مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • تیغ استیضاح بر گلوی نظام
    آش هفت‌جوش فساد در وزارت صمت آن‌قدر شور شده بود که فرمان «همکاری و هم‌افزایی و همدلی» خلیفهٔ ارتجاع هم نتوانست مانع از استیضاح وزیر شود و روز یکشنبه فاطمی امین با ۱۶۲ رأی موافق در برابر ۱۰۲ رأی مخالف در مجلس دست‌چین خامنه‌ای برکنار شد. در جریان استیضاح ابعاد تازه‌یی از فضیحت فساد حکومتی در جنگ قدرت برملا شد. آخوند موسوی لارگانی با اشاره گسترش چشمگیر دامنهٔ فساد سیستماتیک در حوزه‌های مختلف معدن، مسکن، فولاد، سیمان و اژدهایی که «زندگی عادی مردم را برای تمام شهروندان به یک آرزو تبدیل کرده است» گفت: «لیست بلندبالایی از رانت ها و فسادهای افراد و گروهها ناشی از تصمیمات آقایان وزارت صمت در اختیارمان هست قرار بر این است برای حفظ مصالح نظام و آبروی دولت فقط به شاخصهای برنامه‌های وزیر بپردازیم» هر چه آش ۴۳ساله فساد را بیشتر هم زدند بیشتر ابعاد کلان «اژدهای هفت سر فساد» در بیت خلیفهٔ ارتجاع و قوای سه‌گانه‌اش روشن شد طوری که ماجرای رشوهٔ ۷۵خودرو وزیر صمت، تحت‌الشعاع فسادهای کلان حکومتی در بالای نظام قرار گرفت. لطف‌الله سیاهکلی در جریان جنگ‌وجدال بر سر ثروت و اموال عمومی در مجلس با اشاره به «آمار بازی و بازی با آمار» تعارف را کنار گذاشت و گفت: «چرا می‌گویی ۱۳درصد چرا دروغ می‌گویی؟ چرا سر مجلس کلاه می‌گذاری؟ چرا رئیس‌جمهور را وادار می‌کنید این عدد را در حضور رهبری بگوید، حیثیت کشور را ببرید چرا دروغ می‌گویید؟. »در همین جلسه سارا فلاحی عضو دیگر مجلس خامنه‌ای با اشاره مافیای فساد گفت: «این چگونه مقابله با مافیایی ست که قیمت پراید بی‌خاصیت سر به فلک کشیده است؟ اگر با دلار ۵۰هزار تومانی هم حساب بکنیم قیمت بسیاری از خودروهای بی‌کیفیت که به‌بالای یک میلیارد تومان رسیده‌اند کمتر از ۳۰۰میلیون هستند سؤال من نماینده این است ما به‌التفاوت این قیمت‌ها به جیب کدام نانجیب می‌رود که سرمایه اجتماعی مردم را منهدم کرده است... امروز به مردم شبیخون زده شده است دست در جیب مردم فرو کرده‌اند و می‌خواهند قسر در بروند» این تنها پرده‌ای از رسوایی نظامی است که سنگ‌بنایش فساد و غارت و جنایت است. بنایی که در نظر خلیفهٔ ارتجاع «حاشیه» است و در عید فطر مجدداً تأکید و تصریح کرد «یک راهبرد مهم دیگر، تمرکز بر حلّ مسائل و سرگرم نشدن و مشغول نشدن به حواشی است. حواشی ایجاد می‌شود؛ همیشه هم دشمن نیست که حاشیه ایجاد می‌کند؛ گاهی از روی غفلت و با عوامل گوناگون و انگیزه‌های گوناگون، یک حواشی‌یی در اطراف یک کاری، یک حرکتی، یک شخصی، یک مدیری ایجاد می‌شود؛ سرگرم این حواشی نباید شد. نه مردم به این حواشی اهمّیّت بدهند، نه مسئولان خودشان را مشغول کنند؛ [همه] متمرکز بشوند روی مسائل اساسی کشور» (سایت خامنه‌ای ـ ۲اردیبهشت ۱۴۰۲) اما همدلی انقباضی و فرمایشی که خامنه‌ای عمداً آن را در ملأ عام با حضور سران سه قوه‌اش توصیه کرد کارساز نشد و تیغ استیضاح نه فقط بر وزیر صمت بلکه بر گلوی نظام فرود آمد. وقتی که پرده‌ها کنار رفت، نه فقط گوشه‌هایی از غارتگری وزارت صمت برملا شد، بلکه عفونت مشام آزار فساد و رشوه در مناسبات دولت و مجلس آخوندی هم، به مهوع‌ترین صورت بیرون زد؛ از جمله در اهدای ۷۵خودرو شاسی بلند به مجلس فرمایشی برای دست برداشتن از استیضاح. اژدهای هفت سر تلاش کرد از این فضیحت عبور کند و فاطمی امین با همان تکنیک حساب‌سازی و بازی با آمار، اهدای ۷۵خودرو به کارگزاران را انکار کرد. ولی رسانه‌های باندی در جدال قدرت، ضمن تشریح ماجرای خودروها نوشتند: «دریافت کنندگان شاسی بلند [نه ۷۵نفر] ۱۴۷نفر بودند» البته سایت حکومتی انصاف نیوز ضمن انتشار جدول اسامی دریافت کنندگان خودرو با ذکر خودروهای فیدلیتی و دیگنیتی، اسامی را با رنگ پوشاند تا نام خادمان خیمهٔ خلیفه محفوظ بماند. روزنامهٔ حکومتی شرق ضمن ابراز نگرانی از آثار این همه دروغ و فریب و دوگانگی در بالای نظام و فرجام نفرت سراسری مردم از حاکمیت نوشت: «آسیب اساسی این دوگانگی، استهلاک اعتماد و سرمایه اجتماعی است. اعتبارزدایی از ارکان نهادهای مسئول و در نهایت تخریب کلی سیستم سیاسی پیآمد اجتناب‌ناپذیر ناهماهنگی‌ها و عدم تعادل و چندگانگی است... جدای از ابعاد اقتصادی و هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی چندگانگی و آشفتگی‌های ناشی از آن، در نهایت عدم تعادل‌ها و چندگانگی‌ها به خودتخریبی عمیق منجر می‌شود. آیا برای مهار این خودتخریبی چاره‌ای اندیشیده می‌شود؟» (شرق ـ ۱۰اردیبهشت) و این تنها یک پرده از نمایش فساد و شکست پروژه دست‌ساز خامنه‌ای در دولت جوان حزب‌اللهی برای مقابله با قیام بود. جوانان شورشگر و قیام‌آفرین به خلیفه ارتجاع نشان داده‌اند که مصمم‌اند ریشه فساد را با سرنگونی رژیم ولایت از بنیاد برکنند و بسوزانند.
    5 min
  • بلوفهای رئیسی در خارج از مرکز چرا؟
    آخوند جلاد که با وعدهٔ یک میلیون مسکن وارد نمایش انتخابات شد و با حذف و جراحی نزدیک‌ترین لایه‌های ولایی در رسواترین و کسادترین نمایش انتخاباتی روی کار آمد، خیلی زود گوی سبقت را از آخوند شیاد روحانی که به ناخدای «بلوف» معروف شده بود، ربود و کرسی «دروغ» بافی و «بلوف» درمانی را مصادره کرد. رئیسی روز جمعه ۸اردیبهشت در شادگان در توجیه «بلوف» یک میلیون مسکن گفت: «دولت‌های گذشته باید یک میلیون مسکن را ایجاد می‌کردند اگر می‌کردند ما امروز بحران مسکن نمی‌داشتیم یعنی اگر که سالی که دویست هزار مسکن صد و پنجاه هزار مسکن فوقش۳۰۰ هزار مسکن ایجاد شد می‌رسید به مرز یک میلیون ما امروز مشکل نمی‌داشتیم» آخوند جلاد، در خارج از مرکز به‌نحوه خیره‌کننده‌یی دروغ می‌گوید. هر جمله‌یی را در هر جمعی با بلوف و دروغی تازه تزیین می‌کنند!در حالی که به اعتراف رسانه‌های حکومتی رئیسی یک ساله رکورد تورم و فقر و فلاکت را در ۵۰سال گذشته پشت سرگذاشته، او در همین سفر گفت: «در حوزه‌های مختلف به‌ویژه حوزه اقتصادی کارهایی که انجام شده گام‌های بلندی در کشور برداشته می‌شه که برای دشمنان خیره‌کننده است کما این‌که بعضی از مسئولان عالی کشورها می‌آیند اینجا برایشون خیلی عجیبه می‌گویند چگونه شما با این همه تحریم‌ها توانستید گام‌هایی را در جهت کارهای علم و فناوری بردارید» (رئیسی در اندیمشک ـ ۷اردیبهشت ۱۴۰۲) در اهواز هم هیچ ترتیب و آدابی نجست و تا توانست ساخت و بافت و بر اسب بلوف درمانی و دروغ‌بافی تاخت: «کاری که در این یک سال و چند ماه آغاز شده کاملاً داره برابری می‌کنه با کاری که سی سال در فاضلاب اهواز انجام شد»
    «در یک سال گذشته مطابق کل زمان دولت دوازدهم نیروگاه سازی شده در این کشور» «فقر زیبنده نظام اسلامی نیست تبعیض زیبنده نظام اسلامی نیست» «بارها تأکید کردیم که حتماً امکان اختصاص دادن اراضی برای کسانی که فاقد مسکن‌اند واجد شرایط‌اند وجود داره و ما در برنامه دولت انشاءالله آنچه وعده کردیم به اون وعده پایبند خواهیم بود» (رئیسی در اهواز ـ ۷اردیبهشت ۱۴۰۲) این همه در حالی است که حتی نزدیک‌ترین لایه‌های دولت و عقب‌مانده‌ترین نیروهای حکومتی هم حرفهایش را باور نمی‌کنند و رسماً از او می‌خواهند دست از فریبکاری بردارد و «روی مین استعفا» برود. حتی دبیر شورای بسیج دانشجویی... در خطبه‌های پیش از نمایش جمعه تهران گفت: «دولت سیزدهم که رویای دولت مردمی را در سر می‌پروراند نه تنها فهم دقیقی از مردمی سازی ندارد بلکه با اصرار بیش از حد به جای آن جاهلانه روی خصوصی‌سازی به جای مردمی‌سازی دست گذاشته است عملی که در نهایت منجر به شکاف اجتماعی خواهد شد « (ابوالفضل فکوری پودینه ـ ۸اردیبهشت ۱۴۰۲) پیش‌تر هم یکی از اعضای دست‌چین و منتخب خامنه‌ای در مجلس ارتجاع تعارف را کنار گذاشت و گفت: «امروز دولت آقای رئیسی را از ضعیف‌ترین و نا کارآمدترین دولتها می‌دانیم... آقای رئیسی گویا قطار پیشرفت اقتصادی دولت شما قبل از آن که مردم را زیر چرخ‌های بی‌برنامگی له کند نیاز به ریز علی فداکار دارد چون حرکت شتابان تورم و گرانی لحظه به لحظه و بی‌ارزشی پول ملی را می‌بینیم... ایجاد ناامنی در سال گذشته را چه جوابی دارید بدهید؟ بحث مسمومیتهای مدارس را چه کردید؟ چند نفر را دستگیر کردید؟ وابسته به کی بودند؟ کجا معرفی‌شان کردید؟ چرا به مردم نمی‌گید اینها را؟» هم‌چنین شهریار حیدری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رژیم گفت: «متأسفانه تعدادی از نمایندگان مجلس از آقای رئیسی دعوت کردند که بیاید و رئیس‌جمهور بشود و این باعث زیر سؤال رفتن مجلس شد. چند نماینده با خواهش و وعده وعید یک طوماری جمع کردند برای آقای رئیسی و الآن هم ۹۵درصد آنها خودشان پشیمان هستند. همه از مجلس و ملت عذرخواهی می‌کنند که چرا اصلاً رئیسی را برای ریاست‌جمهوری دعوت کرده‌اند» (خبرآنلاین ـ ۸اردیبهشت ۱۴۰۲)راستی در چنین فضایی از رسوایی کارنامه رئیسی، چرا او باز هم در خوزستان دروغها و بلوفهای فضاحت‌بار را تکرار می‌کند؟ پاسخ این است که شکست رئیسی شکستی استراتژیک و غیرقابل جبران برای خامنه‌ای است و رئیسی به خیال خود می‌خواهد با بلوفها و دروغهای بی‌دنده و ترمز این شکست را پرده‌پوشی کند. اما فایده ندارد، بلوفهای رئیسی فقط بن‌بست رژیم را ثابت می‌کند و باعث شعله‌ور شدن خشم و قهر مردم ایران می‌شود.
    5 min
  • مافیای دارو، زنگ خطر و راه‌حل
    روز چهارشنبه ۶اردیبهشت یک رسانهٔ حکومتی در مطلبی با عنوان «زنگ خطر برای معضل جدی کمبود دارو» نوشت: «موضوع دارو را جدی بگیرد؛ زیرا دارو محصولی استراتژیک است و هر نوع کمبود یا نبود آن بازی با جان بیماران است» راستی چه کسی با جان بیماران بازی می‌کند؟ و آیا معضل کمبود دارو و علل و عاملانش ناشناخته است؟امروز بر کسی پوشیده نیست که مافیای دارو که تماماً متعلق به بیت خامنه‌ای و ستاد اجرایی فرمان خمینی یا وابسته به سپاه پاسداران هستند با احتکار دارو و انواع روشهای مافیایی موجب گرانی سرسام‌آور دارو می‌شوند و در منتهای شقاوت داروهای خاص و گاه غیراستاندارد و تاریخ مصرف گذشته را با قیمت‌های گران توزیع می‌کنند. هنوز فراموش نکرده‌ایم هلدینگ «شرکت دارویی برکت» متعلق به «ستاد اجرایی فرمان امام» چگونه با تولید واکسن غیراستاندارد میلیونها دلار از جیب بیماران بی‌بضاعت ربود و بسیاری را تا ابد فلج و زمین‌گیر کرد. سایت حکومتی هم‌میهن ۵اردیبهشت در مطلبی با عنوان «ماجرای سرم‌های آلوده» ضمن اشاره به این‌که «محموله سرم‌های آلوده استامینوفن به عراق فرستاده شد و از همین محموله در ایران هم توزیع شد» نوشت: «مافیای دارو که سودش در واردات است، بسیار قدرتمند است. این پروژه حدود ۶ماه دستگاههای سرم‌سازی کارخانه را خاموش کرد و زیان هنگفتی برای کشور به بار آورد». کدام مافیای دارو؟ شرکت دارویی برکت که محصول ستاد اجرایی و وابسته به شخص خامنه‌ای است؟ یا شرکتهای تابعه و زیرمجموعهٔ آن مانند «البرز دارو» و شرکت «سبحان دارو» که صادرات دارو به عراق و سوریه و یمن و قزاقستان و... را انجام می‌دهد؟ یا شرکت «ایران دارو» و «داروسازی تولید دارو» و شرکت «سبحان انکولوژی» و... سایر شرکتهایی که فرمان‌شان دست سپاه و ستاد اجرایی است؟بله! مافیای دارو صد بار خشن‌تر، بی‌رحم‌تر و هولناک‌تر از مافیای خودرو و مسکن و سکه و ارز که همگی در بیت خامنه‌ای بیتوته کرده‌اند، عمل می‌کند و جان می‌گیرد!یک رسانهٔ دیگر حکومتی در مطلبی با عنوان «ردپای مافیای دارو و درمان گران سرطان» نوشت: «بیماران سرطانی با سخت‌ترین نوع بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند و با این حال باید گران‌ترین داروها را نیز خریداری کنند» گرانی دارو البته محدود به داروهای خاص نمی‌شود. مافیا به صغیر و کبیر بیماران رحم نمی‌کند. «یک بسته قرص مسکن ساده که هزار تومان یا کمتر بود، بیش از بیست یا سی هزار تومان قیمت دارد» (مردم‌سالاری، ۴اردیبهشت ۱۴۰۲) با این وصف، این حرف رسانه حکومتی که به سردمداران مافیای دارو نصیحت می‌کند که «موضوع دارو را جدی بگیرد؛ زیرا دارو محصولی استراتژیک است و هر نوع کمبود یا نبود آن بازی با جان بیماران است»، بی‌معنی نیست؟مگر خلیفهٔ ارتجاع یا سردمدار اصلی مافیای دارو و دیگر مافیاهای حاکمیت فاسد آخوندها و پاسداران در کوران کرونا که دسته‌دسته زنان و مردان ایرانی به‌خاک می‌افتادند با فرمان صریح «ممنوعیت» ورود واکسنهای معتبر، میلیونها نفر را در میدان مین کرونا رها نکرد؟و مگر در همان روز (۱۹دی ۱۳۹۹) عفو بین‌الملل طی بیانیه‌یی ضمن اشاره به این‌که خامنه‌ای «جان میلیون‌ها نفر را به بازی گرفته و سیاست را مقدم بر مردم قرار داده است» هشدار نداد که «این واکسنها جان افراد را نجات می‌دهد و ممنوع کردن آن گامی در تحقیر حقوق‌بشر است که مقامات ایران چندین دهه است آن را انجام می‌دهند...»آیا این هشدار حقوق‌بشری یا جان باختن نیم میلیون ایرانی برای نظام جهل و جنایت و ضحاک زمانه، محلی از اعراب داشت؟پس برای حل معضل دارو مثل تمام معضلات لاینحل مردم باید شورش و قیام کرد و باید اصل و اساس نظام مافیایی و قرون‌وسطایی یا نظام قتل‌عام و سردمداران جلادش را از بنیاد برانداخت.
    5 min
  • پشت بحران سران قوا چیست؟
    معنای بحران و اختلاف سران قوا چیست؟
    مگر خلیفهٔ ارتجاع این ۳راس را در منتهای دقت، موشکافی و آینده‌نگری بررسی و برای این‌کار انتخاب نکرد؟مگر نزدیک‌تر، محرمتر، خودی‌تر، خونخوار و سرسپارتر از رئیسی و اژه‌ای و قالیباف پیدا می‌شد؟مگر خامنه‌ای با قربانی کردن لاریجانی و سایر خودی‌هایش قیمت سنگین جراحی در درون و انزوای بیشتر در بیرون نظام را برای رسیدن به همین ترکیب نداد تا بتواند از کابوس سرنگونی نجات پیدا کند؟پس چرا ظرف ۴روز ۲بار از عدم هم‌دلی و هما‌هنگی و اختلاف در سران سه قوه گفت؟خامنه‌ای دوم اردیبهشت ضمن تأکید بر اهمیت «راهبرد»ی رفع اختلاف، برخلاف نوبت قبل که در لفافه آژیر کشیده بود گفت: «یک راهبرد بسیار مهم و اساسی، همکاری همه‌ٔ مسئولان کشور در نیروهای سه‌گانه است که بحمدالله همه اینجا حضور دارید، و آحاد مردم هم که بحمدالله تشریف دارند و بعد هم [مردمی که] در سرتاسر کشور این سخن را خواهند شنید: قوای سه‌گانه باید همدلی کنند، همکاری کنند، هم‌افزایی کنند؛ قانون اساسی برای تشکیل این سه قوّه ترتیب خوبی داده است. اگر چنان‌چه این سه قوّه با هم به‌طور کامل همکاری کنند، کارها به هیچ‌وجه گره نمی‌خورد، مشکل پیدا نمی‌کند. [مسئولان کشور] مانع همدیگر نشوند؛ راه را برای همدیگر هموار کنند، باز کنند» (سایت خامنه‌ای ـ دوم اردیبهشت ۱۴۰۲) آخوند جلاد که می‌دانست منظورش از هم‌افزایی و هم‌دلی، حمایت از سیاست‌های غارتگرانه دولت و بند نکردن به مشکل معیشت و تورم و دست برداشتن از استیضاح و خلاصه باز گذاشتن دست جلاد در انهدام اقتصاد و غارت ثروت و اموال ملی است بلافاصله به صحنه و آمد گفت: «من به مقتدای بصیرت آفرین‌مون اطمینان می‌دهم که تلاش ما در قوا و در همه بخش‌ها همکاری هماهنگی همدلی و هم‌افزایی و تلاش برای گره‌گشایی از زندگی مردم خواهد بود تمام تلاش ما برای تحقق شعار سال مهار تورم و رشد تولید خواهد بود تمام تلاش ما این خواهد بود که به هیچ عنوان گرفتار حاشیه‌ها نشویم» اما پاسدار قالیباف سکوت کرد و آخوند گوش‌خوار اژه‌ای با ۴۸ساعت تأخیر در پوش حمایت از «راهبرد بسیار مهم و اساسی» هم‌افزایی و «هم‌دلی» با سیاست‌های اقتصادی و «تولید»ی دولت، لگدی به رئیسی زد و گفت: «امروز مسأله نخست کشور، مسأله اقتصادی و معیشت مردم و مهار تورم و رشد تولید است؛ قوای سه‌گانه باید در این رابطه با یکدیگر هماهنگی و هم‌افزایی کامل داشته باشند و مقام معظم رهبری، در دو فاصله کوتاه، در این خصوص فرمایشاتی داشتند» حال سؤال این است که ریشهٔ این بحران چیست و چرا به‌رغم تأکید دوباره خامنه‌ای، سران قوایش نمی‌توانند روی موضوعات اصلی و پایه‌یی نظام جمع شوند؟پاسخ البته روشن است. بحران این‌بار نه صرفاً سیاسی یا اقتصادی یا بحرانی درونی و در «حاشیه» بلکه بحران در «متن» نظام و در یک کلمه بحران سرنگونی ا‌ست. اگر ساده و سطحی و «موقت» بود نمی‌بایست در دیدار با به‌اصطلاح دانشجویان از اختلاف «جلسه اقتصادی سران قوا» بگوید و نباید می‌گفت: «علاجش تعطیل کردن نیست» خلیفه خون‌ریز در آن جلسه در حالی که تلاش می‌کرد مسئولیت خودش را در بحران سرنگونی و انفجار شرایط اجتماعی کتمان کند گفت: «بعضی از مسائل هست که اشکالش در عدم توافق مسئولان سطوح بالا است» (سایت خامنه‌ای ـ ۲۹فروردین ۱۴۰۲). اگر سطحی و فی‌الواقع در «حاشیه‌» بود چه نیازی بود در حضور «آحاد مردم» در «سراسر کشور» با تأکید بر «راهبرد بسیار مهم و اساسی» مطرح شود؟در این میان روزنامه پاسداران از «حاشیه‌سازی» مطرودان ولایت سخن به میان آورده و می‌نویسد: «شکل دیگری از سرگرم‌سازی و حاشیه‌سازی هم توسط برخی سیاست‌بازان و فرصت‌طلبان دنبال می‌شود که ناخواسته و ناآگاهانه بر همان مدار عناصر ارتجاعی و وابسته قرار گرفته و مرتکبان آن نوعی عمله بی‌مزد هستند که بر شاخه نشسته، اما مشغول بریدن آن و زمینه‌سازی برای سقوط انتحاری گردیده‌اند» البته سقوط و سرنگونی هرگز انتحاری، تصادفی و خودبه‌خودی نیست و بسیار قانونمند است. علت بن‌بست بی‌علاج نظام قرون‌وسطایی و حتمیت سرنگونی آن، شرایط عینی و انفجاری جامعه ایران و ۴دهه پایداری انقلابی و مقاومت خونفشان برای انقلاب دموکراتیک نوین است.
    5 min
  • روز جهانی کارگر و تنها راه رهایی
    ۱۳۷سال از نخستین فراخوان کارگران در اول ماه مه۱۸۸۶ می‌گذرد. آن زمان مطالبهٔ اصلی کارگران در آمریکا کاهش زمان کار از ۱۴ساعت به ۸ساعت بود. چند روز پس از تظاهرات چند ده‌هزار نفره کارگران، در شامگاه ۴مه ۱۸۸۶ پلیس شیکاگو به سمت کارگران شلیک کرد و چند کارگر کشته شدند. خونی که به‌سرعت راه پیشروی کارگران را گشود و قانون ۸ساعت کار برای کارگران تثبیت شد. اما در ایران صورت مسأله، نه فقط چند ساعت کار اضافی، بلکه یک رژیم قرون وسطایی‌ است که جان و مال و ناموس و حیات کارگران را یک‌جا مصادره کرده است. ۶۲سال پس از نخستین فراخوان کارگران، در ۱۰دسامبر۱۹۴۸ اعلامیه جهانی حقوق‌بشر با تصویب مواد ۳۰گانه، حق برخورداری از امنیت اجتماعی، سلامت، مسکن، آزادی بیان، محافظت در برابر شکنجه و هر نوع تبعیض را بشارت داد اما هم‌چنان موضوع و مسأله ایران، حاکمیت هیولایی‌ست که به‌قول رسانه‌ها و مهره‌هایش نه فقط کارگران بلکه بخش عظیمی از مردم «محتاج نان شب و در جستجوی قوت در سطل زباله‌ها» (حسین راغفر ـ ۳۰فروردین ۱۴۰۲) دست و پا می‌زنند. نظامی که کودکانش را در مدارس شیمیایی می‌کند، زنان را بی‌محابا سرکوب، زندانیانش را قتل‌عام و مجروحانش را به حکم «اوجب واجبات» تمام‌کش می‌کند. اگر چه آن روزها کارگران در شیکاگو یا سایر نقاط جهان مشکلات و محدودیتهای بسیار داشتند اما هرگز مسالهٔ اصلی و اولویت‌شان «نان» و «جان» و زنده ماندن نبود، دچار گرسنگی و بیکاری و بیماری و بی‌سرپناهی نبودند... در ایران اما کارگران در کنار فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم و فیزیک و ریاضی و هنر، حتی در آستانهٔ ۷۰سالگی کولبری می‌کنند و از گلولهٔ پاسداران در امان نیستند. با این حال همین زحمتکشان راه خروج از تنگنای نظام قرون وسطایی را در مقاومت و انقلاب پیدا کردند. انقلابی نوین و دموکراتیک که راه را بر هر نوع مماشات، سازش، کرنش و مدارا با نظام ضدکارگری بسته و جز سرنگونی تام و تمام ارتجاع خون‌ریز به چیزی نمی‌اندیشند. کارگران و زحمتکشانی که خوب می‌دانند خشم فشردهٔ میلیونها کارگری که با پشتوانه ۴دهه مقاومت خونبار خامنه‌ای و جلادانش به این روز رسانده، راه پیروزی نهایی را به‌سرعت باز می‌کند. یک کارشناس حکومتی در وحشت از «تبعات جبران ناپذیر» خشم جمعیت عظیم کارگران و زحمتکشان محروم ایران و با اشاره به شکست دولت رئیسی جلاد و پوچ در آمدن وعده‌ها وبلوفهای انتخاباتی او نوشت: «جامعه کارگری که حدود ۴۵میلیون نفر از جمعیت کشور را شامل می‌شود، انتظار دارد کابینه سیزدهم به همه شعارهای خوشرنگی که برای جلب رأی در سفره تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری ریخت، متعهد باشد در حالی که تا امروز، فهرست وعده‌های محقق نشده، شکست‌خورده و بی‌پشتوانه کابینه ۱۳، مفصل‌تر از شمار تعهدات عملیاتی شده دولت است. علاوه بر همه اینها، ادامه پافشاری دولت برای تداوم اجرای مصوبه رشد ۲۷درصدی حداقل مزد، علاوه بر تبعات جبران‌ناپذیر در روند گذران زندگی جامعه کارگری، طی ۵هفته اخیر و بعد از واریز اولین علی‌الحساب‌ها و حقوق‌های ۱۴۰۲، به اختلافات صنفی و شغلی بین کارگران پیمانکاری و دارای قرارداد مستقیم، به‌دلیل تفاوت قابل توجه دریافتی‌ها دامن زده و ناامنی محیط کار را به‌دنبال داشته است» (روزنامه اعتماد ـ ۵اردیبهشت ۱۴۰۱). آری! اگر چه کارگران هم‌چون سایر اقشار اجتماعی در ایران امروز چیزی جز زنجیرهایشان برای از دست دادن ندارند اما هرگز اسیر تهدید و شعبده و شمشیر شیخ و کارفرمایان جنایتکارش در سپاه پاسداران نشدند. گرسنه‌اند اما پویا و شورشگر و بالنده‌اند و آتش اعتراض و قیام را هم‌چنان شعله‌ور نگه داشته‌اند. در بخشی از فراخوان سازمان مجاهدین خلق به‌مناسبت روز جهانی کارگر آمده است: «در شرایطی به استقبال از روز جهانی کارگر و گرامیداشت آن می‌رویم که اعتصاب کارگران و زحمتکشان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در شهرهای مختلف کشور از جمله گچساران، عسلویه، دهلران، شیراز، بوشهر، لردگان، سیرجان، جاسک، کنگان، کرمان، بندر ماهشهر، بندرعباس، اصفهان و یزد در جریان است. ۱-اعتصابات کارگران و زحمتکشان ایران در همه جا و در تمام رشته‌ها از نفت و گاز و پتروشیمی تا راه‌آهن و معادن و کامیون‌داران و تراکتور و سایر زمینه‌ها باید گسترش پیدا کند و مورد حمایت همه‌جانبه قرار بگیرد. ۲-هوشیاری در برابر ترفندها و تفرقه‌اندازی دشمن و کارگزارانش ضرورت ادامه و گسترش اعتصاب‌هاست. عوامل امنیتی و اطلاعاتی و مزدوران نفوذی دشمن باید شناسایی شوند و کیفر ببینند. ۳-قیام و آتش لازمهٔ سرنگونی خامنه‌ای و رژیم ضدبشری و رهایی کارگران و زحمتکشان و تمامی مردم ایران است. «باید دیکتاتوری منفور ولایت فقیه را از ریشه برانداخت و بند از بندش گسست. این تنها مسیر تحقق عید کارگران و زحمتکشان در ایران است»
    6 min
  • حاشیه یا متن؟!
    خامنه‌ای در سخنرانی عید فطر، سران سه قوه نظام را که پای منبرش نشسته بودند، مورد خطاب قرار داد و با تأکید بر «مشغول نشدن به‌حواشی» گفت: «اگر قوای مقننه، مجریه و قضاییه به‌طور کامل همکاری کنند، کارها به‌هیچ‌وجه گره نمی‌خورد»«حاشیه» و «حواشی» در فرهنگ لغات دجالگرانهٔ رژیم کدواژهٔ جنگ گرگها و باندهای مافیایی حاکم است. اما سؤال این است که چرا جنگ و دعوا میان سران سه قوه نظام یکدست این‌چنین بالا گرفته و صحبت علنی دربارهٔ آن توسط خامنه‌ای را اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ در حالی که «هر سه قوه از یک جریان فکری تشکیل شده‌اند و باید میان آنها همکاری، همگرایی و همفکری... وجود داشته باشد» (روزنامهٔ حکومتی سیاست روز ـ ۴اردیبهشت). همین روزنامه که خود وابسته به‌باند حاکم است، به‌ذکر برخی موارد اختلاف پرداخته و می‌افزاید: «رئیس قوه قضاییه از وضعیت بازار خودرو گلایه می‌کند و از عملکرد وزیر صمت انتقاد دارد، اما دولت سعی بر حمایت از او می‌کند و آرزوی پس گرفتن استیضاح وزیر از سوی مجلس را دارد». تضاد و جنگ میان دولت رئیسی و مجلس ارتجاع هم که در آن بحث استیضاح وزیران همواره داغ است و حتی بحث ضرورت رفتن رئیسی «روی مین استعفا» مطرح شده، واضح‌تر از آن است که نیازی به‌توضیح داشته باشد. اکنون بیش‌از‌پیش روشن می‌شود که منشأ دعوا و کشمکش، یا به‌قول خامنه‌ای «حاشیه»، این قانونمندی شناخه شده است که بحران درونی رژیم محصول و سرریز بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و تضاد میان مردم و حاکمیت است. در این صورت بایستی از خلیفهٔ ارتجاع پرسید اگر مسائلی مانند گرانی و تورم ۶۰، ۷۰درصدی مواد غذایی و خشم و خروش توده‌های به‌جان آمده و چشم‌انداز به‌حرکت درآمدن ارتش گرسنگان که سر تا پای رژیم را دچار رعشه و وحشت کرده و... امثالهم، اگر حاشیه محسوب می‌شود، پس متن از نظر او چیست؟ پاسخ روشن است، حفظ نظام! که اوجب واجبات و متن است و هر چیز جز این، حاشیه و بی‌اهمیت محسوب می‌شود. مردم ایران فراموش نکرده‌اند که این ضحاک، حتی پاندمی کرونا که نفس همهٔ دنیا را بند آورده بود، یک مسألهٔ موقت و گذرا که نباید خیلی هم بزرگش کرد، توصیف می‌کرد و حتی آن را فرصت و نعمت می‌دانست، کما این که به‌وسیلهٔ کرونا و ممنوع کردن واردات واکسن توانست مردم را زمینگیر کند قیام مقدر را به‌تأخیر بیندازد و به‌قیمت جان ۵۵۰هزار تن از مردم ایران دو سال برای رژیم پرنکبتش، فرجهٔ بقا بخرد. پس از حرفهای ولی‌فقیه ارتجاع آخوند رئیسی همان روز در دیدار خامنه‌ای با سفرای کشورهای اسلامی، به‌میان دوید و ضمن چاپلوسی مهوع از خلیفهٔ ارتجاع گفت: «تمام تلاش ما این خواهد بود که به‌هیچ عنوان گرفتار حاشیه‌ها نشویم من به‌حضرت مستطاب عالی اطمینان می‌دهم تمام تلاشمان این خواهد شد که به‌متن بپردازیم». نکتهٔ خنده‌دار این جاست که این جلاد شش‌کلاسه گویا حالی‌اش نیست که این او نیست که به «حاشیه» پرداخته بلکه خودش سوژه «حاشیه» است. اما آن دو رأس دیگر قوا که به «حاشیه» پرداخته و به‌رئیسی پشت پا انداخته‌اند تاکنون به‌طور معنی‌داری سکوت کرده‌اند و به‌این ترتیب نارضایتی خود را از ولی‌فقیه که در این دعوا آشکارا طرف رئیسی را گرفته، نشان داده‌اند. اکنون سؤال این است که به‌صحنه آمدن خامنه‌ای و ابراز نارضایتی‌اش از سران سه قوه و جلسهٔ مشترکشان و تأکید و تصریح او مبنی بر پایان دادن به «حواشی»، آیا می‌تواند نقطهٔ پایانی بر جنگ‌وجدال جاری در بالاترین سطح حاکمیت بگذارد؟ و همدلی و همکاری مورد نظر او در میان سه قوه را محقق سازد و به‌مجلسی‌ها دهنه بزند؟ پاسخ مطلقاً منفی است؛ هم به‌دلیل قانونمندی عملکرد و تأثیر بحرانها بر رژیم، هم به‌دلیل شاخ شکستگی خلیفهٔ مفلوک ارتجاع که در جریان قیام سراسری، او آماج اصلی ضربات قیام بود و هم به‌دلیل تجارب ممتد ۴۳سال گذشته که نشان می‌دهد جنگ و دعوا ذاتی باندهای مافیایی حاکم است و حتی خمینی هم نمی‌توانست آن را مهار کند، چه رسد به‌خامنه‌ای مفلوک... اما در شرایط به‌شدت جوشان و متحول جامعهٔ ایران، معنی ناتوانی خامنه‌ای در مهار اوضاع این است که تشتت و از هم‌گسیختگی در رژیم، از بالاترین سطوح تا بدنه و پایین آن، هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود و شکافهای آن هر روز عمیق‌تر می‌گردد. به‌عبارت دیگر، آنچه دستگاه یکدست و انقباضی خامنه‌ای را دچار گسل و گسستگی کرده، «حاشیه» نیست، بلکه «متن» است؛ یعنی بود و نبود نظام یا صورت مسأله قیام و سرنگونی.
    6 min
  • بحران مسکن، نمود دیگری از شکست پروژهٔ رئیسی
    هنگامی که خامنه‌ای سال۱۴۰۲را سال «مهار تورم و رشد تولید» اعلام کرد، بر اساس تجربهٔ مکرر دو دههٔ گذشته، به‌سادگی پیش‌بینی می‌شد که سال پیش رو، سال سر به‌فلک کشیدن تورم و سال نابودی تتمهٔ تولید خواهد بود. هنوز یک ماه از سال نگذشته، صحت این پیش‌بینی به‌اثبات رسیده است. تورم در همین یک ماه رکوردشکنی کرده، افزایش قیمت مواد غذایی و اجاره‌بها از ۶۰ تا ۷۰در صد بوده است. سایت حکومتی جماران (۲۹فروردین) در این باره می‌نویسد: «چند ده درصد تورم کالاهای خوراکی و مسکن، نمونه آشکاری از خلف وعده نمایندگان دولت در کنترل تورم است. هنوز یک ماه از سال۱۴۰۲ نگذشته، نتوانسته‌اند قیمت مرغ و تخم‌مرغ یا شکر و روغن را مدیریت کنند!». اجازه دهید در رابطه با گرانی سرسام‌آور همهٔ کالاها، از مواد غذایی تا کرایه وسایل نقلیه و بلیت اتوبوس و مترو تا دارو و فولاد و... تنها روی یک قلم، وضعیت مسکن و گرانی روزافزون و سرسام‌آور مسکن که حل آن یکی از وعده‌های اصلی رئیسی جلاد بوده است، تمرکز کنیم. تیترهای برخی سایتها و روزنامه‌های حکومتی گوشه‌هایی از «ابر بحران مسکن» را نشان می‌دهد:
    • «افزایش نرخ اجاره، نفس مستأجران تهرانی را به‌شماره انداخت» (سایت انتخاب ۲اردیبهشت)
    • «آوار گرانی مسکن بر سر کارگران» (روزنامهٔ ستاره صبح ـ ۱۳فروردین)
    • «گرانی ۷۰درصدی قیمت مسکن طی یک سال» (سایت ایران اکونومیست ـ ۲۵فروردین)
    • «هیولای مسکن آمادهٔ سبقت از تورم (آرمان امروز ـ ۲۷فروردین).
    فشار افزایش سرسام‌آور قیمت خانه و اجاره‌بها بر همهٔ مردم و به‌خصوص بر کارگران و زحمتکشان و اقشار محروم مرگبار است. در حالی که دستمزد کارگران طی ۵سال گذشته با احتساب تورم، عملاً به‌کمتر از یک‌سوم کاهش یافته، طی همین مدت، بهای مسکن ۱۰برابر شده است (روزنامهٔ حکومتی توسعه ایرانی ـ ۲۹فروردین). حتی روزنامهٔ سپاه پاسداران (جوان ـ ۳۰فروردین) هم اعتراف می‌کند: «حالا تهران یکی از گران‌ترین مناطق مسکونی دنیا شده است». به‌این ترتیب اقشار کم‌درآمد که زیر خط فقر روزگار می‌گذرانند و ۸۰درصد جمعیت کشور را شامل می‌شود، یا بایستی درصدد پیدا کردن شغل دوم و سوم باشند یا خانه‌یی را که در آن سکونت دارند رها کنند و به‌مسکن کوچکتر در جنوب یا حاشیهٔ شهر نقل مکان کنند، به‌این ترتیب به‌نوشتهٔ روزنامه‌های رژیم شاهد یک کوچ عظیم جمعیتی هستیم. روزنامهٔ حکومتی شرق (۱۴فروردین) این وضعیت را «اسباب‌کشی با دل خون» توصیف می‌کند. در این اسباب‌کشی، مردمی از شمال و مرکز شهر، به‌جنوب یا حاشیهٔ شهر کوچ می‌کنند و آنها که در حاشیهٔ شهرها به‌سر می‌برند، به‌آلونکها و حلبی‌آبادها پناه می‌برند، و کسانی که قادر به‌پرداخت اجارهٔ آلونکها هم نیستند، چاره‌یی جز گورخوابی و کارتن‌خوابی ندارند. در این میان، رئیسی که وعده‌های پوشالی‌اش در مورد ساخت ۴میلیون مسکن طی ۴سال، حتی تمسخر هم‌باندی‌هایش را هم برانگیخته، یا هم‌چنان با وقاحتی مافوق تصور، باز هم وعدهٔ دروغ می‌دهد یا مشغول دستور درمانی است: «رئیس جمهور مسئولان حوزه مسکن را مکلف کرد طرح‌های وزارت راه و شهرسازی را برای حمایت از مستأجران و مهار تورم در بازار مسکن به‌سرعت پیگیری کنند» (تلویزیون رژیم ـ ۳۰فروردین). دستور درمانی راه‌حل جلاد ۶۷ در قبال همهٔ مسائل است تا آنجا که رسانه‌های حکومتی هم می‌نویسند: «ابراهیم رئیسی صرفاً به‌دستور دادن بسنده کرده و این دستورات به‌نتیجه مثبتی هم منجر نشده است. به‌عنوان مثال مهر ماه سال گذشته دستور داد تا کمیته رصد تورم برای کنترل رشد تورم تشکیل شود اما بدون آن که گزارشی از عملکرد آن کمیته و نتایج فعالیت‌های آن ارائه شود، در فروردین امسال دستور جدیدی برای تشکیل کارگروه رصد و جلوگیری از اقدامات تورم‌زا صادر کرد». این شیوهٔ سخیف و پر وقاحت رئیسی حتی حوصلهٔ اعضای مجلس ارتجاع را هم سر برده، به‌رغم آن‌که خامنه‌ای تاکنون چندین بار آنها را موظف به حمایت از رئیسی و دولت او کرده است. فریادهای وحشت‌آلود اعتراض مجلسی‌ها به‌خواست استعفای رئیسی بالغ شده است. یکی از اعضای مجلس، او را مورد خطاب قرار داده و از او می‌خواهد هم‌چنان که بسیجی‌ها در جنگ روی مین می‌رفتند، «آقای رئیسی هم باید روی مین استعفا برود» (قطب‌آبادی ـ ۲۹فروردین). اما با استعفا یا برکناری رئیسی، نه خود او، بلکه شخص خامنه‌ای است که روی مین می‌رود؛ چرا که او «پروژهٔ رئیسی» را برای یکدست کردن نظام، مهندسی کرد تا با آن در برابر قیام سد ببندد. اما این پروژه در هر دو هدف مفتضحانه شکست خورد. هم در یکدست کردن نظام و هم در هدف اصلی (ممانعت از قیام). این شکست، نه شکستی در عداد دیگر شکستهای رژیم، بلکه شکستی استراتژیک است که طبعاً آثار و پیامدهای استراتژیک دارد و خامنه‌ای هیچ راه گریزی از آن ندارد و دیر یا زود آتش قیام سرکش‌تر از هر زمان دیگر، بساط دار و دستهٔ جنایتکار و غارتگر حاکم را خاکستر خواهد کرد.
    5 min
  • تشتت سه قوه در حاکمیت انقباضی
    خامنه‌ای طی سخنرانی‌اش در عید فطر، در عین تلاش برای عادی جلوه دادن اوضاع رژیم، اما ناگزیر، گوشه‌یی از تشتت و از هم گسیختگی رژیم در بالاترین سطوح آن را برملا کرد. او خطاب به رئیسی، قالیباف و اژه‌ای یعنی سران سه قوه در حاکمیت یکدست انقباضی که به قیمت جراحی و حذف بسیاری از مهره‌های اصلی رژیم آنها را بالا کشیده و حالا هم پای منبرش نشسته بودند، در ملأعام گفت: «یک راهبرد بسیار مهم و اساسی همکاری مسئولان کشور در نیروهای سه‌گانه است... قوای سه‌گانه باید همدلی کنند همکاری کنند هم‌افزایی کنند قانون اساسی ترتیب خوبی داده است برای تشکیل این سه قوه اگر چنان‌چه این سه قوه با هم به‌طور کامل همکاری کنند کارها به‌هیچ‌وجه گره نمی‌خورد مشکل پیدا نمی‌کند؛ مانع همدیگر نشوند راه رو برای همدیگر هموار کنند باز کنند!». ولی‌فقیه ارتجاع از این واضح‌تر نمی‌توانست به فقدان همدلی و همکاری در سران سه قوه، به‌مانع شدن و سنگ‌اندازی آنها بر سر راه همدیگر و نتیجتاً گره خوردن کارها و بروز مشکلات و بحرانها اشاره کند. ناگفته پیداست آنچه خامنه‌ای در علن و با این عبارات بیان می‌کند، تنها شبحی از تشتت و آشفتگی در حاکمیت انقباضی است که خلیفه درمانده به ضرب و زور روی کار آورده است؛ او لابد بارها همین معنا را در پشت‌پرده به‌سران سه قوه رژیمش تذکر و هشدار داده و چون سودی نبخشیده و سر و صدایش از اینجا و آنجای نظام از جمله در مجلس ارتجاع بیرون زده، حالا دست پیش گرفته و خودش به ناگزیر موضوع را علنی می‌کند. خامنه‌ای روز ۲۹فروردین نیز در دیدار با گروهی از بسیجیان رژیم در دانشگاهها، هنگامی که مخاطبانش با اشاره به‌بی‌حاصل بودن جلسات مشترک سران سه قوه، خواستار تعطیل آن شده بودند، نارضایتی خود را ابراز کرد و گفت: «جلسه اقتصادی سران قوا، اوّلاً یک امر دائمی نیست، یک امر موقّت است؛ ثانیاً برای مقاصد خاصّی است... البتّه تا حالا آن‌طور که باید و شاید پیش نرفته، امّا علاجش تعطیل کردن نیست». اظهارات خامنه‌ای اعتراف آشکاری به‌شکست خط و سیاست انقباضی است. او پیش از این گفته بود برای عبور از دشواریها، یک دولت جوان حزب‌اللهی را سر کار می‌آورد و در همین رابطه پس از جراحی بخش بزرگی از نظام و دور انداختن آن، رئیسی جلاد را در رأس دستگاه اجرایی، یک مجری اعدام و شکنجه‌گر بدنام به‌اسم اژه‌ای را در رأس دستگاه قضایی و یک پاسدار چوب به‌دست کف خیابان به‌نام قالیباف را در رأس مجلس گوش به‌فرمان خود گماشت؛ تا به‌خیال خود شکافهای نظام را از همه طرف ببندد و بقای آن را در برابر طوفان قیامهای پیش رو، آب‌بندی کند. خامنه‌ای در ۱۹بهمن ۱۴۰۱، در یک سخنرانی علنی ضمن اذعان به‌وجود «اختلافات» در رژیم، هشدار داده بود: «اختلافاتی قهراً وجود دارد این اختلافات را نباید تبدیل کرد به‌گسل». به‌نظر می‌رسد آن هشدارها بی‌فایده بوده، و شکافها عمیق‌تر شده است. دو عامل عمده، یکی در درون نظام و دیگری در بیرون نظام، تلاشهای خامنه‌ای برای بستن شکافها را به‌شکست کشانده و حرکت گسلها و لاجرم وقوع زلزله‌های هولناک را در چشم‌انداز قرار داده است. عامل درونی شکست پروژهٔ رئیسی است. رئیسی با انبوهی وعده روی کار آمد تا با حمایت و پشتیبانی مجلس یکدست، بحرانها و به‌خصوص بحران اقتصادی را علاج کند، تورم را مهار کند، چرخ تولید را به‌حرکت در‌آورد. بیکاری را کاهش دهد، ۴میلیون مسکن طی ۴سال بسازد، فقر مطلق را ریشه‌کن کند و... اما در تمامی این وعده‌ها به‌طور فضیحت‌باری شکست‌خورده و همهٔ وعده‌ها معکوس از آب درآمده است، آن چنان که فریادهای مجلس نشینان هراسان از وضعیت انفجاری مرتب به‌آسمان است. کار به‌آنجا رسیده که از او می‌خواهند مثل بسیجی‌ها در زمان جنگ، او هم داوطلبانه روی مین استعفا برود. حتی آخوند صدیقی گماشتهٔ خامنه‌ای در نمایش جمعهٔ تهران هم خطاب به‌رئیسی از «تورم و این افسار گسیختگی قیمت‌ها، این بی‌ثباتی، این گرانی این بی‌ارزش شدن پول ملی» حرف می‌زند و او را مقصر این وضعیت می‌داند. اما عامل مهمتر که موجب چنین تلاطمی در درون رژیم شده، همانا قیام سراسری است که ضربات آن به‌مدت ۶ماه زخمها و شکافهای عمیق و ترمیم‌ناپذیری را در سراپای رژیم ایجاد کرده است. خامنه‌ای در سخنرانی سال نو خود لاف می‌زد که به‌قیام‌کنندگان سیلی زده و باز هم سیلی خواهد زد. اما اکنون همگان می‌بینند این قیام مردم ایران است که به‌خلیفهٔ ارتجاع سیلی زده و البته سیلی‌های آتشین‌تر در پیش است.
    6 min