مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • آتش و قیام، جواب اعدام
    بامداد جمعه ۲۹اردیبهشت ضحاک ماربه‌دوش، در وحشت از قیام خلق، ۳زندانی قیام در اصفهان، صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی را پس از ماهها شکنجه اعدام کرد. رسانه‌های حکومتی از جمله خبرگزاری نیروی تروریستی قدس به‌نقل از حکم دیوانعالی قضاییه جلادان، جرم آنها را هلاکت پاسدار سرهنگ یکان سرکوبگر ویژه و ۲نفر از کارگزاران بسیج تحت عنوان «۳نفر از نیروهای حافظ امنیت و ارتباط با گروهک تروریستی منافقین» اعلام کردند. خلیفهٔ خون‌ریز ارتجاع که تمام راههای حیات و درهای بقای نظامش را بسته می‌بیند از ابتدای اردیبهشت، با جنونی شیطانی چرخهٔ اعدام را فعال کرد. روز پنجشنبه ۱۶تن و روز جمعه ۷تن اعدام شدند و شمار اعدام شدگان از ابتدای اردیبهشت به ۱۱۶تن رسید. خامنه‌ای با الگوی خمینی دجال که اعدامهای دههٔ ۶۰ و قتل‌عام مجاهدین در سال۶۷ را تضمین حفظ نظام می‌دانست، برای مقابله با قیام و سرنگونی، می‌خواهد با موج اعدامها، فضای ارعاب و ناامیدی را در شهرهای میهن پخش کند تا شاید از این طریق قیامها را خاموش کند و چند صباحی بیشتر بر سرپا بماند اما در شرایط انقلابی جامعهٔ ایران، هر اعدام طنابی بر گردن نظام است. از همین رو، ساعتی بعد از خبر اعدامهای اصفهان، جوانان شهرک آپادانا و تهرانپارس تهران با شعار «مرگ بر خامنه‌ای قاتل» پیام روشن ایستادگی دادند. هم‌زمان در شهرزیبا و تهرانسر و... شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «خامنه‌ای ضحاک می‌کشیمت زیر خاک» طنین‌انداز شد. در زاهدان جوانان دلیر بعد از نماز جمعه در اعتراض به اعدامهای اصفهان رودرروی ماشین کشتار زندانیان فریاد برآوردند: قسم به‌خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان/ حکومت اعدامی نمی‌خوایم نمی‌خوایم/ سلطنت، ولایت، یکصد سال جنایت/ برادر شهیدم خونتو پس می‌گیرم/ با این‌که بی‌تفنگیم ـ مثل مرد می‌جنگیم/ برادر شهیدم، خونتو پس می‌گیرم/ از زاهدان تا تهران خونین تمام ایراندر سایر شهرهای میهن از جمله مناطق مختلف اصفهان، مشهد، گلشهر و گوهردشت کرج، انزلی، مهاباد و بندرعباس نیز جوانان با شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «سر خم قدغن» به پاخاستند. این تجربه خاص امروز نیست. از سال۶۰ خمینی کشت و جوانه‌های رویش و خیزش و قیام از خون شهیدان برخاست. جوانه‌هایی که در قیام ۹۶ روییدند، در خروش ۹۸ شراره شدند و در ۱۴۰۱ گل دادند و مژده‌ دادند که زمستان شکست و رفت... روز ۱۷آذر ۱۴۰۱ در برابر چندماه ادامه قیامها، ضحاک ماربه‌دوش تلاش کرد با مغز محسن شکاری، مارهای سپاه را زنده و جوانان را افسرده کند اما جوانان به دادخواهی نشستند و در فردای جاودانگی‌اش بر سر خاک پاکش خروش «سرخم قدغن» طنین‌افکن شد و رودروی هر گونه «ذلت و رخوت و افسردگی»، شعله‌های خشم و غیرت و همت را در سراسر ایران در دل و جان شورشگران برافروخت. سیر تحولات بعدی هم نشان داد که جامعه قیامی ایران با تکیه بر مقاومت نیرومند و سازمانیافتهٔ انقلابی سر باز ایستادن ندارد و پاسخ اعدام را با قیام و آتش می‌دهد.سلسله عملیات بی‌وقفهٔ کانون‌های شورشی برضد اختناق و ارعاب و خشم و آتش پیوسته تصاویر خامنه‌ای و خمینی و مراکز سرکوب جنایت آخوندی و دوایر قضاییه جلادان در سراسر ایران، گواه این واقعیت سترگ است. روز جمعه ۲۹اردیبهشت هم ضربات آتشین به مراکز سرکوب و جنایت در پاسخ به‌اعدامها و خیزشهای مردمی با فریاد «قسم به سربداران ایستاده‌ایم تا پایان» و «می‌کشم می‌کشم آن‌که برادرم کشت»، بار دیگر به خلیفه خون‌ریز ارتجاع نشان دادند که. پاسخ مردم ایران به اعدام، آتش است و قیام.
    5 min
  • بیانیهٔ ۲۰۰نمایندهٔ مجلس ملی فرانسه
    «امروز در آستانه تحولی هستیم که من آن را یک خروجی سیاسی می‌نامم، یک خروجی سیاسی با چشم‌انداز استقرار یک رژیم مترقی در ایران. در این نقطه دسیسه‌های زیادی می‌شود تا خروجی مورد نظر تیره و تار شود. بعضاً گروه‌هایی مطرح می‌شوند که به رژیم گذشته تکیه دارند»(آندره شاسین از مجلس ملی فرانسه ـ ۲۷اردیبهشت ۱۴۰۲). روز چهارشنبه ۲۷اردیبهشت، بیانیه ۲۰۰نماینده مجلس ملی فرانسه با حضور خانم مریم رجوی در جلسه کمیته پارلمانی برای ایران دموکراتیک اعلام و قرائت شد. خانم سسیل ریهاک، رئیس کمیته پارلمانی برای ایران دموکراتیک، با استقبال از حضور خانم رجوی در اجلاس کمیته گفت: «ما نمایندگان مجلس ملی به‌ویژه از طریق کمیته پارلمانی برای ایران دموکراتیک، برای ایران بسیج شده‌ایم». خانم ریهاک ضمن قرائت بیانیه گفت: «این بیانیه تجسم آن چیزی است که مردم ایران برای آن امروز می‌جنگند و ما از آن حمایت می‌کنیم». در بخشی از بیانیهٔ نمایندگان که در محل مجلس ملی فرانسه برگزار شد آمده است:
    • ما در همبستگی با مردم ایران و در کنار خواست آنها برای جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت می‌ایستیم که در آن هیچ فردی، صرف‌نظر از دین یا نسبت خانوادگی، هیچ امتیازی بر دیگران نداشته باشد
    • مردم ایران حول ارزش‌های دموکراتیک متحد هستند. آنها با شعارهای خود نشان داده‌اند که همه اشکال دیکتاتوری اعم از شاه مخلوع یا دیکتاتوری دینی فعلی و هر گونه ارتباط با این دو دیکتاتوری را رد می‌کنند.
    • ما در ارزش‌های جمهوریخواهانه مانند انتخابات آزاد، آزادی اجتماعات و بیان، لغو حکم اعدام، برابری زن و مرد، جدایی دین از دولت، حق خودمختاری ملیت‌های ایرانی و یک ایران غیراتمی که در برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران آمده است، شریک هستیم
    • قیام شجاعانه مردم ایران از یک‌سو ناشی از وضعیت انفجاری جامعه به‌خاطر سرکوب و فقر و تبعیض و فساد حکومتی و از سوی دیگر ناشی از ۴دهه مقاومت سازمان‌یافته سراسری است
    آندره شاسین در بخشی از سخنانش با اشاره به مردمی که «در زمان شاه رنج کشیده‌اند» و باید «بتوانند خود را از یوغ‌های پی‌درپی رها کنند» گفت: «حمایت ما فقط ناشی از عواطف‌مان نسبت به مردم ایران نیست، بلکه یک انتخاب آگاهانه است، انتخاب وجدان. به این معنی که آگاهی از جهت‌گیری‌های شما خانم رجوی، راه‌حل‌های دموکراتیک، راه‌حل‌های مترقی که شما از آن دفاع می‌کنید». سناتور سباستین موران خطاب به خانم مریم رجوی گفت: «می‌خواهم به همه کسانی که در حمایت از شما تردید می‌کنند بگویم شما سال‌هاست که علیه بدترین رژیم، یک رژیم تمامیت‌خواه مذهبی، مبارزه کرده‌اید. و شما امید بی‌حد و حصری را برانگیخته‌اید... شجاعت مردم شما تحسین‌برانگیز است، این ملت پرافتخار ایران، این تمدن استثنایی که مانند مردم فرانسه سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشته و در طول اعصار پیشرفت می‌کند تا به‌سوی بهترین‌ها حرکت کند».در این برنامه فیلیپ گوسلن، نماینده مجلس ملی فرانسه از حزب جمهوریخواه گفت:«ما بیش از ۲۰۰نماینده مجلس ملی از گروه‌ها و گرایش‌های مختلف هستیم که حمایت خود را ارائه کرده‌ایم. پیش از این، کنگره آمریکا، پارلمان بریتانیا و بسیاری پارلمان‌های دیگر در اروپا و سراسر جهان این کار را انجام داده‌اند. این حرکت مبین یک تغییر ریشه‌ای و یک تغییر عمیق است».
    5 min
  • آن‌سوی «پدیدهٔ پشت‌بام خوابی»
    ۴۴سال پیش خمینی دجال می‌گفت: «دلخوش نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی می‌کنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید» (صحیفهٔ خمینی جلد۶ صفحهٔ ۲۷۳). امروز رسانه‌های رژیمِ این سارق انقلاب و خائن به اعتماد مردم ایران می‌نویسند: «اگر مردم بخواهند به شهر نزدیک باشند ناچارند که روی پشت‌بام چادر بزنند و روزبه‌روز هم با این تورمی که نتوانستند آن را کنترل کنند وضعیت بدتر می‌شود. این پدیده آن‌قدر زیاد خواهد شد که دور تا دور شهر را حلبی آبادها محاصره خواهند کرد» (رویداد۲۴ ـ ۲۳اردیبهشت ۱۴۰۲).
    این که مردم به جایی رسیدند که مجبورند «روی پشت‌بام چادر بزنند» و دور تا دور شهر را حلبی‌آبادها محاصره خواهند کرد» بی‌ارتباط با سیاست ۴۰سالهٔ زندان سازی و غارت سیستماتیک اموال و ثروت عمومی نیست. آخوند جلاد رئیسی هم، که مأمور خمینی ملعون در کمیته مرگ و قتل‌عام مجاهدین بود، با وعدهٔ ساخت یک میلیون مسکن به میدان آمد اما هنوز به نیمهٔ اول بازی ریاست‌جمهوری نرسیده، یک رسانهٔ حکومتی می‌نویسد: «پدیده پشت‌بام خوابی و خانه‌های اشتراکی در تهران طبق شنیده‌ها هر روز گسترش می‌یابند و دولت نیز به شعارهای خود برای ساخت یک میلیون مسکن ادامه می‌دهد» (آرمان ملی ـ ۲۴اردیبهشت ۱۴۰۲). همین رسانه در ادامه می‌نویسد: «عده‌یی نمی‌توانند خانه‌یی را حتی در محلات پایین تهران کرایه کنند. اجاره کردن یک خانه ۵۰ متری در نازی آباد الآن به صد میلیون، ماهی ده میلیون رسیده است! نمونه‌های بعدی این روند پشت‌بام خوابی و خانه‌های اشتراکی و حلبی آباد است» رسوایی و فضاحت وعدهٔ ساخت یک میلیون مسکن رئیسی آن‌قدر بالا گرفت که یک رسانهٔ نزدیک به خامنه‌ای اذعان کرد نه تنها مسکنی ساخته نشد، بلکه: «در آخرین آمار مرکز آمار ایران، ساخت‌وساز مسکن در پایتخت به کمترین مقدار ۲۳سال اخیر رسید» (نود اقتصادی ـ ۲۴اردیبهشت ۱۴۰۲). رویداد۲۴ هم در مطلبی با عنوان «حتی یک مسکن هم در شهرستان من ساخته نشده» با اشاره به شکست پروژهٔ رئیسی و این‌که «اکثر وزرا باید استیضاح می‌شدند» نوشت: «در حال حاضر سه وزارتخانه دولت سیزدهم بدون وزیر است؛ تورم در حال رکوردشکنی است و پای هیچ دونده‌ای به پای روند فزاینده نرخ ارز نمی‌رسد» (۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲). پیش‌تر هم یک رسانهٔ حکومتی در تشریح شکست رئیسی و ضرورت برکناری‌اش نوشته بود: «با این‌که صالح‌آبادی از بانک مرکزی رفته اما دلار بالای ۵۰هزار تومان است، عبدالمالکی هم از وزارت کار کنار گذاشته شده اما بنا بر گزارش مرکز آمار ایران، بیکاری در زمستان گذشته رکوردی جدید به جا گذاشت، میانگین قیمت مسکن هم با پوزخندی به رفتن رستم قاسمی و آمدن مهرداد بذرپاش، هر روز خود را دست‌نیافتنی‌تر می‌کند. در مدارس هم به نظر نمی‌رسد برای عامل مسمومیت‌ها مهم باشد که یوسف نوری رفته است... قرار بود عبدالملکی سالانه با یک میلیون تومان یک میلیون شغل ایجاد کند! قاسمی سالانه یک میلیون مسکن بسازد! ساداتی‌نژاد یک میلیارد درخت بکارد! میرکاظمی مشکل بودجه را حل کند و علی وحدت نوآوری کند! همگی عزل شدند و قاسمی در چین مرحوم شد! فقط اگر رئیسی استعفا کند مشکل دولت حل می‌شود!» (روز نو ـ ۲۹فروردین ۱۴۰۲) اما مشکل ملت نه با استیضاح وزرا یا استعفای رئیسی، که با سقوط و سرنگونی تمامیت نظام غارت و چپاول در آتش خشم و خروش جوانان و شورشگران حل می‌شود.نکتهٔ مهم، آن‌سوی پدیدهٔ «پشت‌بام خوابی» و «حلبی آباد»ها شکست یک سیاست و سازوکار استراتژی برای حفظ نظام است. شکست دولت رئیسی، نه شکستی در عداد سایر ناکامی‌ها و شکست‌های رژیم، بلکه به‌گِل نشستن پروژهٔ خامنه‌ای و شکستی استراتژیک است که آثار و پیامدهای مرگباری برای رژیم ولایت فقیه دارد.
    5 min
  • خیزش و آتش، پاسخ به حربه اعدام
    صبح دوشنبه ۲۵اردیبهشت ۵زندانی در زندان‌های بندرعباس و میناب، ۲زندانی در زندان خرم‌آباد و یک زندانی در زندان لاکان رشت حلق‌آویز شدند. اطلاعیه دبیرخانه دبیرخانه شورای ملی مقاومت با در نظر گرفتن این اعدام‌ها نتیجه می‌گیرد که «در یک رکورد بی‌سابقه شمار اعدام‌های ثبت شده از ابتدای اردیبهشت تاکنون دست‌کم به ۹۰زندانی بالغ می‌شود. شمار واقعی اعدام‌شدگان بیشتر از این رقم است».
    از سوی دیگر، صبح دوشنبه ۲۵اردیبهشت شماری از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام در تهران، با در دست داشتن پلاکاردهای «نه به اعدام»، مقابل قضاییه جلادان در خیابان کشاورز و هم‌چنین در بندرعباس تجمع اعتراضی برپا کردند.
    شامگاه یکشنبه ۲۴اردیبهشت نیز مردم اصفهان از گوشه و کنار شهر خود را به‌مقابل زندان دستگرد رساندند. این حرکت زمانی آغاز شد که خبر احتمال اعدام ۳زندانی قیام منتشر شد. مزدوران خامنه‌ای وحشت‌زده تلاش کردند با گسیل گزمه‌های ولایت جلو مردم را بگیرند. اما مردم نه‌تنها پراکنده نشدند، بلکه کینه‌های نهفته در سینه‌ها با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» و «این آخرین پیامه، اعدام کنی قیامه» بیرون جهید.
    ساعتی بعد مزدوران گارد ویژهٔ خامنه‌ای برای پراکندن مردم گاز اشک‌آور شلیک کردند اما مردم با آنها درگیر شدند.
    خامنه‌ای و قضاییهٔ جلادان به اعدام‌های فزاینده روی آورده‌اند تا با ایجاد فضای رعب جلو قیام بزرگ بعدی سد ببندند.
    ولی‌فقیه ارتجاع که در قیام ۱۴۰۱ لرزه‌های سرنگونی را تجربه کرد، می‌داند همان گسل‌هایی که بارها هشدارش را داده است، باز هم به‌حرکت در خواهد آمد. برای همین گماشته‌اش پاسدار رادان به‌ نیروهای سرکوبگر هشدار می‌دهد باید «پیشگیری کنیم از ناآرامی احتمالی، برای همین یکی از وظایف بعدی شما تب‌سنجی جامعه است!».
    نتیجهٔ «تب‌سنجی جامعه» هم آن‌طور که کارشناسان و عواملش می‌گویند، خیزش‌ها و قیام‌های گسترده‌تر و آتشین‌تر در ۱۴۰۲ است. چرا که خامنه‌ای نه‌تنها هیچ‌کدام از پارامترهایی که باعث قیام می‌شود را نتوانسته و نمی‌خواهد از میان ببرد، بلکه عقربهٔ وضعیت در همهٔ زمینه‌ها در محدودهٔ قرمز و هشدار است. از فروپاشی اقتصادی و تورم بی‌سابقه و بیکاری و فقر تا ریزش نیروهای وارفته، تا کشیده شدن بحران‌ها به‌ درون حاکمیت یکدست و تشتت بی‌سابقه که با شکست دولت رئیسی شدت گرفته است، تا بحران بین‌المللی و مسائل دیگر.
    خامنه‌ای برای همین به‌گسترش اعدامها رو آورده تا بلکه با بالا بردن فضای رعب جامعه را مرعوب و ساکت کند و هر چه بیشتر احتمال جرقه و گر گرفتن قیام بعدی کم شود.
    اما اعتراضات روز دوشنبه در تهران و بندرعباس و خیزش مردم اصفهان در برابر زندان دستگرد نشان داد که ابزار اصلی ارعاب خامنه‌ای، یعنی اعدام هم، خود می‌تواند به‌ عامل جرقه تبدیل شود.
    چنین نقطه‌ای برای خامنه‌ای بسیار خطرناک است. چرا که جرقه‌های اعتراض به اعدام می‌تواند انبار باروت جامعه انفجاری را به‌آتش بکشد و از گسترش خیزش‌ها چنان حریقی برپا شود که زندان و چوبه‌های دار و ریش و ریشه نظام ولایت را با هم بسوزاند.
    این خطر وقتی برای خلیفه ارتجاع جدی می‌شود که جامعهٔ‌ به‌ستوه آمده به‌طور مستمر شاهد عملیات فداکارانه و پیاپی کانون‌های شورشی در اوج اختناق است که هر شب به‌ مراکز سرکوب، از جملهٔ قضاییهٔ جلادان که عامل جنایت اعدام است تهاجم می‌کنند. انفجارهای مهیب در این مراکز به‌ جامعهٔ عاصی پیام می‌دهد که می‌توان و باید سرکوب، ارعاب و خفقان را شکست و مسیر قیام را باز نمود. همان که رهبر مقاومت، مسعود رجوی در روز اعدام شورشگر شهید مجیدرضا رهنورد گفت: «تنها راه برای آزادی، قهر انقلابی و ارتش آزادی با جنگ صدبرابر و تهاجم حداکثر است»(۲۱آذر ۱۴۰۱).
    5 min
  • «شکست حاکمیت یک‌دست»
    روز یکشنبه ۲۴اردیبهشت روزنامهٔ حکومتی سازندگی با تیتر درشت نوشت: «شکست حاکمیت یک‌دست» پیش از آن هم یک سایت حکومتی در مطلبی با عنوان «یک‌دست سازی قدرت، بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک حکومت بود» نوشت: «هیات حاکمه در بحران تصمیم‌گیری قرار گرفته است و ناچار است تصمیمات سختی برای ثبات بگیرد... یک‌دست سازی دولت در معنای اصلی آن در ادبیات سیاسی یعنی کلیت نظام حاکمیت حکومتی، اشتباه استراتژیکی بود. چرا که گفتمان انقلابی را در قوه مجریه سیزدهم برساخت و از آن حمایت همه‌جانبه به‌عمل آمد. این یکدست شدن نظام سیاسی ناکارآمدی خود را به نمایش گذاشت» (رویداد۲۴ ـ ۱۹اردیبهشت ۱۴۰۲). در همین پاراگراف کوتاه چند اعتراف بزرگ دیده می‌شود:
    • بن‌بست و بحران تصمیم‌گیری
    • نداشتن ثبات
    • اشتباه و خطای استراتژیکی
    • ناکارآمدی و شکست پروژهٔ رئیسی
    پیش از آن هم سایت حکومتی خبرآنلاین نوشته بود: «انتقادات به دولت رئیسی برای تغییر کابینه، استیضاح وزرا و حتی اعلام طرح عدم کفایت رئیس‌جمهور، از نشانه‌های قوی شکست طراحان یکدست‌سازی حاکمیت برای رسیدن به اهدافشان است. در همین راستا محمد سالاری رئیس شورای مرکزی حزب همبستگی ایران اسلامی گفته: وضعیت کنونی کشور عمدتاً نتیجه اجرای سیاست یکدست کردن قدرت در ایران است که پازل آن با تشکیل مجلس یازدهم و روی کارآمدن دولت سیزدهم کامل شد و نگاه تمامیت خواهی را به‌طور کامل بر ساختار اداره کشور مسلط و تحمیل کرد» (۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲). همین رسانه پیش از آن نوشته بود: «چند نماینده با خواهش و وعده وعید یک طوماری جمع کردند برای آقای رئیسی و الآن هم ۹۵درصد آنها خودشان پشیمان هستند. همه از مجلس و ملت عذرخواهی می‌کنند که چرا اصلاً رئیسی را برای ریاست‌جمهوری دعوت کرده‌اند» (خبرآنلاین ـ ۸اردیبهشت ۱۴۰۲). منظور از رئیسی همان جلادی است که خلیفهٔ ارتجاع او را «کارآمد»ترین و «پرمعنا»ترین و مبتکرترین دولت در حل مشکلات نظام توصیف کرد. دولتی که به اعتراف یک رسانهٔ دیگر حکومتی «دولت رئیسی ضعیف‌ترین دولت پس از انقلاب است. این دولت دارد به ناکجاآباد می‌رود و جای هیچ دفاعی را نگذاشته است، کما این‌که می‌بینیم هیچ کسی از این دولت حمایت نمی‌کند» (جهان صنعت ـ ۱۳اردیبهشت ۱۴۰۲) البته بر هیچ‌کدام از رسانه‌ها و مهره‌های سرسپرده به ولایت فقیه پوشیده نیست که رئیسی آخرین برگ خلیفهٔ ارتجاع برای حل بحرانهای لاعلاج نظام بود. همگی خوب می‌دانند که خامنه‌ای در ابتدای سال۱۴۰۱ شعبده‌بازی و بیرون کشیدن جلاد۶۷ از صندوق را شیرینی سال۱۴۰۰ نامید و در مراسم تنفیذ هم انتصاب او را «حرکت کاملاً پرمعنا» نامید و گفت: «کسان جدیدی وارد میدان می‌شوند که ابتکارهای جدیدی دارند» (۱۲مرداد ۱۴۰۰). بنابراین بحران تصمیم‌گیری، شکست پروژه‌های سیاسی و اقتصادی و رویگردانی خودیهای دست‌چین شده در مجلس ارتجاع از جلاد و استیضاح وزاریش فقط یک شکست و بحران سادهٔ سیاسی و اقتصادی نیست. بازنده‌اش هم محدود به باند حاکم و بخشی از نظام نمی‌شود. بلکه شکست سیاسی پروژه‌یی است که مهندس و کارگردان آن شخص خامنه‌ای یعنی عمود خیمهٔ نظام است. روزنامه اعتماد ۲۴اردیبهشت در همین رابطه نوشت: «در حقیقت می‌توان همه جریانهای فعال در ساحت سیاست ایران را بازنده این اتفاقات دانست. از حکومت یکدست مستقر، تا نیروهای سیاسی معتقد به فعالیت در درون سیستم (اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان) ... دلیل اصلی این شکست هم ناتوانی همه طرفین در تبیین یک چشم‌انداز مشخص برای آینده ایران است...»
    5 min
  • شکست رئیسی و هشداری پرمعنا در بحبوحه اعدامها
    روزی که خامنه‌ای نمایش تنفیذ و تحلیف رئیسی جلاد را برگزار کرد، مجلس ارتجاع، رسانه‌ها و کارگزاران نظام مجیز رئیسی را به‌عنوان ناجی نظام می‌گفتند.
    اما امروز فریادها و فغانها از همان مجلس گزینشی خامنه‌ای، رسانه‌ها و کارگزاران حاکمیت یکدست انقباضی دربارهٔ فضاحت و شکست دولت رئیسی به‌هواست.
    یک مورد گویا، مطلب رسالت آخوندی از باند غالب نظام است که روز ۲۳اردیبهشت هراس سرکردگان ولایت خامنه‌ای را از فوران خشم مردم به ستوه آمده برملا کرده و درباره پیامدهای شکست فضاحت‌بار رئیسی و دولتش هشدار می‌دهد: «دهن‌کجی و بی‌توجهی به مردم و طبیعتاً خشم، عصبانیت و روی‌گردانی مردم را در پی خواهد داشت».
    رسالت خطاب به وزرای رئیسی می‌نویسد: «از پارکینگ خانه به پارکینگ وزارتخانه می‌روید، نه تورم را می‌فهمید، نه می‌دانید قسط و وام چیست!».
    این روزنامه حکومتی با بیان حرفهای شیادانهٔ عوامل حکومتی می‌افزاید: «هفته پیش صولت مرتضوی وزیر رفاه دولت رئیسی در پاسخ به سؤالی درباره ناکافی بودن دستمزد کارگران، آنها را دعوت به قناعت کرد».
    رسالت با اذعان به‌دزدی‌های نجومی توسط همین وزرای رئیسی با طعنه می‌نویسد: «رطب‌خورده‌هایی که منع رطب می‌کنند هم در این دسته قرار دارند صاحبان ثروتهای آن‌چنانی که توصیه به قناعت مردم می‌کنند هم عبارت اخری همین جمله مشهور را می گویند»، می‌گویند مردم قناعت کنند.
    رسالت می‌افزاید: «کسانی که بی‌توقف از پارکینگ خانه به پارکینگ وزارتخانه و سازمان و از این جلسه به آن جلسه می‌روند و از خرید منزل تا ثبت‌نام مدرسه آقازاده‌هایشان را کارمندانشان انجام می‌دهند، نه تورم می‌فهمند، نه قدرت خرید می‌دانند چیست، نه از قسط و وام و ضامن و امثالهم تصوری دارند و در نتیجه نه دردی دارند و نه دادی می‌زنند و نه از این بیداد بیزارند».
    علت شکست سنگین دولت رئیسی که اکنون اندرونی‌ترینهای ولایت هم این‌گونه به‌آن می‌تازند، اجبار خامنه‌ای به‌تن دادن به جلاد ۶کلاسه است. چرا که پیشاپیش گفته بود گسل‌های قیام در حرکت است و می‌تواند به‌زلزله‌ای نابود کننده تبدیل شود (خرداد۹۵)؛ و می‌خواست با آوردن جلاد قتل‌عام ۶۷ و قاتل مجاهدین به جامعه و مقاومت انقلابی چنگ و دندان نشان دهد و با ارعاب و اعدام که در همین روزها نیز شاهد افزایش آن در حاکمیت جلادان هستیم، مانع قیام و بالا‌گرفتن انقلاب دموکراتیک مردم ایران شود.
    اما شدت انفجاری بودن جامعه و فعالیت و عملیات مستمر کانون‌های شورشی میز خامنه‌ای را برهم زد و جامعه نه‌تنها مرعوب نشد، بلکه شاهد قیام ۱۴۰۱ بودیم. از طرفی تمامی عوامل جرقه، (فروپاشی اقتصادی-تورم-بیکاری و...) در دوران رئیسی نه‌تنها از روی میز کنار نرفته، بلکه هر کدام به‌بحرانی‌ترین نقطهٔ خود رسیده است.
    امروز خرابی کار به آنجا رسیده که رسالت آخوندی وضعیت انقلابی جامعهٔ ایران را با انقلاب کبیر فرانسه مقایسه می‌کند و هشدار می‌دهد: «حرف‌هایی از جنس «اگر نان ندارند، کیک بخورند» نه منحصر به پاریس و انقلاب فرانسه است نه‌فقط همین یک‌شکل از بیان و البته جهالت را دارد».
    اشارهٔ این ارگان نزدیک به‌خامنه‌ای به‌ماجرای معروفی است که در زمان انقلاب فرانسه وقتی وضعیت انفجاری نشان از گر گرفتن انقلاب و سقوط سلطنت لویی شانزدهم داشت، وزرا به ماری آنتوانت، زن لویی گفتند که: مردم نان ندارند بخورند!
    ماری آنتوانت که هیچگاه گرسنگی و نداری را تجربه نکرده بود، با دهن کجی به مردم گرسنه و خشمگین پاسخ داد: نان ندارند، خب شیرینی بخورند!
    رسالت آخوندی سرنوشت مرگبار شاه ستمگر نظام سلطنتی در فرانسه را به جلادان و غارتگران امروز سلطنت دینی در ایران گوشزد می‌کند، اما به‌نظر می‌رسد از شدت ترس و وحشت نتوانسته یک قدم جلوتر بگذارد و بنویسد که لویی شانزدهم و همسرش ماری آنتوانت چهار سال پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال۱۷۸۹ و زلزله‌های سیاسی پی‌درپی آن‌که اروپا و جهان را تکان داد، در سال۱۷۹۳ در میدان کنکورد پاریس گردنشان در زیر تیغ گیوتین ستمدیدگان بپا خاسته که سال‌ها «دهن کجی» آنها را تحمل کرده بودند، قطع شد.
    هشدار پرمعنا و دیرهنگام رسالت آخوندی درباره شکست پر فضیحت پروژه رئیسی در بحبوحه اعدامها، سرنوشت تیره و تار ولایت خامنه‌ای را ترسیم می‌کند.
    رهبر مقاومت در زمان برگماری رئیسی توسط خامنه‌ای، «تنفیذ و منصوب کردن جلاد به‌عنوان رئیس‌جمهور توسط خلیفهٔ ارتجاع» را یک «نقطهٔ عطف» و «سراشیب سقوط و سرنگونی سلطنت دینی» توصیف کرده بود.
    5 min
  • «ارزشهای جمهوری» و مقاومت ضدفاشیستی
    «ارزشهای جمهوری از ارزشهای مقاومت سرچشمه می‌گیرد» این جمله‌یی است که خانم پاتریسیا ماناسرو شهردار کونئو پس از تحویل گرفتن آرم سازمان مجاهدین در سالن تئاتر شهر کونئو در حضور مقامات این شهر ادا کرد. وی گفت: «در همین نقطه که الآن ایستاده‌ایم چند روز پیش رئیس جمهور ایتالیا آقای ماتارلا ایستاد و گفت ارزشهای جمهوری از ارزشهای مقاومت سرچشمه می‌گیرد. من امروز با استناد به این کلام زیبا در کنار مقاومت ایران قرار می‌گیرم». مراسم اعلام حمایت فرماندار و ۲۲شهردار استان پیه مونته ایتالیا از برنامه ده ماده‌یی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران روز شنبه ۱۶اردیبهشت در سالن تئاتر شهر کونئو شهر خواهر اشرف برگزار شد. در این مراسم مقامات و مردم شهر کونئو از طریق شهردار این شهر و دیگر شهرداران این فرمانداری حمایت خود را از قیام زنان قهرمان ایران و خواست مردم ایران برای برقراری یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت اعلام کردند. خانم پاتریسیا ماناسرو شهردار کونئو ضمن اشاره به پایه‌های مشترک فرهنگی و مبارزاتی مقاومت ضدفاشیستی ایتالیا و پارتیزانهای کونئو با مقاومت خونبار ایران و مجاهدان اشرف گفت: «زمانیکه به خانم مریم رجو‌ی شهروندی افتخاری شهر کونئو اهدا شد، دلائلی برای اینکار ارائه شد و من اینجا لازم می‌دانم این دلایل را بخوانم: به‌خاطر این‌که زنی است که برای حقوق انسان‌ها در ایران مبارزه می‌کند. او رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران است. او شاهد عدالت و سنگر احترام به قانون است او مدافع حقوق‌بشر و حقوق زنان و مردان ایران است او آگاه است که چگونه راهی را بپیماید تا به آینده‌ای صلح‌آمیز برسیم. شهر کونئو با اعتقاد به ارزشهای مقاومت از همه مقاومتهای دنیا علیه دیکتاتوری حمایت می‌کند» خانم اوگتا بیانکوتو مسئول انجمن پارتیزانها از سابقه حمایت سناتور فقید آتیلیو مارتینو (رئیس سابق انجمن پارتیزانهای کونئو) از مقاومت ایران و از یگانگی جوهره مقاومتها علیه فاشیسم و دیکتاتوری سخن گفت و از خانم مریم رجوی و مقاومت ایران قدردانی کرد. دکتر آلبرتو والمجا شهردار پیشین کونئو که ۱۵سال پیش (اول آبان ۱۳۸۷) مدال طلای مقاومت ضدفاشیستی شهرش را به رئیس‌جمهور مقاومت اهدا کرده بود نیز گفت: «این یک مقاومت سراسری از مردان و به‌خصوص زنان است. ما آن زمان به حمایت از مقاومت ایران برخاستیم و من بسیار خوشحالم که در کنار مقاومت ایران قرار گرفتم و امروز هم شهر کونئو همین راه را دنبال می‌کند در حمایت از زنان ایرانی و با اعتقاد به این‌که ایمانهای متفاوت جهت وصل باشند و نه قطع، و با امید به پیروزی همه، همه مقاومتهای خلقها علیه دیکتاتورها». در بخشی از برنامه ضمن یادآوری «ارزشهای جمهوری» و مقاومت ضدفاشیستی و گرامیداشت خاطرهٔ دو شخصیت و پارتیزان برجسته در مقاومت ضدفاشیستی ایتالیا زنده یاد سناتور آتیلیو مارتینو و کشیش دون الدوبنه‌ولی، ترانه سرود بلاچاو از سروده‌های مبارزات پارتیزانها علیه دیکتاتوری و فاشیسم، به زبان فارسی اجرا شد. لازم به یادآوری است که ماه گذشته (چهارشنبه ۲۳فروردین)، در پارلمان ایتالیا، بیانیه مشترک اکثریت اعضای سنای ایتالیا در حمایت از قیام و مقاومت ایران و نفی هر گونه دیکتاتوری سلطنتی و دینی ارائه شد. خانم مریم رجوی در ارتباط آنلاین با آن اجلاس طی سخنانی خطاب به قانونگذاران گفت: «در قیام سال۸۸ ایتالیا درهای سفارت‌خانه خود در تهران را به روی قیام‌کنندگان باز گذاشت تا از تعقیب پاسداران به آنجا پناه ببرند. حالا مردم ایران انتظار دارند که ایتالیا درها را به روی آخوندها و سپاه پاسداران ببندد، سپاه پاسداران را به‌عنوان یک موجودیت تروریستی اعلام کند و معامله با این رژیم را متوقف کند، زیرا تجارت با این رژیم یعنی تجارت با سپاه پاسداران و سوخت رساندن به ماشین سرکوب و ترور و جنگ‌افروزی. زمان آن است که ایتالیا حقانیت و ضرورت مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم را تأیید کند و مشروعیت نبرد جوانان شورشگر با سپاه پاسداران را به‌رسمیت بشناسد».
    5 min
  • جنایات سپاه پاسداران در بلوچستان
    پاسدار سلامی سرکرده بی‌چشم و روی سپاه خامنه‌ای در آستانهٔ جمعه‌یی دیگر از جمعه‌های خشم زاهدان، روانهٔ منطقه شد و در حالی که رفتن به یک بیمارستان را سرپوش راه‌اندازی پایگاه هلیکوپتر و پهپاد برای کشتار هموطنان بلوچ کرده بود، با وقاحتی شگفت‌انگیز گفت: «سپاه مردم را همواره بر خود ترجیح می‌دهد امنیت مردم را بر امنیت خود ترجیح می‌دهد سلامت مردم را بر سلامت خود، رفاه مردم را بر رفاه خود، آسایش مردم را بر آسایش خود ترجیح می‌دهد سپاه میدان فداکاری و وفاداری است و البته نیروی زمینی سپاه تجلی این روح ایثار و فداکاری است» (۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲) شاید روز هشتم مهر۱۴۰۱ که پاسدار سلامی فرمان کشتار کودکان و زنان و مردان زاهدان را صادر کرد گمان نمی‌کرد روزی در وحشت از خشم آتشین جوانان قیام‌آفرین در زاهدان مجبور به بافتن چنین ترهاتی شود. هنوز مردم زاهدان فراموش نکردند که چگونه سپاه خون‌ریز پاسداران در آن «جمعهٔ خونین» با باز کردن رگبار گلوله‌های جنگی تلاش کرد صدای آنها را در گلو خفه کند. در آن روز صد نفر به‌خاک افتادند اما فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» و «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی» به آسمان برخاست. پاسداران ۳۵روز بعد از «جمعهٔ خونین زاهدان» باز هم با هدف «امنیت» و «سلامت مردم»، جمعهٔ خونین دیگری را این‌بار در خاش خلق کردند و ۲۰ نهال دیگر بلوچ را در خون شستند. در میان شهدای جمعهٔ خونین زاهدان پیکر سوراخ شده کودکی دو ساله به نام میرشکار نیز به چشم می‌خورد. هستی نارویی فقط ۸سال داشت و محمد اقبال ۱۶ساله در حالی پرپر شد که هنوز شناسنامه نداشت. پاسداران حتی به زلیخا ترزی مادر ۸۸ساله در زاهدان رحم نکردند و نشان دادند وقتی پای «امنیت» و «سلامت» نظام در میان است برای سپاه سن و سال مطرح نیست، همه را با هم قتل‌عام می‌کند. پاسداران پس از ایجاد «امنیت» در زاهدان و خاش، «سلامت» را برای جوانان تهران و کرج و کودکان بی‌گناه ایذه هم به‌ارمغان آوردند و روز ۱۶دی جوانان بلوچ یک‌صدا با شعار «از زاهدان تا تهران ـ جانم فدای ایران» و «از زاهدان تا ایذه ـ خون از وطن میریزه» نشان دادند رود خروشان خون شهیدان هیچ مرزی در قیام و آزادیخواهی نمی‌شناسد و در پیکرهٔ تمام ملت ایران جریان دارد. پاسدار سلامی پس از موعظهٔ «سلامت مردم» در بیمارستان، در نمایشی دیگر (بهره‌برداری از طرح زیرساختی نیروی زمینی سپاه در استان سیستان و بلوچستان شامل پایگاه هلیکوپتر و پهپاد برای پاسداران ولایت خامنه‌ای) دوباره روضهٔ امنیت خواند و در حالی که «نظام» را «مردم» توصیف کرد با وقاحت گفت: «امنیت، یک ضرورت حیاتی و مقدمه اساسی برای زندگی مردم است و ما تأمین و تحکیم امنیت در منطقه را چند وجهی و از طریق خدمت به مردم و بومی سازی و مردمی سازی تأمین آن دنبال می‌کنیم» (خبرگزاری فارس ـ ۲۰اردیبهشت ۱۴۰۲). لابد منظور از امنیت «چند وجهی» افزایش اعدام زندانیان، کشتار سوختبران و سایر گرسنگان بلوچ در شهرهای سیستان و بلوچستان است چرا که فقط در ۱۰روز گذشته ۳۰زندانی بلوچ اعدام شدند و دست‌کم ۱۰سوختنبر از جمله یک کودک بر اثر شلیک مستقیم سپاه خامنه‌ای و تعقیب و گریز پاسدارن جان خود را از دست دادند. بله! وقتی همهٔ تیرهای خامنه‌ای در زاهدان به‌سنگ خورد و هیچ‌کدام از فرستادگانش نتوانستند خشم و آتش زاهدان را کنترل کنند، دوباره چنگ و چماق ولایت روانهٔ منطقه شد تا شاید بتواند در این جمعه کمی شراره‌ها و شعارهای آتشین را پایین بیاورد اما جوانان زاهدان هم‌چنان با شعار «قسم به‌خون یاران ـ ایستاده‌ایم تا پایان» و «می‌جنگیم می‌میریم ذلت نمی‌پذیریم» و «سلطنت ولایت ـ یک‌صد سال جنایت» حق پاسداران را [هم‌چنان که در جمعهٔ ۱۵اردیبهشت ادا کردند] کف دستشان می‌گذارند.
    5 min