
Sign up to save your podcasts
Or


در این قسمت اتفاق خاصی نمیافتد!
بیتهای آغازین در توصیف ذغال و آتش اند. بعد از آن شرح ملاقات خسرو با شاپور، که داستان ملاقاتش با شیرین و گفتگویشان را مرور میکند و آخر هم ملاقات با مهین بانو
خسرو و شیرین که در دیدار اتفاقی بر سر چشمه همدیگر را نشناختند به راه خود ادامه دادند و شیرین به تیسفون رسید و خسرو به ارمن.
کنیزان خسرو که به شیرین حسادت میکردند، به بنایی سفارش دادن برایش در بد آب و هوا ترین جا قصری بسازد و او را به آنجا تبعید کردند.
در ارمن اما مهین بانو از خسرو شاهانه استقبال کرد …
شیرین شبدیز را از مهین بانو گرفت و به سوی مدائن گریخت تا خسرو را ببیند. از آن طرف خسرو هم که بخاطر دسیسهای مورد غضب پدرش قرار گرفته بود به سوی ارمن گریخت تا سوی شیرین برود. این دو که از حال هم خبر نداشتند اتفاقی در چشمهای در میانه راه، جایی که شیرین داشت آبتنی میکرد همدیگر را دیدند ولی نشناختند …
در این نشست همخوانی خسرو و شیرین حکیم نظامی، میخوانیم که شیرین با شاپور، ندیم خسرو، ملاقات کرد و وصف خوبیهای خسرو را از زبان او شنید و آتش عشقش تیزتر شد …
در جلسه نهم از همخوانی خسرو و شیرین نظامی گنجهای، خواندیم که چگونه شاپور، ندیم خسرو، به جستجوی شیرین رفت و نقاشی خسرو را به درختی در تفرجگاه شیرین چسباند و وقتی که چشم شیرین به نقاشی افتاد چهها شد …
در ادامه داستان خسرو و شیرین، نظامی «شاپور» ندیم خسرو را معرفی میکند و چند بیت در وصف هنرها و جهاندیدگی او میگوید، سپس از قول او «مهین بانو» و برادرزادهاش «شیرین» و اسب شیرین، «شبدیز» را برای خسرو وصف میکند.
در شش جلسه قبلی پیشگفتار کتاب خسرو و شیرین نظامی گنجوی را خواندیم و از این جلسه سامان آزادی اصل داستان را برایمان میخواند
در این جلسه سامان آزادی بخش پایانی پیشگفتار خسرو و شیرین نظامی گنجهای را برایمان میخواند
در ادامه پیشگفتار خسرو و شیرین نظامی گنجهای، این جلسه بهنام کریمیان مدح مظفرالدین قزل ارسلان را میخواند
از پیشگفتار خسرو و شیرین نظامی گنجهای، این جلسه بهنام کریمیان «خطاب زمینبوس» را میخواند
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners