
Sign up to save your podcasts
Or


اين كتاب، به سبكي جالب و روان، به ما ياد ميدهد كه چگونه با شناخت عادتهاي كوچك و مديريت اين عادتها، هر روز يك درصد بهتر شويم. هر روز يك درصد بهتر شدن، معادل سالي 37 برابر بهتر شدن است! به قول جيمز كلير (نويسنده كتاب)، همين رفتارها و عادتهاي كوچك است كه تعيين ميكند 5 سال بعد كجا هستيم و چقدر موفق شدهايم يا شكست خوردهايم! ياد ميگيريم چگونه: ـ سيستمي طراحي كنيم كه هر روز 1 درصد بهتر شويم. ـ عادتهاي بد را بشكنيم و به عادتهاي خوب بچسبيم! ـ از اشتباهاتي اجتناب كنيم كه اغلب افراد، موقع تغيير عادات مرتكب ميشوند. ـ بر نبود انگيزه و اراده غلبه كنيم. ـ هويت قويتري بسازيم و به خودمان اعتقاد داشته باشيم. ـ براي عادتهاي جديد وقت بگذاريم (حتي وقتي زندگي با ما سر ناسازگاري دارد). ـ محيطمان را طوري طراحي كنيم كه در آن، موفقيت آسانتر باشد. ـ تغييرات كوچك و سادهاي ايجاد كنيم كه نتايج بزرگي به همراه دارند. ـ چطور وقتي در مسير اشتباهي قرار ميگيريم، مجددا به مسير درست برگرديم. ـ و مهمتر از همه، چگونه اين ايدهها را در زندگيمان به اجرا درآوريم. و بسياري موارد بيشتر...
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از طریق آدرس اینترنتی زیر با ما به اشتراک بگذارید:
مطالعهي اين كتاب به شما كمك ميكند مسير شخصي زندگيتان را، آنطور كه خودتان ميخواهيد -نه آنگونه كه ديگران به شما ميگويند- آجربهآجر بسازيد. اگر شما هم دغدغه اين را داريد كه عميقترين گوهر درونيتان را بيابيد و آن را با ظرافت پرورش دهيد و سپس عرضه كنيد و چيزي ماندگار از خودتان به اين عالم اضافه كنيد، خواندن اين كتاب براي شما بينهايت الهامبخش و كاربردي خواهد بود. يكي از خوبيهاي اين كتاب اين است كه ذهن ما را درباره مفاهيمي مثل موفقيت، توسعهي فردي، هدفگذاري و… از نو سازماندهي ميكند و خواننده را متوجه اين ميكند كه كاخهاي باشكوه طي سالها تلاش مداوم و تحمل فشار و سختي بنا شدهاند. از اين رو محتواي كتاب با نوشتار رايج كتابهاي حوزه موفقيت متفاوت است و اصولاً با يك كتاب انگيزشي مواجه نيستيم.
لطفا نظرات و پيشنهادات خود را از طريق آدرس اينترنتي زير با ما به اشتراك بگذاريد.
https://podcast.nuance-co.com/contact/
از قديم عاقل بودن را با آن حالت بي رنگ و بوي «بدون بيماري رواني بودن» توصيف كردهاند. اگرچه آنقدر درباره ديوانگي نوشتهاند كه كتابخانهها را پر ميكند، اما تا امروز كسي به فكر اين نيفتاده كه مشخصا به ايده عاقل بودن فكر كند. در جامعهاي تحت سيطره افراط و زيادهروي، خودمان را بيش از هر حالتي به ديوانگي نزديك مي بينيم. اگرچه ديوانگي را در نهايت مخرب ميدانند، اما اغلب آن را به عنوان چشمه جوشان نبوغ، فرديت و بيانگري شخصي ديدهاند. از سوي ديگر، عاقل بودن ما را سر در گم كرده.
لطفا نظرات و پيشنهادات خود را از طريق آدرس اينترنتي زير با ما به اشتراك بگذاريد.
https://podcast.nuance-co.com/contact/
جردن پيترسون روانشناس باليني، نويسنده و منتقد فرهنگي و استاد روانشناسي در دانشگاه تورنتو است و پيرامون موضوعات با رويكرد روانشناسي دين و باور ايدئولوژيك پژوهش ميكند و مينويسد. او در فراتر از نظم، 12 قانون براي پيمودن مسير پرخطر زندگي مدرن ارائه ميدهد. دكتر پيترسون در اثر قبلي خود، 12 قانون زندگي، به هزاران نفر كمك كرد تا نظم را بر زندگي آشفته خود چيره كنند و اكنون در اين اثر، كه دنباله جسورانه اثر قبلي اوست، دوازده اصل نجاتدهنده ديگر را ارائه ميدهد كه ما با به كار بردن آنها ميتوانيم به زندگي طاقتفرسا و آشفته امروزي خود نظم بخشيم. همچنين نويسنده به خواننده هشدار ميدهد كه داشتن امنيت بيش از حد نيز خطرناك است و بر خلاف كتاب قبلي، موضوع اصلي فراتر از نظم نحوه جلوگيري موثر از خطرات امنيت و كنترل بيشازحد را بررسي ميكند. جردن پيترسون در اين اثر خود استراتژيهايي را ارائه ميدهد كه خواننده به كمك آنها ميتواند بر نيروهاي فرهنگي، علمي و رواني اي غلبه كند كه باعث تمايل ما به استبداد ميشوند. او به ما ميآموزد كه چگونه، و بهخصوص وقتي خود را ناتوان ميبينيم، براي يافتن معني و هدف به غريزه خود تكيه كنيم.
خوشحال میشیم نظرات و پیشنهاداتتون رو با آدرس ایمیل زیر به اشتراک بگذارید:
آسودهگرايي ديدگاهي متفاوت به شيوه انجام كارهاست. هدف عقبنشيني از ايدئالها و انجام كار كمتر نيستء انجام دادن تمام كارهاي ضروري به بيدردسرترين شكل ممكن است. با مطالعه اين كتاب ياد ميگيريد چگونه آسودهترين مسير ممكن را براي رسيدن به اهداف خود انتخاب كنيد. «چيزي كه ياد گرفتم اين بود: ما همه ميخواهيم كارهايي را انجام دهيم كه مهم هستند. همه ميخواهيم تناسب اندام داشته باشيمء براي خريد خانه يا بازنشستگي پول ذخيره كنيمء در مسير شغلي خود به شكوفايي برسيم و با همكاران يا افرادي كه با هم زندگي ميكنيم روابط نزديكتري داشته باشيم. انگيزه كافي نيستء چون جزو منابع محدود است. براي رسيدن به پيشرفت واقعي در مسائل مهمء به راه و روشي كاملا جديد براي كار و زندگي خود نياز داريم.»
«زندان» لزوما اتاقي محصور با ميله و ديوار نيست. شايد شباهتي ميان ما و آن فيلي كه شرطي شده است وجود دارد. فيلي كه طنابي به پايش نبستهاند، اما از محوطهاي كه به آن عادت كرده، دور نميشود و به گمانش زندگي در همان محوطه چند متري خلاصه شده و هرجايي دور از آنجا يعني گمشدن. به نظر ميرسد ما نيز براي خود مرزي فرضي داريم كه پا فراتر از آن نميگذاريم. برخي از ما هنوز آن طناب را ميبينيم كه به پايمان بسته شده و برخي ديگر گمان ميكنيم بازش كردهايم و اكنون ديگر آزاديم، اما شايد اشتباه ميكنيم! هركدام از ما زنداني داريم و در آن محصور هستيم. حال ابعاد اين زندان براي همه يكسان نيست. طول آن طناب نيز براي هر فرد متفاوت است. آلن لايتمن در «خوشا اتلاف وقت» شما را در شناختن ابعاد زندانها و طول طنابها ياري ميكند. اين كتاب ميتواند جوابي قاطع براي شايدهاي بسياري باشد كه در ذهنمان ميچرخند. اين كتاب با محوريت زمان، كورسوي اميدي است به شناختن و نجاتيافتن از باتلاقي كه ما خواسته يا ناخواسته در حال غرقكردن خود و فرزندانمان در آن هستيم.
ما يك سوم تا نيمي از زمان بيداري مان را در زمان حال سپري نمي كنيم. همان طور كه نفس مي كشيم، از مكان و زمان حال «جدا» مي شويم. مغز ما اين قابليت را دارد كه ما را به اتفاقات گذشته، موقعيت هايي كه تصور مي كرديم و ساير تفكرات دروني مان منتقل كند. بدون شك تا به حال متوجه منحرف شدن ذهن خود شده ايد. زماني كه نياز داريد تا بر روي مسئله ديگري تمركز كنيد اما ناگهان ذهن شما با اراده و اختيار خودش شما را وسط موضوع ديگري پرت مي كند. ما دائما از زمان حال به سمت دنياي موازي و غيرخطي ذهن در حال حركت هستيم و ناخواسته و دقيقه به دقيقه به «درون» كشيده مي شويم. ميل ذاتي ذهن ما انسان ها به جداشدن از محيط بيرون و اتفاقات پيرامونمان، باعث ايجاد گفتگويي در ذهنمان مي شود، همان چيزي كه ما زمان زيادي از پياده روي هايمان را درگير آن هستيم. حال، سؤال اصلي كه پيش مي آيد اين است: چرا؟ تكامل موجب شده تا تنها، ويژگي هايي ماندگار شوند كه به بقا كمك مي كنند؛ بنابراين اگر اين مشخصه در مقوله بقا نمي گنجيد، انتظار نمي رفت كه انسان به چنين خودگوي نيرومندي بدل شود. اما تأثير صداي درون آن قدر پيچيده و مهم است كه ما به ندرت متوجه آن مي شويم، تازه اگر متوجه شويم! اگرچه صداي ذهن در اكثر مواقع به خوبي كار مي كند اما گاهي هم تبديل به پچ پچ هاي ذهني مي شود و زماني كه صداي درون كنار برود و پچ پچ هاي درون سر، ميكروفون درون ذهن را در دست بگيرند، افكار ما نه تنها ما را عذاب مي دهند بلكه ما را فلج مي كنند!
نويسنده اين كتاب با تسلطي تحسنبرانگيز، نشان ميدهد كه چرا هر چه دامنه انتخابهاي انسان گستردهتر، خشنودي و رضايت او كمتر ميشود. شوارتز با تشريح لايههايي از دنياي سرمايهداري و مصرفگرايي كنوني، پيآمدهاي مقدر اين سبك از زندگي را اضطراب، پشيماني از آنچه برگزيدهايم و آنچه را كه انتخاب نكردهايم، و در نتيجه ناشادي و افسردگي ميداند. در فصولي از كتاب روشهاي كاستن از نارضايتي در دنياي پرآشوب كنوني را مينمايد. كتاب حاضر در زمره 50 اثر كلاسيك روانشناسي در 100 سال اخير در قلمرو سلامت روان و بهزيستي است. مطالعه اين كتاب نه تنها براي روانشناسان، روانپزشكان و جامعه شناسان و ... مفيد بلكه براي عموم سودمند خواهد بود.
نظرات و پیشنهادات خود را با نوآنس به اشتراک بگذارید
بيشتر روانشناسان و دانشمندان علوم سياسي بر اين باورند كه افراد معمولي خام و زودباور بوده، به سادگي تحت تاثير عوامفريبان و شارلاتانها قرار ميگيرند و شيفتهي اخبار جعلي و تئوريهاي توطئه ميشوند. هوگو مرسيه دانشمند علوم شناختي در اين كتاب جذاب تصويري كاملا متفاوت از طبيعت انسان ارائه ميكند. او با تكيه بر نظريهي تكامل و براساس تحقيقات روانشناختي و مطالعات تاريخي، از تعقل و ديرباوري بشر دفاع كرده و نشان ميدهد كه ادعاي زودباوري بشر، فاقد شواهد تجربي است. (بشر سادهلوح نيست) كتابي بديع، بحثانگيز و حقيقتاٌ جذاب است.
ما در عرصه قبيلهگراييء قطببندي و جدايي شديد افراد و تفرقه اجتماعي به سبب دينء عقايد سياسيء نژادء قوميت و گاه جنسيت زندگي ميكنيم. چرا اين طور شد؟ در كتاب همنوايي پروفسور سانستين استدلال ميكند كه كليد ايجاد معنا در اين جهان از هم گسيخته درك ايده همنوايي است . اين كه همنوايي چيست و چگونه كار ميكند. درك همنوايي پرده از راز بسياري از مسائل و موضوعاتي كه امروز با آن روبرو هستيم برميدارد نقش رسانههاي اجتماعيء ظهور اخبار جعلي ء رشد اقتدارگراييء عملكرد آزادي بيانء بحث در مورد مهاجرت و مسائلي از اين دست.
From the publisher's feed

536 Listeners

2,117 Listeners