Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.
December 13, 2022خامنهای این بار هم کور خوانده است۴روز پس از اعدام جنایتکارانهٔ شهید قهرمان قیام، محسن شکاری، خامنهای ضحاک خون جوان برومند دیگری را بر خاک ریخت. دژخیمان خامنهای، شهید شورشی دیگر مجیدرضا رهنورد را در کمتر از ۳هفته پس از دستگیری، در خیابانی در مشهد، با جراثقال حلقآویز کردند. این اعدام بزدلانه در وحشت از خروش و خیزش مردم و جوانان شورشی مشهد، نه در ملأعام، بلکه در تاریکی شب و بدون اعلام قبلی در جمع شماری از مزدوران پاسدار و بسیجی صورت گرفت، تا لااقل بهاین شغالان لرزان و هراسان، روحیه تزریق شود.خامنهای با این دومین اعدام در هشتاد و هشتمین روز قیام، نشان داد که برای مهار قیام راهی جز اعدام و کشتار ندارد و عواقب آن را به ناگزیر باید بپذیرد. او وحشتزده از استمرار قیام و خطر بالاگرفتن شورش و آتش، حربه اعدام برای ارعاب مردم بپا خاسته و برای روحیه دادن به مزدوران وارفته، تنها راه حفظ نظام منفورش یافته است. اما واکنشهای اجتماعی در برابر این هر دو اعدام حاکی از آن است که خلیفهٔ ارتجاع این بار هم کور خوانده و هر اعدام، جرقهٔ دیگری بر انبار باروت خشم و کینهٔ مردم از این رژیم پلید است و خلق ستمدیده و اسیر، بیشازپیش ایمان میآورد که تنها آتش جواب آتش است.در متن قیامی که به چهارمین ماه نزدیک میشود، پیآمد این اعدامها در عرصه سیاسی و بینالمللی هم این واقعیت را برجسته میکند که خامنهای فقط زبان قدرت و قاطعیت را میفهمد. زیرا همه میبینند که فاشیسم دینی به تمامی فراخوانهای بینالمللی و به همه اعضای شورای حقوقبشر ملل متحد و قطعنامه صادر شده از سوی این شورا دهن کجی میکند و پاسخ آنها را با اعدامهای پیدرپی میدهد. به این ترتیب، افکار عمومی بینالمللی که در شرایط کنونی قویاً با موضوع قیام سراسری مردم ایران درگیر است، دیگر نمیتواند اکتفا کردن به تقبیح و محکومیتهای لفظی را بهعنوان واکنش مطلوب در مقابل جنایات آخوندها بپذیرد و آن چه را که مقاومت ایران از سالها پیش بر آن پای فشرده یعنی طرد کامل این رژیم از جامعه جهانی و تعطیل مراودات و گفتگوهای انتقادی با دعوی «مدره کردن رژیم وحشی»، مقبولیت فراگیر در افکار عمومی پیدا میکند.آری، «افعی کبوتر نمیزاید» و همچنان که رهبر مقاومت در پیامش پس از اعدام وحشیانه قهرمان شورشگر مجیدرضا رهنورد تأکید کرد، «لفاظی و اشک تمساح انتقادی برای مردم ایران از راه دور، کافیست». این سخنی است که امروز هر وجدان بیدار انسانی در نگاهی به قیام مردم ایران و جنایتهای خامنهای، بر آن صحه میگذارد و این فراخون برحق را در مقابل جامعه جهانی و دولتهایی که از حقوقبشر و ایستادن در کنار مردم ایران دم میزنند، قرار میدهد که «اگر راست میگویید، سفارتهای رژیم را تعطیل کنید. پاسپورت مزدوران را باطل و آنها را اخراج کنید. ضرورت انحلال سپاه خامنهای و وزارت اطلاعات و حق مقاومت و سرنگونی فاشیسم دینی را بهرسمیت بشناسید».حرف آخر را البته مردم ایران و مقاومت آزادیستانشان با شورش و آتش میزنند و خون محسنها و مجیدرضاها عزم شان را برای برکندن ریشه رژیم ولایت فقیه صیقل میزند....more5minPlay
December 12, 2022«سرِ خَم، قدغن!»خامنهای جلاد، با نهایت شقاوت و سبعیت، بهاعدام شهید قهرمان، محسن شکاری فرمان داد؛ با این خیال که بهشورشگران و قیامکنندگان پیام بدهد که هر اقدام آنها برای قیام را، ولو فقط بستن خیابان باشد، با اعدام جواب میدهد. اما خلیفهٔ ارتجاع تا همین جا که تنها ۴روز از ارتکاب این جنایت میگذرد، جوابی کاملاً معکوس گرفته است.در همان روز (پنجشنبه ۱۷آذر) که محسن قهرمان با گردنی افراشته پای چوبهٔ اعدام رفت، همرزمانش در چندین عملیات، پاسخی آتشین بهضحاک خونآشام دوران دادند. از گچساران تا شیراز و از کرج تا بندرعباس و از مشکینشهر تا دزفول و از بهشهر و رشت تا شوش و شوشتر، مراکز بسیج، حوزههای جهل و جنایت و مظاهر حاکمیت آخوندی را بهآتش کشیدند. سلسله عملیات آتشینی که طی روزهای بعد نیز ادامه یافت و از گلپایگان تا مرودشت و نکا و از یزد و شیراز تا اسفراین و ایلام و از مشهد تا آمل و اصفهان و هرمزگان... شورشگران، زمین را زیر پای حاکمان خونریز بهلرزه درآورده و این پیام را بهگوش خامنهای پلید و دژخیمانش رساندند که «خامنهای ضحاک، میکشیمت زیر خاک!». همچنان که قیامکنندگان نیز طی این ۳روز، با خشمی شعلهور از داغ محسن و برافروخته از آتش انتقام، از تهران تا زاهدان و خاش و تفتان و... در سراسر ایران، یکصدا خروشیدند: «قسم بهخون یاران، ایستادهایم تا پایان».خروش خشم و انتقام مردم ایران، از مرزها نیز فراتر رفت و هر ایرانی را در هر جای جهان که دل در گرو آزادی میهن دارد و «از خون جوانان وطن» داغدار است برانگیخت. بهمحض انتشار خبر، اشرفنشانها در برلین با تصاویر محسن قهرمان و با خشمی توفنده فریاد مرگ محتوم ظالمان را طنینافکن ساختند و بسیاری از ایرانیان شریف و آزاده در کشورهای مختلف عزم جزم مردم ایران برای سرنگونی رژیم و پیام خون محسن برای ایستادگی تا به آخر را بهگوش جهانیان رساندند. چنین بود که جنایت دژخیمان خامنهای با موجی از محکومیتهای بینالمللی و تحریمهای جدیدی مواجه شد و این رژیم ضدانسانی را یک مدار دیگر در ورطهٔ محکومیت و انزوای جهانی فرو کشید.امواج خشم و انزجاری که از داخل و خارج کشور برخاسته بود، بهدرون رژیم سرازیر شد و وحشت سراپای حاکمان را فراگرفت و فاصله گرفتن از این جنایت ننگین و نفرتانگیز و هشدار در خصوص عواقب آن برای تمامیت رژیم، حواشی نظام – از مهرههای حذف شده و عناصر باند مغلوب و برخی از آخوندهای حکومتی- را هم فرا گرفت. روزنامهٔ فرهیختگان ۱۹آذر متعلق بهولایتی مشاور نزدیک خامنهای نوشت: «نمیتوان با فراغ بال و گشادهدستی اعدام کرد».آخوند مقتدایی گفت: همه افرادی که حکم محارب دارند، حکم اعدام ندارند» (خبرگزاری حکومتی ایلنا ـ ۲۰آذر).آخوند رحمت گفت: «حکم جرمهایی مانند ترساندن مردم، بستن خیابان و زخمی کردن شخص مقابل «اعدام» نیست» (سایت حکومتی شفقنا ـ ۲۰آذر).پس از طوفان خشم و آتش در واکنش به اعدام محسن قهرمان و برای مقابله با بالاگرفتن قیام، خامنهای آن روی سکه خط اعدام برای سرکوب را با انتشار خبرهایی در خصوص تعلیق برخی احکام جنایتکارانه و جوسازی و تبلیغ پیرامون آن به نمایش گذاشت تا بهزعم خود جو ندامت و ترس و سر خم کردن را ایجاد کند. اما ضحاک زمانه اینجا را هم کور خوانده است. شورشگران برای آزادی و پیشتازان فداکار قیام مردم ایران در تجربه سراسر رنج و خون چهل و چند سال گذشته، با تمام وجود این درس را آموختهاند که تنها زبانی که درندگان عمامهدار ولایت فقیه میفهمند زبان قدرت و قاطعیت و آتش است. درسی که در تاروپود جامعهٔ ایران و در جان و روان مردمی که بهای قیام و آزادی را با خون کهکشانی از شهیدان پرداختهاند جاری است و هر نیرنگ و دجالیتی را درهم میشکند؛ درسی که هنگام خاکسپاری پیکر قهرمان شهید قیام محسن شکاری اینچنین طنین افکند: «مردم نترسید، اینها رفتنیاند! سرِ خَم قدغن!»....more6minPlay
December 06, 2022«اغما»! یا بنبست و استیصال در برابر قیامروزنامهٔ حکومتی شرق (۱۴آذر) نوشت: «دیگر خبری از ماشینهای گشت ارشاد که ذیل عنوان «پلیس امنیت اخلاقی» فعالیت میکردند (نیست)؛ مسألهای که بهنظر میرسد معنایش اغمای گشت ارشاد باشد».هیاهو بر سر گشت ارشاد با اظهارات آخوند منتظری دادستان کل رژیم شروع شد. وی در نشست خبری خود «در پاسخ بهسؤال یکی از حاضران مبنی بر اینکه چرا گشت ارشاد تعطیل شد؟ اظهار داشت: گشت ارشاد ربطی بهقوه قضاییه ندارد و از همان جایی که در گذشته تأسیس شد، از همانجا نیز تعطیل گردید» (سایت حکومتی انتخاب ـ ۱۲آذر).این هیاهو که عمداً توسط باندهای حکومتی دامن زده شد و برخی رسانههای بینالمللی هم در جوال آن رفتند، هیاهو بر سر هیچ است و در حالی صورت میگیرد که گشتیها و گزمههای جنایت و سرکوب ولایت فقیه در اینجا و آنجا بهروی قیامآفرینان آتش میگشایند و آدمربایی میکنند و میکشند و آن را در نوع دیگری از فریبکاری «خودکشی» قلمداد میکنند. هدف از جنجالهای شیادانه هم منحرف کردن اذهان از قیام سراسری مردم و تنها هدف و خواست آن، سرنگونی تام و تمام رژیم است.فاشیسم دینی حاکم چه بهدلیل ماهیتش و چه بهدلیل لرزهٔ سرنگونی که طوفان قیام سراسری بر سراپایش افکنده، نه میخواهد و نه میتواند کمترین انعطافی در سازوکار استبداد قرون وسطاییش بدهد؛ زیرا کمترین شکاف در اختناق مطلق، همانگونه که خامنهای، خود بارها اذعان کرده، نفی و سقوط این نظام پوسیده را بهدنبال دارد.همین آخوند منتظری پیش از این گفته بود: «مجلس و شورای عالی انقلاب اسلامی در حال کار و مطالعه بر روی مسأله حجاب هستند که نتایج آن تا ۱۵روز آینده مشخص خواهد شد؛ این تصمیم سازیها باید بر اساس تدبیر صورت بگیرد» (سایت حکومتی انتخاب ۱۰آذر).«تدبیر»ی که دادستان کل رژیم از آن سخن میگوید، جز ترکیبی از سرکوب و فریب معنای دیگری ندارد. شیوهٔ شناخته شدهٔ رژیم است تا در هر مخمصهیی بهزعم خود موجی را از سر خود بگذراند. کما اینکه در حالی که آخوند منتظری از «کار و مطالعه بر روی مسأله حجاب» حرف میزند، یک آخوند حکومتی دیگر (حسین جلالی عضو کمیسیون مجلس ارتجاع) «در جمع بانوان متحصن قم» هر گونه شکافی در این مورد را بسته و میگوید: «بهحول و قوه الهی هزینهٔ بدحجابی و بیحجابی را در کشـور بالا خواهیم برد» (سایت حکومتی تابناک ـ ۱۴آذر). وی در ادامهٔ منطق فاشیسم دینی در این مورد را هم خیلی صریح و روشن چنین بیان میکند: «عقبنشینی از طرح عفاف و حجاب، عقبنشینی از جمهوری اسلامی است... اگر پوشش اسلامی حذف بشود یعنی جمهوری اسلامی حذف شده».دربارهٔ دجالیت و سرکوب آخوندی در زیر پردهٔ دین و تحت عنوان حجاب، ۳۶سال پیش، رهبر مقاومت خطاب به خمینی و رژیمش تأکید کرد «به تو چه که یکی باحجاب است و یکی بیحجاب. برو تو هر طور که علاقه و عقیدهات هست عمل کن. بگذریم که هیچ عقیدهای ندارد، جز سفاکیت. مسأله این است که هرجا که آزادی باشد، خمینی نیست. آخر، رابطهٔ خمینی با آزادی رابطهٔ جن است و بسمالله و آنرا نمیتواند تحمل کند».ایشان در همان جا به «مانورهای پوچ» رژیم و ضعف و استیصال بنیادین رژیم قرونوسطایی ولایت فقیه هم پرداخت و خاطرنشان کرد که «رژیم آنقدر ضعیف است که اگر یک حفره و یک خلأ در یکجا باقی بگذارد، از همانجا از هم دریده خواهد شد، از همانجا سرِ کلاف باز خواهد شد. به این خاطر است که ضروری و محتوم است و کسی نخواهد توانست مانع آن بشود... راهحل مردمی و شرافتمندانه و البته خونین. انقلاب نوینی را مد نظر دارد که هم به شاه میگوید نه و هم به خمینی و ضامن تحقق صلح و آزادی و حاکمیت مردمی است» (مسعود رجوی ۲۷فروردین۱۳۶۵)....more6minPlay
December 05, 2022نمود دیگری از شکست «پروژهٔ رئیسی»جلسهٔ غیرعلنی یکشنبه ۱۳آبان مجلس ارتجاع بهآیینهیی از بحران و شقهیی که قیام سراسری مردم ایران بر رژیم مستولی کرده، تبدیل شد. اگر چه از این جلسه، اطلاعات اندکی بهبیرون درز کرده، اما از همین اندک، بهمثابهٔ نوک کوه یخ، میتوان ابعاد این بحران را ارزیابی کرد. از جمله با آنچه تحت عنوان «حواشی» این جلسه در برخی رسانههای حکومتی منعکس شده، میتوان دریافت که این جلسه برای حل و فصل مسائل ناشی از تنش و جدال بالا گرفته بر سر قیام و مهار آن فیمابین دولت و مجلس ترتیب یافته بود.در این جلسه، رئیسی جلاد از مجلس انقباضی «گلایه» کرده و نسبت «بهاتخاذ تصمیمات غلط در مجلس و کمیسیونها» «هشدار» داد. وی همچنین «خواستار انصاف نمایندگان در قضاوتها، نسبت بهعملکرد وزرا و مدیران استان» شد» و از آنها خواست «بعد از معرفی گزینهها و مدیران، اصرار بر انتصاب نداشته باشند و اتخاذ تصمیم نهایی را برعهده مسئول مربوطه بگذارند» (خبرگزاری ایرنا ـ ۱۳آذر).ادامهٔ گزارش خبرگزاری رسمی دولت، حاکی از بروز تشنج در این جلسه است: «برخی نمایندگان در حال گفتگو و رایزنی با وزرا [بخوانید دعوا با وزرا] بودند که موجب شد فضای مجلس شلوغ شود و آرامش لازم برای شنیدن اظهارات وزرا وجود نداشت؛ لذا رئیس مجلس دقایقی پشت تریبون حاضر شدند و از نمایندگان تقاضا کردند که آرامش جلسه را حفظ کنند».خامنهای در سخنان نوروزی۱۴۰۱، برگماری جلاد۶۷ را شیرینی سال۱۴۰۰ نامید. اکنون پس از گذشت چند ماه بهوضوح میتوان دید که این شیرینی بهکام خلیفهٔ ارتجاع، زهر شده و تمام اهدافی را که او طی یک شعبدهبازی بیرمق انتخاباتی و با یک جراحی بیسابقه در هرم قدرت، مهندسی کرده بود، بهشکست انجامیده است.البته اختلاف و دعوا بین دولت رئیسی و مجلس یکدست ولایی، خیلی زود و در همان چند ماه اول بروز کرد، اما این اختلافات زیر ضرب قیام و طی دو ماه و نیم اخیر، وضعیتی غیرقابل کنترل و انفجاری پیدا کرد و هیچ جلسهٔ مجلس نبود که در آن اعضای مجلس، رئیسی و دولت «ناکارآمد» او و وزارتخانههای «تعطیل» را که «امور را بهامان خدا رها کردهاند» شلاقکش نکنند. همچنین بهرغم سفارشهای ولیفقیه مفلوک که چند بار از مجلسیها خواسته بود، این قدر وزیران را برای سؤال و جواب و استیضاح بهمجلس نکشانند و تحت فشار قرار ندهند، اما زیر این فشارهای مجلس، ۳تن از اعضای دولت رئیسی (وزیران کار، آموزش و پرورش و راه و شهرسازی) برکنار شدند. با این همه باند مخالف رئیسی در مجلس با سردستگی قالیباف (که همچنان سودای ریاستجمهوری را در سر دارد) بهاین اندازه قانع نیست و خواستار برکناری تعداد بیشتری از وزیران بیکفایت است. در همین رابطه رحیمی جهانآبادی، عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع بهرئیسی گوشزد کرد: «قبل از اینکه کابینه را از اکثریت بیاندازیم، آن را ترمیم کند» (سایت حکومتی اعتماد آنلاین ـ ۱۲آذر).زیر این فشارها بهادری جهرمی سخنگوی دولت وعده داد «با تصمیم رئیسجمهور، تا پایان ماه جاری ۱۰تغییر مدیریتی در سطح ملی و استانی صورت میپذیرد» (تلویزیون رژیم ۱۳آذر). این فعل و انفعالات، زهوار دررفتگی دولت رئیسی را، برملا میکند.شکست رئیسی در اداره و مدیریت امور اجرایی، تنها یک وجه از شکست خامنهای در مهندسی «پروژهٔ رئیسی» است. سایر وجوه این شکست، بسا مهمتر و مهلکتر است.خامنهای میخواست با ترکیب یک جلاد شناخته شده (رئیسی) یک قاتل و آدمکش (اژهای) و یک «چوب بهدست کف خیابان (پاسدار قالیباف)، حاکمیت یکدست تشکیل دهد و سه قوه، مطیع محض و مجری اوامر او باشند تا با آن بتواند در برابر قیامی که خوب میدانست در راه است، سد ببندد؛ اما اکنون با این قیام همگان بهچشم میبینند که او در این هدف اصلی بهسختی شکستخورده است.شکست این پروژه را رهبر مقاومت بهروشنی پیشبینی کرده و هنگام تنفیذ رئیسی گفته بود: «تنفیذ و منصوب کردن جلّاد بهعنوان رئیسجمهور توسط خلیفهٔ ارتجاع، نقطهٔ عطف و تغییر ریل در قطار ولایت، سراشیب سقوط و سرنگونی سلطنت دینی است» (مسعود رجوی ـ ۱۲مرداد ۱۴۰۰)....more6minPlay
December 04, 2022اعتراف به شقهٔ نظام زیر ضرب قیامپاسدار قالیباف رئیس مجلس رژیم در «همایش» حکومتی قانون اساسی ولایت فقیه گفت: «بعضی از دستههای سیاسی که با قانون اساسی درافتادند، یا خواهان تجدیدنظر در قانون اساسی هستند یا از اجرای آن طفره میروند»(تلویزیون رژیم ۱۲آذر).پاسدار قالیباف در این اظهارات، حرف خود را هم سرانده و میگوید: «شاید هم بهانه آنها این باشد که بگویند این قانون اساسی کارآمد نیست». ضد و نقیضگویی او به این یک جمله محدود نمیشود. رئیس مجلس دستساز خامنهای که همزمان با تداوم قیام، «خارج» میخواند و عباراتی از قبیل «حکمرانی نو» و «تغییر حکمرانی» و «اصلاح ساختار حکمرانی» را دم گرفته، در سخنرانی امروزش هم چند بار همین عبارات را بهکار برد و «حکمرانی نو» را تکرار کرد. اگر این حرف جدی باشد، عملی شدن آن راهی جز تغییر و بازنگری قانون اساسی ندارد. بهنظر میرسد او که خود متوجه این تناقض بوده، برای رفع و رجوع آن اضافه میکند که منظورش از «حکمرانی نو در سطح اول، اجرای قانون اساسی» است.اینکه هدف نامبرده تعدیل و مالهکشی حرفهای قبلیاش هست یا درصدد جدا کردن خرج خود از کسانی است که «دل در گرو این نظام ندارند» اهمیتی ندارد؛ مهم این است که این اظهارات، بیانگر شکافهای عمیق و فزایندهیی است که بر اثر ضربات مستمر و مداوم قیام سراسری مردم ایران طی ۲ماه و نیم گذشته بر رژیم وارد آمده و آثار آن در بالاترین سطوح حاکمیت امروز به این صورت در معرض دید همگان قرار گرفته است.کما اینکه رئیسی جلاد هم طی سخنرانی خود در این همایش گفت: «هیچکس در هیچ جایگاهی به خود اجازه دورزدن قانون و نقض قانون را ندهد اما اگر نیاز شد، یک امر فوری اضطراری پیش آمد... خودش قانون دارد، بنبست نداریم».عباراتی که بیشازپیش روشن میکند که بحث «بازنگری و اصلاح قانون اساسی» که باب آن مدتی است در روزنامههای حکومتی باز شده، دعوایی است که در بالاترین سطح حاکمیت جریان دارد و «بعضی دستههای سیاسی» برای بهدر بردن کشتی درهمشکستهٔ نظام از «گرداب هولناک» قیام، چاره را در «تغییر قانون اساسی و تجدیدنظر در آن» یافتهاند.اما کل این ماجرا، هیاهو برای هیچ است. زیرا اصولاً قانون و تندادن به آن در نظام قرونوسطایی ولایت فقیه، مطلقاً جایی ندارد و ولیفقیه طبق تعریف خود خمینی، به هیچیک از قراردادهای خود با مردم پایبند نیست و هر جا که منافعش اقتضا کند، بهبهانه «حفظ نظام»، قوانین دستساز خودش را هم بهسادگی آب خوردن زیر پا میگذارد. واقعیتی که طی ۴۳سال حاکمیت این رژیم پیوسته و هزاران بار بهاثبات رسیده است. کما اینکه باندهای حکومتی نیز اذعان میکنند: «قانون اساسی تنها یک اصل دربارهٔ ولایت مطلقهٔ فقیه دارند و بقیهٔ اصول، اصلاً مبنای مستقلی ندارند»(از بیانیهٔ حزب مجمع ایثارگران ـ آبان ۱۴۰۱).از همینرو بود که مجاهدین از همان روز اول با قانون اساسی ولایت فقیه که ناقض حقوق اولیهٔ مردم است، بهمخالفت برخاستند، آن را افشا کردند و در همهپرسی مسخره قانون اساسی خمینی شرکت نکردند، غضب هیولای جماران را بهجان خریدند و بهای بس سنگین و خونین آن را هم با افتخار تمام پرداختند.هیاهو بر سر قانون اساسی یا بر سر رفراندوم، ضمن آنکه شقه و شکاف واقعی و لاعلاج در رژیم و مشخصاً در باند غالب را علنی میکند، تلاشی مذبوحانه برای منحرف کردن مسیر قیام و انقلاب دمکراتیکی است که هدفش از بیخ و بن برکندن فاشیسم مذهبی حاکم است.قالیباف که خودش و دیگر سرکردگان نظام در زیر ضرب قیام دچار جنگوجدال و شقه و شکاف شدهاند، ادعا میکند: «در این دو سه ماه اخیر، دشمن(قیامکنندگان) قانون اساسی نظام را هدف گرفته»، اما او قادر نیست حتی یک مورد یا یک شعار را نشان بدهد که قیامکنندگان حتی بهاشاره حرفی از قانون اساسی زده باشند یا خواستار اصلاح آن شده باشند. حرف مردم بهپاخاسته، از روز اول، یکی بیش نبوده است: «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» به چیزی کمتر از این هم قانع نیستند. بنابراین تلاش این کشتیشکستگان هراسان برای باد کردن بادکنک سوراخ قانون اساسی، عجز و درماندگی مطلق آنان برای مقابله با قیام و نجات از گرداب سرنگونی را هر چه نمایانتر مینماید....more6minPlay
December 03, 2022یک تودهنی سنگین دیگر بهخامنهایهموطنان آگاه و دلاور بلوچ، امروز بار دیگر از زاهدان تا چابهار و از خاش تا ایرانشهر و تفتان بهپا خاستند و با خروش مرگ بر خامنهای، سیلی سنگین دیگری بر بناگوش خامنهای و سرکردهٔ سپاه او پاسدار سلامی نواختند.روز جمعهٔ هفتهٔ گذشته (۴آذر) پس از آنکه سیل جمعیت مردم در زاهدان و دیگر شهرهای بلوچستان بهحرکت در آمد و خروش «مرگ بر خامنهای» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» را بهآسمان رساند، خلیفهٔ ارتجاع که دریافت مأموریت گماشتهٔ عمامهدارش (آخوند حاج علیاکبری) برای آرام کردن بلوچستان نتیجهٔ معکوس داشته، سراسیمه گماشتهٔ پاگوندارش، پاسدار سلامی را، با پیامی دوگانه روانه کرد تا از یکسو با وعده «رفاه و آرامش و امنیت» و تملقگوییهای کودکفریب و همزمان با چنگ و دندان نشان دادن بچهترسان، بهخیال خود، هموطنان بلوچ را ساکت و آرام کند؛ اما مردم آگاه و دلاور بلوچستان با یک تودهنی بزرگ، هم بهخلیفهٔ ارتجاع و هم بهسردار تهیمغزش آنها را بر جای خود میخکوب کردند و پیام دادند:«برو این دام بر مرغی دگر نهکه عنقا را بلند است آشیانه».خروش و خیزش امروز هموطنان بلوچ، تأکید مکرری است بر هوشیاری و آگاهی عمیق و نیز استحکام و جنگندگی آنها در میدان مبارزه و انقلاب. خلقی که قدر بهای سنگین و خونینی را که با تقدیم بیش از ۱۳۰شهید در این قیام، پرداخته، خوب میداند و حرفش و پیامش با قاتلان حاکم همچون همهٔ مردم ایران این است که «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم».آنچه بهخصوص در قیام امروز هموطنان بلوچ بسیار چشمگیر و غرورانگیز بود، جلوداری انبوه زنان دلاور بلوچ بود که در صف مقدم تظاهر کنندگان میخروشیدند: «چه با حجاب، چه بیحجاب، پیش بهسوی انقلاب». این زنان آگاه با این شعار، ضمن آنکه بهگفته خانم مریم رجوی «بر پیشتازی زنان در نبرد با آخوندهای حاکم تأکید کردند» در عینحال نشان دادند چقدر خوب دست رژیم دجال آخوندی و متحدانش را خواندهاند که میخواهند از یکسو موضوع این انقلاب عظیم یعنی سرنگونی رژیم و آزادی و حاکمیت مردم را دعوای با حجاب و بیحجاب قلمداد کنند و از سوی دیگر، بین مردم تفرقه بیندازند. همچنان که شعار دیگر هموطنان بلوچ، «کرد و بلوچ برادرند، تشنه بهخون رهبرند» نیز همین مضمون را داشت.دیکتاتوری آخوندی، امروز هم کوشید با شلیک گلولههای جنگی و بهپرواز درآوردن هلیکوپترها بر فراز تظاهر کنندگان در زاهدان و دیگر شهرهای بهپاخاسته بلوچستان، آنها را مرعوب کند و از خیابانها بهخانههایشان برگرداند، اما مردم دلیرانه و مصممانه بهحرکت و خروش خود ادامه دادند و بار دیگر اثبات کردند مردم بلوچستان نیز همچون مردم سراسر ایران از ترس عبور کردهاند و در برابر تهدیدها و چنگ و دندان نشان دادن خلیفهٔ مفلوک ارتجاع و پاسداران جنایتکارش ایستادگی میکنند و حاضرند بهای آن راهم بپردازند.همزمان با بلوچستان خونچکان، مردم در چند شهر کشور از جمله در اراک، بندر انزلی، جلفا، ایذه و شاهینشهر، در خاکسپاری یا مراسم یادبود شهیدان قیام، از جمله میخروشیدند: «میجنگیم، میمیریم، ایرانو پس میگیریم».این پیام مشترک همهٔ مردم ایران از کرد و لر و بلوچ تا ترک و ترکمن و عرب و فارس با هر دین و مذهب و اعتقادی است. خلقی که عزم کرده است با پرداخت هر فدیه و فدایی میهنش را از آخوندهای پلید و پاسداران جنایتکار پس بگیرد.خلیفهٔ درماندهٔ ارتجاع روز ۵آذر از خواص بیخاصیت رژیمش با بلاهت میپرسید آیا در ضدتظاهرات ورشکسته و فرمایشی ۱۳آبان «صدای ملت» را شنیدید؟! اکنون این خود اوست که باید بگوید در تودهنی سنگین هموطنان بلوچ و در خیزشها و خروش دیگر هموطنانمان در اراک، بندر انزلی، جلفا، ایذه و شاهینشهر، آیا صدای ملت ایران را شنید؟!...more6minPlay
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.