Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.
December 02, 2022بذر انقلاب در قلوب جوانانپس از ضربه سهمگینی که جشن و شادمانی عظیم ملی بهخاطر باخت خامنهای در بازیهای جام جهانی فوتبال بر رژیم وارد کرد، شاهد تلاطم و بههم ریختگی نمایانی در رژیم هستیم؛ اگر چه رژیم تلاش میکند آن را بروز ندهد، اما گوشهیی از آنکه در اظهارات مهرهها و نوشتههای رسانههای حکومتی نمایان شده، ابعاد و عمق این ضربه را تا حدودی برملا میکند.باند مغلوب که شریک این شکست بزرگ برای تمامیت نظام ولایت و تاریخچه فریب و جنایت آن هستند در این باره سکوت را ترجیح دادهاند؛ اما باند ولیفقیه، ضمن آنکه در رسانههای خود تلاش کردهاند وحشت و غیظ نظام را با انبوهی عقدهگشایی و فحاشی بهمردم و جوانانی که در سراسر کشور بهخیابانها سرازیر شده بودند، پنهان نمایند؛ همچنین مذبوحانه تلاش کرده بودند که این واقعهٔ عظیم اجتماعی را یا بهکلی انکار کنند یا آن را ناچیز جلوه دهند. تیترها تا حدودی گویا هستند:کیهان خامنهای (۱۰آذر) تیتر مقالهٔ اصلیاش این است: «ایران باز هم نباخت!».روزنامهٔ سپاه پاسداران (جوان ـ۱۰آذر) تیتر زده است: «خوشحالی از باخت ایران ریزتر از آن است که مسأله جامعهشناسان باشد».و روزنامهٔ ارگان دولت رئیسی (ایران ـ ۱۰آذر) تیتر زده است: «حمله بهتیم ملی، مقدمهسازی روانی برای تجزیهطلبی».در اظهارات مهرهها و سردمداران رژیم، موج وحشتی را که این خیزش سراسری بهدرون رژیم ریخته، بهطور روشنتری میتوان مشاهده کرد.پاسدار سلامی سرکردهٔ کل سپاه پاسداران خامنهای طی سخنانی در استان فارس ضمن قمپزهای معمول خود گفت: «آنها که نمیتوانند پیشرفت ما را در دنیا ببینند، بذر فتنه (بخوانید بذر انقلاب) را در قلوب جوانان میافکنند و حتی امروز در شکست تیم فوتبال ایران بهنیابت از دشمنان، در کشور جشن میگیرند، اگر چه برای ما اهمیتی ندارد!» (سایت حکومتی انتخاب ـ ۱۰آذر).- پاسدار زهرایی رئیس سازمان بسیج سازندگی رژیم گفت: «دشمنان... بهخیال واهی خودشان میخواهند حکمرانی نوینی بر اذهان نسل جدید انقلاب اسلامی داشته باشند» (شبکه فارس تلویزیون رژیم ۱۰آذر)این اظهارات آشکار میسازد که مهرههای رژیم از واقعهٔ سهشنبه شب، رویارویی جدی جوانان با رژیم را نتیجه گرفتهاند، زیرا در تصور آنها عموم جوانان و نوجوانان ایرانی دوستدار فوتبالاند و بر این اساس، قاعدتاً بایستی از باخت تیم فوتبال اعزامی بهقطر ناراحت و اندوهگین باشند، اما اینکه عمدهٔ کسانی که در آن شب فراموش نشدنی بهخیابان آمدند و شکست این تیم را جشن گرفتند، جوانان بودند، آنها را با واقعیتی بهغایت هولناک، مواجه میسازد. این واقعیت که بذر انقلاب و خشم و انزجار از رژیم آخوندها در قلوب جوانان ایران چنان شکوفا شده که فریب ملیگراییهای میان تهی این رژیم ضدایرانی در ورزش مورد علاقه جوانان را هم نمیخورند و هیچ نیرنگ و ترفند آخوندی نمیتواند آنها را از تمرکز بر قیام و انقلابی که برانداختن رژیم اشغالگر آخوندها را مد نظر دارد، بهجانب دیگری منحرف کند.وحشت رژیم همچنین ناشی از آن است که استمرار قیام و نبرد با این رژیم، پردهها را از اذهان کنار زده و ترفندها و فریبکاریهای سالیان آخوندهای ضداسلام و ضدایران، چه تحت پوشش اسلامپناهیهای ریایی و چه زیر عناوین ملی و ملیگرایی پوشالی بر نسل جوان ایران دیگر اثر ندارد و جریان دیگری «بر اذهان نسل جدید انقلاب حکمرانی» میکند....more5minPlay
December 01, 2022باخت خامنهای و جشن و شادمانی عظیم ملیآنچه در شبانگاه سهشنبه ۸آذر در سراسر ایران و در دهها شهر بزرگ و کوچک کشور بهوقوع پیوست و تا ساعاتی از بامداد چهارشنبه نیز ادامه پیدا کرد، یکی از درخشانترین و پرافتخارترین فرازهای قیام سراسری و انقلاب دمکراتیک مردم ایران بود.پس از اعلام شکست رژیم در مسابقهٔ فوتبال در قطر، ناگهان مردم در شهرها و مناطق مختلف در سراسر کشور بهخیابانها سرازیر شدند، جشن گرفتند، شادمانی و آتشبازی کردند و بهگفتهٔ خودشان «برد ایران و باخت نظام» را بهمثابه یک پیروزی بزرگ ملی بهیکدیگر تبریک گفتند.این رویداد، در نوع خود در دنیا و در تاریخ معاصر بیسابقه است، چرا که ورزش بهدلیل علایق عمومی همواره میدانی برای سوءاستفادهٔ سیاسی دیکتاتوریها برای تحکیم قدرت خود و منحرف کردن اذهان مردم از حقوق اساسی و آزادیهای دمکراتیک بوده است. دیکتاتوری آخوندی که بهخصوص با دجالیت دینی گوی سبقت را در شیادی و فریبکاری از همهٔ دیکتاتوریها ربوده، با آنکه بنابهماهیت ارتجاعی و قرونوسطایی خود، هرگز و هیچگاه سنخیتی با ورزش و ورزشکاران نداشته، تمهیدات گستردهیی بهکار بسته بود و با صرف هزینههای هنگفت، تلاش کرده بود، تا از رهگذر این مسابقات، اذهان را از قیام منحرف کند و جنگ آشتیناپذیر مردم با خود را تحتالشعاع قرار دهد، اما مردم با تودهنی محکمی خامنهای دجال را سر جایش نشاندند و بهاو فهماندند که بسا آگاهتر از آن هستند که فریب ملیگراییهای میانتهی این رژیم ضدایرانی را بخورند. از نظر مردم ایران، دشمن، همین رژیم حاکم است و با هیچ فریب و ترفندی، تمرکز خود را از این رژیم که ۴۳سال است میهنشان را اشغال کرده برنمیدارند و از سرنگونی آن کوتاه نمیآیند.یکی از برجستهترین نمودها و اوج آگاهی مردم ایران در این جشن و شادمانی ملی، آن است که دشمن اصلی همین رژیم است، بنابراین دوست از نظر مردم ایران، کسی است که با این رژیم میجنگد و در این جنگ جدیتر است. دشمن نیز همچنان که خانم مریم رجوی در همین رابطه گفت: «هرکس در هر حرفه و پستی که باشد، اگر در کنار این رژیم بایستد، مردم او را ضدملی و ضدایران و ایرانی میدانند».قیام سراسری مردم ایران، طی دو ماه و نیمی که جریان داشته، تأثیر تعیینکننده و جهشواری در بالغ کردن و ظاهر کردن این آگاهی ملی داشته است. البته این آگاهی در بطن جامعهٔ ایران وجود داشت، اما زیر خاک و خاکستر اختناق و سرکوب، مجال بروز و ظهور نمییافت؛ طوفان قیام این آوار را کنار زده و آگاهی موجود را بارز کرده است.۴۳سال روشنگری مجاهدین برای افشای دجالگریهای دینی استبداد مذهبی و کشاندن خمینی از ماه عوامفریبی به چاه منفورترین دیکتاتور عالم و افشای پیگیرانه جنایتها و خیانتهای ضدایرانی این رژیم، از جنگ ضدمیهنی و صدور ارتجاع و تروریسم تا برنامه بمبسازی اتمی و دجالبازیهای ضداستکباری، بهبهای سنگین و خونین، در این تودهنی بزرگ اجتماعی بهخامنهای بهبار نشست.مجاهدین از آغاز، زیر بار اسلامپناهیهای ریایی خمینی نرفتند، بهقانون اساسی او بر مبنای ولایت فقیه رأی ندادند و سپس جواب اجتماعی آن را با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «اسلامو پله کردند، مردمو ذله کردند» گرفتند.ماهیت جنگ ویرانگر و ضدمیهنی خمینی را که میخواست آن را با شعار «فتح قدس از طریق کربلا» پیش ببرد، افشا کردند. ماشین جنگیاش را درهم شکستند و جامزهر آتشبس را بهحلقومش ریختند و جواب اجتماعی آن را هم با شعار «... دشمن ما همین جاست» گرفتند.پروژهٔ مخفیانهٔ ساخت بمب اتمی را که رژیم سعی میکرد آن را بهعنوان یک دستاورد علمی قالب کند، افشا کردند و جواب اجتماعی آنرا با شعار هجوآمیز «انرژی هستهیی، دویست تومن بستهیی» دریافت کردند.نقشهٔ شوم خمینی برای بسط ولایت سفیانیاش بهکشورهای منطقه را افشا کردند و پاسخ اجتماعی آن را در قالب شعارهایی همچون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دریافت کردند.بازی مبتذل و مسابقهٔ مسخره میان نرمتنان و سختسران درون نظام تحت عنوان اصلاحات و اصلاحطلبی را افشا کردند و جواب آن را با شعار «اصلاحطلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» گرفتند و...اکنون باز این مردم ایران هستند که با هوشیاری بسیار تبلیغات خامنهای را که میخواست از فوتبال و مسابقهٔ ورزشی با رنگ و لعاب ملی و ملیگرایی میانتهی، برای منحرف کردن قیام استفاده کند، بر سرش خراب کردند و باخت او را جشن گرفتند.این آگاهی ژرف ملی و جنگ آشتیناپذیر عموم مردم ایران با رژیم حاکم، خود یکی از بینات پیروزی قیام سراسری و انقلاب دمکراتیک و طلوع ایران آزاد فرداست....more7minPlay
November 29, 2022گفتگوی سیاسی هفته- حرف اصلی خامنه ای چی بود؟ صلاح عبداللهنژاد–۷ آذر۱۴۰۱...more15minPlay
November 29, 2022«تمام قد در وسط میدان»پاسدار دهقان معاون حقوقی رئیسی جلاد در نشست خبری خود، هنگامی که دربارهٔ قیام سراسری و راهکارهای مقابله با آن صحبت میکرد، گفت: «مجاهدین تمام قد وسط میدان بودند و برخی از مدافعان امنیت را شهید کردند و بهدنبال کشتهسازی بودند و از همه ظرفیتهای رسانهیی خود استفاده کردند و متأسفانه برخی از افراد غافل را هم با خود همراه کردند که ضرباتی بهامنیت نظام وارد شد» (خبرگزاری مهر آخوندی ـ ۷آذر).چندی پیش (روز ۲۰آبان) سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هم طی یک «اطلاعیه مهم»، خطاب به «ملت ایران» همهٔ ملت را بهجاسوسی و خبرچینی علیه مجاهدین فراخواند و اعلام کرد بدانند که هر گونه تماسی برای انهدام مظاهر حاکمیت یا اعتراض و قیام، از جانب مجاهدین است؛ لذا باید در اولین فرصت آن را خبر بدهند.نگاهی بهاظهاراتی که حاکی از این رویکرد جدید است، موضوع را روشنتر میکند:رئیسی جلاد در دیدار با جنایتکاران یگان ویژه در تهران گفت: «امروز حفظ نظام از اوجب واجبات است و تلاش در این مسیر اولویتی دو چندان دارد» (سایت انتخاب ـ ۵آذر).پاسدار فدوی جانشین فرمانده سپاه پاسداران: «۷۰روز است در درون و بیرون بهدنبال شکل جدیدی از دشمنی هستند... باید بهدفاع از نظام اقدام کنیم. امروز روز فدا شدن برای نظام است» (همان منبع).پاسدار شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح رژیم، فاعل مجهول در حرفهای پاسدار فدوی را معلوم کرده و میگوید: «در برابر مجاهدین کوتاه نمیآییم و مرصاد دیگری رقم خواهیم زد و تا پای جان خواهیم ایستاد» (همان منبع).به نظر میرسد با ادامهٔ قیام سراسری، شاهد تغییری در تبلیغات حکومت و در لحن ایادی و سردمداران رژیم هستیم؛ از یکسو کمتر وعدهٔ پیروزی، یا پایان قیام را میدهند و در عوض هشدار میدهند که این ماجرا ادامه دارد و ما هم باید خود را آماده کنیم، چون مجاهدین «تمام قد» پشت قیام هستند.همچنین تأکید میکنند موجودیت رژیم در خطر است و برای حفظ آن باید از جان گذشت. برای آنکه نیروهای خود را متوجه جدیت خطر سازند و آنها را بهاصطلاح آببندی کنند، ناچارند هر روز بیش از روز پیش علیه مجاهدین و تهدیدشان برای موجودیت نظام حرف بزنند. از پخش مستمر تولیدات و بهاصطلاح مستندهایی در تلویزیون حکومتی با مضمون شیطانسازی از مجاهدین با هدف ترساندن از مجاهدین و اینکه اگر مجاهدین بیایند وضع بدتر از این خواهد شد و غیره... تا این سخن استاندار مازندران که در پاسخ بهمدیرانی که «نشستهاند و تحلیل میکند که اگر اتفاقی برای نظام بیفتد چه میشود؟» گفت: «اگر اتفاقی برای نظام بیفتد، بدانید دشمن اول از همه شما را بالای دار میفرستد» (سایت حکومتی رویداد ۲۴ـ اول آبان).در این میان، جنایتکاران حاکم طبق معمول از همدستی و همداستانی مزدوران داخلی و خارجی و حامیان استعماریشان هم برخوردارند. یعنی همه آنهایی که با کد مشترک «البته خمینی»، با الفاظ و بیانهای رنگارنگ ضد مجاهدی، بقای همین نظام را بر سرنگونی و تغییر رژیم مرجح میدانند.اما این حرفها قبل از آنکه نیروهای رژیم را که هیچ انگیزهیی جز پول، برای ارتکاب جنایت ندارند، برای «فدا شدن بهخاطر نظام» آماده کند، جریان فزایندهٔ بریدگی و ریزش را تشدید میکند. این همان بنبست و تناقض مرگبار ولیفقیه رو بهسقوط است که بهگفتهٔ رهبر مقاومت «در تلهٔ سرنگونی افتاده و از هر سو که بچرخد، خلاصی ندارد» (مسعود رجوی ـ ۵آذر ۱۴۰۱)....more5minPlay
November 28, 2022گماشتهٔ خامنهای در زاهدان بهدنبال سرابروز جمعهٔ گذشته (۴آذر) سیل جمعیت هموطنان آگاه و دلیر بلوچ در خیابانهای زاهدان و دیگر شهرها بهحرکت درآمد و خروشید «امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه» و «کرد و بلوچ برادرند تشنه بهخون رهبرند». این یک تودهنی بزرگ بهخامنهای و اعلام شکست قطعی مأموریت توطئهگرانهٔ فرستادهاش (آخوند حاج علیاکبری) به بلوچستان بود. پس از آن بود که خلیفهٔ درمانده ارتجاع، روز یکشنبه (۶آذر) سرآسیمه این بار گماشتهٔ پاگوندارش، پاسدار سلامی را، جایگزین گماشتهٔ عمامهدارش کرد و او را بهآن خطه فرستاد تا شاید آب رفته را، با این «غلام» بهجوی باز آرد.سرکردهٔ سپاه جهل و جنایت خامنهای بهمحض ورود، در ورزشگاه زاهدان سخنرانی کرد و طبق معمول انبوهی جملات و کلمات تو خالی را پشت سر هم قطار کرد؛ شاید با واکاوی و بازیافت این اباطیل بتوان دریافت که مأموریت او در این سفر چیست و او حامل چه پیامی بوده است.پاسدار سلامی در بارهٔ پیام سفر خود گفت: «همه نظام این استان را متمایز میدانند و برای رفاه، آرامش و امنیت این منطقه همیشه تلاش میکنند چرا که این فرمان (خامنهای) است؛ من برای انتقال این پیام آمدهام».این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که ایادی دیکتاتوری ولایت فقیه از «رفاه، آرامش و امنیت» و امثالهم دم میزنند اما اکنون دیگر همهٔ مردم ایران بهروشنی میدانند که ترجمان واقعی این کلمات در فرهنگ دجالیت و ارتجاع حاکم، چیزی جز فقر و محرومیت و ستم و سرکوب و غارت نیست. در این مورد نیز نتیجهٔ سفر سلامی جز این نمیتواند باشد؛ وگرنه چرا خلیفهٔ ارتجاع از میان انواع وحوش خود، سرکردهٔ سپاه جنایت و سرکوب خود را برای رساندن پیام «مهر و محبت» روانهٔ زاهدان کرده است؟اگر چه بیان این کلمات بهجای الدرم بلدرمهای معمول، از زبان این سرپاسدار، خود علامت واضح ضعف و درماندگی خلیفهٔ ارتجاع در مقابله با قیام است. از یاد نبردهایم که همین سلامی که پس از جنایت بزرگ شاهچراغ بهدستور خامنهای بهشیراز رفته بود، با عتاب و خطاب به قیامکنندگان گفت: «شرارت را کنار بگذارید امروز روز پایان اغتشاشات است! دیگر بهخیابان نیایید» (سخنرانی سلامی در شاهچراغ ـ ۶آبان).حالا پس از یک ماه، این تغییر لحن نشان میدهد که پوزهٔ خلیفهٔ ارتجاع در مقابله با قیام چگونه بهخاک ذلت مالیده شده که سرکردهٔ سپاهش نیز بهجای آن الدرم بلدرمها، از قیام سراسری مردم ایران، با عباراتی نظیر «فتنهٔ عظیم» و «جنگ جهانی عظیم» نام میبرد.پاسدار سلامی سپس برای متوازن کردن این حرفها که بهوضوح درماندگی رژیم در مقابله با قیام را بهنمایش میگذارد و برای روحیه دادن بهپاسداران وارفته و ارعاب عمومی، با بلوفهای تهدیدآمیز و رجزهای خندهدار؛ از یکسو «قدرتهای بزرگ» را بهمصاف میطلبد و وعدهٔ «فروپاشی» و «شکست» آنها را میدهد و از سوی دیگر بهمردم دلاور بلوچ چنگ و دندان نشان میدهد که: «امروز نمیشود وسط ایستاد یا این طرف یا آن طرف! افراد فریبخورده بهدامان ملت بازگردند و جزیی از مردمان خود شوند». اما از آنجا که این قبیل قدرتنماییها، هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد، بلافاصله و ناگزیر در جملهٔ بعد با آه و اسف بهشکافهای درونی نظام اشاره کرده و میافزاید: «متأسفانه در جریانهای اخیر، بعضیها در داخل با توهمات دشمنان همراه شدند، آنها هم خواب میبینند، سراب میبینند و هر چه میروند بهآب نمیرسند». از قضا این عبارات توصیف وضعیت خود او و ولیفقیهش در قبال قیام سراسری و مشخصاً قیام هموطنان سرفراز و دلاور بلوچ است. چرا که در میان انبوه لفاظیها و جملهپردازیهای میانتهی پاسدار سلامی، حتی یک کلمه یا یک اشاره هم به کشتار پاسداران جنایتکار و جمعههای خونین زاهدان و خاش و بر زمین ریختن خون۱۳۰شهیدی که در میان آنها چند کودک نیز بودند، یافت نمیشد.البته زبان بستگی سرپاسدار خامنهای در این مورد بیدلیل نیست، چرا که همهٔ دنیا میدانند که پیام خون این شهیدان و خواست هموطنان بلوچ، همچون همهٔ مردم ایران، یک چیز بیشتر نیست که آن را هم همواره و در هر تظاهرات و تجمعی از عمق وجود فریاد میزنند: «مرگ بر خامنهای!» فریادی که با فریاد مردم سراسر ایران گره خورده و پژواک مییابد: «از زاهدان تا تهران، جانم فدای ایران!»....more6minPlay
November 27, 2022وحشت خامنهای از یک قدم عقبنشینی منتشرخامنهای روز شنبه ۵آذر بار دیگر به صحنه آمد و در سخنرانی مفصل خود حرفهایش درباره قیام را برای هفتمین بار تکرار کرد. او بیهوده کوشید با دعاوی مضحک و بیپایه اوضاع نظام را رو به راه قلمداد کند و به بسیجیان سیلی خورده از قیام، روحیه بدهد. تلاش کرد قیام سراسری را اغتشاشاتی وابسته به آمریکا و بخشی از نقشهٔ شکستخوردهٔ استکبار جهانی و بیاهمیت جلوه بدهد؛ حرفهایی که هر بار خلیفه درمانده آن را ـ بدون ارائه هیچ راهحلی در قبال اوضاع بحرانی نظام و استمرار قیام ـ تکرار کرده، ناظران اوضاع از آن «بنبست و استیصال» او را نتیجهگیری کردهاند.با اینهمه، خامنهای در میان حرفهای تکراریاش در ۵آذر یک موضوع را برای خواص ریزشی و اصلاحطلبان قلابی و همه دلسوزان رانده شده از ولایت منقبض شدهاش در این شرایط مشخص تعیینتکلیف کرد. همانها که در نقش «نجات غریق» نظام از «میانهٔ گرداب هولناک» قیام، سرآسیمه بهمیدان آمده و پشت سر هم بیانیه دادهاند، عریضه و عرضحال نوشتهاند، درخواست ملاقات و گفتگو با کار بهدستان حاکم را کردهاند و برای نجات نظام محتضر نسخه پیچیدهاند تا بهقول خودشان، «نقشی میانجیگرانه میان شهروندان و قدرت مستقر ایفا کنند» (روزنامهٔ حکومتی اعتماد ـ ۲۵آبان ۱۴۰۱))؛ تا اینکه سرانجام امروز خامنهای جواب آنها را کف دستشان گذاشت.ولیفقیه ارتجاع، حرفهای این جماعت را این طور جمعبندی و خلاصه کرد: «صریح مینویسند باید مشکلتان با آمریکا را حل کنید یا میگویند باید صدای ملت را بشنوید».وی سپس در جواب، حرف همیشگی خودش را تکرار کرد و گفت: «مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل میکند، چی؟ بهآمریکا باج بدهیم، با یک بار باج هم قانع نیستند... اول میگویند ۲۰درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند ۵درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند بساط هستهیی را برچینید، بعد میگویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد میگویند شورای نگهبان را بردارید».خامنهای در مورد «شنیدن صدای ملت» هم، به آنها گوشزد کرد که اگر دلشان برای نظام میسوزد باید به نمایشها و ضدتظاهرات حکومتی با عربدههای «مرگ بر منافق» بپیوندند و با توپ و تشر به آنها گفت: «میگویند صدای ملت را بشنوید، صدای رعدآسای ملت در ۱۳آبان امسال بلند شد، شنیدید؟ شما بشنوید صدای ملت را! مگر از تشییع جنازه شهید سلیمانی چقدر گذشته؟».خامنهای با لحنی گزنده به آنها نیش و کنایه زد که «ادعای فهم سیاسی هم میکنند لاکن تحلیلهایشان توی بعضی از روزنامهها یا توی بعضی از بخشهای فضای مجازی واقعاً انسان را متأسف میکند».بهاین ترتیب، خلیفهٔ ارتجاع با ریختن آب پاکی روی دست این قبیل دلسوزان و ریزشیهای ولایت بحرانزدهاش، به همگان نشان داد که از «یک قدم عقبنشینی» هم (حتی از همان سنخ بیمایهیی که دلسوزان نظام پیشنهاد میکنند) وحشت دارد. این وحشت، از یکسو استیصال و بنبست نظام ولایت فقیه در برابر قیام را نشان میدهد و از سوی دیگر ضرورت قهر و قاطعیت و اصالت مشی کانونهای شورشی برای به زیر کشیدن تمامیت این رژیم را به اثبات میرساند.همچنان که مسعود رجوی در خرداد۱۴۰۰ گفت: «از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دو قطب بیشتر وجود ندارد: جبهه خلق و مقاومت و آزادی، در برابر ولایت فقیه و جبهه ارتجاع و دیکتاتوری و حفظ نظام و رژیم قتلعام... انتخابات و اصلاحات در این رژیم هیچ ارزش و معنا و مفهومی جز فریب خلق نداشته و پاسخ خمینی و خامنهای یک چیز بیشتر نیست: کشتار و اعدام و قتلعام و جلّاد ۶۷... درست بههمین دلیل باید دیکتاتوری منفور ولایت فقیه را از ریشه برانداخت و بند از بندش گسست. خوشا مقاومت ایران که از ۴۰سال پیش این حقیقت و این ضرورت را دریافت. باقی حرفها راجع بهاصلاح این رژیم فریب و فسانه و خطوط ارتجاعی و استعماری است»....more6minPlay
November 26, 2022تداوم قیام و محکومیت بینالمللی رژیمپس از آنکه قیام مردم ایران بههفتادمین روز خود رسید، سرانجام فریاد مردم بپا خاسته با قیمت سنگین و خونینی که طی این ۷۰روز با بیش از ۶۶۰شهید پرداخت کردند، بهگوش دولتها رسید و شورای حقوقبشر ملل متحد در یک جلسهٔ اضطراری و استثنایی، قطعنامهیی را علیه نقض فاحش حقوقبشر و سرکوب قیامکنندگان در ایران بهتصویب رساند.بر اساس این قطعنامه، یک هیأت حقیقتیاب بینالمللی بهمنظور رسیدگی بهسرکوب قیام مردم ایران تشکیل میشود. این قطعنامه همچنین بر ضرورت حسابرسی از رژیم ایران بهخاطر نقض حقوقبشر، بهویژه نقض حقوق زنان، بازداشتهای خودسرانه، قتل و ناپدیدسازی اجباری تأکید کرده است.تشکیل این جلسهٔ اضطراری با حضور چند وزیر خارجه که منحصراً بهبررسی جنایت رژیم آخوندی اختصاص داشت، ضربه سنگینی برای حکومت بحرانزدهٔ آخوندها محسوب میشود. بهخصوص که تلاشهای رژیم و متحدانش برای تغییر متن این قطعنامه و حذف بند مربوط بهتشکیل هیأت حقیقتیاب بینالمللی با اکثریت قاطع آرا رد شد و یک شکست مضاعف را برای رژیم رقم زد. این ضربه، واکنشهای غیظآلود و زبونانهٔ سردمداران و ایادی فاشیسم دینی را بهدنبال داشت. وزیر خارجهٔ رئیسی جلاد گفت: «این کشورها باید بدانند نظام اجازه دخالت در امور داخلی خود را نمیدهد».قطعنامهٔ اجلاس اضطراری شورای حقوقبشر ملل متحد و تشکیل هیأت حقیقتیاب برای بررسی جنایات رژیم در قیام سراسری جاری البته یک فتح باب محسوب میشود. چرا که فراخوانهای مقاومت ایران برای تشکیل هیأتهای حقیقتیاب در خصوص جنایات ضدبشری و شکنجهها و اعدامها و قتلعام زندانیان سیاسی و کشتارهای خیابانی و سرکوب خیزشهای حقطلبانه در مناطق مختلف ایران، بیش از چهار دهه سابقه دارد و نمیتواند منحصر بهجنایات رژیم در این قیام و محدود بهاین بازهٔ زمانی باشد؛ طوفان قیام جاری نیز در خروش و اعتراض به جنایتهای رژیم در ۴۳سال حاکمیتش برخاسته است؛ کما اینکه رژیم آخوندها بههمین خاطر ۶۹بار در مجمع عمومی ملل متحد و نهادهای حقوقبشری سازمان ملل محکوم شده است؛ محکومیتهایی که هر کدام به یمن روشنگریهای بیوقفه و ارائه اسناد و مدارک به ارگانهای ملل متحد رقم خورده و تلاشهای شهید بزرگ حقوقبشر دکتر کاظم رجوی در مقر اروپایی ملل متحد و صدور نخستین قطعنامههای کمیسیون حقوقبشر آن را پایهریزی کرد و با سفر او بهنیویورک در قطعنامهٔ مجمع عمومی، عالیترین مرجع بینالمللی، به بار نشست و بهرغم مماشات شرق و غرب عالم با رژیم خمینی، داغ بدنامترین دیکتاتوری ضدبشری را بر جبین دجال ضدبشر کوبید.بنابراین همانگونه که خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت خاطرنشان نموده، هیأت حقیقتیاب بینالمللی باید بازدید از زندانهای علنی و مخفی فاشیسم دینی حاکم بر ایران، بهویژه زندانهای وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی را در دستور کار خود قرار دهد. هیأت حقیقتیاب همچنین باید بهقتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی اهتمام بورزد. جنایتی که اکنون بهعنوان یک واقعیت مسلم و خدشهناپذیر بهیمن صدها و هزاران شاهد زنده و انبوهی مدارک و اسناد غیرقابل انکار در معتبرترین محاکم بینالمللی بهثبت رسیده و احالهٔ پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت ملل متحد و محاکمهٔ آمران و عاملان جنایات، در دادگاه بینالمللی خواست مبرم و مشروع مردم ایران و مقاومت آزادیستانشان است....more5minPlay
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.