Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.
January 10, 2023گفتگوی سیاسی-خامنه ای، چه هدفی دارد و آیا حسابی برای عواقب داخلی و خارجی این اعدامها کرده گفتگوبا صلاح- ۱۹دیماه...more16minPlay
January 10, 2023نفله شدن دوباره جلاد قاسم سلیمانیبسیج تبلیغاتی سرسامآوری که رژیم آخوندی از ۲هفتهٔ پیش شروع کرده بود و مناسبت نفله شدن قاسم سلیمانی را هم به آن ضمیمه کرد، بهپایان رسیده است. این بسیج تبلیغاتی از روز ۶دی با گرداندن ۴۰۰تابوت بقایای قربانیان جنگ ضدمیهنی (که یک رکورد طی دهههای اخیر محسوب میشود) و سخنرانی رئیسی جلاد در آن مراسم آغاز شد و با تعزیهگردانی حول هلاکت قاسم سلیمانی بهمدت ۱۰روز دیگر ادامه یافت. طی این مدت تمام دستگاه تبلیغاتی رژیم از صدا و سیمای منحوس خامنهای تا نمایشهای جمعه و جماعت و روزنامههای حکومتی مملو از روضهخوانی و دجالگری و نمایشهای چندشانگیز دربارهٔ این جلاد قسیالقلب بود. رژیم در این بسیج تبلیغاتی چند هدف را دنبال میکرد، نخست میخواست از همزمانی سالگرد ضدتظاهرات ۹دی ۸۸ و چسباندن آن به سالمرگ هلاکت قاسم سلیمانی یک ۹دی دیگر بسازد و چنین القا کند که این بار نیز توانسته به کار قیام پایان دهد. رئیسی جلاد در سخنرانی خود در روز ۶دی که این نمایش را استارت زد، گفت: «ناامنیها بحمدالله با همت مردم و نیروهای جان برکفمان شرایط کشور شرایط امن شده»(تلویزیون رژیم ۶دی).پاسدار سلامی سرکردهٔ سپاه پاسداران خامنهای هم روز بعد در یک سخنرانی گفت: «دشمن در حوادث اخیر هر چه لشکر و یگان تربیت کرده بود با همه توان بهمیدان آورد، اما شکست سختی خورد»(خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ۷دی). هدف دیگر رژیم از این کارزار تبلیغاتی آن بود که با چهرهسازی از قاسم سلیمانی برای نیروهای وارفته رژیم او را بهعنوان نماد اقتدار و چسب نیروهای زهوار دررفته رژیم جلوه دهد؛ اما این هدف در بطن خود، حاوی تناقض دردناکی بود، چرا که از یکسو این «نماد اقتدار» ۳سال پیش در نزدیکی فرودگاه بغداد، خیلی ساده تکهپاره شده بود و دیگر وجود خارجی نداشت و از سوی دیگر تبلیغات در مورد «عظمت شخصیت حاج قاسم» و نوحهسرایی دربارهٔ «نقش بیبدیل» او که هم خط خامنهای را در جنگ و تروریسم و هم در سیاست و دیپلماسی پیش میبرد، حاکی از آن بود که رژیم نتوانسته و نخواهد توانست حفرهٔ ناشی از حذف او را که عملاً فرد شمارهٔ ۲ رژیم بود، پر کند. اما فراتر و مهمتر از این تناقضات، جنگی بود که بین رژیم از یکسو و مردم و مقاومت ایران و جوانان شورشگر از سوی دیگر بر سر قاسم سلیمانی درگرفته بود. درست در نقطهٔ مقابل رژیم که میکوشید با تبلیغات مشمئزکننده از این جلاد شقاوتپیشهٔ ایران و خلقهای منطقه یک سمبل بسازد، شورشگران در سراسر ایران تخریب و بهآتش کشیدن مجسمهها، بنرهای تبلیغاتی و تصاویر قاسم سلیمانی را وجهه همت خود قرار داده بودند. مردم آگاه ایران با ساختن مضامینی هجوآمیز از این جلاد خونآشام، تبلیغات و دجالگریهای رژیم را بهسخره گرفته بودند. درباره این رویارویی پاسدار سلامی سرکردهٔ سپاه خامنهای در مراسمی که در کرمان برای قاسم سلیمانی برپا شده بود، لاف زده بود: «دشمن برای سرقت ذهن جوانان ما آمده بود تا آنها را در مقابل انقلاب قرار دهد... تمام گفتارهای فریب دشمن با یک ۱۰روز دلدادگی جوانان این سرزمین به این شخصیت عظیم(قاسم سلیمانی) همه شستشو شد»(تلویزیون رژیم ۱۸دی). در همان مراسم یک سخنران دیگر، پاسدار کارشناس حکومتی به نام «اصغرزاده» این هماوردی را اینگونه مطرح کرد که: «۲تاریخ بیشتر وجود ندارد. یکی تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد و حاج قاسمها دارد. یک تاریخ هم مقابل این تاریخ است. تاریخی است که مریم رجوی را برای شما رئیسجمهور میکند»(خبرگزاری حکومتی تسنیم ۱۸دی). شکست رژیم در بسیج تبلیغاتیاش تنها به بروز نفرت شعلهور مردمی نسبت به جلاد سلیمانی محدود نمیشود؛ هدف نهایی رژیم از این تبلیغات پر سر و صدا آن بود که پایان قیام را اعلام کند. اما در این هدف بهطور خوارکنندهیی شکست خورد. اوج این هماوردی در بامداد ۱۹دی بهوقوع پیوست. مردم خشمگین و جوانان شورشگر از نیمهشب یکشنبه تا صبح دوشنبه در مقابل زندان گوهردشت که یکی از نمادهای حکومت ارعاب و قتلعام طی دهههای اخیر بوده، تجمع کردند تا مانع از اجرای احکام اعدام قریبالوقوع ۲جوان شورشگر، محمد قبادلو ۲۲ساله و محمد بروغنی ۱۹ساله که برای دارزدن به سلول انفرادی منتقل شده بودند، شوند. این جمعیت شجاع و خروشان که با شعارهای کوبندهٔ خود شب سرد و زمستانی اطراف گوهردشت را به بهاران آزادی تبدیل کرده بودند، شعار میدادند: «این آخرین پیامه، اعدام کنی قیامه»، «میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت»، «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» و «هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه». به این ترتیب بسیج تبلیغاتی سرسامآوری که بهمدت ۲هفته فضای تمام رسانهها و تریبونهای رژیم را اشباع کرده بود، جز بر خشم و نفرت مردم بپاخاسته نیفزود و تنها عزم آنان برای سرنگونی رژیم را جزمتر کرد و در این میان جلاد قاسم سلیمانی هم در رویارویی فشرده شورشگران و قیامآفرینان با دشمن، یک بار دیگر و اینبار در شعلههای نفرت و خشم خلق بپاخاسته سوخت و نفله شد....more6minPlay
January 09, 2023آتش و خشم، پاسخ بهضحاک ولایتاعدام جنایتکارانهٔ دو جوان قهرمان شورشگر، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، طوفانی از خشم و آتش و برانگیختگی در داخل کشور و انزجار و محکومیت در خارج کشور و در جامعهٔ بینالمللی برپا کرد. در داخل کشور، کانونهای شورشی با درود آتشین بهشورشگران شهید، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، بهپا خاستند و با این قهرمانان که با دست خالی بهکیفر مزدوران خامنهای قیام کردند و جهانبینی بیهزینگی و پرهیز از قهر انقلابی در برابر دشمن ضدبشر و بسیج و سپاه ولایت فقیه را بهسخره گرفتند، پیمان خون و «آتش جواب اعدام» بستند. آنها در پاسخ بهضحاک خونآشام در شهرهای هشتگرد، بندرعباس، ارومیه و تکاب، مراکز سرکوب و سپاه و بسیج دشمن را با پرتاب کوکتل درهم کوبیدند و در شهرهای اهواز، همدان، لنگرود، قزوین، یزدانشهر و تهران بنرهای قاسم سلیمانی جنایتکار را بهآتش کشیدند. در اصفهان، جوانان شورشگر با برپایی رژهیی در خیابان، پا کوفتند و با شعار «قسم بهخون یاران، ایستادهایم تا پایان» با دو شهید سربهدار عهد خون بستند. گروه دیگری از مردم اصفهان نیز، با گلگذاری و افروختن شمع در برابر تصاویر محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی یاد این شهیدان قهرمان را، گرامی داشتند. در نجفآباد زنان دلیر و دختران دانشآموز تظاهرات کردند و با شعارهای «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه». عزم خود را برای پایداری و ادامه راه شهیدان و خشم و نفرت خود را از ضحاک زمان و آخوندهای جنایتکار حاکم ابراز کردند. در قزوین و گوهردشت کرج مردم در تظاهرات شبانه، شعار «مرگ بر خامنهای»، «این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت» و «مرگ بر حکومت آدمکش سر دادند». در نقاط مختلف تهران، مردم و جوانان شورشگر از جمله در تهرانپارس، بولوار فردوس و خیابان معلم، خیابان شریعتی، خیابان انقلاب، ستارخان، صادقیه، هفتحوض نارمک، آریاشهر، دانشگاه ملی و نزدیک دانشگاه تهران، تظاهرات شبانه برگزار کردند و شعار «مرگ بر خامنهای ضحاک»، و «هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» سر دادند. در خارج کشور نیز اشرفنشانها و هموطنان آزاده در چند شهر و پایتخت جهان بهخیابانها آمدند و با شعارهایی همچون « «قسم بهخون یاران، ایستادهایم تا پایان» خشم و انزجار مردم ایران را پژواک دادند و وجدانهای بیدار بشری را علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران برانگیختند. در نتیجهٔ این روشنگریها، موج کمنظیری از محکومیتهای بینالمللی علیه دیکتاتوری ولایت فقیه برخاست. دهها تن از نمایندگان پارلمان و وزیران خارجه و دولتمردان کشورهای مختلف جهان، با ارسال پیامهایی این اعدامهای جنایتکارانه و فراقضایی را محکوم کردند و بر لزوم حسابرسی از فاشیسم دینی حاکم بر ایران تأکید کردند؛ از جمله: وزارتخارجهٔ هلند، سفیر رژیم در این کشور را احضار کرد و مراتب انزجار و اعتراض دولت هلند را بهوی ابلاغ کرد. آنالنا بربوک وزیر خارجه آلمان در پیام خود نوشت: محمدمهدی کرمی و محمدحسینی فقط دو نام نیستند که توسط رژیم ایران بدار آویخته شدند. آنها نمیخواستند تسلیم اقدامات وحشیانه و غیرانسانی رژیم ایران شوند. لرد احمد عضو مجلس اعیان انگلستان گفت: من از اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی توسط رژیم ایران منزجر شدهام. آنها بهاعتراض مشروع علیه ستم دست زدند. بهاین ترتیب بیشازپیش آشکار شد که ضحاک خونآشام در ارتکاب این جنایت، اشتباه محاسبهٔ مهلکی داشته و بهجای مرعوب کردن جامعه و جوانان شورشگر، بهدست خود بنزین بر آتش قیام ریخته و افزون بر آن، بهطور کمسابقهیی آماج انزجار و محکومیت بینالمللی نیز قرار گرفته است....more5minPlay
January 08, 2023ضحاک ولایت و تیغ دو دم اعدامبهدستور ضحاک ولایت، صبح روز ۱۷دی دو جوان شورشگر قهرمان، محمدمهدی کرمی ۲۲ساله و محمد حسینی ۳۹ساله اعدام شدند. قضاییهٔ خامنهای اتهام آنها را بههلاکت رساندن یک بسیجی و بستن آزادراه کرج اعلام نمود. این دو شهید سرفراز قیام، روز ۱۳آذر در بیدادگاه جلادان بهاتهام «محاربه» بهاعدام محکوم شدند و این حکم جنایتکارانه بهسرعت و تنها ظرف ۴روز – در حالیکه محمدمهدی در اعتصابغذای خشک بود - اجرا شد.اعدام وحشیانه این دو قهرمان شورشگر، خشم و نفرت مردم ایران را در داخل و خارج کشور در پی داشت. هموطنان آزاده در بیش از ۱۰شهر و پایتخت اروپایی بهخیابانها آمدند و با سر دادن شعارهایی همچون «مرگ بر خامنهای» و «قسم بهخون یاران، ایستادهایم تا پایان» خشم و انزجار مردم ایران را پژواک دادند. این جنایت، همچنین موج وسیعی از انزجار و محکومیت بینالمللی را برانگیخت و نمایندگان پارلمانها و دولتمردان کشورهای مختلف، رژیم ضدبشری آخوندی را محکوم کردند و خواستار اقدام قاطع کشورها و جامعهٔ بینالمللی علیه دیکتاتوری خونریز حاکم بر ایران شدند.حتی در داخل رژیم هم جریان قابل توجهی از عناصر و باندهای حکومتی وجود دارند که در وحشت از پیامدهای اجتماعی و بینالمللی اعدام و بهخصوص از نتیجهٔ آن در سوق دادن قیام بهسمت آتش و قهر انقلابی، خامنهای را از شدت عمل و مشخصاً اعدام پرهیز میدهند، از جمله امواج خشم و انزجاری که پس از اعدام دو شورشگر قهرمان، محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد از داخل و خارج کشور برخاسته بود، این جریان بهخامنهای هشدار میداد؛ از جمله روزنامهٔ فرهیختگان (۱۹آذر) متعلق بهولایتی مشاور نزدیک خامنهای نوشت: «نمیتوان با فراغ بال و گشادهدستی اعدام کرد».آخوند مقتدایی از مهرههای سابق قوهٔ قضاییه نیز گفت: همه افرادی که حکم محارب دارند، حکم اعدام ندارند» (خبرگزاری حکومتی ایلنا ـ ۲۰آذر).روزنامهٔ حکومتی جمهوری (۳دی) نیز نوشت: «این تصور را کنار بگذارید که با اعدامها و چوب و فلک کردنها مشکل حل میشود و غائله میخوابد».اما خامنهای و صاحب علههای اصلی استبداد دینی، همچنانکه خمینی جلاد، سرسلسله جلادان حاکم، با تمام وجودشان حس میکنند که رژیم قرونوسطایی آنها بدون اعدام قادر بهادامهٔ سلطه و حاکمیت نیست و اگر دست از اعدام بردارند، با خیزشهای انقلابی مردم و نیروهای پیشتاز جارو میشوند. از همین روست که هرگز دست از کشتار و اعدام و قتلعام بهعنوان حربهٔ اصلی حکومت ارعاب برنمیدارند. پاسخ آنها هم پایداری انقلابی و «آتش جواب اعدام» است که میتواند با شورش حداکثر و تهاجم حداکثر و البته پرداخت بهای خونین، آن تعادل را بر هم بزند و این همان چیزی است که ضحاک خونآشام دوران در موردش اشتباه محاسبه دارد. زیرا قادر بهفهم این حقیقت نیست که شورشگران برای آزادی و پیشتازان قیام مردم ایران با اتکا بهپشتوانهٔ مقاومت خونبار و انقلابی مجاهدین طی ۴۳سال گذشته، از ترس از اعدام و زندان و شکنجه عبور کردهاند و فریاد میزنند: «چهدار باشه، چه زندان، ایستادهایم تا پایان».آری، قیامکنندگان، با تمام وجود این درس را فرا گرفتهاند که برای سرنگون کردن دیکتاتوری ولایت فقیه و دستیابی بهآزادی، تنها قدرت و قاطعیت و آتش جواب دارد. این درسی است که در تاروپود جامعهٔ ایران و در جان و روان مردمی که بهای قیام و آزادی را با خون کهکشانی از شهیدان پرداختهاند جاری است....more5minPlay
January 07, 2023بار دیگر زاهدان، با شعار «مرگ بر ستمگر. . ».روز جمعه ۱۶دی، در ۱۱۳مین روز قیام سراسری مردم ایران، بار دیگر هموطنان دلاور و آزادهٔ بلوچ بهرغم جو شدید امنیتی و حضور نیروهای سرکوبگر در زاهدان، بار دیگر بهتظاهرات گسترده در خیابانهای این شهر دست زدند. زنان و مردان دلیر بلوچ با خروش «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» و «نه تاج و نه عمامه، آخوند کارش تمامه»، «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری»، هم عمق آگاهی و هم عزم جزم و رزمندگی خود را برای ادامهٔ نبرد تا سرنگونی این رژیم و بهکف آوردن گوهر آزادی و برابری نشان دادند. در خیزش امروز مردم زاهدان، همچون هفتههای گذشته، حضور زنان آگاه و رزمندهٔ بلوچ در پیشاپیش صفوف تظاهر کنندگان، غرور انگیز و چشمگیر بود. آنها شعار میدادند: «چه با حجاب چه بیحجاب پیش بهسوی انقلاب»، «نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «خامنهای حیا کن مملکتو رها کن». رژیم آخوندی بهاقدامات گستردهیی برای سرکوب هموطنان بلوچ و خاموش کردن شعلههای قیام دستزده بود تا به خیال خودش مانع از خیزش و قیام، در این خطه از میهنمان شود. از یکسو پاسدار جنایتکاری بهنام حسن کرمی را که سرکردهٔ قرارگاه قدس سپاه پاسداران در این منطقه بود، بهعنوان استاندار منصوب کرد. در روزهای اخیر نیز با اعدام شماری از زندانیان و دستگیری بیش از یکصد نفر کوشید مردم را مرعوب کند. در روز جمعه نیز با برپایی نقاط ایست و بازرسی راههای ورود بهمسجد مکی را مسدود کرد تا مانع حضور و شرکت مردم در نماز جمعه و تظاهرات متعاقب آن شود، اما این اقدامات جنایتکارانه، تأثیر معکوس داشت و هموطنان بلوچ از زن و مرد شعار میدادند: «استاندار بسیجی نمیخوایم نمیخوایم» «چهدار باشه، چه زندان، ایستادهایم تا پایان» و «میکشم میکشم، آنکه برادرم کشت». آنها همچنین تراکتهایی حمل میکردند که بر روی آنها نوشته بود: «ما را با ربوده شدن جوانانمان تهدید نکنید، فردای پیروزی نوبت ماست». هموطنان آگاه بلوچ همچنین با شعارهایی همچون «کرد و بلوچ برادرند، تشنه بهخون رهبرند» و «شیعه و سنی با همند، چشمان خامنهای کورند» پیام دادند که دست رژیم دجال آخوندی را خواندهاند که میکوشد با چسباندن برچسب تجزیهطلبی بههموطنان کرد و بلوچ آنها را از سایر مردم ایران جدا کند تا در قدم بعد با سهولت هر کدام را جداگانه سرکوب کند. هموطنان بلوچ با شعار «از زاهدان تا ایذه، از وطن خون میریزه» نشان دادند که خون واحد قیام و آزادیخواهی در پیکرهٔ تمام ملت ایران جریان دارد و همهٔ مردم ایران یک دشمن دارند که همانا دیکتاتوری منحوس ولایت فقیه است. کمااینکه خروش و خیزش امروز مردم زاهدان همزمان بود با تهاجمات متهورانه جوانان شورشی به مراکز سرکوب یا مظاهر حکومت در شهرهای همچون سبزوار، مشهد، بوشهر، اصفهان، یزد و تهران از یکسو و گرامیداشت شهیدان قیام طی دو روز اخیر با سر دادن شعارهای ضدحکومتی و همسرایی ترانههای رزمجویانه در شهرهای خوراسگان، جلفا، کنگاور، مهاباد، کرج، ایام و سنندج از سوی دیگر. خروش و خیزش امروز هموطنان بلوچ، تأکید مکرری بود بر هوشیاری و آگاهی عمیق و نیز استحکام و جنگندگی آنها در میدان مبارزه و انقلاب. خلقی که قدر بهای سنگین و خونینی را که با تقدیم بیش از ۱۳۰شهید در این قیام، پرداخته، خوب میداند و حرفش با قاتلان حاکم همچون همهٔ مردم ایران این است: «ما همه اهل جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» و «امسال سال خونه سید علی سرنگونه»!...more5minPlay
January 05, 2023ژست مضحک و متناقض خامنهایروز چهارشنبه ۱۴دیماه، خامنهای در جمع شماری از زنان وابسته به رژیم سخنرانی کرد و گفت: «پیشنهاد استفاده از زنان فرهیخته، دانشمند، فرزانه و مجرّب در ردههای گوناگون تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور، موضوع مهمی است که ذهن من را نیز مدتهاست مشغول کرده و انشاءالله برای آن راهحلی خواهیم یافت». وی در عینحال تأکید کرد که «مهمترین و اصلیترین وظیفه زن ۲نقش مادری و همسری، یعنی نقش خانهداری» است. خامنهای همچنین گفت: «هیچ زنی در تقدم حفظ جان فرزندش با فلان کار اداری، تردید ندارد. در اهمیت تربیت اخلاقی و ایمانی فرزند نیز تردیدی نیست و چنانچه زن ناگزیر از انتخاب یکی از دو عرصه باشد، خانواده مهمتر است». خامنهای در سالهای گذشته نیز هر بار که دربارهٔ زنان حرف زده، تأکید نموده که شغل و وظیفهٔ اصلی زن خانهداری و بچهداری است. از جمله: - «خانهداری فطریترین و مطلوبترین کار برای زنان است»(۸آذر ۱۳۷۲) - «بعضی خیال میکنند زن کمبودش این است که مشاغل بزرگ و سروصدادار ندارد؛ خیر! مشکل زن این نیست. حتّی آن زنی هم که شغل بزرگی دارد، به یک تکیهگاه مطمئن عاطفی و روحی -که شوهر و مرد اوست- نیازمند است»(۳۰مهر ۱۳۷۶)- «خانهداری یک شغل است؛ شغل بزرگ، شغل مهم، شغل حساس، شغل آیندهساز»(۱۱اردیبهشت ۱۳۹۲) فراتر از این سخنان مشمئزکننده، عملکرد رژیم زنستیز ولایت فقیه است که اولیهترین حقوق انسانی زنان را از آنان سلب کرده و بهمنظور سرکوب و تحقیر سیستماتیک زنان و بیرون راندن آنان از صحنهٔ حیات فعال اجتماعی، ۲۷نهاد و ارگان و گشت سرکوبگر ایجاد کرده و بهرغم آنکه شمار دختران دانشجو(به اعتراف خامنهای در همین سخنرانی) بیش از پسران است، اما شمار زنان دانشآموختهٔ بیکار و خانهنشین، بیش از ۶۰درصد است. اما اکنون چه چیزی این جرثومهٔ ارتجاع و زنستیز را نگران کرده و موجب «مشغولیت ذهن» او شده؟ جواب یک کلمه است: «قیام»! قیامی که در آن زنان نقشی برجسته و پیشتاز دارند؛ زنان و دختران بپاخاسته میهن که از زاهدان تا تهران و از سمیرم و اصفهان تا شیراز و کرمان و از تبریز و مهاباد و سنندج تا اهواز و خوزستان در دانشگاه و خیابان، شعارهای «مرگ بر خامنهای، لعنت بر خمینی» و «چه با حجاب، چه بیحجاب، پیش بهسوی انقلاب» سرمیدهند. آنچه در ژست متناقض و مضحک خلیفهٔ ارتجاع بهطور خاص جلبنظر میکند، دمزدن تحمیلی و ناگزیر او از حضور زنان «در ردههای گوناگون تصمیمسازی و تصمیمگیری» است و اینکه میگوید این «موضوع مهمی است» که «مدتهاست» ذهنش را مشغول کرده و اینکه به زنان پای منبرش وعده میدهد که «انشاءالله برای آن راهحلی خواهیم یافت»! این اشتغال ذهنی و به عبارت دیگر «سرگیجه و درماندگی» خامنهای و احالهٔ راهحل آن به «انشاءالله!» نیز نمود دیگری از بنبست و استیصال رژیم قرونوسطایی و عکسالعمل مضحکی در برابر درخشش اجتماعی نقش رهبریکننده زنان در صفوف مجاهدین و جنبش مقاومت است که بیش از ۳دهه است دشمن را زیر ضرب گرفته است. بهنحوی که دامنه و ابعاد آن زنان رژیمی را هم مسألهدار و خلیفه ارتجاع را ناگزیر از چنین ژستها و وعدههای سرخرمن کرده است. بیچاره نمیداند که با این ماهیت قرونوسطایی و بعد از ۴۳سال زنستیزی و عربدههای یا روسری یا توسری و با وجود ممنوعیت قضاوت و ریاستجمهوری و رهبری برای زنان در قانون اساسی و شریعت آخوندی دمزدن از شرکت زنان در تصممیمگیری، لقمهیی نیست که از گلوی ولایت ارتجاع پایین برود و قطعاً باعث خفگی میشود! حقیقت امر و آنچه خدا میخواهد این است که سرگیجه خلیفه درمانده در خصوص این موضوع مهم که ذهنش را مشغول کرده با سرنگونی رژیم زنستیز و ضدانسانی با نقش پیشتاز زنان آزاده ایران برطرف خواهد شد! در اینباره ۲۶سال پیش خانم مریم رجوی خطاب به آخوندهای حاکم گفت: «زنان نیروی تغییرند... شما آخوندها هر چه از تحقیر، ستم، سرکوب و شکنجه و کشتار در چنته داشتید، علیه زن ایرانی بهکار گرفتید، اما مطمئن باشید که ضربه مهلک را از همان جایی خواهید خورد که اصلاً بهحسابش نمیآورید»(سخنرانی مریم رجوی در لندن ـ اول تیر ۱۳۷۵)....more6minPlay
January 04, 2023کوتاهی یا هراس از گرایش جوانان به_مجاهدین؟پاسدار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران خامنهای، طی یک سخنرانی گفت: «ما باید کاستیهای خودمان را جبران کنیم و فرزندان خود را بهنظام برگردانیم» (خبرگزاری سپاه پاسداران ۱۲دی ۱۴۰۱). کاستیهایی که سخنگوی سپاه ولایت از آن صحبت میکند را قبلاً خود خامنهای خطاب بههمین سرکردگان نظام بر زبان آورده و گفته بود: «نسل جوان ما اطلاعات زیادی از حوادث گذشته از جمله مجاهدین ندارند... ما توی این زمینهها کوتاهی داریم ما در قضیه رسانه و تبلیغ و ترسیم واقعیات کوتاهی داریم. خیلی از جوانهای ما و شما قضایای ۲۰سال قبل را نمیدانند قضایای مجاهدین را نمیدانند» (تلویزیون رژیم ـ ۲۹آذر). از قضا سخنگوی سپاه هم، در ادامهٔ حرفش مبنی بر تلاش برای «برگرداندن فرزندان» از دست رفته، هراس نظام از گرایش آنها بهطرف مجاهدین را برملا کرده و تأکید میکند اگر نسل جوان «جنایات گروهک منافقین و برخوردهای آنان با مردم را بداند، هرگز بهصدای دشمن گوش نخواهد داد». پاسدار سپهر معاون وزارت کشور دولت رئیسی جلاد نیز در یک سخنرانی گفت: «جوانان عزیز ما، نوجوانان ما، اینها را ما کوتاهی کردیم قصور کردیم در ارشاد و انذار و تربیت و تعالی اینها میخواستند اینها را برگردانند مقابل نظام قرار بدهند. ». (شبکه باران تلویزیون رژیم ـ ۱۳دی). . طی ۳، ۴ماه اخیر که طوفان قیام سراسری مردم ایران، رژیم را سراپا تکان داده، ایادی و سردمداران رژیم ناگهان خود را در برابر جوانان و نوجوانان شورشگری یافتند که در برابر نیروهای سرکوبگر رژیم متهورانه بهنبرد میپردازند. آنها نه از کشته شدن و نه از دستگیری و زندان و شکنجه بیم و باکی ندارند و بهچیزی کمتر از سرنگونی تام و تمام رژیم رضایت نمیدهند. این واقعیت بهخصوص آنجا هولناکتر میشد که درمییافتند انقلاب بهدرون خانههای خودشان هم نفوذ کرده و فرزندانشان بهصفوف قیام پیوستهاند. در همین رابطه ایادی رژیم بهکرات عبارت «فرزندان خودمان» یا «بچههای خودمان» را بهکار میبرند. از جمله علی لاریجانی رئیس برکنار شدهٔ مجلس ارتجاع در اظهارنظری دربارهٔ قیام گفت: «افرادی و جوانانی که بهخیابان آمدند، فرزندان خودمان هستند» (روزنامهٔ حکومتی اطلاعات ـ ۱۹مهر). سایر ایادی رژیم هم هر یک بهبیانی همین توجیه را واگویه و تکرار کردند که گویا علت نفرت و رویگردانی جوانان از رژیم، کمکاری در امر تبلیغات است و متقابلاً معاندین با تبلیغات و فضای مجازی جوانان را فریب داده و جذب کردهاند. ربط دادن شکست رژیم بهکوتاهی در تبلیغات در حالی است که در این ۴۳سال هیچ مجلس و محفل و منبر و نماز جمعه و برنامه تلویزیونی و رادیویی و رسانههای تحتامر آخوندها، نبوده و نیست که در آن نمایندگان و کارگزاران رژیم عربدههای مرگ بر منافق سر ندهند و بساط شیطانسازی و دروغپراکنی علیه مجاهدین پهن نکنند. واقعیت این است که طوفان قیام، شکست تاریخی و ایدئولوژیک رژیم در برابر مجاهدین که خمینی را در همان فرصت دو سال و نیمه فاز سیاسی از ماه بهچاه کشاندند، چنان بارز کرده که حنای خامنهای برای کسانی که در تمام عمر خود زیر بمباران تبلیغاتی و دجالبازیهای آخوندی بودهاند هم رنگی ندارد. این واقعیتی است که ناظران و رسانههای خارجی نیز در تحلیل قیام ایران از آن با عباراتی همچون «آشکار شدن شکست ایدئولوژیک رژیم ایران» از آن نام میبرند (روزنامهٔ فرانسوی فیگارو). اما دلیل جدیتر بهدست و پا افتادن خامنهای و پاسداران ولایتش از گرایش نسل جوان بهطرف مجاهدین و خط مشی انقلابی آنها این است که در بحبوحه قیام، این گرایش بلافاصله در شورشگری برای سرنگونی نظام بارز میشود. دیلیمیل انگلستان (۱۱دی) در گزارشی از قیام و گفتگو با شماری از نیروهای قیامی با عنوان «دانشجویان معترض، پیشتاز ناآرامیهای سیاسی در ایران» نوشت: «هر روز دانشجویان بیشتری بهکانونهای شورشی میپیوندند. یکی از اعضای کانونهای شورشی گفت: «تنها هدف ما آزاد کردن کشورمان و سرنگونی این رژیم است»....more5minPlay
January 02, 2023گفتگویسیاسی-اوج گیری مجدد قیام در مراسم چهلم شهیدان و تجمعات اعتراضی چه پیامی دارد-صلاح عبدالله نژاد- ۱۲ دیماه...more18minPlay
January 02, 2023زهوار دررفتگی نظامدر جلسهٔ روز یکشنبه (۱۱دی) مجلس ارتجاع، پاسدار قالیباف که ریاست جلسه را بهعهده داشت، با اشاره بهسفر اخیرش بهقم و ملاقات با مراجع حکومتی گفت: «ایشان، دغدغههای این روزهای مردم متدین را مطرح فرمودند و حل مسائل اقتصادی و مشکلات معیشتی مردم را با دلسوزی مطالبه کردند». قالیباف بهعنوان نتیجهگیری از این سفر و «دغدغههای مراجع و مطالبهگری آنها» دوباره بحث تغییر حکمرانی را مطرح کرد و افزود: «اینجانب همانطورکه قبلاً نیز تأکید داشتم، بر این باورم نوسازی نظام حکمرانی در همهٔ حوزهها ضرورتی است که با بازگشتن امنیت، باید در دستور کار کشور قرار گیرد و اکنون در حال ایجاد اجماع در تصمیمگیریهای لازم در این حوزه هستیم». سایر اعضای مجلس هم که در این جلسه سخنرانی کردند، بهنوعی و بهبیانی، ضمن اشاره بهبنبست موجود، بر ضرورت تغییر و اصلاح تأکید نمودند. خود قالیباف از برکناری رئیس بانک مرکزی قدردانی کرد و آن را ضرورتی اجتنابناپذیر خواند، ولی تأکید کرد: «ضروری است این تغییر با اصلاحات ساختاری، سیاستگذاری و مدیریتی، تکمیل شود». یکی از اعضای مجلس (مظفری) خطاب بهرئیسی جلاد و علما و مراجع هشدار داد: «این دورهها با همه دورهها متفاوت است این بار اگر مسلط شدند از انقلاب چیزی نمیماند». یکی دیگر از اعضای مجلس نیز سران سه قوه و دولت رئیسی را مورد سؤال قرار داد که: «آیا در جریان هستید که در استان سیستان و بلوچستان چه میگذرد؟ آیا در جریان هستید که مردم بدون نان و آب هستند؟ مردم بدون سوخت هستند؟»و دیگری بهوضعیت بههم ریختهٔ آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: «نمایندگان مصممانه بهدنبال استیضاح وزیر خواهند بود». البته مطرح شدن استیضاح در این مجلس یکدست و غربال شده نه ناشی از جنگ باندی، بلکه اساساً بهخاطر وحشت از شدت وخامت اوضاع انفجاری است. کما اینکه فلاحتپیشه عضو سابق مجلس ارتجاع میگوید: اگر ضعیفترین مجالس گذشته هم سر کار بودند تیم اقتصادی دولت استیضاح شده بود. او بهبلاتکلیفی که بر دولت رئیسی سایه افکنده اشاره میکند و میافزاید: دولت باید تا ۲۵آذر لایحهٔ بودجه را بهمجلس میداد که نداد... زیرا کسانی که کار اقتصادی انجام میدهند هنوز تکلیف خودشان را نمیدانند. بلاتکلیفی، بهدولت رئیسی و موضوع اقتصادی محدود نمیشود، وضعیتی است که بر کل نظام حاکم است؛ کما اینکه آخوند ذوالنوری در مجلس ارتجاع، گفت: «خروجی جلسات متعدد سران سه قوه باید راهکارهای برونرفت از شرایط سخت فعلی باشد، ما نمایندگان تا حالا اثری از خروجی جلسه سران قوا نمیبینیم». این بلاتکلیفی و انفعال، گریبانگیر بخش نظامی رژیم نیز هست. در این مورد اظهارات پاسدار اباذری مشاور سرکرده کل سپاه پاسداران بهاندازه کافی گویاست که: «کسان زیادی را دیدیم که بریدند، بنده یک سردار سپاه هستم... دیدم بهچشم، سرداران بزرگی که کم آوردند فرماندهان خود من کم آوردند و مقابل خامنهای و نظام ایستادند... کسانی که مسئولان درجه یک این نظام بودند کم آوردند» (تلویزیون رژیم ـ ۶دی). این اظهارات چنان طنین سیاسی و اجتماعی داشت که سپاه پاسداران مجبور شد اطلاعیه بدهد؛ اما در این اطلاعیه، اظهارات این سرکردهٔ پاسداران تکذیب نشده بلکه ادعا شده که وی مشاور سرکردهٔ کل سپاه پاسداران نیست و اظهارات او «تحلیل و نظر شخصی» است. در حالی که تلویزیون رژیم، ضمن پخش اظهارات اباذری، او را با همین سمت معرفی کرده است. پس از پاسدار اباذری، پاسدار غیبپرور جانشین سرکرده کل سپاه پاسداران نیز گفت: «بسیاری از خواص در حوادث اخیر رفوزه شدند» (خبرگزاری دولتی ایرنا ـ۱۰دی). در این میان، عناصر باند مغلوب و محذوف، از حسن روحانی تا سایرین فرصت پیدا کردهاند که خودشان را بهعنوان سوپاپ اطمینان این دیگ بخار و شرایط انفجاری کنونی مطرح کنند. آنها پیاپی هشدار میدهند: «اصلاحات نشود، انقلاب میشود» (روزنامهٔ حکومتی همدلی ـ ۱۱دی) و «زمان اصلاحات همین امروز است، فردا دیر است» (علی ربیعی سخنگوی دولت روحانی ـ اعتماد ۱۱دی). از این اظهارات، هشدارها و اعلام خطرها بهخوبی پیداست که وحشت از انقلاب در تقدیر، سراپای رژیم را فراگرفته است؛ چرا که دولت رئیسی جلاد در همهٔ زمینهها بهطور مفتضحانهیی شکستخورده تا آنجا که حتی «اصولگراها» هم بهرئیسی هشدار میدهند «کابینه را تا دیر نشده تغییر دهید» (روزنامهٔ حکومتی آرمان امروز ـ ۱۱دی). اما خامنهای، که جلاد۶۷ را بهعنوان آخرین کارت مقابله با جامعهٔ انفجاری و مقاومت انقلابی بازی کرده، پوشالبافی مجلس دستنشانده را بهپشیزی نمیخرد و خوب میداند که تعارفاتی مثل «تغییر کابینه» و «نوسازی نظام حکمرانی» نه تنها جواب ندارد، بلکه بهروند سرنگونی نظام زهوار در رفته، شتاب میدهد...more5minPlay
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.