مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • بیانیهٔ اکثریت سنای ایتالیا در حمایت از مبارزه مردم ایران
    بیانیهٔ اکثریت سنای ایتالیا، برای حمایت از مردم ایران در مبارزه برای یک جمهوری دموکراتیک با جدایی دین از دولت، با امضای ۱۰۴تن از سناتورها انتشار یافت. این بیانیه روز چهارشنبه ۲۳فروردین در کنفرانسی با عنوان «نقشه‌مسیر به‌سوی جمهوری دموکراتیک در ایران» که در سالن لااستامپای پارلمان ایتالیا برگزار شد، ارائه شد. در این کنفرانس خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به‌مردم ایران و شماری از اعضای سنا و پارلمان ایتالیا سخنرانی کردند. یک وزیر، ۳ نایب‌رئیس سنا، ۳دبیر سنا، رؤسای ۵کمیسیون، رؤسای ۴گروه سیاسی و نایب‌رئیسان ۱۲کمیسیون از امضا کنندگان بیانیه اکثریت سنای ایتالیا هستند. هم‌چنین امضای یک نخست‌وزیر پیشین، ۳معاون نخست‌وزیر و ۲وزیر سابق پای این بیانیه دیده می‌شود. در بیانیهٔ اکثریت سنای ایتالیا از جمله آمده است: «از ۶ماه پیش، ایران شاهد یک خیزش مردمی گسترده می‌باشد که خواستار آزادی و دموکراسی است. بیش از ۷۵۰معترض کشته و ۳۰هزار نفر دستگیر شده‌اند. در حالی که هر تغییری باید از جانب مردم ایران و مقاومت آنها باشد، جامعه بین‌المللی مسئولیت خاص خود را دارد». بیانیه تصریح می‌کند: «ما در همبستگی با مردم ایران در کنار خواست آنها برای جمهوری دموکراتیک، با جدایی دین از دولت می‌ایستیم که در آن هیچ فردی، به‌خاطر دین یا نسبت موروثی و خانوادگی، هیچ امتیازی بر دیگران نداشته باشد. مردم ایران حول این ارزشهای دموکراتیک متحد هستند. آنها با شعارهای خود روشن کرده‌اند که همه اشکال دیکتاتوری اعم از شاه مخلوع یا رژیم دینی فعلی و هر گونه ارتباط با هر یک از این دو دیکتاتوری را رد می‌کنند». بیانیهٔ اکثریت سنای ایتالیا، در اعلام حمایت خود از مبارزه مردم ایران تأکید می‌کند: «برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی پرزیدنت شورا، برنامه‌یی که از دو دهه پیش اعلام شده و شامل انتخابات آزاد، آزادی بیان و اجتماعات، لغو مجازات اعدام، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیتهای ایران و ایران غیرهسته‌یی می‌باشد، همان ارزشهایی است که ما در کشورهای دموکراتیک از آن دفاع می‌کنیم». در کنفرانس «نقشه‌مسیر به‌سوی جمهوری دموکراتیک در ایران» سناتور ترتزی وزیر خارجهٔ پیشین ایتالیا در سخنان خود، خطاب به‌خانم مریم رجوی گفت: «شهدای شما برای عدالت و صلح و امنیت جان فدا کردند که برای همه ما الهام‌بخش بوده است. شما شهامت پرداخت این بها را داشته‌اید و ما پارلمانترها مدیون شما هستیم. مقاومت شما دهها سال است علیه دیکتاتوری مذهبی و فاشیستی ادامه داشته. همه این مقاومت و اراده این مقاومت را می‌شود در اشرف دید. ما با شما در سرنوشت مشترکی به‌سر می‌بریم». نماینده پتسولا گفت: «سفارت رژیم ایران در نامه‌یی سفر ما به‌اشرف را محکوم کرد. این برای ما مدال افتخار است. ایتالیا باید با مردم ایران همبسته باشد و در مقابل سیاست باجگیری رژیم ملاها بایستد... رژیم خروار خروار دروغ تحویل سفارتهای خارجی می‌دهد. ما باید جلو این کار بایستیم. سیاست ما باید بر اساس واقعیات باشد و نه مزخرفات رژیم ایران». سناتور اسکوریا در سخنرانی خود گفت: «ما باید یک تحرک قوی داشته باشیم که از شورای ملی مقاومت حمایت کنیم. من فکر می‌کنم این قیام که باید به‌آن انقلاب گفت، رژیم ایران را رها نخواهد کرد. تاریخ تکرار نمی‌شود. دیکتاتورها نمی‌توانند سرنوشت یک ملت را به‌دست بگیرند. مردم ایران نمی‌خواهند به‌دیکتاتوری گذشته بازگردند». در کنفرانس «نقشه‌مسیر به‌سوی جمهوری دموکراتیک در ایران»، خانم مریم رجوی نیز به‌طور آنلاین سخنرانی کرد و با اشاره به‌تداوم مبارزه و مقاومت مردم ایران در قبال فاشیسم مذهبی حاکم گفت: سلسله قیامهای سال‌های اخیر در شهریور۱۴۰۱ به‌قیام گسترده و پرتوانی ارتقا یافت که نقطه عطفی در سرنوشت حکومت ولایت فقیه است و تزلزل و شکنندگی این رژیم را که ما از سال‌ها پیش بر آن تأکید می‌کردیم در مقابل چشم جهانیان قرار دادخانم رجوی تأکید کرد: زمان آن است که دولتهای غرب با بازنگری بنیادی سیاست خود در قبال ایران، در کنار مردم ایران قرار گیرند... زمان آن است که ایتالیا حقانیت و ضرورت مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم را تأیید کند و مشروعیت نبرد جوانان شورشگر با سپاه پاسداران را به‌رسمیت بشناسد.
    6 min
  • رئیسی: «بن‌بست نداریم!»
    رئیسی جلاد، سه‌شنبه شب گذشته سر قبر خمینی منبر رفت و ضمن روضه‌خوانی و دین‌فروشی دجالگرانهٔ کشاف، حرفهایی زد که از بابت تصویری که از فضای درون رژیم ارائه می‌کند، جای اندکی درنگ دارد. آخوند رئیسی از جمله از کسانی که «می‌خواهند توی دل مردم را خالی کنند، مردم را ناامید کنند، می‌خواهند ناامیدی ایجاد کنند» شکوه و گلایه کرد. وی افزود: «هرکس با هر شکلی بخواهد مردم را ناامید کند ایجاد یأس بکند، چه بخواهد چه نخواهد چه بداند چه نداند در جهت راهبرد دشمن حرکت کرده». نکتهٔ مهم در حرفهای رئیسی آنجا بود که گفت: «هیچ‌کس حق ندارد، ناامید بشود، هیچ‌کس حق ندارد بگوید من به‌بن‌بست رسیدم، ما بن‌بست نداریم... همه‌اش امید است، آن‌که (می‌گوید) به‌آخر خط رسیده‌ایم، مگر می‌شود؟ مگر ممکن است؟... القای یأس می‌کند، شیطان است». این اولین بار نیست که رئیسی این‌چنین از دست کسانی که به‌قول خودش، منفی‌بافی و سنگ‌اندازی می‌کنند و مردم را ناامید می‌کنند، آه و ناله سر می‌دهد، او طی هفته‌های اخیر تقریباً هر بار که صحبت کرده، در این باب حرف زده است. روشن است که منظور و مورد خطاب وی جریانها و عناصر داخل رژیم و حتی جریانها و عناصر درون باند غالب است. سایت حکومتی اعتماد آنلاین (۷فروردین) طی مطلبی با عنوان «شورش اصول‌گرایان علیه رئیسی» به‌نقل از منتجب‌نیا از اعضای سابق مجلس ارتجاع می‌نویسد: «در حال حاضر همه گروه‌های حاضر در جناح اصول‌گرا که رئیسی نمایندگی آنها را در دولت برعهده دارد، پشت دولت نیستند. رئیسی نتوانست از جناح اصول‌گرا وحدت و اجماعی درست کند». شنیدن این حرف که ما «بن‌بست نداریم» و «هیچ‌کس حق ندارد بگوید به‌بن‌بست رسیده‌ام» از زبان کسی که محصول بن‌بست و شاخص و تجسم بن‌بست استراتژیک نظام به‌آخر خط رسیدهٔ ولایت فقیه است، شوخی و طنز روزگار ماست. خامنه‌ای به‌این دلیل این جلاد پیشانی سیاه را روی کار آورد که همهٔ راهها و راه‌حلها برای خروج از بحران سرنگونی را رفته و در همهٔ آنها به‌بن‌بست خورده بود وگرنه عقلش کم نبود یک جلاد منفور و عامل قتل‌عام۶۷ را که «جز زندان و اعدام بلد نیست» را روی کار بیاورد و زیر پایش بخش بزرگی از رژیم و مهره‌هایی از قبیل علی لاریجانی را قربانی کند. خلیفهٔ ارتجاع به‌خیال خودش می‌خواست در وهلهٔ اول شکافهای رژیمش را ببندد و یک دولت یکدست بسازد که با دو قوه دیگر هم‌سو و تماماً در مشت خودش باشد، تا در وهلهٔ بعد بتواند با آن در برابر قیام سد ببندد؛ این مهندسی، در هر دو هدف شکست خورد، سد بستن، با قیام سراسری در هم شکست و رؤیای دولت یکدست نیز به‌تفرقه و تشتت تعبیر گردید؛ در نتیجه حالا جنازهٔ متعفن دولت رئیسی روی دست خلیفهٔ ارتجاع مانده است. او که شب پیش از آغاز سال۱۴۰۱ «انتخابات مهم و بزرگ ریاست جمهوری» و انتصاب رئیسی جلاد را «از مهمترین فرازها و شیرینی‌های سال» ۱۴۰۰ توصیف می‌کرد، یک سال بعد در پیام نوروزی۱۴۰۲، از چشم‌انداز سال پیش رو ابراز نگرانی کرد و گفت: «به نظر من در سال۱۴۰۲... ما مشکل کم نداریم، مشکلات گوناگونی داریم، در زمینهٔ فرهنگی، در زمینهٔ سیاسی، لکن مسألهٔ اصلی و محوری در این سال هم مسألهٔ اقتصاد است». اگر چه کارنامهٔ نهایی همهٔ رؤسای جمهور رژیم به‌عنوان بخشی از رژیم، سراسر شکست و تباهی بوده، اما شکست پروژهٔ رئیسی در همهٔ جهات، مضاعف و به‌ویژه استراتژیک است. به‌این معنی که چه در بن‌بست رئیسی سر به‌دیوار بکوبد و چه، به‌فرض نامحتمل، پای انتخاب دیگری بیاید، در هر حال از قیام و سرنگونی گریزی ندارد.
    5 min
  • قمارخامنه‌ای در دور جدید سرکوب
    با آغاز سال جدید، خامنه‌ای دو اقدام موازی را در دستور کار نیروهای سرکوبگرش قرار داد:
    ۱- دور جدید سرکوب برای تحمیل حجاب اجباری
    ۲- دور جدید حملات شیمیایی به‌مدارس دخترانه
    اقدامات عملی گسترده سران قوای سه‌گانه با بیش از بیست دستگاه سرکوبگر رسمی برای تحمیل حجاب اجباری و تاخت و تاز بی‌دنده و ترمز وحوش آتش به‌اختیار در هر دو زمینه آن‌چنان بود که زنگ‌های خطر نسبت به‌پیامدهای خطرناک اجتماعی را در درون رژیم هم به‌صدا درآورد. یک کارشناس با یادآوری اعلام خطر و هشدارش قبل از خیزشهای نیمه دوم سال۱۴۰۱ به‌سرکردگان ولایت ارتجاع، خطر کنونی را خاطرنشان کرده و می‌نویسد: «سال گذشته گفتم که باید منتظر یک اعتراض اجتماعی در شکل یک شورش همگانی باشیم، دیدید که در شهریور همان سال این اتفاق افتاد» و «الان هم» «بار دیگر بسترسازی برای شورش همگانی بعدی در حال تشدید است» (خبرآنلاین-۲۱فروردین).
    در مورد حملات شیمیایی هم در سقز و شاهین‌شهر و... شعارهای مرگ بر خامنه‌ای مردم در برابر مدارس و شعارهای شبانهٔ «مرگ بر حکومت دختر کش» آژیرهای خطر را به‌صدا در آورد.
    با این حال، خامنه‌ای کماکان این دو اقدام موازی را ادامه می‌دهد. چرا؟
    شکی نیست که ولی‌فقیه ارتجاع از این هشدارها و اعلام خطرها با خبر است اما ریسکها را با محاسبه‌های سرکوبگرانه در شرایط معین کنونی پذیرفته و در تشدید فشارهای سرکوبگرانه برای تحمیل حجاب اجباری یا ازسرگیری حملات شیمیایی در مدارس دخترانه، مقاصد معینی را دنبال می‌کند.
    او با گماشتن دژخیمان هاری مانند رادان و با تشدید تدابیر سرکوبگرانه حتی دستگیریهای مجدد و پرونده‌سازی برای بازداشت شدگان آزاد شده در نمایش عفو، فضا را بسته است، با حملات شیمیایی در مدارس دخترانه، از یک‌سو جامعه را درگیر نگرانی‌های آن می‌کند و از سوی دیگر می‌خواهد به‌نیروهای خلص سرکوبگر و دلواپسان حافظ نظام -که از قیامهای شش ماهه و پیامدهای بحران‌زای آن از جمله مانور عفو بازداشت شدگان نگرانند - روحیه و اطمینان خاطر بدهد که به‌رغم حرفهای دجالگرانه خامنه‌ای برای متوقف کردن حملات شیمیایی، دست آنها برای چنین جنایاتی بسته نیست و توانایی‌های جنایتکارانه و ضدانسانی حاکمیت برای شرایط اضطراری سرجای خودش هست.
    خلیفه ارتجاع هم‌چنین تلاش می‌کند که به موازات تشدید اقدامات سرکوبگرانه عمومی، با توسل به شیوه‌های مختلف برای تحمیل حجاب اجباری، اعتراضات در حال غلیان در زیر پوست جامعه بر سر گرانی و فقر و بیکاری را با عمده کردن موضوع حجاب به پشت صحنه یا به حاشیه براند.
    اما این محاسبه‌های خامنه‌ای، در شرایطی که دفتر حساب و کتابهای استراتژیکی او برای مهار شرایط عینی و جامعه انفجاری با انقباض و جراحی درونی و گماشتن رئیسی جلاد، برهم خورده و اکنون شکست پروژه رئیسی روی سر نظام سنگینی می‌کند؛ حاوی یک قمار خطرناک است. به‌خصوص که خون صدها شهید قیام شش ماه گذشته در جوشش است و مقاومت و سازمان پیشتازی هست که ۴دهه بر استراتژی قهر انقلابی برای تحقق سرنگونی پافشاری کرده، با فدای بیکران آن را به‌پیش برده، از میان انبوه توطئه‌های ارتجاعی-استعماری پیروز و سرفراز گذر کرده و آبدیده و با تجربه، ترفندها و توطئه‌ها را با شکست روبه‌رو می‌کند.
    روز سه‌شنبه ۲۲فروردین، همزمان با تشدید حملات شیمیایی- که فقط در شاهین شهر اصفهان دست کم ۸مدرسه را فراگرفت- خانم مریم رجوی گفت خامنه‌ای ضحاک، در ماه رمضان و ایام شهادت امام علی با گسترش این جنایت به شهرهای مختلف، صفحه جدیدی از رذالت و سبعیت باز کرده تا از قیام خلق جلوگیری کند. چه تلاش بیهوده‌یی، زیرا زنان و دختران و جوانان شورشگر عهد بسته‌اند که این رژیم ضدبشری را سرنگون کنند و چنین خواهد شد.
    6 min
  • چگونه «حرکت پرمعنای» خامنه‌ای درهم شکست؟
    خامنه‌ای هنگام تنفیذ رئیسی جلاد، سرمست از یکدست کردن حاکمیت برای مقابله با خطر قیام گفت: «این سرآغاز برای نظام مبارک» است که از دل «حرکت کاملاً پرمعنای انتخابات»، یعنی همان جراحی بزرگ درونی نظام و حذف گستردهٔ باند رقیب درآمده است. بعد هم رو به‌رئیسی جلاد و دولتش «طلب توفیق و کمک و عنایت ویژه» از سوی همگان کرد! (۱۲مرداد۱۴۰۰).
    اکنون ۲۰ماه بعد، از در و دیوار ترک خوردهٔ نظام ولایت اذعان و هشدار نسبت به‌شکست پروژهٔ رئیسی به‌گوش می‌رسد.
    یکی با اشاره به‌فروپاشی اقتصادی و تو خالی بودن وعده‌های مهار سقوط ارزش ریال توسط رئیسی در همان سیرک تنفیذ می‌گوید «میزان کاهش ارزش پول ملی از دوره قاجار تا ابتدای دولت سیزدهم، کمتر از میزان کاهش آن در این دو سال است» و «دولت رئیسی دلار ۲۳هزار تومان را تحویل گرفت و هنوز به‌سال دوم نرسیده، دلار ۵۰هزار تومانی» تحویل می‌دهد! (محسن هاشمی- پسر رفسنجانی و رئیس پیشین شورای حکومتی شهر تهران-۲۱فروردین۱۴۰۲). دیگری هم که روزگاری گردانندهٔ کیهان خامنه‌ای بوده، می‌گوید اکنون که آخرین برگ ولی‌فقیه، یعنی یکدست کردن حاکمیت شکست‌خورده، هیچ راهی در برابر نظام جز زهرخوری باقی نمانده و می‌گوید امیدوار است «مسئولان جام‌زهر برجام را هر چه سریع‌تر بنوشند» و اگر هم‌چنین تصمیمی نداشته باشند در بن‌بستی که اکنون در آن گرفتار هستند «مجبور می‌شوند که بنوشند!» (مهدی نصیری-۲۱فروردین۱۴۰۲). آن یکی با لگدی به‌حرفهای قبلی خامنه‌ای که سران عربستان سعودی را «احمق» و «افراد نالایق» و «گاو شیرده» نامیده بود (خرداد۹۶) و اکنون برای گدایی عادی‌سازی روابط نام شیخ نمر را هم از خیابان کنسولگری عربستان در مشهد پایین می‌کشد، می‌گوید: «تغییر نام شیخ نمر تازه اول کار است. نام خالد اسلامبولی هم قاعدتاً در صف انتظار برای تغییر قرار دارد و چه بسا حتی اشاره به‌نام شیخ قاسم در رسانه‌ها هم ممنوع اعلام شود!»؛ آنگاه با طعنه به‌نزدیک‌ترین حلقات خامنه‌ای با اشاره به‌زهرهای پیش روی نظام می‌گوید «سوپر انقلابیها روزهای تلخ و دردناکی در پیش دارند!» (زیدآبادی، مهرهٔ باند مغلوب نظام-۲۱فروردین۱۴۰۲).
    حتی کار از بحرانهای اقتصادی و دعوت پیاپی خامنه‌ای به‌زهرخوری گذشته و شکست خفت‌بار خامنه‌ای در پروژهٔ آوردن رئیسی را توی سرش می‌زنند و با اشاره به‌سرنوشت دردناک نظام می‌گویند: «برای مردم خط و نشان نکشید، همین مردمی که مسئولان را به عرش می‌برند، می‌توانند مسئولان را از عرش به فرش بکشانند» یعنی که سرنگون کنند! (عارف، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام-۲۱فروردین۱۴۰۲).
    اما چرا آن رؤیاهای خامنه‌ای برای یکدست کردن نظام و آوردن جلاد۶۷ در کمتر از دو سال، به‌چنین سرنوشت فلاکت باری رسید؟
    علت پیش از آن که شکست اقتصادی، بین‌المللی یا مسائل دیگر باشد، شکست در هدف اول و عاجل خامنه‌ای از این یکدست‌سازی حاکمیت بود. آن هدف عاجل هم مهار جامعهٔ انفجاری و جلوگیری از حرکت گسل‌هایی بود که می‌توانند به‌زلزله تبدیل شوند و در خرداد۹۵ خودش نسبت به‌آن هشدار داده بود. اما به‌رغم یکدست‌سازی قیام در ابعاد بی‌سابقه از شهریور۱۴۰۱ آغاز شد.
    البته محاسبات خامنه‌ای برای جلوگیری از قیام به‌وسیلهٔ آوردن رئیسی و بستن شکافهای حاکمیت پر بیراهه نبود؛ اما آنچه صفحه را چرخاند و تعادل را برهم زد، شرایط عینی با حضور نیروی پیشتاز انقلابی و کانون‌های شورشی بود که در قیامهای گرانی و متروپل آبادان شعله کشید و وقتی جرقه شهادت مهسا زده شد در سطح سراسری مثل بشکهٔ باروت منفجر شد و شورشگران با خروش مرگ بر خامنه‌ای و استمرار قیامها چنان حریقی برافروختند که «سرآغاز مبارک» خامنه‌ای را بر سرش خراب کرد.
    6 min
  • از سرگیری مسموم‌سازی دختران دانش‌آموز
    بلافاصله پس از تعطیلات نوروزی، جریان مسموم کردن دختران دانش‌آموز که از حدود یک ماه قبل فتیلهٔ آن پایین کشیده شده بود، دوباره بالا گرفته و سیرصعودی طی می‌کند. دور جدید مسموم‌سازی از روز ۱۴فروردین، از نقده و تبریز شروع شد و طی روزهای بعد به‌مدارس اصفهان، قم، کوهنجان سروستان، پیرانشهر، سنندج، دیواندره، سقز، قزوین، اردبیل، هفتگل، اهواز، ارومیه و پردیس تهران گسترش پیدا کرد. این جنایت ضدبشری که در دور جدید نیز صدها تن از دانش‌آموزان معصوم را مسموم و روانهٔ بیمارستان کرده، بنا به برخی گزارشها، یک قربانی نیز داشته؛ یک کودک دانش‌آموز پسر اهل کامیاران که روز ۱۸فروردین در بیمارستانی در تهران جان‌باخته است. مشابه دور قبلی، در این دور نیز سردمداران و مقام‌های رژیم از درِ تکذیب و انکار قضیه وارد شده‌اند؛ پاسدار وحیدی وزیر کشور رئیسی وقیحانه می‌گوید: «این خبر تأیید نمی‌شود و باید بررسی دقیق‌تر و بیشتری صورت بگیرد» (خبرگزاری سپاه پاسداران ـ ۱۶فروردین). معاون درمان وزارت بهداشت نیز همدستی این وزارتخانه در جنایت را به‌نمایش گذاشته و می‌گوید: «در کمتر از ۱۰درصد از دانش‌آموزان عوامل محرک تنفسی وجود داشته است... بخشی از این عوامل ناشی از هیجان بوده... بخشی دیگر هم به‌دلیل فضاسازی رسانه‌یی بوده» (سایت حکومتی اعتماد آنلاین ـ ۲۰فروردین). این تکذیبهای رسوا پس از آن است که خلیفهٔ ارتجاع روز ۱۵اسفند گذشته، پس از ۳ماه که از شروع جنایت زنجیره‌یی مسموم‌سازی دانش‌آموزان در بیش از دهها شهر و صدها مدرسه در سراسر کشور می‌گذشت، در حاشیهٔ درختکاری به‌صحنه آمد و مسموم‌سازی دانش‌آموزان را «جنایت بزرگ و غیرقابل اغماض» خواند و افزود: «اگر واقعاً دستهایی در کار باشد و افرادی، گروه‌هایی در این زمینه دخالت داشته باشند، بایستی دستگاههای مسئول، سررشتهٔ این جنایت را پیدا کنند». متعاقباً آخوند اژه‌ای سردژخیم قضاییه جلادان هم اعلام کرد: «چنان‌چه عوامل این اقدام، مشخص، شناسایی و دستگیر شوند، بدون تردید مفسد فی‌الارض هستند و دستگاه قضایی به‌پرونده آنها به‌صورت خارج از نوبت و ویژه رسیدگی خواهد کرد» (تلویزیون رژیم ـ۱۵ اسفند ۱۴۰۱). پس از ورود خامنه‌ای، جریان مسموم‌سازی یکباره فروکش کرد و در حالی که از اظهارات خامنه‌ای چنین برمی‌آمد که گویا «عوامل و مسببان»، «دستور دهندگان و دستور گیرندگان» از باندهای خودسر داخلی هستند، اما در یک نمایش مسخرهٔ تلویزیونی یکی دو دختر دانش‌آموز در یکی از شهرها را به‌صحنه آوردند و آنها را واداشتند اعتراف کنند مسموم‌ سازی‌ها کار آنها بوده است. پس از آن، وزارت کشور دولت رئیسی جلاد هم که حالا قضیه را انکار می‌کند، اعلام کرد: «بیش از ۱۰۰نفر از عوامل مؤثر در حوادث اخیر مدارس شناسایی، دستگیر و مورد تحقیق قرار گرفتند» (خبرگزاری سپاه پاسداران ـ۲۰ اسفند). اما تا امروز هیچ خبری از تحقیقات و محاکمهٔ این دستگیر شدگان منتشر نشده و به‌جای آن حمید کاظمی که عنوان رئیس «کارگروه حقیقت‌یاب مسمومیت دانش‌آموزان» را هم یدک می‌کشد، در مجلس ارتجاع گفت: «برخی دانش‌آموزان از روی شیطنت شاید چنین کارهایی می‌کنند... فکر می‌کنم تا دو هفته دیگر بتوانیم گزارشی در این خصوص به‌صحن علنی مجلس ارائه کنیم» (سایت حکومتی اعتماد آنلاین ـ ۱۸فروردین). تناقضات این جریان آن چنان رسوا و دست خامنه‌ای جنایتکار در این ماجرا آن چنان آشکار است که حتی برخی مهره‌ها و رسانه‌های رژیم نیز ناگزیر به‌آن اذعان می‌کنند. روزنامهٔ حکومتی اطلاعات (۲۰فروردین) می‌نویسد: «گویا دستهای قدرتمندی در پس این توطئه و آسیب، فعالیت دارد که نمی‌گذارد گره از رازهای آن گشوده و این بساط زشت برچیده شود» ‏‎. روزنامهٔ حکومتی اعتماد (۲۰فروردین) نیز می‌نویسد: «عده‌یی در این کشور هستند که احساس می‌کنند در برابر هر رفتاری مصونیت دارند و پیگردی علیه آنها انجام نمی‌شود». یکی از اعضای مجلس ارتجاع به‌نام یحیی ابراهیمی نیز در آخرین روزهای سال گذشته به‌لاپوشانی این جنایت بزرگ اعتراف کرده و گفته بود: «درباره مسمومیت دانش‌آموزان... . با مردم صادق نبودیم، قضیه را پنهان کردیم. ۲۶استان و ۲۴۵مدرسه درگیر موضوع شده‌اند... فقط در مدرسه دخترانه این بمبها را می‌اندازند، پس روی طیف خاصی با اهداف خاصی این کار را انجام می‌دهند» (سایت حکومتی رویداد۲۴). آنچه ضحاک خون‌آشام را وامی‌دارد که به‌رغم این همه رسوایی که حتی ایادی خودش هم قادر نیستند نقش مستقیم او را انکار یا کتمان کنند، مجدداً این «جنایت بزرگ و غیرقابل اغماض» را از سر بگیرد، شدت هراس او از شعله کشیدن قیام است. دیکتاتور مفلوک ولایت همواره نشان داده جایی که بقای حکومت ننگینش در میان است، از ارتکاب هیچ جنایت و شقاوتی از اسیدپاشی به‌روی زنان و دختران، تا اشاعهٔ عمدی کرونا با ممنوع کردن واردات واکسن برای سد بستن در برابر قیام و امثالهم... رویگردان نیست. اکنون هم که از قیام هراسان و از نقش پیشتاز دختران و زنان در قیام به‌شدت خشمگین و سرخورده است، از فرط درماندگی به‌مسموم کردن مجدد دانش‌آموزان روی آورده است. اما متوسل‌شدن به‌این شیوهٔ لو رفته، او و رژیمش را بیش‌از‌پیش در معرض طوفان خشم مردم به‌پاخاسته ایران قرار می‌دهد که این روزها فریاد می‌زنند: «حکومت بچه‌کش نمی‌خوایم نمی‌خوایم» و «خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک!».
    6 min
  • رونمایی از «برنامه و نقشهٔ» خامنه‌ای
    خلیفهٔ ارتجاع، روز چهارشنبه گذشته در دیدار با سردمداران و کارگزاران نظام در بارهٔ طرح و برنامه‌اش برای تحمیل حجاب اجباری، گفت: «دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم». روز جمعه (۱۸فروردین) سرکردهٔ نیروی انتظامی استان لرستان، پاسداری به‌نام یحیی الهی، در نمایش جمعهٔ خرم‌آباد، از این «برنامه و نقشه» به‌طور مبسوط و با جزئیات رونمایی کرد. به‌نظر می‌رسد این رونمایی توسط یک عنصر سرکوبگر محلی نیز جزیی از همین طرح و برنامه باشد. پاسدار کذایی نیز در ابتدای اظهارات خود تصریح کرد: «سران سه قوا در مرکز، یک دستورالعمل متحدالشکلی در راستای اجرای وظایف مسئولان و دستگاههای اجرایی تدوین کردند و ابلاغ کرده‌اند جهت اجرایی نمودن در سطح جامعه». نگاهی به‌مفاد این دستور‌العمل، از زبان پاسدار مربوطه، محتوای برنامه و نقشه خامنه‌ای را که تحت عنوان «دستورالعمل ناظرین» در ۴حوزه ابلاغ شده، روشن می‌کند. وی در مورد حوزهٔ یا «ناظر» اول که مربوط به «بحث کشف حجاب در خودرو» است، می‌گوید:
    • بیش از ۳هزار نفر ناظر فعال شده و آموزش دیده‌اند
    • یک نرم‌افزار بر روی گوشی موبایل این ناظرین، نصب می‌شود که آنها از طریق آن یک پیامک را به‌عنوان اولین اخطار ابلاغ می‌کنند که «شما مشاهده شدید در داخل خودرو که کشف حجاب کردید و موازین شرعی را رعایت نکردید».
    • این پیامک وارد سیستم اماکن و امنیت اخلاقی هم می‌شود و برای فرد سابقه می‌شود
    • در مرحله دوم نیروی انتظامی وارد عمل می‌شوند و این خودرو را توقیف خواهند کرد «با قاطعیت و بدون هیچ‌گونه اغماضی».
    سرکردهٔ نیروی انتظامی سپس به‌حوزهٔ دوم اشاره کرده و می‌افزاید:
    • «در ناظر۲، ما هم اماکن خصوصی و هم اماکن عمومی، کافی‌شاپ‌ها، رستورانها، تفرجگاهها که به‌صورت محصور دارند کار می‌کنند همه را توجیه کردیم و اتمام‌حجت کردیم»
    • «در اماکن خصوصی، متولیان امر باید از ورود هر کسی که حجاب را برابر دستورالعمل و موازین شرعی و قانونی رعایت نکند جلوگیری کنند»
    • «ارائه خدمات به‌کسانی که موازین شرعی و قانونی را رعایت نکرده باشند مطلقاً ممنوع است»
    • «در اماکن عمومی بار اول تذکر می‌دهیم، بار دوم نیروی انتظامی با اقتدار حضور پیدا می‌کند و آن اماکن را پلمب خواهد کرد»
    • «در دستگاههای دولتی، چه کارکنان، چه ارباب رجوع نباید اجازهٔ ورود (به افراد بی‌حجاب) بدهند، ما هم نظارت می‌کنیم»
    • «اگر مدیری این موارد را رعایت نکند، ما آن مدیر را به‌هیأت تخلفات در درون آن سازمان معرفی خواهیم کرد»
    • «اگر کسی به‌بیمارستان مراجعه می‌کند که رعایت حجاب را نکرده باشد، حق ندارند به‌او خدمات بدهند، ما هم حمایت خواهیم کرد»
    حوزهٔ سوم یا به‌قول پاسدار کذایی ناظر سوم مربوط به‌معابر عمومی است؛ به‌گفتهٔ وی:
    • «در حوزه معابر و خیابان‌ها و تفرج‌گاههایی که همه می‌روند ما یک سری دوربین‌ها الآن داریم در کف معابر و خیابان‌ها، اینها را زیاد خواهیم کرد»
    • «اگر خدای نخواسته کشف حجاب کنند اینها "چهره زنی" می‌شوند، شناسایی می‌شوند و از طریق ثبت احوال و برخوردهای انتظامی و محرومیت‌های اجتماعی که برای آنها در نظر گرفته شده و شما در سخنان رئیس قوه قضاییه هم شنیدید که رسانه‌یی هم شد گفت منتظر باشند اینها به دادگاه احضار خواهند شد»
    پاسدار الهی سپس به‌حوزهٔ چهارم اشاره می‌کند که مربوط به «کشف حجاب در فضای مجازی» است و در این باره می‌گوید:
    • «هم پلیس فتا هم در سپاه و هم در اداره اطلاعات، ما تیم‌هایی گذاشتیم و دیروز هم شروع کردیم با تعدادی از اینها، هم در اماکن، هم در فضای مجازی؛ الحمدلله به‌خوبی از دیروز برخورد شد».
    این «دستورالعمل متحدالشکل» خلیفهٔ ارتجاع، در واقع یک اعلان جنگ واقعی نه تنها علیه زنان و دختران میهنمان، بلکه یک انتقامجویی ددمنشانه این دشمن اصلی، علیه همهٔ مردم ایران است. وی با تمام قوا و با حداکثر تدارک و تجهیز به‌میدان این جنگ آمده و بنا‌به‌سرشت ضدبشری خود حتی بیماران و مجروحان و مصدومان را نیز مستثنی نکرده است. اظهارات پایانی پاسداری که مأمور ابلاغ این جنگ شده نیز بیانگر آن است که پاسداران سرکوبگر و عوامل اجرایی فاشیسم مذهبی نیز این صحنه را میدان جنگ می‌بینند: «مجموع انتظامی پای کار می‌آیند و از هیچ‌گونه برخوردی... با هنجارشکنان کوتاه نخواهند آمد و جان خودمان را در طبق اخلاص می‌گذاریم و در این راستا ان‌شاءالله فدا خواهیم کرد». جدای از آن‌که سرکوب، آن هم این‌چنین عریان و رسوا، بیانگر ضعف و شکنندگی دیکتاتور است، خامنه‌ای با این الدرم بلدرم‌ها نشان داد تا کجا از قیام و شعله کشیدن آن هراسان است؛ به‌خصوص که مردم ایران پیشاپیش جواب او را داده‌اند: «۱۴۰۲، پس می‌گیریم ایرانو!».
    5 min
  • چه با حجاب چه بی‌حجاب پیش به‌سوی انقلاب!
    پس از اظهارات خامنه‌ای در روز ۱۵فروردین که در دیدار با سردمداران رژیم، حجاب را محدودیت شرعی و قانونی و کشف حجاب را حرام شرعی و حرام سیاسی خواند و بر حجاب اجباری تأکید کرد، آخوندها و سردمداران رژیم یکی پس از دیگری به‌صحنه می‌آیند و قسمتهای مختلف حرفهای ولی‌فقیه ارتجاع را واگویه می‌کنند. از جمله آخوند اژه‌ای سردژخیم قضاییه خامنه‌ای نیز طی اظهاراتی که روز جمعه ۱۸فروردین از تلویزیون حکومتی پخش شد، در این باره اظهارنظر کرد. وی که خطاب به‌مقام‌های این قوه سخن می‌گفت، با استناد به‌سخنان خامنه‌ای مبنی بر این که: «دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم» گفت: «اگر چنان‌چه بخواهیم مسائل فرهنگی را اساساً با مسائل انضباطی و مسائل کیفری و بگیر و ببند حل کنیم، باید بدانیم هزینه بالا می‌رود». او به‌این ترتیب به‌بن‌بستی که رژیم در نتیجهٔ قیام سراسری مردم ایران در رابطه با تحمیل حجاب گرفتار آن شده، اعتراف کرد. سردژخیم قضاییه در عین‌حال به‌نقش غیرقابل اغماض حجاب اجباری در دستگاه سرکوب رژیم اشاره کرد و گفت: «شورای عالی فرهنگی نزدیک ۳۰دستگاه را مسئول مسائل فرهنگی از جمله عفاف و حجاب کرده که یکی از آنها هم قوه قضاییه است اگر در این قضیه جامع‌نگری پیشه نکنیم ممکن است اقدامات، مضر هم باشد». حجاب اجباری به‌بهانهٔ شرع، همواره و از روز اول بهانه و دستاویز فاشیسم دینی برای اعمال سرکوب و اختناق در وهلهٔ اول بر زنان و در وهلهٔ بعد بر سراسر جامعه ایران بوده است. خامنه‌ای در قسمت دیگری از همان سخنان گفت: «امام در اولین هفته‌های انقلاب مسألهٔ حجاب را الزاماً و قاطعاً بیان کردند، جزو کارهای اوایل امام». این حقیقت دارد، خمینی دجال که به‌خوبی تهدیدی را که از جانب پتانسیل و ظرفیت انقلابی جامعهٔ ایران، به‌خصوص زنان ایران متوجه حکومت ارتجاعی‌اش بود، می‌شناخت، از همان اولین روزها، با شعار «یا روسری یا توسری» کمر به راندن زنان از صحنهٔ حیات سیاسی اجتماعی بست؛ اما از همین نقطه بود که مجاهدین را رو در روی خود یافت که در برابر این تحمیل ارتجاعی قد علم کردند و حجاب اجباری را علناً به‌عنوان اقدامی ضددموکراتیک و ضداسلامی افشا و محکوم کردند. در تظاهراتی هم که در اسفند۵۷ زنان آزادهٔ میهنمان علیه حجاب اجباری برپا کرده بودند، زنان و دختران با حجاب مجاهد و مسلمان به‌رغم این‌که خودشان حجاب و روسری داشتند، حفاظت این تظاهرات را به‌عهده گرفتند و با زنجیر کردن و سپر کردن خود، در اطراف صفوف تظاهرات، مانع می‌شدند تا وحوش کف بر دهان خمینی، زنان تظاهر کننده را مورد حمله و هجوم قرار دهند. امری که دجال پلید را به‌شدت علیه مجاهدین غضبناک و گزیده کرده بود، زیرا مجاهدین و جنبشی رو در روی حجاب اجباری او، آن‌هم در اوج محبوبیت اجتماعی‌اش در رأس رهبری سرقت شدهٔ انقلاب، ایستاده بودند که هم مسلمان بودند و هم انقلابی و محبوب نیروهای انقلاب که اعتقاد و پایبندیشان به‌اسلام هم قابل انکار نبود. این جنگ و رویارویی که در واقع بخشی و جلوه‌ای از جنگ خونین و همه‌جانبهٔ مجاهدین با استبداد قرون‌وسطایی ولایت فقیه بر سر آزادی‌های فردی و دموکراتیک مردم ایران است، تا همین امروز با شدت ادامه دارد و اطلاق عنوان منافق توسط خمینی و بازماندگان پلیدش به مجاهدین نیز حربهٔ اصلی خمینی و ارتجاع او در این جنگ و دستاویز کشتار هزار هزار مجاهدین بوده است. اکنون هم رژیم هم‌چنان از این امر گزیده است که «چرا مریم رجوی از بی‌حجابی حمایت می‌کند اما هنوز روسری بر سر دارد؟... مریم رجوی همیشه روسری دارد حتی وقتی می‌خواهد با قانون حجاب مخالفت کند» (خبرگزاری سپاه پاسداران ـ ۱۶فروردین ۱۴۰۲). خشم و استیصال سپاه خامنه‌ای کاملاً قابل فهم است، چرا که این زن مسلمان مجاهد خلق، با اعتقاد و پایبندی به‌حجاب است که می‌تواند به قوی‌ترین صورت، حربهٔ حجاب را به‌مثابه ابزار سرکوب و اختناق از دست آخوندهای دین‌فروش خارج کند و به‌همهٔ دنیا اعلام نماید: «سرکوب زنان به‌بهانه حجاب، هیچ ربطی به‌اسلام ندارد. باید در برابر آن مقاومت کرد. هر چیز که مخالف آزادی و انتخاب آزادانه انسان باشد، هیچ اعتباری ندارد». از سوی دیگر، حضور زنان و دختران میهنمان و جلوداری آنها در قیام سراسری مردم ایران، بنای دستگاه سرکوب ولایت فقیه را که بر شالودهٔ سرکوب زنان به‌بهانهٔ حجاب استوار شده، سخت متزلزل کرده است؛ از همین روست که خامنه‌ای و سردمداران رژیم اعتراف می‌کنند که حجاب نه فقط یک امر شرعی، بلکه یک مسألهٔ سیاسی ـ امنیتی است. خلیفهٔ ارتجاع در حال حاضر با این تناقض و بن‌بست مواجه است که اگر حربه حجاب اجباری را فرو نهد و به‌حق پوشش آزاد زنان تن دهد، شکافی دم‌افزون در دیکتاتوری دینیش باز می‌شود که دیگر قابل ترمیم نیست؛ اما از سوی دیگر جرأت آن را ندارد که دوباره گشت ارشاد راه بیندازد و مشابه این شیوه‌ها را از سر بگیرد و خطر جرقه‌یی دیگر را به جان بخرد. این یکی از تغییرات بازگشت‌ناپذیری است که قیام سراسری و انقلاب دموکراتیک مردم ایران در سپهر سیاسی اجتماعی ایران پدیدار کرده و از جمله تناقضات لاینحلی است که بر رژیم آخوندی تحمیل کرده است. اکنون این زنان ایران هستند که پیشاپیش صفوف قیام و از زاهدان تا تهران فریاد می‌زنند: «چه با حجاب، چه بی‌حجاب پیش به‌سوی انقلاب!».
    6 min
  • خامنه‌ای و مضحکهٔ «شعار سال»
    خامنه‌ای در پیام و سخنرانی نوروزی خود، سال۱۴۰۲ را سال «مهار تورم و افزایش تولید» نامگذاری کرد. این بیست و یکمین سالی است که او اهداف اقتصادی را به‌عنوان شعار سال مطرح و به‌اصطلاح نقشه‌مسیر سال پیش رو، عنوان می‌کند. نتیجهٔ عملی این نامگذاریها آن بوده که اقتصاد کشور سال به‌سال با شتاب رو به‌قهقرا رفته است. تشدید فاجعه‌بار وضعیت معیشتی مردم نیازی به‌گفتن ندارد، در مورد اقتصاد کلان کشور هم کافی است اشاره شود که «حجم اقتصاد ایران از زمان خروج آمریکا از برجام (اردیبهشت ۹۷) از ۵۰۰میلیارد دلار به‌۲۰۰میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است» (سایت اقتصاد نیوز ـ ۹فروردین ۱۴۰۲). تا به‌حال این مردم بودند که نامگذاریهای وارونهٔ خلیفهٔ ارتجاع و نتایج کاملاً معکوس آن را به‌ریشخند و تمسخر می‌گرفتند، اما طرفه این جاست که این بار خود خامنه‌ای هم در دیدار با سرمداران و کارگزاران رژیم (۱۵فروردین) با پوزخند از شعار سال یاد کرد و گفت: «این‌جور نباشد که ما چند صباحی بگوییم و حرف بزنیم و در سربرگها بنویسیم و تبلیغ بکنیم، بعد آرام آرام کهنه بشود، به‌انزوا کشیده بشود، به‌حاشیه برود، فراموش کنیم». وقتی خامنه‌ای خودش این‌چنین شعار سال را به‌سخره می‌گیرد، تکلیف بقیه روشن است؛ این بار هم سناریو مسخره دربارهٔ شعار سال در حال تکرار است. اکنون در روزهای اول سال، سردمداران و نهادهای حکومتی برای نشان دادن پایبندی خود، شروع کرده‌اند به‌سخنرانی و صدور بیانیه و اطلاعیه و حلوا حلوا کردن شعار سال. رئیسی جلاد در نشست مشترک دولت و مجلس (۱۷فروردین) گفت: «همه موظفیم در راستای تحقق فرامین رهبری، با پرهیز از حاشیه‌سازی، برای بهبود معیشت مردم تلاش کنیم». پاسدار قالیباف هم گفت: «مجلس آمادگی دارد برنامه‌های دولت را برای تحقق شعار سال با فوریت بررسی و تصویب کند» (مجلس ارتجاع ـ ۱۶فروردین). اژه‌ای سردژخیم قضاییه خامنه‌ای هم خطاب به مقام‌های این قوه گفت: «مسئولان بخش‌های مختلف قضایی، موظفند در راستای تحقق شعار سال، هر آنچه می‌توانند و منطبق با همه ظرفیت‌های قانونی به‌بخش‌های اجرایی کمک کنند» (ایرنا ـ۱۴فروردین). حتی پاسدار باقری رئیس ستاد نیروهای مسلح که معلوم نیست تورم و اشتغال چه ربطی به‌او دارد، گفت: «به‌منظور تعیین وظیفه نیروهای مسلح در اجرای شعار سال، در حال جمع‌آوری نظرات کارشناسی هستیم» (سایت حکومتی جماران ـ ۱۴فروردین). مسابقه چاپلوسی، چنان سرعتی دارد که صدای یکی از مهره‌های رژیم (هاشمی طبا) را در آورد که: «چرا چنین با سرعت به‌شعار سال پرداخته شد، گویی که (خامنه‌ای) به‌امر جدید و بی‌سابقه‌ای پرداخته و مدیران مأموریت جدیدی یافته‌اند... اما به‌همان دلیل که دولت تاکنون توفیق نیافته، از این پس نیز نمی‌تواند به‌توفیق جدیدی دست یابد». او در ادامه به‌نکتهٔ جالبی هم توجه نشان داده و افزود: «رئیس سازمان برنامه و بودجه گفتند اگر به‌صورت «جدی» به‌این امر پرداخته شود، تورم تا ۳۰درصد کاهش می‌یابد. پس معلوم می‌شود که تاکنون در امر کنترل تورم و افزایش تولید با وجود سخنرانی‌های پی‌درپی «جدی» نبوده‌اند» (روزنامهٔ حکومتی شرق ـ ۱۷فروردین). آری، نامگذاری و تعیین شعار سال توسط خامنه‌ای، شوخی و مضحکه‌یی بیش نیست؛ حتی روزنامهٔ حکومتی اعتماد (۱۶فروردین) هم اذعان می‌کند «مثل روز روشن است که شعار و اهداف اعلام شده، تحقق‌پذیر نیست». چرا که تا وقتی به‌قول خود خامنه‌ای «اژدهای هفت‌سر فساد» که همان آخوندهای فاسد و پاسداران غارتگر به‌سردستگی شخص خامنه‌ای و بیت‌العنکبوت او بر مقدرات مردم و میهن ما حاکمند، تغییر شرایط اقتصادی اجتماعی ایران تنها و تنها در گرو سرنگونی این رژیم میهن بر باد ده و دزد سالار و انتقال حاکمیت به مردم ایران است.
    6 min
  • خامنه‌ای؛ ریل‌گذاری در گرداب بحرانها
    روز سه‌شنبه ۱۵فروردین، خامنه‌ای سرکردگان و کارگزاران نظام را نزد خود فراخواند و ضمن روضه‌خوانی‌های دجالگرانهٔ همیشگی که به‌مناسبت ماه رمضان غلیظ‌تر هم کرده بود، تلاش کرد وضعیت آشفته و داغان رژیم را با وارونه‌گویی روبه‌راه قلمداد کند. وی در همین رابطه از رئیسی جلاد هم «واقعاً تشکر» کرد. او ضمن تقدیر از گزارش سراپا دروغی که رئیسی از پیشرفتهای دولتش در همین جلسه ارائه داد گفت: «یکی از اشکالات کار ما این است که نه فقط مردم و افکار عمومی، بلکه حتی مسئولان بخشهای مختلف هم از کارها خبر ندارند». به‌زعم خلیفهٔ ارتجاع، اگر هم «مشکلاتی» یا «بحرانی» وجود دارد، ناشی از سیاه‌نمایی‌ها و توطئه‌های دشمنان علیه اقتدار نظام است. اما خامنه‌ای با همهٔ وقاحتش در دروغگویی و دجالگری، جبراً گوشه‌هایی از بحران‌هایی که سراپای رژیمش را فراگرفته برملا کرد. وی در همین رابطه تلاش کرد قیام سراسری مردم ایران را به‌مسألهٔ زنان و حجاب محدود کند و آن را هم توطئهٔ دشمنان جلوه دهد: «توطئهٔ دشمنان برای داخل کشور ماست؛ توطئه‌هایی بوده، توطئه‌هایی هم خواهد بود. در اغتشاشات پاییز گذشته، اینها مسألهٔ زن را بهانه کردند، هیاهو راه انداختند؛ پشت قضیّه هم دستگاههای جاسوسی دشمن‌ها بودند». خامنه‌ای دجالگرانه سركوب زنان به‌بهانه حجاب را، امری شرعی و کشف حجاب را «حرام شرعی و حرام سیاسی» نامید و افزود: «دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم». از آنجا که نقشه و برنامهٔ او برای سرکوب زنان و دختران آزادهٔ ایران از اسیدپاشی و مسموم‌سازی و امثالهم لو رفته، شیادانه اضافه کرد: «کارهای بی‌قاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد. مسئولان برنامه داشته باشند و دارند؛ ان‌شاء‌الله این کار با برنامه دنبال بشود». ولی‌فقیه ارتجاع، بخش زیادی از اظهارات خود را به‌اقتصاد که آن را «اولین و مهمترین مسألهٔ کشور» می‌نامید، اختصاص داد و در حالی که ورشکستگی اقتصادی و لجام‌ گسیختگی نرخ ارز و سقوط آزاد ارزش پول کشور را کار دشمن قلمداد می‌کرد، در نقش منتقد و اپوزیسیون گفت: «همین قیمتهای جعلی دلار که از طرف دشمن هدایت می‌شود... چرا؟ چرا شما به‌دلار حاکمیّت می‌دهید؟!». وی در ادامهٔ بازی‌کردن نقش اپوزیسیون افزود: «تورّم بالا، در چند سال پی‌درپی خیلی چیز مهمّی است؛ سالهای متعدّد، پشت سر هم تورّم بالا! خب، این روی نظام توزیع درآمدها در کشور اثر می‌گذارد و توزیع درآمدهای کشور را ناموزون می‌کند؛ یک عدّه‌ای محروم می‌مانند، یک عدّه‌ای هم حالا از طرق مختلفی جیب‌هایشان پر می‌شود». اما راه‌حلی که در این مورد ارائه داد دقیقاً در جهت محرومتر کردن بیش‌از‌پیش محرومان و میدان دادن هر چه بیشتر به‌سپاه پاسداران و غارتگران حکومتی، برای چنگ انداختن بر منابع و ثروتهای ملی کشور بود. خامنه‌ای با اشارهٔ آشکار به‌سپاه پاسداران و تقدیر از سرکردگان آن گفت: «ما شرکتهای بزرگی داریم که مال دولت است، رابطهٔ دولت با اینها بایستی تنظیم بشود. مدیران خوبی وجود دارد که در جنگ اقتصادی چند ساله توانسته‌اند کشور را در بخش‌های مختلف پیش ببرند. از این مدیران فعال باید حمایت کرد». دجال نقش‌باز ارتجاع از اشاره به‌فساد و ادعای شیادانه و مهوع مبارزه با فساد هم غفلت نکرد و گفت: «فساد... مثل یک اژدهای هفت‌سر، از همه طرف انسان را تهدید می‌کند؛ لذا در مقابله با فساد باید با همه وجود وارد شد. فساد، مردم را ناامید می‌کند، مأیوس می‌کند». دیکتاتور فرتوت ولایت در گرداب بحران‌هایی که رژیمش را از هر سو به‌کام خود می‌کشد، از دستور به‌کارگزارانش برای مهندسی و رقم‌سازی در نمایشهای انتخاباتی پیش رو غفلت نکرد و از آنها خواست که راهبرد «مشارکت، امنیت، سلامت و رقابت انتخابات» را، از هم‌اکنون مشخص کنند تا انتخاباتی با مشارکت بالا داشته باشیم». او هم‌چنین گفت: «وضع نظم جهانی در حال تغییر است... ابتکار و تحرک و فعالیت را باید افزایش بدهیم و از فرصت استفاده بکنیم». در یک‌کلام و چنان‌که در گزارش تلویزیون رژیم از این دیدار مشهود است، خامنه‌ای در این ریل‌گذاری، به‌سرکردگان ولایتش گوشزد می‌کند که جملگی با «توطئه‌های ظاهراً اجتماعی اما در واقع سیاسی امنیتی دشمنان» روبه‌رو هستند. یعنی اولا، صورت مسأله نظام «امنیتی ـ سیاسی» (بخوانید قیام و سرنگونی) است و ثانیا، برون‌رفتی جز «تشکر» از همین جلاد شکست‌خورده، یعنی رئیسی و حساب کردن روی دور زدن تحریم‌ها و «مدیران» غارتگر سپاه با چاشنی رقم‌سازی انتخاباتی و جستجوی فرصت در تحولات جهانی، موجود نیست.
    6 min