مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • زد و بند ننگین، کابوس رژیم و جنگ صد برابر
    دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران پس از بازگرداندن دیپلمات-تروریست رژیم به‌ایران در عنوان اطلاعیه خود این اقدام ننگین را «تشویق تروریسم و خیانت به حقوق‌بشر با نقض حکم دادگاه قانون اساسی» توصیف و اعلام کرد: «آزادی تروریستی که بزرگترین عمل جنایتکارانه در اروپا بعد از جنگ جهانی دوم را سازماندهی و فرماندهی می‌کرد... ، فاشیسم دینی حاکم بر ایران را در ادامه جنایاتش در سرکوب داخلی و تروریسم منطقه‌یی و بین‌المللی جری‌تر می‌کند. از اول تا ۲۵ماه می‌۱۲۷ تن در ایران اعدام شده‌اند. مقاومت ایران باز هم تا هر کجا که میسر باشد به دادخواهی در بلژیک و در عرصه بین‌المللی ادامه خواهد داد».
    در پی این اقدام کثیف توسط دولت بلژیک که البته تنها مورد در کارنامه شرم‌آور اصحاب مماشات نیست، شخصیت‌های سیاسی، سیاست امتیاز دادن به‌بانکدار تروریسم در جهان را محکوم کردند.
    از جمله سناتور جولیو ترتزی، وزیر خارجهٔ پیشین ایتالیا نوشت: «شرم بر همهٔ کسانی که او را برگرداندند». پائولو کازاکا، مؤسس مجمع دموکراتیک آسیای جنوبی گفت: «معامله‌ای آکنده از دروغ و فریب!». براد شرمن، عضو کمیتهٴ خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در توئیتی نوشت: «این اقدام تروریسم بیشتر توسط رژیم را تشویق می‌کند».
    البته امتیاز دادن به یک دیکتاتوری خون‌ریز که در کشتن انسان‌ها چه در داخل ایران و چه خارج کشور حد و مرزی نمی‌شناسد، احساسات همه را برانگیخته است. اما وقتی به‌تمامیت موضوع از ابتدای دستگیری اسدی تا روز زد و بند با رژیم را نگاه می‌کنیم، واقعیت‌های بزرگتری دیده می‌شود.
    از جمله:
    - وحشت رژیم از مقاومت و جایگزین دموکراتیک؛ آن‌قدر که خامنه‌ای این ریسک بزرگ را پذیرفت تا یک تروریست رژیم که در پوش یک دیپلمات رسمی‌اش در حال خدمت است، شخصاً بمب را در کیف دیپلماتیک با پرواز هواپیما به اروپا بیاورد و شخصاً آن را به مزدوران عمل کننده بدهد. تصمیمی که نیاز شدید خامنه‌ای به‌موفقیت این عملیات تروریستی علیه خانم رجوی و گردهمایی صد هزار نفره مقاومت ایران را نشان می‌دهد.
    -کلان ضربه‌ای که به ماشین تروریسم و به‌ویژه دستگاه دیپلماتیک رژیم در جریان دستگیری اسدی وارد شد. ۴دهه بود مقاومت ایران طی صدها افشاگری، اطلاعیه، ملاقات و... تأکید داشت که وزارت‌خارجهٔ رژیم، سفارتها و دستگاههای آن تماماً در خدمت تروریسم افسارگسیخته‌اش هستند. البته مماشاتگران خوش نداشتند بر این افشاگریها مهر تأیید بزنند. چرا که در پی تجارت نفت و خون با این رژیم از طریق همین به‌ظاهر دیپلمات‌هایش بودند. اما دستگیری اسدی مهر تأیید بر افشاگریهای ۴۰سالهٔ مقاومت ایران زد و هزینهٔ ادامهٔ رابطه با به‌ظاهر دستگاه دیپلماتیک رژیم را بسیار بیشتر کرد.
    -حدود ۳سال محاکمهٔ اسدی در دادگاه آنتورپ بلژیک با شکایت مقاومت ایران و شخصیت‌های سیاسی، پهنه‌ای به‌وجود آورد که باز هم جهان زوایای بسیار بیشتری از تروریسم و آدمکشی رژیم آخوندی را دید. به‌ویژه که از همان ابتدا اسدی (به‌دستور رژیم) برای جلوگیری از روند دادگاه بازپرس‌های پلیس را تهدید کرد در صورت محاکمهٔ وی، موجی از تروریسم در انتظار آنها است! اما به‌ویژه به‌کمک فعالیت‌های مقاومت ایران دادگاه ادامه یافت و با اشد مجازات برای دیپلمات‌-تروریست رژیم به‌پایان یافت. صدها خبرگزاری، رسانه و شبکه‌های تلویزیونی تصاویر شادی ایرانیان آزاده و هواداران مجاهدین در برابر دادگاه آنتورپ، در روز صادر کردن رأی نهایی را منتشر کردند و جهان نه‌تنها قدرت سیاسی و حقوقی مقاومت ایران، بلکه حقانیت جنگ بی‌وقفهٔ آن در همهٔ پهنه‌ها با رژیم، به‌عنوان یگانه آلترناتیو دیکتاتوری آخوندی را دید.
    -از زمانی هم که مشخص شد دولت بلژیک و مماشات‌گران می‌خواهند در یک زد و بند، دیپلمات-تروریست رژیم را به‌ایران برگردانند، باز هم پهنهٔ جنگ بزرگ و البته سخت دیگری در برابر مقاومت ایران گشوده شد که این مقاومت مانند همیشه با وجود موانع عظیم، از این جنگ استقبال کرد و با تمام توان وارد آن شد. روزها تظاهرات هواداران مجاهدین در کشورهای مختلف در برابر سفارتها و نمایندگی‌های بلژیک؛ چندین تظاهرات بزرگ در بروکسل؛ صدها ملاقات با شخصیت‌های سیاسی؛ حمایت صدها تن از نمایندگان مجالس، دولتمردان پیشین و سازمانهای حقوق‌بشری از کمپین مقاومت ایران، باز هم به‌همگان نشان داد این مقاومت آنجا که پای منافع مردم ایران در میان باشد، تمام قد در برابر رژیم حضور دارد و تا هرجا بتواند ضربات خردکننده بر پیکر فرتوت آن وارد می‌سازد.
    -آخرین اپیزود این موضوع هم هر چند خشم همگان را برانگیخته، اما خودش گویای تعادل میان دو طرف اصلی جنگ است. یک‌طرف رژیمی آن‌قدر ضعیف و درمانده که نیاز دارد با توسل به جنایت کثیف گروگانگیری و در زد وبندی ننگین مخفیانه دیپلمات-تروریستش را از زندان بلژیک در ببرد؛ یک‌طرف مقاومت ایران که با استقبال از تمامی پهنه‌های جنگ، کابوس لحظه به‌لحظهٔ سرنگونی را در برابر رژیم قرار داده. برای همین هم ارگان ولایتی مشاور خامنه‌ای با درج خبر زد و بند با بلژیک بر سر اسدی، می‌نویسد: «در بین گروه‌های اپوزیسیون، هیچ‌یک به اندازه مجاهدین دارای تعاملات گسترده با پارلمانهای کشورهای اروپایی و کنگره آمریکا نبود. برخلاف سایر گروهها که به‌دنبال گدایی از اروپا و آمریکا هستند، مجاهدین توانسته‌ حمایت بسیاری از مقامات غربی را پشت سر خود داشته باشد. دستگیری اسدالله اسدی دیپلمات نظام به اتهام تلاش برای بمب‌گذاری در نشست مجاهدین در پاریس، هم در این چهارچوب قابل بررسی» است (فرهیختگان-۶خرداد).
    آری، به‌رغم بند و بستهای کثیف ارتجاعی و استعماری، شورشگران سرفراز آزادی پیروزی می‌سازند و با جنگ صد برابر به سوی ایران آزاد فردا و بدون شیخ و شاه پیش می‌روند. اما خلیفه درمانده و رژیم به بن‌بست رسیده با اعدامهای وحشیانه و تروریسم و گروگانگیری در باتلاق جنایاتشان دست و پا می‌زنند، و هر چه بیشتر فرو می‌روند.
    7 min
  • کنفرانس در پارلمان اروپا
    روز چهارشنبه سوم خرداد خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران در کنفرانس «ایران: چشم‌انداز تغییر و سیاست اتحادیه اروپا» که در مقر پارلمان اروپا در بروکسل برگزار شد، شرکت کرد. در این کنفرانس دهها نماینده پارلمان اروپا از گروه‌های گوناگون سیاسی از کشورهای مختلف شرکت داشتند و ۱۵تن از آنها سخنرانی کردند. در آغار کنفرانس، خاویر سارسالخوس رئیس مشترک کمیته دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا از اسپانیا گفت: «برای من افتخاری ویژه است که در اینجا در کنار خانم رجوی حضور دارم. صداقت و تعهد او نمونه‌یی الهام‌بخش برای همه ماست که به‌طور مستمر آن چه را که در مبارزه برای دموکراسی و مبارزه برای ایران آزاد مورد نیاز است ارائه می‌کند. اینجا خانه دموکراسی اروپایی است. این بزرگترین پارلمان منتخب دموکراتیک در جهان است. ما به این موضوع بسیار افتخار می‌کنیم و می‌خواهیم آن را به اشتراک بگذاریم». استانیسلاو پولچاک نماینده پارلمان اروپا از جمهوری چک ضمن اشاره به ضرورت فداکاری و پرداخت قیمت در مبارزه با دیکتاتوری گفت: «بسیاری از شما می‌دانید که خواهر خانم رجوی توسط رژیم شاه کشته شده است. خواهر دوم او در حالی که باردار بود توسط رژیم کنونی به طرز وحشیانه‌یی شکنجه و اعدام شد. هزاران عضو مجاهدین خلق ایران در جریان قتل‌عام سال۶۷ اعدام شدند. بنابراین وقتی از پرداخت هزینه صحبت می‌کنیم، خانم رجوی یک الگو و سمبل واقعی است. باید اضافه کنم که تا این لحظه بیش از ۳۶۰۰نفر از مبارزان و اعضای مجاهدین خلق پس از شروع اعتراضات سراسری دستگیر و ناپدید شده‌اند. این برای ما بسیار نگران‌کننده است. اعضای جنبش او تنها اپوزیسیون فعال رژیم بودند و در زندگی شخصی خود فداکاریهای زیادی برای آرزوهای خود برای ایران آزاد کردند» یان زهرادیل نماینده دیگر پارلمان اروپا از جمهوری چک و معاون کمیسیون تجارت بین‌المللی پارلمان اروپا نیز تأکید کرد: «آنچه لازم است حمایت کنیم و باید از آن حمایت کنیم، تغییر واقعی رژیم است که به‌معنای دموکراسی واقعی است، نه حمایت از نوعی تغییر ظاهری یا جایگزینی رژیم آخوند‌ها، حکومت دین‌سالاری استبدادی با سلطنت خودکامه» خانم آنا فوتیکا وزیر خارجهٔ سابق لهستان و عضو کمیسیون خارجی پارلمان اروپا به برنامهٔ مقاومت و چشم‌انداز ایران آینده اشاره داشت و گفت: «من فکر می‌کنم که چشم‌انداز دولت آزاد، دموکراتیک با جدایی دین از دولت که شما همین چند لحظه پیش به پارلمان اروپا ارائه کردید، رؤیای دیرینه مردم ایران، به‌ویژه جوانان، خانواده‌ها، و کسانی است که در سال۱۹۸۸ [قتل‌عام ۶۷] جان باختند و همه کسانی که در تمام این سالها اعتراض کردند» در کنفرانس «ایران: چشم‌انداز تغییر و سیاست اتحادیه اروپا»، خانم مریم رجوی ضمن قدردانی از نمایندگان ملت‌های اروپا که به دفاع از مبارزه مردم ایران برای آزادی و دموکراسی برخاسته‌اند، درباره ضرورت اتخاذ یک سیاست درست در مقابل رژیم آخوندی، گفت: «هر ساعت تعلل در اتخاذ سیاست درست در مقابل استبداد مذهبی در ایران باعث اعدام بیشتر برای مردم ایران، گروگانهای بیشتر برای جهان و پهپادهای بیشتر برای اروپاست. مقاومت مردم ایران اتحادیهٔ اروپا را فرامی‌خواند که با تجدید نظر در سیاست قبلی خود نسبت به ایران اقدامات زیر را انجام دهد:
    • قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی
    • فعال کردن مکانیزم ماشه و بازگرداندن تحریم‌های مصرح در ۶ قطعنامه شورای امنیت علیه این رژیم
    • این رژیم را به‌عنوان تهدید مبرم صلح و امنیت جهان مشمول ماده ۴۱ فصل هفت منشور ملل متحد کند.
    • به‌رسمیت شناختن حق مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد مشروع جوانان ایران با پاسداران اشغالگر.
    • در آخر از شما نمایندگان محترم می‌خواهم که از دولتهایتان بخواهید به کارزار بین‌المللی برای توقف اعدام در ایران بپیوندند و در کنار مردم ایران قرار گیرند».
    5 min
  • برنامه هفتم ـ چپاول مافیای سپاه
    خبرگزاری سپاه پاسداران (۳۱اردیبهشت) نوشت: «رئیس سازمان برنامه و بودجه در همایش رونمایی از سند لایحه برنامه هفتم توسعه اعلام کرد بررسی‌های لایحه برنامه هفتم در سازمان برنامه و بودجه تمام شد». سپس خامنه‌ای در دیدار با اعضای مجلس ارتجاع (۳خرداد)، ضمن اشاره به «کارهای بزرگی چون بررسی و تصویب برنامه هفتم توسعه» میخ آن را کوبید. سایر مهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به رئیسی هم «رونمایی» از «لایحه برنامه هفتم توسعه» را با سلسله‌یی از اعداد و آمار و عناوین مبهم و «خوشایند» منتشر کردند. اما هدف از ماجرای «برنامه هفتم توسعه» چیست؟آیا هدف تقویت و «توسعه» مافیای سپاه پاسداران در پوش گسترش خصوصی‌سازی و باز هم غارت و چپاول بیشتر است؟ یا همان‌طور که خودیها نوشتند: «همه اعدادی که در برنامه توسعه اقتصادی می‌آید انشای آرزوهاست» (ستاره صبح ـ ۴خرداد ۱۴۰۲). آیا دوداستتاری برای پوشاندن شکست سیاسی و ناکامی پروژهٔ یکدست‌سازی است؟این اعداد و ارقام از کجا استخراج شده و چقدر اجرایی است؟پاسخ را می‌توان از لابلای جنگ‌وجدال درون نظام که خامنه‌ای را در وانفسای شکست پروژه رئیسی به روضه‌خوانی مستمر درباره پرهیز از «تخریب» و «حاشیه» و «استیضاح» وا می‌دارد، تا حدودی دریافت.
    روزنامه حکومتی هم‌میهن اول خرداد در مورد اعتبار عدد و رقمها نوشته است: «همه این اعداد و ارقام و اهداف خواب و خیال و سراب است. چرا؟ به این علت روشن که سازوکارها و شرایط الزامی برای تحقق این اهداف وجود ندارد. در واقع به‌جای نوشتن یک لایحه با ۳۰۲ ماده در ۱۸۴ صفحه، که فاقد فایده است، باید یک متن چندصفحه‌یی ارائه و توضیح داده می‌شد که مشکل کجاست؟... این برنامه یک سراب تمام‌عیار است؛ معجونی از مواد و جملات خوشایند که قابلیت اجرایی به‌وسیله‌این دولت و با این سیاست‌ها و نیروها ندارد». روزنامه اعتماد هم اول خرداد می‌نویسد: «نوشتن این برنامه‌ها شبیه بسیاری از موارد دیگر در کشور است که مطرح می‌شود اما اجرا نمی‌شود مانند شعارهای اقتصادی که ابتدای هر سال عنوان می‌شود اما تحقق نمی‌یابد و سؤال هم این است که آیا شعارهای اقتصادی در ایران در اولویت قرار دارند؟ خیر، پس به‌دلیل این‌که اقتصاد در ایران اولویت ندارد برنامه‌هایی هم که نوشته می‌شوند اولویت ندارند و در خروجی آن هم رفاه اتفاق نمی‌افتد» روزنامهٔ شرق از باند مغلوب نظام در جنگ گرگها بر سر قدرت و غارت، پرده را کمی بیشتر کنار زده و در شماره اول خرداد خود نوشته است: «برنامه هفتم توسعه را باید غیرمشارکتی‌ترین تجربه در دوران ۸۰‌ساله برنامه‌ریزی توسعه در ایران دانست. لایحه‌یی که در پستوی سندنویسان مورد وثوق و بی کمترین مشارکتی بلکه آگاهی و خبری از سوی نهادهای مدنی و دانشگاهها و اندیشمندان و حتی مجلس و نهادهای هم‌سو با دولت در حاکمیت یکدست نوشته شد». واقعیت این است که وقتی اقتصاد و معیشت مردم در دیکتاتوری آخوندها هیچ محلی از اعراب ندارد و همهٔ امکانات، تجهیزات، ثروت و سرمایه‌های کشور در خدمت «اوجب واجبات» و حفظ نظام است، بازی با کلمات طرح و برنامه و ادعای «توسعه» فقط فریبی در خدمت خودیهای سپاه در قامت «بخش خصوصی» برای چپاول و غارت بیشتر کارگران و گرسنگان است. برنامه هفتم رژیم نیز در پستوی حاکمیت یکدست برای چپاول مافیای سپاه طراحی شده است.
    5 min
  • روضهٔ «تقریب» و حاصل «تخریب»!
    وقتی خلیفهٔ ارتجاع روز دوم اردیبهشت در نماز عید فطر در ملأعام به سران قوایش هشدار «هم‌افزایی» و پرهیز از «حاشیه» داد گمان نمی‌کرد یک هفته بعد وزیر صمت جلادش در مجلس استیضاح شود و جدال قدرت و غارت اموال مردم آن‌قدر اوج می‌گیرد که یک ماه بعد مجبور می‌شود تعارف را کنار بگذارد و بگوید: «در نگاه تخریبی، طرفین به چشم رقیب و با هدف به خاک مالیدن شانه یکدیگر به هم نگاه می‌کنند که این نگاه چه از طرف دولت و چه از طرف مجلس، خطرناک و مشکل ساز است» (سایت خامنه‌ای ـ ۳خرداد ۱۴۰۲). روز چهارشنبه سوم خرداد خلیفهٔ ارتجاع در دیدار با اعضای مجلس دست‌چین شده‌اش، ضمن ابراز ناراحتی از استیضاح وزیر صمت جلاد شش کلاسه‌اش که ابعاد فساد و بحران در رأس نظام را برملا کرد گفت: «در نگاه تخریبی، مجلس هم در بکارگیری ابزارهای نظارتی مانند سؤال، تذکر و استیضاح افراط می‌کند و مثلاً وزیری که هنوز سه ماه از رأی اعتماد به آن نگذشته است، استیضاح می‌شود که اینها ناشی از همان نگاه رقیب پنداری است». خامنه‌ای که می‌خواست بحران فزاینده، فساد جنجال برانگیز اعضای دست‌چین شده‌اش در مجلس و شکست حاکمیت یکدستش را بپوشاند گفت: «من از اول تشکیل این مجلس اعتقاد خودم و علاقه خودم به این مجلس را که از روی اطلاع بود عرض کردم گفتم مجلس مجلس انقلابی‌ست الآن هم من بعد از سه سال همین جا تکرار می‌کنم این مجلس بحمدالله مجلسی‌ است انقلابی». در همین روز یک رسانهٔ حکومتی در مطلبی با عنوان «کسری بودجه ۷۹۴هزار میلیارد تومانی نشان‌دهندهٔ کارنامهٔ مجلس است» نوشت: «این مجلس و دولت هر کدام با شعارهای اقتصادی و شعار حل مشکلات معیشتی مردم بر سرکار آمدند. . [آیا] شاخص نرخ اقتصادی یا شاخص نرخ تورم بهتر شده است؟ یا شاخص نرخ رشد سرمایه‌گذاری یا جذب سرمایه خارجی بهتر شده است؟ آیا در این دوره ما بیشتر جذب سرمایه داشتیم یا فرار سرمایه داشتیم؟ آیا در این دوره بیشتر جذب ایرانیان خارج از کشور به ایران داشتیم یا فرار نخبگان از کشور داشتیم؟ هر کدام از این موارد در مقایسه مشخص می‌کند که عملکرد مطلوب نبوده است... امروز همه شاخص‌ها از حالت استاندارد خارج‌شده است. برعکس شعارهایی که داده شد عمل شده و آن شعارهایی که از بهبود معیشت مردم سخن می‌گفت اتفاق نیفتاده است. آیا امروز فقر مسکن بیشتر است یا چند ساله گذشته بیشتر بوده است؟ مشاهده می‌کنید که وضعیت مناسبی به‌لحاظ شاخصهای اقتصادی موجود نیست» (ستاره صبح ـ ۳خرداد ۱۴۰۲). راستی! علت این دوگانگی و «تخریب» چیست؟ چرا شیرازه و کنترل از دست خلیفهٔ ارتجاع خارج شده و امروز خودشان با دست خودشان به «تخریب» خیمه و خرگاه ولایت نشسته‌اند؟چرا در این دوگانگی و تضاد، به اعتراف خودیهای نظام «غول دیوانسالاری که در طی دهه‌های پیش، رشد کرده اینک تبدیل به فرانکشتاین شده که به خالق خود حمله می‌برد؟» (ستاره صبح ـ ۳خرداد ۱۴۰۲). خامنه‌ای در ادامه افزود: «یک دوگانه‌ای اینجا وجود دارد، دوگانه‌ٔ تقریب و تخریب. یک نگاه، نگاه تقریبی است یک نگاه، نگاه تخریبی است. در نگاه تخریبی رقیب‌پنداری قوه‌ٔ دیگر حاکم بر ذهنیت‌هاست. رقیبی است که باید شانه‌ٔ طرف مقابل را به زمین برساند. این نگاه، نگاه خطرناکی است». بله! «خطرناک» و البته بسیار «خطرناک و مشکل‌ساز» است چون بحران نه موقتی و از درون نظام، بلکه ادامه‌دار، مخرب و از بیرون نظام سرشکن شده و محصول تضاد آشتی‌ناپذیر نظام ولایت با خلق در زنجیر است و شکست حاکمیت یکدست، مقدمهٔ شکست نهایی و تخریب خیمه‌ها و خرگاه ولایت به دست شورشگران است. یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ (سوره حشر، آیة۲)
    5 min
  • بیانیه تاریخی ۱۰۷تن رهبران پیشین جهان
    روز سه‌شنبه دوم خرداد حمایت ۱۰۷تن از رؤسای جمهور و نخست وزیران سابق از ۴۶کشور جهان، از برنامه۱۰ ماده‌یی خانم مریم رجوی، در نامهٔ سرگشادهٔ به رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس شورای اروپا، نخست‌وزیر انگلستان، نخست‌وزیر کانادا و رهبران ۲۷کشور عضو اتحادیه اروپا اعلام و منتشر شد. در بخشی از نامهٔ رهبران پیشین جهان آمده است: «ما معتقدیم این مردم ایران هستند که در مورد آینده خود تصمیم می‌گیرند. در عین‌حال، ما می‌دانیم که طی چهار دهه گذشته، ائتلاف دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران پیوسته و خستگی‌ناپذیر در پی تغییر دموکراتیک بوده است» امضاکنندگان این نامه که شامل ۵۰رئیس‌جمهور، ۴۷نخست وزیر، یک صدراعظم و ۹رئیس دولت سابق از سراسر جهان هستند، با تأکید بر این این‌که «مردم ایران از طریق شعارهای خود روشن ساخته‌اند که همهٔ اشکال دیکتاتوری، اعم از شاه مخلوع یا رژیم مذهبی کنونی را رد می‌کنند و داشتن هر گونه ارتباط با آنها را مردود می‌دانند»، می‌نویسند: «طرح ۱۰ ماده‌یی ارائه شده توسط خانم مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، شامل انتخابات آزاد، آزادی اجتماعات و بیان، لغو مجازات اعدام، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیتهای ایران و یک ایران غیراتمی، برنامه‌یی همخوان با ارزشهای دموکراتیک و شایان حمایت است» در این بیانیهٔ تاریخی، رهبران سابق کشورهای انگلستان، کانادا، بلژیک، ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، جمهوری چک، پرتغال، اسلوونی، فنلاند، ایسلند، لوکزامبورگ، اسلواکی، بلغارستان، مجارستان، ایرلند، اطریش، لهستان، سوئیس، رومانی، استونی، لیتوانی، لتونی، اوکراین، مالت، مکزیک، کاستاریکا، پرو، تونس، یمن، آرژانتین، شیلی، کلمبیا، بولیوی، آلبانی، بوسنی هرزه گوین، کوزوو، سنگال، مونته نگرو، لیختن اشتاین، سن مارینو، پاناما، پاراگوئه، اکوادور، آندورا و مغولستان، ضمن یادآوری قتل‌عام «بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی که اکثریت عظیم آنها اعضای اپوزیسیون مجاهدین خلق بودند» تأکید کردند: «زمان آن فرا رسیده است که رهبری جمهوری اسلامی ایران را در قبال جنایات خود مورد حسابرسی قرار گیرد» آنها با اشاره به نتایج وخیم سیاست مماشات در گستاخ کردن دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران، نه فقط در سرکوب و اعدامهای وحشیانه داخلی بلکه در صدور تروریسم و با محکوم کردن «دخالت‌های رژیم ایران در خاورمیانه و اروپا و تلاش‌های تروریستی و حملات سایبری آن در آلبانی»، به سران آمریکا، کانادا، انگلستان و کشورهای عضو اتحادیه اروپا خاطرنشان کردند: «دهه‌ها سکوت و انفعال آشکار جامعه بین‌المللی به فرهنگ مصونیت از مجازات در ایران دامن زده است. از دهه۱۹۸۰، مقامات در ایران دهها هزار معترض و زندانی سیاسی را اعدام کرده‌اند» ۱۰۷ رهبر جهان خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس شورای اروپا، نخست وزیران انگلستان و کانادا و رهبران ۲۷کشور عضو اتحادیه اروپا نوشتند: «ما از ملت‌های شما می‌خواهیم در تلاش برای تغییر، در کنار مردم ایران بایستند و گام‌های قاطعی علیه رژیم حاکم بردارند. این شامل قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سیاه و مورد حسابرسی قرار دادن مقامات رژیم به‌خاطر جنایت علیه بشریت است».
    5 min
  • آیا اعتراف معاون بودجة رئیسی، پیشگویی قیام آتشین بعدی است؟!
    رئیسی در روزهای پایانی سال (۸ اسفند۱۴۰۱) مدعی شد «تا پایان سال کسری بودجه نداریم!» این در حالی بود که در لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۲ که خودش در دی‌۱۴۰۱ به‌مجلس ارتجاع ارائه داد، ۴۶۰هزار میلیارد تومان ناترازی یا کسری بودجه دیده می‌شد که کارشناسان رژیم آن را بی‌سابقه نامیدند.
    اما روز ۳۱ اردیبهشت۱۴۰۲ روشن شد نه‌تنها خبری از پایان کسری بودجه نیست، بلکه کسری بودجه بی‌سابقهٔ ۴۶۰هزار میلیارد تومانی هم عددی آب رفته است و عدد واقعی کسری بودجه نزدیک به‌دو برابر است!
    ممبینی، معاون سازمان برنامه و بودجهٔ رژیم ۳۱اردیبهشت اذعان کرد «کسری واقعی بودجه در سال گذشته حدود ۷۹۴هزار میلیارد تومان بود».
    با این اعتراف از نظر اقتصادی معلوم شد بحران ورشکستگی رژیم آخوندی بسیار عمیق‌تر از آن چیزیست که دیده می‌شود؛ از نظر سیاسی نیز شکست دولت رئیسی که همان پروژهٔ بزرگ خامنه‌ای برای یکدست کردن حاکمیت برای مقابله با قیام بود، بسا جدی‌تر است. تا حدی که نه‌تنها باند رقیب، بلکه از درون همین حاکمیت یکدست و مجلس چیدمان شده توسط خامنه‌ای هم روزی نیست که به‌رئیسی حمله نکنند تا جایی که به‌صراحت می‌گویند: «مجلس انقلابی به‌این نتیجه رسیده که کابینه رئیسی توان لازم برای عبور از ابرچالشها را ندارد و تیم اقتصادی دولت رئیسی جایی برای دفاع باقی نگذاشته!» (سعیدی-عضو مجلس ارتجاع-۱۷ اردیبهشت).
    فضاحت شکست رئیسی به‌جایی رسیده که کیهان خامنه‌ای هم که همواره در برابر این حملات به‌گرگ‌های هار گلاویز شده یا هم تشر می‌زد که به‌دولت رئیسی فرصت دهید، حالا خودش هم اذعان می‌کند که «دولت رئیسی هیچ کمک ملموسی به حل مشکلات مردم نکرده» و «وضعیت مسکن از ادامه روند گران‌تر شدن حکایت می‌کند، کالاهای اساسی مردم زیر فشار افزایش بیشتر قیمتها قرار دارند و هنوز آشفتگی در قیمت کالاها به چشم می‌خورد» (۳۰ اردیبهشت).
    اعتراف معاون سازمان برنامه و بودجهٔ رئیسی به‌این‌که وضعیت بحرانی و فروپاشی اقتصادی دوبرابر هرآنچه هست که همگان فکرش را می‌کردند، می‌تواند زمینه‌سازی برای ورود به‌مسیری باشد که بسیار خطرناک است. مسیر دست کردن بیشتر در جیب مردم، از جمله از راه افزایش قیمت حامل‌های انرژی که گرانی‌های سرسام‌آور را باز هم چند برابر خواهد ساخت.
    با توجه به‌تجربه قیام آبان۹۸ که جرقهٔ آن همین افزایش قیمت بنزین بود، شاید باور این‌که دوباره خامنه‌ای و رئیسی بخواهند این مسیر خطرناک را تجربه کنند، سخت باشد؛ اما واقعیت سرسخت کسری بودجهٔ ۷۹۴هزار میلیارد تومانی آن‌قدر جدی است که خودشان می‌گویند: «دیر یا زود قیمت بنزین تغییر خواهد کرد و زمینه‌های این تغییر نیز (توسط دولت رئیسی) در حال اجرا شدن است» و آن را «بازی خطرناک با بنزین» می‌نامند (خاقانی-مدیرکل پیشین وزارت نفت رژیم-فروردین۱۴۰۲).
    افزایش دیوانه‌وار اعدام‌های جنایتکارانه هم می‌تواند این اجبار خامنه‌ای را معنا کند که تلاش می‌کند جامعه را مرعوب سازد تا بلکه فتیلهٔ انفجاری روشن شده، به‌بشکهٔ باروت نرسد.
    اما شرایط چنان انقلابی است که از درون رژیم زنگ‌های خطر را به‌صدا درآورده‌اند: «باید منتظر بازگشت اعتراضات غیرقابل پیش‌بینی در خیابان‌ها باشیم» و «امروز، هر حادثه‌یی می‌تواند منجر به‌وقوع اعتراضات شود» (بهارنیوز-۱خرداد۱۴۰۱).
    5 min
  • پشت پردهٔ بازی خصوصی‌سازی!
    پس از فضاحت و رسوایی کامل دولت رئیسی جلاد (۶کلاسهٔ بی‌سواد در میدان اقتصاد)، خامنه‌ای با تأکید بر اهمیت «خصوصی‌سازی» تلاش کرد بحران ورشکستگی اقتصادی و شکست حاکمیت یکدست را توجیه کند و ۲۹فروردین ۱۴۰۲ در جمع گروهی از بسیجی‌ها و عوامل سرکوبگر خود در دانشگاهها گفت: «این‌که ما امکانات کشور، امکانات تولیدی، کارخانجات، اینهایی را که خوب عمل می‌شده، بدهیم دست دولت، که دولت نمی‌تواند دستگاههای تولیدی و بنگاههای تولیدی بزرگ را اداره کند؛ دولت نمی‌تواند؛ مشکلات به‌وجود می‌آید، فساد به‌وجود می‌آید؛ چقدر در این چند سال این مسائل پیش آمده. راه این فقط خصوصی‌سازی بود؛ واقعاً هیچ چاره‌ٔ دیگری وجود نداشت. و این کار ناگهان انجام نگرفت؛ با فکر، با مطالعه، با پیش‌بینی، با ساعتها بحث کردن انجام گرفت» (سایت خامنه‌ای ـ ۲۹فروردین ۱۴۰۲). یک ماه بعد وقتی یک کارشناس حکومتی لایهٔ اول «خصوصی‌سازی» را کنار زد، گفت: «ما بخش خصوصی نداریم و خصولتی داریم. من طرفدار خصوصی‌سازی بودم، اما بعداً فهمیدم خصوصی‌سازی در ایران همه‌اش بازی است و دولت پشت آن است. اسم آن را هم واگذاری گذاشته‌اند. واگذاری به کی؟ به عمه، خاله و دایی؟» (روزنامه رویداد ۲۴ـ ۳۱اردیبهشت ۱۴۰۲).
    این کارشناس اقتصادی که سپاه پاسداران و بیت خامنه‌ای را در لفافهٔ «عمه، خاله و دایی» پیچید، در ادامه افزود: «در این مملکت قانون کجاست؟ حتی فرهنگ ماهم دستوری است. من می‌گویم مشکل ما این است که همه چیز دست دولت است و دولت ناکارآمد است. وظیفه دولت برقراری حکومت قانونه. کجا در مملکت ما قانون اجرا میشه؟ دولت وظیفه خودش را انجام نمی‌دهد و کار‌های دیگری می‌کند» (رویداد ۲۴ـ ۳۱اردیبهشت ۱۴۰۲). خلیفهٔ ارتجاع پیش‌تر هم در اولین سخنرانی خود در سال جدید، مافیای سپاه را در زرورق «مردم» پیچیده بود و همهٔ بحرانها و مشکلات اقتصادی را به حساب «خطا»ی دولتهای قبلی گذاشت. خامنه‌ای روز اول فروردین ۱۴۰۲ گفت: «بخشهای مهم اقتصاد باید در اختیار مردم باشد، بارها این را تکرار کردیم بنگاههای دولتی، شرکتهای دولتی، شرکتهای شبه‌دولتی که با تعبیر زشت خصولتی از آنها یاد می‌کنند، اینها باید با بنگاههای خصوصی رقابت نکنند، بگذارند تولید را مردم انجام بدهند ما آن روزی که همهٔ سررشته کارها را دست دولت دادیم به‌این نیّت این کار را کردیم که عدالت اقتصادی برقرار بشود اما عدالت اقتصادی برقرار نشد، به‌خطا خیال می‌کردند اگر کلید اقتصاد دست دولت باشد عدالت اقتصادی به‌وجود می‌آید، این اشتباه بود چنین چیزی اتفاق نیفتاد» هدف اما، تقویت بنیهٔ مالی سپاه، حمایت اقتصادی از لایه‌های نزدیک بیت و کتمان شکست پروژهٔ رئیسی در لفافهٔ دولت و اقتصاد «مردمی» بود اما آن‌قدر مضحک بود که صدای دبیر شورای بسیج دانشجویی در خطبه‌های پیش از نمایش جمعه تهران هم درآمد: «دولت سیزدهم که رویای دولت مردمی را در سر می‌پروراند نه تنها فهم دقیقی از مردمی سازی ندارد بلکه با اصرار بیش از حد به جای آن جاهلانه روی خصوصی‌سازی به جای مردمی‌سازی دست گذاشته است عملی که در نهایت منجر به شکاف اجتماعی خواهد شد « (ابوالفضل فکوری پودینه ـ ۸اردیبهشت ۱۴۰۲) البته مقصد اصلی و مقصود خامنه‌ای از قربانی کردن مردم پای مافیای پاسداران، احیای بنای فرسودهٔ ولایت است. بنایی که از پای‌بست ویران است و خلیفهٔ خون‌ریز در بن‌بست و تنگنای سرنگونی آب در هاون می‌کوبد. مسعود رجوی دوم فروردین ۱۴۰۲ در پیامی صوتی خطاب به مردم ایران گفته بود: «خامنه‌ای می‌گوید «توصیهٔ مهم من امید آفرینی است» و «همه موظفند امیدآفرینی کنند» اما مسأله این است که خانهٔ «ولایت» از پای‌بست ویران است و نمی‌توان آن را با امیدهای کاذب سرپا نگه‌داشت می‌گوید «مهمترین مشکل ما دولتی بودن اقتصاد است» و راه‌حل بن‌بست اقتصادی را در این می‌داند که تتمهٔ «شرکت‌های مهم» و «تولیدهای ثروت‌ساز» دولتی، دربست «در اختیار فعالان اقتصادی» یعنی سرکردگان سپاه و بورژوازی همدست قرار گیرد تا در قیامهای بعدی هر چه بیشتر تاخت و تاز کنند و خون بریزند».
    5 min
  • اعدام‌های خامنه‌ای و سیلی بلادرنگ قیام
    خامنه‌ای اعدام کرد؛ جامعهٔ انقلابی با تودهنی به‌ او پاسخ داد!خلیفهٔ ارتجاع برای این‌که گسل‌هایی که نسبت به‌ حرکت در تقدیر آنها بارها هشدار داده، حرکت نکند و به‌زلزله‌یی زیرورو کننده منجر نشود ۳زندانی قیام را در اصفهان به‌جرم رابطه با مجاهدین و هلاکت سرهنگ پاسدار یگان ویژه و ۲بسیجی جنایتکار اعدام کرد. خامنه‌ای می‌داند که از هیچ راهی توان مهار انفجار در تقدیر را ندارد. به‌ویژه آن‌که شکست بزرگ‌ترین پروژهٔ خودش برای سد بستن در برابر سیل در راه قیام را هم دیده است؛ یعنی پروژهٔ آوردن جلاد ۶۷ جهت ارعاب جامعه به‌قیمت جراحی درونی نظام و حذف بخش عمده‌یی از نظامش، تا مانع فوران قیام‌ها شود. اما جامعه در سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ماه تمامی رژیمش را لرزاند و سقوط و سرنگونی را بیش‌از‌پیش در چشم‌انداز قرار داد. اکنون هم از درون نظام هشدار می‌دهند: «آدم‌هایی که در اعتراضات پارسال در کف خیابان بودند، دود نشده‌اند که به هوا رفته باشند. آنها در پی اتصالات و انشعابات دیگری هستند که قدرتشان را بیشینه خواهد کرد. سکوت و آرامش به‌وجود آمده، بیشتر شبیه آب زیر کاه یک انبار بزرگ می‌ماند!»(روزنامهٔ شرق ۳۰اردیبهشت). در چنین بن‌بستی خلیفهٔ ارتجاع حساب کرد اگر با افزایش چشمگیر اعدام‌ها، شوکی سنگین به‌ جامعه وارد کند، ضربه ناشی از شوک، جامعه را ساکت می‌کند؛ اما مردم و جامعهٔ ایران که در شرایط انقلابی به‌سر می‌برند، با انتشار خبر اعدام ۳زندانی قیام، نه‌تنها شوکه نشدند و سکوت نکردند، بلکه در واکنشی بلادرنگ و سنگین، سیلی محکمی بر بناگوش خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگرش زدند. در اکباتان و چندین منطقهٔ دیگر تهران، در روز روشن پس از انتشار خبر اعدام‌ها، هزاران نفر در بالای پشت‌بام‌ها با خشم و کینه شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای ضحاک» و «قسم به‌ خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» سردادند. با تاریکی هوا نیز ده‌ها نقطهٔ تهران و چندین شهر صحنهٔ خیزش مردم و جوانان شد. خیزش‌هایی پرشور با شعارهایی که شخص خامنه‌ای را هدف گرفته بود و البته جابه‌جا جوانان با شهیدان قیام برای استمرار راهشان تا سرنگونی تمامیت رژیم تجدید پیمان می‌کردند. اینگونه خامنه‌ای دید در برابر بحران حاد سرنگونی، حتی امواج بی‌سابقهٔ اعدام هم نتیجهٔ معکوس می‌دهد. البته این به‌معنای این نیست که ضحاک ماردوش از اعدام دست بردارد؛ بلکه چون هیچ راه دیگری ندارد، مانند حیوانی وحشی زخمی و کم رمقی که در گوشه‌یی گرفتار شده، دیوانه‌وار به‌ هر سو چنگ می‌اندازد و باز هم اعدام می‌کند. اما هر چه بیشتر اعدام کند، آتش در تقدیر سرنگونی را سوزان‌تر و فروزان‌تر خواهد ساخت. چرا که جامعه به‌ این واقعیت پی برده که جواب اعدام‌ها آتش فروزان قیام است!
    4 min