
Sign up to save your podcasts
Or


در ادامه بزم دو دلداده، ندیمان شیرین افسانه گفتن را آغاز میکنند و یکی یکی گوشهای از داستان را میگویند تا نوبت به شیرین و سپس خسرو میرسد و از زبان جمع داستان شیر شکار کردن خسرو رو میشنویم.
باب الاسد و ابن الاوی از کلیله و دمنه داستان شغال زاهدی است که به خلاف میل خود به خدمت شیر در میآید و آنجا مورد کینه و حسد درباریان قرار میگیرد
باب ملک و فنزه از کلیله و دمنه، بر خلاف بیشتر بابها هیچ داستان تمثیلی تودرتویی ندارد و صرفا مناظره پادشاه است از پرندهای که گناه بزرگی کرده است و میداند که نباید خام استدلالهای شاه شود و به قصرش برگردد.
بخشی از این مناظره را جلسه پیش خواندیم. ادامه تا انتهای باب را در این جلسه میخوانیم
خسرو و شیرین در شکارگاهی به هم رسیدند و نظامی یک چشمه از هنرش را در توصیف لحظه به هم رسیدن دو عاشق نمایش داد.
مهین بانو به برادرزادهاش، شیرین، تاکید کرد که پیش از ازدواج نباید با خسرو بخوابد و او هم قول داد که قصدی جز این ندارد.
در ادامه جلسه شیرین و کنیزکانش و خسرو و یارانش مشغول شکار و چوگان بازی شدند
خسرو از مرگ پدرش هرمز آگاه شد و به ایران بازگشت و بر تخت نشست ولی مدت کوتاهی بعد بهرام چوبینه شورش کرد و خسرو از او گریخت
شاپور به دنبال شیرین به مدائن رفت ولی دید که او را به جای بد آب و هوایی تبعید کردهاند. از آن سو هرمز، پدر خسرو و شاه ایران، هم ابتدا کور شد و بعد مرد و خسرو شاه ایران شد
داستان پادشاه و پرنده محبوبش به نام فنزه که بینشان کینهای شعلهور شد و کار به جدایی افتاد.
باب گربه و موش کلیله و دمنه هم نسبتا کوتاه است و در یک جلسه یک ساعته خوانده شد.
قصهای که رای از برهمن طلب میکند اینبار خیلی دقیق و جزئی است: داستانی درباره دو دشمن که بنا بر مصلحتی با هم متحد میشوند ولی وقتی موجب اتحاد مرتفع میشود آنها هم از یکدیگر دوری میکنند!
باب زاهد و راسو از کلیله و دمنه نسبتا کوتاه است و خواندن آن حدود بیست دقیقه بیشتر طول نکشید. حکایت زاهدی است که راسویی خانگی دارد و یکبار بر اثر نابردباری و عجله آن را میکشد و پشیمانی سودی ندارد
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners