مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • حمایت برندگان نوبل از مقاومت ایران و غوغای کهکشان ایران آزاد
    ارنستو چه‌گوارا می‌گوید: «انقلابیون همه جا را پر از هیاهو و غوغا می‌کنند تا دنیا با همهٔ ثقل خود روی شهدایشان ننشیند و آنها را نادیده نگیرد» پس از ۴دهه ایستادگی و مقاومت در برابر نظام قرون وسطا‌یی ولایت فقیه، اکنون صحنهٔ سیاسی ایران میدان آزمایش ادعاها و اصالت‌ها است. میدانی که یک‌طرف خلیفهٔ ارتجاع و حامیان بی‌بته، مزدور، سوداگر، مماشات‌گر و ارتجاع و استعمار غارتگر و تهی از اصول دموکراسی و حقوق و شرافت انسانی صف‌آرایی کرده‌اند و طرف دیگر نیروهای متعهد و برآمده از آگاهی و آزادیخواهی و عدالت و شرافت و وجدان انسانی ایستاده‌اند و جهان را پر از هیاهو و غوغا کرده‌اند. پروفسور جان متر دانشمند و پژوهشگر ارشد پیشرفته‌ترین تلسکوپ فضایی جهان [جیمز وب] با اشاره به نبردهای سختی که به استقلال آمریکا منجر شد درباره مقاومت ایران گفت: «حتی ۱۶۰سال بعد [از استقلال آمریکا] یعنی امروز، ما به آزادی و برابری برای همه نرسیده‌ایم. راه طولانی است، اما این تنها راهی است که ارزش پیمودن را دارد. جنبش شما اکنون به‌رسمیت شناخته شده و شما اینک به حمایت جهانی از آرمان خود دست یافته‌اید. برندگان جایزه نوبل، اکثریت کنگره ایالات متحده و بسیاری دیگر از رهبران جهان از جانب شما صحبت کرده‌اند»(مصاحبه با سیمای آزادی ـ تیر ۱۴۰۲). روز دوشنبه ۵تیر ۱۴۰۲، در ادامهٔ کهکشان مقاومت ایران با شعار «پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک»، ۷۱تن از نوابغ و برندگان جایزه نوبل طی نامهٔ مشترکی به رهبران جهان، ضمن حمایت از قیام مردم ایران و برنامهٔ ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی، نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت وحشتناک و رو به‌ وخامت حقوق‌بشر در ایران ابراز کردند. در بخشی از این نامه آمده است:«با وجود وحشیگری رژیم، مردم ایران مصممند برای رسیدن به‌ آزادی و دموکراسی سنگین‌ترین هزینه را بپردازند. ۹ماه است مردم ایران یک قیام سراسری را برای یک جمهوری که به‌صورت دموکراتیک انتخاب شده باشد به‌پیش می‌برند. در این قیام مردان و زنان جوان شجاع ایران در تلاش برای دموکراسی به‌رغم سرکوب وحشیانهٔ رژیم مذهبی و تلفات انسانی سنگین با ۷۵۰کشته، شامل حداقل ۷۰کودک و بیش از ۳۰هزار دستگیری استقامت کرده و همبستگی مردم در سراسر جهان را برانگیخته‌اند. ۴۴سال پیش، میلیون‌ها نفر مردم ایران حکومت استبدادی شاه و پلیس مخفی وحشی آن (ساواک) را به‌دلیل جنایات آن و شکنجهٔ مردم با شرکت در تظاهرات‌های مردمی رد کردند. امروز در جریان اعتراضات سراسری جاری آنها شعار می‌دهند: نه سلطنت، نه رهبری، دموکراسی، برابری». برندگان جایزه نوبل که دربرگیرندهٔ یک‌سوم همهٔ برندگان زنده جایزه نوبل در جهان هستند، با اشاره به لشکری از حامیان مقاومت ایران در سراسر جهان افزودند: «ما برندگان جایزه نوبل به حمایت‌های بین‌المللی، از اعتراضات دموکراسی‌خواهانهٔ مردم ایران می‌پیوندیم. از جمله بیانیهٔ رهبران پیشین جهان، اکثریت کنگرهٔ آمریکا و بسیاری از پارلمان‌های اروپایی که از برنامهٔ ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی حمایت کرده‌اند. برنامهٔ ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی در برگیرندهٔ آرزوی بزرگ مردم ایران، برای تحقق یک جمهوری مبتنی بر آزادی و دموکراسی است و خواستار حق رأی همگانی، انتخابات آزاد، اقتصاد بازار، برابری زن و مرد برابری مذهبی و قومی و یک سیاست خارجی مبتنی بر هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و یک ایران غیراتمی است. ما به‌ صدها شخصیت برجسته از ۵قاره و هزاران ایرانی خارج از ایران می‌پیوندیم تا برای برقراری آزادی و دموکراسی در ایران ابراز همبستگی کنیم». فراخوان به لیست‌گذاری سپاه پاسداران بخش دیگری از خروش جهانی برندگان جایزه نوبل بود. آنها در بخش دیگری از نامهٔ مشترک‌شان نوشتند: «ما هم‌چنین به‌ خواست جهانی توسط کشورهای جهان آزاد برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سیاه به‌عنوان یک ارگان تروریستی می‌پیوندیم. سپاه پاسداران منبع اصلی شقاوت و سرکوب مردم ایران و صدور خشونت در سایر نقاط جهان است». و این‌چنین وجدان‌های آگاه بشری و رفیع‌ترین قله‌های دنیای دانش و ادبیات و صلح با پیوستن به صفوف نیروهای مترقی و آزادیخواه و مرزبندی با دیکتاتوری موروثی و مذهبی، صدای مردم ایران شدند.
    5 min
  • «آستیگماتیسم سیاسی»، جلسهٔ اضطراری، پیام هشدار خامنه‌ای
    رسانه‌های حکومتی اول تیرماه یک خبر تنظیم شده و یکدست را دربارهٔ پیام خامنه‌ای به نشست مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، منتشر کردند. این نشست روز ۲۵خرداد در مشهد با حضور وزیر اطلاعات، سرکردهٔ اطلاعات سپاه، پاسدار سلامی (سرکردهٔ سپاه)، پاسدار وحیدی (وزیر کشور)، پاسدار احمدیان (دبیر شورای عالی امنیت نظام) و آخوند گلپایگانی، رئیس دفتر خامنه‌ای برگزار شده بود؛ اما مسکوت گذاشته شد تا یک هفته بعد به‌صورت تقریباً سربسته انتشار یابد. چرایی این موضوع در محتوای پیام کوتاه خامنه‌ای به‌سرکردگان اطلاعاتی نظام، که توسط آخوند گلپایگانی به‌آنها ابلاغ شد، دیده می‌شود. ولی‌فقیه ارتجاع در این پیام وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را از «عدم تفاهم» برحذر داشته و تأکید می‌کند: «مسأله اطلاعات یکی از مسائل مهم نظام است و یکی از ضعفهای ما در ارتباط با دستگاههای اطلاعاتی، عدم تفاهم بین این مجموعه‌هاست». خامنه‌ای برای پوشاندن شدت تشتت، یک نعل وارونه هم می‌زند و از «تفاهم جدی» در «راس این دو دستگاه» حرف زده، اما تأکید می‌کند که «همکاری و تفاهم باید در همهٔ سطوح پیاده شود». ولی‌فقیه به‌سرکردگان اطلاعاتی و سرکوب نظام می‌گوید: اقدام جدی «آقایان این است که این تفاهم در رأس وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، در همهٔ رده‌ها پیاده شود». تجمع گلهٔ سران اطلاعاتی-امنیتی نظام در نشستی مخفیانه که حتی خبر آن را با یک هفته دیرکرد منتشر می‌کنند، گویای دو موضوع مهم است: ۱- شدت بهم ریختگی و تشتت در ارگانهای اصلی سرکوب ۲- شرایط فوق اضطراری به‌خاطر خطر قیام پیش رو و کابوس «دشمن» خود پیام خامنه‌ای شدت بهم ریختگی را نشان می‌دهد و «تفاهم در راس» هم تنها تعارف است. چرا که همین چندی پیش خامنه‌ای پس از سالهای طولانی آخوند طائب را از سر اطلاعات سپاه برکنار کرد و طائب هم به‌تلافی وجود «گسست‌های نسلی» و شکافها در ساختار نظام را لو داد و گفت ناشی از کشاکش طولانی با دشمن است که به‌درون ساختار سرریز شده است. صحبت‌های پاسدار سلامی مهر تأیید بر شدت تشتت میان دو ارگان اصلی جنایت و جاسوسی رژیم است که می‌گوید: «وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه دو چشم (نظام) هستند که باید یک تصویر ارائه دهند تا نظام دچار آستیگماتیسم سیاسی نشود». رئیس اطلاعات سپاه هم که خود سوژهٔ این تشتت و بهم ریختگی و جدال با وزارت اطلاعات است، می‌گوید «انسجام و کارآمدی» از «نقاط اقتدار» نظام است و کسانی که «در جهت تضعیف این نگاه» گام بردارند، «آگاهانه جا پای دشمن» گذاشته‌اند. شیرازی، رئیس دفتر فرمانده کل قوای نظام هم در همین جلسه از اضطرار خطر قیام می‌گوید که «امروز دشمن با تمام قدرت علیه نظام قیام کرده و ما (باید) با همدلی سازمانی برای پیشگیری از هر توطئه و فتنهٔ دشمن، پای کار» باشیم!پاسدار احمدیان نیز -که حضور خودش در کرسی دبیری شورای عالی امنیت نظام بعد از برکناری شمخانی نشانی از یک بهم ریختگی دیگر است- نسبت به خطر پرداختن به «خطاهای یکدیگر» در این شرایط اضطراری هشدار می‌دهد که «ما فرصت پرداختن به‌خطاهای یکدیگر را نداریم» و از ضرورت جایگزین کردن «یک استراتژی واحد» به‌جای جنگ گرگها میان ارگانها و سرکردگان امنیتی نظام و به‌طور خاص اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات می‌گوید. اختلاف و جنگ‌وجدال میان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه البته موضوعی با سابقه است. اما شدت گرفتن آن در شرایط کنونی، تا حدی که خامنه‌ای شخصاً وارد شده و نامهٔ هشدار می‌نویسد، حاصل خطر عاجلی است که شرایط انفجاری جامعه و در پیش بودن قیام دیگر، هم‌چنین عملیات گسترش یابندهٔ کانون‌های شورشی و اقبال جوانان از استراتژی قهر انقلابی، در برابر کل نظام قرار داده است.
    5 min
  • رویدادی که «افکار عمومی آلبانی و بین‌المللی را شوکه کرد»
    روز پنجشنبه اول تیر ۱۴۰۲سالی بریشا رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر پیشین آلبانی در مجلس این کشور خواستار تغییر دستور کار مجلس آلبانی و بحث رسمی پارلمان در مورد اقدام پلیس در اشرف۳ شد. به گزارش بالکان وب ۲۲ژوئن سالی بریشا گفت: من امروز اینجا هستم تا اعلام کنم که در این لحظه، بیش از هر زمان دیگری، احساس می‌کنم یکی از آنها هستم، احساس می‌کنم یک مجاهد، یک مبارز آزادی هستم. صمیمانه‌ترین احساسات خود را برای حمایت و همدردی با آنها ابراز می‌کنم. من امروز احساس مجاهدت می‌کنم چون حکومت بی‌اخلاق این مملکت یک مبارز آزادی را در پناه خودش کشت. امروز بیش از هر زمان دیگری احساس مجاهدت می‌کنم، زیرا کیفرخواست دیروزی که خواندید شرم‌آورترین داستان برای یک کشور است. در تهران نوشته شده است. این کیفرخواست کاملاً مبتنی بر تهمت و دروغ سرویسهای آیت‌الله به مبارزان آزادی بود. این کیفرخواست حاوی عناصری از تحقیر شدید آلبانی و آلبانیاییها بود، به گونه‌ای که گویی این کشور عضو ناتو نیست، گویی دست‌نشانده ایران است. این‌که این اتهامات را پایه قرار دهیم این شرم‌آورترین کار در تاریخ این کشور است. بالکان وب افزود: سالی بریشا خواستار برکناری وزیر کشور و یک دقیقه سکوت برای مجاهد کشته شده، گردید و گفت: "من خواهان استعفای فوری وزیر کشور هستم. خواهش می‌کنم برای شهید آزادی که در خانه خودش توسط این افراد خیانتکار کشته شد، یک دقیقه سکوت کنیم."از این پیش‌تر در همان روز حمله به اشرف۳ الیر متا نخست‌وزیر پیشین و رئیس‌جمهور قبلی آلبانی اعلام کرد: «رویداد بسیار جدی امروز در قرارگاه اشرف مجاهدین در مانز گواه روشنی بر عدم شفافیت کامل و حرفه‌یی بودن اقدامات ساختارهای دولتی است. خشونت آشکار که منجر به از دست دادن جان یک نفر و زخمی شدن دهها نفر دیگر می‌شود، کاملاً غیرقابل قبول و شاهدی بر استفاده مفرط از زور علیه جامعه‌یی است که در آلبانی از آن استقبال می‌شود» متا رهبر حزب آزادی آلبانی افزود: «این رفتار خشونت‌آمیز مستمر پلیس کشور، به‌ویژه در این مورد، مستلزم شناسایی همه عوامل خشونت و هم‌چنین تأیید با حداکثر مسئولیت قانونی کلیه اقدامات انجام شده توسط ساختارهای دولتی به‌عنوان یک تعهد غیرقابل حل برای این امر است. این رویداد افکار عمومی آلبانیایی و بین‌المللی را شوکه کرده است» (شپیتاریای آلبانی ـ ۳۰خرداد ۱۴۰۲). رسانهٔ آلبانیایی «پانوراما» در گزارشی از حمله پلیس آلبانی به اشرف۳ نوشت: «فاتمیر مدیو، رهبر حزب جمهوریخواه به اوضاع متشنج امروز در قرارگاه مجاهدین در مانز واکنش نشان داد، رسانه‌ها می‌گویند که مسئولان باید با عذرخواهی از ساکنان به آنها اطمینان دهند که این وضعیت تکرار نخواهد شد. به گفته مدیو، حقوق آنها را نمی‌توان به هیچ شکلی نقض کرد و این واقعه حتی در قانون و آداب و رسوم ما آلبانیایی‌ها پذیرفته نیست». در بیانیه فاتمیر مدیو هم‌چنین آمده است: «وضعیتی که امروز برای مجاهدین خلق ایجاد شده غیرقابل قبول است. در حالی که همه چیز طبق قانون قابل رسیدگی بوده است. مقامات باید از ساکنان کمپ اشرف عذرخواهی کنند و به آنها اطمینان دهند که این وضعیت تکرار نخواهد شد. آنها بر اساس قوانین به خاک آلبانی پناه برده‌اند و باید به‌عنوان مهمان در خانه ما رفتار شوند، اما به هیچ‌وجه این قوانین را نمی‌توان زیر پا گذاشت. نه قانون و نه آداب و رسوم ما آلبانیایی‌ها، این را قبول ندارند. این برخورد برخلاف ارزش‌ها و وجهه آلبانی است». علاوه بر رسانه‌ها و مقامات آلبانی، بسیاری از ارگانها، شخصیت‌های سیاسی و افراد با نفوذ اروپایی و آمریکایی اقدام پلیس آلبانی را محکوم کرده و هر نوع مماشات با استبداد مذهبی حاکم بر ایران را موجب تقویت تروریزم افسارگسیختهٔ آخوندی دانستند. در همین رابطه سناتور تد کروز عضو سنای آمریکا و کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری گفت: «شدیداً نگران این هستم که در سراسر اروپا و به‌ویژه در حال حاضر هم‌پیمانان ما، فرانسه و آلبانی در حال استمالت از رژیم ایران و سرکوب مخالفان رژیم هستند، طبق گزارشها دولت بایدن با حمایت از سیاست‌های جانبداری از رژیم، و در عین‌حال مستقیماً با ارسال صدها میلیون دلار به آیت‌الله در تلاش برای آزادی تروریست‌هاست. سرکوب و استمالت رژیم ایران را جری می‌کند و آنرا قادر می‌سازد که به تروریسم بین‌المللی بیشتری مرتکب شود»
    6 min
  • ۳۰خرداد؛ مرزبندی بین دیکتاتوری و آزادی
    پیام ماندگار ۳۰خرداد، نفی حاکمیت استبداد و ارتجاع و جایگزین کردن دموکراسی، حاکمیت جمهور مردم و پیشروی به‌سوی آزادی و پیشرفت است. در ضدیت با انقلاب مردمی و شکوهمند ۲۲بهمن که جوهر آن، آزادی و نفی دیکتاتوری سلطنتی بود، خمینی می‌خواست جامعهٔ ایران را به‌قهقرا ببرد و استبداد مذهبی و سلطنت مطلقه فقیه را حاکم کند. این مسیر ارتجاعی و قهقرایی هم تنها راه حفظ حاکمیت ارتجاع قرون‌وسطایی بود و هم پایه استراتژی «بسط» به‌مفهوم صدور ارتجاع و تروریسم و برقراری خلافت دینی تحت عنوان «ولی امر مسلمین». خمینی در یکی از سخنرانی‌هایش در بارهٔ تعارض آزادی با حفظ نظامش خیلی صریح گفت: «ما می‌خواهیم مملکت حفظ کنیم. حفظ مملکت با آزادی که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را (بخوانید حاکمیت ولایت فقیه) را بر باد می‌دهد». دجال جماران در ادامهٔ همان سخنان و در حالی که خطابش آشکارا به مجاهدین بود، با وقاحت تمام افزود: «بله ما مرتجع هستیم و شما روشنفکر هستید، شما روشنفکرها می‌خواهید ما به‌۱۴۰۰سال قبل برنگردیم». خمینی «راست» می‌گفت، مأموریت تاریخی او بازگرداندن جامعهٔ ایران به‌تاریکی ماقبل قرون وسطی بود و برای دستیابی به‌این هدف، تخریب انقلاب ضدسلطنتی بر سر سازندگانش را پیشهٔ خود کرده بود. اما متقابلاً مسعود رجوی پیوسته بر «آزادی» به‌عنوان جوهر وجودی انسان و هدف هر انقلاب اصیل تأکید می‌کرد و از جمله می‌گفت: «آزادی ضرورت دوام انسان در مقام انسانی است والا با حیوانات که فرقی ندارد، والا مسئولیت و وظیفه‌ای ندارد، والا دنیای انسانی به‌جهان حیوانی تنزل خواهد کرد؛ بنابراین بله تاوانش را خواهیم پرداخت» (سخنرانی امجدیه تهران ـ‌۲۲خرداد ۵۹). هم‌چنین رو در روی خمینی پلید که هدفش محو و نابودی همهٔ دست‌آوردهای انقلاب ضدسلطنتی بود، مجاهدین و مقاومت ایران، حفظ ثمرهٔ خون شهیدان آن انقلاب بزرگ و بازسازی همهٔ امیدهای برحق، ولی پرپرشدهٔ مردم ستمدیده را وجهه همت خود قرار دادند، در ایفای این نقش و مسئولیت تاریخی با همهٔ توش و توان به‌پا خاستند و در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردند. این حقیقتی است که در ۳۰خرداد ۱۳۶۰، با درخشش تمام، سمبولیزه شده و بروز و ظهور یافته است. ۳۰خرداد تنها یک سرفصل تاریخی مربوط به‌گذشته نیست. ۳۰خرداد آغاز مشی مقاومت انقلابی برای نفی هر گونه دیکتاتوری و ارتجاع و پیشروی به‌سمت آینده است. مشعل پر فروغی که در ۳۰خرداد، افروخته شد طی ۴۲سال گذشته، پیوسته راه مردم ایران در مبارزه با دیکتاتوری و ارتجاع حاکم را روشن کرده است. با سرمشق ۳۰خرداد بود که آن همه مقاومتهای حماسی در زندانها و شکنجه‌گاههای رژیم ضدبشری ولایت فقیه رقم خورد. در ادامهٔ همان مشی و همان سرمشق بود که سلسله قیامهای خونین دههٔ ۷۰ یکی پس از دیگری در مشهد و اراک و قزوین و اسلامشهر به‌وقوع پیوست و سپس در قیام ۱۳۷۸ دانشجویان، در قیام۸۸، قیام دی۹۶ و قیام آتشین آبان ۹۸ و سرانجام در قیام ۱۴۰۱ شعله کشید. آری، پیام ۳۰خرداد، تکامل انقلاب ضدسلطنتی و پافشاری بر این هدف است که رژیم آخوندی به‌عنوان سارق و دشمن انقلاب بهمن، بایستی هم‌چون نظام سلطنتی سرنگون شود و حاکمیت جمهور مردم مبتنی بر آزادی و دموکراسی برقرار گردد. اگر ۳۰خرداد نبود، با آن همه خاک و خاکستری که خمینی و پسمانده‌هایش، از خامنه‌ای و رفسنجانی و خاتمی و... بر سر انقلاب بهمن ریختند و با این همه فجایعی که این جماعت تبهکار به‌اسم انقلاب و به‌اسم اسلام بر سر مردم ایران آوردند، این واژه‌ها و ارزشها ملوث و چرکین می‌شدند و استعمار و ارتجاع این چرخه ضدایرانی را به‌کرسی می‌نشاندند که مردم ما یا باید به‌حاکمیت آخوندی تن بدهند یا به‌گذشته ستمشاهی برگردند. اما به‌یمن پرچمی که در ۳۰خرداد ۱۳۶۰ برای یک انقلاب نوین و یک جمهوری دموکراتیک برافراشته شد، این سوداهای ارتجاعی و استعماری ناکام ماند. این واقعیت، به‌خصوص در قیام ۱۴۰۱، با شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» هر چه بارزتر شد و اصالت و استواری مرزبندی «نه شاه، نه شیخ «به‌معنی مرزبندی ملی و تاریخی ایرانیان با استبداد و وابستگی به‌ثبوت رسید.
    5 min
  • بحران مسکن؛ نمادی از «پروژه ناکام یکدست‌سازی»
    پاسدار قالیباف در جریان جنگ قدرت باندهای درونی نظام، طی سخنانی در مجلس ارتجاع (۲۸خرداد) با اذعان به «چندین میلیون مسکن احتکار شده» و این‌که «امروز مسکن از مهمترین مسأله‌های مردم در سبد هزینه‌های خانوار محسوب می‌شود» گفت: «مجلس یازدهم در مدت زمان فعالیت خود سه گام اساسی و مهم برای حل معضل مسکن برداشت... جریانهای ذینفع سال‌های طولانی قوانین حوزه اجاره مسکن را به ضرر مستأجرین تدوین کرده بودند و مستاجران در رهاشدگی بازار اجاره‌بها زیرتیغ قیمت‌های غیرمنصفانه اجاره‌بها قرار گرفته بودند» وی سپس توپ بحران مسکن را در زمین دولت رئیسی انداخت و افزود: «اجرای این قانون به اهتمام ویژه دولت نیازمند است». پاسدار قالیباف با این اظهارات کوتاه به چند واقعیت مهم اشاره کرد:
    • موجب بحران مسکن، مافیای حکومتی مسکن است با احتکار میلیونها مسکن خالی. روز قبل هم رسانه‌های حکومتی نوشتند: «مافیای مسکن اصلاً به مردم ربطی ندارد، نهاد‌های رسمی و بانکها در این زمینه نقش دارند و عمده این احتکار و قیمت سازی توسط آنها صورت می‌گیرد» (روزنامهٔ اعتماد و سایت انتخاب ـ ۲۷خرداد).
    • مردم «زیر تیغ قیمت‌های غیرمنصفانه»ی همان مافیای حکومتی که «قوانین حوزه اجاره مسکن را به ضرر مستأجرین تدوین کرده بودند» نابود می‌شوند.
    • طرح مالیات بر خانه‌های خالی هم در حد حرف و شعار باقی مانده، چرا که دولت رئیسی اقدامی در این باره به‌عمل نیاورده است. به عبارت دیگر طرح مالیات بر خانه‌های خالی حباب است چون «اجرای این قانون به اهتمام ویژه دولت نیازمند است» و چاقوی دولت هرگز دستهٔ «نهادها» و «بانک‌ها»ی خودش را نمی‌برد.
    اما رئیسی در وقاحتی ما فوق تصور، از بابت قول ساخت یک میلیون مسکن در سال، طلبکار هم در آمد و گفت: «مسأله مسکن که برخی می‌گویند شما قول دادی که یک میلیون مسکن ایجاد می‌کنید من در پاسخ عرض می‌کنم: نیاز کشور است یک میلیون مسکن در هر سال ساخته شود، آنهایی هم که نساختند باید جواب بدهند این سال‌ها چرا نساختند چرا از ۷۰۰هزار چرا ۶۰۰هزار مسکنی که باید در هر سال یک میلیون ساخته می‌شد کم گذاشتند؟». بحران مسکن در کنار سایر ابر بحرانهای اقتصادی ـ اجتماعی، معنایی فراتر از شکست دولت رئیسی دارد و نمادی از شکست ولی‌فقیه ارتجاع است که در آغاز سال۱۴۰۰، با اشاره به نقشه‌اش در مورد از صندوق درآوردن رئیسی و یکدست کردن نظامش وعده می‌داد، به‌زودی کسانی روی کار می‌آیند که مشکلات را حل خواهند کرد. اما اکنون رسوایی و فضاحت رئیسی جلاد به‌جایی رسیده که خودیهای نزدیک خامنه‌ای هم می‌گویند: «حتی در همراه‌ترین وضعیت و در مساعدترین وضعیت هم یکدست‌سازی پروژه‌یی ناکام است. پروژه‌یی است که به نظر می‌آید که دیگر هرگز نباید دور آن چرخید. اما ویژگی منفی این یکدست‌سازی روی کار آمدن دولت آقای رئیسی است که به نظرم به‌هیچ‌وجه نتوانست از اتفاق یکدست‌سازی استفاده کند و به‌دلیل ناکارآمدی و ناتوانی ذاتی شخص آقای رئیسی، عملاً فرصتی را که امکان داشت برای پیشرفت کشور مورد استفاده قرار گیرد، از دست دادیم» (محمد مهاجری ـ روزنامهٔ حکومتی هم‌میهن ـ ۲۸خرداد ۱۴۰۲) البته بر هیچ‌کس پوشیده نیست که این شکست، نه شکست فرد رئیسی یا شکستی در عداد دیگر شکستهای خامنه‌ای، بلکه شکستی است که پیامدهای آن دامن تمامیت نظام را می‌گیرد.
    5 min