مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • «شرایط سخت و حساس» و خطر «بدبینانه‌ترین سناریوها»
    دو سال پیش (۲۸خرداد۱۴۰۰) خامنه‌ای، جلاد۶۷ را از صندوق شعبدهٔ انتخابات نظام بیرون کشید تا برای مقابله با خطر انفجار و قیام، نظام خسته و فرتوت را با کد «دولت جوان حزب‌اللهی» یکدست کند. در سالروز آن شعبده، که خلیفهٔ ارتجاع به‌بهای سنگین حذف و جراحی بخش عمده‌یی از رأس تا قاعدهٔ نظام انجام داد، خامنه‌ای چقدر موفق بود تا با این به‌اصطلاح یکدست سازی، خطر انفجار و قیام را مهار کند؟صحبت‌های معاون سیاسی وزیر کشور خودش پاسخ این پرسش است. محمدرضا غلامرضا، که رئیس ستاد نمایش انتخابات رژیم هم هست، در گفتگو با شبکه تبرستان رژیم (۲۶خرداد) اذعان می‌کند که نظام و «حضرت آقا» در «شرایط حساس و سخت» است. نامبرده در مورد چشم‌انداز خطرناک نمایش انتخابات آخوندی و خطر تکرار قیام هشدار می‌دهد: «امسال انتخابات داریم که حساس است. چرا حساس؟ چون شرایط، شرایط حساسی است، شرایط سختی است. خامنه‌ای برای چه برخلاف رویهٔ همیشه این بار ابتدای سال آمد موضوع انتخابات را مطرح کرد». معاون سیاسی وزیر کشور رژیم خود پاسخ می‌دهد: «چون آقا می‌خواهد آمادگی ایجاد بکند. آمادگی چی؟ آخر آیا من و شما و مسئولان دست‌اندرکار واقعاً حس (خطر) گرفتیم؟ میزان خطر را احساس کردیم؟». این مهره حکومتی سپس پرده از حساب و کتابهایی که در اتاق فکر خامنه‌ای می‌گذرد کنار زده و می‌گوید: «وقتی محرم و صفر تمام بشود، بعد از اربعین که ۱۵شهریور است، بازگشایی دانشگاهها و مدارس و سالگرد اغتشاشات را داریم و یکدفعه وارد معرکهٔ جدیدی می‌شویم و ما را می‌کشانند و می‌برند به‌جایی که دیگر اولویت ما انتخابات نخواهد بود. چون درگیر می‌شویم، هم ذهنمان و فکرمان و هم شاید کف خیابان و موضوع امنیت!». معاون وزیر کشور رئیسی اذعان می‌کند که در چنین شرایطی، نمایش انتخابات مجلس ارتجاع که قرار است اسفندماه برگزار شود و باعث شده کشاکش و جنگ گرگ‌ها بر سر تصاحب کرسی‌های قدرت و غارت از هم‌اکنون شروع شود، تا کجا می‌تواند خطرناک باشد. او هشدار می‌دهد: «در ساعت صفر (انتخابات) یک جایی گرفتار می‌شویم و بعد آن موقع دیگر دیر است. برای همین اگر خطا کنیم نمی‌توانیم اصلاح کنیم. از این رو انتخابات برای نظام مانند شب عملیات است، هیچ فرقی نمی‌کند، یک عملیات بزرگ است!». او که می‌داند این هشدارهایی که باید بدهد، بیش‌از‌پیش زیر پای نیروهای وارفتهٔ نظام را خالی می‌کند، می‌گوید: «من نمی‌خواهم شما را بترسانم، نیتم اصلاً ترساندن نیست، اما موضوع مهم است، مهم است، برای همین در حوزهٔ امنیتی، باید بدبینانه‌ترین سناریوها را پیش‌بینی کنیم. چرا که احتمال اتفاقات بد وجود دارد». صحبت‌های معاون سیاسی وزیر کشور رژیم یک نمونه از انبوه مواردی است که شکست بزرگترین پروژهٔ خامنه‌ای و آخرین برگ او برای مقابله با قیام، یعنی آوردن رئیسی جلاد را نشان می‌دهد. علت این شکست هم واقعیت سرسخت شرایط انقلابی جامعه است که خامنه‌ای هر تقلایی هم که بکند نمی‌تواند از این واقعیت بگریزد.
    برای همین است که معاون سیاسی وزارت کشور در کابینه رئیسی جلاد، نه از قول خودش یا رئیسی، بلکه با استناد به خلیفه درماندهٔ ولایت، هشدار می‌دهد: «شرایط حساس است، شرایط سخت است!» و می‌گوید: «در حوزهٔ امنیتی، باید بدبینانه‌ترین سناریوها را پیش‌بینی کنیم»

    5 min
  • زاهدان؛ یک سیلی کوبندهٔ دیگر به خامنه‌ای
    روز جمعه ۲۶خرداد، مردم دلیر زاهدان، به خیابان آمدند و با شعار «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم»، عزم مردم ایران در نبرد آزادی برای سرنگونی رژیم را بار دیگر نشان دادند. در این هفته خامنه‌ای علاوه بر ادامهٔ اعدامهای جنایتکارانه که طبق معمول شامل شماری از زندانیان بلوچ بود و هم‌چنین استمرار به گلوله بستن و قتل فجیع سوخت‌بران زحمتکش بلوچ، اقدام به قطع اینترنت کرد و با گسیل نیروهای سرکوبگرش از استانهای همجوار و ایجاد فضای امنیتی شدید و بلند کردن هلیکوپتر، کوشید فضای رعب را حاکم کند، اما از این اقدامات جنایتکارانه به‌دلیل عزم جزم مردم طرفی نبست. هموطنان دلیر بلوچ با شعارهای: «می‌کشم می‌کشم، آن‌که برادرم کشت»، «برادر شهیدم، خونتو پس می‌گیرم»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «کرد و بلوچ و آذری، آزادی و برابری»، «یکصد سال جنایت، دروغه این ولایت»، «می‌جنگیم می‌جنگیم، ایرانو پس می‌گیریم»، «بسیجی سپاهی، داعش ما شمایید»، «این ملت آزادی می‌خواد، کشور آبادی می‌خواد»، «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» و «ایرانی، اتحاد، انقلاب، آزادی»، رژهٔ پرشکوه «اتحاد «در برابر جلاد و «ایستادگی تا پایان» را به نمایش گذاشتند. تظاهر کنندگان هم‌چنین با خود پلاکاردهایی حمل می‌کردند که بر روی آنها نوشته شده بود: «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «بلوچستان مظلوم در مقابل سلطنت و ولایت سر خم نمی‌کند»، «انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز می‌شود»، «سهم بلوچ از ایران، انکار، گلوله، اعدام»، «آرمان ما مرگ ندارد، یا شهادت یا آزادی»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «اوین شده دانشگاه، تهران شده بازداشتگاه». در همین روز (۲۶خرداد) جوانان آزادیخواه بلوچستان طی اطلاعیه‌یی در بارهٔ لشکرکشی دیکتاتوری جنایتکار آخوندی در بلوچستان اعلام کردند: خامنه‌ای جنایتکار و کودک‌کش و حکومت ضدانسانی او به ته خط رسیده و در آخرین لحظات عمر ننگین خودش هم‌چون غریقی است که به هر خس و خاشاکی چنگ می‌زند. ما جوانان آزادیخواه و مبارز بلوچستان، به خامنه‌ای و سپاه جنایتکار و تمام اراذل و اوباش او درسی خواهیم داد که در تاریخ ماندگار شود. از این به بعد هیچ‌یک از جنایتکاران سپاه و مزدورانش در بلوچستان و بقیه شهرهای ایران در امان نخواهند بود. جواب مشت را با مشت خواهیم داد. آتش جواب آتش. آنها در اطلاعیه خود نوشتند: بار دیگر حرف مولانا نقشبندی را تکرار می‌کنیم که گفت: اگر بزنید می‌زنیم، اگر بکشید زندگی‌تان را جهنم می‌کنیم.
    4 min
  • در امتداد و ادامهٔ سال ۶۰...
    خامنه‌ای در ابتدای سال لاف زد که به قیام‌آفرینان «سیلی» زده و این‌گونه تلاش کرد واقعیت آتش قیام و انقلاب را زیر خاکستر سرکوب پنهان کند.
    اما اکنون این سرکردگان نظام هستند که پیاپی ناله‌های «دشمن در کمین است» و «جوانان را دریابید» سرمی‌دهند، از وفور سلاح در دست مردم ابراز وحشت می‌کنند و از هلاکت پاسداران امنیت نظام در درگیری‌ها فریاد و فغان سرمی‌دهند.
    روز سه‌شنبه ۲۳خرداد مجتبی یوسفی عضو هیأت رئیسهٔ مجلس ارتجاع در جلسه این مجلس وحشت‌زده گفت: «من دیروز اخبار را گوش می‌دادم شاید بالای سه چهار تا فقط دیروز نیروی انتظامی [کشته] داد... اتفاق‌هایی دارد می‌افتد مخصوصاً در وفور سلاح که باید یک فکر عاجلی برایش شود نمی‌شود روزانه شاهد این اتفاق‌ها باشیم...».
    چه چیزی دلواپسان نظام را این‌چنین آشفته و هراسان کرده است؟
    نخست، روند رو به‌رشد واکنش‌های انقلابی مردم و جوانان به‌ستوه آمده در برابر مأموران سرکوبگر و این‌که به‌خصوص نسل جوان از بن استخوان به این حقیقت ایمان آورده که آخوندهای فاسد حاکم و پاسداران جنایتکارشان تنها زبانی که می‌فهمند، زبان قاطعیت و قهر انقلابی است. همان حقیقتی که آخوندها تلاش کرده‌اند به مدد همدستان داخلی و حامیان استعماری خود آن را بپوشانند و در عین اعمال وحشیانه‌ترین خشونت و کشتار و اعدام، برای قربانیان جنایات‌شان روضه «خشونت‌پرهیزی» بخوانند.
    واقعیت مهم‌تر این است که این واکنش‌های اجتماعی و این جویبارهای خشم شعله‌ور نهایتاً مقصد خود را پیدا می‌کند و به آن می‌پیوندد. ریشه و علت وحشت حاکمان نیز در همین‌جا است.
    روزنامه حکومتی فرهیختگان متعلق به ولایتی مشاور خامنه‌ای روز ۲۳خرداد با وحشت از پیامدهای کیفر یافتن پاسداران و مزدوران سرکوبگر خامنه‌ای در درگیری‌ها نوشت: [کشته شدن] یک پلیس در واقع ذبح امنیت و در مرحله بعد طبیعی جلوه کردن خشونت آن‌هم در افراطی‌ترین مدل آن است. حال این مسأله را اگر صرفاً از طریق چند خط خبری دنبال کنیم در نهایت ممکن است در لابه‌لای اخبار وسیع گم شود، اما این پلیس نماینده یک منطق امنیتی است که اگر به این پیش‌فرض‌ها توجه شود ما شاهد نوعی تئوریزه شدن خشونت خواهیم بود که اولین گام برای شروع نرمالیزه شدن است.
    روزنامه ولایتی در ادامه می‌افزاید: آن‌چه به‌نام خشونت در حال تئوریزه شدن است، این است که مبارزه مدنی یا به تعبیر بهتر مبارزه منفی در دل ساختار خود خشونت را داراست و اگر هر چند وقت فردی از نیروی انتظامی [کشته] می‌شود به‌نوعی جبر مبارزه است... ولی این دیدگاه به افکار دهه ۶۰ سازمان منافقین شباهت زیادی دارد... عادی شدن این امر قطعاً کشور را به‌سمت بحران‌های وسیعی سوق می‌دهد که کنترل آن بسیار هزینه‌زا است.
    سخنگوی مجاهدین در پاسخ به ولایتی در مقام مشاور عالی خامنه‌ای در مورد این‌که این دیدگاه به افکار دهه ۶۰ سازمان مجاهدین شباهت زیادی دارد گفت: «شباهت ندارد، ادامه همان راه است و باش تا شام سرنگونی ولایت و دولتت بدمد!».
    5 min
  • «پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک»
    هم‌زمان و در ادامهٔ کهکشان مقاومت ایران در سال۱۴۰۲ (۲۰۲۳) با شعار پیش به سوی جمهوری دموکراتیک، بیانیهٔ مشترک ۵۲۵تن از نمایندگان مجلس عوام و اعیان انگلستان از همهٔ احزاب در حمایت از قیام مردم ایران، نه شاه نه شیخ، و طرح ۱۰ ماده‌یی خانم مریم رجوی برای یک جمهوری دموکراتیک با جدایی دین و دولت منتشر شد. این بیانیه روز سه‌شنبه ۲۳خرداد ۱۴۰۲ طی یک کنفرانس پارلمانی در مجلس عوام انگلستان با سخنرانی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت و شماری از نمایندگان پارلمان و مجلس اعیان و شخصیتهای سیاسی انگلستان، اعلام شد. در میان امضاکنندگان بیش از ۵۰تن از وزرا و معاونان پیشین وزیران از کابینه‌های محافظه‌کار و کارگر، ۱۵ اسقف از مجلس اعیان، معاون سابق نخست‌وزیر، ۱۰تن از رؤسای کمیسیونهای دو مجلس، ۵تن از معاونان حزب محافظه‌کار، رئیس هیأت انگلستان در شورای اروپا و معاون سخنگوی مجلس اعیان و رهبران حزب اتحاد ملی ایرلند و حزب ملی ولز دیده می‌شوند. علاوه بر وزرای سابق دفاع، دادگستری، نیروهای مسلح، تجارت، توسعه بین‌المللی، زنان، آموزش و پرورش، محیط‌زیست و وزرای سابق ولز، ایرلند شمالی و برگزیت، رهبران پیشین حزب کارگر، حزب محافظه‌کار و حزب لیبرال دموکرات، ۲رئیس قبلی حزب کارگر و ۲رئیس سابق حزب لیبرال دموکرات، بیانیه ایران ۲۰۲۳ را امضا کرده‌اند. در این بیانیه ۵۲۵تن از نمایندگان مجلسین انگلستان، با اشاره به قتل‌عام بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ که اغلب آنها از اعضای مجاهدین خلق بودند، از جامعهٔ بین‌المللی خواسته‌اند که در تلاش برای تغییر در کنار مردم ایران بایستد و گامهای قاطعی مانند قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سیاه و پاسخگو کردن مقامات رژیم ایران برای جنایت‌هایشان علیه بشریت علیه رژیم حاکم بر ایران بردارند. امضاکنندگان بیانیه قیام شجاعانه مردم ایران را از یک‌سو ناشی از وضعیت انفجاری جامعه و از سوی دیگر ناشی از ۴دهه مقاومت سازمان‌یافته سراسری می‌دانند. آنان خاطرنشان کردند طی ۴دهه گذشته، ائتلاف دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران، تغییر دموکراتیک در ایران را دنبال کرده و جهان به‌ویژه قانونگذاران کشورهای غربی را نسبت به‌خطرات این رژیم در تلاش برای کسب سلاح اتمی، تروریسم و حقوق‌بشر آگاه کرده است. در بخشی از بیانیهٔ ۵۲۵تن از نمایندگان مجلسین انگلستان آمده است: «برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران که از دو دهه پیش اعلام شده و شامل انتخابات آزاد، آزادی بیان و اجتماعات، لغو مجازات اعدام، برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت می‌باشد، همان ارزشهایی است که ما در کشورهای دموکراتیک از آن دفاع می‌کنیم». در جلسهٔ پارلمانی انگلستان در حمایت از مقاومت ایران، دیوید جونز وزیر سابق ولز و برگزیت گفت: «بیانیه ما دو نکته کلیدی را برجسته می‌کند. اول این‌که مردم ایران همه اشکال دیکتاتوری اعم از دیکتاتوری سلطنتی یا مذهبی کنون را رد می‌کنند و ثانیا و مهمتر، ما راه‌حل ایرانی را که شما خانم رجوی در یک برنامهٔ دموکراتیک ده ماده‌یی برای آینده ایران ارائه کرده‌اید به‌رسمیت می‌شناسیم و حمایت می‌کنیم». باب بلکمن، نماینده مجلس عوام و رئیس کمیته بین‌المللی نمایندگان اروپایی برای ایران آزاد گفت: «این بیانیه طیف گسترده‌یی از اعضای مجلس اعیان، مجلس عوام، شهرداران، شوراهای شهر و از همه احزاب سیاسی را شامل می‌شود و این برای این‌که ما به جلو حرکت می‌کنیمِ به سوی ایران آزاد و دموکراتیک بسیار مهم است». بارونس ورما، عضو مجلس اعیان انگلستان نیز تأکید کرد: «بیانیه امروز قدرت ۵۲۵ نماینده پارلمان را نشان می‌دهد، که به‌گونه‌یی فراحزبی سخت تلاش می‌کنند تا مطمئن شوند که خواستهای مطرح شده در آن دائماً روی میز باشد». خانم رجوی در سخنانش خطاب به قانونگذاران انگلستان، بیانیه۵۲۵ تن اعضای مجلسین عوام و اعیان را «یک موضع سیاسی در برابر رژیم اعدام و قتل‌عام و بانی اصلی تروریسم دولتی»، توصیف کرد و با تأکید بر این‌که این بیانیه «بی‌اعتباری کامل سیاست مماشات» را منعکس می‌کند؛ افزود: وقتی آخوندها اعتراضات مردم را با اعدام‌های وحشیانه جواب می‌دهند، با انباشتن ۵تن اورانیوم غنی‌شده امنیت جهان را به خطر می‌اندازند و با فرستادن پهپادهایشان کشتار و ویرانی را برای اروپا به ارمغان می‌برند، امتیاز دادن به رژیم آخوندها، جز سرافکندگی، حاصلی ندارد. اگر مماشات سیاست غرب نبود، گروگانگیری اتباع غربی در ایران به سیاست رسمی رژیم تبدیل نمی‌شد؛ اگر مماشات سیاست غرب نبود برنامه سلاح هسته‌یی آخوندها سال‌ها پیش برچیده شده بود و اگر سیاست مماشات نبود، این همه موانع بر سر راه مردم و مقاومت برای سرنگونی رژیم قرار نمی‌گرفت. رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت هم‌چنین گفت: مردم و مقاومت ایران که قیمت مبارزه با رژیم را در بیش از ۴دهه با تحمل درد، شکنجه و فدا از جمله فدای ۱۲۰هزار تن از بهترین پسران و دخترانشان داده‌اند هر بهایی را برای به‌دست آوردن آزادی خواهند پرداخت. سیاست مماشات این قیمت را برای ما سنگین‌تر و کار دشمن را برای سرکوب آزادی سهل‌تر کرده است. از سیاست مماشات فقط مردم ما رنج نکشیده‌اند، بلکه مردم اروپا و آمریکا و خاورمیانه هم بابت تروریسم و گروگانگیری و جنگ‌افروزی آخوندها خسارت بسیار دیده‌اند».
    6 min
  • خامنه‌ای؛ معنای «بیست سال چالش» هسته‌یی
    خامنه‌ای ۲۱خرداد در دیدار با کارگزاران اتمی رژیم نالید که «بیست سال است ما چالش داریم». ترجمه سیاسی «چالش» در صحبت‌های خامنه‌ای چیست؟چالش خامنه‌ای همان بحرانی است که دو دهه گریبان رژیم به‌ویژه شخص خامنه‌ای را گرفته و او هر کار می‌کند و هر ترفند و مانوری را به‌کار می‌گیرد تا یوغ این بحران را از گردن باز کند، اما نمی‌شود. خامنه‌ای می‌خواست قاطر چموش ولایت را هسته‌یی کرده و نه یورتمه‌کنان، بلکه در زمینهٔ تروریسم و باج‌گیری از منطقه و جهان چهار نعل بتازد. اما در مرداد۱۳۸۱ مقاومت ایران بر پایه اطلاعات مجاهدین، برنامهٔ بمب‌سازی هسته‌یی آخوندها را فاش کرد و جهان یکباره هوشیار شد. رئیس‌جمهور وقت آمریکا اذعان کرد «همهٔ ماجرا از آنجا شروع شد که فهمیدیم رژیم ایران مخفیانه در حال غنی‌سازی اورانیوم است و این موضوع وقتی آشکار شد که اپوزیسیون ایران آن را فاش کرد»؛ کاندولیزا رایس مشاور امنیت ملی بوش هم گفت: «برنامهٔ اتمی رژیم ایران توسط اپوزیسیون ایران افشا شد و پیش از آن هیچ چیزی از آن به‌آژانس گزارش نشده بود». اینگونه مقاومت ایران افسار بحران اتمی را بر گردن خامنه‌ای و نظامش انداخت. اما این تازه آغاز ماجرا بود. همان که ولی‌فقیه نظام روز گذشته با سوزش گفت: «چالش هسته‌یی ما الآن بیست سال است» ادامه دارد! همان چالشی که پرونده رژیم را به‌شورای امنیت برد، بانی صدور ۶قطعنامه علیه رژیم شد، پرونده حساس پی.ام.دی را در رابطه با رژیم گشود، سنگین‌ترین تحریم‌ها را علیه آخوندهای غارتگر اعمال نمود و دست مماشاتگران برای امدادرسانی به‌دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران را به‌میزان بسیار زیادی بست. اما چرا خامنه‌ای در برابر این چالش بی‌راه‌حل است؟ بحران اتمی در این ۲۰سال خامنه‌ای را بر سر یک دوراهی قرار داده که سرانجام هر دو مسیر پرتگاه است. مسیر اول تن‌دادن به‌خواستهای جامعهٔ جهانی و آژانس است؛ یعنی دست کشیدن از برنامهٔ هسته‌یی و غر و دبه کردن کامل آن‌که در فرهنگ رژیم آن را «جام‌زهر» می‌نامند. زهری که در یک نقطه باقی نمی‌ماند و تا از کار انداختن تمامی علائم حیاتی رژیم پیش می‌رود. همان که خامنه‌ای آن را «تنزل بی‌پایان» نامید و گفت از اتمی شروع می‌شود، به‌موشکی و انحلال سپاه و در آخر نفی کامل ولایت فقیه راه خواهد برد (خرداد۹۵). مسیر دوم ادامهٔ تاخت و تاز هسته‌یی و سرشاخ شدن بیشتر با جامعهٔ جهانی است. که حاصل آن همان «پیله کردن سر اتمی» است که خامنه‌ای روز گذشته گفت، یعنی ادامه و افزایش تحریم‌ها و فشارها، آن هم در شرایط خفگی اقتصادی. این ترجمه «چالش» است که خامنه‌ای می‌گوید. یعنی بن‌بست. این بن‌بست را در صحبت‌های ۲۱خرداد خامنه‌ای به‌خوبی می‌توان دید. آنجا که یکی به‌نعل زد؛ «توافق اشکالی ندارد» و یکی به‌میخ؛ «اما زیرساخت‌های صنعت هسته‌یی نباید دست بخورد»!خطر این بن‌بست و چالش در شرایطی که جامعهٔ ایران بیش از هر زمانی انفجاری است و هر عاملی می‌تواند بار دیگر بشکهٔ باروت را منفجر کند، برای خامنه‌ای بسیار جدی‌تر است. از طرفی آنچه این چالش و بن‌بست را استمرار بخشیده و اجازه نداده ترفندها و مانورهای خامنه‌ای با همدستی مماشاتگران یوغ هسته‌یی را از گردن نظام و شخص خامنه‌ای باز کند، افشاگریهای پیاپی مقاومت ایران است که در فشار افکار عمومی اروپا و آمریکا علیه برنامهٔ هسته‌یی رژیم نمود پیدا می‌کند. فشاری که در قطعنامه‌های پارلمانهای کشورهای اروپایی و کنگرهٔ آمریکا و مواضع طیف گسترد‌ه‌یی از شخصیت‌های سیاسی و دولتمردان پیشین بازتاب می‌یابد. به‌همین خاطر خامنه‌ای می‌گوید: «بیست سال است ما چالش داریم!».
    5 min
  • معنای هزار هزار میلیارد گردش مالی قاچاق
    بامداد دوشنبه ۱۵خرداد ۱۴۰۲ یک کولبر جوان به نام هوشیار حسن‌زاده با شلیک نیروهای هنگ مرزی به خاک افتاد. هوشیار ۲۰ساله در حالی از ناحیهٔ سر و سینه هدف پاسداران مرزی قرار گرفت که هیچ در کوله‌اش نداشت.
    روز بعد (۱۶ خرداد) خبرگزاری حکومتی مهر نوشت: «کارشناس مبارزه با مفاسد اقتصادی، با اشاره به‌عملکرد ضعیف ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز عنوان کرد: برآوردها نشان می‌دهد گردش مالی قاچاق در ایران به یک‌هزار هزار میلیارد تومان رسیده است» وی با اشاره به این‌که «هم‌چنان آمارهای سالیانه این پدیده مخرب (قاچاق کالا) بین ۱۵ تا ۲۱میلیارد دلار است»، افزود «با ادامه رویه فعلی، می‌توان گفت به‌زودی بازار کشور تحت سیطره قاچاقچیان قرار خواهد گرفت».
    «رویه فعلی» که کارشناس مبارزه با مفاسد اقتصادی از آن صحبت می‌کند، چندان «فعلی» نیست و سابقهٔ طولانی دارد. ۱۲سال پیش در ۱۴تیر۱۳۹۰ خبرگزاری ایسنا در مطلبی با عنوان «اسکله‌های دردسرساز» به لیست بلند بالایی از اسکله‌های «خارج از نظارت گمرک» اشاره کرده و نوشته بود: «از مجموع ۲۰۱ اسکله در کشور ۲۰درصد دارای مرز گمرکی و ۸۰درصد دیگر دارای مرز مجاز گمرکی نیستند. این آمار به منزله قانونی بودن تنها ۴۰ اسکله است»
    دو سال پیش هم خبرگزاری حکومتی فارس اذعان کرده بود: «انواع قاچاق کالا از راههای زمین، آسمان و دریا و از طریق مبادی رسمی وارد کشور می‌شوند و این امر ضربه سنگینی به اشتغال و تولید داخلی وارد ساخته است» (۱۹تیر ۹۸).
    کمترین توجهی به مطالب فوق‌الذکر نشان می‌دهد که ابراز نگرانی کارشناس از این‌که «به‌زودی بازار کشور تحت سیطره قاچاقچیان قرار خواهد گرفت»، یک تعارف مضحک و بی‌ربط است. زیرا «برادران قاچاقچی» که به اعتراف کارشناس حکومتی «یک‌ششم مجموع نقدینگی کشور» را در اختیار دارند، دیرگاهی است بر بازار کشور سیطره دارند.
    مهدی نصیری مسئول اسبق کیهان، فروردین ۱۴۰۲ در جریان جنگ باندی، با اشاره به «برادران قاچاقچی» گفت: «... شماها که خسارت نمی‌بینید زندگی‌هایتان خسارت نمی‌بیند فرزند دلیر شورای عالی امنیت ملی‌تان که توی این قصه‌ها نقش اول را دارد صادر‌کننده اول نفت ایران هست ۴۰درصد نفت ایران را صادر می‌کند روزی یک میلیون دلار سود می‌برد پسر آقای شمخانی برای شما چه مشکلی دارد این سیاست خارجی سرشار از نعمت بوده برای شما و برای آقازاده‌هایتان. ». .
    هم‌چنین یک مهرهٔ حکومتی از باند غالب، در گفتگو با شبکهٔ افلاک رژیم با اشاره به سودهای کلان باندهای رسمی قاچاق ارز گفت: «یک شرکتهایی هستند که صاحبان ارز هستند یک شرکت فقط سود خالصش در یک سال۱۰۸هزار میلیارد تومان بوده ۱۰۸هزار میلیارد تومان یعنی یارانه ۴۵هزار تومانی دو سال کل ملت ایران» (جبرئیلی رئیس مرکز نظارت راهبردی اجرای سیاست‌های نظام ـ ۱۸خرداد ۱۴۰۲)
    یک بار خامنه‌ای اعتراف کرد که سهم قاچاق، بالغ بر ۲۵میلیارد دلار است اما این‌که اکنون گفته می‌شود حجم قاچاق کالا معادل ۲۰میلیارد دلار است، به‌معنی کاهش سهم قاچاق در اقتصاد کشور نیست؛ چرا که طی ۵سال گذشته «حجم اقتصاد ایران حدود ۵۰۰میلیارد دلار بوده و امرو زیر ۲۰۰میلیارد دلار است» (سایت حکومتی اقتصاد نیوز ـ ۹فروردین ۱۴۰۲). به این ترتیب حجم قاچاق نسبت به حجم اقتصاد حدود دو برابر شده است.
    به این ترتیب در حالی که هر روز اقتصاد کشور کوچک و سفره‌های مردم مچاله و کوچک‌تر می‌شود، حجم سود و فساد و سرمایه‌های بادآورده در بنیادهای غارتگر حاکم افزایش می‌یابد.
    به عبارت دیگر، از آنجا که فساد بخشی از سرشت و ساختار اصلی رژیم، در آن نهادینه است و کشور تحت سیطرهٔ باندهای مافیایی حاکم قرار دارد، وضعیت از هر سو که بچرخد نتیجهٔ آن هر چه فربه‌تر شدن سردمداران رژیم و آقازاده‌ها و تشدید فقر و فلاکت انبوه مردم گرسنه است. از این روی معضل اقتصادی در دیکتاتوری فاسد اقتصادی راه‌حل اقتصادی ندارد بلکه راه‌حل آن سیاسی یعنی سرنگونی حاکمیت سراپا فساد آخوندهاست.
    5 min
  • وحشت از مجاهدین و قیام در سرتاسر نظام
    روز جمعه ۱۹خرداد کر گوشخراش وحشت از تمام نمایشهای جمعهٔ نظام در شهرهای مختلف سراسر کشور به‌آسمان بلند بود. آخوند نوری امام جمعهٔ خامنه‌ای در بجنورد، با یادآوری جنگ مجاهدین با نظام که «نظام را با مشکل مواجه کرد» گفت: «امروز دنبال این هستند که این جوان را از من و شما بگیرند و کاری بکنند که عکس امام را بخواهد پاره کند یا توهین کند، جنگ هم‌چنان ادامه دارد جنگ آمده است در درون خانه‌هایمان». امام جمعهٔ خامنه‌ای در بیرجند هم با یادآوری توصیف خامنه‌ای از دههٔ ۶۰ که از آن با عنوان «دهه توفانهای مهیب نظامی، امنیتی و سیاسی» یاد کرده، کوشید توجه مخاطبان خود را به‌خطری که امروز هم از همانجا موجودیت رژیم را تهدید می‌کند، جلب کند. گماشتهٔ خامنه‌ای در جمعه‌بازار تهران هم بر حساسیت سال۱۴۰۲ برای رژیم تأکید کرد، چرا که «امسال دو انتخابات مهم و سرنوشت‌ساز پیش روی ماست و بمباران خودشان را از همین حالا هم آغاز کرده‌اند، با پیاده‌نظام آگاه و ناآگاه خود». وی هم‌چنین پیش‌بینی کرد که «قطعاً ولایت فقیه را بیش از قبل مورد هجمه قرار می‌دهند». این پیش‌بینی‌های وحشت‌آلود، هشدارها و اعلام خطرها اساساً تکرار و واگویهٔ حرفهای خامنه‌ای در سخنرانی‌اش در سالمرگ دجال (۱۴خرداد) است. خلیفهٔ ارتجاع در آن سخنرانی که موزیک متن آن نعره‌های «مرگ بر منافق» وحوشش بود، نسبت به‌خطر قیام به‌ایادی رژیم هشدار داد و گفت: «حفظ منافع ملی ما دشمنان عنود و لجوجی دارد هر کاری از دستشان بر بیاید می‌کنند و تا امروز هم کرده‌اند... در آینده هم کارهایی خواهند داشت آخرین تلاش دشمن همین اغتشاش‌های پاییز گذشته بود». در حرفهای خامنه‌ای و بازگو کردن آن توسط نمایندگان و امام جمعه‌هایش طی چند روز گذشته به‌وضوح می‌توان دید که وحشت از مجاهدین و پیشروی مقاومت ایران در عرصه‌های مختلف سیاسی، عملیاتی، داخلی و بین‌المللی و به‌خصوص هراس از شعله‌ور شدن قیام، مثل خوره به‌جان نظام افتاده است. تقریباً هیچ مراسمی برگزار نمی‌شود و هیچ سخنرانی ایراد نمی‌شود جز که در آن گریزی به‌صحرای مجاهدین بزنند و ذکر مصیبت ۱۷هزار کشته را بکنند و نسبت به‌خطر قیام در سال۱۴۰۲ جیغ و فریاد کنند. در واکنش به‌این وحشت‌زدگی و کابوس عمومی که سراپای رژیم را فراگرفته، ضحاک زمان و گماشتهٔ جلادش به‌شیوهٔ خود تلاش می‌کنند با فضای وحشت و ناامیدی در درون رژیم و فضای انفجاری و آمادگی انقلابی در جامعه مقابله کنند. از یک‌سو، موج اعدامهای روزانه را ادامه می‌دهند و از سوی دیگر با پروپاگاندا و تلاش دیوانه‌وار با توسل به‌انواع شیوه‌ها از جعل خبر گرفته تا مستندسازیهای دستپخت وزارت اطلاعات، شیوه‌های مختلف شیطان‌سازی از مجاهدین را آزمایش می‌کنند. اما در ورای این تلاشهای مذبوحانه چند واقعیت غیرقابل کتمان به‌روشنی رویت می‌شود:
    • نخست اذعان به‌فضای انفجاری جامعه به‌خصوص آمادگی جوانان
    • این نگرانی عمومی در رژیم وجود دارد و به‌انحای مختلف بیان می‌شود که سال۱۴۰۲سال شعله‌ور شدن آتش زیر خاکستر و سال بود و نبود برای رژیم است.
    • هر چند خامنه‌ای وانمود می‌کند به‌قیام سیلی زده و کار آن را یک‌سره کرده (سخنرانی اول فروردین۱۴۰۲)، اما هم سخنان خود او خلاف این را نشان می‌دهد و هم از وجنات رژیم می‌بارد که این قیام است که به‌خامنه‌ای سیلی زده و تعادل رژیم را به‌طور بازگشت‌ناپذیری درهم ریخته است. هم‌چنان که یکی از ایادی رژیم گفت: «این‌طور نیست که شما آرامش را می‌بینید و فکر می‌کنید زیر این آرامش هیچ خبری نیست، نه آتش زیر خاکستر است و مطمئن باشید که با یک جرقه ممکن است دوباره شکل دیگری به‌خودش بگیرد» (اشرف بروجردی ـ ۸خرداد ۱۴۰۲).
    5 min
  • ادعاهای رئیسی؛ نمک بر زخم و بنزین بر آتش!
    -جبران کسری بودجه بدون استقراض از بانک مرکزی!
    -کنترل رشد نقدینگی!
    -افزایش چشمگیر تولید!
    -تضمین امنیت غذایی مردم!
    -تامین به‌موقع کالاهای اساسی!
    -رکوردشکنی در تجارت خارجی!
    شاید باورش سخت باشد که این ادعاها را رئیس‌جمهور ۶کلاسهٔ نظام آخوندی در سفر روز پنجشنبه به‌آذربایجان شرقی و صحبت با آخوندها و ائمهٔ جمعهٔ خامنه‌ای در این استان بیان کرده است!
    اما همان‌طور که «وقاحت» یک واقعیت ذاتی رژیم ولایت فقیه است، بیان این ادعاها توسط رئیسی هم واقعیت دارد. البته رئیسی پا را فراتر هم گذاشت و در حالی که رسانه‌های خود رژیم گزارش می‌دهند شدت فقر تا حدی است که هم‌اکنون «خرید و فروش نوزاد در ایران؛ از هیچی تا ۳۵۰میلیون» تومان «در تمام شهرها» گسترش یافته (اصلاحات نیوز-۱۳خرداد)، گماشتهٔ خامنه‌ای مدعی «ثبات در اقتصاد کشور» هم می‌شود و می‌گوید «هیچ مشکل غیرقابل حلی در کشور وجود ندارد!».
    البته رئیسی که می‌داند این ادعاهایش فراتر از تمسخر، باعث افزایش خشم و کینهٴ مردمی می‌شود که «حقوق‌شان به‌صورت گازانبری مورد هجوم و حملهٔ (دولت رئیسی) قرار گرفته» (ایلنا-۱۸خرداد)، در یک فرار به‌جلو فروپاشی اقتصادی و تورم بی‌سابقه را «عددسازی کاذب در اقتصاد و ایجاد انتظار تورمی از سوی دشمنان» عنوان می‌کند و فقر، گرسنگی، زباله‌گردی، بی‌خانمانی و خالی شدن سفره‌ها را «شایعه‌پراکنی و حمله به‌امنیت» نظام توسط دشمن می‌نامد!
    البته شدت فاجعه آن‌چنان است که نیاز هم به‌افشاگری دشمن نیست. چرا که خود کارگزاران، کارشناسان و رسانه‌های حکومتی آژیرهای قرمز نفرت متکاثف اجتماعی را می‌شوند و پیاپی مجبور می‌شوند به‌شکست و بن‌بست رئیسی اذعان کنند.
    همتی، رئیس پیشین بانک مرکزی رژیم با طعنه نسبت به «سرانجام وعده ساخت ۴میلیون مسکن»، گرانی سرسام‌آور اجاره‌بها را یادآوری می‌کند و می‌نویسد: «آقای رئیسی، از وضع اجاره‌ها خبر دارید؟» (۱۷خرداد).
    سایت حکومتی آفتاب نیوز به «رشد ۹۵۰درصدی قیمت مسکن در تهران» اذعان می‌کند و مرکز پژوهش‌های مجلس ارتجاع مجبور می‌شود به‌شدت گرفتن فاجعهٔ بی‌خانمانی اذعان کند که «متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در تهران، طی ۵سال یعنی از آذرماه سال۱۳۹۶ تا آذرماه سال۱۴۰۱، از ۵میلیون و ۸۸هزار تومان به ۴۸میلیون و ۷۳هزار تومان رسیده است» (خرداد۱۴۰۲).
    مرکز آمار رژیم به‌رغم مهندسی و کوچک کردن آمارهای بحرانی، مجبور می‌شود به «تورم نقطه‌ای مواد خوراکی در ایران طی یک سال گذشته» که «نزدیک به‌۸۰درصد بوده» اعتراف کند. آماری که نشان می‌دهد ایران آخوندزده به یکی از ۵کشور دارای بدترین نرخ تورم در جهان تبدیل شده است.
    روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت هم از «شیب صعودی قیمت خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها از سال گذشته که دولت ابراهیم رئیسی تحت عنوان «جراحی اقتصادی» ارز ترجیحی را حذف کرد» می‌نویسد که باعث شده «در فروردین امسال نسبت به سال گذشته حجم خرید مواد غذایی مردم ۳۰ تا ۳۵درصد افت» کند و «سفرهٔ ایرانیان نیز آب» برود (۱۷خرداد).
    رئیس اتحادیهٔ حکومتی گوشت گوسفندی هم از «کاهش ۳۰درصدی مصرف گوشت قرمز به‌دلیل گرانی» توسط مردم و «شرایط ناگوار سفرهٔ خانوارها در ایران» می‌گوید (۱۴خرداد).
    وضعیت آن‌قدر بحرانی است که خبرگزاری سپاه هم مجبور می‌شود اعتراف کند که خود دولت رئیسی عامدانه «برای تثبیت گرانی» و غارت مردم، رو به «عرضهٔ کم مرغ» آورده که باعث شده «هر کیلو سینهٴ مرغ به ۱۲۰هزار تومان» برسد و «هیچ فریادرس و نظارتی هم در کار نیست» (فارس-۱۷خرداد).
    اما چرا به‌رغم این‌که فضاحت شکست رئیسی همه‌جا عیان است، باز هم گماشهٴ خامنه‌ای مدعی «ثبات در اقتصاد کشور» می‌شود؟
    خود این ادعا گویای بن‌بست است. رئیسی راهی برای خروج از بحران فاجعه‌بار فروپاشی اقتصادی ندارد و می خواهد با ‌دروغ‌درمانی و ادعاهای آن‌چنانی آبی بر آتش خشم مردم بریزد. اما این ادعاها نمک پاشیدن بر زخم عمیق خلقی ستمدیده و ریختن بنزین بر آتشی است که زیر خاکستر، منتظر فوران و انفجار است.
    5 min
  • «برده‌داری نوین» در «حاکمیت یکدست»
    «رؤیای بر باد رفتهٔ کارگران» عنوان روزنامهٔ حکومتی شرق است که به بخشی از برنامهٔ ضدکارگری دولت رئیسی و برنامهٔ هفتم توسعه پرداخته و به قوانینی اشاره می‌کند که «کارگران را با خطر نابودی روبه‌رو کرده است» (۱۶خرداد ۱۴۰۲). پس از طرح لایحهٔ هفتم توسعه توسط رئیسی جلاد، بسیاری از خودیهای نظام در جنگ گرگها بین باندهای نظام مندرس ولایت و ضمن خرده گیریهای باندی اندر باب «بی‌برنامگی برنامهٔ هفتم»، اندکی از عملکرد قرون‌وسطایی و طینت ضدانسانی رژیم آخوندی را به ناگزیر برملا کردند و از جمله نوشتند: «برنامه هفتم توسعه را باید غیرمشارکتی‌ترین تجربه در دوران ۸۰‌ساله برنامه‌ریزی توسعه در ایران دانست. لایحه‌یی که در پستوی سندنویسان مورد وثوق و بی‌کمترین مشارکتی بلکه آگاهی و خبری از سوی نهادهای مدنی و دانشگاهها و اندیشمندان و حتی مجلس و نهادهای هم‌سو با دولت در حاکمیت یکدست نوشته شد» (اعتماد ـ‌اول خرداد). سایت حکومتی جماران هم این برنامه را «بزرگترین یورش علیه کارگران و حقوق آنها از ابتدای روی‌کار آمدن نظام تاکنون» توصیف کرد. حتی خبرگزاری سپاه قدس خامنه‌ای در تشریح یکی از مواد ضدکارگری برنامه نوشت: «پذیرش ماده ۱۵ چیزی شبیه برده‌داری نوین است. در حقوق ۸میلیونی کارگران، هزینه‌های اصلی زندگی تأمین نمی‌شود. بنابراین به ناچار سبد فرهنگی و... حذف می‌شود. این ماده در راستای کاهش تولید و افزایش تورم است» (تسنیم ـ ۱۰خرداد ۱۴۰۲) و خبرگزاری ایلنا ۸خرداد در مطلبی با عنوان «بهره‌کشی از کارگران در برنامه هفتم توسعه» نوشت: «دولت با طرح نظام استاد شاگردی منسوخ شده در ماده ۱۵ و بکارگیری کارگران تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و زندانیان در ماده ۱۶ لایحه هفتم توسعه به‌دنبال تضعیف و بهره کشی از کارگران در جهت منافع سرمایه‌داران و کارفرمایان» است. بر هیچ‌کس پوشیده نیست که بزرگترین کارفرما در ایران سپاه پاسداران و بنیادهای غارتگر خامنه‌ای هستند. همان کارفرمایی که طبق مادهٔ ۱۵پیش‌نویس برنامهٔ توسعه می‌تواند در ۳سال اول اشتغال کارگران، حقوق ماهیانه کارگران را به اندازه نصف حداقل دستمزد مصوب سال پرداخت کند «به کارفرمایان اختیار می‌دهد تا هر گونه خواستند با کارگران رفتار کنند» (خبرآنلاین ـ ۳خرداد) بردگی و استثمار بیرحمانه کارگران تا امروز لحظه‌یی قطع نشده و «هر گونه خواستند با کارگران رفتار» کردند، قدرت خرید آنها هر روز کمتر، سفره‌هایشان کوچکتر و هر روز شمار بیشتری از آنان بیمار و بیکار و اخراج و دستگیر می‌شوند. این در حالی است که بودجهٔ رسمی و غیررسمی ماشین سرکوب، جنگ‌افروزی و تروریسم رژیم هر روز بیشتر می‌شود و کارفرمای غارتگر سپاه پاسداران و بنیادهای چپاول‌گر وابسته به بیت خامنه‌ای آخرین قرص نان و رمق سفرهٔ کارگران را می‌ربایند. به نوشتهٔ رسانه‌ها و برخی مهره‌های حکومتی، به‌رغم پروپاگاندا و تبلیغات مشمئزکننده رئیسی جلاد در مورد حمایت از کارگران، شدت استثمار وحشیانهٔ کارگران هیچگاه به اندازه امروز نبوده است. روزنامه شرق ۱۷خرداد به نقل از «دهقانی‌نیا» که از او با عنوان فعال کارگری نام می‌برد، با اشاره به دست جلاد در جیب کارگرانی که نان شب برای خوردن ندارند نوشت: «اموال کارگران با این نوع رفتارهای غیراخلاقی و غیرقانونی در حال نابودی است. اگر همین روند را در پیش بگیرند ما هم مانند سایر صندوق‌های بازنشستگی «کشوری» و «لشکری» خواهیم شد... با این وجود ما حتی حاضریم دولت یک ریال هم به ما پرداخت نکند ولی به‌شرطی که دست خود را از جیب سازمان بیرون بکشد» بله! تنها راه پایان دادن به این استثمار وحشیانه و فزاینده، سرنگونی این رژیم است، همان کارزاری که اقشار مختلف از جمله کارگران در قیام سراسری ۱۴۰۱ با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «فقر و فساد گرونی می‌ریم تا سرنگونی» در کف خیابانهای سراسر ایران برای آن به‌پا خاستند.
    5 min