مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • ورشکستگی دولت رئیسی و فضیحت استعفای فرمایشی
    برکناری یا استعفای فرمایشی نوری، وزیر آموزش و پرورش رژیم، ورشکستگی دولت رئیسی جلاد و اوضاع به‌شدت درهم‌ ریختهٔ کل رژیم را بیش‌از‌پیش برملا کرد. ماجرا از پرداخت نشدن حقوق اسفند ماه و معوقات معلمان آغاز شد. مهره‌ها و دستگاههای مختلف حکومتی، انواع دروغها و ضد و نقیض‌ها، از «خطای نرم‌افزاری» تا «نوعی لجبازی» در سازمان برنامه و اهمال و کوتاهی در برخی قسمتها و غیره را به‌هم بافتند و هر بار هم وعده می‌دادند که تا «ساعاتی دیگر» حقوقها واریز می‌شود... اما تا امروز که نیمی از ماه فروردین گذشته، هنوز معلوم نیست چه میزان از حقوق و معوقات معلمان پرداخته شده است. وزیر معزول طی یک مصاحبهٔ تلویزیونی در شامگاه ۲۹اسفند گفت: «به‌دستور رئیس‌جمهور پس از خروج از صدا و سیما به‌بانک مرکزی می‌روم تا معوقه حقوق همکاران پرداخت شود». این حرف دستمایهٔ تمسخر شد و روزنامهٔ حکومتی اعتماد، با قید این‌که این اظهارات در ساعت۲۲ و ۲۶دقیقه روز ۲۹اسفند (یعنی ۲ساعت مانده به‌سال تحویل) منتشر شده نوشت: «وزیری در مصاحبه تلویزیونی وعده می‌دهد «من دارم می‌روم به‌بانک مرکزی تا این پول را بگیرم». بعد نیمه‌شب وارد بانک مرکزی می‌شود و دیگر خبری نمی‌شود تا امروز که استعفا می‌دهد. همین قدر آشفتگی و به‌هم ریختگی وجود دارد که در نهایت نتیجه‌یی هم به‌بار نمی‌آورد». اما به‌نظر می‌رسد نوری، با اظهار این مطلب مسخره ضمن تلاش برای بی‌تقصیر نشان دادن خود، خواسته بگوید که گیر مسأله، مالی است. در جریان خبرهای ضد و نقیض، روز ۹فروردین رئیسی به‌معاون خود مخبر، دستور داد موضوع را پیگیری و عاملان قصور یا تقصیر را مشخص کند. مخبر هم در جواب، بر «اهمال از سوی وزارت آموزش و پرورش» انگشت گذاشت و نوری را بز بلاگردان این قضیه کرد. اما کمیسیون آموزش و پرورش مجلس ارتجاع در گزارشی از این ماجرا که روز ۱۵فروردین در صحن علنی مجلس قرائت شد عنوان کرد: «مقصران اصلی این موضوع... یک- سازمان برنامه و بودجه... دو - سازمان اداری و استخدامی کشور... و سه - ستاد وزارت آموزش و پرورش» بوده است. «منادی سپیدان» رئیس کمیسیون کذایی نیز گفت که عامل اصلی، رئیس سازمان برنامه و بودجه است و این اوست که باید استعفا دهد. به‌این ترتیب یک جنگ باندی در این جریان از پرده بیرون افتاد. علاوه بر آن، افتضاحات متعددی نیز برملا شد که قربانی آنها معلمان و دانش‌آموزان هستند؛ از جمله:
    • معلمان قراردادی از مهر۱۴۰۱ تا فروردین۱۴۰۲ حقوق و عیدی دریافت نکرده‌اند!
    • برخی از معلمان قراردادی در ازای ۶ماه تدریس تنها ۴میلیون تومان دریافت کرده‌اند.
    • از آبان‌ماه تا بهمن‌ماه حقوق فرهنگیان به‌صورت علی‌الحساب پرداخت شده است
    • تحصیل رایگان حتی در مدارس ابتدایی رخت بربسته و نتیجه آن ترک‌تحصیل یک‌میلیون دانش‌آموز در سال گذشته است
    • در نتیجهٔ افت فاحش تحصیلی، متوسط معدل دانش‌آموزان در کشور در سال گذشته ۱۱.۵ بوده است
    • و مهمتر از همه، رتبه‌بندی معلمان که آن همه وعدهٔ آن را می‌دادند و این یکی از وعده‌های انتخاباتی رئیسی هم بود، اجرایی نشده و در این رابطه دیناری به‌معلمان پرداخت نشده است.
    در همین رابطه رئیس کمیسیون آموزش و پرورش مجلس ارتجاع در جریان قرائت گزارش کمیسیون گفت که سازمان برنامه و بودجه می‌گوید «به اندازه ۳۸هزار میلیارد تومان رتبه‌بندی کن!... ما حدوداً ۹۳۰هزار معلم را رتبه‌بندی کردیم... حاصل عمر یک معلم که تلاش کرده، امروز آمده رتبه‌اش را بگیرد، ما می‌گوییم شما رتبه‌ات هم ۵ باشد، ۳ می‌دهیم، چون پولمان به‌اندازه ۳ هست». اکنون رژیم درمانده و پوسیدهٔ ولایت تلاش می‌کند پرونده این همه افتضاح و غارتگری، محرومیت نسلی از نوباوگان این میهن از درس و تحصیل، استثمار وحشیانهٔ قریب یک میلیون تن از معلمان و فرهنگیان شریف و محروم کردن آنها از یک زندگی و معیشت حداقلی را با برکناری یک مهرهٔ خود ببندد، اما با این شیادیها نمی‌تواند معلمان شریف و آگاه را فریب دهد و آنها را به‌سکوت وادارد. آتش خشم و خروش این قشر شریف که از حمایت دانش‌آموزان و عموم مردم ایران برخوردارند، علیه دیکتاتوری تبهکار آخوندی شعله خواهد کشید.
    5 min
  • «اگر لشکرگرسنگان به‌میدان و خیابان بیایند»؟!
    تلویزیون حکومتی روز ۱۴فروردین در اقدامی نادر، حرفهای رئیسی جلاد در اولین جلسهٔ شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی در تاریخ ۵ اسفند۱۴۰۰ را پخش کرد. رئیسی در این جلسه می‌گفت: «بحث رفع فقر مطلق، از وظایفی است که ما همین امشب نباید اجازه بدهیم یک کسی بی‌شام سر بر بالین بگذارد. همین امشب نه فردا شب!». آخوند رئیسی در ادامه ضمن تأکید بر این‌که «برای رفع فقر مطلق یک برنامهٔ بسیار سریع ما می‌خواهیم» دستور داد برنامه‌های کوتاه مدت و میان مدت و بلندمدت هم باید تهیه شود. در همین برنامه تلویزیونی، وزیران سابق و لاحق کار و رفاه دولت رئیسی هم وعده می‌دادند که در اجرای دستورات رئیسی، طرح‌های چنین و چنانی را آماده کرده‌اند و عنقریب است که آثاری از فقر در جامعه بر جا نماند. اما واقعیت روی زمین این است که طی یک سال و نیمی که رئیسی روی کار آمده، یک قلم، میزان همین «فقر مطلق» که او مدعی مبارزه با آن بوده، از ۲۷درصد به‌۳۷درصد رسیده است (مردم‌سالاری ـ ۱۴فروردین). اگر «دولت یکدست» بر سر کار نبود و دستگاه تبلیغاتی رژیم و رادیو تلویزیون دربست در خط ولی‌فقیه ارتجاع قرار نداشت، از سراسیمگی و فضیحت مشهود در این برنامه تلویزیونی، می‌شد تصور کرد که این صحنه‌ها نمایشی است که به‌منظور تمسخر رئیسی و برملا کردن وعده‌درمانی‌های او تهیه شده؛ اما پیدا بود که هدف از نمایش این صحنه‌ها القای این است که فقر مردم فراموش نشده تا آبی بر آتش خشم میلیونها مردمی بریزند که ۸۰درصد آنها زیر خط فقر و ۴۰درصدشان زیر خط بقا به‌سر می‌برند و به‌سختی می‌توانند نان خالی برای زنده ماندن خود پیدا کنند. گواه دیگر برای این گمان، اظهارات آخوند گلپایگانی رئیس دفتر خامنه‌ای در یک مصاحبهٔ مفصل با خبرگزاری سپاه پاسداران (۱۴ فروردین) است. نامبرده در این مصاحبه ضمن شرح کشافی دربارهٔ ساده‌زیستی خامنه‌ای و این‌که فرزندانش اجاره‌نشین هستند و خودش از مال دنیا هیچ ندارد و با نذورات و هدایای مریدان و مقلدان روزگار می‌گذراند... می‌گوید: «غصه و اندوه حضرت آقا برای مردم، آقا را پیر کرده است. چه در دولتهای قبلی و چه حالا مسئولان درجه یک که می‌آیند خدمت ایشان سراغ ندارم که در جلسه‌ای سفارش مردم و معیشت مردم را نکرده باشند». اگر چه خلیفهٔ ارتجاع از اوضاع فاجعه‌بار مردم ایران ککش نمی‌گزد، اما وقتی اظهارات مباشرش را در کنار برنامهٔ تلویزیونی قرار می‌دهیم می‌توان دریافت که خامنه‌ای به‌عنوان دیکتاتوری که تمام هم و غمش حفظ حاکمیت لرزانش می‌باشد، بیمناک انفجار اجتماعی است. کما‌ این‌که رسانه‌ها و کارشناسان و اقتصاددانهای حکومتی نیز مداوماً نسبت به‌وقوع قیام، به‌او هشدار می‌دهند. یکی از این کارشناسان به‌نام راغفر هشدار داد: «اگر یک عزم جدی سیاسی برای اصلاحات اقتصادی وجود نداشته باشد ما باید انتظار بحرانهای خیلی عمیق‌تر و گسترده‌تر از آنچه که در چهار ماه نخست نیمه دوم امسال پیش آمد را در ماه‌های سوم و چهارم ۱۴۰۲ انتظار داشته باشیم» (سایت اقتصاد۲۴ ـ ۹فروردین). اما آیا یک عزم جدی سیاسی در این مورد وجود دارد؟ روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی (۱۴فروردین) به‌این سؤال این‌گونه جواب می‌دهد: «از مجموع سخنان و مواضع ابراز شده توسط مسئولان در دو هفته اول سال جدید (۱۴۰۲) به‌روشنی فهمیده می‌شود حضرات قصد ندارند در سیاست‌های شکست خورده خود در هیچیک از زمینه‌ها کوتاه بیایند!». و یک روزنامهٔ حکومتی دیگر نیز می‌نویسد: «هیچ چشم‌انداز روشنی برای رفع این مشکلات (اقتصادی) یا لااقل اصلاح امور از سوی دولت» وجود ندارد (شرق ـ ۱۴فروردین). در این صورت، اگر خامنه‌ای نه می‌خواهد و نه می‌تواند از سیاست‌های شکست‌خورده خود دست بردارد و هیچ اصلاحی هم متصور نیست، چشم‌انداز از چه قرار خواهد بود؟ همان اقتصاددان حکومتی پاسخ می‌دهد: «وضع به‌جایی خواهد رسید که اگر این لشگر گرسنگان به‌میدان و خیابان بیایند هیچ‌کس نمی‌تواند اینها را جمع کند» (سایت حکومتی دیدار نیوزـ ۹اسفند ۱۴۰۱).
    6 min
  • موج هشتم کرونا و شبح شوم کرونای ولایت
    طی هفته‌های اخیر، بار دیگر شبح هولناک کرونا در کشور به‌جولان درآمده است. عین‌اللهی وزیر بهداشت رئیسی جلاد روز ۶فروردین از آغاز موج هشتم کرونا خبر داد. خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس ـ۱۲فروردین) گزارش داد که تعداد شهرهای قرمز کرونایی از ۱۳ به‌۱۹شهر افزایش یافته، تعداد شهرهای نارنجی۴۵ و تعداد شهرهای زرد به‌۲۳۳ رسیده است. شمار مبتلایان و فوتی‌های کرونایی نیز به‌اعتراف منابع حکومتی «روندی تصاعدی» دارد و شمار درگذشتگان روزانه طی هفته‌های اخیر، از تک رقمی به‌دو رقمی تبدیل شده و در هفتهٔ گذشته از ۲۲ به‌۲۹رسیده است. البته تردیدی نیست آماری که توسط رژیم اعلام می‌شود، طبق معمول به‌مراتب کمتر از واقعیت است. دستگاه تبلیغاتی رژیم و تلویزیون منحوس آخوندی نیز وانمود می‌کنند که گویا کرونا دوباره به‌صورت پاندمی (اپیدمی جهانی) ظاهر شده و در همه جا بجز ایران، آمار مرگ و میر بالاست. دستگاه تبلیغاتی دروغ‌پرداز آخوندها در این مورد از پخش خبرهای ساختگی و کذب نیز ابایی ندارد. در حالی که وزیر بهداشت و درمان و سایر مقامات آن، وانمود می‌کنند بر اوضاع مسلطند و واکسن و دارو برای مقابله با کرونا، بیش از حد نیاز در اختیار دارند، مینو محرز از کارشناسان همین دستگاه در پاسخ به‌این سؤال که «چرا وزرات بهداشت درباره این ویروس اقدام نمی‌کند» گفت: «لابد از دست وزرات بهداشت دیگر کاری برنمی‌آید!» (سایت حکومتی خبرآنلاین ـ ۸فروردین). دروغگویی‌ها و ضد و نقیض‌گویی‌های مقامات و دستگاه تبلیغاتی رژیم دربارهٔ موج جدید کرونا، یادآور طوفان دروغی است که ضحاک ولایت در پروژهٔ اهریمنی کرونا برپا کرده بود تا با کشته‌های کرونا راه قیام مقدر را سد کند. مردم ایران فراموش نکرده‌اند در حالی که ویروس کرونا از اوایل بهمن۹۸ وارد کشور شده بود و مقامات رژیم هم از آن خبر داشتند، آن را انکار و تکذیب می‌کردند چرا که خلیفهٔ ارتجاع می‌خواست نمایش ۲۲بهمن و خیمه‌شب‌بازی مجلس خود را در دوم اسفند برگزار کند. پس از آن هم وقتی ناچار شد به‌واقعیت مسأله اعتراف کند و در حالی که بیش از دو ماه از تاخت و تاز کرونا در سراسر کشور می‌گذشت روز ۱۳ اسفند۹۸، خامنه‌ای به‌صحنه آمد و در حاشیهٔ درختکاری گفت: «این بلا به‌نظر ما بلای آن‌چنان بزرگی نیست... من نمی‌خواهم مسألهٔ را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم... این می‌تواند یک دستاورد باشد. اگر این دست‌آوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل می‌شود به‌نعمت، تهدید تبدیل می‌شود به‌فرصت». این سخنان خامنه‌ای و عملکرد وی در قدمهای بعد نشان داد که او هرگز در پی دور کردن بلای کرونا از جان مردم ایران نبوده و نیست. بلکه در پی آن است که در برابر قیامهایی که موجودیت رژیم را تهدید می‌کند، «فرصت» بسازد. کما‌ این‌که در قدم بعد با جنایت ممنوع کردن صریح وارد کردن واکسنهای معتبر و مؤثر، جهانی را در بهت و حیرت فرو برد و نشان داد که در خونخواری و خوی ضدبشری و ضدایرانی روی دست ضحاک بلند شده و برای «حفظ نظام» قتل‌عام، ابایی از آن ندارد که داغ و درد ۵۰۰هزار کشتهٔ کرونا را بر مردم ایران تحمیل کند. البته فوران قیامهای پسا کرونا با طوفان وقفه‌ناپذیر خروش «مرگ بر خامنه‌ای» به‌او فهماند که این حکم تاریخ و نیروی قیام و انقلاب دموکراتیک مردم ایران است که با تکیه بر مقاومتی پیشتاز، پایدار و سازمان‌یافته، حرف آخر را می‌زند. پیش از این رهبر مقاومت، کرونا را متحد رژیم ولایت فقیه نامیده و گفته بود: «جنگ مردم ایران با کرونا بخشی از جنگ سرنوشت با خامنه‌ای و رژیم دجال و ضدبشری ولایت فقیه است».
    6 min
  • سخن روز-چشم انداز سیاه اقتصادی در ولایت خامنه ای
    یک اقتصاد‌دان حکومتی به‌نام راغفر ضمن آن‌که سال۱۴۰۲ را سال انتخاب و سرنوشت برای دولت توصیف می‌کند، می‌گوید: «اگر یک عزم جدی سیاسی برای اصلاحات اقتصادی وجود نداشته باشد ما باید انتظار بحرانهای خیلی عمیق‌تر و گسترده‌تر از آن‌چه‌ که در ۴ماه نخست نیمه دوم امسال پیش آمد را در ماه‌های سوم و چهارم ۱۴۰۲ انتظار داشته باشیم و اگر این‌گونه شود این بار به‌دلیل هجوم و حضور بخش قابل توجهی از فقرا و طبقات محروم در اقتصاد کشور خواهد بود» (سایت حکومتی اقتصاد۲۴ ـ ۱۰فروردین ۱۴۰۱). اقتصاددان دیگری به‌نام جام‌ساز نیز با اذعان به‌این که «در سال جاری شاهد افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی خواهیم بود»، تصریح می‌کند: «ادامه این روند می‌تواند در سال۱۴۰۲ اقتصاد کشور را دچار یک بحران جدی کند». از این پیش‌تر سایت حکومتی فرارو در مطلبی با عنوان «چشم‌انداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۲» بخشهایی از گفتگو با ۶تن از اقتصاددانان حکومتی را درج کرده است. یکی از این کارشناسان به‌نام وحید شقاقی با اشاره به «‌فرسودگی زیرساختها» و بیان این نکته که «تورم مهمترین چالش دولت (در سال آینده) خواهد بود»، می‌گوید: «در سال آینده همین فرسودگی انباشته شده، تبدیل به‌یک ابر چالش دیگر در پیش‌روی دولت خواهد شد... به‌نظر نمی‌رسد (دولت) بتواند در سال۱۴۰۲ این مشکلات را حل یا حداقل کاهش دهد؛ بنابراین سال۱۴۰۲ به‌طور قطع سال بسیار سختی خواهد بود» (۲فروردین). اینها شمه‌یی از ارزیابیهای کارشناسان حکومتی نسبت به چشم‌انداز اقتصاد در حاکمیت فاسد آخوندها در سال جدید است و به‌ندرت می‌توان موردی را یافت که چشم‌انداز روشنی از سال پیش رو، برای رژیم به‌خصوص به‌لحاظ اقتصادی، پیش‌بینی کند. حتی سردمداران رژیم، به‌استثنای رئیسی جلاد که با بلاهت، سال گذشته را سال رقم خوردن سه پیروزی و اتفاق مهم برای رژیم خوانده و حرفه‌اش دروغ‌درمانی و بلوفهای تو خالی است؛ سایرین، با هراس و ناامیدی از سال پیش رو سخن می‌گویند؛ حتی خامنه‌ای در پیام نوروزی خود گفت: «به نظر من در سال۱۴۰۲... ما مشکل کم نداریم، مشکلات گوناگونی داریم، در زمینهٔ فرهنگی، در زمینهٔ سیاسی، لکن مسألهٔ اصلی و محوری در این سال هم مسألهٔ اقتصاد است». وی در همین رابطه سال۱۴۰۲ را سال «مهار تورّم و رشد تولید» نامگذاری کرد. بنا‌ به‌تجربه هر ساله و نتایج معکوس نامگذاریهای مبتذل خامنه‌ای در سالهای گذشته، این یک پیش‌بینی دشوار نیست که سال۱۴۰۲ سال از ضامن خارج شدن تورم و نابودی باقیماندهٔ تولید در ولایت بحران زدهٔ او خواهد بود. این چشم‌انداز سیاه اقتصادی در ولایت خامنه‌ای و فشارهای کمرشکن تورم بی‌دنده و ترمز بر روی اقشار و طبقات محروم جامعه، در بطن خود، از انفجار حتمی و قریب‌الوقوع خشم خلق و قهر آتشین قیامی خبر می‌دهد که کارشناسان حکومتی نیز آن را «آتش زیر خاکستر» توصیف می‌کنند.
    5 min
  • وضعیت انقلابی و آتش زیر خاکستر
    یکی از مهره‌های باند مغلوب به‌نام جواد امام طی مصاحبه‌یی که در رسانه‌های این باند منعکس شده، با هراس بسیار نسبت به‌شرایط بحرانی کنونی و مشتعل شدن «آتش زیر خاکستر» در سال پیش‌رو، به‌رژیم هشدار داده و خواستار «تجدید نظر در سیاست‌های غلط گذشته» شده است. نامبرده با اشاره به‌انباشت تضادها و مطالباتی که موجب قیام شد، می‌گوید: «ما چالشهای متنوعی را در پیش داریم، چالش جدی ما بحثهای اجتماعی و اقتصادی است و این هم به‌مطالباتی برمی‌گردد که از قبل در جامعه وجود داشته و به‌نوعی بی‌پاسخ ماند که در برخورد‌های پاییز۱۴۰۱ شاهد آن بودیم. مطالباتی که مردم داشتند عملاً بی‌پاسخ ماند... همه آنها روی هم جمع شده و قاعدتاً با توجه به‌شرایط کشور و جامعه در ۱۴۰۲ اینها نمود جدی‌تری پیدا می‌کند». این مهرهٔ باند مغلوب با اشاره به‌ادعای «آقایان» (بخوانید خامنه‌ای، که می‌گوید به‌قیام سیلی زده و آن را جمع کرده)، خاطرنشان می‌کند: «اما مشکلات حل نشده است» و «جامعه به‌لجبازی افتاده است همان‌طور که با مطالبات مردم لجبازی می‌شود». جواد امام با اشاره به‌شکست خلیفهٔ ارتجاع در پروژهٔ رئیسی می‌گوید: «آقایان اعتقادشان بود که اگر حکومت یکدست شود مشکلات حل می‌شود، اما تا زمانی‌که نخواهیم اعتراضات را به‌رسمیت بشماریم و در سیاست‌هایمان تجدید نظر کنیم، این مشکلات باقی خواهد ماند». وی در ادامه اظهارات خود، دولت رئیسی را که از آن با کلیدواژهٔ «ناکارآمدی» یاد می‌کند، «مهم‌ترین چالش جدی کشور» توصیف کرده و تأکید می‌کند: «تا زمانی‌که نخواهند به‌مردم برگردند و نسبت به‌سیاست‌های غلط گذشته به‌صراحت تجدیدنظر کنند، قطعاً این وضعیت ادامه دارد و آتش زیر خاکستر است و باید شاهد چالشهای جدی‌تری در ابعاد متنوع‌تر باشیم». توصیف وضعیت کنونی با عبارت «آتش زیر خاکستر»، به‌مهره‌ها و رسانه‌های باند مغلوب محدود نمی‌شود، این عبارت اکنون به‌یک کلیدواژه پرکاربرد تبدیل شده که آن را دربارهٔ بحرانهای مختلف اقتصادی ـ اجتماعی مانند تورم و بیکاری، تا کرونا و محیط‌زیست، تا حاشیهٔ شهرها و ساکنان آن و... هم‌چنین دربارهٔ کلیت وضعیت کنونی جامعه، می‌توان از مهره‌ها و رسانه‌های باند غالب هم شنید. از جمله باهنر از مهره‌های دانه‌درشت باند حاکم طی اظهاراتی دربارهٔ قیام، از «فساد»، «ناکارآمدی» و «شنیده نشدن صدای مردم» به‌عنوان «واقعیت‌های نظام» نام برده و هشدار می‌دهد «بعضی از مسئولان فکر می‌کنند زمانی که این اغتشاشات تمام شده مسأله حل شده است، در صورتی که مسأله هنوز باقی مانده است و این، آتش زیر خاکستر می‌شود؛ دوباره یک جرقه می‌خورد» (سایت حکومتی انتخاب ـ ۸بهمن۱۴۰۱). این فریادها و هشدارها که از هر جانب بلند است، به‌همان میزان که از واقعیتی هراس‌آور در زیر پوست جامعه و خطر قیامی گریز‌ ناپذیر خبر می‌دهد، برای خلیفهٔ درمانده، هم ملموس است و هم گزنده و ترساننده. از همین روست که خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی خود در مشهد با غیظی قابل فهم، این جماعت را «دنباله‌روهای» «تبلیغات‌چی‌های خارجی» نامید که «وسوسه می‌کنند حقایق را دگرگون نشان می‌دهند، هدفشان سست کردن اراده ملت است هدفشان خاموش کردن امیدهاست، می‌خواهند شعله امید را در دل جوانان ما خاموش کنند، جوان را مأیوس کنند». خامنه‌ای بهتر از همه می‌داند که رژیمش پوسیده‌تر از آن است که توان کمترین اصلاح و انعطافی داشته باشد؛ یک سانتیمتر به‌سمت انعطاف همان و جر خوردن نظام همان! به‌خصوص که او تجربهٔ شاه و سرنگونی آن را جلو چشمش دارد. در نتیجه، هشدار دهندگان و دغدغه‌مندان نظام، مابه‌ازای چشم‌انداز جرقه و انفجار محتوم، نمی‌توانند هیچ نقطهٔ روشنی از امید برای جلوگیری از آن پیدا کنند. «جواد امام» در ادامه و انتهای اظهارات یاد شده، نومیدانه می‌گوید: «امروز هیچ گروه سیاسی‌ای که بتواند مطالبات جدی مردم را نمایندگی کند در کشور نداریم. احزاب سیاسی در قانون انتخابات هیچ جایگاهی ندارند. احزاب سیاسی را بیشتر برای داغ کردن تنور انتخابات می‌خواهند و بعد از انتخابات هم مطالبات مردم فراموش (می‌شود)... وضعیتی که ما امروز با آن مواجه هستیم قطعاً از ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ بدتر شده است که بهتر نشده است». پیداست که انگشت گذاشتن روی وضعیت «بدتر» از سال۱۳۹۸ به‌خطر قیامی آتشین‌تر از آبان۹۸ اشاره دارد که طی آن خشم شعله‌ور خلق قهرمان پرتگاه سرنگونی را به‌خامنه‌ای ضحاک نشان داد.
    6 min
  • «زلزله‌یی که کشور را آوار می‌کند»
    قیمت دلار که در یک مقطع چند روزه به‌زیر۵۰هزار تومان تنزل کرده و به‌۴۵هزار تومان رسیده بود، دوباره روند صعودی از سر گرفت و ظرف کمتر از یک هفته بار دیگر به‌۵۵هزار تومان رسید. وقتی قیمت دلار موقتاً کاهش یافته بود، مقامات اقتصادی دولت رئیسی می‌گفتند افزایش قیمت کاذب و حباب بوده، اما اکنون دلار دوباره روند صعودی پیدا کرده و معلوم شده که ادعاهای آنها کذب و حباب بوده است. اکنون دیگر کسی نمی‌تواند انکار کند که «افزایش ناگهانی قیمت دلار با تصمیم خود دولت» است و «افکار عمومی باور دارند که دولت به‌عنوان دارندهٔ بیشترین منابع ارزی، هر زمان با کسری بودجه مواجه می‌شود، دست به‌افزایش قیمت ارز می‌زند و از این طریق هم نقدینگی بازار را جمع می‌کند، هم کسری بودجه خود را مرتفع می‌سازند» (سایت حکومتی رویداد۲۴- ۷فروردین۱۴۰۲). علت افزایش جهش‌وار قیمت ارز و سقوط آزاد ارزش پول ملی، اساساً چاپ اسکناس که ماشین آن با شتابی فزاینده در کار است تا دولت بتواند هزینه‌های جاری خود، از جمله حقوق کارکنان دولتی را بپردازد. اما به‌نظر می‌رسد شتاب فروپاشی و ورشکستگی اقتصادی دولت رئیسی از شتاب ماشین چاپ اسکناس پیشی گرفته تا آنجا که دولت قادر نشده حقوق اسفندماه معلمان را پرداخت کند. مقامات رژیم برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت انواع دروغها و ضد و نقیض‌ها را به‌هم بافتند، از «خطای نرم‌افزاری» تا «نوعی لجبازی» در سازمان برنامه و... هر بار هم وعده می‌دادند که تا «ساعاتی دیگر» حقوقها واریز می‌شود، اما عمدهٔ حقوقها تا امروز واریز نشده و معلوم است که کفگیر دولت رئیسی، حسابی به‌ته دیگ خورده است. رئیسی خودش برای بیان این‌که دولت را ورشکسته و با خزانهٔ خالی از روحانی تحویل گرفته، بارها گفته است که در مرداد ۱۴۰۰ هنگام تحویل گرفتن دولت، این تردید وجود داشت که آیا دولت می‌تواند حقوق کارکنان دولت در آن ماه را بپردازد یا نه؟ که به‌یمن چاپ اسکناس توانست! اما اکنون وضعیت چنان وخیم است که چاپ اسکناس هم دیگر جواب نمی‌دهد؛ این تحقق همان کابوس فروپاشی اقتصادی است که بسیاری از اقتصاددانان نسبت به‌آن هشدار می‌دادند. مرعشی دبیرکل باند کارگزاران و از اعضای سابق مجلس ارتجاع در توصیف وضعیت موجود و بلایی که تورم وحشتناک کنونی بر سر اقتصاد کشور آورده، می‌گوید: «تورم ۵۰درصد عین یک زلزله کشور را آوار کرده و آوار می‌کند... حجم اقتصاد ایران از زمان خروج آمریکا از برجام از ۵۰۰میلیارد دلار به‌۲۰۰میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است» (سایت اقتصاد نیوز ـ ۹فروردین ۱۴۰۲). قربانی اصلی این آوار البته مردم ایران هستند که بیش از ۸۰درصدشان به‌زیر خط فقر سقوط کرده‌اند و نیمی از آنها در زیر خط بقا، بین مرگ و زندگی دست و پا می‌زنند. اما آتش این فقر و فلاکت خانمان‌سوز که خلیفهٔ پلید ارتجاع به‌جان مردم انداخته، می‌تواند به حریقی تبدیل شود که ریش و ریشهٔ نظامش را بسوزاند. در هراس از همین آتشفشان خشم و قهر مردم به ستوه آمده است که مرعشی در قسمت دیگری از همان سخنان یاد شده می‌گوید: «من فکر می‌کنم که این حاکمیت یکدست شکست‌خورده و حتماً باید تا دیر نشده این شکست را نظام بپذیرد و ریل‌گذاری را باید عوض بکنیم». او در عین‌حال اعتراف می‌کند: «اصلاً تصور نباید بکنیم که این موضوع اگر همین فردا دولت رئیسی سیاست‌هایش را عوض بکند یا همکارهایش را عوض بکند، یا همه عقلا را دوباره صدا بزنند دعوت به‌همکاری بکنند همه ظرفیتها را به‌کار بگیرند شما فکر نکنید آثار این زلزله تورم ۵۰درصدی تمام می‌شود» (همان منبع).
    6 min
  • کنفرانس عربی اسلامی؛ متحد با مقاومت ایران برای جمهوری دموکراتیک
    انقلاب دموکراتیک مردم ایران، به‌رغم سرکوب و کشتار رژیم جلادان، به‌رغم نیرنگهای عوامل شیخ و شاه، و به‌رغم همدستی‌های ننگین استعماری و سانسور همه‌جانبه و ترفندهای شیطان‌سازی علیه مجاهدین و مقاومت سازمان‌یافته، مسیر پیروزمند خود را به سوی آزادی مردم ایران از هر گونه دیکتاتوری و وابستگی با سرفرازی باز می‌گشاید.
    سخنان شخصیت‌های عربی در کنفرانس به‌مناسبت ماه رمضان در پاریس، که با حضور خانم مریم رجوی برگزار شد، گویای این واقعیت امید بخش نه تنها برای میهنمان ایران بلکه برای کشورهای منطقه است که از ارتجاع و تروریسم رژیم آخوندی به‌شدت رنج برده‌اند.
    انیسه بومدین، بانوی اول الجزایر (۱۹۶۵-۱۹۷۸) با اشاره به مجاهدین گفت: «باید از خواهران و برادران‌مان که برای جامعه‌یی عادلانه و برای یک اسلام واقعی مبارزه می‌کنند حمایت کنیم... حکومت ایران که بر زور تکیه دارد دیر یا زود سرنگون خواهد شد».
    شیخ تیسیر التمیمی قاضی‌القضات سابق فلسطین سابقهٔ آشنایی خود با مجاهدین را توضیح داد و گفت: «من با برادران و خواهران در سازمان مجاهدین خلق و با اندیشه آنها که برگرفته از اسلام واقعی و مستند به قرآن کریم و برگرفته از سخنرانی‌های رهبر مقاومت ایران، برادر مسعود رجوی است آشنا شدم». قاضی‌القضات پیشین فلسطین سخنان مسعود رجوی را روشن‌ساز «تضاد بین اسلام واقعی و اسلام تحریف شده» توسط آخوندا دانست که «افراط‌گرایی و تروریسم را ترویج می‌کند».
    نذیر حکیم از رهبران ائتلاف ملی سوریه به‌برنامهٔ ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی اشاره کرد که «در آن ایران برای همهٔ ایرانیان است و صلح را در همه جا به ارمغان می‌آورد». نذیر حکیم گفت: «اگر از محتوای ۱۰ ماده مطلع شده باشید به همهٔ جهانیان و همه نظام‌ها و خلق‌ها صلح را ارائه می‌دهد و این همان چیزی است که ما آرزو می‌کنیم».
    جرج صبرا، از دیگر رهبران ائتلاف ملی سوریه نیز به جنایات دیکتاتوری آخوندی در منطقه و ایران اشاره کرد و گفت: «رژیم آخوندها پس از آن‌که زندانی کردن و قتل و سرکوب ایرانیان را گسترش داد. این عمل جنایتکارانه را به کشورهای منطقه از جمله کشور ما منتقل کرد». جرج صبرا توضیح داد که نقطهٔ مقابل این وحشی‌گری آخوندها «صدا و فعالیت‌های شورای ملی مقاومت ایران» است که اکنون آخوندها برای جلوگیری از رسیدن بیشتر این صدا، در «تلاش برای ایجاد آلترناتیوهای ساختگی» هستند «اما موفق نشدند».
    انور مالک، رئیس دیدبان حقوق‌بشر الجزایر و گزارشگر پیشین اتحادیهٔ عرب در مورد سوریه گفت راه‌حل بنیادگرایی اسلامی «جز این نیست که همهٔ ما پیرامون این مقاومت به‌رهبری خانم مریم رجوی متحد شویم».
    شیخ مسکین، رئیس شورای امامان فرانسه هم «برنامهٔ ۱۰ماده‌ای خانم رجوی را» تضمین‌کنندهٔ «احترام به‌انسان، عدالت، آزادی و دموکراسی» دانست و گفت: «وقتی این برنامه را می‌بینم، به‌عنوان مسلمان خودمان را در آن باز می‌یابم».
    هایل داوود وزیر پیشین اوقاف اردن گفت: «به سازمان مجاهدین خلق به‌خاطر تلاش برای دستیابی به آزادی و دموکراسی در ایران و ارائه تصویری واقعی و درخشان از ایران و اسلام درود می‌فرستم».
    شاید بتوان چرایی این حمایتها توسط شخصیت‌های عربی اسلامی را که به‌گفتهٔ خودشان در کنار مردم ایران، از قربانیان اصلی جنایت رژیم تحت نام اسلام هستند، در این عبارت از سخنان خانم مریم رجوی در همین جلسه دید که می‌گوید: «اسلام دین آزادی است. برای ما آزادی انتخاب یک موضوع آرمانی و سیاسی است».
    بله، مجاهدین با آرمان اسلام رهایی‌بخش موفق شدند با روشنگریهای خود پس از سرقت انقلاب ضدسلطنتی، خمینی را از ماه دجالگری به چاه ننگ و رسوایی به‌عنوان منفورترین حکمران عالم بکشانند و پس از سرفصل ۳۰خرداد۶۰ چهار دهه در برابر دیکتاتوری ولایت فقیه و رژیم قتل‌عام سرفرازانه پایداری کنند.
    6 min
  • «زوایای پنهان» نوسانات شدید قیمت ارز
    در نخستین هفتهٔ سال۱۴۰۲ ارزش ریال باز هم سقوط کرد و هر دلار بار دیگر کانال ۵۲هزار تومان را تجربه کرد. نوسانات شدید قیمت ارز، از ۳۰هزار به‌۶۰هزار تومان تنها طی ۳ماه منتهی به‌پایان سال۱۴۰۱ و بار دیگر کاهش ارز تا ۴۵هزار تومان و اکنون حرکت دوباره در کانال ۵۳هزار تومانی، به‌گفتهٴ کارشناسان رژیم عجیب است و می‌گویند توجیه اقتصادی ندارد.
    رئیسی روز ۸اسفند با ژستی که گویا از پشت‌پرده‌ها خبر ندارد، پرسید: چطور «روز مبعث ساعت به‌ساعت در حالی که همه تعطیل بودند و هیچ معامله‌یی در بازار انجام نمی‌شد، نرخ ارز بالا می‌رفت؟». خود رئیسی هم اذعان کرد که این وضعیت نمی‌تواند تنها علتی اقتصادی داشته باشد و در همان روز ۸اسفند گفت: «معلوم است (نوسان) نرخ ارز مربوط به‌بازار و تجارت نیست».
    البته به‌علت حاد بودن بحران، رسانه‌ها و کارشناسان رژیم مجبور شدند گوشه‌یی از پشت‌پرده‌ها را نشان بدهند و نسبت به‌پیامدهای اجتماعی این وضعیت، هشدار دهند:
    تسنیم، خبرگزاری نیروی تروریستی قدس در مورد «زوایای پنهان» در «تعیین نرخ ارز در اقتصاد ایران» نوشت که تنها «نگاهی جامع به تمام ابعاد آن می‌تواند علت رشد اخیر قیمت دلار را توضیح دهد» که البته به‌خاطر «شفاف‌سازی پیچیده و مبهم» در مورد «اقتصاد ایران»، از توضیح روشن برای آن خبری نیست (۱۰ اسفند).
    محمود جامساز، اقتصاددان حکومتی برخلاف آن دسته در رژیم که می‌خواهند کاسه و کوزهٔ افسار پاره کردن قیمت دلار را بر سر بانک مرکزی و سیستم‌های اجرایی آن بشکنند، این فرضیه را رد می‌کند و از «ساختار معیوب اقتصاد سیاسی رانتی» در دولت رئیسی می‌گوید که «بانک مرکزی نیز (تنها) بخشی» از این چرخهٔ فاسد است (۵فروردین).
    سایت حکومتی آسیانیوز هم یک گام به‌حل معما نزدیک‌تر شد و نوشت «کسری بودجهٔ سال آینده» دولت رئیسی از «فاکتورهای اصلی و تاثیرگذار بر قیمت ارز در کشور است و هم‌چنان به قوت خود پابرجاست» (۱۸ اسفند).
    سایت حکومتی رویداد۲۴ از «افزایش ناگهانی قیمت دلار با تصمیم خود دولت» نوشت و تأکید کرد این «گزاره» اکنون «در کف بازار وجود دارد که دستکاری قیمت دلار توسط دولت» رئیسی انجام می‌شود؛ حتی فراتر از کف بازار، اکنون «افکار عمومی باور دارند که دولت به‌عنوان دارندهٔ بیشترین منابع ارزی، هر زمان با کسری بودجه مواجه می‌شود، دست به‌افزایش قیمت ارز می‌زند و از این طریق هم نقدیندگی بازار را جمع می‌کند، هم کسری بودجه خود را مرتفع می‌سازند» (۷فروردین۱۴۰۲).
    بنابراین روشن می‌شود افزایش لجام‌گسیختهٔ قیمت ارز که گرانی‌های سرسام‌آور، تورم ۷۰درصدی مواد غذایی، قیمت بی‌سابقه و نجومی مسکن، لاکچری شدن ابتدایی‌ترین داروها و فرو رفتن هر چه بیشتر عمدهٔ مردم زیر خط فقر را در پی دارد، «دستکاری عمدی قیمت ارز» توسط دولت رئیسی برای جبران کسری بودجه و تأمین هزینه‌های سرسام‌آور ترویسم و سرکوب، از جیب تهی‌شدهٔ مردم ایران است.
    سیاستی که البته برای رئیسی و خامنه‌ای تیغ دو لبه است. چرا که به اذعان کارشناسان حکومتی، «شکست زود هنگام مدیریت دولت یکدست سیزدهم نشان داد که نظام به منتهی‌الیه دوره سقوط کارآمدی خویش رسیده» و با توجه به‌وضعیت انفجاری جامعه، «این‌که سقوط نهایی ساختار کی رخ خواهد داد، بستگی به حوادثی دارد که فراوانند»، اما می‌دانیم که «تیغه قیچی از درون و بیرون بر روی حکومت در حال بسته شدن است، و یک حادثه کافی است تا دو تیغه این قیچی را به هم برساند» (نامهٔ سرگشادهٔ رنانی، اقتصاددان حکومتی به‌خامنه‌ای-۲۷بهمن ۱۴۰۱).
    5 min
  • شکست پروژهٔ رئیسی؛ زمزمه‌ها فریاد شده‌اند!
    سایت حکومتی اعتماد آنلاین (۷فروردین) طی مطلبی با عنوان «شورش اصول‌گرایان علیه رئیسی» به‌نقل از منتجب‌نیا از اعضای سابق مجلس ارتجاع می‌نویسد: «در حال حاضر همه گروه‌های حاضر در جناح اصول‌گرا که رئیسی نمایندگی آنها را در دولت برعهده دارد، پشت دولت نیستند. رئیسی نتوانست از جناح اصول‌گرا وحدت و اجماعی درست کند». منتجب‌نیا به‌عنوان نمونه می‌افزاید: «فردی مانند احمد توکلی... نامه بسیار تند و مستدل و مستندی نوشت و به‌شدت به‌دولت حمله و اعتراض کرد. در بسیاری از موارد باهنر، ناطق نوری و بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌های معروف و غیرمعروف اصول‌گرا مخالف دولت شده‌اند به‌دلیل این‌که به‌عیان مشاهده می‌کنند بسیاری از تصمیماتی که گرفته می‌شود و سیاست‌گذاریهایی که انجام می‌شود غلط است». علت اعتراض این جماعت، ظاهراً سیاست اقتصادی رئیسی جلاد و از جمله فروش اموال دولتی تحت عنوان «مولدسازی» است، اما دایرهٔ دلایل، وسیعتر است و شامل همهٔ سیاست‌ها و خطوط دولت رئیسی و هم‌چنین ترکیب دولت می‌شود. یکی از اقتصاددانان حکومتی با اشاره به‌تیم اقتصادی ضعیف و ناکارآمد رئیسی می‌گوید: «با وجود گذشت ۱۸ماه از عمر دولت کنونی راهبرد اقتصادی آنها مشخص نیست... با وجود این‌که رئیسی در شعار‌های تبلیغاتی خود مدام به‌داشتن ۷هزار صفحه برنامه اشاره می‌کردند، اما تاکنون حتی ۷صفحه از آن را هم منتشر نکرده‌اند» (سایت اقتصاد۲۴ ـ ۷فروردین). روشن است که این اعتراضها که ظاهراً بیشتر در زمینهٔ اقتصادی است، فراتر از رئیسی، متوجه شخص خامنه‌ای است، زیرا بر کسی پوشیده نیست که جلاد۶۷، گماشته و مطیع محض ولی‌فقیه است؛ کما‌ این‌که سیاست مولدسازی و فروش شرکتها و اموال دولتی، خط خود خامنه‌ای است و خود او در سخنرانی سال نو مهمترین مشکل اقتصاد را «دولتی بودن» دانست و راه‌ حلی هم که ارائه کرد این بود که تتمهٔ «شرکت‌های مهم» و «تولیدهای ثروت‌ساز» دولتی، «در اختیار فعالان اقتصادی» یعنی سرکردگان سپاه و باندهای مافیایی درون حکومت قرار گیرد. بنابراین حمله و اعتراض مهره‌های اصول‌گرا به‌رئیسی معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند؛ آنچه که آنها را برانگیخته که این‌چنین در برابر سیاست‌های خلیفهٔ ارتجاع قرار بگیرند، شرایط انفجاری جامعه و این حقیقت است که می‌بینند نقشه مسیری که خامنه‌ای با تکیهٔ یک‌سویه بر سرکوب و غارت حداکثری پیش می‌برد، موجب بروز چه زلزلهٔ هولناک اجتماعی خواهد شد. یکی از مهره‌های اصول‌گرا به‌نام محمد مهاجری با تشبیه «ناآرامی‌های اجتماعی» (قیام) به‌زلزله، وحشت‌زده هشدار می‌دهد: «جامعه ما روی گسل است... این‌که یک ماه دیگر، دو ماه دیگر یا ۶ماه دیگر با چه وسعتی زلزله بیاید معلوم نیست... سرکوب که نمی‌تواند همیشگی باشد» (سایت اقتصاد نیوز ـ ۶فروردین). در نتیجه آنچه تا دیروز زمزمه‌وار یا توسط باند مغلوب ابراز می‌شد، امروز به‌صورت فریاد در‌آمده و آن را از بالاترین سطوح باند خامنه‌ای می‌توان به‌وضوح شنید. دیروز روزنامهٔ حکومتی مردم‌سالاری (۲ اسفند) نوشت: «اگر قرار است ابراهیم رئیسی گرهی باز نکند و هر روز مشکل بیشتری بیافریند و در نهایت مصائب مردم فزونی یابد باقی ماندن وی در پاستور چه دلیلی دارد؟!».
    و امروز این رئیسی است که فریاد مستأصلانه‌اش بلند است که: «وقتی دولتی سر کار می‌آید دیگران تلاش می‌کنند که او موفق شود، نه این‌که با قلم زدنهای بی‌جا با حرف زدنهای نادرست مردم را ناامید کنند، توی دل مردم را خالی کنند، ایجاد یأس کنند» (سخنرانی رئیسی در همایش مدیران ـ ۷فروردین). روشن است که این «دیگران» که رئیسی می‌گوید، هم‌باندی‌هایش هستند و نه باند مغلوب که عملاً محلی از اعراب ندارند. اما چه چیزی موجب آن اعتراضها و حمله‌ها و این ناله‌های مستأصلانه شده است؟ قیام! و ضرباتی که طوفان مستمر «مرگ بر خامنه‌ای» طی چند ماه گذشته مستمراً بر پیکر رژیم و در کانون آن بر شخص ولی‌فقیه ارتجاع و هیمنهٔ او وارد آورده است. هدف خامنه‌ای از آوردن رئیسی، در وهلهٔ اول یکدست کردن رژیمش بود تا در وهلهٔ بعد بتواند با آن در برابر قیام سد ببندد؛ این رؤیا در عمل با قیام سراسری به‌کابوس تبدیل شد و رؤیای دولت یکدست نیز به تفرقه و تشتت تعبیر گردید.
    5 min