مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • بحران مسکن، دروغ میلیونی رئیسی و آتش خشم مردم
    آخوند رئیسی پس از گماشته شدن توسط خامنه‌ای بر مسند ریاست‌جمهوری نظام، وعده‌های مختلفی داد از جمله حل بحران مسکن با ساخت ۴میلیون خانه!اکنون دو سال از انتصاب وی گذشته و نزدیک‌ترین رسانه‌ها به‌او و خامنه‌ای، از جمله تسنیم، با اشاره به‌قیمتهای نجومی مسکن تیتر می‌زنند: «با حقوق یک سال کارگر (تنها) می‌شود ۲متر خانه خرید!» (۱۶خرداد). رسانه‌های حکومتی تا جایی که بتوانند تلاش می‌کنند بر شکست دولت رئیسی سرپوش بگذارند؛ اما این شکست، به‌طور خاص در پهنهٔ اقتصادی، از جمله مسکن، آن‌قدر خشم مردم را برانگیخته، که مجبور هستند گوشه‌هایی از این بحران را به‌عنوان هشدار بازگو کنند. از جمله سایت حکومتی تجارت نیوز روزهای ۱۵و ۱۶خرداد دو مطلب دربارهٔ فاجعهٔ مسکن و روند بی‌خانمانی روزافزون مردم در ایران منتشر کرد. تجارت نیوز با طعنه به‌وعده‌های رئیسی تیتر می‌زند: «شعارهای تو خالی؛ خانه‌های پوشالی!». آنگاه می‌نویسد: «ساخت سالی یک میلیون واحد مسکونی، وعده دولت سیزدهم در همان آغاز به کار بود. وعده‌یی که از ابتدا مورد انتقاد کارشناسان این حوزه قرار گرفت، زیرا هیچ منبع مالی برای تأمین چنین پروژه بزرگی در کشور وجود نداشت!». تجارت نیوز با اشاره به‌تنگناهای رژیم می‌افزاید: «ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی، با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و تنگناهای موجود از همان ابتدا نیز یک وعده غیرقابل اجرا و رؤیاگونه بود. مشکلات تأمین زمین، تأمین منابع مالی، توافق با پیمانکاران، هماهنگی با سیستم بانکی و مواردی از این دست، چالشهای واقعی در مسیر تحقق رؤیای غیرقابل اجرای دولت بود». این سایت حکومتی اقدامات نمایشی رئیسی برای فریب مردم را هم بازگو می‌کند. از جمله «توافق با چینی‌ها برای پیش بردن پروژهٔ» ساخت مسکن که «مقرر شده بود چینی‌ها در مقابل نفت، یک میلیون و ۲۰۰هزار واحد با همان مبلغ پیشنهادی دولت تحویل دهند!»؛ اما «از آن زمان تاکنون از حضور چینی‌ها هم خبری نیست!». تجارت نیوز وعدهٔ ساخت سالی یک میلیون مسکن را توی سر رئیسی می‌زند و نتیجه می‌گیرد: «اکنون که در آستانه دو سالگی دولت قرار گرفته‌ایم، حتی یک واحد مسکونی آماده از طرح نهضت ملی مسکن به مردم تحویل داده نشده است!». واقعیت این است که در شرایط انقلابی و در جامعه انفجاری و به ستوه آمده از ستم آخوندی، عقل سلیم حکم می‌کند که رژیم هراسان از خشم و قیام مردم، تلاش کند بحرانهای مربوط به وخامت وضعیت معیشتی و نیازهای اولیه زندگی مردم مانند بحران مسکن را که مؤلفه‌های زمینه‌ساز قیام هستند، خنثی کند. آن هم در شرایطی که کارشناسان رژیم با اشاره به «‌رشد ۴۶درصدی بهای اجاره تنها در یک سال»، هشدار می‌دهند: «هر حادثه‌یی (از این دست) می‌تواند باعث وقوع اعتراضات» کف خیابان بشود (راغفر-۱خرداد). این واقعیت از چشم خامنه‌ای و رئیسی دور نیست. اما به‌خاطر بافت مافیایی نظام و عمق و شدت فساد حکومتی، آنها نه می‌خواهند و نه می‌توانند این مؤلفه‌های قیام را خنثی کنند. از طرفی، برای جبران این ناتوانی، رو می‌آورند به نمایش‌های قدرت‌نمایی و رونمایی از موشک بالستیک که روز سه‌شنبه ۱۶خرداد رئیسی جلاد و پاسدار سلامی سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای درباره‌اش داد سخن دادند تا به نیروهای ترسیده نظام روحیه بدهند. اما در جامعه‌یی که هم‌چنان از آتش قیام ملتهب و بحرانی است، صرف این هزینه‌های کلان از کیسه زحمتکشانی که نان سفرشان ربوده شده و کارگرانی که «با حقوق یک سال» آنها فقط می‌شود «۲متر خانه خرید»، آتش خشم گرسنگان را شعله‌ور می‌کند.
    5 min
  • واقعیت سرسخت!
    ورای تمامی دود و دم‌ها، باد و بلوف‌ها و ادعاهای «نقشهٔ دشمن باطل شد» (خامنه‌ای ـ ۱۴خرداد) و «کشور در حال پیشرفت است... جنگ ترکیبی دشمن بلااثر خواهد بود» (رئیسی ـ‌۱۳خرداد)، سران و سرکردگان نظام نمی‌توانند ترس و لرز خود را از بحران انقلابی جامعه و خطر قیام و سرنگونی توسط مقاومت سازمان‌یافته پنهان کنند. واقعیت چنان سرسخت است که جابه‌جا بر زبان دشمن تحمیل و جاری می‌شود:
    • «ما باید منتظر اتفاقات ناگواری باشیم که اون موقع اون سیلی هستش که اگر راه بیفته که خب الآن نشانه‌هایی را از آن داریم می‌بینیم و هیچ چیز دیگه امکان نداره در جای خودش قرار بگیره چون هیچ حکومتی بدون پشتوانه مردم نمی‌تواند حکومت موفقی باشه و نمی‌تواند بقایش را تضمین بکند» (جواد امام سرکرده باند موسوم به مجمع ایثارگران ـ‌۱۴خرداد ۱۴۰۲)
    • «تعارف نداریم؛ اگر ابر بحران صندوق‌های بازنشستگی حل نشود، می‌تواند مانند یک سونامی، کشور را با خطرات بسیار جدی مواجه کند» (امیرپور، کارشناس حکومتی در امور بیمه ـ ۱۴خرداد ۱۴۰۲).
    • «اخیراً تعابیر مختلفی مثل بمب ساعتی، ابر بحران و امثال آن در رابطه با مسأله صندوق‌های بازنشستگی مطرح می‌شود. باید پذیرفت که این بحران واقعی است و نتایج آن تأثیر به‌سزایی بر معیشت آحاد مردم ایران خواهد داشت» (داوود حمیدی رئیس هیأت حکومتی نظارت بر صندوق بازنشستگی).
    این تنها بخش کوچکی از هشدارها و اعتراف به بن‌بست مرگبار نظام و شرایط انقلابی جامعه یعنی شرایط عینی و مبنای تحولات است. شرط تعیین‌کننده نیز مقاومت سازمان‌یافته انقلابی و کانون‌های شورشی هستند که آخوندها و پاسداران هر چه تلاش می‌کنند بپوشانند و کتمانش کنند نمی‌شود و هر بار به شکلی از زبان خلیفهٔ ارتجاع و سران قوایش بیرون می‌زند و به کابوس نظام تبدیل شده است. کابوسی که یک دم از آن خلاصی ندارند:
    • «باز در همین خردادماه بزرگ‌ترین توطئه داخلی حرکت نظامی و مسلحانه منافقین علیه انقلاب اسلامی و ترورها و اون همه جنایتی که اینها کردن و. ». (قالیباف ـ ۱۵خرداد ۱۴۰۲).
    • «گروهک منافقین امروز مورد حمایت همان کشورهایی است که جمهوری اسلامی را متهم به نقض حقوق‌بشر می‌کنند کسانی که از سر تا پاشون شرارت خشونت و اعمال ضدبشری می‌باره الآن مورد حمایت کی هستند منافقین؟ غیر از آمریکا غیر از کشورهای غربی کجا دارند می‌چرخند؟ اون وقت اینها دلسوز ملت ایران شدند؟... در همین تهران تو همین شهرها یک چنین عناصر اراذل و اوباشی که یک چنین وضعی داشتند امروز مورد حمایت اون غربی‌ها هستند» (وحیدی وزیر کشور جلاد ـ ۱۵خرداد ۱۴۰۲).
    • «منافقین در این معرکه خود را لایق رسیدن به قدرت می‌دانستند. آنها بیش از هر کشور خارجی آماده رسیدن این روز بودند و حتی سرکرده آنان در گردهمایی نظامی خود در ۷خرداد ماه ۶۸ مدعی شده بود: «نیرو‌های نظامی سازمان، باید برای شرایط مرگ خمینی آماده باشند» (سایت حکومتی جهان نیوز ـ ۱۵خرداد ۱۴۰۲).
    • «اون شب من سازمان حفاظت اطلاعات بودم اون زمان اون شب ما بیدار بودیم تا صبح خبرهای بدی می‌آمد خبرها این بود که منافقین پشت مرز آماده هستند» (آخوند سعیدی رئیس عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا ـ ۱۴خرداد ۱۴۰۲).
    • «آن کسی که از ناحیه ضد انقلاب خود را به‌صورت سازمان‌یافته دارد کاری می‌کند صف اینها از صف بعضی از جوانهای ما جدا بشود یک اتمام حجتی بشود که بفهمند و مطمئن باشید که دست دشمن رو خواهد شد» (آخوند اژه‌ای ـ ۱۲خرداد)
    درست یک سال قبل در همین ایام جلاد قتل‌عام به صراحت گفت: «در هر شیطنت و فتنه‌ای در این ۴۰سال کشور جای پای نفاق دیده می‌شود» (دنیای اقتصاد ـ‌۱۶خرداد ۱۴۰۲). و امروز ورای همهٔ باد و بلوف‌ها و نعره‌های «مرگ بر منافق»، یک واقعیت سرسخت، یعنی شرایط عینی و انفجاری جامعه ناراضی و به ستوه آمده به‌عنوان مبنا و مقاومت انقلابی سازمان‌یافته به‌عنوان شرط آتشین می‌درخشد.
    4 min
  • روضه‌خوانی خامنه‌ای بر سر قبر خمینی ملعون
    روز یکشنبه ۱۴خرداد خلیفه درمانده ارتجاع بر سر قبر خمینی دجال درباره وضعیت حاکمیت لرزانش که با ضربات آتشین قیام درهم کوبیده شده، خطاب به بسیجیان سیلی خورده و سرکردگان درهم ریخته نظام که در پای منبرش پی‌درپی عربده‌های «مرگ بر منافق» سرمی‌دادند از جمله گفت:
    • نسل‌های جدید این کشور به آشنایی بیشتر با امام بزرگوار نیازمند هستند
    • اسلام یکی از آن چهار ایمانی است که از قول امام نقل شده است
    • این اسلام نه اسلام سرمایه‌داری است نه اسلام التقاطی روشنفکرنماهای بی‌اطلاع و بی‌خبر
    • دشمن تلاش می‌کند ایمان و امید را از بین ببرد
    • توجه کنید همه توجه کنند آخرین تلاش دشمن البته تا حالا آخرین تلاش تا حالا در آینده کارهایی خواهند داشت آخرین تلاش دشمن همین اغتشاش‌های پاییز گذشته بود
    • پادویی‌اش را به وسیله تعدادی عناصر خائنی که پشت به وطن کرده بودند انجام دادند... یک عده هم پیاده‌نظام اینها بودند
    • حرکت مسلحانه داخل خیابان‌ها را ترویج کردند با سلاحهای قاچاق اراذل و اوباش‌شان جوان دانشجو یا طلبه بسیجی یا عنصر انتظامی یا عنصر بسیجی را توی خیابان جلوی چشم مردم با شکنجه به‌قتل رساندند و شهید کردند

    این تصویری است از بن‌بست مرگبار نظامی که از یک‌طرف در وحشت ترویج آتش «حرکت مسلحانه داخل خیابان‌ها» و ارادهٔ آتشین «نسل‌های جدید این کشور» به‌سر می‌برد و از طرف دیگر در اثر شکست همه‌جانبهٔ دولت رئیسی، با ورشکستگی بی‌علاج اقتصادی در باتلاق فساد و چپاول دست و پا می‌زند و سران حاکمیت یکدست و حزب‌اللهی چنان به جان هم افتاده‌اند که خامنه‌ای مجبور است به آنها تذکر بدهد شانه‌های یکدیگر را به خاک نمالند یا مکرر بگوید: «این هشدار به همه داده شد که از کید دشمن غفلت نکنید از کید دشمن غفلت نکنید». همان سرکردگانی که بارها برایشان روضهٔ «هم‌دلی» و «هم‌افزایی» خوانده، ولی امروز رئیس مجلس ارتجاع دزدیهای «۱۰۴میلیارد دلاری» مدیران را برملا می‌کند و اعضای مجلس از رئیسی می‌خواهند برای «حفظ نظام» روی «مین استعفا» برود! یکی از مهره‌های نزدیک به خامنه‌ای در واکنش به ادعای فساد ۱۰۴میلیاردی دولت جلاد گفت: «سخنان‌تان درباره این‌که مدیران کشور هر سال۱۰۴میلیارد دلار را آتش می‌زنند، مغز استخوان هموطنانمان را هم سوزانده است... آقای قالیباف! کاش در حرفهایتان معلوم می‌کردید مخاطب‌تان کیست؟ آیا دولت آقای رئیسی هم زبانم لال، مخاطب شماست؟ یا از ترس این‌که مبادا توپخانه‌هایشان علیه شما غرش کنند؛ لام تا کام علیه دولت چیزی نگفتید؟» (سایت حکومتی بهار ـ ۱۳خرداد). آخوند جلاد مصطفی پورمحمدی عضو هیأت مرگ قتل‌عام زندانیان هم ضمن اذعان به این‌که «همبستگی دچار خدشه شده است»، می‌گوید: «بله، این دغدغه ماست. وقتی ما متأسفانه این گسست‌های اجتماعی را مشاهده می‌کنیم، باید بفهمیم که ظاهراً یک مقداری از راه امام فاصله گرفتیم... او در دشمن‌شناسی و در زمان‌شناسی فوق‌العاده بود و اجازه نمی‌داد که دشمنان بر شرایط کشور مسلط شوند» (خبربان ایران ـ ۱۴خرداد ۱۴۰۲). خلیفهٔ ارتجاع در بخشی دیگر از سخنانش تلاش کرد با وعدهٔ سرخرمن انتخابات، ریزشی‌ها و اصلاحاتی‌ها و «خشونت پرهیزان»ی که در انتخابات قبلی جراحی شدند را برای ۹ماه دیگر، بازی دهد و این‌چنین رندانه و غیرمستقیم، به سیاست مماشات و استمالت هم سوخت رسانی کند: «یکی از شیوه‌های دشمن هم بدبین کردن به انتخابات است که من درباره انتخابات آخر سال انشاالله اگر زنده بودم و توفیق داشتم بعداً عرایضی خواهم کرد اینجا همین اندازه بگویم، این انتخابات، انتخابات بسیار مهمی است و دشمن از همین حالا توپ‌خانه‌های خودش را به‌طرف این انتخابات روشن کرده است، مشغول بمباران انتخاباتی است که هنوز۹ ماه حداقل فاصله داریم تا اون انتخابات باید انشاءالله ملت ایران جوانان عزیز این بیداری را این هوشیاری را این انگیزه را، این ایمان و امید را، روز بروز افزایش بدهند، دشمن را ناکام کنند».
    5 min
  • کلان پروژهٔ خامنه‌ای؛ شکست سنگین و به‌صدا درآمدن ناقوس‌های پایان
    طی دو سال که از گماشته شدن رئیسی به‌دست خامنه‌ای بر مسند ریاست‌جمهوری نظام می‌گذرد، جلاد۶۷ پیاپی وعدهٔ سر و سامان دادن به‌اقتصاد فروپاشیده را می‌دهد. یک روز می‌گوید «مهار تورم... را در دسترس می‌بینم!» (۱۴مرداد۱۴۰۰)؛ روز دیگر مدعی می‌شود «به‌دنبال مهار تورم هستیم!» (۲۴تیر۱۴۰۱)؛ یک بار داد سخن می‌دهد که «مهار تورم برنامهٔ دائم دولت تا تحقق آن است» (۵مرداد۱۴۰۱)؛ و بار دیگر ادعا می‌کند «دولت پیگیر مهار تورم است!» (۱۶ اردیبهشت۱۴۰۲).
    اما در آستانهٔ دوسالگی گماشتن رئیسی، آمار و ارقام کارگزاران خود رئیسی وضعیتی دیگر را نشان می‌دهد: درهم شکستگی اقتصادی و بحرانی که هر روز اوجی تازه می‌گیرد.
    سازمان برنامه و بودجهٔ رژیم ۱۲خرداد از بدهی ۱۱۴۴هزار میلیارد تومانی دولت رئیسی به‌نظام بانکی و بدهی ۱۸۹۴هزار میلیارد تومانی به‌شرکتهای دولتی خبر می‌دهد. بدهی به‌نظام بانکی هم یعنی چاپ سرسام‌آور اسکناس بی‌پشتوانه که همتی رئیس بانک مرکزی پیشین رژیم آن را «۱۲۴هزار میلیارد تومان» تنها «ظرف ۹ماه اول سال» ۱۴۰۱ عنوان می‌کند (بهمن۱۴۰۱).
    روز ۳۱اردیبهشت هم ممبینی، معاون سازمان برنامه و بودجهٔ رئیسی در اعترافی شوکه‌آور رقم کسری بودجهٔ دولت را ۷۹۴هزار میلیارد تومان اعلام کرد. در حالی که در لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۲ رئیسی، میزان ناترازی و کسری بودجه عدد بی‌سابقهٔ ۴۶۰هزار میلیارد تومان بود که همان موقع کارشناسان این عدد را نصف کسری بودجهٔ واقعی و معادل درهم شکستگی اقتصادی عنوان می‌کردند.
    غضنفری، رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی تحت کنترل رژیم هم ۲۱اردیبهشت اعتراف کرد خامنه‌ای و رئیسی صندوق توسعهٔ ملی را خالی کرده‌اند و از «یک صندوق ۱۵۰میلیارد دلاری» تنها ۱۰میلیارد دلار باقی مانده است.
    این وضعیت باعث شده سران رژیم حتی گزینهٔ فروش جزایر ایران را هم روی میز بگذارند و آنطور که پادام، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وقت رژیم اعتراف کرد: به جایی می‌رسیم که باید قشم و کیش و خوزستان را بفروشیم تا حقوق بازنشستگان را بدیم!
    شدت بحران باعث شده گرگهای نظام در بالاترین سطوح هم به‌یکدیگر حمله کنند. از جمله پاسدار قالیباف که این روزها در کمین فرصت است تا تقصیر بحرانها را به‌گردن رئیسی بیندازند، اذعان می‌کند «مدیران سالی ۱۰۴میلیارد دلار ثروت را هدر» می‌دهند، یعنی می‌دزدند و هیچ ردی هم از «گم شدن!» پولها باقی نمی‌گذارند.
    این واقعیت رژیمی است که از هر سو در بحرانهای بی‌علاج محاصره شده است. به‌ویژه در صحنهٔ اجتماعی که قیام ۱۴۰۱ را به‌چشم دیده و به‌گفتهٔ خودشان اکنون نیز بر روی بشکهٔ باروت، هر لحظه منتظر انفجار مهیب بعدی هستند.
    راه برون‌رفت چیست؟
    این همان صورت مسأله‌ای است که خامنه‌ای در پاسخ به‌آن گرفتار است. یا باید در زمینهٔ برجام‌ زهر بخورد تا راه نفسی برای نظام باز شود، که به‌گفتهٔ خامنه‌ای این مسیر تنزل بی‌پایان و کلید زدن سقوط به‌دست خودش است.
    یا باید بیشتر و بیشتر دست در جیب و سفره‌های خالی مردم کند. از جمله آنطور که این روزها مردم می‌گویند، با گران کردن حامل‌های انرژی و بنزین؛ که این مسیر را هم یکبار آزموده و در آبان۹۸ به‌چشم دیده چه شعله و انفجاری از آن برخواهد خاست.
    این بن‌بست در حالیست که خامنه‌ای با آوردن رئیسی آخرین برگ خود را هم برای خروج از بحران بازی کرده که اکنون به‌مفتضحانه‌ترین شکل شکست‌خورده است. از سویی مقاومت ایران و کانون‌های شورشی هم چه در داخل ایران و چه در پهنهٔ بین‌المللی سنگین‌ترین ضربات را به‌این پیکرهٔ بحران‌زده و پوسیده وارد می‌سازند.
    این صحنهٔ سیاسی-اجتماعی امروز ایران است. شرایطی انقلابی که ناقوس‌های سرنگونی را به‌صدا درآورده است.
    5 min
  • دور زدن تحریم‌ها در خدمت تروریسم و چپاول
    روز چهارشنبه ۱۰خرداد ۱۴۰۲ دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت در واشنگتن طی یک کنفرانس مطبوعاتی اسناد محرمانه جدیدی را که اخیر توسط شبکه داخلی سازمان مجاهدین خلق ایران به‌دست آمده افشا کرد. واشنگتن تایمز ۳۱می نوشت: «اسناد موجود نشان می‌دهد که رژیم ایران با صادرات میلیاردها دلار نفت از طریق شبکه‌ای از شرکت‌های بین‌المللی، تحریم‌های ایالات متحده را دورمی‌زند و نیروهای نظامی و امنیتی داخلی خود را تأمین مالی می‌کند». مقاومت ایران با ارائه اسناد و مدارک محرمانه ثابت کرد سپاه پاسداران از طریق ثبت شرکت‌های پوششی با شیوه‌های مختلفی در حال دورزدن تحریم‌ها در حیطه نفت و پتروشیمی برای تأمین بودجه گسترش بنیادگرایی و افراطی‌گری و جنگ‌طلبی و تروریسم است. سپاه پاسداران از طریق «شرکت بازرگانی پتروشیمی بین‌الملل PCCI» از زیرمجموعه‌های هلدینگ سرمایه‌گذاری «غدیر»، تحریم‌های نفت و پتروشیمی را در ابعاد بالا دورمی‌زند و درآمد حاصله را مشخصاً صرف پیشبرد سیاست‌های رژیم در خارج ایران می‌کند. شرکت «غدیر» متعلق به‌ سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح رژیم آخوندی(ساتا) است. رئیس هیأت‌مدیره و مدیرعامل ساتا، سرتیپ پاسدار سید مجید ابن‌الرضا است. این شرکت و چندین مجموعه مشابه دیگر در دستگاه «اقتصاد مقاومتی» که طرح خامنه‌ای برای دادن کنترل شریان‌های اقتصادی ایران به‌ سپاه پاسداران است، تحت نظارت سرتیپ پاسدار مصطفی نجار(وزیر دفاع سابق) فعالیت می‌کنند. سایت الحره در گزارش خود از کنفرانس مطبوعاتی دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشنگتن، در رابطه با نقش «شرکت بازرگانی پتروشیمی بین‌الملل PCCI» در دورزدن تحریم‌ها و فعالیت‌های تروریستی نوشت: «مأموریت این شرکت علاوه بر فروش نفت به سوریه هم‌چنین فروش «سموم اوره» است که برای ساخت مواد منفجره استفاده می‌شود و وزارت دفاع ایران برای حوثی‌های یمن تولید می‌کند. نامهٔ ارائه شده از سوی سازمان مجاهدین به تاریخ ۱۳ژانویه ۲۰۲۱ خاطرنشان می‌سازد که این شرکت به‌عنوان یک شرکت خارجی عملیات تبدیل پول و ارز را به‌شایستگی انجام می‌دهد. این شرکت مواد ساخته شده توسط شرکت‌های ایرانی را خریده و به مزدوران خارجی می‌فروشد».نمایندگی شورای ملی مقاومت در کنفرانس واشنگتن در رابطه با فریب‌کارهای رژیم آخوندی در پروژه اتمی اعلام کرد: سایت فردو که در سال ۲۰۰۵ توسط مقاومت ایران افشا شد و طبق توافق اتمی قرار بود فعالیت نداشته باشد، غنی‌سازی را ادامه داده است و اسناد افشا شده جدید توسط گروه قیام تا سرنگونی نشان می‌دهد که رژیم در حال گسترش این سایت است. سیاست استمالت غرب به رژیم آخوندی اجازه داده است تحریم‌ها را دوربزند. آخرین نمونه آن آزاد کردن اسدالله اسدی، دیپلمات-تروریست رژیم بود که شاه بلژیک اجازه داد او آزاد شود و به‌ ایران برگردد.واشنگتن تایمز در همین رابطه نوشت: نمایندگی شورای ملی مقاومت می‌گوید سیاست مماشات کنونی به رژیم تهران این امکان را داده است که تحریم‌ها را دوربزند، برنامهٔ تسلیحات هسته‌یی خود را ادامه دهد و از اقدامات تروریستی در کشورهای منطقه پشتیبانی مالی کند. هدف ما از کنفرانس مطبوعاتی امروز این است که یک زنگ بیدارباش برای همه باشد. لازم به یادآوری است که حکومت آخوندها بارها وحشت خود را از افشای مسیرهای دورزدن تحریم‌ها و برملا شدن فساد و پولشویی که در آن شکل گرفته و این‌که معلوم می‌شود اموال مردم محروم ایران چگونه برای مقاصد شوم تروریستی و سرکوبگرانه و چپاولگرانه رژیم هزینه می‌شود، آشکار کرده‌اند. سال گذشته خبرگزاری سپاه پاسداران در مطلبی با عنوان «نگذارید مسیر دورزدن تحریم را شناسایی کنند» نوشت: «انتظار آن بود که سفر نماینده ویژه لغو شود تا به‌قول شهید سلیمانی عزیز برای دشمن کوچه باز نشده و به آمریکا و اروپا اجازه داده نشود از مکانیسم و چگونگی دورزدن تحریم‌ها با خبر شده و آن را سد کنند»(فارس ۱۷اردیبهشت ۱۴۰۱).پیش‌تر هم پاسدار مخبر، معاون اول رئیسی جلاد، در گردهمایی رؤسای نمایندگی‌های رژیم در کشورهای همسایه گفته بود: «در یکی از انتقال پول‌هایی که به یکی از کشورها داده شد ردی از این‌که این مال تجهیزات واکسن است دیده شد، ما نتوانستیم آن تجهیزات را بیاوریم. اما بعد سفیر عزیزمان به‌عنوان اسباب خانه‌اش آورد. یک اتفاق اینجوری حالا شاید اینها گفتن‌اش هم صحیح نباشد، حالا این از زبانم رفت...»(خبرگزاری حکومتی دانشجو ۲۶آذر ۱۴۰۰).
    5 min
  • «با یک جرقه ممکن است دوباره...»
    روز گذشته سایت حکومتی خبرآنلاین(۱۰خرداد) با تیتر درشت نوشت: «تورم در یک‌‌قدمی رکورد ۷۸ساله ـ منتظر تورم ۳رقمی باشید». همین منبع، ۳ماه پیش، با تیتر درشت از قول رئیسی نوشته بود: «دشمن در اغتشاشات خیابانی و ارزی ناکام ماند»(۱۱اسفند ۱۴۰۱). آن‌روز رئیسی جلاد در دیدار از بوشهر ضمن وعدهٔ پایان گرانی و تورم، از شکست شورشهای خیابانی و «آرامش» در نظام گفت اما امروز سایت حکومتی «دیدار» با اشاره به شکست حاکمیت یکدست و پتانسیل بالای قیام در شرایط انفجاری جامعه می‌نویسد: «این‌طور نیست که شما الآن آرامش را می‌بینید و فکر می‌کنید زیر این آرامش هیچ خبری نیست، نه آتش زیر خاکستر است و مطمئن باشید که اینها با یک جرقه ممکن است دوباره شکل دیگری به خودش بگیرد». اشرف بروجردی که زمانی معاون وزیر بود و امروز در لباس کارشناس از باند مغلوب، نسبت به سرنگونی تمامیت نظام اظهار نگرانی می‌کند، با اشاره به آثار معکوس حاکمیت انقباضی و سیاست سرکوب در جامعه، نتیجه گرفت که «این دولت دولتی پایدار نخواهد ماند» و افزود: «متأسفانه کسانی که تصمیم‌گیر هستند فکر می‌کنند چون قدرت دست‌شان هست، چون باتون دست‌شان است، چون این سلاح توی دست‌شان است، پس می‌توانند هر جور دلشان خواست عمل بکنند لذا شما می‌بینید برخورد می‌شود چشم‌ها نابینا می‌شود، کشته می‌شوند خب اینها هم تحریک‌کننده است آقا اینها تحریک‌کننده است جامعه را بدتر به‌سمت دیگر می‌برد در واقع بروند به‌سمت حالا نمی‌خواهم بگویم براندازی»(دیدار ـ ۱۰خرداد). با شکست پروژه یکدست‌سازی، عبارت‌هایی مانند به‌سمت براندازی، شورش گرسنگان، عصیان فقیران و «آتش زیر خاکستر» به کد و کلیدواژه‌های هشداری در رسانه‌های حکومتی تبدیل شده است. فروردین ۱۴۰۲ جواد امام، کارشناس باند مغلوب، با این استدلال که مطالبات مردم «روی هم جمع شده و با توجه به شرایط کشور و جامعه در ۱۴۰۲ این‌ها نمود جدی‌تری پیدا می‌کند»، گفت: «تا زمانی‌که نخواهند به مردم برگردند و نسبت به سیاست‌های غلط گذشته به‌صراحت تجدیدنظر کنند، قطعاً این وضعیت ادامه دارد و آتش زیر خاکستر است و باید شاهد چالش‌های جدی‌تری در ابعاد متنوع‌تر باشیم»(خبرآنلاین ـ ۷فروردین ۱۴۰۲). روزنامهٔ اعتماد ۹خرداد در مطلبی با عنوان «فقر صدا ندارد، فریاد می‌زند» افزایش تورم و گسترش فقر در دوران رئیسی را نشانهٔ شکست حاکمیت یکدست دانست و نوشت: «آمار افزایش حقوق و تورم و عقب‌افتادن سرعت افزایش حقوق از نرخ تورم بسیار گویاست. کارمند و کارگر چگونه می‌تواند این کسری را جبران کند تا دچار فقر نشود؟ عصای موسی و ید بیضای مسیح را که ندارند. مسأله مهم‌تر این است که فقرا صدا ندارند. امواج صوتی فراوانی در اطراف ما هست ولی گوش‌های ما به‌گونه‌یی است که فقط برخی از طول موج‌ها را می‌شنویم. در جامعه نیز فقط صدای عده‌یی شنیده می‌شود و عده‌یی نیز مجاز به بلندکردن صدا نیستند تا مبادا صدای‌شان به جایی برسد. فقر صدا ندارد، ناگهان فریاد دارد». منظور از فریاد ناگهانی فقر، «جرقه»یی که «آرامش» حاکمان را به‌هم می‌زند و «نمود‌های جدی‌تری» که در پیش است چیزی نیست جز خشم شعله‌ور لشگر گرسنگان و آتشفشانی که زیر خاکستر در کمین است.
    5 min
  • توسعهٔ بحران
    روز سه‌شنبه ۹خرداد قرار بود رئیسی برای ارائهٔ لایحهٔ هفتم «توسعه» و رأی اعتماد صحرایی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش در مجلس ارتجاع حاضر شود اما به‌گفتهٔ حسینی معاون پارلمانی رئیسی، ارائه برنامه هفتم به مجلس به‌خاطر ملاحظات قالیباف (که آن را به دفتر خامنه‌ای داده بوده) به تأخیر می‌افتد و رئیسی در واکنش به این مسأله از شرکت در جلسه مجلس خودداری می‌کند. یعنی، به‌رغم حرفهای خامنه‌ای در عید فطر که «هم‌دلی» و «هم‌افزایی» کنید، طرح رئیسی با نامه قالیباف متوقف می‌شود و توسعه هفتم «توسعه بحران» از آب در می‌آید. ارگان اطلاعات سپاه موسوم به مشرق (۹خرداد) در توضیح بیشتر ماجرا می‌نویسد: «روز گذشته بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه در دولت به اتمام رسید اما نامه رئیس مجلس شورای اسلامی درباره برنامه هفتم توسعه از دفتر مقام معظم رهبری به دولت ارجاع شد» سپس از قول معاون پارلمانی رئیسی افزود: «رئیس مجلس شورای اسلامی ملاحظاتی درباره برنامه هفتم توسعه داشت که بنده در جریان جزئیات آن نیستم، اما قرار شد دولت این موارد را در لایحه برنامه هفتم توسعه لحاظ کند» روز ۸خرداد نیز پاسدار قالیباف در چند لگد و «نگاه تخریبی» دیگر، در گفتگو با شبکه یک تلویزیون خامنه‌ای، به سلسله‌یی از بحرانها مانند آب و «بحران صندوقهای بازنشستگی» اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از موضوعات روز ما گرانی و مخصوصاً گرانی کالاهای اساسی هست. یکی از موضوعاتی که امروز ما در مجلس هم داریم در همین خرداد ماه فصل جابه‌جایی و اجاره‌ها و رابطه بین موجر و مستأجر است. یک از موضوعات موضوع ارز است. یکی از موضوعات سلامتی است...»ردیف کردن بحران‌هایی که رئیسی با وعده حل و فصل آنها در کرسی ریاست نصب شد، آن هم توسط پاسدار قالیباف البته در جنگ گرگها بر سر قدرت و ثروت صورت می‌گیرد اما خواه و ناخواه نشان‌دهنده این واقعیت است که حاکمیت یکدست نه تنها باری از گرانی و مسکن و ارز و سلامتی برنداشت بلکه با افزایش صددرصدی دلار، سلامت و معیشت را نابود کرد. جنگ‌وجدال پاسدار و جلاد در متن شرایط انفجاری جامعه و بحرانهای اجتماعی در عین حال نشان می‌دهد که سه رأس دست‌چین شدهٔ خلیفهٔ ارتجاع، قادر به «هم‌دلی» و همراهی در جلسهٔ سران قوا نیستند و چاره‌یی جز «به‌خاک مالیدن شانه یکدیگر» ندارند. هدف خامنه‌ای از این‌که در سخنرانی ۲اردیبهشت عید فطر گفته بود «قوای سه‌گانه باید همدلی کنند، همکاری کنند» تا با حفظ و «توسعهٔ» سیاست انقباضی، «کارها به هیچ‌وجه گره» نخورد این بود که بتواند یک‌پارچه و بی‌شکاف، تمام قوایش را صرف «اوجب واجبات» و مقابله با قیام کند. اما به جای بسته شدن شکافها، کار به آنجا کشید که یک ماه بعد خلیفه درمانده در ۳خرداد گفت: «در نگاه تخریبی، طرفین به چشم رقیب و با هدف به خاک مالیدن شانه یکدیگر به هم نگاه می‌کنند که این نگاه چه از طرف دولت و چه از طرف مجلس، خطرناک و مشکل ساز است» توسعهٔ بحرانهای نظام که علامت واضح شکست سیاست انقباضی خامنه‌ای از درون است، در تحلیل نهایی از پیشروی خط قیام و سرنگونی در کف خیابان و در اعماق جامعه به ستوه آمده از ولایت به گل نشسته خامنه‌ای ناشی می‌شود. روزنامهٔ حکومتی ابتکار از باند مغلوب نظام روز ۹خرداد در اعترافی ناگزیر به همین حقیقت، زیرعنوان «حقایق جامعه ما و خواست ملی» می‌نویسد: «نسل‌های امروزی طالب دموکراسی راستین و نجات آن از چنگال اصلاح‌طلبان خود حق پندار خود بزرگ بین هستند... امروز نسلی از راه رسیده که به جای تسلیم در برابر باورها و گفتمان موجود، می‌خواهد بر مبنای ادله صحبت و وفق قوانین جهان مدرن زندگی کند، نسلی که نمی‌پذیرد، یک گروه پایدارچی مشکوک، یک نفر هم‌چون جناب محصولی و پرجریان خاص دیگر، در کمال لذت زندگی کنند و زندگی رنج دیدگان بعد از مرگشان آغاز شود»
    5 min
  • گران کردن خزندهٔ نان
    خبرها از یک‌سو حاکی از کمیابی نان در بسیاری از شهرها و از سوی دیگر افزایش رسمی قیمت آن در برخی شهرهاست. سایت حکومتی خبربان (اول خرداد) خبر می‌دهد «قیمت نان در زنجان افزایش یافت». اما در همان حال مدیرکل غله و خدمات بازرگانی زنجان از این افزایش قیمت به‌عنوان طرحی برای «اصلاح قیمت» نام برده و به‌طور مسخره‌یی گفته است: «طرح جدید به‌هیچ‌وجه افزایش قیمت نیست». سایت حکومتی آفتاب (۵خرداد) ضمن اشاره به‌افرایش قیمت نان در قزوین‌، خبر می‌دهد که «نان در سراسر کشور گران می‌شود». در همین حال مقامات بالای حکومت، افزایش قیمت نان را انکار و تکذیب می‌کنند. معاون رئیسی جلاد در پاسخ به‌سؤالی مبنی بر این‌که آیا قیمت بنزین در سال جاری افزایش خواهد یافت تصریح می‌کند: «گرانی بنزین و آرد را نخواهیم داشت» (سایت حکومتی آفتاب ـ اول خرداد). وزارت اقتصاد دولت رئیسی هم می‌گوید: «دولت در سال جاری برنامه‌یی برای افزایش قیمت نان و آرد خبازی ندارد» (سایت حکومتی بورس ـ ۲۴اردیبهشت). اما به‌رغم این تکذیبها، اعضای مجلس ارتجاع که از انفجار خشم مردم محروم و گرسنه وحشت‌زده هستند به رئیسی و دولت او هشدار دادند که «موضوع نان و مرغ دارد یک مسألهٔ امنیتی می‌شود». آنها «وضعیت کمبود شدید آرد در نانوایی‌ها در شهرستانها» و این واقعیت را که «دولت در تأمین نان خشک و خالی مردم دچار سردرگمی است» به رخ گماشته خامنه‌ای کشیدند. واقعیت این است که بحران نان، یکی دیگر از وجوه مختلف شکست همه‌جانبهٔ رئیسی جلاد است که نه تنها نتوانست به‌هیچ‌یک از وعده‌های خود در مورد حل معضلات و تضادهای اقتصادی عمل کند، بلکه حتی از «تأمین نان خشک و خالی مردم» هم درمانده شده و حالا دلواپسان نظام نگرانند که گران کردن نان به‌عنوان تنها مادهٔ غذایی باقی مانده در سفرهٔ میلیونها خانوار ایرانی، آتش را به‌انبار دینامیت جامعه نزدیک کند. اخیراً معاون سازمان برنامه و بودجهٔ رژیم به‌نام ممبینی با بیان این‌که «کسری واقعی بودجه در سال گذشته حدود ۷۹۴هزار میلیارد تومان» است، تصویر جدیدی از ابعاد ورشکستگی اقتصادی دولت آخوند رئیسی ارائه کرد. وجهی از این ورشکستگی اکنون خود را در وضعیت نان و آرد و کمبود نان در شهرهای سراسر کشور نشان می‌دهد. از جمله این‌که «۵۰ تا ۶۰درصد سهمیه آرد نانوایان کاهش یافته است» (خبرگزاری حکومتی ایلنا ـ ۲۶اردیبهشت). رژیم برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت از یک‌سو تلاش می‌کند نانوایان زحمتکش را مقصر این وضعیت جلوه دهد و مردم را رو در روی آنان قرار دهد و از سوی دیگر بر اساس یک سناریو لو رفته و تکراری برای افزایش قیمت نان، زمینه‌سازی کند. اما در عین‌حال ولی‌فقیه ارتجاع و گماشتهٔ جلادش می‌دانند که دست درازی به‌سفرهٔ محروم‌ترین اقشار و طبقات جامعه و ربودن قوت لایموت آنها می‌تواند ارتش عظیم و بنیان‌کن ارتش گرسنگان را به‌صحنه بکشاند؛ از همین روست که به‌موازات زمینه‌سازی برای گران کردن نان و بنزین، می‌کوشند با موج اعدامهای جنایتکارانه، به‌گمان خود جلو این انفجار در تقدیر را بگیرند.

    5 min
  • «زنگ خطر» در مجلس خامنه‌ای
    روز یکشنبه هفتم خرداد مسعود پزشکیان در مجلس ارتجاع، با کشیدن آژیر خطر در نظام گفت: «مردم صدای‌شان بلند است ما در مجلس باید این صدا را بشنویم نه این‌که اگر کسی صدا بلند کرد به جای این‌که این زنگ خطر را بشنویم بگوییم آقا شما حق ندارید بریزید بیرون [و به‌خاطر] فعالیت علیه امنیت ملی یک عده را زندان بکنیم و مشکل برایشان ایجاد کنیم. [صدای] زنگ خطر مردم برای که نمی‌توانند زندگی کنند را باید ما بشنویم» پیش‌تر هم یک رسانهٔ حکومتی نوشته بود: «طغیان قشرهای ضعیف در جامعه مانند اعتراض به حجاب نیست، فرد گرسنه را نمی‌توان مهار کرد» (دیده‌بان ایران ـ ۲۶اردیبهشت ۱۴۰۲). اما هم‌زمان با آژیری که پزشکیان در مجلس ارتجاع به صدا درآورد، پسر هاشمی رفسنجانی با لگدی به برنامهٔ مضحک «توسعه» رئیسی، کمی پرده را کنار زد و هشدار داد: «جای توسعه باید مواظب باشیم انقلاب سقوط نکند» (عصر ایران ـ ۷خرداد ۱۴۰۲). آژیرهای خطر محدود به باند مغلوب و ریزشی‌ها نمی‌شود. آخوند حمید رسایی از نزدیکان خامنه‌ای و رئیسی جلاد، ضمن اعتراف به جهش ۹۰درصدی «تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها»، روز ۶خرداد در کانال تلگرامی خود نوشت: «متأسفانه مجموعه سیاست‌گذاران دولت در نیمه عمر مسئولیت، با نسخه‌ها و پیشنهادات خود، شرایط را به جایی رساندند که نرخ تورم مذکور، بالاترین نرخ تورم نقطه‌ای در تاریخ بعد از انقلاب است» آنچه آخوند رسایی و پزشکیان و سایر خودیهای دست‌چین شده در مجلس انقباضی را برانگیخته که این‌چنین از شکست پروژهٔ یکدست‌سازی حاکمیت و آثار منفی آن بگویند، نه نگرانی از گرسنگی و مشکلات معیشت و سلامت و «جهش ۹۰درصدی» خوراکی‌ها و مایحتاج ضروری مردم، بلکه وحشت از شرایط انفجاری جامعه و فوران خشم و قهر مردم به ستوه آمده است. روزنامهٔ اعتماد ۷خرداد در مطلبی با عنوان «چرخهٔ ویرانگر فقر» نوشت: [اینها] «زمینه‌ساز عصیان است، برحسب این‌که علت این فقیر شدن چه باشد. اگر حوادث طبیعی باشد، وضعیت قابل‌تحمل می‌شود، ولی اگر ناکارآمدی دولت و جامعه باشد به مهاجرت و عصیان ختم خواهد شد... این وضعیت فاجعه‌بار است و ترکیب آن با دیگر شرایط منفی جامعه خطرناک است» چندی پیش محمد مهاجری یکی از مهره‌های سرسپردهٔ خامنه‌ای با اذعان به شکست سیاست انقباضی گفت: «جامعه ما روی گسل است... این‌که یک ماه دیگر، دو ماه دیگر یا ۶ماه دیگر با چه وسعتی زلزله بیاید معلوم نیست... سرکوب که نمی‌تواند همیشگی باشد» (سایت اقتصاد نیوز ـ ۶فروردین). ۷سال قبل در همین ایام خلیفهٔ ارتجاع با پیش‌بینی همین «گسل‌»ها خیز حاکمیت یکدست را برداشت و تلاش کرد جلاد قتل‌عام را از صندوق بیرون آورد. تلاشی که در آتش جنبش دادخواهی سوخت و شاهد قیامهای ۹۶ و ۹۸ بودیم. خامنه‌ای آن زمان در دیدار با اعضای مجلس ارتجاع به صراحت گفت: «این گُسلها تا مادامی که فعّال نشده، زلزله به‌وجود نمی‌آید؛ اشکالی هم ندارد. بودن اختلافات اشکالی ندارد. اگر چنان‌چه این گُسلها فعّال شد، آن‌وقت زلزله به‌وجود می‌آید؛ سعی دشمن در فعال کردن این گُسلهاست؛ حواستان باشد» (سایت خامنه‌ای ـ ۱۶خرداد ۹۵).
    5 min