
Sign up to save your podcasts
Or


همه ما خواستههای مشابه و زیادی داریم و تا حدودی میدونیم که برای رسیدن به خواستههامون باید چی کار کنیم. اما وقتی پای عمل میرسه، به جای تلاش کردن برای رسیدن به خواستههامون تو خیالاتمون بهشون میپردازیم و برای تلاش نکردنمون عذر و بهونه میاریم. اینجاست که آدمای موفق و ناموفق راهشون از هم جدا میشه. بازندهها عذر و بهونه میارن ولی برندهها تلاش میکنند و پیشرفت میکنن.
حالا از کجا بفهمیم دلایلی که به نظرمون مانع تلاش کردنمونه بهونهست یا واقعاً مانعی تو مسیرمونه؟
خیلی سادهست. فقط کافیه هر وقت دلیلی اومد تو ذهنمون از خودمون بپرسیم که آیا کسی هست که با شرایط مشابه من تونسته باشه تو این مسیر موفق بشه؟ اون وقته که میبینیم آدمایی هستند که با شرایطی حتی سختتر از شرایط ما هم موفق شدند... پس ما داریم بهونه میاریم.
حالا اگه بخوایم برای موفقیت قدمی برداریم باید از کجا شروع کنیم؟
...
No Excuses!: The Power of Self-Discipline
نویسنده: برایان تریسی
فروشگاه اینترنتی جیحون
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید
در اولین نوسانِ نوآنس رضا غیابی از میلِ میانبر طلبیِ ما برای رسیدن به موفقیت در کوتاهترین زمان، سخن میگوید.
میانبر زدن به راحتی میتواند نفس خطر باشد. خطری ملی و مربوط به فرهنگ خودمان که دائم در حال مدح کسانی است که یک شبه ره صد ساله رفتهاند.
در فرهنگِ دور سرزمین ما واژگانی چون تلاش، پشتکار و سختکوشی از معیار ارزشی والایی برخوردار بودهاند به طوری که به آسانی به هر کسی این کلمهها و صفات اطلاق نمیشد. اما امروزه الفاظِ زرنگبازی، بچه زرنگ، دودَر کردن و پیچاندن در مقابل واژگان فوق قرار گرفتهاند و بار منفی خود را از دست دادهاند و نیز از صفاتِ ارزشی یک فرد در عرصهی اقتصاد و ثروت دستهبندی میشوند.
در فرهنگِ امروز کمتر جملهی اول شاگردی کن بعد اوستاکاری را میشنویم چون هر کس در ظنِ خود اوستایی است که به او اجازهی عرض اندام و کار ندادهاند و به راحتی میتواند کاری که هر کسی میکند را انجام دهد و چه بسا زودتر هم به نتیجه برسد. این نتیجه چیست که ما بیتلاش و حرکتی پویا در پی آنیم؟ این میلِ یک شبه ره صد ساله رفتن از کجا نشأت میگیرد؟
چرا دیگر کسانی مانند پدربزرگهایمان که دستهای پینه بستهشان روزگاری نشانِ تلاش و زحمت و رحمت بود امروز برایمان معنای تلاشِ عبث برای رسیدن به هیچی گرفته است؟ چرا اختلاسگران به
مثالهایِ موفقیت تبدیل شدهاند؟
متن کامل مقاله در نشریهی اقتصادی، فرهنگی طراحان ایده شماره ۳ و ۴ منتشر شده است.
نویسنده و گوینده: رضا غیابی
تهیه شده در استودیو نوآنس
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
وقتی از استعداد حرف میزنیم، معمولا به این فکر میکنیم که استعداد چیست؟ چگونه میتوانیم استعدادهای خود را کشف کنیم و پرورش دهیم؟
رویکرد رایج در حوزه توسعه فردی و موفقیت این است که بر نقاط ضعف خود تمرکز کنیم. اما شیوهای متفاوت، تمرکز بر نقاط قوت است.
دونالد کلیفتون، پدر علم نقاط قوت، در دهه شصت میلادی، نظریه نقاط قوت را مطرح کرد. او باور داشت برای پاسخ به این پرسش که چه استعدادی داریم، باید فهرستی مشخص از استعدادها در دست داشت. به این ترتیب او و همکارانش به فهرستی از سی و چهار استعداد دست یافتند که در میان افراد مشترک است. کلیفتون ترجیح میداد به جای استفاده از کلمه استعداد، از واژه توانایی یا نقطه قوت استفاده کند. او اعتقاد داشت هر فرد دارای مجموعهای از این تواناییهاست که در مجموع، نقاط قوت او را تشخیص میدهد. کتاب ۵ نقطه قوت برتر خود را بشناسید دومین کتاب از موسسه گالوپ است، که نظریه کلیفتون و شیوه استفاده از آن را آموزش میدهد.
StrengthsFinder 2.0
نویسنده: تام راث
فروشگاه اینترنتی جیحون
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید
کتاب هوش مثبتنگر حاصل تحقیقات پروفسور شیرزاد چمین است. نتیجه این تحقیقات معرف ده خرابکاری ذهنی است که توان بالقوه ما را به هدر میدهند. با شناسایی و خنثی کردن این خرابکاریهای ذهنی، میتوانید از حداکثر تواناییها در زندگی شخصی و شغلی بهره ببرید. در حالی که هوش علمی و هوش هیجانی، تعیین کننده میزان توان بالقوه شما هستند، این هوش مثبت است که مشخص میکند تا چه حد قابلیت استفاده از این تواناییها را دارید. با درک مفهوم هوش مثبت متوجه خواهید شد که ذهن شما در چند درصد از زمان به عنوان دوست شما رفتار خواهد کرد. خبر خوب این است که هوش مثبتنگر قابل رشد است و در طی ۲۱ روز میتوانید به میزان قابل ملاحظهای بر آن بیفزایید.
Positive Intelligence
نویسنده: شیرزاد چمین
فروشگاه اینترنتی جیحون
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید
خانم «آنجلا داکورث» در کتاب «سرسختی» به تمام کسانی که به دنبال موفقیت هستند از جمله ورزشکاران و فعالان حوزه کسب و کار و به معلمان و والدین نشان میدهد که راز موفقیت به اندازهای که به اشتیاق واستقامت بستگی دارد، به استعداد وابسته نیست. او این مفهوم را سرسختی نامیدهاست.
روانشناسان دههها در جست و جوی راز موفقیت بودهاند، اما آنجلا داکورث کسی است که آن را یافت. سالهای سال است که ما در افسانه استعدادهای ذاتی گرفتار شدهایم، اما آنجلا ما را راهنمایی میکند تا درک واقعیتری از نحوه رسیدن به اهدافمان پیدا کنیم. او توجه ما را به این ایده جلب میکند که هر انسان عادی میتواند با تمرین و اشتیاق، به موفقیتهایی همانند افراد بااستعداد دست پیدا کند. این کتاب به مغز شما راه پیدا میکند، جایی که به آن تعلق دارد.
Grit: The Power of Passion and Perseverance
نويسنده: آنجلا داكورث
فروشگاه اينترنتي جيحون
لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را با ما به اشتراك بگذاريد.
.در کتاب «طرز فکر» خانم «کارول دوک» بیان میکنه که چطور میتوان با تغییر طرز فکر، استعدادهای بالقوه خود را بالفعل تبدیل کرد.
طرز فکر مبحثی نوین، ساده اما به شدت تاثیرگذار است. کارول دوک در کتاب طرز فکر افراد را به دو دسته تقسیم کرده است. دستهای كه به ذاتی بودن تواناییها و استعدادهایشان اعتقاد دارند و دستهی دیگر که به امکان پیشرفت و رشد در زمینههای مختلف باور دارند. دسته دوم اشخاص معمولا ریسک قبول شکست را میپذیرند ...
Mindset: The New Psychology of Success
نویسنده: کارول دوک
کتاب طرز فکر توضیح میدهد که چطور میتوان طرز فکر ثابت را به طرز فکر رشد تغییر داد.
فروشگاه اینترنتی جیحون
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید
کتاب «ایگو دشمن من است» درباره موفقیت نیست. درباره قهرمان شدن هم نیست. کتابیست درباره غرور وخودخواهی. اهمیت این داستانها در درسهای پی در پی، که در صفحات کتاب مطرح میشوند نیست، بلکه در مفهوم منسجمیست، که خواننده را با معنای ایگو وحضور آن در تک تک مراحل زندگی آشنا میکند.
Ego Is the Enemy
نویسنده: رایان هالیدی
این کتاب داستان پسر نوزده سالهای نیست که دانشگاه را رها میکند تا به کارآفرینی موفق و نویسندهای پرطرفدار تبدیل شود. حتی داستان شهرت و بدنامی همنیست. وقتی موفق میشوی، همیشه این وسوسه وجود دارد که داستان زندگیات را برای دیگران بازگو کنی. میخواهی دیگران را از رضایتمندیات باخبر کنی و حتی معنایی هم به این ماجرا ببخشی. اما چنین داستانی به هیچ عنوان صادقانه نیست. این کتاب داستان زمین خوردنهاست. داستان تنشها و وسوسهها، خطاهایی که از میان فیلم زندگی ما دستچین شدهاند. همان زمانهایی که دوست نداریم دربارهشان صحبت کنیم. با این حال، این کتاب ماجرای یک لحظه خارقالعاده در تحول یک انسان هم نیست، بلکه روایت لحظه به لحظه دگرگونی کسیست که تلاش میکند خود را از چنگ منیت و خودخواهی برهاند.
فروشگاه اینترنتی جیحون
انتشارات پندار تابان در اینستاگرام
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
دهههاست که شنیدهایم مثبت فکر کنید تا کلید موفقیت و ثروت را بیابید. مارک منسون با کتاب هنر ظریف بیخیالی به تمام
تصورات ما از حالِ خوب حمله میکند و باورهای جامعه مدرن را در ارتباط با موفقیت به چالش میکشد
The Subtle Art of Not Giving a F*ck
by Mark Manson
کتاب هنر ظریف بیخیالی، دومین اثر منتشر شده از مارک منسون و از جمله کتابهای شاخص در حوزه خودیاری است
مطالب کتاب هنر ظریف بیخیالی قبل از چاپ در وبلاگ منسون به صورت پراکنده مطرح شده بود و بعدها منسون این مطالب را در قالب کتاب در سال ۲۰۱۶ به چاپ رساند
انسانِ دنیای امروز آنقدر درگیر مشغلههای مختلف است که فرصت و انرژی لازم را برای اهمیت دادن به همه مسائل و موضوعها ندارد و از طرفی دیگر این دنیای رنگارنگ ذهن ما را از تمرکز و ارزشگذاری بر روی اصلِ موضوعها دور کرده و به حاشیه رانده است. اینجاست که مارک منسون میگوید باید بیخیال، خیلی چیزها بشویم تا بتوانیم تمام فکر و ذهن و انتخاب و تصمیمهایمان را روی گزینههای محدود و مشخص متمرکز کنیم
ما انسانها به گونهای تکامل یافتهایم که انگار باید همیشه به چیزی بیش از حد اهمیت بدهیم. اما این راه درست نیست. وقتی از بیخیالی حرف میزنیم، منظورمان بیتفاوتی نیست. پرسش غایی شاید این باشد که به چه چیزی باید اهمیت بدهیم و به چه چیزی نه! و باید آماده باشیم که چگونه از کنار آنچه اهمیت ندارد بیخیال عبور کنیم
بیخیالی یعنی ما خردمندانه اهدافی را برای مهم بودن و اهمیت داشتن انتخاب کنیم و به سختیها و مشکلاتی که در راه رسیدن به آنها مواجه میشویم، اهمیت ندهیم. پس فرد بالغ، گزینشی عمل میکند و به چیزهایی اهمیت میدهد که ارزش اهمیت دادن داشته باشند. بنابراین بیخیالی ساده است اما آسان نیست.
زندگیِ بدون رنج و سختی وجود ندارد و زندگی واقعی سرشار است از مشکلاتٰ، رنج و برد و باختها. پس در مسیر زندگی ارزشها و معیارهای خودمون را بشناسیم و به خاطر آنها خودمون را به آب و آتش بزنیم
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
پادکست تختخوابت رو مرتب کن حاصل برخی از تجربیاتی است که مک ریون (دریا سالار آمریکایی) در طول دوره خدمت کسب کرده است. مک ریون با رویکردی عمیق هر یک را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. حاصل این بررسی عمیق، شناسایی ارزشهای اخلاقی است که میتواند در مسیر موفقیت به ما کمک کند. برخی از ارزشهای اخلاقی در ادامه آمده است ولی سناریوی کامل آن را میتوانید در پادکست تختخوابت را مرتب کن بشنویم.
· برای اینکه در زندگی انگیزه داشته باشیم لازم نیست که کار عجیب و غریبی انجام دهیم. گاهی انجام یک کار بسیار ساده مثل مرتب کردن تختخواب میتونه انگیزه شروع یک روز خوب باشه.
· کار تیمی در رسیدن به موفقیت اهمیت زیادی دارد. لازمه که بدونیم هیچکس به تنهایی نمیتونه از پس کارها بربیاد. هیچ فرماندهای به تنهایی تو جنگ پیروز نمیشه .
· معمولا در انجام کار تیمی صفتهای اخلاقی گوناگونی مشاهده میشود. مثلا شرایطی را در نظر بگیرید که در یک تیم قایقرانی ۷ نفره یکی از اعضای تیم دچار آسیبدیدگی یا بیماری شده باشد. سایر اعضای تیم باید با تلاش بیشتر جای خالی او را پرکنند.
· در کسب موفقیت و رسیدن به هدف عزم و اراده مهمتر از استعداد است. پس لازمه که در مسیر رسیدن به هدف تمام سعی و تلاش خودمان را انجام دهیم.
· اینکه علت بروز مشکلات را گردن دیگران بیندازیم نه تنها سخت نیست بلکه در مواردی لذتبخش هم است. ما خیال میکنیم که سرنوشت علیه ماست و دست از تلاش برمیداریم.
· اگر نمیتوانیم بهتر باشیم نتیجهاش این نیست که دست از تلاش برداریم. بلکه باید بدانیم که شکستهای قبلی است که ما را قویتر میکند.
· ما باید شجاعت انجام کارهای بزرگ و انتخاب هدفهای ارزشمند را در خود ایجاد کنیم.
· داشتن امید در انجام کارها، قویترین نیرو در دنیای ماست.
· گاهی اوقات باید ریسک کنید و در سختترین شرایط زندگی، بیشترین تلاش رو بکنید. هرگز تسلیم نشید و برای بهتر شدن نهایت سعی خود را انجام دهید.
· اگر از شکست بترسیم هیچ وقت به چیزی که استحقاقاش را داریم نمیرسیم
باید بتونیم به محدودیتهامون غلبه کنیم بدون نشون دادن جسارت هرگز متوجه نمیشیم که چه چیزی برای ما انجامپذیره ...
پادکست «قانون ۱۰ برابر» روش تضمین کنندهای رو میگه که، چطور از آن چیزی که تصور میکنیم، بیشتر بدست آوریم. قانون ۱۰ برابر در هر جایی کاربرد داره. مثلا در بخشهای مالی، سلامت جسمی و حتی روابط عاطفی میتونیم از قانون ۱۰ برابر استفاده کنیم.
پادکست قانون ۱۰ برابر به ما یاد میده که اهداف سطح پایین و طولانی مدت انتخاب نکنیم. البته اشتباهات دیگری هم برای هدفگذاری وجود داره. مثلا دست کم گرفتن منابع و پول مورد نیاز برای رسیدن به هدف یا حتی مقدار تلاشی که برای رسیدن به آن نیاز داریم ...
اگر در محاسبه تلاش در رسیدن به موفقیت اشتباه کنیم خیلی زود ناامید میشیم. معمولا ما پیشبینی خوش بینانهای نسبت به انتخاب اهدافمون داریم و درست به همین دلیل تصمیمات اشتباه میگیریم و زود میدان نبرد رو ترک میکنیم. لازم است که این مطلب را در ذهن مرور کنیم که چیزی به عنوان موفقیت یک شبه وجود نداره ...
From the publisher's feed

536 Listeners

2,117 Listeners