مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • باج‌خواهی و گروگان‌گیری، ذاتی رژیم آخوندی
    تروریسم و گروگانگیری برای باج‌خواهی، توسط رژیم آخوندی، از همان اولین روزهای حکومت خمینی برای جهان مقولهٔ آشنایی است. این موضوع بار دیگر با معاملهٔ تبادل ۵گروگان دوتابعیتی، در ازای دریافت یک باج ۶میلیارد دلاری از پول‌های بلوکه‌شدهٔ ایران، در کانون توجه رسانه‌های جهان قرار گرفته است. اگر چه وزیر خارجهٔ دولت رئیسی با وقاحت خاص سردمداران رژیم، این باجگیری ضدانسانی و بازیچه قرار دادن جان و سرنوشت انسان‌ها و رها کردن آنها در ازای دریافت باج را «یک موضوع انسانی» نامیده (مصاحبهٔ امیرعبداللهیان در ژاپن ـ سایت حکومتی انتخاب ۱۶مرداد)، اما فضای سیاسی جهان مملو از ابراز نفرت از این گروگان‌گیری و باج‌خواهی است که رژیم آخوندی آن را به‌صورت یک صنعت رایج درآورده است. در آمریکا نیز تسلیم شدن به‌ این باجگیری، طوفانی سیاسی به‌پا کرده است. مخالفان، باج‌دادن به‌ رژیم آخوندها را تشویق تروریست‌ها به‌ باجگیری از طریق گروگان‌گیری می‌دانند. سایت برایت‌ بارت نیوز آمریکا(۲۰مرداد) نوشت: «حزب جمهوریخواه آمریکا “به‌خطر انداختن” آمریکایی‌ها با معاملهٔ “نسنجیدهٔ“ ۶میلیارد دلاری با رژیم ایران را مورد انتقاد قرار داد». مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور قبلی آمریکا این معامله را «بزرگ‌ترین باج‌دهی در تاریخ آمریکا، به‌ آخوندهای حاکم در تهران» توصیف کرد و هشدار داد: «رژیم ایران اکنون از این پول برای تولید پهپاد و تأمین مالی تروریسم استفاده خواهد کرد». مایک پمپئو، وزیر خارجه قبلی آمریکا، آن را «یک معامله وحشتناک» توصیف نمود و هشدار داد: «انتظار گروگان‌گیری و تروریسم بیشتری را توسط (رژیم) ایران داشته باشید». جان بولتون طی مصاحبه‌یی با بی‌بی‌سی جهانی(۱۹مرداد) گفت: «این (معامله) بدان معنی است که هر آمریکایی می‌تواند به‌صورت غیرقانونی توسط یک دولت یاغی یا یک گروه تروریستی بازداشت شود و ما باید ۲میلیارد دلار برای هر کدام از آنها بپردازیم». سناتور استیو دینز، رئیس کمیته جمهوری‌خواهان در سنا، گفت: «پرداخت باج به‌ رژیم ایران بزرگ‌ترین حکومت حامی تروریسم است که برای سر هر آمریکایی در خارج از کشور، قیمت تعیین می‌کند». سناتور جیم ریش، رهبر جمهوریخواهان در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت: «این به‌طور خطرناکی انگیزه بیشتری برای گروگان‌گیری ایجاد می‌کند». سناتور تام کاتن نوشت: «این اقدام واهی مماشات، فقط باعث می‌شود آخوندها گروگان‌های بیشتری بگیرند». اگر چه دستگاه تبلیغاتی خامنه‌ای می‌کوشد باجگیری با گروگان‌گیری انسان‌ها را یک دستاورد مشعشع جلوه دهد و روزنامه‌های باند ولی‌فقیه نیز از آن با عناوین مسخره‌یی از قبیل «دیپلوماسی عزتمند»، «از دیپلماسی عزتمندانه تا نگاه بشردوستانه» و امثالهم یاد می‌کنند؛ اما این معاملهٔ پرفضیحت در داخل رژیم نیز جنگ گرگ‌ها را تشدید کرده و موجی از طعن و تمسخر برانگیخته است:
    • حسین ملائک از دیپلمات‌های رژیم این توافق را به‌طعنه «تسلیم عزتمندانه» نامید.
    • محمد مهاجری از مهره‌های پاسدار لاریجانی با عنوان «دستاورد تراشی دولت رئیسی فقط برای ۶میلیارد دلار؟» نوشت: «واقعا تا این حد ضعف و ذلت؟»(تلگرام ۲۰مرداد).
    • رئیس سابق بانک مرکزی رژیم نیز نوشت: «چرا این‌قدر طول داده و بعد از ۳سال تحمیل هزینه، به‌ همان نقطه اول رسیدید؟»(توئیت همتی ۲۰مرداد).
    در این میان چانه‌زدن‌های رژیم برای دریافت پول‌های این باجگیری ننگین یک دوره «حبس خانگی» به‌مدت نامعلوم را به‌ گروگان‌ها تحمیل کرده، به‌نحوی که جرد گنسر، وکیل یکی از زندانیان، می‌گوید: «هیچ تضمینی در مورد آن‌چه از این‌جا به‌بعد اتفاق می‌افتد، وجود ندارد»(سی.ان.ان ۱۹مرداد).
    4 min
  • مار گرسنه‌یی که خودش را می‌خورد
    خامنه‌ای ابتدای سال در وحشت از پیشروی مقاومت و شکست حاکمیت یکدست، خطاب به‌سران قوایش فرمان «همدلی» و «هم‌افزایی» صادر کرد و دوم اردیبهشت، برخلاف نوبت قبل که در لفافه آژیر کشیده بود با صراحت گفت: مردم «در سرتاسر کشور این سخن را خواهند شنید: قوای سه‌گانه باید همدلی کنند، همکاری کنند، هم‌افزایی کنند؛ قانون اساسی برای تشکیل این سه قوّه ترتیب خوبی داده است. اگر چنان‌چه این سه قوّه با هم به‌طور کامل همکاری کنند، کارها به‌هیچ‌وجه گره نمی‌خورد، مشکل پیدا نمی‌کند. [مسئولان کشور] مانع همدیگر نشوند؛ راه را برای همدیگر هموار کنند، باز کنند». اما تهدید علنی هم فایده نداشت و بحران در اندرونی‌ترین ارگانهای وابسته به‌بیت و وزارت اطلاعات هم گسترش یافت. تا جایی که خامنه‌ای روز ۲۵خرداد طی پیامی به‌جلسه‌یی در مشهد که با حضور وزیر اطلاعات، سرکردهٔ سپاه، دبیر شورای عالی امنیت نظام و آخوند گلپایگانی (رئیس دفتر خامنه‌ای) برگزار شد نشان داد بحران فراتر از قوای ۳گانه است. این جلسه که خبرش تا یک هفته مسکوت گذاشته شد، در اول تیر به‌صورت سربسته منتشر گردید. رسانه‌های حکومتی نوشتند خامنه‌ای در این پیام وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را از «عدم تفاهم» برحذر داشت و تأکید کرد: «مسأله‌ اطلاعات یکی از مسائل مهم نظام است و یکی از ضعفهای ما در ارتباط با دستگاههای اطلاعاتی، عدم تفاهم بین این مجموعه‌هاست». از آنجا که خلیفهٔ ارتجاع قادر به‌حل تضادهای درونی نیست و انقباض منطق ولایت است ناگزیر است با حذف و جراحی مسأله را حل کند. سایت حکومتی هم‌میهن (۱۶مرداد) با اشاره به‌سرنوشت قطار حاکمیت یکدست نوشت: «پیاده کردن از این قطار دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. راه‌حل نیز کوشش برای ورود به‌این دایره‌یی که میل به‌تنگ شدن دارد، نیست. این دایره ذاتاً به‌گونه‌یی است که در حال محدود شدن است و ظرفیت آن به‌سرعت تکمیل شده و بیش از اندازه مسافر در خود جای نمی‌دهد. بنابراین هراز‌گاهی باید عده‌یی را پیاده کرد و این فرآیند هم‌چنان ادامه خواهد یافت. مثل مار گرسنه‌ای که طول درازی دارد و نادانسته از دم خود شروع به‌خوردن می‌کند و هر چه می‌خورد از اندازه و توان خودش کم می‌کند». در همین عبارت کوتاه چند اعتراف مهم دیده می‌شود:
    • انحصار و انقباض خصیصهٔ ذاتی افعی ولایت است و این روند تا روز پایان ادامه دارد.
    • هر چه مقاومت و پیشرفت در مسیر انقلاب بیشتر می‌شود، دایرهٔ حاکمیت یکدست تنگ‌تر خواهد شد.
    • اگر لاریجانی و حسین طائب و حتی قالیباف هم جراحی شوند این روند پایان ندارد و باز هم خبری از «همدلی» نیست.
    • در هر جراحی افعی ولایت به‌پایانش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود چون «هر چه می‌خورد از اندازه و توان خودش کم می‌کند».
    محمدرضا باهنر که تا دیروز از مسافران دست‌چین شده حاکمیت یکدست بود امروز می‌گوید: «شعار خالص‌سازی می‌دهند و می‌گویند که خیلی باید اصول‌گرایی‌تان خالص باشد و باید خیلی حزب‌اللهی باشید و اینها امثال ماها را بیرون از دایره می‌بینند» (هم‌میهن ـ ۱۶مرداد ۱۴۰۲). حسن بیادی؛ (معاون پیشین شورای شهر رژیم در تهران) مسافر دیگر قطار فرسودهٔ ولایت نیز می‌گوید: «جالب است همین گروهی که همدل بودند، الآن چند دسته شدند و این نشان می‌دهد کارشان احمقانه و با توهم و بی‌برنامه بوده است و جواب نداده» (ایلنا ـ ۱۵مرداد ۱۴۰۲). این‌که خلیفهٔ ارتجاع در تنگنای سرنگونی خودیهایش را آش و لاش می‌کند. مربوط به‌شرایط این ایام نیست. همان‌طور که خمینی وقتی بقای نظامش را در خطر دید به‌قائم‌مقامش هم رحم نکرد و خامنه‌ای با حذف رفسنجانی میخ انقباض و یکدستی را در نظامش کوبید، امروز هم به‌احدی رحم نمی‌کند. هر چه آتش و مقاومت بیشتر شود سرعت انقباض و خودزنی‌اش هم بیشتر خواهد شد. در بخشی از بیانیهٔ چهل و یکمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت (۳۱مرداد ۱۴۰۱) آمده است: «رژیم ولایت فقیه برای بستن شکافهای بی‌انتهایش به‌منظور سدبستن در برابر قیامهایی که پیش روست، یعنی برای بقا و جلوگیری از سرنگونی محتوم، جلّاد۶۷ را رئیس‌جمهور خود کرده است، اما در واقع گور خود را به‌دست خود کنده است. مثل عقربی که در محاصرهٔ آتش سرانجام خود را نیش می‌زند. هیچ چیز جز هراس از قیام و احتضار سیاسی ولایت فقیه، روی کارآوردن رئیسی را توضیح نمی‌دهد».
    5 min
  • «خانه از پای‌بست ویران است»
    «۵ساختمان همزمان در شهرک احمدیه ویران شدند. حکم تخریب یک ساختمان قرار بود اجرایی شود؛ اما ناگهان ساختمانهای مجاور نیز دومینویی ریزش می‌کنند. ۵نفر تاکنون در این حادثه جان داده‌اند» (روزنامه حکومتی شرق ـ ۱۶مرداد ۱۴۰۲). در مورد علت فرو ریختن ساختمانهای مجاور که باعث کشته شدن دست‌کم ۵نفرشده، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران با تأکید بر این‌که «ساختمانهایی که غیراصولی در حال ساخت بود به‌صورت غیراصولی تخریب شدند» گفت: «تخریب یک ساختمان یک دانش است؛ در زمینه تخریب در دنیا آکادمی و کارگاههایی وجود دارد... در تصاویر مشخص است به‌یک لودر سیم بکسل می‌بندند و پایه ساختمان را با این وسیله نقلیه راهسازی می‌کشند و این اتفاق ناگوار روی می‌دهد» (خبرگزاری حکومتی تسنیم ـ ۱۷مرداد).
    مقدم بر این‌که چرا غیراصولی تخریب شدند، این سؤال مطرح است که ساختمانهای غیراصولی را چه کسی می‌سازد و کدام شخص یا ارگان می‌تواند بدون مجوز «ساختمانهای غیراصولی» احداث کند؟چمران رئیس شورای حکومتی شهر تهران در جنگ باندی و دعوای غارت با سپاه پاسداران، با اشاره به‌مافیای نیرومند و مسلح مسکن می‌گوید: «افرادی که اقدام به‌ساخت و ساز غیرقانونی می‌کنند مافیا هستند و با قداره و تفنگ می‌آیند و ساختمان می‌سازند با ۴ نفر کارگر که این کار را نمی‌کنند» وی با اشاره به‌سرعت مافیا در ساخت سازه‌های سست افزود: «موردی داشتیم که در منطقه مرتضی‌گرد یک ساختمان را در عرض یک هفته ساخته بودند و اسکلت ساختمان را با خال جوش بهم چسبانده بودند. این ساختمانها را یک سری از مافیا می‌سازند (سایت حکومتی انتخاب ـ ۱۷مرداد). رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران هم با اشاره به‌سابقهٔ احداث ساختمان و سازه‌های سست و بی‌مجوز گفت: «شبیه همین اتفاق در پروژهٔ متروپل آبادان روی داد، اتفاق در این پروژه نتیجه حذف سازمانهای نظام مهندسی ساختمان و مهندسان دارای پروانه در نظارت و اجرا بود» (خبرگزاری حکومتی تسنیم ـ ۱۷مرداد). متروپل همان ساختمان ۱۰طبقه‌یی است که به‌اعتراف رسانه‌های حکومتی تماماً با فساد و سیاهکاری و زدوبند با شهرداری و استانداری و سپاه بالا رفت. یک روزنامه‌نگار آبادانی مدتها قبل از ریزش ساختمان متروپل، ضمن افشای فساد هلدینگ عبدالباقی گفته بود: «فساد در منطقه چنان زیاد است که هیچ فردی نتوانست از رشوه‌های عبدالباقی بگذرد و همه مسئولان سند مرگ مردم در برج دوقلوی متروپل را امضا کردند» (روزنامه حکومتی جهان صنعت ـ ۳خرداد ۱۴۰۱). در همین تاریخ (۳خرداد) سایت حکومتی عصر ایران نوشت: «درست در روزهایی که برج متروپل با آن وضعیت نابسامان و غیراصولی ساخته می‌شد، عبدالباقی از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت دولت قبل به‌عنوان چهرهٔ ماندگار صنعت ساختمان معرفی شد و لوح تقدیر گرفت!». حضور فعال شرکتهای قلابی مهندسی و ساختمان سازی وابسته به‌سپاه پاسداران که با «تفنگ و قداره» وارد می‌شوند و با عنوان «قرارگاههای سازندگی» ره چند سالهٔ اخذ مجوز، هماهنگی با شهرداری و تولید مجمع‌های ساختمانی را چند روزه طی می‌کنند بیانگر ساختار حکومتی است که تمام بافت و ساخت آن با فساد تنیده شده و خانه از پای‌بست ویران است. جدای از ساخت و سازهای غیراصولی که منجر به‌ریزش و ویرانی می‌شود، به‌گفتهٔ کارشناسان حکومتی «۵۵درصد جمعیت تهران در خانه‌های ناپایدار زندگی می‌کنند و با احتساب جمعیت تهران نزدیک به‌۵میلیون تهرانی در معرض خطرات زلزله احتمالی هستند» (سایت حکومتی جماران ـ ۱۴مرداد). این وضعیت با فرسوده‌تر شدن این ساختمانها و فقر و فلاکت روزافزون مردمی که قادر به‌نوسازی خانه‌های خود نیستند، سال به‌سال وخیم‌تر می‌شود. بنابراین چارهٔ کار در نوسازی بناها یا تخریب ساختمانهای فرسوده و بی‌بنیاد نیست. آنچه باید ویران شود، ساختار فرسودهٔ نظامی است که با فساد بنا شده و پایه‌هایش ویران است.
    6 min
  • از وعدهٔ یک میلیون مسکن تا افزایش۲۵۰درصدی سرپناه!
    جلاد قتل‌عام که با وعدهٔ ساخت سالی یک میلیون مسکن از پستوی خلیفهٔ ارتجاع بیرون آمد، اکنون کار را به جایی رسانده که سایت حکومتی فراز (۷مرداد۱۴۰۲) با اشاره به گسترش روزافزون حاشیه‌نشینی و بی‌خانمانی نوشت: «هزاران خانواده اثاثیهٔ منزل خود را انبار کرده و بی‌خانمان شده‌اند. جمعیت حاشیه‌نشینها در کشور به ۲۰میلیون نفر رسیده است. دو سال قبل میانگین قیمت هر متر مربع مسکن ۳۳میلیون تومان بود و حالا به ۷۸میلیون تومان رسیده است». یعنی یک افزایش ۲۵۰درصدی طی فقط دو سال!این رسانه در ادامه با اشاره به سلسله‌یی از بحرانهای اجتماعی و خانوادگی، افزود: «کار اکنون به جایی رسیده که بسیاری از خانواده‌ها دیگر توان اجارهٔ یک واحد با حداقل متراژ را هم ندارند و خودشان به خانهٔ پدر و مادر باز می‌گردند یا به شهرستان مهاجرت می‌کنند». برخی خانواده‌ها متلاشی شدند، برخی اسباب و اثاثیه را به کانتینرهای آهنی و فرسوده در حاشیه تهران منتقل کردند و بسیاری حتی توان پرداخت اجارهٔ انبارها و کانتیترها را هم ندارند. سایت حکومتی تجارت نیوز (۸مرداد) در گزارشی با عنوان «مستاجران به‌دنبال کانیتنر» می‌نویسد: «یکی از انبارداران اطراف تهران گفته که بسیاری از خانواده‌ها، اثاث منزل‌شان را با قراردادهای یک‌ساله و دوساله در کانتینرها انبار می‌کردند اما پس از پرداخت کرایه ماه اول، دیگر خبری از پرداخت‌های بعدی نبود. یعنی در واقع، خانواده‌های به حاشیه‌رانده شده یا ناچار به مهاجرت، پس از کوچ اجباری قید وسایل و اثاثیه منزل‌شان را می‌زنند. گویی که کالبد، قید جوارحش را زده باشد».
    گماشته خامنه‌ای هم‌زمان با گسترش فاجعه‌بار بی‌خانمانی و حاشیه‌نشینی، از انعکاس اخبار و آمار آن توسط منابع رسمی جلوگیری می‌نماید. روزنامهٔ حکومتی فراز (۱۵مرداد) از «پنهان‌سازی ۸ماهه آمار مسکن» خبر داده و سایت هم‌میهن، (۹مرداد ۱۴۰۲) نوشت: «بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، انتشار آمار‌های مربوط به بخش مسکن را از آذرماه سال گذشته متوقف کرده‌اند». آخوند جلاد پس از رسوایی بحران مسکن، با فریبکاری تلاش کرد ضمن طرح ساخت «خانه‌های ۲۵متری» بحران را کاهش دهد که البته این هم یک وعدهٔ تو خالی است، آن‌چنان‌که خودیهای نظام هم در وحشت از فرجام کار و خشم بی‌پناهان، می‌نویسند: «هنوز وعده‌های سیدابراهیم رئیسی برای خانه‌دار کردن مردم با ساخت سالانه یک میلیون مسکن در سال از یاد هیچ‌کس نرفته است... اظهارنظر یک مقام مسئول مبنی بر این‌که فضایی ۲۵متری می‌تواند رفاه یک خانواده را تأمین کند، بحث‌برانگیز شده است که چگونه این خانه‌های قوطی‌کبریتی می‌توانند در کیفیت زندگی مردم اثرگذار باشند؟» (سایت حکومتی اقتصاد نیوز ـ ۹مرداد). کار به‌جایی رسیده که پاسدار چماقدار قالیباف (۱۰مرداد) حل مشکل مسکن را «حل دائم مشکل معیشت مردم» توصیف کرد و گفت: «الآن دو تا زن و مرد دو شیفت هم باهم کار کنند اجاره خانه را نمی‌توانند بدهند». دولت قتل‌عام با غارت منابع و ثروتهای عمومی و همدستی با مافیای مسکن مرکب از بانکها و مؤسسات وابسته به سپاه پاسداران، مسکن را به مصیبتی جانکاه برای زحمتکشان و کارگران و حتی جوانان ایران تبدیل کرده است. یک سایت حکومتی (۹مرداد) در این باره می‌نویسد: «ماراتن مسکن برای دههٔ هفتادی‌ها، در بهترین حالت، با توجه به سطح درآمد آنها، ۱۶۶سال طول می‌کشد». در بخشی از اطلاعیه دبیرخانهٔ شورای ملی مقاومت ایران دربارهٔ اجلاس شورا (۱۸تیر ۱۴۰۲) با اشاره به رسوایی برنامه‌های دولت جلاد آمده است: «این قبیل برنامه‌ها که روی استثمار بیشتر زحمتکشان و کارگران بنا شده، فقط تضاد بین مردم و رژیم را تشدید می‌کند و در درون حاکمیت هم بحران‌زاست. زیرا شکست کامل دولت جلادان در تمامی وعده‌های شیادانه پوپولیستی از قبیل تثبیت نرخ ارز یا ساختن میلیونی مسکن چنان ابعاد پرفضیحتی دارد که بخش عمدهٔ اعضای مجلس فرمایشی با ابراز پشیمانی از نامه دو سال پیش خود برای کاندیدا شدن رئیسی، اکنون از او می‌خواهند برای نجات نظام از مهلکهٔ بحرانها، روی «مین استعفا»! برود».
    5 min
  • ریزش و بحران در نزدیک‌ترین نیروهای رژیم
    مراسم‌های عزاداری محرم امسال، علاوه بر نمایان ساختن خشم و نفرت توده‌های به‌جان‌ آمدهٔ مردم از رژیم یزیدی خامنه‌ای، واقعیت مهم دیگری را هم آشکار نمود؛ ریزش و بحران در نزدیک‌ترین نیروهای به‌اصطلاح حزب‌اللهی و بسیجی رژیم. تا آنجا که بالاترین آخوندها و سردمداران رژیم نیز ناگزیر از اعتراف به‌ این واقعیت شده و از آن ابراز وحشت نمودند. پاسدار سلامی، سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای، روز ۱۰مرداد در جلسهٔ سرکردگان پایگاه‌های بسیج طی سخنانی به ریزش نیروهای بسیجی و خالی شدن پایگاه‌های بسیج اعتراف کرد و گفت: «پایگاه‌ها را دریابید! محله‌های اسلامی را رواج بدهید!... پایگاه‌ها را رونق بدهید، آنها را فعال کنید!» سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای در قسمت دیگری از اظهاراتش در حالی که تلاش می‌کرد به‌ پاسداران روحیه‌باخته و دچار ریزش، روحیه تزریق کند، گفت: «این حوادث می‌گذرد. ما از سختی‌ها عبور می‌کنیم در میدان آسایش قرار می‌گیریم...». گماشته‌های خامنه‌ای در نمایش‌های جمعه نیز مدام از بی‌رونقی این جمعه‌بازارها و خالی بودن مساجد ضرار حکومتی می‌نالند. آخوند علم‌الهدی آه و ناله سرداد: «ایستگاه‌های صلواتی ما پر از جمعیت، موج می‌زند اما پای منابر کسی نیست»(نمایش جمعه مشهد ـ ۶مرداد ۱۴۰۲). آخوند ذاکر، عضو مجلس ارتجاع، ورشکستگی بازار دجالیت رژیم آخوندی را با ارائهٔ آماری، بیش‌از‌پیش آشکار کرد و گفت: «ما بیش از ۷۵هزار مسجد داریم چند هزار حسینیه داریم چند هزار دارالقرآن داریم اما بروید دوستان نمایندگان مسئولان فرهنگی بروید ببینید چند درصد اینها فعال هستند؟ بیش از ۵۰هزار مسجد ما امروز تعطیل یا نیمه‌تعطیل است»(مجلس ارتجاع ـ اول مرداد ۱۴۰۲). آخوند حسینی همدانی، امام جمعهٔ خامنه‌ای در کرج، در جمعه‌بازار این شهر این وضعیت را ناشی از تلاش دشمنان و نفوذ آنان در نیروهای رژیم دانست و با اشاره به وضعیت داغان نزدیک‌ترین نیروهای رژیم گفت: «بر سر زبان بچه‌حزب‌اللهی‌ها جور دیگری دارند می‌اندازند با یک بیان دیگری همان حرف‌ها را و این همان خط نفوذی است که حضرت آقا چند سال است تذکر دادند... همین قرائت‌های مختلف و التقاطی که برای اسلام تبلیغ می‌کنند...». در یک کانال تلگرامی متعلق به‌ نیروهای ریزشی رژیم، یکی از پاسداران جنگ ضدمیهنی طی یادداشتی می‌نویسد: «روز تاسوعا دعوت بودم به‌ همایشی در بابل. همه، نفرات قدیمی جنگ بودند. همه، دردمند این روزها که تمام نمی‌شوند و من با چشم خودم دیدم چه کربلاها در ایران خودمان از سر می‌گذرانیم! (یکی) با ۴۰درصد (جراحت جنگ) وقتی صدایش را بلند می‌کند (می‌گوید) ما برنگشتیم که دزدی‌ها را ببینیم، اختلاس‌ها را ببینیم، تحقیر مردم را ببینیم». وی می‌افزاید: «چه دل‌هایی که پر است از درد و صدایشان به‌ هیچ‌کجا نمی‌رسد. چه آرام در خویش می‌ریزند و یزیدیان در شیپورها می‌دمند، علَم می‌افرازند و بیرق تکان می‌دهند... که آی مردم، تنها بگویید حسین کشته شد! و از درد و رنج مظلومان امروز هیچ نگویید! و از کربلای ایران سخنی به‌زبان نیاورید». این یک تک‌نمود نیست؛ خیل عظیمی از قربانیان جنگ ضدمیهنی و خانواده‌هایشان را در جای‌جای کشور می‌توان دید که احساس می‌کنند زندگی خود را برای هیچ و پوچ باخته‌اند و سوار بر موج رنج و خون و سیه‌روزی آنها و تمام مردم ایران، حرام‌خوارانی فربه روی کار آمده‌اند که به‌ این قربانیان جز به‌ دیدهٔ تحقیر و ریشخند نمی‌نگرند و اینان اگر صدای اعتراض‌شان را هم بلند کنند جواب‌شان را با شلاق و زندان می‌دهند. زبان حال این نیروهای ریزشی رژیم را در کلیپی با صدای کویتی‌پور از مداحان ریزشی خامنه‌ای می‌توان شنید که با کنایه به‌ خلیفهٔ ارتجاع خطاب به‌ او می‌خواند: «وقتشه زمونه باطلت کنه رئیس!». رسانه‌های حکومتی به‌طور گسترده‌یی به‌ این کلیپ واکنش نشان دادند و برخی پاسداران و بسیجی‌ها خواستار مجازات کویتی‌پور شدند. از جمله سایت حکومتی «برترین‌ها» نوشت: «کویتی‌پور نماد دوران جنگ بود و اینک صدای اعتراض به‌ وضع موجودش به‌تندی شمشیر آخته است، او نیزه را مستقیم انداخت سمت پرچم نظام. او را ممنوع‌الخروج کنید تا حسرت به‌دل بماند»... . این منبع به‌ ادامه ریزش در درون رژیم اذعان کرد و نوشت: «نسل او که امروز رئیس را مخاطب قرار می‌دهند، حس می‌کنند که به‌ آنها خیانت شده، یقه رئیس را گرفته‌اند. کویتی‌پورها مسیری طی کرده‌اند که همه آدم‌ها طی می‌کنند».
    5 min
  • شلیک به‌خود خلیفهٔ ارتجاع، حماقت یا لاعلاجی؟
    بیش از یک هفته از اقدام رژیم مبنی بر انتشار نام سازمان مجاهدین خلق و اسامی ۱۰۴تن دیگر و فراخوان آنها به‌معرفی وکیل قانونی‌شان به دادگاه کیفری شماره یک استان تهران می‌گذرد. این اقدام، طی این مدت، از یک‌سو خوراک پروپاگاندا و لجن‌پراکنیهای معمول و تکراری ارگانها و رسانه‌های حکومتی علیه مجاهدین و رهبری مقاومت بوده و از سوی دیگر چرایی این اقدام عجیب و غریب، سوژهٔ تحلیل و حدس و گمان عناصر و جریانهای داخلی و ناظران خارجی گردیده است. آنچه موجب تعجب و ابهام ناظران و تحلیلگران، حتی در درون رژیم شده که با بیانهای مختلف آن را مطرح می‌کنند، از جمله این است که از کی برخورد با مجاهدین تابع «قانون»، حتی قانون دست‌ساز خود رژیم بوده؟! و کی محاکمهٔ اعضای مجاهدین آن هم با حضور وکیل مدافع در یک دادگاه عادی کیفری (و نه دادگاه انقلاب) معمول بوده؟ کدام‌یک از دهها هزار مجاهدی که تاکنون از جمله در قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال۶۷ اعدام شدند، محاکمه شدند و از حق وکیل برخوردار بودند؟! و... در همین رابطه روزنامهٔ فرهیختگان (۸مرداد) متعلق به‌ولایتی مشاور نزدیک خامنه‌ای با بیان این که: «این اقدام قوه قضاییه در این مقطع زمانی چه اهمیتی دارد و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟». فایدهٔ آن را زیر سؤال برده می‌افزاید: «به‌نظر نمی‌رسد که حتی در صورت تکمیل فرآیند بررسی پرونده و محکومیت قطعی این افراد، این اقدامات فایده خاصی داشته باشد و صدمه‌ای به‌سازمان مجاهدین‌خلق وارد کند». زیدآبادی از مهره‌های باند مغلوب نیز، طی مطلبی، عاقلانه بودن و عملی بودن این اقدام رژیم را زیر سؤال برده و می‌نویسد: «در داخل کشور کدام وکیل جرأت می‌کند که وکالت سران سازمان را از طریق معرفی آنها به‌عهده بگیرد؟ و اگر هم به‌فرض به‌عهده گرفت، با کدام جرأت می‌خواهد از آنها دفاع کند؟».نامبرده سپس خسارات این اقدام را به‌رژیم گوشزد کرده و می‌افزاید: «این دادگاه فرصتی در اختیار سازمان (مجاهدین) قرار می‌دهد تا در تبلیغاتش، خود را اپوزیسیون اصلی و مؤثر نظام و قربانی آن معرفی کند» (۷مرداد). مشابه این ابهام و تعجب در رسانه‌های خارجی از جمله رادیو فرانسه (۱۰مرداد) مطرح شده، اما تحلیلگر آن مدعی است برای این معما پاسخ قانع‌کننده‌یی پیدا کرده است. وی پس از اشاره به‌خبر محاکمهٔ غیابی ۱۰۴تن رهبران، مسئولان و اعضای مجاهدین و این‌که «‌قوه قضاییه ایران هیچ توضیحی درباره دلایل این تصمیم غیرمنتظره و عجیب خود نداد». به‌یک مقاله قدیمی در خبرگزاری بسیج به‌تاریخ ۳دی ۱۴۰۱ که نوشتهٔ فردی به‌نام حسام رضایی است اشاره می‌کند: «خبرگزاری بسیج با نشر مجدد آن، در صفحه اول خود پرتوی تازه بر تصمیم دور از انتظار قوه قضاییه ایران افکنده است... حسام رضایی صریحاً اعتراف کرده که جمهوری اسلامی ایران معتقد است که غرب و به‌ویژه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان تنها جایگزین حکومت اسلامی ایران پذیرفته‌اند». رادیو فرانسه می‌افزاید: «نویسنده یادداشت خبرگزاری بسیج در اثبات ادعای خود به «سخنرانی‌های مریم رجوی در پارلمانهای کانادا و ایتالیا و هم‌چنین "حضور مقامات بلندپایهٔ سابق دولت آمریکا"، در نشست‌های سازمان مجاهدین در پاریس اشاره کرده و همگی آنها را"نشانه‌های متقنی"دانسته مبنی بر این‌که "غرب حساب ویژه‌یی روی این تشکیلات... باز کرده و... آن را در جایگاه آلترناتیو اصلی نظام در دوران گذار... نشانده است». صرف‌نظر از این‌که نویسندهٔ بسیجی طبعاً نمی‌تواند درکی از منشأ قدرت واقعی مجاهدین داشته باشد؛ اما به‌وضوح وحشت رژیم از موقعیت آلترناتیوی مجاهدین را بازتاب می‌کند. شایان یاد‌آوری است سایت مجاهد (۱۰مرداد) در همین ستون (سخن روز) با عنوان «که دشمن به‌پای خود آمد به‌گور!» با اشاره به‌پیام رهبر مقاومت (۷مرداد) نوشته بود: «رژیم هراسان جلادان در قبال موج رو به‌گسترش بین‌المللی و تمایل روزافزون جهانی به‌ایستادن در کنار مردم ایران که حاصل قیام و ۴دهه مقاومت پر رنج و خون و سازمان‌یافته است، چاره را در فراخواندن مجاهدین به‌قضاییهٔ اعدام و جنایت خود یافته، تا "مطابق قانون"،"تصمیم مقتضی اتخاذ" شود». این نظر و تحلیل سپس از درون رژیم نیز مهر اثبات دیگری خورد؛ آنجا که خبرگزاری رسمی رژیم (ایرنا ـ ۱۱مرداد) خلاصه‌یی از میزگردی را با شرکت ۵تن از مهره‌های امنیتی و مطبوعاتی که بعضاً از بازجویان دستگاه سرکوب رژیم هستند، منتشر کرد. این میزگرد با طرح دو سؤال آغاز شد: «چرا سازمان مجاهدین خلق این‌قدر مهم است؟» «چه چیزی آن را زنده نگه‌داشته است؟». پاسخهایی که به‌این دو سؤال، در این اتاق فکر حکومتی داده شد، می‌تواند پاسخی به‌معمای فراخوان مسخرهٔ مجاهدین به دادگاه و محاکمه باشد:
    • «تاریخ تکرار می‌شود و مجاهدین هم احتمالاً بازمی‌گردند...
    • این‌که مجاهدین خلق از نظر ساختاری هنوز زنده است و گروهی می‌خواهند به‌آن بپیوندند، نشان می‌دهد فقط به‌دلیل حمایت آمریکا و انگلیس نیست‌. ما هنوز مجاهدین خلق را شخم نزدیم».
    • مسأله مجاهدین خلق، مسأله روز ماست و صرفاً یک مسأله تاریخی نیست».
    • «سازمان مجاهدین خلق، کشور را با «دوگانهٔ حکومت و اپوزیسیون» دوگانه کرده... جدایی روحانیت و حاکمیت از مردم چیزی است که زیر سر این سازمان بوده است».
    نتیجهٔ این میزگرد نهایتاً چنین جمعبندی می‌شود: «موضوع اصلی ما در کشور مجاهدین خلق است و باید به‌آنها بپردازیم». به‌این ترتیب آشکار می‌گردد فراخواندن رهبری و اعضای سازمان مجاهدین به دادگاه و معرفی وکیل که ابتدا احمقانه و شلیک به‌خود می‌نمود، ناشی از وحشت و استیصال رژیم و خطر بالفعل و عاجلی است که خامنه‌ای در شرایط انفجاری جامعه برای حاکمیت خود احساس می‌کند. اما این اقدام خلیفهٔ ارتجاع بیش از همیشه کابوس وحشت رژیم از تنها جایگزین قدرتمندش و استمرار قیام را نمایان می‌کند.
    6 min