مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • «موضوع اصلی در کشور، مجاهدین خلق است»
    ایرنا، خبرگزاری رسمی رژیم روز ۱۱ مرداد، به‌مناسبت رونمایی از کتاب جدیدی که در ادامهٔ شیطان‌سازیهای بی‌پایان از مجاهدین نوشته شده، میزگردی با شرکت ۵تن از مهره‌های رژیم ترتیب داده و آنها به‌نکات مهم و قابل توجهی در مورد مجاهدین اعتراف کرده‌اند. این افراد مهره‌های امنیتی و مطبوعاتی و بعضاً بازجویان دستگاه سرکوب هستند ولی خبرگزاری رژیم حسب المعمول از آنها با عناوین دهان پرکنی مانند استاد دانشگاه، پژوهشگر تاریخ و کارشناس و نویسنده نام برده است.
    محمد عطریانفر این سؤال را مطرح می‌کند که: «چرا سازمان مجاهدین خلق این‌قدر مهم است؟ چه چیزی آن را زنده نگه‌داشته است؟». دیگر افراد شرکت‌کننده در میزگرد هر کدام تلاش می‌کنند به‌این سؤال پاسخ بدهند: ابراهیم فیاض می‌گوید: «تاریخ تکرار می‌شود و به‌نظرم مجاهدین هم احتمالاً بازمی‌گردند». وی با اعتراف به‌رویگردانی جوانان از رژیم و روی آوردن‌شان به مجاهدین می‌افزاید: «متأسفانه الآن جمهوری اسلامی برای نسل جدید شفاف نیست و نتوانسته این مسأله را برای جوانان شرح دهد. این‌که مجاهدین خلق از نظر ساختاری هنوز زنده است و گروهی می‌خواهند به‌آن بپیوندند، نشان می‌دهد فقط به‌دلیل حمایت آمریکا و انگلیس نیست‌. ما هنوز مجاهدین خلق را شخم نزدیم». فیاض تأکید می‌کند: «این‌که امروز مجاهدین زنده است، باید برای حکومت هم مهم باشد و می‌بایست آن را بررسی کرد تا بهتر شناخت». محمد قوچانی این نکته را مطرح می‌کند که «سازمان مجاهدین خلق، کشور را دوگانه کرده» توضیح بعدی وی و عبارت «دوگانهٔ حکومت و اپوزیسیون» روشن می‌سازد که منظور وی قطبی کردن جامعه ایران توسط مجاهدین است؛ مردم و مقاومت در یک‌سو و رژیم حاکم در سوی دیگر!قوچانی با اعتراف به‌این که هر وقت به مجاهدین می‌پردازد، خیلی «فحش» می‌خورد و مورد طعنه قرار می‌گیرد که «این مصاحبه یا گزارشی که نوشتی از کجا به‌تو سفارش شد؟» در دفاع از خود می‌گوید: «ما باید این را بدانیم مسأله مجاهدین خلق، مسأله روز ماست و صرفاً یک مسأله تاریخی نیست». او اضافه می‌کند که «هرجا که اعتراضات به‌حق مردم به‌انحراف کشیده شد، پای این سازمان در میان بود. جدایی روحانیت و حاکمیت از مردم چیزی است که زیر سر این سازمان بوده است». از اظهارات خود نتیجه می‌گیرد: «پس مسأله سازمان، مسأله امروز ماست». این نتیجه‌گیری را عباس سلیمی نمین بالغ می‌کند و به‌نوعی میزگرد کذایی را این‌چنین جمع می‌زند: «موضوع اصلی ما در کشور مجاهدین خلق است و باید به‌آنها بپردازیم». بیان ناگزیر این حقیقت که مسألهٔ اصلی نظام حاکم سازمان مجاهدین خلق است، از زبان مهره‌های امنیتی و تبلیغاتی دیکتاتوری ولایت فقیه، اگر چه مانند کشف دوبارهٔ آتش است اما مهم است؛ مهم از این نظر که اعتراف آشکاری است به‌شکست استراتژی اصلی رژیم دربارهٔ مجاهدین. خطی که بر اساس آن طی ۴۳سال گذشته، رژیم دجال آخوندی پیوسته با تمام قوا و با هزینه‌های بسیار گزاف و با لشکری از مزدوران داخلی و برون‌مرزی و «خبرنگاران دوست» و لابی‌های رنگارنگ و با انواع ترفندها، چنین وانمود کند که مجاهدین در داخل کشور هیچ پایگاه و اهمیتی ندارند اما اکنون واقعیت رویایی‌های فشرده سیاسی و اجتماعی در دوران پرتلاطم و تحول قیام و سرنگونی آنها را ناگزیر از اعتراف به‌این واقعیت کرده که «مسألهٔ سازمان، مسألهٔ امروز ماست». اما واقعیت بزرگتر این است که مجاهدین، نه امروز بلکه از روز اول انقلاب ضدسلطنتی، صورت مسألهٔ اصلی کشور و سد و مانع اصلی خمینی در به‌سرقت بردن و ذبح انقلاب مردم ایران بوده‌اند. مگر خود خمینی در تیر۵۸، در نوار کاستی که بین سرکردگان پاسداران و چماقداران و حزب‌اللهی‌ها دست به‌دست می‌چرخید، آنها را در مورد جنگش با مجاهدین توجیه نکرد. مگر یک سال بعد و در تاریخ ۴تیر ۱۳۵۹ این جنگ را علنی نکرد و در یک سخنرانی نگفت: دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان، بلکه در همینجا در مقابل چشمهای ما در همین تهران است؟ مگر تمام جنایات بعدی خمینی از اعدامهای روزانهٔ سال۶۰ تا قتل‌عام مجاهدین سرموضع در سال۶۷ و ادامهٔ این جنایات توسط پسمانده‌های جنایتکار خمینی در راستای همان جنگ و برای ریشه‌کن کردن مجاهدین نبود؟ بنابراین، اظهارات مهره‌های رژیم اعتراف ناگزیر به شکست استراتژیک در برابر مجاهدین خلق ایران به‌عنوان دشمن و هماورد اصلی استبداد دینی است؛ اعترافی که قیام مردم ایران و پیروزیهای داخلی و بین‌المللی به‌دشمن مفلوک تحمیل کرده است.
    6 min
  • گرانی خزندهٔ نان و هراس رژیم از «لشکر گرسنگان»
    کمتر از یک ماه بعد از تکذیب شایعهٔ گرانی نان و مجموعه‌یی از خبرهای متناقض، و پس از خبر «افزایش چراغ خاموش قیمت نان» در نیمه دوم تیرماه، تلویزیون حکومتی روز چهارشنبه ۱۱مرداد از گران شدن نان در ۱۳استان خبر داد و همزمان معاون استاندار تهران با اعلام این‌که در تهران خبری از گرانی نان نیست تلاش کرد بر آتش خشم مردم به ستوه آمده آب بریزد. کاری که به‌وضوح حاکی از وحشت رژیم از پیآمد گرانی نان و نمونه‌یی از مهندسی خبرها در گران کردن «چراغ خاموش» قوت لایموت مردم است. از این پیش‌تر در روز سوم مرداد خبرگزاری سپاه پاسداران نوشت: «از صبح امروز و به‌صورت ناگهانی، قیمت نان در خراسان رضوی افزایش یافت. جدول منتشر شده از نرخ نامه جدید نان در استان خراسان رضوی حاکی از افزایش حدود ۴۰درصدی قیمت انواع نان است. به‌عنوان مثال، نان بربری سنتی یارانه‌ای که تا روز گذشته با قیمت ۸۵۰تومان فروخته می‌شد اکنون ۱۲۰۰تومان به دست خانوارها می‌رسد». از آنجا که چنگ بر اعصاب گرسنگان هزینهٔ سنگینی برای نظام دارد، از ابتدای سال تلاش کردند با خبرهای متناقض و طرح مشکلات معیشتی نانوایان، پروژهٔ گرانی نان را به‌صورت خزنده پیش ببرند. یک خبرنگار سایت مجاهد در مشهد در این باره گزارش داد: «وقتی برای تهیه نان مصرفی به نانوایی سنگک محله مراجعه کردم، با تعجب دیدم قیمت نان یارانه‌یی که ۱۴۰۰تومان بود، ۲هزار تومان شده است. روز بعد به نانوایی دیگری که نان نیمه‌یارانه‌یی پخت می‌کرد رفتم و سنگک نیمه‌یارانه‌یی را که قبلاً ۲هزار تومان می‌خریدم ۲۷۰۰تومان خریدم. برای اطلاع از قیمت سایر نانها به نانوایی تافتون مراجعه کردم گفتند یک هفته است که نان ۸۰۰تومانی را ۱۲۰۰تومان می‌دهند... اغلب مشتریها نان را می‌گرفتند و فحشی نثار خامنه‌ای و رئیسی و علم‌الهدی می‌کردند. به یکی از آشنایان در صف گفتم دیدی چطور بی‌سر و صدا نان را گران کردند؟ گفت اول شایعه‌اش را انداختند، بعد تکذیب کردند و حالا که مردم درگیر عزاداری و محرم هستند گران کردند اما خودشان هم می‌دانند با نان نمی‌توانند شوخی کنند. قوت لایموت مردم محروم همین یک لقمه نان است...». با نگاهی به خبرهای متناقض، مبهم و گاه ترس‌آلود رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی، شدت فساد، فریبکاری و هراس کارگزاران خامنه‌ای از شرایط انفجاری در جامعه به ستوه آمده روشن می‌شود:
    • مشاور وزیر اقتصاد ـ‌۱۷خرداد: «خبری از گرانی نان نیست»
    • خبرگزاری تسنیم ـ‌۱۸تیر ۱۴۰۲: «هر گونه افزایش قیمت و گران‌فروشی نان ممنوع است و با متخلفان برخورد می‌شود».
    • نایب‌رئیس انجمن علوم و فنون غلات ـ ۴مرداد ۱۴۰۲: «استانهای مختلف بنا به سلیقه خود قیمت نان را تغییر داده‌اند».
    • سایت حکومتی قدس ـ ۵مرداد: «قبلاً اعلام شده بود که قیمت آرد تغییر نمی‌کند اما کسی نگفته قیمت نان تغییر نخواهد کرد».
    • شبکهٔ شرق ـ ۷مرداد ۱۴۰۲: «قیمت نان تا پایان مرداد ماه تغییر می‌کند».
    • روزنامه جمهوری اسلامی ـ ۹مرداد ۱۴۰۲: «برنامه افزایش قیمت نان مربوط به خراسان رضوی نیست و به‌مرور در تمام کشور اجرا خواهد شد».
    • سایت حکومتی آفتاب ـ ۱۲مرداد ۱۴۰۲: «گرانی نان به گلستان رسید... چرا وزیر کشور افزایش قیمت نان را تکذیب کرد؟».
    افزایش «چراغ‌خاموش» نان و غارت بی‌رحمانهٔ آخرین رمق سفره‌های خالی البته بی‌هزینه نیست. در شرایطی که با «تقسیم فقر» میان مردم، تمامی راههای معیشت بسته شده و بسیاری از مردم حتی توان تهیهٔ نان خالی را هم از دست می‌دهند، هر گرسنه به مثابهٔ یک جرقه و آتش‌زنهٔ قیام، پتانسیل انفجاری دارد. بی‌علت نیست که بسیاری از رسانه‌های حکومتی در وحشت از قیام گرسنگان در شرایط انفجاری اعلام خطر می‌کنند. و روزنامهٔ جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «از تقسیم فقر میان مردم بترسید» هشدار می‌دهد: «از روزی بترسید که لشکر گرسنگان علیه شما قیام کنند. . لااقل برای بقای خودتان و حکمرانیتان فکری بکنید».
    6 min
  • پاسدار سلامی و وحشت از قیام
    سرکردهٔ کل سپاه پاسداران خامنه‌ای که با رجزخوانی‌های پوچ شناخته می‌شود، اما روز سه‌شنبه ۱۰مرداد در جلسهٔ سرکردگان پایگاههای بسیجی سخنانی گفت که در آنها ضعف و درماندگی و وحشت از قیام پیش رو موج می‌زد. پاسدار سلامی که در آستانهٔ سالگرد قیام پاییز گذشته سخن می‌گفت، وقوع قیام دیگری در آینده‌یی نزدیک را قطعی دانست و گفت: «دشمن قطعاً آرزو دارد که بتواند در ماه‌های آینده، در ایام سالگرد اغتشاشات، باز هم فتنه کند». سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای نسبت به‌غافلگیری و آماده نبودن نیروهای رژیم هشدار داد و گفت: «ما هر وقت آماده هستیم و غافلگیر نمی‌شویم، کاملاً مسلط هستیم؛ راز، پیشگیری است». او در همین رابطه به‌صدور چند فقره فرمان، برای به‌اصطلاح پیشگیری از قیام مبادرت کرد و در حالی که وضعیت داغان نیرویی رژیم و پایگاههای خالی بسیج از یک‌سو و هراس از موضع تهاجمی نیروهای قیامی، از سوی دیگر را برملا می‌کرد، گفت:
    • پایگاهها را دریابید! محله‌های اسلامی را رواج بدهید!
    • پایگاهها را رونق بدهید، آنها را فعال کنید!
    • از فضای مجازی حداکثر استفاده را به‌عمل بیاورید!
    • اطلاعات را گسترش بدهید!
    • لیدرهای جریانهای را شناسایی کنید اینها را مهار کنید!
    • قرارگاههایتان فعال باشد!
    پاسدار سلامی برای علاج بحران نیرویی سپاه و بسیج، گفت: «همه می‌توانند وارد بسیج بشوند و ساخته بشوند». این درخواست از آن روست که به‌رغم فقر و فلاکتی که سراسر جامعه را فرا گرفته، اما در همین شرایط هم به‌ندرت کسی حاضر می‌شود نان خود را با آغشتن به‌خون هموطنانش به‌دست بیاورد و ننگ قرار گرفتن در صفوف پاسداران و بسیجیان جنایتکار را به‌جان بخرد. پاسدار سلامی از یک‌سو از همه دعوت می‌کرد که وارد بسیج شوند و از سوی دیگر نسبت به‌پدیدهٔ نفوذ که تا بالاترین سطوح سپاه غوغا می‌کند، هشدار داد و با اشاره به‌عواقب نابود کنندهٔ آن گفت: «نفوذ از یک روزنهٔ کوچک صورت می‌گیرد؛ گاهی یک سد بزرگ با یک ترک کوچک می‌شکند. یک جامعه (بخوانید رژیم) گاهی در یک نقطه کوچک آسیب می‌بیند و این آسیب وسیع می‌شود. روزنه‌ها را ببندید!». پاسدار سلامی در انتهای اظهاراتش در حالی که تلاش می‌کرد به پاسداران روحیه‌باخته و دچار ریزش، روحیه تزریق کند، گفت: «این حوادث می‌گذرد. ما از سختی‌ها عبور می‌کنیم در میدان آسایش قرار می‌گیریم... ولی نباید پشیمان شده باشیم از این‌که کاری را نکرده باشیم». اظهارات سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای، تصویر واضحی از بحران‌زدگی و پوسیدگی این ستون اصلی نگهدارندهٔ نظام ولایت به‌دست می‌دهد. علت وحشت سلامی نیز همین است. از یک‌سو او می‌داند وضعیت جامعه تا کجا بحرانی و انفجاری است؛ تا آنجا که هر روز و هر لحظه، یک حادثه می‌تواند جرقه و آتشزنهٔ قیامی باشد آتشین‌تر و رادیکال‌تر از قیام سال گذشته؛ قیامی که او آن را «قوی‌ترین، خطرناک‌ترین، جدی‌ترین، نابرابرترین و وسیع‌ترین پیکار» توصیف می‌کرد. از سوی دیگر همه می‌دانند که تعادل‌قوا میان رژیم حاکم و مردم و مقاومت ایران نسبت به‌سال گذشته به‌زیان جبهه رژیم و ضدخلق و به‌سود جبهه خلق به‌کلی تغییر کرده است تا آنجا که فریاد هشدار و اعلام خطر از همه جای رژیم از مجلس یکدست ارتجاع گرفته تا رسانه‌های حکومتی بلند است. از جمله روزنامهٔ حکومتی جمهوری اسلامی اعلام خطر می‌کند: «از روزی بترسید که لشکر گرسنگان علیه شما قیام کنند. . لااقل برای بقای خودتان و حکمرانی‌تان فکری بکنید» (۲۵تیر ۱۴۰۲).
    5 min
  • جرقهٔ خشم مردم به‌ستوه آمده از بی‌آبی
    جرقهٔ خشم مردم به‌ستوه آمده از بی‌آبیپس از گسترش بحران آب در خوزستان و گیلان و شهرهایی که مردم تشنه‌لب در دمای بالای ۴۵درجه به‌خیابان‌ها سرازیر شدند، شامگاه دوشنبه۹ مرداد مردم دیواندره نیز در اعتراض به‌چند روز قطع آب در مقابل فرمانداری رژیم و ادارهٔ آبفای این شهر تجمع و تظاهرات کردند. جوانان با روشن کردن آتش و بستن خیابان و سر دادن شعار با مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی درگیر شدند و مأموران جنایتکار به‌طرف تظاهر کنندگانی که آب آشامیدنی می‌خواستند گاز اشک‌آور شلیک کردند. پیش‌تر یک عضو مجلس ارتجاع با اشاره به‌شرایط انفجاری در تابستان بی‌آب گفته بود: «استان گلستان در حال حاضر در بدترین وضعیت آب شرب قرار دارد و هر روز شاهد گزارشات و اعتراضات مردم عزیز از مناطق مختلف شهری و روستایی استان و خصوصاً شهرستانهای شرق استان در مورد قطع چندین روزهٔ آب شرب هستیم « (آریان‌پور ـ ۳۱تیر ۱۴۰۲) و غلامرضا منتظری، عضو دیگر مجلس خامنه‌ای نسبت به «تبدیل تنش آبی به‌تنش اجتماعی» هشدار داده بود». اما سیلی جوانان دیواندره بر بناگوش نظام، خواب از چشم پاسداران و فرماندار جنایتکار این شهر ربود. البته خشم مردم به‌جان آمده از بحران بی‌آبی و تشنگی در تابستان گرم و سوزان خاص دیواندره و چند شهر و حتی چند استان نیست. یک سایت حکومتی قبل از آتش تابستان نوشته بود: «۳۰۰ شهر در معرض تنش آبی هستند و در بیشتر از ۸هزار روستا با تانکر، آبرسانی صورت می‌گیرد. حتی متخصصان آبخیزداری و هیدروژئولوژی، از ورشکستگی آبی خبر داده‌اند» (اقتصاد۲۴ ـ ۷فروردین ۱۴۰۲). سایت حکومتی انتخاب (۷تیر ۱۴۰۲) هم نوشت: «میزان تراز منفی آب در اصفهان ۱۳میلیارد مترمکعب است که چیزی حدود ۲۰رودخانه به‌اندازه زاینده رود است. استانهای دیگری نیز هستند که تراز منفی آنها بیشتر از اصفهان است. استان فارس که ۱۵میلیارد مترمکعب تراز منفی دارد و بزرگترین فروچاله جهان را با ۵۴سانتی متر در سال در استان فارس ثبت کرده‌ایم. استان فارس پتانسیل زیادی دارد که به‌یکباره فروبپاشد!». واقعیت دیگر این‌که ابر بحران بی‌آبی با همهٔ وخامتی که دارد، تنها یکی از بحرانهای مرگبار گریبانگیر مردم ایران است، بحران‌هایی که طی دو سالی که رئیسی جلاد روی کار آمده، به‌مراتب وخیم‌تر شده است؛ بحران‌هایی که زمینه‌ساز جنگ گرگها در وحشت از جرقهٔ خشم مردم به‌انبار باروت جامعهٔ انفجاری شده است. روز ۲مرداد آخوند صفری عضو مجلس ارتجاع با حمله به‌جلاد قتل‌عام گفت: «جناب آقای دکتر رئیسی ما متوجه نمی‌شویم در دولت شما چه خبر است و چه کسانی دارند تصمیم‌گیری می‌کنند... شما دست کشاورز را نمی‌گیرید بلکه روز به‌روز دارید محدوده را تنگ‌تر می‌کنید عرصه را تنگ‌تر می‌کنید برای کشاورزان... این چه سیاست‌هایی است که در دولت گرفته می‌شود؟ اشتباه پشت اشتباه خب ما با چه امیدی آمدیم به‌این دولت رأی دادیم؟».روزنامه حکومتی هم‌میهن ـ ۱۰مرداد ضمن اعتراف به‌شکست سیاست یکدست‌سازی و رسوایی رئیسی نوشت: «دو روز دیگر وارد سومین سال دوره جدید ریاست‌جمهوری می‌شویم. بیایید منصفانه تحلیل کنیم، دو سال پیش در چنین روزی چه تصویری از دو سال بعد جامعه ایران ارائه می‌کردید؟». سپس با اشاره به‌بحران تورم، مسکن، بورس، بیکاری و سایر بحران‌هایی که گریبان نظام را گرفته هشدار داد: «امیدواریم که دست‌فرمان اداره امور تغییر کند، پیش از آن‌که دیرتر شود». مضمون ناله‌ها و هشدارهای رسانه‌های حکومتی فراتر از شکست رئیسی در مهار تورم و بحران گرانی نان و کمبود آب و مسکن، شکست یک سیاست و استراتژی و هشدار نسبت به‌بحران سرنگونی است. سیاستی که قرار بود با سد بستن در برابر قیام، بقای نظام را تضمین کند و اکنون این خودیهای نظام هستند که از شکست پروژهٔ رئیسی می‌گویند و به‌شدت می‌ترسند که خشم مردم به‌ستوه آمده‌یی که به‌خاطر نداشتن آب حداقل کشاورزی و آب آشامیدنی با مزدوران سرکوبگر درگیر شده و با گاز اشک‌آور روبه‌رو می‌شوند، شعله‌های قیام را روشن کند.
    5 min
  • «که دشمن به‌پای خود آمد به‌گور!»
    پس از ضربات سنگین پیاپی سیاسی که رژیم فرتوت ولایت فقیه طی ماههای اخیر از مجاهدین و مقاومت ایران در صحنهٔ بین‌المللی دریافت کرده، خلیفه درمانده در یک فقره فرار به‌جلو احمقانه و انتشار یک آگهی عمومی، کل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و بیش از صد تن را فراخوانده که ظرف مهلت یک ماه وکیل قانونی خود را به دادگاه کیفری یک استان تهران معرفی کنند. «در غیراین صورت مطابق قانون، تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد شد». برداشتن علم قانون علیه مجاهدین، با آن‌که خنده‌دار است، بی دلیل نیست، چرا که در قطعنامه‌ها و بیانیه‌هایی که طی ماههای اخیر از سوی ۱۲۴تن از رهبران پیشین جهان و ۳۶۰۰قانونگذار در ۶۱پارلمان از ۴۰کشور جهان شامل ۲۹ اکثریت پارلمانی صادر شده، خواست مشترک آنها محاکمه و حسابرسی از سردمداران رژیم به‌خاطر جنایت علیه بشریت و مشخصاً قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است. اکنون رژیم هراسان جلادان در قبال این موج رو به‌گسترش بین‌المللی و تمایل روزافزون جهانی به‌ایستادن در کنار مردم ایران که حاصل قیام و ۴دهه مقاومت پر رنج و خون و سازمان‌یافته است، چاره را در فراخواندن مجاهدین به‌قضاییهٔ اعدام و جنایت خود یافته، تا «مطابق قانون»، «تصمیم مقتضی اتخاذ» شود. معلوم نیست از کی تا به‌حال برخورد با مجاهدین تابع «قانون»، حتی قانون دست‌ساز خودشان شده است؟! مگر خمینی پلید تکلیف همهٔ مجاهدین سر موضع را که «حکمش اعدام است» روشن نکرد؟ مگر قاضی‌القضات خمینی (اردبیلی) در سال۶۷ نگفت که دیگر از بردن و آوردن پرونده خبری نیست و... مگر حاکم شرع خمینی گیلانی نگفت: «مجاهدین را همان کنار خیابان اعدام کنید». و مگر همین حکم و همین شیوه در مورد مجاهدین و هوادارانشان پیوسته اجرا نشده است؟ واقعیت آن است که دم زدن دژخیم و جلاد از قانون، نشانهٔ ضعف و درماندگی اوست؛ به‌خصوص در شرایطی که علاوه بر هزاران نمایندهٔ پارلمان و رهبران سابق، جاوید رحمان گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل در امور ایران نیز «عدم پاسخگویی سران و مقامات رژیم در قبال جنایات انجام گرفته در ایران و استمرار مصونیت از مجازات را محکوم کرده» و خواستار «تحقیق بین‌المللی در مورد قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی در سال۶۷» شده است؛ (ٰکنفرانس در پارلمان انگلستان ـ ۲۷تیر ۱۴۰۲) خلیفهٔ ارتجاع در پرتو شعله‌های آتش کانون‌های شورشی و جوانان شورشگر، چشم‌انداز سرنگونی خود را دیده و در یک ژست مضحک حقوقی، این‌چنین با پای خود به‌گور آمده است. پیش از این نیز در مقاطعی رژیم درصدد برآمده در شیطان‌سازی و پروپاگاندا علیه مجاهدین از حربهٔ دادگاه و قانون استفاده کند و البته هر بار به‌طور مفتضحانه‌یی شکست‌خورده است. از جمله در قتلهای زنجیره‌یی کشیشهای آزادیخواه کوشید با صحنه‌سازی و با به‌خدمت گرفتن ۳زن که به‌استخدام وزارت اطلاعات درآمده بودند، این جنایت فجیع را به‌گردن مجاهدین بیندازد؛ لذا یک دادگاه مسخره (در مهر۱۳۷۴) ترتیب داد و به‌منظور تکمیل این نمایش، از گزارشگر ویژه سازمان ملل نیز دعوت کرد که در دادگاه کذایی حضور یابد، اما این گزارشگر پس از بازگشت از ایران با گواهی به‌ساختگی بودن دادگاه، رژیم را مفتضح کرد و نوشت: «این ۳زن... مأموران دولت هستند که خود را فدای منافع دولت کرده‌اند و مجازات اعلام‌شده علیه آنها عملاً انجام نخواهد شد. ». (گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد بردباری مذهبی ـ۲۰بهمن۱۳۷۴). . اما گویا خلیفهٔ ارتجاع در حال حاضر از فرط درماندگی این درسها را به‌فراموشی سپرده و بار دیگر به‌دامی که خودش تعبیه کرده، افتاده و به‌خودش شلیک کرده است. اما این مانور احمقانه هیچ اثری که نداشته باشد، این خاصیت را دارد که یک بار دیگر کابوس خلیفهٔ ارتجاع از سرنگونی و قدرت و اعتبار جایگزین سیاسی‌اش را نمایان می‌سازد؛ بی‌جهت نیست که دلواپسان نظام هم در این رابطه به‌خامنه‌ای هشدار می‌دهند و می‌نویسند: «این دادگاه فرصتی در اختیار سازمان (مجاهدین) قرار می‌دهد تا در تبلیغاتش، خود را اپوزیسیون اصلی و مؤثر نظام و قربانی آن معرفی کند» (زیدآبادی از مهره‌های باند مغلوب ـ ۷مرداد). روزنامهٔ فرهیختگان (۸مرداد) متعلق به‌ولایتی مشاور نزدیک خامنه‌ای نیز هشدار می‌دهد: «به‌نظر نمی‌رسد که حتی در صورت تکمیل فرآیند بررسی پرونده و محکومیت قطعی این افراد، این اقدامات فایده خاصی داشته باشد و صدمه‌ای به‌سازمان مجاهدین‌خلق وارد کند». مسعود رجوی طی پیامی ضمن یادآوری موارد قبلی که خامنه‌ای را به‌حضور در یک دادگاه بین‌المللی فراخوانده و او زبونانه طفره رفته بود، گفت: «پس از ۴۲سال در یک فرار به جلوی مسخره از عدالت و دادگاه بین‌المللی از ما می‌خواهد ضمن یک ماه وکیل خود را معرفی کنیم تا به محاکمه بپردازد. دیر آمدی ای شغال بزدل و عمامه‌دار! در بهمن۱۳۸۷ گفتیم و تکرار می‌کنیم که: "هر گاه یک دادگاه بی‌طرف بین‌المللی بر طبق اصول و معیارهای شناخته شده حقوقی و قضایی در کار باشد، ما به‌رژیم آخوندی می‌گوییم: بفرمایید به دادگاه، خواهش می‌کنیم به دادگاه بیایید... ما هم آماده‌ایم و می‌توانید هر ادعایی را علیه ما مطرح کنید. من هم شخصاً آماده‌ام و از ولی‌فقیه ارتجاع دعوت می‌کنم اگر جرأت دارد بلادرنگ در یک محکمه بین‌المللی با حضور خود من حاضر شود"».
    6 min
  • مرزبندی مردمی با رژیم یزیدی در مراسم محرم
    در آستانهٔ محرم و ایام عاشورا، عناصر و نهادهای سرکوبگر رژیم به‌منظور ارعاب و پیشگیری از هر گونه حرکت و صدای ضدحکومتی در مراسم گرامیداشت عاشورای حسینی، در سرکشی به‌هیأت‌ها و تکیه‌ها به مسئولان آنها در مورد «اخلال‌گران در نظم و امنیت عمومی» هشدار می‌دادند و خط و نشان می‌کشیدند که «دستگاه قضایی با مخلان نظم قاطعانه برخورد می‌کند و مجازات لازم در خصوص این افراد اعمال می‌شود»(اظهارات دادستان قضاییه جلادان در خوزستان ـ ایسنا ۳مرداد ۱۴۰۲). وزارت اطلاعات آخوندها نیز برای اعمال فضای امنیتی بر هیأت‌ها و تکایا، در پایان یک اطلاعیه راجع به‌ کشف یک شبکه تروریستی نوشت: «از هیأت، تکایا و سایر مجالس عزاداری و از کلیهٔ عزاداران حسینی استدعا دارد که در این ایّام... هم‌چون گذشته با هوشیاری کامل، ضمن همکاری با خادمان جان بر کف خود و حافظان امنیت کشور، هر مورد مشکوک را به‌ ستاد خبری وزارت اطلاعات(۱۱۳) یا نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیجی حاضر در محل گزارش نمایند»(خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ۲مرداد). اما به‌رغم این ترفندهای امنیتی و کنترلی، در بسیاری از هیأت‌ها و تکایا در ایام عاشورای حسینی اتفاقاتی علیه رژیم یزیدی افتاد که زوزه‌های وحشت آخوندهای حکومتی را به‌ آسمان رساند: آخوند حسینی بوشهری رئیس باند جامعه مدرسین حوزه قم و عضو مجلس خبرگان ارتجاع در واکنش به‌ نوحه‌هایی که امسال در هیأت‌ها رایج بود، گفت: «برخی برای امام حسین نوحه‌سرایی می‌کنند، اما به‌گونه دیگری دشمن شادکن می‌شوند، به‌ سر و سینه هم می‌زنند اما در مسیری سینه‌زنی می‌کنند که رادیوها و رسانه‌های بیگانه حرف و شعارشان را بازتاب دهند»(ایرنا ۷مرداد). آخوند حسینی همدانی گماشتهٔ خامنه‌ای در جمعه‌بازار کرج نیز با شکوه و شکایت از آنچه آن را «رواج اباحه‌گری» و «حرف و رفتار یزیدی» می‌نامید گفت: «خیمه حسین برپا می‌کنند و حرف یزید می‌زنند و رفتار یزیدی دارند. این نمونه دیگری از جنگ روایت‌هاست که اگر خوب تبیین نشود تحریف و انحراف شدید در دین به‌وجود می‌آید». این آخوند حکومتی افزود: «دارند بر سر زبان بچه حزب‌اللهی‌ها جور دیگری دارند می‌اندازند با یک بیان دیگری همان حرف‌ها را و این همان خط نفوذی است که حضرت آقا چند سال است تذکر دادند... همین قرائت‌های مختلف و التقاطی که برای اسلام تبلیغ می‌کنند...». گزارش‌های دریافتی از هیأت‌های عزاداری و فضای ضدحکومتی در آنها و نوحه‌هایی که امسال در این هیأت‌ها رایج بود و نشان می‌دهد هم‌چون اواخر حکومت شاه، رنگ غالب، رنگ خشم و اعتراض نسبت به سوءاستفاده‌های دجالگرانهٔ حکومت آخوندی از دین برای سرکوب و غارت افسارگسیختهٔ مردم بود، تا آنجا که روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت(۷مرداد) نوشت: «در مراسم سوگواری محرم امسال، از حیث پرداختن به‌ مسائل روز سیاسی و اجتماعی توجه‌برانگیز بود. ارشادات و ارجاعات سیاسی به‌ مسائل حساس روز، هم‌چون بحث حجاب یا مشکلات اقتصادی و مصائب معیشتی به‌چشم می‌آمد». در این نوحه‌ها گاه به زبان استعاره و بیان‌های تلویحی گویاتر از تصریح، مردم به‌ قیام و برخاستن علیه حکومت حرام‌خواران یزیدی و فروافکندن» بتی دیگر» فراخوانده می‌شدند؛ این‌که «تمام مشکلات یک تار مو نیست» یا به دزدیده شدن بیت‌المال، یا به «همراه شدن شیخ و شاه» علیه مردم اشاره می‌کردند. بی‌جهت نیست که مدیرکل ارشاد رژیم در استان یزد در واکنشی خشم‌آلود و شدیداللحن به‌ این‌گونه نوحه‌های اعتراضی، از مداحانی که نوحه‌های انتقادی یا اعتراضی خوانده‌اند، در ردیف «شیطان و یارانش» نام برد و نوشت: «شیطان و یارانش... برای ایجاد انحراف و تحریف در عزاداری شیعیان تلاش می‌کنند»(تلگرام حکومتی امتداد ۷مرداد). رواج و اقبال اجتماعی نوحه‌های ضدحکومتی و ضدارتجاعی و هم‌چنین گرامیداشت شهیدان قیام در مراسم عزاداری محرم، از یک‌سو حاکی از شکست رژیم آخوندی در اعمال اختناق و کنترل مطلق خود بر جامعهٔ به‌ستوه آمده و از سوی دیگر گواه آن است که رژیم نتوانسته جنایات خود را تحت نام اسلام توجیه کند و توده‌های به‌جان آمده هم‌چنان از امام حسین و حضرت زینب و پیام ستم‌ستیز عاشورا، در نبرد با یزید دوران خامنه‌ای پلید و جنایتکار الهام می‌گیرند و به‌خروش می‌آیند.
    6 min
  • دادخواهی و سرنگونی
    «نجوای عاشقانه اگر از درون سینه فراتر نرود عشق نیست» این جمله‌یی از شهید سربه‌دار مریم محمدی بهمن‌آبادی است که در جریان قتل‌عام سال۶۷ سربه‌دار شد. او معتقد بود عشق به آزادی و نجات مردم بدون پرداخت بها شعاری بیش نیست. با نگاهی به دست‌نوشته و خاطرات شهیدان قتل‌عام۶۷ می‌بینیم که رمز شکوفایی، بالندگی و جسارت زندانیان مجاهد همین عشق و ایمان به آزادی و پایبندی به الزامات آن بوده است. آنان فردای روشن و سرنگونی هیولای استبداد را به چشم می‌دیدند و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کردند. شهید مریم گلزاده غفوری قبل از شهادتش در همان تابستان داغ گفت: «آینده انقلاب روشن و فروزنده است و تا یک مجاهد خلق باقی باشد نخواهد گذاشت انقلاب از حرکت باز بماند...» و عفت اسماعیلی ایوانکی گفت: «بگذار مرتجعین باز هم ما را به زندان اندازند، شکنجه کنند، اعدام کنند، اما در عزم ما خللی وارد نخواهد شد. آنان محکوم به فنا هستند و ما پیروزیم». این نمونه‌ها که از لابه‌لای یادداشتها، وصیت‌نامه‌ها و خاطرات زندانیان بیرون آمده یکی و دو تا و ده تا نیست. مضمون و جوهر تمام یادداشتها برخاسته از یک اراده و مشی مشخص سیاسی است که تا بن استخوان نسبت به آزادی مردم و سرنگونی استبداد وفادار است. در یکی از یادداشتهای مجاهد سربه‌دار بهروز بهنام‌زاده آمده است: «انسان گاهی اوقات احساس می‌کند بار مسئولیت این انقلاب و خوشبختی مردم بر دوشش است و کمترین کوتاهی در آن، آزادی مردم را به خطر می‌اندازد». فرمان قتل‌عام مجاهدین سرموضع توسط خمینی هم یک علت تعیین کنندهٔ سیاسی و استراتژیکی داشت و آن خطر تعیین‌کننده سرنگونی رژیم ولایت فقیه با پیشتازی مجاهدین خلق ایران بود که پایگاه گسترده اجتماعی داشتند و سرسوزنی حاضر به سازش با او بر سر حقوق مردم نبودند. خمینی ملعون پس از قتل‌عام زندانیان طی نامه‌یی به منتظری، دلیل عزل او را چنین نوشت: «روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید». آخوند حسینعلی نیری رئیس هیأت مرگ سال گذشته (۲۰تیر ۱۴۰۱) به صراحت گفت: «وضع مملکت بحرانی بود. یعنی اگر قاطعیت امام نبود شاید اصلاً وضعیت طور دیگری بود. شاید اصلاً نظام نمی‌ماند». آخوند علی فلاحیان وزیر اطلاعات سابق رژیم هم در پاسخ به سؤالی در مورد علت قتل‌عام گفته است، آنها سرموضع بودند «سرموضعی می‌گوید من سازمان را قبول دارم، شما را قبول ندارم، رها هم بشوم علیه شما می‌جنگم» وی در تشریح اهمیت و ضرورت این کار افزود: «اگر ما آنها را نمی‌گرفتیم و نمی‌کشتیم، دیگر کشوری نبود، مملکتی نبود. این حرف من نیست، حرف امام است، حرف همهٔ بزرگان است» (خشت خام ـ ۲۶تیر ۱۳۹۶). از همان خونها و شراره‌های سرخ و آتشین بود که جنبش دادخواهی برای سرنگونی شکوفا شد. جنبشی که نه به‌منظور گرامیداشت یاد عزیزان در سالنهای دربسته، یا صرفاً یک ادعای حقوقی برای حسابرسی از قاتلان، بلکه یک خروش سیاسی برای سرنگونی و محاکمهٔ قاتلان است. دادخواهی از خون سربداران بخش جدایی‌ناپذیر مقاومت برای سرنگونی و قیام علیه استبداد دینی است. خانم مریم رجوی در سومین روز از اجلاس جهانی ایران آزاد ـ جنبش دادخواهی (۱۲تیر ۱۴۰۲) گفت: «این مبارزه‌یی است تا کشاندن خامنه‌ای و رئیسی و سایر آمران جنایت علیه بشریت به پای میز عدالت. این دادخواهی بخش جدایی‌ناپذیر مقاومت برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. شما که هر روز آماده خیزش و قیامید و انتخاب کرده‌اید که قیمت این نبرد را بدهید، پیشبرد این جنبش و دادخواهی خون شهیدان به عهده تک‌تک شماست. آنها شما را در هر کوی و برزن صدا می‌کنند. از هر مزار پیدا و ناپیدا شما را فرامی‌خوانند تا صدای آنها باشید و عصیان و شورش را که از خون‌هایشان می‌جوشد به همه جا ببرید و دادخواهی و قیام را به سرنگونی این رژیم خون‌ریز و مستبد برسانید». آری، این نبردی است بین مردم ایران با رژیم ضدانسانی ولایت فقیه که حق حاکمیت و حق آزاد زیستن را از آنان ربوده است. این نبرد بین آزادی و استبداد در میهن ماست که از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ تا امروز ادامه دارد و یکی از قله‌های پرشکوه آن حماسهٔ ۳۰هزار سر بدار آزادی است که در دوراهی انتخاب، به تسلیم و سازش با ولایت فقیه نه گفتند و برعهد و پیمان سرنگونی و بر سر موضع شرف و آزادی ایستادند و مرگ با عزت را برگزیدند. بنابراین، دادخواهی و پیام خون آنها خط سرخی است که یک مشی سیاسی و استراتژیک و عزم خلل‌ناپذیر مردم ایران برای سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه را ترسیم می‌کند و تا برکندن ریشه «سلطنت و ولایت با یکصد سال جنایت» و تحقق ایران آزاد فردا ادامه دارد. این اراده سرنگونی با همه ریشه‌ها و پیوندهایش در جامعه ایران طی بیش از چهار دهه در هزاران هزار لحظهٔ پایداری و انتخاب و پیشروی مجاهدان سرموضع موج زده و می‌زند و در خیزشها و قیامهای مردم ایران برای به زیر کشیدن ضحاک و یزید دوران، پیوسته توفان به‌پا می‌کند. صحنهٔ خروش یک شیرزن مجاهد خلق در زندان اهواز تصویری از امواج این دریای توفانی است: مرداد۱۳۶۷ در یکی از بندهای زندان اهواز آخوند جزایری و آخوند عبداللهی سراسیمه وارد بند شدند و با صدای بلند خطاب به زندانیان گفتند: «باید موضع بگیرید یک‌طرف خمینی است و یک‌طرف مسعود رجوی. شما در کدام طرف می‌ایستید؟» از انتهای بند دختری با صدای بلند فریاد زد: «زنده باد مسعود، مرگ بر خمینی‌» نام او سکینه دلفی بود. دختری ۲۶ساله اهل آبادان. پاسداران وحشت‌زده به سمتش حمله کردند. سکینه دلفی روز بعد پس از ساعتها شکنجه همراه با سایر زندانیان سربه‌دار شد اما راهش و آرمان و مرامش در جنبش داخواهی برای سرنگونی شکوفا شد.
    6 min
  • عاشورا؛ فدا، رمز بقا
    این روزها تقارن چند سالگرد و رویداد مهم در تاریخچهٔ سرخ‌فام مجاهدین و همزمانی آن با عاشورای حسینی، تأمل‌برانگیز است. - سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷ که خمینی به‌دنبال زمینه‌سازیهای قبلی با خوردن زهر آتش‌بس و با حکم نسل‌کشی و نابودی جمعی همهٔ مجاهدین سر موضع آن را به‌طور سراسری به اجرا گذاشت. - سالگرد خیز انقلابی و متهورانهٔ ارتش آزادیبخش ملی ایران به عمق خاک میهن و پیش تاختن تا دروازه کرمانشاه در عملیات کبیر فروغ جاویدان که نقشهٔ خمینی را برای قفل کردن جنبش مقاومت انقلابی درهم ریخت و لرزهٔ سرنگونی را بر سراپای رژیم انداخت. -و سالگرد حماسه فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ که طی آن مقاومت سترگ مجاهدان بی‌سلاح اشرفی هجوم جنایتکارانه مزدوران شقاوت‌پیشه و تا دندان مسلح خلیفه ارتجاع به سرکردگی مالکی و قاسم سلیمانی و رگبار تیر و تبر بر بدنهای بی‌سپر را به یکی از قلل رفیع پایداری پرشکوه اشرف تبدیل کرد و جنبش مقاومت انقلابی را با قیامهای جاری میهن در همان سال۸۸ پیوند زد. یکی از وجوه مشترک این رخدادها این است که در آنها دشمن غدار و ضدبشر تمام نیروی اهریمنی همدستان خارجی و طمع ورزان استعماری را برای از میان برداشتن و خنثی کردن نیروی مقاومت مردمی بسیج کرده و راه را از هر سو بسته است؛ به‌نحوی که دشمنان خلق و میهن ما هلهله می‌کردند که دیگر کار مجاهدین تمام شد و دوستان نفس در سینه حبس کرده بودند که چه خواهد شد؟اگر در لحظات نفس گیر این آزمایشها از مجاهدین بپرسید که راز این بن‌بست شکنی و چرخاندن تعادل نابرابر به سود اردوی انقلاب و آزادی چیست و چگونه است که به جای قفل شدن، جبرشکن می‌شوید؟ جوابهایی خواهید شنید که روح و جان کلام آنها از عاشورای حسینی الهام گرفته و پرتوی از آن خورشید فروزان تاریخ انسان را در خود دارد. مجاهد سربه‌دار «مریم پاکباز» از شهیدان قتل‌عام۶۷ به شکنجه‌گرانش که او را به‌تسلیم فرامی‌خواندند، گفت: «اگر امام حسین در برابر شمر و ابن‌زیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد». مجاهد شهید امیر مهران بی‌غم یکی دیگر از سربداران قتل‌عام۶۷، در نامه‌یی به‌مادرش به‌تاریخ ۱۴فروردین ۶۶ که مصادف با سالروز میلاد امام حسین (ع) بود، نوشت: «در این عرصه الگوی ما بی‌شک حسین و زینب است که چون رابطه‌شان پیوستگی عمیقی با دوران و تاریخ دارد، این‌گونه هنوز بر تارک قله تاریخ چون مشعلی فروزان می‌درخشند». سمبل زن انقلابی مجاهد اشرف رجوی طی نامه‌یی به‌تاریخ ۳۱شهریور ۶۰ نوشته است: «ما بی‌آن‌که مرعوب این جنایتها و رذالتهای خمینی گردیم در دنبالهٔ سوگند تاریخی زینب، با قلبی سرشار از کینه و خشم، کینه و خشمی برآمده از خون شهیدانمان سوگند یاد می‌کنیم... تا پیروزی نهایی و حاکمیت خلق دست از مبارزه برنداریم و تا سرود فتح و پیروزی را در گوش کودکان این آب و خاک سر ندهیم از پا ننشینیم و در این راه جز به‌انتقام تاریخی که زینب قهرمان نوید آن را داده، نیندیشیم». مسعود رجوی در زیارت قتلگاه امام حسین در کربلا گفته است: «یا اباالشهدا آنچه جوشید از این نقطه و از این مکان جوشید، هر چه بود درس آزادگی بود. دوران ما دوران بی‌اثر بودن و درهم شکستن بسیاری از ایدئولوژیها و خط‌مشی‌ها بود. راستی که در شرایط سلطه دجال خون‌آشامی مثل خمینی چه می‌شد کرد؟... اما تو بودی که به‌کلمه مجاهد خلق محتوا بخشیدی فقط تو، چه خط مشی‌یی جز خط مشی عاشورایی جواب داشت؟... هر چه نظر کردیم و اندیشه کردیم هیچ خط مشی‌ای جز خط‌مشی تو پاسخ نداشت... این بود که به‌ما محتوا و اعتبار بخشید والا چه بودیم؟ نابود و نفرین می‌شدیم» (مسعود رجوی - نوروز ۱۳۶۹). آری، آنجا که دژخیم تنوره می‌کشد و زندانی دست و پا بسته را بین تسلیم و زندگی ذلت‌بار یا مرگ سرخ مخیر می‌کند و در ظلمات زندان و شکنجه و تعادل‌قوای مطلقاً نابرابر، هیچ کورسوی امیدی از هیچ سو دیده نمی‌شود، این الگوهای جاودان فدا، حسین و زینب و فروغ جاویدان عاشوراست که فضا را روشن می‌کند و راه را نشان می‌دهد. درس جاویدان عاشورای حسین، به‌مثابه فروغی جاودان فرا راه انسان، این است که هیچ بن‌بستی برای انسانی که آزادی و آزاد زیستن را اراده کرده وجود ندارد. تاریخ نیز گواه مکرر این حقیقت است که تعادل قوایی که ستمگران می‌کوشند آن را لایتغیر و نیروی انسان را مقهور آن جلوه دهند، یک فریب است. این حکم خدا و تاریخ است که خلقهای ستمدیده با نیروی آگاهی و ارادهٔ انسانهای آزادیخواه بر ستمگران پیروز می‌شوند و فرزند انسان از قلمرو اجبار به قلمرو آزادی راه می‌گشاید.
    6 min
  • گشت ارشاد و مخمصهٔ نظام
    رژیم آخوندی که با راه‌اندازی مجدد گشت ارشاد می‌خواست به بسیجیان سیلی خورده ولایت روحیه بدهد، طی روزهای گذشته تلاش کرده تا کارکرد این گشت سرکوبگر را برای تحمیل حجاب اجباری با روشهای سرکوبگرانه غیرمستقیم اعمال کند. روز ۴مرداد خبرگزاری قضاییه جلادان نوشت: «در پی انتشار تصاویری در فضای مجازی در خصوص عدم رعایت حجاب از سوی کارمندان خانم شرکت طاقچه در محیط کار، در این رابطه پرونده قضایی تشکیل شد». در همین روز سایت حکومتی اعتماد آنلاین نوشت: «دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دماوند از بازداشت مدیر و کارمند بانک در دماوند به‌علت ارائه خدمات به خانم بی‌حجاب با دستور مدعی العموم خبر داد». در ادامهٔ خبر، از قول دادستان جنایتکار آمده است: «در صورت عدم توجه شخص بی‌حجاب نسبت به تذکر داده شده و اصرار بر منکر ارتکابی، لازم است بلافاصله با پلیس فراجا تماس گرفته و موضوع به ضابطین اطلاع داده شود». در خوزستان دادستان قضاییه جلادان با اشاره به مقاومت اجتماعی در برابر حجاب اجباری که آن را «ناهنجاری اجتماعی و عدم رعایت شئونات اسلامی» می‌نامید، گفت: با این موارد «به‌نحو مقتضی برخورد می‌شود، اماکن تجاری و مراکز خرید و فروش چنان‌چه طبق مقررات در فعالیت خود، عمل نکنند، پلمب خواهند شد. با وجود این‌که در این قبیل اقدامات سرکوبگرانه برای تحمیل حجاب «گشت ارشاد» که آخوندها در بکارگیری آن دچار مخمصه هستند حضور فعالی ندارد، اما عفو بین‌الملل طی گزارشی به تاریخ ۲۶ژوئیه ۲۰۲۳ (۴مرداد۱۴۰۲) نوشت: مقامات رژیم ایران روشهای ظالمانه پلیسی و سرکوب شدید زنان و دختران ایرانی را به‌دلیل سرپیچی از قوانین تحقیرآمیز حجاب اجباری دو برابر کرده‌اند. زنان بی‌شماری از دانشگاهها تعلیق یا اخراج شده‌اند، از شرکت در امتحانات نهایی و از دسترسی به خدمات بانکی و حمل ونقل عمومی محروم گردیده‌اند. صدها کسب و کار به اجبار تعطیل شده‌اند. تشدید سرکوب ماهیت مشکوک ادعاهای قبلی مقامات رژیم ایران مبنی بر انحلال گشت ارشاد را آشکار می‌کند». به این ترتیب، رژیم آخوندی نه تنها از جامعهٔ ایران و زنان میهنمان تودهنی خورده، بلکه در سطح بین‌المللی نیز روشهای غیرمستقیم سرکوب و تحمیل حجاب اجباری همان مهر «گشت ارشاد» را بر پیشانی دارد و «ماهیت مشکوک ادعاهای قبلی رژیم مبنی بر انحلال گشت ارشاد» به کلی بی‌اعتبار شده است. از همین روست که دبیرکل عفو بین‌الملل در همان بیانیه ۴مرداد تأکید می‌کند «جامعه بین‌المللی نباید در حالی که مقامات رژیم ایران ظم خود را علیه زنان و دختران تشدید می‌کنند، بی‌تفاوت و بدون اقدام باشند. پاسخ دولتها نباید محدود به اظهارات و بیانیه‌های عمومی و علنی و دخالت‌های دیپلماتیک باشد، بلکه باید شامل پیگیری مسیرهای قانونی برای حسابرسی از مقامات رژیم ایران به‌خاطر نقض گسترده و سیستماتیک حقوق‌بشر علیه زنان و دختران باشد». بنابراین، آنچه برای خلیفه خون‌ریز ولایت باقی مانده، هم‌چنان تلو‌تلو خوردن پس از قیام و مخمصه گشت ارشاد است که سلیمی نمین از مهره‌های امنیتی و مطبوعاتی قدیمی خامنه‌ای آن را به این شکل تصویر کرده است: «اظهارات در مورد بازگشت ونهای ارشاد متناقض است. به نظر می‌رسد هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد تبعات بازگشت این ون‌ها و رویارویی با زنان را برعهده بگیرد. رؤسای دولت، مجلس و قوه قضاییه صراحتاً بازگشت گشت ارشاد را تکذیب کرده یا یکی به نعل و یکی به میخ بر رویکرد فرهنگی و نه انتظامی در حوزه حجاب تأکید کرده‌اند». پیش‌تر نیز یک عضو دیگر مجلس ارتجاع با وحشت از قیام گفته بود: «ما شهریور ۱۴۰۱ و آن اتفاقات را پشت سرگذاشته‌ایم و این رفتار بسیار عجیب است. کسانی‌که دلسوز کشور و آینده آن هستند به‌خوبی می‌دانند که ما نتیجه این رویه‌ها و آسیب‌های آن را دیده‌ایم. بسیاری از کارشناسان حقوقی نیز معتقدند که گشت ارشاد موازین حقوقی و قانونی لازم را ندارد» (معین‌الدین سعیدی ـ ۲۵تیر).
    5 min