیوستند. گفته می شود که او اهل فضل و حکیمان را ارج می نهاد....more21minPlay
August 18, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و چهارمطمروسیه و مهراسب از اسارت بوزینگان گریخته اند و در ساحل در سوراخی پنهان شده اند. از دور کشتی ای می بینند و از آنها کمک می طلبند. مردان کشتی آنها را سوار می کنند. بوزنگان خبر می شوند و به کشتی حمله می برند. جنگی سخت در می گیرد. مردان کشتی با استفاده از نفت بوزنگان را شکست می دهند. دریا طوفانی می شود و همه در دریا می افتند.طمروسیه و مهراسب به جزیره ای خوش آب و هوا می افتند خالی از سکنه، و کلبه ای در آنجا می سازند. کم کم "مردمان آبی" از دریا بر می آیند و به کنار آنها می آیند. زنی آبی شیفتۀ مهراسب می شود. مهراسب نیز دلباختۀ او می شود. حیله ای می چینند و زن آبی را می گیرند. خویشان زن آبی به التماس می آیند و گوهر می آورند تا مهراسب او را رها کند. مهراسب راضی می شود و زن آبی را رها می کند ولی شوهر زن آبی او را نمی پذیرد. زن به پیش مهراسب بر می گردد. روزی طمروسیه در کنار دریا نشسته است که صورتی از آب بر می آید و او را می رباید. مهراسب چهار سال با زن آبی در آن جزیره می ماند و صاحب دو بچه می شود. روزی مادر زن آبی می آید و در گوش او چیزی می گوید و زن با او به دریا فرو می رود. مهراسب نومید و تنها در آن جزیره می ماند. ...more31minPlay
August 15, 2024فارس نامه- قطعۀ هفتمداستان لهراسب و وشتاسف و بهمن گفته می شود. لهراسب بارگاه شاهی و دیوان های سلطنتی برای ادارۀ امور را بنا نهاد. او بخت النصر را بفرستاد تا "جهودان را مستاصل گردانید بسبب آنک پیغمبری را بکشتند."در دوران پادشاهی وشتاسف، دیوانهای شاهی گسترش یافت. "زردشت حکیم" در دوران او آمد و وشتاسف دین او را پذیرفت و آتشکده های متعدد ساخت. داستان جنگ با ترکان و پسرش اسفندیار و روبرویی او با رستم و کشته شدن او هم گفته می شود.بعد از وشتاسف، پادشاهی به بهمن، پسر اسفندیار می رسد. گفته می شود که "کیرُش" یا همان کورش را او برای فتح بابل فرستاد و گفت که بنی اسرائیل را به جای خود بفرستد. گفته می شود که وقتی مرد، یک پسرش، ساسان، سلطنت را نخواست و پسر دیگرش، دارا، خرد بود و حکومت به دخترش خُمانی (همای) رسید....more22minPlay
August 11, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و سومطمروسیه و مهراسب به جزیرۀ سرصنوط افتاده اند که بوزینگان آن را تصرف کرده اند. شب که می شود، صدهزار بوزینه از کوه به سوی شهر سرازیر می شود، در حالی که مِهتر آنها بر جانوری مانند گاو سوار است.طمروسیه و مهراسب وارد کاخی می شوند که در وسط کوشک قرار دارد. مردی را می بینند که به آنها می گوید دوازده سال است که اسیر بوزینگان است و مهتر آنها که ماده است و مردان را دوست دارد، با او "چون زناشوی روزگار می کند" و از او چهار فرزند دارد. مهتر بوزینگان مهراسب را هم در اسارت نگاه می دارد. طمروسیه در چاهی پنهان می شود.پس از چند ماه، مرد به طمروسیه اظهار عشق می کند. طمروسیه با مهراسب نقشه ای می چینند و می گریزند. ...more27minPlay
August 07, 2024فارس نامه- قطعۀ ششماین قطعه با داستان کیکاووس آغاز می شود. گفته می شود که او فرمان داد در بابل بنایی عظیم ساختند و روایتهایی از دلیل این کار ذکر می شود. در تاریخ، به کرات از بنایی بزرگ در بابل یاد شده است و هر تاریخی آن را به شاهی منسوب کرده است.سیاوش، پسر کیکاووس، با دسیسه چینی زن کیکاووس به ترکستان می رود و در آنجا کشته می شود. پسر او از دختر افراسیاب، کیخسرو، با کمک رستم به ایران آورده می شود. پس از کیکاووس، حکمرانی به کیخسرو می رسد. در این زمان جنگهای سخت با افراسیاب توصیف می شود. در این جنگها، کشندۀ سیاوش اسیر می شود و به فرمان کیخسرو کشته می شود.در گزارشی که از سپردن امارت سیستان به رستم داده می شود، گوشه ای از آداب دربار گفته می شود که "هیچکس زهره نداشتی کی بی گوشوار و کمر بندگی در نزدیک پادشاه رفتی و رسم نبودی کی در مجلس پادشاه هیچ کس بنشستی."...more24minPlay
August 04, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و دومطمروسیه و مهراسب از جزیرۀ شاپور بازرگان فرار می کنند و به جزیره ای دیگر می روند. شاپور به همراه فرستادگان حاکم آن جزیره فرا می رسند. مهراسب به فرستادگان می گوید که شاپور طمروسیه را که دختر شاه فصطلیقوس است دزیده و او را زندانی کرده است. آنها هم شاپور را دست و پای بسته به طمروسیه می دهند و او هم شاپور را در دریا می اندازد.طمروسیه و شاپور سوار بر عمدی می شوند و در دریا روان می شوند. به جزیره ای می رسند که بنایی عظیم در آن است و شهری در وسط آن ساخته شده و بازار و خانه ها در آن است ولی اثری از آدمیان در آن نیست. وارد کوشکی می شوند.شب فرا می رسد. از بیرون شهر خروشی در می آید. از بام کوشک نگاه می کنند. می بینند که صدها هزار "بوزنه و حمدونه و شیر کپّی" (انواع بوزینه و میمون) از کوه سرازیر شده اند و به سوی شهر می آیند. آنها در جزیرۀ سرصنوط هستند که کیخسرو در آن بناها را ساخته است و الان در تسخیر بوزینگان است....more24minPlay
July 31, 2024فارس نامه- قطعۀ پنجمداستان ضحاک روایت می شود که "سخت ظالم و بد سیرت بود."نویسنده می گوید که بر دو دوش او دو "سعله بود" و توضیح می دهد که سعله گوشت اضافه است که آدم می تواند آن را حرکت دهد. ضحاک آن را برای ترساندن مردم مار وانمود می کرد ولی این داستان "اصلی نداشت". بعدها این سعله ها به درد آمدند و بر روی آنها مرهم می گذاشتند، که مردم می گفتند مغز جوانانی است که ضحاک می کشد. داستان قیام "کابی" آهنگر را هم روایت می کند.جزئیاتی از دوران حکومت فریدون و منوچهر و افراسیاب ترک و زَو و گرشاسب که پادشاهان پیشدادی بوده اند، ذکر می شود. در این داستانها، روایتهایی از ابداع علوم و فنون و باغها و قواعد حکمرانی و کندن نهرها و مانند اینها توسط این شاهان ذکر می شود. شاید به نوعی تاریخ پیشرفت علمی و اجتماعی قومی در این این شاهان افسانه ای خلاصه شده است. داستان آغاز حکومت کیانیان را هم در این قطعه خوانده ام.در این قطعه از پیامبران بنی اسرائیل یاد می شود و گفته می شود که موسی در دوران حکومت منوچهر ظهور کرد....more19minPlay
July 24, 2024داراب نامه- قطعۀ بیست و یکمنویسنده داستان را با دنبال کردن طمروسیه پی می گیرد. طمروسیه که گمان می برد داراب کشته شده است، سوار بر کشتی شاپور بازرگان می شود تا به جزیرۀ پدرش برود. پس از روزها، کشتی به جزیره ای می رسد به نام نگار. بازرگان به طمروسیه می گوید شیفته او است و می خواهد عمرش را در کنار او سپری کند. طمروسیه او را نمی پذیرد. هفت سال اینگونه سپری می شود. روزی بازرگان برای خرید هیزم به شهر می رود و از مهراسب پارسی که جزایر دریا را به دنبال داراب و طمروسیه می گردد و با هیزم کشی روزگار می گذراند، هیزم می خرد. مهراسب هیزم را به خانۀ بازرگان می آورد و طمروسیه را می بیند. این دو با طرح نقشه ای مکارانه از چنگ بازرگان می گریزند و سوار بر کشتی به سوی جزیرۀ پدر طمروسیه به راه می افتند. ...more29minPlay