مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • خاستگاه شعار «آلترناتیو متحد»!
    جان برکو رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان (۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹) در جلسهٔ مشترک شماری از نمایندگان مجلسین ایتالیا با حضور رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت (۲۱تیر ۱۴۰۲) ضمن تشریح «آلترناتیو دموکراتیک به‌خوبی سازماندهی شده و منسجم شورای ملی مقاومت ایران که متعهد به‌یک برنامهٔ مشخص» است گفت: «در استفادهٔ ناصادقانه از فرهنگ لغت توسط رژیم ایران، متوجه خواهید شد که می‌گویند اپوزیسیون متحد وجود ندارد، اپوزیسیون متحد وجود ندارد. آنها از گفتن این‌که هیچ آلترناتیو معناداری وجود ندارد، دست برداشته‌اند. الآن می‌گویند هیچ اپوزیسیون یا آلترناتیو متحدی وجود ندارد... . اگر آنچه که جلادها، ظالمان، عوام‌فریب‌های حکومت ایران می‌گویند این است که اتفاق‌نظر وجود ندارد، خب البته که اتفاق‌نظر وجود ندارد... نمی‌توان از خانم رجوی و جنبش توده‌یی او انتظار داشت که با دشمنان دموکراسی و با کسانی متحد شوند که طرفدار کثرت‌گرایی نیستند، خواهان تغییر دموکراتیک نیستند و اعتقادی به برابری ندارند» سخنان رئیس و سخنگوی پیشین پارلمان انگلستان پاسخ روشنی است به دجالبازی «همه باهم» که در آستانه انقلاب ضدسلطنتی توسط خمینی علم شد و در روزگار ما ترفندی شده است برای از میان برداشتن مرزبندی تاریخی نه شاه نه شیخ که امروز جبهه خلق و ضدخلق را جدا می‌کند. این ترفند عوام‌فریبانه که با رنگ و لعاب «اپوزیسیون متحد» توجیه می‌شود به ظاهر مدعی دلسوزی برای اپوزیسیون و لزوم وحدت همه نیروها برای مبارزه با رژیم است. اما حقیقت امر این است که زیرعنوان «اپوزیسیون متحد» از قضا تخم تفرقه و درهم‌ریختن مرزبندی خلق و ضدخلق پاشیده می‌شود. به عبارت دیگر وقتی مرزبندی بین نیروهای دموکراتیک و آزادیخواه و مردمی با دیکتاتوری سرنگون شده سلطنتی درهم بریزد، کدام رزمنده آزادی و نیروی ضددیکتاتوری حاضر یا قادر به شرکت در چنین «اپوزیسیون» به‌اصطلاح متحدی خواهد شد. واقعیت این است که اتحاد و انسجام هر نیروی مبارز و آزادیخواه نه از روی ادعا بلکه در جریان مبارزه مشترک و آرمان آزادیخواهانه و در مسیر فداکاری و تلاش برای سرنگونی و از میان بردن دیکتاتوری شکل می‌گیرد نه روی هوا آن هم هوای مسموم استبدادی و استعماری. در چنین هوایی آن چه باقی می‌ماند فقط گسستگی و تفرقه و دعوای کرسی و مقام و بهره‌برداری از خوان فریبکاری و عوام‌فریبی است. هم‌چنانکه مردم ایران به‌وضوح در ماه‌های گذشته دیدند که نمایشهایی که تحت عنوان اتحاد و همبستگی ردیف شد تا چه انداز باسمه‌یی بود و از هم پاشید و هر میزان هم که در صحنه نمایش داده شد فقط در خدمت شیخ حاکم قرار گرفت. نتیجه این‌که تأکید بر مرزبندی «نه شاه نه شیخ» و روشنگری درباره دعاوی عوام‌فریبانه تحت عنوان «اپوزیسیون متحد» یا «همه باهم» خمینی‌نشان، از قضا ضرورت روز مبارزه برای سرنگونی است که اگر اندکی ساییده شود فقط در خدمت بقای رژیم و علیه قیام و هدف شهیدان به خاک افتاده برای آزادی است. در بخشی از اطلاعیه آخرین اجلاس شورای ملی مقاومت ایران (۱۵ و ۱۶تیر) با اشاره به‌اهمیت و ضرورت ایستادگی بر اصل «نه شاه نه شیخ» برای سرنگونی، آمده است: «ضرورت نه شاه و نه شیخ، تنها معطوف به‌آینده و ضرورت ساختار دموکراتیک ایران فردا نیست، بلکه قبل از آن، ضرورت سرنگونی استبداد دینی است».
    5 min
  • «ایران آزاد» با «کانون‌های شورشی شجاع»
    بروس مک‌کولم، رئیس پیشین بنیاد خانه آزادی در آمریکا، طی مقاله‌یی در توصیف کهکشان ایران آزاد، با اشاره به «یگان‌های مصمم، تسلیم‌ناپذیر و پیشگام کانون‌های شورشی» در ایران نوشت: «گردهمایی شورای ملی مقاومت شاهد غرش دستجمعی ۱۰هزار کارزار از یگان‌های مقاومت بود که قاطعانه بر تعهد تزلزل‌ناپذیرشان نسبت به‌ آرمان‌شان برای یک ایران دموکراتیک تأکید کردند»(تاون‌هال ـ ۲۱تیر ۱۴۰۲). در همین رابطه ژنرال جیمز جونز، فرمانده پیشین ناتو و نخستین مشاور امنیت ملی اوباما نیز در جریان اجلاس جهانی ایران آزاد، با اشاره به «مقاومت ۴۰ساله‌یی که در ایران جریان دارد» گفت: «سرکوب وحشیانه رژیم در خاموش کردن شعله‌های مقاومت شکست خورد و هم‌چنان ناکام است. کانون‌های شورشی شجاع وابسته به‌ شورای ملی مقاومت در ایران هم‌چنان با به‌خطر انداختن جان و امنیت خود، آتش ملتی بهتر و آزادتر را روشن نگه می‌دارند». فرمانده پیشین ناتو در همین عبارت کوتاه به‌ چند واقعیت مهم اشاره می‌کند:
    • رژیم آخوندی در سرکوب قیام و خاموش کردن شعله‌های مقاومت شکست‌خورده است.
    • کانون‌های شورشی به‌علت فداکاری و پشتوانه‌ٔ ۴۰سالهٔ مقاومت، رمز شکست‌ناپذیری قیام در ایران هستند.
    • آتش کانون‌های شورشی عامل پیروزی مقاومت و ضامن فردای روشن و آزاد ایران هستند.
    این جان کلام و جوهر واقعیتی است که در هر مقاومت و انقلاب اصیل مردمی رمز ماندگاری و شکست‌ناپذیری است که دیکتاتورهای نامشروع و رو به‌زوال قادر به‌ درک آن نیستند. اما ناظران بیرونی از مشاهدهٔ آن‌چه در رویارویی یک مقاومت با دشمن بارز می‌شود، آن را به‌عیان می‌بینند. هر کس که ناظر تحولات ۴۰سال جنگ و کشاکش بین مجاهدین و رژیم ولایت فقیه بوده، بارها و بارها شنیده و خوانده است که سران و سرکردگان رژیم برای مجاهدین مجلس ترحیم گرفته و روضهٔ «تمام شد» خوانده‌اند و پیوسته ادعاهای مضحک «۹۰درصدشان نابود شدند»، «پرونده مجاهدین بسته شد» را تکرار کرده و تلاش می‌کنند نیروهای وارفته‌شان را سرپا نگه‌دارند. هر چند برخی مهره‌های حکومتی که سرشان به‌ صخرهٔ مقاومت برخورد می‌کند، ناگزیر اذعان می‌کنند که این‌گونه ادعاها پوچ و بی‌فایده است. به‌تازگی عباس سلیمی نمین، مهرهٔ امنیتی و مطبوعاتی رژیم، طی مصاحبه‌یی گفت: «برخلاف برخی‌ها که معتقدند (مجاهدین) در آلبانی برایشان مشکل ایجاد شده و اینها نابود خواهند شد خیر نابود نخواهند شد. یک جریانی است که متدهای خودش را تغییر می‌دهد... در این قضیه ما آن‌قدر که باید مطالعه و کار می‌شد اصلاً کار نکرده‌ایم و غفلت جدی کرده‌ایم... این قوی‌ترین تشکیلات علیه ایران است»(انصاف نیوز ـ ۱۹تیر ۱۴۰۲). نکتهٔ مهم دیگر در سخنرانی ژنرال جونز تأکید روی جوهر مبارزه مقاومت و کانون‌های شورشی در داخل کشور است. مبارزه‌یی که به‌علت محتوای انقلابی و ترقی‌خواهانه‌اش با آرزوهای دیرینه و تاریخی مردم ایران گره خورده است و محدود به‌ مقابله با استبداد دینی نیست. وی می‌افزاید: «این اعتراضات گواهی روشنی از آرزوهای مردم ایران است که مشتاق جامعه‌یی مبتنی بر اصول دموکراتیک و حکومت فراگیر هستند، عمل می‌کند. این صرفاً یک شورش علیه رژیم ستمگر کنونی حاکم بر ایران نیست، بلکه مبارزه‌ای قاطع علیه همه اشکال دیکتاتوری است. شعار یکپارچه آنها در خیابان با قاطعیت طنین‌انداز است، نه به‌ ستمگر و نه به‌ هر شکلی از حکومت که آزادی را از مردم خود سلب می‌کند». یانس یانشا، نخست‌وزیر پیشین اسلوونی(۲۰۲۲) نیز در اجلاس جهانی ایران آزاد با اشاره به‌پایه‌های محکم مقاومت ۴۰ساله در ایران که به‌رغم کشتار و قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی هم‌چنان پرتوان و استوار پیش می‌رود، گفت: «کانون‌های‌شورشی که به‌صورت سازمان‌یافته در ایران جان‌شان را در برابر نیروی وحشی سپاه پاسداران به‌خطر می‌اندازند، به‌خاطر مقاومت، شجاعت و فداکاری بی‌دریغ‌شان در راه آزادی، تغییر در ایران را اجتناب‌ناپذیر کرده‌اند». جان برد، وزیر خارجهٔ پیشین کانادا نیز با اشاره به‌ قانونمندی شکست‌ناپذیری مقاومت و انقلاب ایران گفت: «انقلابی که اکنون در سراسر ایران در حال وقوع است، قدرتمند است و به‌خوبی سازمان‌دهی شده است. این به‌یمن شجاعت و رشادت هزاران کانون شورشی در هر گوشه و هر شهر در سراسر ایران حاصل شده و تصادفی نیست». این همان رمز بالندگی و شکست‌ناپذیری مقاومت ایران است که مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، درباره‌اش می‌گوید: «کانون‌های‌شورشی در ایران سرچشمه امید برای مردم ایران هستند. آنها موتور محرکی برای تغییر از درون در طول قیام‌ها و تداوم اعتراضات هستند. هر روز قدرت می‌گیرند، در حالی‌که رژیم پژمرده می‌شود».
    6 min
  • ایران آزاد؛ «لحظه‌یی از تغییرات عظیم»
    ایوان استفانتس نماینده پارلمان اروپا از اسلواکی طی سخنرانی خود در کهکشان مقاومت ایران در روز ۱۰تیر ماه گفت: «برای تغییرات ۳شرط وجود دارد: رهبری، برنامه و مردم، ما از رهبری عالی خانم رجوی برخورداریم؛ هم‌چنین ما برنامهٔ ۱۰ماده‌یی را داریم و افراد بسیاری را داریم که از صمیم قلب برای آزادی ارزش قائلند. تغییر در راه است و همهٔ ما در پارلمان اروپا در کنار شما ایستاده‌ایم». نماینده استفانتس در این عبارات کوتاه، به‌موجزترین وجه، وضعیت انقلابی کنونی ایران، چشم‌انداز آن و علت کانونی موج حمایتهای بین‌المللی از مقاومت ایران را بیان کرده و بیان دیگری از بلوغ شرایط عینی و شرایط ذهنی که ضرورت هر انقلاب پیروزمند است را ارائه نموده است. هر کدام از این سه شرط لازم (رهبری، برنامه و مردم) را که البته ارتباطی ارگانیک با یکدیگر دارند قدری آنالیز کنیم. وقتی از رهبری قیام و انقلاب سخن می‌گوییم، البته وجه اخص آن در سیمای مریم رجوی نمودار می‌شود. اما مریم رجوی تنها یک فرد نیست. ژنرال وسلی کلارک کاندیدای ریاست‌جمهوری و فرمانده نیروهای ناتو در اروپا، در این باره گفت: «خانم رجوی، می‌خواهم به‌شما به‌خاطر رهبری‌تان تبریک بگویم آنچه شما انجام می‌دهید و آنچه در آینده محقق خواهید کرد باور نکردنی است... فقط سازمانی مانند سازمان شما می‌تواند در چنین مبارزه‌یی دوام بیاورد و به‌پیروزی برسد». سناتور جو لیبرمن نیز در سخنرانی خود گفت: «در تاریخ شورشها و قیامها در سراسر جهان هرگز هم‌چون این مقاومت نبوده که این‌چنین بایستد و چنین گذاری را به‌سوی آزادی امکان‌پذیر کند. هیچ جنبشی نمی‌تواند بدون یک رهبر بزرگ موفق شود. خانم رجوی یک رهبر بزرگ است. او طراح بزرگی است، او الهامبخش است». قدرت و صلاحیت رهبری را با دو شاخص می‌توان سنجید و محک زد، برنامه و سازمان؛ یعنی این رهبری برای سرنگونی و رسیدن به‌پیروزی چه طرح و برنامه‌یی دارد و برای تحقق آن، چه ابزار و سازمان کاری را با چه کم و کیفی تدارک دیده است. سناتور توریسلی در این باره می‌گوید: «جنبش انقلابی چه چیزی را ایجاب می‌کند؟ عزم و اراده، و جرأت پرداخت هر قیمتی برای رسیدن به‌هدف. کسانی که کاملاً به‌اهدافشان متعهد هستند. من این ویژگیها را تنها در سازمان مجاهدین خلق پیدا کرده‌ام. جنبش و قیام مردم ایران نیاز به‌افرادی دارد که عزم جزم داشته و متعهد باشند... این جنبش نیاز به‌یک برنامه منسجم و جامع دارد و این را من در برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی پیدا کردم». تونی کلمنت وزیر پیشین خزانه‌داری کانادا نیز می‌گوید: «برنامه ۱۰ماده‌یی هر روز به‌این آلترناتیو قدرت و اعتبار می‌بخشد. آلترناتیوی که به‌ارزشهای دموکراتیک اعتقاد دارد... یک اپوزیسیون سازمان‌یافته که ارگانهای (دولت آینده) را بنا کرده و برنامه‌یی برای آینده دارد». شرط ضروری دیگر «مردم» است. وقتی از مردم ایران سخن می‌گوییم، از یک تودهٔ بی‌شکل و بی‌هویت حرف نمی‌زنیم؛ سخن از مردمی است که در جریان قیام سراسری۴۰۱ این حقیقت را به ثبت رساندند که این رژیم را نمی‌خواهند و با شجاعتی خیره‌کننده حتی به‌قیمت از دست دادن جان خود در برابر این رژیم ایستاده‌اند. مردمی که طی بیش از ۴دهه مقاومت و طی قیامهای متعدد، بهترین فرزندان خود را فدیهٔ آزادی کرده است و در حال حاضر نیز اراده‌اش در کانون‌های شورشی تبلور یافته که هر روز و هر شب، در هر شهر و کوی و خیابان مظاهر رژیم و مراکز سرکوب و جنایت و دجالگری رژیم را به‌آتش می‌کشند. مایک پنس معاون قبلی رئیس‌جمهور آمریکا در این مورد گفت: «کانون‌های شورشی در ایران سرچشمهٔ امید برای مردم ایران هستند. آنها موتور محرکی برای تغییر از درون در طول قیام‌ها و تداوم اعتراضات هستند. آنها هر روز بیشتر قدرت می‌گیرند». یانس یانشا نخست‌وزیر پیشین اسلوونی نیز گفت: «توجه به‌کانون‌های شورشی که به‌صورت سازمان‌یافته در ایران جان خود را برای مقابله با نیروی وحشی سپاه پاسداران به‌خطر می‌اندازند، مهم است... به‌دلیل فداکاری بی‌دریغ آنها در راه آزادی، تغییر در ایران اجتناب‌ناپذیر است، زیرا مردم ایران این رژیم را نمی‌خواهند». به‌دلیل برخورداری مقاومت و انقلاب دموکراتیک مردم ایران از این سه شرط ضروری، قضاوت شخصیتهای برجسته‌یی که در کهکشان امسال سخن گفتند، از این‌گونه بود که: «ما در لحظه‌یی از تغییرات عظیم قرار داریم» (آنا فیرث- نمایندهٔ پارلمان انگلستان). همان لحظه‌یی که تام ریج نیز در بحبوحه کشاکشهای بین رژیم و مقاومت ایران بر سر برپایی کهکشان ایران آزاد دربارهٔ آن نوشته بود: «لحظهٔ روبه‌رو شدن غرب با حقیقت در رابطه با ایران فرا رسیده است» (واشنگتن تایمز ـ ۵تیر۱۴۰۲).
    5 min
  • نگاهی به «آلترناتیوسازی» در پرتو کهکشان مقاومت
    در پاییز۱۴۰۱، وقتی کارد قیام به استخوان نظام رسید، ناگهان ساز ناکوک «آلترناتیو» و «رهبری» به صدا درآمد و شگفت این‌که در فضای مجازی و در واقعیت روی زمین شواهد بسیاری وجود داشت که دست عوامل اطلاعات و سپاه آخوندی در نواختن این ساز ناهنجار و «وکالت» و «ولایت!» دادن به بچه شاه در کار است. برای کسانی که تجربه و مطالعه‌یی در نیرنگهای دیکتاتوری آخوندی نداشتند، چه بسا دور از ذهن می‌نمود که سرنخ تحرکات پس مانده دیکتاتوری سلطنتی به دیکتاتوری آخوندی متصل باشد و شاید از خود می‌پرسیدند که چرا یک رژیم حاکم باید خودش برای خودش آلترناتیوسازی کند؟!در این‌باره، دیوید جونز نمایندهٔ پارلمان انگلستان و وزیر سابق برگزیت در «اجلاس جهانی ایران آزاد ۲۰۲۳ ـ پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک» می‌گوید: «رژیم آخوندی در تلاش‌های خود برای تضعیف، بی‌اعتبار کردن و با امید خنثی کردن جنبش اپوزیسیون دموکراتیک دست به هر کاری می‌زند». وی با اشاره به نقش قیام در افشا و شکست آلترناتیوهای قلابی افزود: «این قیام هم‌چنین پوچ بودن آلترناتیوهای سیاسی دروغین، به‌ویژه آنهایی را که مربوط به بقایای رژیم شاه است، آشکار کرده است. تلاشهای تبلیغاتی برای معرفی آن گروهها به‌عنوان رهبران قیام ناموفق بوده است. و مردم ایران با تحمل سال‌ها ستم و زندان و اعدام‌های سیاسی در زمان شاه به چنین دیکتاتوری برنخواهند گشت». چنان‌که در اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت درباره اجلاس اخیر شورا آمده است، اعضای مقاومت در بررسی تحولات یک سال گذشته، ترفندهای ارتجاعی استعماری و همسویی‌های ساواکی - سپاهی را نیز مورد بحث و بررسی قرار داده و از جمله نتیجه‌گیری کرده‌اند که کارکرد آنها قبل از هر چیز علیه قیام و سرنگونی بوده و تأکید مقاومت ایران بر مرزبندی «نه شاه نه شیخ» نیز قبل از هر چیز برای پیشبرد امر قیام و سرنگونی است. در بخشی از اطلاعیه دبیرخانه شورا (۱۸تیر۱۴۰۲) در این‌باره چنین آمده است: ضرورت نه شاه و نه شیخ، تنها معطوف به آینده و ضرورت ساختار دموکراتیک ایران فردا نیست، بلکه قبل از آن، ضرورت سرنگونی استبداد دینی است. بچهٔ شاه و محفلهای ارتجاعی و استعماری حول و حوش او، یک ماه پس از شروع قیام، وقتی احساس کردند موضوع بسیار جدی است بفرموده به صحنه آمدند و قدم به قدم ماهیت و مأموریت واقعی خود را برملا کردند. دو وجه ممیزه آنها یکی دشمنی با شورا و مجاهدین و دیگری پیوند با سپاه، به‌وضوح بارز شد. آش آن‌قدر شور بود که صدای برخی از بازماندگان رژیم و دربار شاه هم در آمد که اینها چه کسانی هستند که مستقیماً از دستگاههای حکومتی در ایران، در لباس اپوزیسیون به حلقه نزدیکان سلطنتی نقل مکان می‌کنند! راه‌انداختن دار و دسته‌های چماقداری و قمه کش ساواکی در تظاهرات و بالابردن عکس دژخیم ثابتی هم نیازمند توضیح نیست. چنان که مسئول شورا به درستی گفته است: «ماحصل تمام نمایش‌های بچه‌ٔ شاه و حاجبان و جارچیان ”دربار“ مربوطه، به جیب شیخ ریخت و بس. والا جبهه خلق در برابر فاشیسم دینی معادلهٔ ساده‌تر و روشن‌تری داشت و یک‌دست بود. چنین است که مقاومت ایران بر پایه ”نه شاه نه شیخ“ بر جبهه خلق پا می‌فشارد». شایان یادآوری است که همنوایی پس مانده سلطنت با پاسداران ولایت علیه آلترناتیو دموکراتیک و برای سنگ‌اندازی در مسیر سرنگوی نظام آخوندی، مسبوق به سابقه است. حتی وقتی مقاومت ایران برچسب تروریستی آخوند‌ساخته را ابتدا در اروپا و سپس در آمریکا با احکام قدرتمند دادگاههای این دو قاره درهم شکست، ریزشی‌ها و عوامل اطلاعاتی رژیم که به خارجه نقل مکان کرده‌اند همراه با بچه شاه از این بابت به مصداق «امت نالان سوی جماران» عزا گرفته بودند و بچه شاه در تلویزیون صدای آمریکا درهم شکستن برچسب تروریستی آخوند‌ساخته را به ضرر «اپوزیسیون»! می‌دانست. این است ماهیت و عملکرد آنها که این‌چنین در پرتو کهکشان درخشان مقاومت برملا و رسوای خاص و عام می‌شود. به راستی باید به آنها گفت: ای مگس عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می‌بری و زحمت ما می داری.
    6 min
  • «ضربهٔ سختی به‌رژیم و سیاست مماشات»
    کن بلکول سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر ملل متحد طی مقاله‌یی در نشریهٔ تاون‌هال ۱۸تیر، با عنوان «پیشروی اپوزیسیون ایران» نوشت: «اعتراضات گسترده‌یی که در ایران جریان دارد، همراه با نفوذ فزایندهٔ بین‌المللی و داخلی اپوزیسیون اصلی ایران، آسیب‌پذیریهای استراتژیک عمیق رژیم آخوندی را آشکار کرده است. دولتهای غربی نباید نسبت به‌این تحولات غافل باشند، بلکه باید سیاست قاطعانه‌ای را اتخاذ کنند که از دعوت پرشور مردم ایران برای جمهوری دموکراتیک حمایت می‌کند و در عین‌حال قاطعانه با سرکوبگران در تهران مقابله می‌کند». بلکول سپس با اشاره به‌بی‌نتیجه بودن سرکوب شدید قیام‌کنندگان می‌افزاید: «آخوندها با توسل به‌سرکوب خشونت‌آمیز برای سرکوب اعتراضات سراسری که در سپتامبر گذشته آغاز شد، با چالشی حل‌ناشدنی دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر چه اعتراضات، نوسانات گاه و بیگناهی را تجربه می‌کند، اما هم‌چنان موانع راهبردی غیرقابل‌حلی را برای حکومت متزلزل مذهبی ایجاد می‌کند. نارضایتی مردم به‌سطوح بی‌سابقه‌یی رسیده و آخوندها خود را در لبهٔ پرتگاه سقوط می‌بینند. در این وضعیت نامطمئن است که رژیم یک حملهٔ همه‌جانبه را علیه مخالفان اصلی آغاز کرده است که مظهر آن مجاهدین خلق و ائتلاف دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران است». بلکول با اشاره به رویارویی مقاومت با رژیم در داخل و خارج کشور، نتیجه می‌گیرد: «جنبش مقاومت ایران به‌رغم سرکوب و موج اعدامهای رژیم هم‌چنان به‌پیشرفت‌های چشمگیر خود ادامه می‌دهد. گردهمایی ایران آزاد در پاریس در یک نمایش اعتراضی قابل توجه، شاهد بود که بیش از ۱۰هزار کانون شورشی پیامهایی مبنی بر عزم تزلزل‌ناپذیر برای تغییر رژیم ارسال کردند». کن بلکول به‌تلاش گستردهٔ رژیم برای «وادار کردن دولتهای غرب» به اقدام علیه مجاهدین پرداخته و می‌نویسد: «از زمان فوران قیام، رژیم بسیج گستردهٔ اطلاعات نادرست خود را علیه مخالفان تشدید کرده و در عین‌حال به‌شدت تلاش می‌کند دولتهای غربی را متقاعد کند تا علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت اقدام کنند». وی در این رابطه به‌سخنرانی مایک پنس در اجلاس ایران آزاد در اول ژوئیه اشاره می‌کند که گفت: «یکی از بزرگ‌ترین دروغهایی که رژیم حاکم به‌خورد جهان داده این است که هیچ جایگزینی برای وضع موجود استبداد و سرکوب در ایران وجود ندارد. اما یک جایگزین وجود دارد، یک جایگزین خوب سازمان‌یافته، کاملاً آماده، کاملاً واجد شرایط و مورد حمایت مردمی به‌نام مجاهدین خلق». کن بلکول می‌نویسد: «اجلاس ۴روزه ایران آزاد با کنفرانس‌ها، بحثها و تظاهرات قدرتمند در مرکز پاریس با حضور دهها هزار ناراضی ایرانی، ضربه سختی به‌رژیم و سیاست مماشات رایج در غرب وارد کرد. این به‌صراحت نشان داد که اپوزیسیون و آلترناتیو رژیم، چه در داخل و چه در خارج، قوی‌تر و تاب‌آورتر از همیشه شده‌اند. محکومیت علنی فرانسه از سوی رژیم به‌دنبال تظاهرات، پس از پیروزی در دادگاه برای شورای ملی مقاومت، مظهر ترس عمیقی از شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق است که رژیم را فراگرفته است». کن بلکول خاطرنشان می‌کند: «در نمایشی تاریخی از همبستگی، بیش از ۵۰۰شخصیت مشهور از سراسر جهان، از جمله مایک پنس، نامزد ریاست‌جمهوری سال۲۰۲۴ ایالات متحده، ۱۲تن از اعضای کنگره ایالات متحده و هم‌چنین رؤسای جمهور سابق، نخست‌وزیران، وزرا و نمایندگان پارلمان فعلی، در "اجلاس جهانی ایران آزاد۲۰۲۳: به‌سوی جمهوری دموکراتیک" در فرانسه در آغاز ژوئیه گردهم آمدند. حمایت مشتاقانه آنها از طرح ۱۰ماد‌ه‌یی مریم رجوی... بی‌سابقه بود. این حمایت در ماه‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته است. در ماه ژوئن، ۱۲۰رهبر جهان در امضای نامه‌یی برای ابراز همبستگی با شورای ملی مقاومت و قیامهای ایران متحد شدند. پیام پرطنین مریم رجوی در پارلمان اروپا شنیده شد... بیش از ۳۶۰۰ قانونگذار از بیش از ۴۰کشور، از جمله اکثریت قابل توجهی در نهادهای قانونگذاری ایالات متحده، انگلستان و فرانسه، بیانیه‌های حمایت از طرح شورای ملی مقاومت برای آینده در ایران را امضا کرده‌اند». سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر ملل متحد، مقالهٔ خود را با این نتیجه‌گیری به‌پایان می‌برد: «دوران مماشات با آخوندهای دژخیم در تهران به‌سرعت رو به‌پایان است. تعداد فزاینده‌یی از شخصیت‌های بین‌المللی به مقاومت ایران و قیام علیه حکومت دینی حاکم فشار می‌آورند. چشم‌انداز یک جمهوری آزاد، دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از دولت در ایران بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. دولتهای غربی باید از این فرصت مناسب استفاده کنند و از کمک به‌آخوندها خودداری کنند. بادهای تغییر قویتر از همیشه می‌وزند و اکنون زمان اقدام قاطع فرا رسیده است».
    6 min
  • کهکشان ایران آزاد -سیاست اروپا در قبال ایران
    «سیاست اروپا در قبال ایران» موضوع یکی از کنفرانس‌هایی بود که در ادامهٔ کهکشان مقاومت و اجلاس جهانی ایران آزاد ـ ۱۴۰۲، روز جمعه ۹تیر با مدیریت دکتر حنیفه خیری در پاریس برگزار شد. در این کنفرانس «سیاست اروپا در قبال ایران» مورد بحث، نقد و بررسی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت و سخنرانان ضمن تشریح آثار مخرب سیاست مماشات اروپا در قبال دیکتاتوری تروریستی آخوندی، راه‌کار مناسب و سیاست اصولی در قبال ایران را بررسی کردند. باب بلکمن نمایندهٔ پارلمان انگلستان ضمن برشمردن نتایج هولناک این سیاست در اروپا گفت: «محصول سیاست مماشات این است که رژیم ایران برنامه موشکی و اتمی خود را توسعه داده است. نباید هیچ توافق اتمی با این رژیم بست. این اشتباه است. ما باید به‌مردم شجاع ایران نگاه کنیم که چگونه در برابر دیکتاتوری، جسورانه ایستاده‌اند. ما باید این مردم شجاع را تشویق کنیم. آنها هر روز تحت فشار هستند ». پتر آلتمایر ـ رئیس دفتر صدراعظم آنگلا مرکل (۲۰۱۸) و وزیر اقتصاد و انرژی آلمان (۲۰۲۱) ضمن اذعان به‌شکست این سیاست و آثار منفی آن گفت: «اگر این رژیم به‌تسلیحات هسته‌یی دست پیدا کند، هیچکس در جهان امنیت نخواهد داشت». وی با اشاره به‌ضعف تاریخی سیاست اروپا در قبال ایران گفت: «اروپاییها در قبال رژیم ایران ضعیف عمل می‌کنند. اگر چیزی قرار است تغییر کند، باید تغییر سیاست در قبال اپوزیسیون دموکراتیک باشد». دکتر آلخو ویدال کوادراس رئیس کمیتهٴ بین‌المللی در جستجوی عدالت که ده سال نایب‌رئیس پارلمان اروپا بوده است، مماشات و مذاکره با رژیم آخوندی را بزدلانه و حاکی از فقدان صلاحیت دولتمردان دانست و تأکید کرد این سیاست به سود فاشیسم دینی و سرکوب قیام مردم عمل می‌کند. وی گفت: «مذاکره و مماشات با رژیم ایران بیراهه است. دولتهای عضو اتحادیه اروپا نه تنها بزدلند بلکه ذیصلاح هم نیستند. مثلا وقتی قیامی در ایران رخ داد و رژیم از نظر داخلی ضعیف شده بود و در آستانه شکست بود... دولتهای غربی هیچ کاری نکردند البته مبارزهٔ قهرمانانهٔ مردم ایران تداوم پیدا کرد». اودرونیوس آژوبالیس وزیر خارجهٔ لیتوانی (۲۰۱۲) که هم‌اکنون عضو کمیتهٴ خارجی پارلمان لیتوانی است، سیاست مماشات را نوعی سوداگری و تجارت با خون و حقوق‌بشر توصیف کرد و گفت: «من به‌اروپا می‌گویم اروپای حریص، چون تجارت در بسیاری از مواقع بر حقوق‌بشر پیشی می‌گیرد». سخنرانان ضمن تأکید بر اهمیت انسجام و قاطعیت سیاست اروپا در قبال ایران، توهمات پوچ نسبت به هر نوع تغییر از درون رژیم را عامل انحراف و مماشات با استبداد مذهبی توصیف کردند. در همین رابطه کیمو ساسی وزیر تجارت خارجی فنلاند (۲۰۰۳) گفت: «ما در اروپا باید یک سیاست منسجم و قاطع داشته باشیم. اگر امیدی برای تغییر در ایران وجود داشته باشد در درون رژیم نیست. راه‌حل درست تغییر این رژیم است و با ادامه این رژیم، هیچ چیز در ایران تغییر نمی‌کند. این مردم ایران هستند که تغییر را ایجاد می‌کنند». در این کنفرانس برنامهٔ ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی به‌عنوان تنها مسیری که می‌تواند موجب انسجام و اتحاد برای رسیدن به‌صلح و امنیت جهانی شود مورد توجه و تأکید سخنرانان قرار گرفت. رئیس دفتر صدراعظم پیشین آلمان با اشاره به‌طرح ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی به‌عنوان مبنای اتحاد و تنها برنامه عملی برای ایران گفت: «برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی، تنها یک بیانیهٔ ساده نیست. این یک سند تاریخی است. این خلاصه ارزشهای جهانشمول بشریت است. من به‌عنوان یک حقوقدان با سابقه باید بگویم از زمان انقلاب کبیر فرانسه تاکنون هرگز برنامه‌یی دقیق‌تر و جامع‌تر از آنچه که خانم مریم رجوی ارائه داده‌اند، ندیده‌ام. پس بیایید همه بر مبنای این برنامه با هم متحد شویم. مسأله این نیست که ما بخواهیم در کنار یک سازمان قرار بگیریم، بلکه موضوع مهم این است که ما برنامه‌یی داریم که می‌تواند همه را متحد کند».
    6 min